بخشی از مقاله

چکیده

شرکت های هلدینگ برای دستیابی به کارایی و اثر بخشی و نیل به اهداف تعیین شده و نیز دستیابی به حداکثر ارزش و اثر گذاری نیازمند پایش و نظارت مستمر بر واحد های تابعه خود هستند. یکی از راه های تحقق این امر، طراحی سیستمی برای رتبه بندی واحد های تابعه در شرکت های هلدینگ است. شناسایی شاخص ها و رواب بین آنها در این سیستم از اهمیت بسزایی برخوردار است.

در این تحقیق ابتدا با مرور ادبیات و استفاده از نظرات خبرگان، شاخص های موثر بر رتبه بندی واحدهای تابعه در شرکت های هلدینگ را بر اساس مدل BSC شناسایی کرده و سپس با استفاده از تکنیک دیمتل رواب بین شاخص ها و نیز نحوه تاثیر گذاری و تاثیر پذیری هر شاخص در سیستم را شناسایی نموده ایم. نتایج حاصله می تواند جهت اولویت بندی شاخص ها با استفاده از تکنیک فرآیند تحلیل شبکه - - ANP و طراحی سیستم پشتیبان تصمیم رتبه بندی در شرکت های هلدینگ مورد استفاده قرار گیرد.

شرکت هلدینگ

شرکت های هلدینگ یکی از اشکال سازمانی متعارف در بسیاری از کشورها بوده و از بازیگران اصلی در اقتصادهای نوپا به شمار می آیند. شرکت های هلدینگ یکی از مهمترین ساختارها جهت تحقق اهداف مرتب با حرکت به سمت اقتصادهای بازار محور است. ولی آنچه که در این ساختارها مهم به نظر می رسد، وجود یک واحد شاخص و اصلی به عنوان مغز متفکر و ابر قدرت جهت انجام وظایف استراتژیک و آزادی نسبی برای دستیابی به اهداف مورد نظر است. تعاریف  زیادی  از    شرکت  های  هلدینگ  ارائه  شده  که  در  ذیل  به برخی  از  مهمترین    آنها  می  پردازیم - حنفی  زاده  و  شفیعی،1388، ص: - 9-13    

➢    شرکت هلدینگ، شرکتی است که با هدف تملک سهام شرکت های دیگر به وجود می آید.

➢    شرکت هلدینگ، مجتمعی از شرکت های مختلف است که در رشته های کاملا متنوع فعالیت داشته و مالکیت و مدیریت خانوادگی اداره می شوند.

➢    شرکت هلدینگ، شرکتی است مشتمل بر سبدی از واحدهای مستقل که از مزایای سربار اندک اداره مرکزی، سهولت جبران زیان واحدها، انتشار ریسک و عدم تمرکز برخوردارند و محدودیت هایی مانند عدم دسترسی به مهارت های لازم و مشکلات کنترل مرکزی را نیز دارند.

➢    شرکت هلدینگ، کاراترین شیوه و ابزاری است که می تواند برای کنترل و مدیریت توام دو یا چند واحد که تاکنون مستقل بوده اند، به کار گرفته شود.

➢    شرکت هلدینگ، شرکتی است که به لحاظ درصد مالکیت سهام یا به دلیل انتخاب اکثریت مدیران و تعیین سیاست ها، استراتژی های اساسی و کلیدی یک یا چند شرکت را تحت کنترل و نظارت دارد. در استانداردهای حسابداری، شرکت هلدینگ واحد تجاری اصلی تلقی می شود که دارای یک یا چند واحد تجاری فرعی است و این واحدهای فرعی تحت کنترل واحد تجاری اصلی است که با توانایی راهبردی و هدایت سیاست های مالی و عملیاتی واحدهای تجاری فرعی، به دنبال کسب منافع اقتصادی از آنها است شرکت هلدینگ توانایی زیادی در جذب ویژگی های مثبت سازمانی دارد. تفکیک هرچه بیشتر مالکیت و کنترل، نه نتها نگران کننده نیست بلکه می تواند نتایج مطلوبی نیز داشته باشد. مجموعه مزایایی را که برای شرکت های هلدینگ می توان برشمرد، عبارت اند از: 

·    توان اداره فعالیت های نامربوط و متنوع؛

·    افزایش سوددهی از طریق خرید شرکت های سودآور؛

·    کنترل مستقیم بر واحدهای تابعه؛

·    کاهش هزینه سرمایه، تعدیل ریسک و کسب بازده؛

·    افزایش استقلال عمل مدیران و استفاده از مدیران خبره؛

·    کاهش بار مالیاتی؛

·    ارائه خدمات مالی در جهت تسهیل و تسریع کسب سرمایه برای شرکت های عملیاتی تابعه؛

·    تطبیق بهتر و راحت تر با چرخه تجاری به دلیل وجود تنوع در فعالیت ها؛

·    گسترش عملیات و فعالیت های صنعت محور؛

قابل ذکر است که این مزایا برای شرکت های هلدینگ دارای مفهومی نسبی است و این مزیت ها می توانند بسته به نوع فرهنگ، نوع کسب و کارها، سبد سهام، نحوه عملکرد آنها، میزان سرمایه گذاری آنها و نوع مدیریت سازمان برای هر نوع شرکت مادر متفاوت باشند. از معایب و محدودیت های موجود در ساختار این نوع شرکت ها نیز می توان به موارد زیر اشاره نمود:

·    مشکل انتخاب افراد خبره برای مدیریت ها؛

·    تعیین حوزه اختیارات؛

·    انحصاری شدن برخی تولیدات؛

·    تاثیرگذاری بر شرکت های اقماری در صورتی که تصمیمات اتخاذ شده به صلاح نباشد؛ - حنفی زاده و شفیعی،1388، ص-57 . - 56

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید