whatsapp call admin

مقاله تصوف در آینه نقد صوفی

word قابل ویرایش
8 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
10700 تومان
107,000 ریال – خرید و دانلود

تصوف یا عرفان اسلامی متعالی ترین و با شکوه ترین و پرچاذبه ترین جلوه فرهنگ اسلامی است که همواره الهام بخش و وحدت بخش مسلمانان بوده است . حقیقت عرفان ریشه در نهاد و فطرت الهی انسان دارد و ظهور آن در کلام و رفتار است که با فرهنگ پیوند مییابد. از این رو، هیچ دین یا فرهنگ دینی را نمیتوان یافت که از گرایش های عرفانی تهی باشد. عرفان اسلامی، که ریشه در تعالیم بلند کتاب آسمانی و سنت دارد، در اصل ، همان حقیقت و جوهره دین اسلام است . اساسیترین مبانی عرفان اسلامی برآیات الهی و تعالیم و آموزه های رسول ا کرم و ائمه اطهار علیهم السلام مبتنی است و سلوک عملی پیامبر اسلام و اهل بیت گواه این حقیقت است .

در اواسط یا اواخر قرن دوم هجری بر گروهی از عارفان بغداد عنوان صوفی اطلاق شد و بعدها، تا چندین قرن ، عنوان صوفی با عارف ، و نیز تصوف با عرفان مترادف گشت . البته برخی از عارفان میان عرفان و تصوف تمایز قایل شده و مرتبه تصوف را دون مرتبه عرفان دانسته اند (̈A قشیری، ص ۴٧۶ و بعد؛ نسفی، ص ٢٩٧).

درباره ریشه و معنای الفاظ تصوف و صوفی، و زمینه های پیدایش تصوف ، آراء متعددی اظهار شده است . منابع و مآخذی را که به این مباحث پرداخته اند به سه دسته میتوان تقسیم کرد: ١) منابع عرفانی، از جمله قوت القلوب ابوطالب مکی، التعرف لمذهب اهل التصوف ابوبکر کلابادی؛ اللمع فی التصوف ابونصر سراج طوسی؛ الرساله القشیریه ابوالقاسم قشیری، و کشف المحجوب هجویری. ٢) منابع و مآخذ غیرعرفانی متقدم ، ازجمله اساس البلاغه زمخشری؛ تحقیق ماللهند ابوریحان بیرونی؛ تلبیس ابلیس ابن جوزی؛ رساله الصوفیه و الفقراء ابن تیمیه ؛ مقدمه ابن خلدون . ظاهرا یکی از نخستین منابعی که درآن لفظ صوفی یا صوفیه آمده البیان و التبیین جاحظ (وفات : ٢۵۵) است . ٣) منابع و مآخذ معاصر که آنها را در دو گروه میتوان جای داد: آثار عرفان پژوهان مسلمان ؛ تحقیقات عرفان پژوهان غربی. از میان محققان ایرانی معاصر در زمینه تصوف و عرفان ، دکتر قاسم غنی، استاد بدیع الزمان فروزانفر، استاد جلال همایی و دکتر عبدالحسین زرین کوب را باید نام برد. هم چنین ، از معاصران مسلمان ، عبدالرحمن بدوی صاحب تاریخ التصوف الاسلامی من البدایه حتی نهایه القرن الثانی یاد کردنی است .

در غرب نیز، از اوایل قرن نوزدهم میلادی، تحقیق و پژوهش درباره تصوف و عرفان اسلامی آغاز شد و از اوایل قرن بیستم آثار بسیار ارزشمندی در این حوزه به ظهور رسید. از میان آنان ، آرنولد نیکلسون ، لویی ماسینیون ، هلموت ریتر، فریتس مایر آثار برجسته ای در زمینه تصوف اسلامی پدید آورده اند.

با وجود اهمیت تصوف و عرفان اسلامی و تأثیر به سزای آن در شئون متعدد حیات دینی اجتماعی مسلمانان ، تا کنون تحقیق جامعی به زبان فارسی، درباره سیر تاریخی وتحول آن ، صورت نگرفته است ، جز آن که شادروان دکتر غنی در تاریخ تصوف و شادروان دکتر زرین کوب در ارزش میراث صوفیه و، به دنبال آن ، در جستجو در تصوف ایران و دنباله جستجو در تصوف ایران ، کوشیده اند تصویری کلی از تصوف و سیر تحول آن ارائه دهند.

بسیاری از آثاری که از آن پس ، در این باب ، به زبان فارسی، منتشر شده فاقد جامعیت اند.

نقد صوفی از این حیث مستثنا به نظر میرسد. باید گفت که مهم ترین مباحث تصوف با نثری سلیس و روان و زیبا در این کتاب مطرح شده و به تحلیل و بررسی درآمده است .

مقایسه نقد صوفی با آثاری چون جستجو در تصوف ایران از این نظر که در هردو با نظر تاریخی تحلیلی و تا حدی نو به تصوف توجه شده به جا و سودمند مینماید. نقد صوفی، هرچند از حیث دامنه اطلاعات و وسعت منابع به جستجو در تصوف ایران نمیرسد، قابل فهم تر و منسجم تر و منظم تر است . نقل قول ها، ا گرچه در مواردی طولانی به نظر میرسد، تحلیل های نویسنده را مستند و خواننده را با بسیاری از متون عرفانی آشنا میسازد.

نقد صوفی در سه بخش تدوین شده است .

بخش اول با عنوان «از ریشه ها تا شاخه ها» شامل سه فصل است : فصل اول ، «پیدایش و سیر تصوف تا قرن هفتم »؛ فصل دوم ، «نقد بیرونی و درونی تصوف »؛ فصل سوم ، «مکتب ها و سلسله های تصوف ».

نویسنده فصل اول را با توصیفی از عرفان آغاز کرده ، سپس ، به اختصار، از زمینه ها و علل پیدایش تصوف و نیز از نخستین کسی که صوفی خوانده شد سخن به میان آورده و، در ادامه ، به بررسی اجمالی تاریخ تصوف پرداخته است . وی تزهد و تقشف مسلمانان وصوفیان نخستین را یکی از بارزترین وا کنش ها در برابر دنیاطلبی مفرط امویان دانسته است . این نظر، هرچند از طرف برخی از محققان دیگر نیز ارائه شده ، درخور تأمل است . در حقیقت ، دنیاطلبی قشرهایی از مسلمانان میتواند یکی از علت های فرعی تمایل به زهد و ریاضت باشد نه علت اصلی و تعیین کننده .

قرن به قرن پیش آمده و، ضمن گزارش نویسنده ، در بحث اجمالی تاریخ تصوف اوضاع سیاسی اجتماعی هر عصر، به ذ کر ویژگیهای تصوف و معرفی مهم ترین آثار عرفانی و پرآوازه ترین عارفان آن دوره ١ پرداخته و گاه نیز نظرگاه های برخی از عارفان را نقل کرده و، در پایان این فصل ، به اجمال از برخی از سلسله های صوفیه سخن گفته است .

در فصل دوم «نقد بیرونی و درونی تصوف »، نخست نقد اهل سنت ذ کر شده که بیشتر بر تلبیس ابلیس ابن جوزی مبتنی است . به قول مؤلف ، «در میان اهل سنت اگرچه تصوف ، معارضان و مخالفان دیگری چون ابن حزم ، ابن تیمیه ، ابن قـیم جوزیه و ذهبی نیز داشته ، اما اساس نظریات اهل سنت و جماعت را در نقد تصوف ، باید در همین کتاب تلبیس ابلیس جستجو کرد.» سپس ، در مبحث «نقد شیعه »، نویسنده کوشیده است که دیدگاه ائمه اطهار علیهم السلام و علمای شیعه را درباره تصوف و صوفیه مطرح سازد. منابع نویسنده در این مبحث التفتیش در مسلک صوفی و درویش تألیف ابوالفضل برقعی، تبصره العوام فی معرفه مقامات الانام منسوب به سید مرتضی، و مبانی عرفان اسلامی تألیف سید محمدتقی مدرسی است . مؤلف از آثار موثق بزرگان شیعه چون امالی سید مرتضی، جامع الاسرار سید حیدر آملی و تألیفات بزرگان عرفان در بررسی رابطه تصوف و تشیع بهره نجسته است .

به نظر میرسد که مخالفت علمای شیعه با تصوف بیشتر از جانب اخباریان صورت گرفته باشد. این گروه نه فقط با تصوف بلکه با فلسفه و نیز با اصولیان به مخالفت بر خاستند. در حالی که بسیاری از عالمان شیعه نه تنها با تصوف مخالفتی نداشته اند بلکه خود در شمار صوفیان بوده اند. برخی از این نیز فراتر رفته اند و تصوف را با تشیع یکی دانسته اند (̈A آملی، ص ۴۶-۴٧)٢.

حسن بصری (وفات : °١١) از جمله صوفیانی است که همواره مورد حمله و انتقاد اخباریان بوده است ، در حالی که سید مرتضی، در امالی ، از او به بزرگی و احترام یاد کرده ،ازجمله آورده است که :

مردی به حسن بصری گفت : ای اباسعید، شیعه گمان میکند که تو علی بن ابیطالب را دوست نداری؟ حسن سرش را به زیر انداخت و شروع کرد به گریه کردن . پس از گریه زیاد، سر برداشت و گفت : دیروز مردی را از دست دادید که یکی از تیرهایپروردگار بود برای دشمنان خدا. او دارای شرافت و فضل بود و با پیامبر خویشاوندی نزدیک داشت . او هرگز از امر الهی چشم نپوشید و حقوق خداوند را هیچ گاه فراموش نکرد. او از برجسته ترین شاگردان قرآن بود.

او علی بن ابیطالب بود ( امالی، ج ١، ص ١۶٢).

سید بن طاووس و قاضی نورالله شوشتری نیز از حسن بصری به بزرگی نام برده اند. در آثار به جایمانده از حسن بصری نیز شدت اعتقاد و علاقه و احترام بسیار وی نسبت به اهل بیت کاملا مشهود و آشکار است . در کشف المحجوب هجویری یکی از نامه های حسن بصری به امام حسن مجتبی علیه السلام و پاسخ آن حضرت به وی آمده است که ترجمه هجویری را ذیلا نقل میکنیم :

سلام خدای بر تو باد ای فرزندزاده رسول ، روشنایی چشم او، رحمت خدای بر شما باد و برکات او. شما جملگی بنیهاشم چون کشتیهایی روانید اندر دریاها و ستارگان تابنده اید و علامت هدایت ، و امامان دین ؛ هرکه متابع شما بود نجات یابد چون متابعان کشتی نوح کی بدان نجات یافتند مؤمنان ؛ و تو چه میگویی یا پسر پیامبر صلی الله علیه اندر تحیر ما اندر قدر و اختلاف ما اندر استطاعت تا ما بدانیم کی روش تو چیست اندر آن و شما ذریت پیغامبرید علیه السلام و هرگز منقطع نخواهید گشت . علمتان به تعلیم خدای است عز و جل و او نگاه دارنده و حافظ شماست و شما از آن خلق .

چون نامه بدو رسید جواب نبشت الجواب :

آنچه نبشته بودی از حیرت خود و آنک میگویی از امت ما اندر قدر و آنچ رای ما بدان مستقیم است آن است کی هرکه به قدر خیر و شر از خدای ایمان نیارد کافر است و هرکه اندر معاصی بدو حواله کند فاجر یعنی انکار تقدیر مذهب قدر بود و حوالت معاصی به خدای مذهب جبر.

پس بنده مختار است اندر کسب خود به مقدار استطاعتش از خدای عز و جل و دین میان جبر و قدر است (هجویری، ص ٨۶-٨٧)٣.

عنوان مبحث بعدی فصل دوم «انتقادات کلی مشایخ بر یکدیگر» است . در این مبحث ، نکته ای که باید به آن اشاره شود این است که انتقاد صوفیان از یکدیگر، به ویژه انتقاداتی از نوع انتقاد نجم الدین کبری از مجدالدین بغدادی، را نمیتوان عداوت و اختلاف تلقی کرد؛ زیرا این انتقادات بیشتر حکم ارشاد و راهنمایی دارد و، در مواردی نیز، حا کی از تجربه عرفانی والاتری است . البته مشایخ صوفی برخی از صوفینمایان را آماج انتقاد ساخته اند که نویسنده خود نیز، در آغازاین مبحث ، متذکر آن شده و گفته است :

بیشتر منتقدان تصوف آنانی بوده اند که لبه تیز نقدشان متوجه متصوفان و عارف نمایانی بوده است که قهرا در جریان تصوف پیدا شده اند.

مؤلف ، در فصل سوم ، «مکتب ها و سلسله های تصوف »، تصوف را به شیعی و سنی تقسیم کرده و اظهار داشته است که گرایش های مذهبی خواه ناخواه در صفوف صوفیان فاصله ایجاد میکرده است . تقسیم تصوف به شیعی و سنی را شاید بتوان به مسامحه پذیرفت ؛ اما این مطلب که اختلافات مذهبی موجب بروز اختلاف و فاصله میان صوفیان شده باشد با روح تصوف ناسازگار به نظر میرسد. البته بوده اند صوفینمایانی که به درگیریهای مذهبی و حتی سیاسی و اجتماعی دامن میزده اند، اما سالکان طریقت نه تنها وارد این وادی نمیشده اند، بلکه اساسا به چشم وحدت بین به هستی مینگریسته اند.

مهم ترین مباحث این فصل عبارت اند از: معرفی سلسله های صوفیه ۴، ملامتیه ،قلندریه و فتوت ، که از آن میان به ویژه دو مبحث اخیر با تفصیل بیشتری مطرح شده اند.

نویسنده ، در معرفی اجمالی سلسله های صوفیه ، از سلسله های ا کبریه و قونویه که وجود خارجی نداشته اند سخن رانده است . افزون بر آن ، در موارد متعددی، از سلسله یا طریقت با عنوان فرقه یاد کرده که چندان دقیق به نظر نمیرسد.

نخستین منبعی که از ملامتیه و ملامتیان سخن به میان آورده البدء و التاریخ تألیف مطهر بن طاهر مقدسی (وفات : ٣۵۵) است (̈A مقدسی، ج ۴، ص ٨٣١-٨٣٢؛ زرین کوب ، جستجو در تصوف ، ص ٣٣۵ به بعد). در میان صوفیان نیز نخستین کسی که درباره ملامتیان مطلب نوشته ، ابوسعد (یا ابوسعید) عبدالملک بن محمد بن ابراهیم خرگوشی نیشابوری (وفات : ۶°۴ یا ٧°۴) است که در تهذیب الاسرار به تفصیل درباره آنان سخن گفته است (̈A پورجوادی، ص ٣ به بعد؛ گولپینارلی، ص ۵ به بعد؛ ff١ .p ,١ .vol ,Sviri١٩٩٩ ).

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 10700 تومان در 8 صفحه
107,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد