دانلود مقاله خطوط لوله نفت وگاز حوزه دریای خزر

word قابل ویرایش
24 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

فـهـرسـت
عنوان صفحه
مقدمه ۱
خط لوله نفت وگاز حوزه دریای خزر ۲
معاوضه (سوآپ) نفت ۴
مراحل معاوضه نفت به عنوان ارزان ترین راه حل صادرات نفت ۵
همکاری بالقوه ایران با آسیای مرکزی وغربی در زمینه گاز ۶
نقش ایران در شبکه گاز منطقه ای ۹

همکاری برای صادرات گاز به شبه قاره هند ، ترکیه واروپا ۱۱
منطقی ترین واقتصادی ترین راه برای صادرات نفت وگاز ازحوزه دریای خزر ۱۴
امنیت نفتی در آغاز هزاره سوم ۱۶
نقش خلیج فارس وخاورمیانه در صادرات انرژی ۱۹
خلاصه ۲۰
منابع ۲۳

خطوط لوله نفت وگاز حوزه دریای خزر

« نخست ازجهان آفرین یادکن »
مـقـدمـه
در دهه ی ۱۹۳۰ برای مدتی مردم فکر می کردند که نفت به زودی به پایان می رسد ، ولی شرکتهای نفتی همه جا را برای یافتن منابع جدید نفت جستجو کردند ، آن ها راه های بهتری برای جستجو ، کاوش وحفاری ویافتن نفت آموختند ، اواخر دهه ی ۱۹۴۰ یافتن منابع جدید نفت در خاورمیانه که تراوش های نفتی وقیر از دوره ی نخستین تمدن ها مورد استفاده بود آغاز شد . در پیرامون خلیج فارس ، ذخائر غنی نفت در اعماق زمین وجود داشت .

چنین می نمود که در خاورمیانه به اندازه ای بقیه ی دنیا نفت وجود دارد ، ناگهان ذخیره ی نفت جهان دوبرابر شده بود ، برای یک ربع قرن نفت فراوان وارزان بود ، البته ایالات متحده امریکا ذخائر نفتی زیادی داشت ولی وقتی اطلاع یافت که از خارج مقادیر بسیاری نفت می تواند تحویل بگیرد درباره ی مصرف آن اطمینان بیشتری یافت ،

اروپا وژاپن که فاقد ذخائر نفتی متعلق به خویش بودند ، نفت را وارد کرده وبه سهولت از آن استفاده نمودند ، نخست وضع ساده بود زیرا بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم بسیاری از مناطق مولد نفت خاورمیانه زیر سلطه ی ملت های اروپایی بود ، اروپا ییان وامریکای ها بودند که چاه های جدید نفت را حفر ، تصاحب واداره کردند ، ولی بعد ملت های خاورمیانه مستقل شدند . آن ها می خواستند بر چاه های نفت خود تسلط ونظارت داشته باشند ونفت را به قیمت هایی که خود تعیین می کردند بفروشند .

در سال ۱۹۶۰ ملت های تولید کننده نفت در خاورمیانه ومناطق دیگر گروهی به نام سازمان کشورهای صادر کننده نفت تشکیل دادند که به اختصار اوپک نام گرفت . آن ها با مشاوره ی یکدیگر وتصمیم گیری درباره ی قیمت هایی که می بایست تعیین می گردید پرداختند . دیری نگذشت که قدرت فوق العاده اوپک بر همگان آشکار شد ، امید است کشورهای عضو باداشتن وحدت رویه ، استفاده بهینه وتصمیم گیری منطقی از این نعمت الهی وسرمایه ملی برای حفظ استقلال وپیشرفت اقتصادی خویش حداکثر استفاده را بنمایند .

خطوط لوله نفت وگاز حوزه دریای خزر
رویدادهای سیاسی اخیر در اتحاد جماهیر شوروی سابق ، موجب تغییر نقشه آسیا واروپا گردیده است . کشورهای تازه استقلال یافته آذربایجان ، ترکمنستان وقزاقستان که همگی از منابع غنی گاز ونفت به شمار می روند ، در آسیای مرکزی وغربی قرار دارند . این ناحیه همچنین راه را برای استخراج نفت وگاز از منابع وسیع دریای خزر هموار ساخته است .

هر چند مذاکرات میان دولتها در مورد وضعیت حقوقی دریای خزر کماکان در جریان می باشد ، لکن در طول سال های گذشته ، شرکتهای بین المللی نفت تمایل قابل توجهی در استخراج نفت وگاز این منطقه نشان داده اند . بدیهی است که صادرات نفت وگاز از این کشورهایی که به دریای آزاد راه ندارند مستلزم همکاری کشورهای مربوطه وهمچنین احداث خطوط لوله پرهزینه برای انتقال نفت وگاز از این منطقه می باشد .

پیوندهای فرهنگی ایران با مردم آسیای مرکزی وغربی که به قرنها قبل از منزوی شدن آنان توسط اتحاد جماهیر شوروی بر می گردد به سرعت در حال رشد است ونقش مهمی را در توسعه آینده این منطقه ایفا خواهد نمود .

کشورایران در مناسبترین موقعیت جغرافیایی برای ارتباط این کشورهای درونی ودور از کرانه به دنیای برونی قرار گرفته است . در عین حال ، مبارزه طرفهای ذینفع در پیشنهاد نمودن مسیرهای خطوط لوله برای کسب نفوذ سیاسی کاملاً مشهود است . روس ها با منحصر کردن تمامی مسیرهای صادرات از سرزمین خود مایلند که نفوذ وکنترل سنتی خود را بر کشورهای تازه استقلال یافته حفظ کنند . از طرف دیگر ، ایالات متحده که بعنوان رقیب جدیدی وارد منطقه شده است ، طرفدار صادرات نفت وگاز از مسیرهایی در منطقه است که در راستای اهداف دراز مدت خود سعی دارد که خطوط لوله از ایران عبور نکند .

در حالیکه سیاست همواره عامل تعیین کننده بسیاری از مسائل در این منطقه بوده است ، نباید این واقعیت را نادیده گرفت که در اوضاع واحوال موجود ، عوامل اقتصادی نیز بطور مساوی نقش مهمی در نتیجه رقابت میان کشورهای منطقه ایفا خواهد کرد . در این مقاله سعی خواهد شد که توجه خواننده به این واقعیت جلب شود که ایران منطقی ترین واقتصادی ترین مسیر ،

برای صادرات نفت وگاز از منطقه خزر می باشد . در واقع خصومت سیاسی امریکا نسبت به ایران ، اقتصادی ترین مسیر صادرات نفت وگاز آذربایجان ، قزاقستان وترکمنستان را مسدود کرده است . این موضوع ، کشورهای مذکور رااز حداکثر بهره وری درآمد نفت وگاز خود محروم خواهد کرد ونیز با اساسی ترین اصول بازارهای آزاد که مورد حمایت ایالات متحده می باشد مغایرت دارد .

نمی توان به سادگی از منافع بالقوه همکاری میان تولیدکنندگان ومصرف کنندگان نفت وگاز در منطقه چشم پوشید . اجرای پروژه های تجارت منطقه ای وبین المللی گاز نه تنها مقرون به صرفه خواهد بود بلکه می تواند همبستگی اقتصادی وثبات سیاسی را در این بخش از جهان افزایش دهد . دراین خصوص ، همکاری میان ایران ، ترکمنستان وقزاقستان در توسعه یک شبکه منطقه ای صادرات گاز به بازارهای بالقوه مصرف مفید خواهد بود .

معاوضه (سوآپ) نفت
ایران تولید کننده ومصرف کننده عمده انرژی در منطقه می باشد . تولید انرژی در ایران حدوداً معادل ۵ میلیون ومصرف آن معادل ۶/۱ میلیون بشکه نفت در روز است . اکثر مناطق تولید کننده نفت وگاز در جنوب ایران قرار دارند ، در حالیکه عمده ترین مناطق مصرف کننده در شمال ومرکز این کشورند .

تقریباً ۸/۰ میلیون بشکه نفت در روز از چاههای نفت جنوب ایران به پالایشگاههای اصفهان ، تهران ، اراک وتبریز فرستاده می شود . بخش اعظمی از ۴۰ میلیارد متر مکعب گازی که در سال مصرف می شود نیز از جنوب به شمال ارسال می گردد . شرکتهای بین المللی نفتی به امتیاز استفاده از ایران برای صدور بخشی از نفت تولید شده در حوزه خزر پی برده اند واگر سیاستهای تحریم ایران توسط امریکا وجود نداشت ، بیشتر نفت منطقه از طریق ایران صادر می گردید .

مزایای عمده اقتصادی صادرات نفت از طریق ایران براساس موقعیت جغرافیایی آن از نظر همجواری ، افزایش تقاضای داخلی فرآورده های نفتی و وجود شبکه گسترده خطوط لوله نفت خام ، گازوفرآورده های نفتی می باشد . ایران از لحاظ جغرافیایی کشوری منحصر بفرد درمنطقه است . از طرفی نزدیک به ۱۵۰۰ کیلومترمرز مشترک با ترکمنستان دارد واز طرف شمال وغرب با کشورهای آذربایجان ، ارمنستان ، نخجوان وترکیه هم مرز است . شبکه خط لوله نفت وگاز این کشور به فاصله ۲۰۰ کیلومتری از کشورهای مذکور قرار دارد .

نیمه شمالی با جمعیتی بیش از ۵۰ میلیون نفر که معمولاً زمستانهای سردی دارند متقاضیان فرآورده های نفتی هستند واگر روند فعلی در مصرف فرآورده های نفتی ادامه یابد ، ایران می بایست پالایشگاههای بیشتری در این بخش از کشور ایجاد کند .

پالایشگاههای تهران وتبریز منطقی ترین خروجیهای نفت خام آذربایجان ، قزاقستان وترکمنستان خواهند بود . استدلال معاوضه نفت (سوآپ) براساس استفاده نفت خام این کشورها در تأمین پالایشگاههای مذکور درمقابل صدور نفت خام این کشورها در تأمین پالایشگاههای مذکور در مقابل صدور نفت خام از خلیج فارس توسط ایران قرار دارد

 “قرار سوآپ” سریعترین وارزانترین راه حل برای مشکل صادرات بخشی از نفت تولیدشده در منطقه خواهد بود . نفت خام را می توان به بنادر انزلی ونکا حمل کرد واز آنجا به پالایشگاههای ایران انتقال داد .این پروژه را می توان در سه مرحله به انجام رسانید .

مراحل معاوضه نفت به عنوان ارزان ترین راه حل صادرات نفت
مرحله اول : ساخت تقریباً ۱۲۰ کیلومتر خط لوله از بندر انزلی به نقطه ای که خطوط لوله نفت خام موجود ، روزانه ۱۰۰۰۰۰ بشکه نفت را به پالایشگاه تبریز منتقل می کند . در صورتیکه خط لوله ای برای اتصال این بندر به خط لوله موجود ساخته شود ، می توان روزانه ۱۰۰۰۰۰ بشکه نفت به پالایشگاه تبریز در شمال وبه همین مقدار به طرف جنوب به پالایشگاه تهران منتقل نمود . همچنین خط لوله ای وجود دارد که پالایشگاه تهران را به بندر نکا متصل می سازد .

این خط لوله را می توان با اصلاحات کوچکی بصورت معکوس درآورده تا حمل ۱۲۰۰۰۰ بشکه نفت خام در روز از نکا به پالایشگاه تهران را به عهده بگیرد . در توافق جاری با قزاقستان از این خط لوله برای معاوضه نفت به میزان ۴۰۰۰۰ بشکه در روز استفاده می گردد .

بنابراین می توان روزانه ۳۲۰۰۰۰ بشکه نفت را به پالایشگاههای تهران وتبریز منتقل نمود وبه همین مقدار از جزیره خارک در خلیج فارس بصورت معاوضه ای (سوآپ) صادر کرد . هزینه اجرای این طرح احتمالاً کمتر از ۱۵۰ میلیون دلار واکثر آن به واحد پول کشور یعنی ریال خواهد بود .

مرحله دوم : هنگامی که این پروژه تکمیل شود ونفت پالایشگاههای تهران وتبریز از حوزه خزر تأمین گردد ، خط لوله ای که در حال حاضر نفت را به پالایشگاههای مذکور می برند ، خالی می شوند . در مرحله دوم پروژه ، با استفاده از ظرفیت این خط لوله ، می توان نفت بیشتری از تولیدکنندگان خزرگرفته تا در پالایشگاههای اصفهان با ظرفیت ۲۲۰۰۰۰ واراک ۱۵۰۰۰۰ بشکه در روز تصفیه گردند . دراین مورد باید کار زیربنایی بیشتری انجام گیرد وخطوط لوله اضافی ساخته شود . هزینه این امر حدود ۳۵۰ میلیون دلار تخمین زده شده است

واین بشکه می تواند تقریباً ۷۰۰۰۰۰ بشکه نفت در روز را از کشورهای آسیای مرکزی وغربی جذب کند . به این نکته باید توجه داشت که شرکتهای ایرانی که در حال حاضر در صنعت نفت ایران فعال می باشند می توانند بخش اعظم این طرح را برعهده گیرند وبیشتر این هزینه به ریال خواهد بود

مرحله سوم : در این مرحله ، از ظرفیت خطوط لوله ای که نفت را به پالایشگاههای اصفهان واراک می آوردند ، برای رساندن نفت بیشتر از شبکه خطوط لوله ایران استفاده خواهند گردید . دراین مرحله صدها کیلومتر خط لوله جدید باید ساخته شود که عملی شدن آن به میزان تولیدی که انتظار می رود از حوزه خزر صادر شود ، خطوط لوله متناوب در حال ساخت وملاحظات سیاسی منطقه ای بستگی خواهد داشت

. همچنین ایران وترکمنستان می توانند در شمال ایران اقدام به ایجاد یک پالایشگاه مشترک نمایند که بتواند روزانه بیش از ۱۰۰۰۰۰ بشکه نفت ترکمن را تصفیه کند ودر قسمت شمال شرقی ایران مورد استفاده قرار گیرند ودر مقابل معادل همین مقدار از طرف ترکمنستان از جزیره خارک صادر گردد .

مزایای دیگر معاوضه نفت (سوآپ) این است که کشورهای حوزه خزر می توانند صدور نفت خام خودبه بازارهای بین المللی رادر زمان نسبتاً کوتاهی آغاز کنند واز سرمایه گذاریهای هنگفت در خطوط لوله ای که از کشورهای مختلف می گذرد ، اجتناب ورزند . دراین روش معاوضه ، نیاز به رضایت هیچ طرف سومی نیست وچون ایران استفاده کننده نهایی نفت خام خواهد بود ، وابستگی متقابل ،

بهترین ضمانت برای ادامه پروژه است . علاوه برآن ، هزینه های پائین تر برای تولید کنندگان ، حداکثر درآمد هر بشکه را تضمین می نماید وایران نیز می تواند هم در هزینه پائین تر انتقال نفت وهم در منافع اقتصادی مربوط به ایجاد زیربناهای مورد نیاز پروژه صرفه جوئی کند . نهایتاً نفت خام خزر در نتیجه استدلال معاوضه ،

به بازارهای شرق دور که انتظار می رود در ۱۰ سال آینده رشد قابل توجهی داشته باشند ، صادر خواهد شد . مسیرهای پیشنهادی دیگر که از تنگه بسفر می گذرد ، نفت را به دریای سیاه منتقل می سازد . این مسیر هزینه های اضافی ایجاد می کند وبراساس اهمیت ایمنی وزیست محیطی ، با مخالفت ترکیه مواجه است . نفتی که به دریای سیاه یا مدیترانه تحویل داده خواهد شد ، با نفت خام روسیه ، عراق ، سوریه ، مصر ، شمال آفریقا وکردهای دریای شمال قابل رقابت خواهد بود .

همکاری بالقوه ایران با آسیای مرکزی وغربی در زمینه گاز
اکثر مطالعات اخیر درمورد عرضه وتقاضای جهانی گازطبیعی درآینده نشان می دهد که خاور میانه وآسیای مرکزی نقش مهمی در تجارت آتی گاز طبیعی خصوصاً در شبه قاره هند ، ترکیه ، ارمنستان ، گرجستان وبخشهایی از اروپا ایفا خواهد کرد . در دراز مدت همکاری میان کشورهای عمده تولیدکننده گاز ، اقتصادی ترین روش توسعه منابع گاز وایجاد شبکه های انتقال ، جهت بهره برداری ازگاز را تضمین می کند .

کشورهای ایران ، ترکمنستان وقزاقستان می توانند در توسعه شبکه خطوط لوله که قادر به حمل گاز ازاین کشورها به بازارهای بین المللی ومنطقه ای باشد همکاری کنند . دیگر تولیدکنندگان گاز در خلیج فارس هم می توانند از طریق ایران به این شبکه متصل شوند وبدینگونه از توسعه همزمان خطوط لوله وطرحهای LNG برای بازارهای یکسان جلوگیری بعمل خواهد آمد .

خلاصه ای از مزایای مربوط به این همکاری به شرح زیر می باشد :
۱- این همکاری ، شبکه ای را ایجاد می کند که قادر به دریافت گاز از تولیدکنندگان مختلف وتحویل آن به بسیاری از مصرف کنندگان راایجاد خواهد بود . بنابراین خطر وابستگی مصرف کننده به یک تولیدکننده واتکای تولیدکننده بریک بازار کاهش خواهد یافت .

۲- این روش همچنین مانع از سرمایه گذاریهای سنگین تکراری توسط هر کشور جهت ایجاد خط لوله ای جداگانه برای صدور گاز خواهد شد .
۳- اجرای این طرح منطبق با اهداف زیست محیطی کلیه کشورها مبنی براستفاده از سوختهای تمیزتر وحفظ جنگلها نیز خواهد بود . شاید بانک جهانی وسازمانهای بین المللی دیگر هم بیشتر مایل به حمایت از چنین طرح منطقه ای باشند .
۴- همکاری در زمینه گاز میان این کشورها به رشد اقتصادی منطقه ای منجر شده وهمچنین همبستگی اقتصادی را ترویج خواهد نمود ودر نتیجه به وابستگی متقابل میان کشورها که
عنصر حیاتی در صلح وثبات در این بخش از جهان به شمار می رود ، خواهد انجامید .

نقش ایران در شبکه گاز منطقه ای
ایران دارای ذخائر عظیم گاز بوده ومقام دوم را پس از روسیه در جهان داراست . علاوه برآن ، موقعیت ممتاز جغرافیایی ایران که کشورهای دریای خزر را به کشورهای خلیج فارس پیوند می دهد ، عامل بزرگی است که باید به آن توجه کرد . از این گذشته ، ایران با پاکستان وترکیه که قرار است در سالهای آتی از عمده ترین واردکنندگان گاز منطقه باشند ، مرزهای مشترکی دارد .

درحال حاضر ، شبکه خط لوله ایران از سواحل خلیج فارس در جنوب به دریای خزر در شمال امتداد دارد . خطوط لوله موجود شرق به غرب از سرخس درمرز ترکمنستان به ارومیه در نزدیک مرز ترکیه با ایران امتداد می یابد . این شبکه خط لوله ، از ۴۰۰۰ کیلومتر لوله اصلی (بین ۲۰تا۵۶ اینچ) وبیش از ۱۰۰۰۰ کیلومتر خطوط لوله فشار قوی با ظرفیت حمل بیش از ۶۰ میلیارد مترمکعب گاز در سال برای مصارف داخلی وتزریق به میادین نفتی تشکیل شده است .

از سال گذشته ، شبکه گاز ایران به شبکه گاز ترکمنستان متصل شده است وتا زمستان امسال ۵/۱ میلیارد متر مکعب گاز ترکمنستان به ایران منتقل خواهد شد . در سال ۱۹۹۸ این مقدار گاز به ۹ میلیارد متر مکعب در سال افزایش خواهد یافت .

کشورهای ترکمنستان ، ایران وترکیه نیز طرح وسیعی از شبکه انتقال گاز رادر دست مطالعه دارند که نهایتاً ۳۰ میلیارد متر مکعب گاز در سال را از ترکمنستان به ترکیه عبور خواهد داد . قزاقستان می تواند به راحتی از طریق توسعه خطوط لوله موجود وایجاد خطوط لوله جدید بین قزاقستان وترکمنستان به شبکه
مزبور متصل شود .

قطر نیز می تواند به شبکه خط لوله ایران متصل گردد . ساخت کمتر از ۱۵۰ کیلومترخط لوله از میادین دم شمالی(North Dome) قطر به بندر عسلویه ، می تواند گاز قطر را به شبکه فوق متصل نماید . با در نظر گرفتن این حقیقت که ایران وقطر در میدان نفتی دم شمالی (North Dome) قطر ومیدان پارس جنوبی که بخشی از بزرگترین ساختار گاز دور از ساحل (offshore) در جهان است ، شریک می باشند ، همکاری در توسعه وبازاریابی گاز بین دوکشور را امکان پذیر می سازد .

امکان تنظیم برنامه ای بین دوطرف که درآن ایران بتواند گاز رااز طریق شبکه خط لوله خود به قطر صادر کرده ودرمقابل برای مشتریان ایرانی LNG از قطر تحویل گیرد ، قابل اجرا است . ساخت خطوط لوله اضافی نیز برای تکمیل شبکه موجود در ایران ، ۴۰ درصد ذخائر گازی جهان را به یکدیگر متصل خواهد کرد .

درسال ۱۹۹۴ ، پروژه ” تمدید خط لوله از کشورهای آسیایی به اروپا “(PEACE) با هدف همکاری میان تولیدکنندگان ومصرف کنندگان گاز در منطقه ، توسط دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی ارائه گردید . همه کشورهای منطقه در منافع اقتصادی این پروژه وهمچنین در پیشبرد صلح وثبات مربوط به این همکاری سهیم خواهند بود .

همکاری برای صادرات گاز به شبه قاره هند ، ترکیه واروپا
اکثر تحلیلگران انرژی موافق این امر می باشند که چنانچه خط لوله انتقال گاز به پاکستان ، به هند نیز امتداد یابد ، معقولترین واقتصادی ترین روش تأمین گاز به شبه قاره هند صورت گرفته است .
در حال حاضر چالشهای سیاسی این پروژه بسیار قوی است . هرچند می توان استدلال کرد که چنانچه ایران ، ترکمنستان وشاید قزاقستان وقطر مشترکاً صدور گاز به پاکستان وهند رابر عهده گیرند ، منافع سیاسی بطور چشمگیری تحت تأثیر قرار خواهند گرفت .

یک معامله مشترک که همه کشورهای مذکور در آن سهیم بوده ومنافع قابل توجهی داشته باشند ، به امنیت وتأمین گاز که هم اکنون هندیها بسیار نگران آن هستند ، خواهد افزود . علاوه برآن تأمین پروژه توسط منابع مشترک کشورهای دخیل ، برای جامعه مالی بین المللی جذابتر خواهد بود

. در واقع کمک ومشارکت محلی به این پروژه نیز بیش از پیشنهاد فعلی صدور گاز از ترکمنستان به شبه قاره هند از راه افغانستان ومیادین دور از ساحل قطر است . خط لوله گاز ترکمنستان می تواند در نزدیکی زاهدان به خط لوله گاز پیشنهادی ایران – پاکستان متصل شود . ساخت چنین خط لوله ای در زمینهای هموار ایران بسیار سریعتر از افغانستان خواهد بود .

علاوه برآن ، ساختار صنعتی ، توانائی مهندسی ونیروی کار مجرب ایرانیها ، تکمیل سریعتر واقتصادی تر پروژه را تضمین خواهد نمود . ایران وترکمنستان می توانند مشترکاً از سال ۲۰۰۱ نیاز گاز پاکستان را تأمین نمایند . این روش مزایای دیگری نیز دربرخواهد داشت ازجمله اینکه می توان درمراحل اولیه پروژه ، گاز آماده ترکمنستان را به پاکستان ارسال داشت ، در حالیکه سهم گاز ایران رفته رفته همراه با تکمیل شدن پروژه های توسعه گاز در پارس جنوبی افزایش خواهد یافت .

کشورهای دیگر می توانند به این طرح صدور گاز ملحق شده واین خط لوله برای صدور گاز به هند توسعه یابد .
همچنین اگر تولید کنندگان اصلی گاز منطقه مشترکاً این پروژه را به عهده بگیرند صادرات گاز به ترکیه واروپا امکان پذیرتر خواهد شد . به محض اینکه شبکه خط لوله کار گذاشته شود ، صادرات گاز به میزان تعیین شده بین کشورهای تولیدکننده شروع می شود .

بدینگونه ایران می تواند بدون به خطر افتادن تعهدات صادراتی خود ، از عهده تقاضای داخلی گاز در فصلی که مصرف به حداکثر می رسد برآید . این همکاری میان کشورها به تأمین هزینه این پروژه ها که مانع مهمی در گذشته بوده کمک خواهد کرد .

موفقیت چنین همکاری ای میان کشوزهای منطقه ، بستگی به تمایل حکومتهای منطقه ودرک کامل آنها از اهمیت ومزایای این پروژه ها دارد . مسائلی که برای اجرای موفقیت آمیز این پروژه ها در منطقه باید در نظر گرفته شوند عبارتنداز :
۱- دولتهای یاد شده باید ساختار مناسبی برای مشارکت شرکتهای نفتی دولتی ، شرکتهای بین المللی وبخش خصوصی در این کشورها بیابند . ساختار فعلی قادر به اجرای این پروژه ها نیست وبرای مشارکت بین المللی ومحلی سودمند نمیباشند .

۲- شیوه های نوینی برای فراهم کردن منابع ملی از بازارهای داخلی وبین المللی باید در نظر گرفته شود .
۳- دولتهای منطقه می بایست برای تشویق مشارکت نهادهای مالی چندجانبه ای مانند بانک جهانی ، بانک توسعه اسلامی وبانک توسعه آسیایی همکاری کنند وخواستار ” شیوه های ضمانتی نوین ” برای تأمین مالی پروژه های مذکور شوند .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 24 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد