بخشی از مقاله
چکیده
با رشد زیستفناوري در کشور، شاهد افزایش موضعگیريهاي منفی نسبت به توسعه این فناوري و اصل سودمندي آن، در برخی رسانهها و حتی از سوي مسئولان به استناد ادعاهاي بیپایه و غیرعلمی فراوانی هستیم. این جریان که با عنوان زیستفناوريهراسی از آن یاد میشود، گاه داراي منشأ سیاسی و اقتصادي است که از برخی رویکردهاي علمی در حوزه فلسفه تکنولوژي و اخلاق زیستی نیز بهره میبرد. مقاله حاضر تلاش دارد ضمن شناسایی مبادي سیاسی و اقتصادي و تحلیل رویکردهاي فلسفی مورد استفاده آنها، به تصمیمگیري صحیح مراکز سیاستگذاري و متولی توسعه زیستفناوري در کشور یاري رساند.
مقدمه
با آنکه در اسناد بالادستی همچون برنامههاي پنجساله، سند چشمانداز بیستساله و سند ملی زیستفناوري بر حمایت از نوآوريهاي زیستفناوري تأکید و پیشبینیهایی براي آینده این صنعت در نظر گرفته شده است، در میان برخی مسئولان و تصمیمگیريهاي آنان، رویکردي منفی حتی نسبت به اصل سودمندي زیستفناوري مشاهده میشود. بخشی از این تشتت در مواضع، سیاستگذاريها، قانونگذاريها و تصمیمگیريهاي نهادهاي مرتبط با زیستفناوري ناشی از گرفتار شدن در جریان زیستفناوريهراسی است.
این جریان داراي مبادي سیاسی است که از طریق برخی کشورها و شرکتهاي بزرگ هدایت میشود و در صورت امکان از مبانی فلسفی در مخالفت با علم مدرن و فناوريهاي جدید و رویکردهاي موجود در اخلاق زیستی بهره میبرد. شناخت و تبیین این منشأها مهمترین گام در جلوگیري از پیوستن ایران به جمع کشورهایی است که چنین جریانهایی به رشد علم و اقتصاد در آنها ضربه زده است.
منشأ سیاسی و اقتصادي زیستفناوريهراسی
دقت در حوزه فعالیت رسانههاي مذکور نشان میدهد مرکز این جنگ تبلیغاتی در برخی کشورهاي اروپایی به ویژه آلمان و فرانسه واقع شده است. اگرچه محصولات تراریخته به طور عادي در همه کشورها مصرف میشود و تا کنون موردي از خطرات ادعایی گزارش نشده است، تولید آن در اروپا هدف حملات شدیدي از سوي گروههاي زیست محیطی و رسانهها قرار دارد.
در نتیجه، حتی کاشت محصولات تراریخته که طبق قوانین سختگیرانه کشورهاي اروپایی مجوز تولید گرفتهاند نیز با محدودیتهاي جدي روبرو شده و مزارع آن در موارد زیادي تحت عنوان »نافرمانی مدنی« و اعتراضات مردمی تخریب شدهاند - . - Nüsslein, 2008 پروفسور کریستین نوسلین ولهارد1 برنده نوبل پزشکی - 1995 - ، در مصاحبه با هفتهنامه آلمانی فوکس در این باره میگوید: به اکثر آلمانیهایی که از مصرف محصولات تراریخته هراس دارند گفته شده با خوردن این محصولات ژن خاصی به بدن آنها منتقل خواهد شد.
در حالی که این از نظر علمی کاملا غیرمنطقی است - - Nüsslein, 2008 بنابر سخنان این استاد آلمانی گروههاي قدرتمندي مانند صلح سبز به ایجاد این هراسها دامن میزنند و زیستفناوري سبز را در عمل به یک تابوي اجتماعی بدل کردهاند. در آلمان هیچ آیندهاي براي دانشمندان زیستفناوري متصور نیست و پیآمد این شیوه آن است که آلمان به طور استثنایی آنها را به دیگر کشورها کوچ میدهد. . - Nüsslein, 2008 - قرائنی وجود دارد که نشان میدهد تلاش امریکا براي شکست اروپا در رقابت اقتصادي و حتی استثمار آن - ر.ك: میسان، - 1389 از دلایل صرف هزینههاي کلان در راهاندازي این گونه گروهها و ایجاد جنگ رسانهاي در کشورهاي اروپایی علیه زیستفناوري است.
زیستفناوريهراسی رسانهاي
مقابله با توسعه زیستفناوري در برخی کشورهاي اروپایی به مدد جنجالهاي رسانهاي جنبه عمومی یافته است. به حدي که گاه شرکتهاي زیستفناوري گیاهی از ترس حملات پی در پی گروههاي مبارز فعالیت خود را متوقف یا مخفی میکنند.1 اثرات این فشارهاي رسانهاي با ایجاد جوي منفی در جامعه و ایجاد انتظار در مردم نسبت به وارد عمل شدن نهادهاي سیاسی و قانونگذاري، گاه سیاستمداران کشورهاي اروپایی را وادار ساخته محدودیتهاي شدیدي بر فعالیتهاي دانشمندان زیستفناوري اعمالکنند، حتی اگر هیچ مستند علمی درکار نباشد.
براي نمونه، استفن راسچن2 دانشمند زیستفناوري آلمانی، به سختی توانسته است در ایالت جنوبی باواریا که دولتی مثبتنگر نسبت به زیستفناوري دارد، براي پژوهش خود راجع به اثرات زیستی ذرت تراریخته از سال 2005 زمین دریافت کند. اما وي میگوید وادار شده است این مکان را نیز تغییر دهد. با نزدیک شدن انتخابات سپتامبر 2008، وزارت کشاورزي و جنگلداري این ایالت تصمیم گرفت پژوهشهاي زیستفناوري را در باواریا متوقف کند - . - Roschen, 2009, 318 .19 زیرا حزب اتحاد اجتماعی مسیحی3 به تصمیم مذکور براي جلب افکار عمومی و آراء مردم احتیاج داشت.
این دانشمند آلمانی با تأسفانگیز خواندن این شرایط میگوید : » این عده همان مسئولانی بودند که ما را تشویق به فعالیت و مستقیما با ما همکاري میکردند.« وي افکار عمومی این کشور را نسبت به شش سال گذشته که پژوهش در این حوزه را آغاز کرده است بسیار نامساعدتر میداند و به نکته جالبتوجهی اشاره میکند: »اگر امروز قصد داشتم گرایش خود را انتخاب کنم، احتمالا موضوع دیگري را دنبال میکردم - . - Ibid, 318
از یک سو، رسانهها به این هراسها در افکار عمومی دامن میزنند و از سوي دیگر سیاستمداران آلمانی ]به دور از هر گونه دلیل علمی[ از آن به عنوان یک عنصر جلب رأي در مبارزات انتخاباتی استفاده میکنند. این برخورد دوگانه چیست که از یکسو به تأمینمالی و کمک به پژوهش در این حوزه میپردازند و از سوي دیگر محصولات تراریخته حاصل محکوم میکنند؟ - - Ibid, 319
مخالفت ناشی از مبانی فلسفی
فناوريهراسی ریشهاي قدیمیدارد و عمدتا بر مبانی فلسفی و اخلاقگرایی خاص مطرحکنندگان آن در غرب مبتنی است که با توجه به سوءاستفادههاي رسمی از علم توسط سیاستمداران غربی طرفداران زیادي یافته است. متأسفانه اغلب طرفداران این نظریه در داخل به ترجمه و بازنقل همان مبانی و اندیشهها میپردازند. نظریههاي نقادانه درباره ماهیت تکنولوژي و جامعه مدرن از قرن نوزدهم نگاه فیلسوفان، جامعه شناسان، و متخصصان علوم مختلف .1 در می 2004 اعلام شد دانشمندان آلمانی به دلیل ترس از تخریبهاي فعالان ضدزیستفناوري، مکان سی سایت کشت گیاهان تراریخته را مخفی نگه داشتهاند.
- . - Stafford, 2004 در 1999 در انگلیس صدها تظاهر کننده به این مزارع حمله کردند؛ در فرانسه خوسه بوو رئیس تندرو یک سازمان غیردولتی - - Confédération Paysanne بعد از طرحریزي نابودي هزاران گیاه تراریخته به قهرمان ملی رسانهها بدل شد. این عده با وجود محاکمه، جریمه سنگین و زندان کار خود را پنج سال بعد تکرار کردند - . - Jasanoff, 2006 را به خود معطوف کرد و در میانه قرن بیستم به اوج خود رسید.
این تفکر در ابتدا متعلق به سنت سوسیالیستی بود، اما پس از ورود به دنیاي لیبرال مسیحی غرب به ویژه امریکا با اخلاق مسیحی درآمیخت و شکلگیري فناوريهراسی کنونی را در غرب رقم زد - ر.ك: پایا، . - 1383 مشهورترین منتقد اولیه فناوري کارل مارکس 1 بود - ر.ك: مککنزي، 1377، . - 217 انتقادات مارکس بر نظام اجتماعی اقتصادي متمرکز بود که در آن صنعتی شدن رخ میداد. پس از مارکس، هایدگر2 مهمترین فیلسوف اثرگذار بر فرآیند فناوريهراسی است.
وي با اصطلاح گشتل یا »چارچوبه« از ماهیت سیطرهجو و تمامیت خواه تکنولوژي یاد میکند و آن را ماهیتی مستقل در برابر تکنولوژي معرفی میکند.3 ژاك الول4 فلسوف متاله فرانسوي نیز از متقدمان این حوزه است که معتقد است تکنیک به هیولاي فرانکشتاین تبدیل شده واز کنترل انسان بیرون رفته است - فلورمن، 1364، .18 نقل از »دین و تکنولوژي«، . - 1380 پس از هایدگر و الوال به ویژه در دهه هشتاد و نود مقالات و کتابهاي زیادي میان اندیشمندان غربی در این موضوع نگارش شد، ولی دیدگاه مارکس و هایدگر بر تمامی آنها حاکم است - . - see e.g: Horkheimer and Adorno, 2002; Pacy, 1983 and 1999; Postman, 1992 تلقی سنتی در کشورهاي اسلامی و از جمله ایران، تا پیش از ترجمه چنین آثاري، تأکید بر ارتباط مسالمت آمیز و پویا میان علم و دین بود.
در ابتداي پیروزي انقلاب اسلامی، برخی با توجه به الگوهایی که در پاکستان - در دوران ژنرال ضیاء الحق - در دست تحقق بود،5 صلاي مخالفت با علوم رایج در دادند و براي عملی ساختن ایده خود، بودجههاي قابل توجهی نیز دریافت کردند - پایا، 1386، در دهه هشتاد مجددا اندیشه مخالفت با علم و فناوري رایج با بیانهاي مختلف رونق گرفت و آثار متعددي در این زمینه تولید شد. در برخی از این آثار بر اسلامی بودن این دیدگاه تأکید شد.
براي نمونه، یکی از این نویسندگان تلاش کرده است در اثري جامعتر تحت عنوان »تحلیل ماهیت تکنولوژي« مسئله را با مبانی اسلامی تطبیق دهد. با این حال، به ترجمه همان مبانی فناوريهراسی مطرح در غرب پرداخته است. از منظر نویسنده مذکور، نکته اساسی مربوطه به ماهیت علم و فناوري از منظر اسلامی آن است که ایمان و کفر تنها قید عالم نیستند و قید ذات علم نیز قرار میگیرند.
وي معتقد است انگیزه انسانی در دو جهت الهی و الحادي دو مجموعه کاملا متفاوت از قوانین و علوم را رقم میزند. چرا که انسان عملا به سراغ کشف آن دسته از قوانینی میرود که با اراده و اختیار اولیه وي در تناسب است؛ آن را به کار میبندد و به رفع نیازمندي خاص خویش میپردازد - رضایی، 1383، 207و. - 224 این تحلیل تنها در علومی که به دنبال اثبات گزارههاي بایستی و حاوي ارزشگذاري هستند قابل قبول است و حال آنکه علوم اغلب چیزي بیش از توصیف حقایق عالم نیستند.
تصریح این عده بر اینکه جدا نمودن علوم و منظومه معرفتی غرب از علوم طبیعی، ریاضی و فناوري ناشی از عجز در ادراك ماهیت امور و یک تجزیه خیالی و وهمی است - مددپور، 1384، 115 - 116، با تلقی فقها که مفسر دین و مبین تکلیف دینی در عرصههاي مختلف هستند، مغایر است.6 اشکالات زیادي به ادعاي مذکور وارد است که پرداختن به آن مجال خود را میطلبد.

