بخشی از مقاله

چکیده

با توجه به شرایط موجود و نگرش دانشآموزان نسبت به درس انشاء و میزان موفقیت شاگردان و نمرات آنها دراین درس و یادگیری طوطیوار و ضعیف فراگیران در دوره اول متوسطه ضرورت ایجاب میکند که عوامل و فرآیندهای اثر بخشی در یادگیری درس انشاء در دوره اول متوسطه شناسایی میشود و نکات جزئی آن به کار گرفته شود؛ تا این مسائل بهبود یابد و تا حد ممکن تقویت گردد.

بنابراین در این مقاله آن دسته از فرآیندهای بسیار قوی و مؤثر در یادگیری درس انشا شامل: ویژگیهای شخصیتی و علمی معلم، ویژگیهای شاگردان، آمادگی معلم، شاگرد و مواد آموزشی، تجارب گذشته شاگردان، موقعیت و محیط یادگیری، روش تدریس معلم، تمرین و تکرار، انگیزه و هدف، خانواده و برنامهریزیهای آموزشی مورد توجه قرار گرفته است و نکات کاربردی و قابل استفادهای برای توضیحات هر یک از عناوین ذکر شده بیان گردیده،از سوی دیگر گام ها وراهحلهای مؤثر در پیشرفتهای درس انشا ذکر شده است. امید است که زمینهای باشد تا نگرش همکاران و دانشآموزان نسبت به این درس مثبت شود و مورد عنایت همکاران قرار گیرد.

مقدمه:

درباره انشاء، اهمیت آن، جایگاه آن و جذاب نمودن آن تحقیقات و پژوهش های گوناگونی انجام شده است که به ذکر پارهای از این تحقیقات میپردازم.

تحقیقی توسط محمد تقی میکائیلی در سال - 1388 - پیرامون جایگاه درس انشاء در مدارس آمده ایشان اظهار داشتند درس انشاء یکی از موارد مرتبط با ذهنیت، خلاقیت ذهنی، تصویر سازی و صحنه آفرینی است و اهمیت آن را زمینه ساز یادگیری خلاق، عادت به فکر، تأمل و تدبر دانست و اشکال اساسی در این درس ناشناخته ماندن جایگاه این درس که در جای خودش در نظر گرفته نشده است و با اختصاص دادن چند نمره که در آیین نگارش و درس زبان فارسی به آن داده شده جبران این همه کمبود را نمیکند و دبیان نیز به طور سلیقه ای عمل میکنند و دانش آموزان درک کاملی از موضوع و مفهوم ندارند.

همچنین ضعف پایه های تحصیلی وعدم مطالعه کتاب های غیر درسی و کم توجهی مسؤلان را علت عمده این مشکل است. لذا مسؤلین، کارشناسا ن وسر گروههای آموزشی در موقع بازدید از مدارس کمتر به درس انشاء توجه میکنند و همچنین مؤلفان به تدوین و کتابهای مخصوص و تدریس آنها که برای اصلاح انشاء مؤثر است بپردازند. ساعات انشاء را افزایش دهند، از دبیران ادبیات استفاده کنند.

تحقیقی که توسط کاظم کشتاقی پیرامون بررسی علل ناتوانی دانش آموزان در نوشتن در دوره ابتدایی سال1390 به عمل امده به شرح زیر است ایشان معتقدند که این ضعف از مقاطع پایین به مقطعهای بالاتر سرایت کرده به طوری که از نوشتن یک عبارت کوتاه و متن ساده و یا نامه های اداری و شخصی درمانده اند ضعف در مکالمه هایشان دیده میشود و باید ازدوره ابتدایی، این مشکل برطرف شود.

و به وسیله استفاده از روش های متفاوت و متنوع تدریس و امکانات برای غنی سازی محیط یادگیری بهره گرفت و دقت و تمرکز دانش آموزان را تشویق به دادن کنفرانس کنیم که بتوانند به راحتی افکار خود را بیان کنند تا قدرت بیان آنها تقویت شود و دیگر اینکه دانش آموزان بتوانند گفته های خود را بنویسند و آنهارا گسترش دهند و متنی نو بسازند. روی گفتههای خود تمرکز دانته باشند. در ضمن باید توجه آنها را به این نکته جلب کرد که اهمیت دادن به انشاء و نگرش مثبت باعث افزایش اعتماد به نفس و همکاریهای اجتماعی و خلاقیت آنها میشود.

تحقیق دیگری توسط زهرا بهرامیان در سال 1392در رابطه با جذب نمودن درس انشاء نوشته است چنین آورده که باید ابتدا از تجربیات اولیای دانش آموزان کمک گرفت که آنان تا چه اندازه میتوانند به فرزندانشان یاری رسانند و فقط معلوماتی که دارند هدایت میکنند خود معلم نیز باید دائما در تکاپو باشد و به مطالعه کتاب های مختلف آیین نگارش و رهیافتهای آموزشی و تربیتی در درس انشاء بپردازد. ایشان ممتزکر شدند چون توجه جدی و پیگیر به دس انشاء شده ضعف هم در معلمان و هم در دانش آموزان حفظ میشود، ضعف معلم در این است چون نمبتواند با رهنمودهای بارز و گوناگون توجه دانش آموزان را به انشتاء جلب کند و خودش مهار ندارد و خودش به ناچار به دروس دیگری میپردازد

به هر حالدر هر عصر و شرایطی ضرورت دارد انسان به میزان یادگیری، کیفیت یادگیری و خصوصاً عوامل و فرآیندهای اثر بخش و گام های مؤثر در پیشرفت آن توجه وافی و مطلوب را داشته باشد، چرا که از یک طرف انسانی که به فرآیندهای یادگیری معرفت کافی دارد، راحتتر، سریع تر و با کیفیت بالاتر یاد می گیرد، و از سوی دیگر در پیش همگان و در هر موقعیت اجتماعی و حتی از جهت ویژگی درونی و روحی احساس موفقیت میکند.

بنابراین به نظر میرسد آشنایی با فرآیندهای اثربخشی در یادگیری درس انشاء به عنوان درس کلیدی و با ارزش و درسی که قوه تفکر و خلاقیت را افزایش میدهد، امر جدی و مهمی میباشد، که ما سعی داریم در این مقاله به صورت کلیدی مطالبی را در این خصوص ابراز داریم.

فرآیندهای اثر بخشی در یادگیری:

منظور از فرآیندهای اثر بخش این است که: کلیه شرایط، عوامل، تجهیزات و نیروی انسانی پویا، جاری مستمر و پیوسته باشند و بتوانند در پیشرفت یادگیری و تحرک و میزان آن در دانش آموزان اثر گذار باشند، دانش آموزان نسبت به درس انشاء علاقه بیشتری بیایند و با مفاهیم و نحوه تدوین و نگارش و بیان آن در کلاس راحت تر و سریع تر آشنا شوند و به آن به عنوان یک درس مهم نگاه کنند.

فرآیندها عبارتند از:

الف - ویژگیهای شخصیتی و علمی معلم

اساسی ترین عامل برای ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق هدف های آموزشی، معلم است؛ اوست که میتواند کمبود امکانات آموزشی را جبران کند یا برعکس، بهترین موقعیت و موضوع تدریس را با عدم توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب به محیطی غیرفعال و غیر جذاب تبدیل کند.شخصیت او نیز در ایجاد شرایط یادگیری و تغیر و تحول شاگرد تأثیر گذار است.

ویژگیهای شخصیتی معلم خود به دو جزء تقسیم میشود: -1 معلم شاگرد نگر -2 معلم درس نگر

معلم شاگرد نگر، شاگردان را هسته مرکزی فعالیت خود قرار میدهند و آنان را محور اصلی فعالیتهای آموزشی میدانند.

اما معلم درس نگر، بیش تر به درس اهمیت میدهد تا پرورش شاگردان، این گروه به شاگردان و تفاوتهای فردی آنان توجه کافی ندارند یا آن را چندان مهم تلقی نمیکنند. به نظر این گروه شاگردان موظفند که درس را به طور کامل یاد بگیرند و به معلم پس بدهند. به اعتقاد افراد این گروه حقایق علمی شاگردان را برای زندگی اجتماعی آماده میسازد و به همین دلیل کسب دانش در درجه اول اهمیت قرار دارد.

گروه درس نگر را میتوان به گروه کوچک تر »درس نگر علمی « و »درس نگر فلسفی« تقسیم کرد. گروه درس نگر علمی بیش تر به رشته های علمی علاقمند هستند و میکوشند تا از این نظر، دانش خود را روز به روز گسترش دهند. با آن که مطالب درس آن ها گیرایی درس های فلسفی و اجتماعی را ندارد، به سبب اطلاعات وسیعی که در رشته های علمی دارند، میتوانند شاگردان را به سوی خود جلب کنند.

تأثیری که معلمان درس نگر علمی در شاگردان میگذارند، ناشی از شخصیت آنان نیست، بلکه زاده وسعت اطلاعات آن هاست. چنین تأثیری معمولاً تعلیمی است نه تربیتی ولی به طورغیر مستقیم شاهد تأثیر تربیتی هم هستیم.

اگرچه علاقه این گروه از معلمان بیش تر به رشته های علمی و مواد درسی است تا شاگردان، دلبستگی آنان به علم باعث میشود که گاهی شاگردان با علاقه فراوان در کلاس درسشان حاضر شوند؛ این گروه از معلمان اگر به نیاز و علاقه شاگردان توجه کنند و با آن ها ارتباط مطلوب برقرار کنند، میتوانند معلمان خوب و مفیدی باشند و تأثیر مثبتی در شاگردان بگذارند.

گروه درس نگر فلسفی با این که به درس بیش تر از شاگردان توجه دارند اما چون اغلب به مسائل کلی و اجتماعی میپردازند، کلاسشان گیراست. شاگردان نسبت به این معلمان گرایش بیش تری دارند. این گروه با شخصیت بارزی که داررند به عنوان سرمشق و انسان آرمانی مورد توجه شاگردان واقع میشوند و تمام توجه آنان را به خود جلب میکنند تا جایی که شاگردان نسبت به ویژگیها و امکانات خود غافل میشوند و برای بسط شخصیت خود جمالی نمییابند.

چنین معلمانی، معمولاً به فردیت شاگردان توجه نمیکنند و به روش تدریس هم اعتنایی ندارند، اما به علت آرمان گرایی خاص و شخصیت بارز و نافذی که دارند شاگرد را مجذوب خود میکنند؛ به طوری که شاگردان نه تنها آنان را به راحتی میپذیرند بلکه الگوی زندگی خود نیز قرار میدهند.

شخصیت معلمان را نیز میتوان به دو دسته »معلمان رفاقت طلب« و »معلمان اقتدار طلب« تقسیم کرد.
منظور از اقتدار طلب، لزوماً دستور یا فرمان ظالمانه نیست، ممکن است فردی را خیلی دوست داشته باشیم ولی با او با اقتدار رفتار کنیم؛ مانند برخی از والدین یا معلمان. میتوان گفت که حالت و نوع اقتدار ممکن است مضر یا مفید، عادلانه یا ظالمانه، مؤثر یا بی اثر باشد. پس وقتی میگوییم »معلم اقتدار طلب« باید دو نوع رفتار را در نظر مجسم کنیم:

-1    رفتاری که بیش تر دستوری و آمرانه ولی ناشی از دلسوزی و نیکخواهی است، نه خشم و خصومت.

-2    رفتار آمرانه معلمی که چندان علاقه وتوجهی به شاگردان ندارن و به طور کلی عصبی و ضعیف النفس است.

ب - ویژگی شاگردان

فرآیند رشد شاگردان، علایق، میزان انگیزش، بلوغ عاطفی، سوابق اجتماعی، تجارب گذشته، فعالیتهای عقلی و اخلاقی و اجتماعی. صفات شاگردان مانند: - راستگویی، دروغگویی، شهامت، ترس، اضطراب، پرخاشگری، تلاش و تحمل سختی و... - ، نیازها، معلومات قبلی و طرز فکر و موارد بی شمار دیگری در میزان و کیفیت یادگیری آنان مؤثر است. بنابراین معلم انشاء باید به این موارد بسیار مهم توجه کند و مطابق سطح درک و فهم شاگردان مطالب خود را عرضه کند تا میزان علاقه شاگردان را نسبت به درس انشاء افزایش دهد و بر اساس آن یادگیری عمیق حاصل شود.

ج - آمادگی - معلم وشاگرد و مواد آموزشی - :

-1 آمادگی معلم:

نقش مؤثر و کلیدی در فرآیند یادگیری به عهده معلم است. معلم باید در نظر بگیرد که در کلاس چه میخواهد بگوید، چگونه میخواهد کلاس را شروع کند، چه هدف هایی را میخواهد تحقق ببخشد، چگونه می خواهد در کلاس ایجاد انگیزه کند و این انگیزه را تا پایان کلاس استمرار بخشد و سرانجام درس را چگونه می خواهد به پایان برساند. علاوه بر آن باید اطلاعات خود را به روز کند و در زمینه موضوع مورد تدریس مطالعه کافی داشته باشد و به طور کلی با تسلط کافی وارد کلاس شود.

-2 آمادگی شاگرد:

تا فراگیر به درس معلم توجه نکند و در اجرای فعالیت های آموزشی با معلم همکاری نکند تدریس به مفهوم واقعی و عملی آن صورت نخواهد گرفت و یادگیری اتفاق نخواهد افتاد. تجربه نشان داده است که در آغاز ورود به کلاس، اغلب شاگردان هنوزمتوجه فعالیت هایی هستند که قبل از آمدن به کلاس افکار آن ها را به خود مشغول داشته است. بنابراین در شروع کلاس این موضوع مهم تکلیف معلم است که توجه و افکار شاگرد را به طور جدی متوجه کلاس و شروع درس کند و آنان را از هر جهت آماده یادگیری نماید.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید