مقاله بررسی تاثیر فرهنگ سازمانی بر مدیریت ریسک سازمان

word قابل ویرایش
14 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
8700 تومان

بررسی تاثیر فرهنگ سازمانی بر مدیریت ریسک سازمان
چکیده
فرهنگ ترکیبی از ارزش ها، معانی و هنجارها می باشد . در حالی که بعضی از ظواهر فرهنگ در لحظه قابل مشاهده است
، درک کردن فرهنگ یک گروه به مدت طولانی همراهی نیاز دارد . بازارها در کشورهای مختلف تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار میگیرند. یکی از مهمترین این عوامل فرهنگ است . پیشرفت یک بازاریابی بین المللی موفق در گرو درک و شناخت کامل تفاوت هایی است که در کشورهای مختلف جهان و فرهنگهای مختلف آنها وجود دارد. فرهنگ یک کل پیچیده است از دانایی ، اعتقادات ، هنر، اخلاق ، رسوم و هر گونه قابلیت و عادت هایی از افراد به عنوان عضوی از یک جامعه که در رفتار مصرف کنندگی فرد تاثیر گذار است . کل پیچیده به این معنی است که فرهنگ یک سیستم با اجزایی وابسته به هم است که همین امر شناخت آنرا بسیار دشوار میسازد. در بسیاری از سازمان ها مدیران سعی کرده اند مدیریت ریسک را کاملا جدی گرفته تا از طریق آن بتوانند از بحران هایی که می تواند به ارزش و اعتبار شرکت خدشه وارد کند ، جلوگیری کنند. به خصوص در حضور بحران مالی جهانی، بسیاری تلاش می کنند تا فرآیند های مرتبط با ریسک بیشتری را پیاده سازی کنند . در اینجاست که لزوم پیاده سازی فرهنگی که آسیب دیدن در مقابل حوادث را کاهش می دهد احساس می شود. ریسک پذیری ای که تحت تاثیر انتخاب ارزش ها و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی یک فرد قرار نگرفته باشد، به ندرت در تاریخ کسب وکار مشاهده می شود. مدیریت ریسک موفق نیز از این قاعده مستثنی نبوده و حتی با مدل سازی ریاضیاتی نیز قابل ارزیابی است . فرهنگ ها در پذیرش ریسک تحت تاثیر عوامل زیادی قرار می گیرند که شامل مشتریان ، تامین کنندگان ، کارمندان ، سرمایه گذاران ، دولت و جامعه هستند . پژوهش حاضر از لحاظ دسته بندی تحقیقات ، علمی ترویجی به شمار می رود و به بررسی تاثیرفرهنگ سازمانی بر مدیریت ریسک سازمان می پردازد .

مقدمه
فرهنگ سازمانی نیرویی است که افراد در سازمان رابه عمل وا می دارد و تأثیر قوی و نافذی بر همه اجزای سازمان دارد، از این رو شناخت فرهنگ سازمانی برای ایجاد سازمانی نوآور و بهره گیری از خلاقیت کارکنان اهمیت به سزایی دارد. با مطالعه فرهنگ سازمانی می توان به علل کامیابی و یاشکست سازمان پی برد و از سوی دیگر چون فرهنگ سازمانی اثر مهمی بر روی رفتار افراد سازمان دارد و نیزبه علت این که بخش پیچیده ای از ارزش ها را شامل می شود و این ارزش ها بر نحوه نگرش و نهایتاً رفتارافراد در محیط کاری مؤثر خواهد بود .می تواند عامل ، مهمی در کنترل سازمانی به شمار آید( طوسی ،١٣٧٢).
