whatsapp call admin

دانلود مقاله دین زرتشت

word قابل ویرایش
61 صفحه
12700 تومان
127,000 ریال – خرید و دانلود

دین زرتشت

مقدمه
کیش زردشت و آیین ودیک هردو دارای یک ریشه و منشأ واحد هستند. هنگامی که صحرانوردان قبایل هند و اروپایی در هزاره دوم قبل از میلاد در مکانی از سواحل شرقی دریای خزر از یکدیگر جدا شدند یک قسمت آنها به سوی هند رو آوردند و عده‎ای دیگر به آذربایجان و ارمنستان داخل شدند. و این جدایی، دو فرهنگ جداگانه بوجود آورد. ساکنان ایران در این کشور بایر و عریان با آب و هوایی خشک خوی و خلقی خاص گرفتند و مردمی واقع‎بین، باهوش و مستعد و کارپیشه گشتند و شبانی و کشاورزی را انتخاب کردند. و آریانهای هند در آب و هوای مرطوب و گرم جای گرفتند و اوضاع زندگانی اقتضا می کرد که به آسایش جسمانی و رخوت و کم‎کاری و خیالات فلسفی و افکار شاعرانه بگرایند.

در ایران فکر و اندیشه در حول و حوش ضروریات زندگی دور می زد و تنازع بقاءو کشمکش حیات بیشتر واقعیت داشت بنابراین دین و مذهب بر پایه خلق و منش قرار گرفت و سعی و عمل در اندیشه ایرانیان به جای ریاضت و عزلت هندوان مستقر شد. و دین هند و دین زردشت دو ماهیت مختلف حاصل کردند و در دو قطب متضاد قرار گرفتند.

شرح و بیان پیدایش مذهب زرتشت کار آسانی نیست و مأخذ موجود برخلاف منابع آیین ودا چندان روشن و موثق نیست. کتاب مقدس زرتشتیان اوستاست که مجموعه‎ای است از مطالب مختلف بدون ارتباط با هم و در حقیقت باقیمانده یک ادبیات باستانی کهنسال است.

مهمترین قسمت اوستا یسناست که مشتمل برگاتها می‎باشد یعنی سرودهای زرتشت با لهجه محلی و از آن اطلاعات موثق درباره حیات و اندیشه‎های زردشت به دست می‎آید. قسمتهای دیگر ویسپرد، وندیداد، یشتها و خرده اوستاست که از نظر اعتبار به پای یسنا نمی‎رسند.

دین عامه مردم ایران هنگام ظهور زرتشت همان آیین وداها بوده یعنی اکثر خلایق قوای طبیعت را می‎پرستیده‎اند و به آنها دیو می‎گفتند، تجسم نیروهای طبیعی مانند آفتاب و ماه و ستارگان و خاک و آتش و آب و باد هستند. در میان این قوا اینتار یا ایندرا از همه برجسته‎تر است زیرا که کشنده اژدها و آورنده باران است ولی برخلاف آریانهای هند خدای خدایان

نیست در ایران ایندرا تحت‎الشعاع میترا قرار گرفته که خدای عالم است و همه قبایل او را می ستودند. در خرده اوستا میترا مانند خدایی که پادشاهان قبل از آغاز جنگ نزد او نماز می‎برده‎اند یاد شده. نام خدای دیگر در عرض میترا ذکر شده او را واناشیل است که خدای گنبد آسمان و نگهبان نظم جهان است. خلاصه ایرانیان این قوای الهی و بعضی دیگر را پرستش می‎کردند و در پیشگاه آنها در زیر آسمان صاف و در کنار محرابها با حضور موبدان قربانیها و هدایا می‎گذرانیده‎اند و آتش را می‎پرستیده و شربتی آسمانی و سکرآور که از فشرده گیاهی مقدس به نام هوما می‌گرفته‎اند و برای کسب خیر و برکت می‎نوشیده‎اند.

حیات زرتشت
ظاهراً زرتشت دهقانزاده‎ای بوده از ریشه آریایی نام‎ او زورواستر و اصل آن زراتشتر کلمه آریایی کهنه است. و جزء اخیر آن اشترا به معنی شتر است.
تاریخی حقیقی تولد زرتشت بسیار مجهول است. روایات ایرانی تولد او را در حدود ۶۶۰ ق م نشان می‎دهد. و عده‎ای تاریخ قدیمی‎تر یعنی حدود ۱۰۰۰ ق م را تاریخ تولد او می‎دانند. محل تولد او نیز مجهول است. عده‎ای می‎گویند در ناحیه ماد (آذربایجان) شمال غرب ایران است و بعضی معتقدند در بلخ شرق ایران است. ولی از قرار معلوم او در غرب ایران زاییده شده و در شرق به کار دعوت خود پرداخته است.

روایات باستانی می‎گویند که او در ۱۵ سالگی نزد آموزگاری تعلیم یافت و از او کشتی (نام کمربند مقدس زردشتیان است شبیه زنار هندوان و این شباهت در دو مذهب قابل توجه است) دریافت کرد. از آغاز عمر به خوی مهربان و سرشت لطیف معروف گردید. وقتی ۲۰ ساله شد خانواده خود را رها کر و برای یافتن اسرار مذهبی و پاسخ مشکلات روحانی در اطراف جهان سرگردان شد، شاید که نور اشراق درون دل او را منور سازد.

روزی از دانایان پرسید بهترین کار که آسایش می‎آورد چیست؟ در جواب گفتند: سیر کردن گرسنگان، خوراک دادن به چهارپایان، فروزان داشتن آتش، افشاندن شیره هوماو آب و پرستش دیوان. زردشت در این سخن فکر کرد و گفت: از این همه چهار کار نخست درخور مردمی دادگر و روانی آمرزیده است به جز پرستش دیوان که کاری است دشوار و جان بهشتی از آن بیزار.

می‎گویند زردشت مدت ۷ سال در غاری در تاریکی به سر برده و وقتی به ۳۰ سالگی رسید مکاشفاتی به او دست داد. حتی برای او معجزاتی ذکر کرده‎اند. می‎گویند نخستین بار که کشف و شهود به او دست داده خیال شبهی که بلندی قامت او نه برابر انسان متعارف است بر او نمودار گردید. که او را فرشته هرمنه یعنی پندار نیک نامید و به او فرمان داد که جامه کالبد را دور ساز و آنگاه او صعود کرده و به پیشگاه اهورا مزدا یعنی خدای(۱) نیرومند راستگویانم و سرانجام به عالم بی‎پایان خواهم رسید و در آنجا تو را ستایش خواهم کرد.

پس از این مکاشفه بیدرنگ تعلیم خلایق را آغاز کرد و پس از ده سال نخستین کسی که آیین او را پذیرفت عمو زاده‎ وی بود. و مدت دو سال سعی کرد تا شاه را به دین خود آورد ولی به زودی تحت نفوذ کارپانها قرار گرفت آنها جماعتی بودند که به اعمال سحر و جادو اشتغال داشتند و به روش باستانی قربانیهای حیوانی به عمل می‎آوردند. آنها با اقتدار شیطانی بر ضد زردشت برخاستند و باعث دستگیری وی شدند. بعد از دو سال از او معجزه‎ای سر زد و اسب ویشتاسب را درمان کردو شاه به دین او درآمد. و درباریان هم به دنبال او به زردشت گرویدند. در این زمان زردشت در جنگ با دشمنان برپا ساخت و در جنگ اول قبایل تورانی را که به ایران حمله کرده بودند شکست داد و در جنگ دوم نیزکه زردشت ۷۷ سال داشت پیروز شد ولی عاقبت کشته شد و نویسندگان اوستا می‎گویند چون تورانیان شهر بلخ را گرفتند یکی از آنها بر زردشت تاخته و او را در برابر محراب آتش در هنگامی که به عبادت مشغول بود به قتل رسانید.

تعالیم زرتشت:
دینی که این پیغمبر ایرانی تعلیم فرمود یک آیین اخلاقی و طریقه یگانه پرستی است. وی مانند موسی خود موجد و شارع دینی نوین گردید، هرچند مبادی و معتقدات بازمانده از پیشینیان را پایه و مبنای تعالیم خود قرار داد.
زردشت خدای متعال را ا هورامزدا لقب داد یعنی خدای حکیم و این اختراع او نبود و اسم مزدا در زمان او معروف بود. و اهورا مزدا را همه خدای متعال می‎دانستند و همان خدایی است که آریاییهای هند به او وارونا می‎گویند. و معلوم می‎شود که عشیره زردشت سالها قبل به خدای متعال اعتقاد داشتند ولی او را «وارونا» نمی‎خواندند.

اهرا مزدا برای توصیف جلال خدا به کار رفته است. و به زبان ودایی «اشورا» تلفظ می‎شود. که به معنی صاحب یا خداوند است. از طرف دیگر در هند مفاد همین قدرت عظیم غیبی را برای نیروی مضر استعمال کردند و ارواح شریر و موذی را به «اسورا» ملقب ساختند که دارای قدرت بی‎پایان و جاویدی و موجب خرابی و مضراتند.

در ایران زردشت درست طریق مخالف را پیموده که در معنی اصطلاحات با مفاهیم هندوان ضدیت دارد. مزدا را اهورای حقیقی پنداشته و پرستش را خاص ذات او قرار داده. ولی به خاطر اینکه مردم تحت تعلیم پیشوایان دینی قدیم (مغان) قرار نگیرند اعلام فرمود: این دیوهای معبود مغانو تورانیان همه ارواح شریر و زیانکارند که با ارواح نیک در ستیزند پس عبادت آنها را منع فرمود. و آیین خود را بر روی چند اصل برقرار فرمود که پیش از پرداختن به این اصول توضیح مختصری راجع به عقا ید مغان می‎دهیم: مغان باستان یک عده دیو را که اسامی جداگانه

داشتند می‎پرستیدند و آتش را ستایش می‎کردند. شراب هومارا می‎نوشیدند و بنابراین به عظمت خدای اهورا پی نمی‎بردند. و از اشیاء مقدس برای ساحری و جادوگری خود استفاده می‎کردند. و قبایل صحرایی که به دهقانان و کشاورزان حمله می‎کردند برای کسب فیض به نام آن دیوها قربانیهایی نثار می‎کردند. که زردشت با این رفتار مغوس به مبارزه پرداخت.
حال می‎پردازیم به اصول مهم تعالیم زردشت:

۱- به پیروی مکاشفات و الهامات خویشتن را پیغمبری مبعوث از طرف اهورامزدا اعلام کرد و درگاتها تکرار فرمود که خداوند او را برانگیخته و مأمور ساخته و دین او بهترین ادیان است.
۲- از آن همه ارواح متعدد تنها یک روان خوب و نیکو را که اهورامزدا بود پذیرفته، و او را آفریدگار دانا و برترین روانهای علوی قرار داد. که با بدی و دروغ به نبرد و پیکار مشغول و به راستی و راستگویی رهبر است. به اراده او تمام موجودات آفریده شده‎اند و موجب و موجد نور و ظلمت است.

«کیست که از نخست راستی (آشا) را آفرید؟ کیست که خورشید و اختران را آفرید؟ کسیت که ماه به نیروی او بدر تمام می‎شود و آنگاه دوباره هلالی می‎گردد؟ کیست که زمین را نگه می‎دارد و از فرو افتادن بازمی‎دارد؟ کیست آن هنرمندی که روشنایی وتیرگی، خفتن و برخاستن را آفرید؟ کیست که آب و درختان را آفرید؟ کیست که به ابر و باد جنبش داد؟ کیست که بامداد و نیمروز و شب را آفرید تا مردم را بهنگام به کار بخوانند؟ من بدین همه چیزها تو را شناختم ای مزدا، ای آفریننده همه چیزها به یاری روان فرخنده.

۳- اهورامزدا اراده قدوسی علوی خود را به وسیله روحی مقدس و نیکو نهاد از قوه به فعل درمی‎آورد که سپنتامینیو نام دارد. و اعمال الوهی او بوسیله ارواح مقدس که امشاسپنتا نام دارد اجرا می‎گردد.
۴- با آنکه اهورامزدا در عرض جلال خود هیچ ضدی ندارد ولی زردشت معتقد است که در برابر هر نیکی یک بدی موجود است چنانکه در برابر آشا یعنی حقیقت و راستی، دروغ و باطل جای گرفته از محتوای کتاب گاتها مشهود است که زردشت همانطور که دائما در عالم طبیعت به تطهیر از عناصر بد دعوت می‎کند،‌در حیات انسانی نیز آدمیان را به روش راستی و نیکی و پرهیز از بدی و دروغ می‎خواند او می‎گوید:‌«از دو روان همزاد در آغاز آفرینش جهان، آن یک که پاک و نیکوکار است به دیگری که دشمن او بود چنین گفت: تا آخرین روز، نه در جهان کنش و گویش و منش، و نه در عالم ارواح و اجسام، ما دو روان با یکدیگر هماهنگ نخواهیم شد.»

۵- نقطه اصلی و پایه اساسی اخلاق در آیین زردشت بر روی این قاعده است که نفس و ضمیر هر فرد آدمیزاد یک میدان نبرد نزاع دایمی بین خیر و شر است، روزی که اهورا مزدا آدمی را آفرید به او آزادی عمل داد که خود عمل خود را بگزیند. یعنی دارای نیروی اختیار گردید که بین دو راه خطا و صواب یکی را انتخاب کند. هرچند نیروی نیکی همیشه آدمی را به سوی راستی می‎کشاند ولی در همان حال نیروی زشتی در او ظهور یافته در خاطر او همواره وسوسه می‎کند. از این رو تکلیف و وظیفه هر فرد بشر آن است که در دل خود مابین آن دو منادی یکی را اجابت کند. البته نیکان بدی را نمی‎پسندند.

۶- خیر و شر در کتب زردشتی چنانکه باید بوضوح تعریف نشده البته از متن گاتها که سرودها و مناجاتهایی بیش نیست و کتاب کلامی و فلسفی روشنی نمی‎باشند بیان روشنی ندارد ولی می‎توان اختلاف عملی واضحی بین خطا و صواب تشخیص داد. مثلاً مردمان نیکوکار و صائب در دیده زردشت کسانی هستند که به دین بهی ایمان می‎آورند و آدمیان بد عمل و خطاکار آنانند که از آیین مزدا روبرگردانند. خاصه آنانکه کیش قدیم عوام را که عبارت از پرستش دیوها باشد اختیار کرده‎اند. از متن گاتها معلوم می‎شود که دیدها جزو نیروهای بد قرار دارند و هر

کس آنها را متابعت کند در عدد بدکاران قرار می‎گیرد. و این‎گونه کسان را باید با اسلحه قتال با آنها پیکار نمود. خیر و صواب از دیدگاه عملی زردشت آن است که زمین را کشت و زرع کنند و غلات و سبزیها را بپرورانند، گیاهان مضر و علفهای هرزه را ریشه‎کن کنند، اراضی بایر را آباد کنند و زمینهای خشک را آب دهند، جانوران سودمند بویژه گاو را که برای کشاورزان حیوانی مفید است به مهربانی و شفقت نگاه دارند و علوفه دهند. و انسان خود همیشه راستگو و از دروغ بیزار است. برخلاف آدمی بد و شریر که خلاف این اعمال را پیشه خود می‎سازد و ابداً پیرامون عمل کشاورزی و زراعت نمی‎گردد. زیرا پلیدی همیشه با اعمال فلاحتی سودبخش دشمن است و دروغگویان همیشه مانع کار دهقانان راستگو می‎شوند. و نمی‎گذارند آنها مزارع را آباد کنند و مواشی و دواب را پرورش دهند.

بنابراین قبایل و عشایر صحرانشین تورانی نژاد زشت‎ترین صورتی از اعمال روان پلید می‎باشند و هنگام هجوم به شهرنشینان برای دیوهای نابکار قربانی به عمل می‎آورند و جانوران بی‎آزار را هلاک می‎کنند و به مزارع حمله می‎برند.

۷- از تشریفات و آداب عبادات و اعمال مذهبی کیش اصلی زردشت چیز مهمی باقی نمانده همین قدر که زردشت رسوم آریاییهای قدیم را که مبتنی بر اعتقاد به سحر و جادو و بت‎پرستی بوده و رو به زوال می‎رفته بکلی منسوخ فرموده و تنها یک رسم از زمان زردشت باقی مانده و آن این که وی در هنگام انجام مراسم پرستش در برابر محراب آتش مقدس به قتل رسید و در هنگام عبادت جان سپرد.

او آتش مقدس را عطیه یزدان می‎شمارد که اهورامزدا آن را به آدمیان کرامت فرموده است البته زردشت آتش را نمی‎پرستید، بلکه او آتش را فقط رمز قدوسی و نشانی گرانبها از اهورامزدا می‎دانسته که بوسیله او به ماهیت و عصاره حقیقت خداوند دانا پی می‎توان برد.
۸- سرانجام، این نبرد و تنازع بین خیر و شر چگونه خاتمه خواهد یافت؟ آنچه مسلم است این است که زردشت بی‎هیچ شک و شبهه‎ای معتقد بوده که چون دور زمان تکمیل شود اهورامزدا پیروز شده و بر خصم ناپاک چیره می‎گردد.

دین زردشتی نخستین مذهبی است که در جهان از مسئله حیات عقبی و مسئله قیامت سخن به میان آورده و آخرالزمان را به مفهوم کامل مطرح کرده. برحسب تعالیم زردشت روزی این جهان به آخر می‎رسد و خوبیها و بدیها را شماره خواهند کرد و جایگاهی از آتش بوجود می‎آید و بدکاران را در آنجا خواهند افکند. از همان کتاب به طور مبهم برمی‎آید که اندکی پس زا مرگ محاکمه مرده آغاز می‎شود و سرنوشت روان او معلوم خواهد شد. البته آیات گاتها بسیار مبهم است. ولی می‎توان آن را چنین تفسیر کرد که هر روان خواب خوب یابد در روز قیامت از فراز پل چینوت (صراط) یعنی پل جداکننده عبور می‎کند. که یک جانب آن بسوی بهشت است. در روی پل نامه اعمال به انسان داده می‎شود که اگر نیکی‎های او بیشتر باشد بسوی بهشت می رود و اگر پلیدیهایش بیشتر باشد به قعر دوزخ می‎افتد.

این است خلاصه آئینی که در آن زردشت تعالیم خود را برای نجات سعادت ابنای بشر بر روی دستور نبرد دو عامل خیر و شر بنیاد نهاده است.
از قطعات مختصری که از آثار باستانی زردشتیان عهد قدیم در دست است اطلاع واضحی از چگونگی انتشار آن دین در فلات ایران به دست نمی‎توان آورد. ولی معلوم است که شاهنشاهان پارس آن را دین رسمی در بار قرار دادند. و شاهان ایران که بعد از کورش کبیر فاتح بابل در ۵۳۸ ق م که امپراطوری کلدانیان را خاتمه داد آمدند، آن دین را گردن نهادند و آیین زردشتی در میان شاهزادگان و بزرگان آریایی نژاد بسرعت انتشار یافته و در آغاز در بین آنها بر سر آئین جنگهای شدید به وقوع پیوسته ولی سرانجام در ایالت ماد (شمال غربی ایران) پیروان زردشت غلبه نهایی حاصل کردند و جماعت مغان به قبول و پشتیبانی آن آئین تسلیم شدند. هویت مغان مجهول است ولی در ممالک غربی ایران حتی در اورشلیم به مرکز یهود معروف بوده و مهارتشان سحر و جادو بوده است.

کورش کبیر زردشتی بود ولی به علل سیاسی در آن دین تعصب به خرج نداد. ولی جانشینان او مانند داریوش اول و خشایارشاه به وضوح و صراحت تمام عبادت اهورا مزدا را پیش گرفته‎اند.
نظریه توحید خالص در زردشت بعدها تجزیه و انقسام پذیرفت. عبادات خرافی و مناسک قدیم آریاییهای باستانی که هر زردشت حرام دانسته‎ اندک اندک به درون دین او راه یافت و در پیرامون اهورامزدا آلهه دیگر دارای صور گوناگون که همه به نوبت خود دارای توانایی و نیروی فوق‎الطبیعه بودند به ظهور رسیدند از جمله وهومنه پشتیبان شبانان و کشاورزان، آشا محافظ آتش و خشترا پروردگار معادن شدند.
علاوه بر این فروشی‎ها هم به زردشت راه

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12700 تومان در 61 صفحه
127,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد