بخشی از مقاله
چکیده :
خانواده از نخستین نهادهای بشری و مرکز آموزش نقشهای اجتماعی و تامین نیاز های عاطفی است و در ثبات شخصیتی فرد اثر تعیین کننده دارد. علی رغم اهمیت خانواده آمار و اطلاعات بیانگر از همسیختگی این نهاد و سیر فزاینده آمار طلاق در جهان و ایران است .
در تبیین عوامل از هم گسیختگی خانواده از نظریات کارکردگرایی ، تعامل گرایی و تضاد استفاده شده است.
روش بررسی پیمایشی بوده وتکنیک پرسشنامه همراه مصاحبه جهت جمع آوری داده ها استفاده شده است و از تکنیک های آماری جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شده است .
نتایج توصیفی این نمونه تاثیر مشکلات مالی ،اعتیاد ، جرم ،اعمال خشونت ،سرقت ، زندان و ... را بر از هم پاشیدگی خانواده اثبات می کند. َ/ًْدر صدافراد نمونه عدم رضایت از زندگی زناشویی خود را ابراز داشته اند . َّ در صد گفته اند دائم بر سر تامین مخارج زندگی با همسرشان اختلاف دارند ،ُّ درصد اظهار داشته اند که همسرشان سابقه اعتیاد دارد. ٍِ درصد خشونت خانگی را گزارش نموده اند. ُ/ََدرصد پاسخگویان اظهار داشته اند که همسرشان سابقه زندان دارد .ٍ/ُ در صد خود سابقه دستگیری و ّ/ُ درصد سابقه اعتیاد داشته اند. آسیب پذیری خانواده زمینه آسیب پذیری فرزندان را فراهم کرده درصد اعتیاد فرزند به مواد مخدر در صد فرار از منزل و ْ در صد سرقت آنها را اعلام کرده اند.
مقدمه و طرح مساله
طلاق و از هم گسیختگی خانواده
از هم گسیختگی خانواده زمینه طلاق را فراهم می کند. طلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن همسران از یکدیگر است . طلاق شاخص بحران اجتماعی و فردی نااستواری خانواده قلمداد میشود و وقتی اتفاق می افتد که م یان زن و شوهر ناسازگاری و تنش ایجاد شده ، استحکام رابطه زناشویی از بین میرود .
طلاق زمینه های احساس نا هماهنگی ، نا امیدی و جدایی عاطفی را فراهم نموده و ادامه زندگی مشترک را امکان نا پذیر می نماید معمولا قبل از آنکه طلاق به طور قانونی رخ دهد طلاق عاطفی ایجاد می شود و گاهی بعضی زوجین ترجیح می دهند که در همین وضعیت بمانند وبه خاطر فرزندانشان یا مصالح دیگر تن به طلاق قانونی ندهند. میزان طلاق در دهه های اخیر طلاق در اغلب کشورهای جهان بالا رفته اما علل آن همه جا یکسان نیست .
در جوامع صنعتی رشد شهرنشینی ، ورود تدریجی زنان به بازار کار، استقلال اقتصادی آنها، افزایش سطح تحصیلات ،آگاهی و ارتقاءمنزلت اجتماعی زنان بر افزایش طلاق موثر بوده و نسبت طلاق در میان زنان شاغل و حرفه أی تقریبا دو برابر این نسبت میان جمعیت زنان به طور کلی است و هر چه پایگاه اجتماعی زن بالاتر باشد ، این احتمال که وی رأساً به تسلیم دادخواست قانونی برای طلاق مبادرت ورزد بیشتر است همچنین از دیگر علل افزایش طلاق در جوامع صنعتی مدرنیزاسیون و نوسازی در حوزه سیاسی و دولت بود که زمینه تصویب و اجرای قوانین آزادیخواهانهتری را برای طلاق فراهم ساخت .
در طی سالهای اخیر اکثر کشورهای جهان در جهت آسانتر کردن روند طلاق اقدام کرده اند . به طور نمونه کشور کانادا در سال ،قانونی را وضع کرد که به موجب ماده َ آن خیانت ، خشونت جسمی یا روانی جرائم غیر قابل اغماضی است که به موجب آن زن می توانند تقاضای طلاق نمایند. تصویب این قانون بر افزایش آمار طلاق در این کشور قابل توجهی داشته است
در ایران نیز نحوه نگرش قانون خانواده به حقوق زنان در روند طلاق اثر قاطع داشته است.در قانون خانواده مصوب ، و بر اساس ماده َمرد هر وقت بخواهد می تواند زن خود را طلاق دهد. با توجه به تاثیر این قانون بر افزایش آمار طلاق، در سال ٌََِ قانون حمایت از خانواده دگر گون شد و اصلاح انشایی در عبارت مرد هر وقت بخواهد می تواند زن را طلاق دهد، صورت گرفت و این مضمون ایجاد شد که مرد طبق اختیاراتی که دارد ،می تواند زن خود را طلاق دهد و جهت آن باید دلائلی ارائه دهد .
ابتلاء هر یک از زوجین به بیماری صعب العلاج، جنون هر یک از زوجین ، ازدواج مجدد شوهر، نازا بودن زن و... مواردی بود ه بر اساس آنها فرد می توانست در خواست طلاق نماید . این اصلاحیه چند همسری را مشروط و مقید کرد و از قدرت مطلقه و قانونی مرد بخصوص در امر طلاق، چند همسری و حضانت و ولایت بر فرزندان تا حدودی کاسته شد
بر اساس قوانین ایران نیز در موارد زیر زن میتواند در خواست طلاق کند: استنکاف شوهر از پرداخت نفقه و عدم امکان اجبار او به پرداخت. در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد. در صورتی که شوهر ُ سال تمام مفقود الاثر شود و حکم موت فرضی در مورد او صادر شده باشد.