همه شرکتها با عدم قطعیت روبه رو هستند، و یکی از چالشهای مدیریت این است که چه مقدار عدم قطعیت را بپذیرد بطوریکه ارزش ثروت ذینفعان رشد یابد. عدم قطعیت هم در مورد خطر و هم فرصت ، همراه با احتمال از دست دادن یا افزایش ارزش مطرح میشود. مدیریت ریسک مدیر راقادر میسازد علیرغم وجود عدم قطعیت و ریسکها و فرصتهای وابسته به آن ، واحد اقتصادی را بصورت موثر اداره نموده و بدین ترتیب ظرفیت ایجاد ارزش شرکت را افزایش دهد. توانمندیها یا قابلیتها یی که در ذات مدیریت ریسک وجود دارند به مدیریت کمک میکنند تا به اهداف کمی عملکردی و سودآوری واحد اقتصادی دست یابد و از زیان داراییها پیشگیری کند. مدیریت ریسک کمک میکند تا از گزارشگری و رعایت قوانین ومقررات به صورت اثر بخش اطمینان حاصل شود، و کمک میکند از تخریب شهرت واحد اقتصادی و پیامدهای آن اجتناب شود. در مجموع ، مدیریت ریسک به یک واحد اقتصادی کمک میکند تا به جایی برسد که میخواهد برود و از خطرها و شگفتیهای بین راه اجتناب کند.
در پژوهش حاضرابتدا مقاله ها وکتب متعددی درباره فرهنگ سازمانی مورد مطالعه قرار گرفته سپس با مطالعه مقالات متعدد درباره ریسک و همچنین بررسی مقالات لاتین و فارسی که به مطاله و بررسی اثر فرهنگ سازمانی و بر مدیریت ریسک پرداخته بودند، به بررسی اهمیت شناخت فرهنگ درسازمان پرداخته وسپس به بررسی ارتباط آن با مدیریت ریسک درشرکت ها میپردازد.
تعریف فرهنگ سازمانی
فرهنگ سازمانی نیرویی است که افراد در سازمان را به عمل وا میدارد و تأثیر قوی و نافذی بر همه اجزای سازمان دارد، از این رو شناخت فرهنگ سازمانی برای ایجاد سازمانی نوآور و بهرهگیری از خلاقیت کارکنان اهمیت به سزایی دارد. خلاقیت مدیران جدا از اینکه بر سازمان اثر میگذارد، تحت تأثیر عوامل مختلف و متعددی قرار دارد. از جمله این عوامل میتوان به عوامل سازمانی نظیر ساختار سازمان ، جو سازمانی، فرهنگ سازمانی، سبک رهبری سازمان و نظایر آن اشاره کرد. ار طرفی چون خلاقیت مدیران امری است که ریشه در فعالیت و کارکرد نیروی انسانی دارد، لذا عواملی که مدیران را تحت تأثیر قرار داده و شرایط و وضعیت آنها را تحت تأثیر قرار میدهد، میتواند فعالیت خلاقانه یا نوآوری و خلاقیت آنها را نیز تحت الشعاع خود قرار دهد. عواملی نظیر ایجاد محیط باز سازمانی، حمایت از فرهنگی که با قدرت از اقدامات خلاق حمایت میکند، تأکید بر ارتباط اثر بخش در تمام سطوح ، ایجاد محیطی فارغ از نظارت ، ایجاد منابع مستقل و قابل دسترسی جهت ابتکارات جدید، از عوامل مؤثر در خلاقیت سازمان به شمار میآیند(ارغوانی، ١٣٧٩). با مطالعه فرهنگ سازمانی میتوان به علل کامیابی و یا شکست سازمان پیبرد و از سوی دیگر چون فرهنگ سازمانی اثر مهمی بر روی رفتار افراد سازمان دارد و نیز به علت این که بخش پیچیدهای از ارزشها را شامل میشود و این ارزشها بر نحوه نگرش و نهایتاً رفتار افراد در محیط کاری مؤثر خواهد بود.
میتواند عامل مهمی در کنترل سازمانی به شمار آید (طوسی، ١٣٧٢،)
امروزه فرهنگ سازمانی یکی از موضوعات مورد بحث رفتار سازمانی است و اعتقاد بر این است که هر سازمانی دارای فرهنگی است که منظور همان فرهنگ غالب یا همگانی است که پذیرفته شده بین کلیه اعضای سازمان است ولی در عین حال هر بخش برای خود دارای باورها و ارزشهای خاصی است .
فرهنگ سازمانی عبارت است از باورهای مشترک در یک سازمان . هرچه باورهای مشترک عمیقتر و بیشتر باشند، فرهنگ قویتر است و هرچه باورها متفاوت و وجه اشتراک آنها کمتر باشد فرهنگ سازمان ضعیف تر خواهد بود(میرسپاسی، ١٣٧٢). به عبارت دیگر زمانی که وجوه مشترک باورها و ارزشها در افراد یک جامعه و یا یک سازمان خیلی عمیق باشد آن فرهنگ قوی و در غیر
اینصورت فرهنگ آن جامعه ضعیف و به راحتی قابل تغییر است . باتوجه به تعریف مذکور صاحبنظران برای طبقه بندی فرهنگ سازمانها و تشخیص نوع فرهنگ هر سازمان ، شاخصهایی ارایه نموده اند، یکی از تقسیم بندیهای متداول که معمولاً در الگوهای اقتضایی از آنها یاد میشود فرهنگ مکانیکی و فرهنگ ارگانیکی است که در سازمانهای با فرهنگ مکانیکی باورهای مشترک بیشتر متوجه ساختارهای رسمی، قوانین و مقررات ، دستورالعملها، منابع مالی و بودجه و روشهای استاندارد است ، در حالی که در سازمان با فرهنگ ارگانیکی باورهای مشترک عمدتاً بر ساختارهای غیررسمی و بیشتر تأکیدها، برنتیجه و عملکرد است ، نه بر وسیله و ابزار کار. به طور کلی فرهنگ در سازمان ، نقشهای گوناگونی ایفا میکند. آن ، تعیین کننده مرز فکری و ارزشی سازمان است . نوعی احساس هویت در اعضای سازمان بوجود میآورد، باعث میشود نوعی تعهد جمعی در افراد به وجود آید، موجب ثبات و پایداری سازمان به عنوان یک سیستم اجتماعی میشود و بالاخره فرهنگ یک عامل قوی کنترل (میرسپاسی، ١٣٧٧) و کنترل مالی و بودجه ای در سازمان است .
فرهنگ سازمانی، پدیدهای ملموس نیست و به راحتی قابل شناسایی نمیشد کوه یخی است که تنها قله آن آشکار است و بخش عمده آن پنهان و نا پیدا است که درواقع نمایانگر «شیوه زندگی» واقعی اعضای سازمان است . فرهنگ سازمانی به عبارت دیگر مجموعه باورها، اعتقادات و ارزشهای نسبتاً ثابت و الگوهای رفتاری که عموماً افراد سازمان پایبند آنها هستند، میباشد و روی تمام جنبههای سازمانی اثر میگذارد(سعیدی، ١٣٨٢). فرهنگ سازمانی دارای انواع زیادی است که جامعترین آنها مدل ارایه شده توسط کوئین (Quinn) و گارت (Gareth) میباشد. آنها فرهنگ سازمانی را به چهار دسته فرهنگ عقلایی، فرهنگ ایدئولوژیک ، فرهنگ سلسله مراتبی و فرهنگ مشارکتی تقسیم نموده اند. آنها همچنین نه متغیر عمده سازمانی را معرفی نمودند که در هر نوع از فرهنگهای یاد شده وضعیت خاص دارند. به اعتقاد آنها میتوان فرهنگ هر سازمان را باتوجه به آن متغیرها در گروه فرهنگی مشخص قرار دارد که عناوین آنها در عاملهای پرسشنامه این پژوهش آمده است ، که به اختصار به تعاریف آنها میپردازیم :
فرهنگ عقلایی
در این نوع فرهنگ هدف سازمانها کاملاً مشخص بوده و تمام تلاش کارکنان برای تحقق آن اهداف میباشد و معیار عملکر کارکنان نیز میزان راندمان کاری آنها میباشد و مرجع اختیار رئیس بوده و آنچه مطرح است تصمیمگیری عقلایی و توجه به شایستگی های هدفمدار بودن در سبک رهبری است .
فرهنگ ایدئولوژیک
در این نوع فرهنگ هدف این سازمانها تحقق اهداف گسترده میباشد. مرجع اختیار اغلب رهبری کارفرما یا فرد برتر و روحانی است و نحوه تصمیمگیری اغلب قضاوتی و منبع قدرت ارزشهای حاکم بر سازمان میباشد در بیش موقعیت یا سبک رهبری به صورتی فردی تجلی میکند.
فرهنگ مشارکتی
هدف این سازمانها در اغلب موارد بقای گروه است . معیار عملکرد اعضا نیز براساس اتفاق و انسجام گروهی و مرجع قدرت عضویت هرکدام از اعضا در گروه میباشد. نحوه تصمیم گیری، مشارکتی و تعهد به گروه رمز پیروزی و صمیمیت و همبستگی انگیزشهای سازمانی است .
فرهنگ سلسله مراتبی
در این نوع فرهنگ اجرای فرامین و دستورات هدف سازمان و معیار عملکرد ثبات و کنترل میباشد. نحوه تصمیمگیری براساس دانش فنی صورت میگیرد و بر همین اساس منبع قدرت به صورت سلسله مراتبی و میزان دانش پخش میگردد. سبک رهبری در این نوع سازمانها محافظه کارانه و کلاکهای رسمی و مشخص معیار ارزشیابی اعضا را تشکیل میدهد و نهایتاً مهمترین انگیزش در سازمان امنیت و کسب آن میباشد(آتشپور، ١٣٧٨).
فرهنگ در سازمان نقشهای متفاوتی دارد از جمله فرهنگ سازمانی تعیین کننده مرز سازمانی است ، یعنی سازمانها را از هم تفکیک میکند، نوعی احساس هویت در وجود اعضای سازمان تزریق میکند، باعث میشود که در افراد نوعی تعهد نسبت به چیزی به وجود بیاید که آن بیش از منافع شخصی فرد است ، عدم تعیین را کاهش میدهد و ثبات می آفریند و در نهایت فرهنگ به عنوان یک مکانیسم کنترل عمل میکند که نگرش و رفتار کارکنان را هدایت میکند و شکل میبخشد (قاسمی، ١٣٨٠). در فرهنگ مدیریت معمولاً منظور از کنترل ، کنترل سازمانی میباشد. کنترلهای سازمانی دارای دو محدوده کمی و کیفی هستند در محدوده کمی بهترین و پر بازده ترین سیستم کنترل ، سیستم کنترل مالی است (ودیعی نوقابی، ١٣٨٧). سیستم کنترل مالی یک سیستم کنترلی شامل دستورالعملها، آیین نامه ها، قوانین و مقررات و روشهایی است که به منظور حصول اطمینان از حفاظت اموال و داراییها و بکارگیری مناسب و صحیح آنها، صحت و قابلیت اتکاء اسناد و مدارک مالی و گزارشگری صحیح به موقع وضعیت مالی توسط مدیریت واحدهای اقتصادی یا سازمانهای مختلف دیگر به کار گرفته میشود (پوریا نسب ، ١٣٧٨). کنترلهای مالی معمولاً به طرق مختلفی انجام میشود که دو نمونه از آنها کنترل بودجهای و کنترلهای اداری که صرفه جویی در هزینههای کنترل را ایجاد میکند.
مطالعات فرهنگ سازمانی، فرهنگ را به صورت سیستمی از باورها و ارزشها مینگردد، و شناسایی آنها انگیزهها و مدیریت آنها را نشان میدهد (دیل و دکندی ١٩٨٢، پیترز واترمن ١٩٨٢). این مطالعات بر تأکید نقش رهبران و مدیران ارشد سازمان در توسعه فرهنگ سازمانی را مد نظر قرار میدهند. مطالعات فضای سازمانی بر انگیزههای از قبیل خصوصیات شخصی مدیران ، و فرهنگ سنجش و بکارگیری فضای سازمانی بر انگیزههای از قبیل خصوصیات شخصی مدیران ، و فرهنگ سنجش و بکارگیری استنباط مدیران از این فضا را مورد توجه قرار میدهد (لیتوین و استرنیگر، ١٩۶٨). رینولدز(١٩٨۶) تعریفی از فرهنگ سازمانی را به صورت متغیر داخلی که تحت دو عنوان فرهنگ شرکت و چشم انداز فضای سازمانی است ارائه میکند. کاظمی در پژوهشی به بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر رفتار سازمان پرداخته و با یک فرضیه (الگوی فرهنگ سازمانی تأثیر مثبت و مستقیم بر ساختار سازمان دارد) وی کار بررسی خود را براساس مدل فرهنگ سازمانی کویین و گارت طراحی کرده است . نتایج بیانگر آن است که هرچه ساختار سازمانها ارگانیک تر گردد فرهنگ آنها به سمت الگوی فرهنگ مشارکتی پیش میرود. بنابراین انطباق ساختار سازمانی با فرهنگ آن منجر به عملکرد بهتر سازمان خواهد شد.
مقاله ای تحت عنوان فرهنگ و نقش سیستمهای کنترل مالی در فرایند سازمانی در سه سازمان دولتی محلی توسط آندروگا انجام شده است . هدف اصلی این مقاله بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و سیستم کنترل مالی بود. روابط بین فرهنگ سازمانی و سیستمهای کنترل مالی یک ادعا و اندیشه فزاینده است (دنت ١٩٩١، بورن و ازامل ١٩٨۶، فرگوسن و لپسلی ١٩٨٨، بیرنیرگ و استودگراس ١٩٨٨، هریسون ١٩٩٩ و ١٩٩٣).تعدادی از این مطالب به ارتباط متقابل بین فرهنگ و سیستمهای کنترل مالی در سازمان های بخش عمومی توجه کردهاند.
آنها تعاریف متنوعی از فرهنگ را به کار برده اند که همه آنها به ارزشها و باورهای افراد اشاره میکند و با فرض اینکه هسته اصلی اعتقادات یک سازمان انعکاسی بر رفتار وابسته به بودجه و سیستم کنترل مالی خواهند بود به نظر معقول میرسند. در پژوهش آنها، داده های تحقیق از دو طریق پرسشنامه و مصاحبه با مدیران ارشد جمع آوری شد. رئیس اجرایی، صندوقدار و حسابدار ارشد بودجه با مدیران بزرگترین بخشها مذاکره میکردند. مذاکره با مدیران بخش ، مذاکرات تا حدی ساختاری بودند که بر نظرات شان در رفتار وابسته به بودجه و درک آنها از فرهنگ ، تمرکز داشت . مذاکرات با مدیران اجرایی، رؤسای مالی و مسئولین بودجه با ایجاد مفهوم و تاریخچه سیستمهای کنترل مالی و طرح کلی آن مربوط میشود. شواهد مستند هم به دست آمد که شامل جزئیات طراحی سیستم ، جدولهای فهرست بودجه ، مقررات بودجه ، سیستمهای گزارش بودجه و ساختارها مسئولیت بود. فرهنگ در هر سه سازمان از نوع فرهنگ سلسله مراتبی بود. معقول به نظر میرسد که فرض کنیم باورهای اصلی یک سازمان در طرح و عمل سیستمهای کنترل مالی منعکس شود (بیرنیرگ و اسنودگرس ، .(۱۹۸۸
سیستمهای کنترل مالی یک نقش مرکزی در انتقال فرهنگی سازمانها، هم به عنوان یک نماد قدرت و هم به عنوان یک مکانیزم برای تغییر رفتار مدیریتی، بازی میکند. سیستمهای کنترل مالی به نظر میرسد که هم ترکیب کننده و هم انعکاسدهنده فرهنگ سازمانی هستند (اندریو گودارد ، ١٩٩٩ ). اوچی (١٩٧٧ -١٩٧٩)اولین نویسنده ای بود که پیشنهاد نمود فرهنگ عاملی مهم در طرح و عملیات سیستمهای کنترل سازمانی است . او پیشنهاد کرد که تحت مقتضیات همخوانی درباره اهداف و مشکلات در سنجش عملکرد سازمانها مجبور به پاسخگویی کامل جهت کنترل تصمیمات شان میباشند. چنین وضعی اغلب در بخش عمومی، با برآیند مهم برای طرح سیستمهای کنترل مالی اتفاق میافتند (بورن وازامل ١٩٨٧).تحقیق تجربی برای الگوی علمی، در فرهنگ و سیستمهای کنترل مالی، عمدتاً با خصوصیات فرهنگ ملی و رفتار وابسته به بودجه مرتبط بوده است (بیرن برگ و اسناد گراس ١٩٨٨، کاو و کاتووشیلدز ١٩٩۴، هریسون ١٩٩٢ ،١٩٩٣، پنوویو ١٩٩٣، کاو، شیلذروچین ١٩٩١). فلام هلتز (١٩٣٨) و ماکوس پففر(١٩٨٣) استدلال نمودند که طرح سیستم کنترل مالی بایستی با ارزشهای سازمانی یا فرهنگ سازگار باشد، در غیر اینصورت سیستم با مقاومت مواجه میشود(به نقل از سعیدی، ١٣٨٢، ص ٣٢٠). تحقیقات انجام شده در سازمانها درخصوص همسو سازی در تعامل بین فرهنگ سازمانی و شیوه های مدیریت توصیه میکنند که :
١. سازمانها با فرهنگهای متفاوت با سیستمهای کنترل متفاوت سازگار هستند.
٢. هر نوع فرهنگ خاص ، ساختار سازمانی ویژهای میطلبد.
٣. ابزارهای انگیزش در فرهنگهای مختلف ، متفاوت است .
۴. شیوه تصمیمگیری در فرهنگهای مختلف متفاوت است .
۵. فرهنگهای مختلف در رفتاری جمعی و گروهی تأثیر متفاوت میگذارند.
۶. فرهنگ مختلف به شیوه رهبری متناسب خود نیاز دارند.
٧. تکنیکهای متفاوت برای بالنده سازی سازمانی و اجتماعی در فرهنگهای متفاوت لازم است
به طور کلی چهار عامل زیر را میتوان به عنوان منشاء فرهنگ سازمانی مطرح نمود:
١. باورها و ارزشهای مؤسسان و بنیانگذاران سازمان که در خطمشیها برنامهها و بیانیهها رسمی نمود مییابند.
٢. هنجارهای اجتماعی محیطی که سازمان را در بردارد.
٣. سازمان به منظور انطباق خارجی و حفظ بقای خود با چالشهایی روبرو میشود که اعضای آن باید از طریق خلق فرهنگ سازمانی از عهده این مشکلات برآیند.
۴. حل مشکلات داخلی از جمله روابط اجتماعی، توزیع قدرت و معیارهای عضویت در گروه به سازمان (رابینز،١٣٧٧) ریسک
تعارف متعددی از ریسک در ادبیات مالی وجود دارد. زمانی که به تعاریف مراجعه شود متوجه میشویم که هر یکاز محققان به فراخور حال ، تعریف خاص مورد نظر خود را با اقامه دلیل و مباحث گسترده مطرح کردهاند. با آنکهتاکنون تعاریف متعددی از ریسک ارائه شده است ، میتوان ادعا کرد که همه این تعاریف برای بیان موقعیتهایی ارائه شده اند که سه عامل مشترک را می توان در آنها مشاهده کرد.
موقعیتهایی با ریسک توام هستند که :
– عمل یا اقدام بیش از یک نتیجه به بار میآورد؛
– تا زمان ملموس شدن نتایج ، از حصول هیچ یک از نتایج آگاهی قطعی در دست نباشد؛
– حداقل یکی از نتایج ممکنالوقوع میتواند پیامدهای نامطلوبی را به همراه داشته باشد.
به دیگر سخن ، عدم اطمینان از نتیجه یک عمل و قرار گرفتن در معرض این نامعلومیها از مهمترین مؤلفهای تشکیل دهنده انواع ریسکها میباشند. گفته می شود ریسک عبارت است از ” امکان انحراف نامطلوب واقعیات از آنچه که مورد انتظار بوده است ” و یا به بیانی دیگر عبارت است از “تغییرات نامطلوبی که ممکن است در نتایج حاصل از موقعیت مشخصی پدید آید”. (مدیریت توسعه فرهنگ سرمایهگذاری بورس اوراق بهادار تهران ، ١٣٩١) انواع ریسک
بنگاهها در معرض انواع مختلف ریسک قرار دارند که به طور کلی میتوان آنها را به دو دسته “ریسکهای تجاری”و “ریسکهای غیرتجاری ”

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 14 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد