whatsapp call admin

دانلود مقاله میزان اثر فاکتورهای اقتصادی تغذیه در لبنیات سازی

word قابل ویرایش
25 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

میزان اثر فاکتورهای اقتصادی تغذیه در لبنیات سازی

گرفتن پیام خانگی
تکرار های مداوم و زیاد می تواند مواد زائد را کاهش دهد و مصرف نیتروژن را در لبنیات سازی گسترش دهد.مشارکت تغذیه و مدیریت در کاهش مواد زائد نیتروژن دار در حین نگهداری همه فرآورده های ملی شیر می تواند روی یک یا چند تا از ۵ راه زیر متمرکز شود:

• بواسطه یک تعریف بهتر و هدف گیری تخصیص بهینه ورودی ها(به معنی عملکرد بهینه)

• بواسطه افزایش قابلیت تولید حیوانی ( کاهش ۸% مواد زائد نیتروژن N از یک افزایش ۲۵ درصدی تولید شیر گاو)

• بواسطه توسعه علم زیست شناسی ( کاهش ۸% در مواد زائد N نیتروژن)

 

• بواسطه تغذیه بیشتر گله ها با آغل های بزرگتر و بیشمار ( کاهش ۸% در مواد زائد نیتروژن از تغذیه ۶ گروه vs. و یک تک گروه TMR )

• بواسطه تغییر مکان های تکنیکی (به معنی اسید های آمینه حفاظت شده)

مقدمه
طی ۲۰ یا ۳۰ سال اخیر ، نقطه منبع آلودگی به طور گستاخانه معین شده است. کاهش آلودگی برای منابع غیر نقطه ای ، به منظور جهت دار شدن اخیرا، به وجود آمده است. بسیاری عقیده دارند که کشاورزی منبع عمده صدمه به رودخانه ها و دریاچه های کشور است. در کشاورزی افزایش تمرکز واحدهای تولیدات حیوانی یک مقیاس اثر اقتصادی بزرگ مشاهده شده در تولیدات حیوانی است که یک مرکز اصلی قانونگذاری بوده است چونکه مقدمه پیدایش ان است.
(pelley ,1996). در این دیدگاه روی ا رزش ها و مزیت های تنظیم محیطی برای صنایع تولید شده حیوانی بسیار بحث شده است.(boyd , 1997 ; van vuuren et al., 1997)

همیت رشته‌های «میان-رشته‌ای» روز به روز، زیاد و زیادتر می‌شود و در این میان برای رشته ریاضی نیز میان-رشته‌هایی در ترکیب با سایر رشته‌ها ایجاد شده است. از جمله آنها رشته Biomathematics است…
وقتی برای اولین بار کلمه Biomathemtics به گوشم خورد، فکر کردم اشتباه می‌شنوم. تا حالا بیوشیمی و بیوفیزیک شنیده بودم اما بیومتمتیکس نه…
حاصل جستجوی من در دیکشنری‌های آنلاین برای معنای این لغت، این بود:
The application of mathematical principles to biological processes
یا
the principles of mathematics that are of special use in biology and medicine
آنقدر این کاربرد ریاضی در علوم زیستی برایم جالب بود که به جستجوی صفحات مربوط به آن در اینترنت از طریق جستجو در گوگل پرداختم و با نهایت تعجب دیدم که دانشگاه ایالتی کالیفرنیا حتی در این زمینه، دارای دپارتمان بوده و تعدادی از اساتید و پرفسورهای بیومتمتیکس در این زمینه به تربیت دانشجو مشغولند.
شاید عنوان یکی از سمینارهایی که قرار بود در این زمینه برگزار شود، برایتان جالب باشد:
A mathematical approach to an emergency and a non-emergency situation

نتیجه جستجوهای بیشتر من در این زمینه (حتی تا حد بررسی سوالات پایان ترم دانشگاه مربوطه) این بود که بیومتمتیکس در واقع حاصل ترکیب شاخه‌ای از احتمال با زیست شناسی است و گاهی این ترکیب به «آمار ریاضی» هم می‌رسد بطوریکه شاخه Biostatistics هم وجود دارد…

به نظر من ایجاد این میان-رشته‌های جدید، چیزی نیست به جز خلاقیت و نگرش عمیق یک متخصص ریاضی علاقمند به علوم زیستی یا یک فیزیولوژیست متمایل به ریاضیات.
فکر می‌کنم اگر ما هم بخواهیم در دنیای جدید حرفی برای گفتن داشته باشیم راهی جز خلاقیت و ابتکار نداریم وگرنه تقلید کننده ابرقدرتهای علمی و صنعتی؛ الی ماشاالله در دنیا وجود دارد…

و شاید اگر درست تر بنگریم بیان تواناییهای ریاضیات (تا حد نشان دادن ارتباط این علم با تمامی علوم همانند زیست شناسی و …) وظیفه ای ملی برای دانشجویان این رشته باشد… شاید…

***

کاربرد روش علمی در علوم زیستی

مثالی از کاربرد روش علمی:

تاریخ علوم زیستی پر از مثالهایی از کاربرد روش علمی توسط پژوهشگران و دانشمندانه.

در سال ۱۸۲۲ یه جوان کانادایی به اسم الکسیس سنت مارتین که قایقرانی سرسخت و قدرتمند بود، بر حسب تصادف، توسط گلوله ای زخمی شد.

زخم پهلوی سنت مارتین به اندازه یه کف دست بود و از اونجا می شد قسمتی از معده سوراخ شده اش رو دید.

دکتر بومن پزشک ارتش آمریکا بعد از دیدن زخم سنت مارتین مطمئن شد که بیمار تا چند دقیقه دیگه خواهد مرد. اما در کمال تعجب سنت مارتین زنده موند و بعد از چند ماه دیواره معده ش با بافتهای سطحی بدن یا همون پوست، جوش خورد و مجرای باریکی به اسم فیستول معدی بوجود اومد که به معده ختم می شد.وسط این مجرا پرده ای بوجود اومد که مانع خروج مواد از معده می شد. اما دکتر بومون می تونست از طریق این مجرا مستقیما” توی معده رو می بینه.

دکتر بومون دید که دیواره معده بیمار، حالت مخملی داره و چینهای پرشماری سطح اونو، مایع مخاطی می پوشونه.

وقتی تیکه های نون وارد معده می شد، دیواره بیرنگ معده به رنگ صورتی تند تغییر می کرد و مایع مخاطی زیادی ترشح می شد و یه خورده بعدش دیگه اثری از تیکه های نون نبود.

دکتر بومون یه مقداری از این مایع رو که بویی مثل اسیدکلریدریک داشت از معده خارج کرد و یه تیکه گوشت گاو توی اون انداخت. بعد از گذشت ۴۰ دقیقه سطح گوشت کاملا” هضم شده بود. دو ساعت بعد هم تارهای ماهیچه ای بصورت نخهای نازک در اومدن و بعد از ده ساعت همه گوشت هضم شده بود. دکتر بومون بعد از جمع آوری مشاهدات خود به این نتیجه رسید که معده، غذای بلع شده رو با ترشح شیره معده که اسیدی هم هست هضم می کنه.

دکتر بومون برای آزمایش فرضیه ش، غذاهای خیلی متنوعی به سنت مارتین می داد و واکنش معده اونو مشاهده می کرد و به این ترتیب پایه های فرضیه خودشو محکم تر می کرد.

حالا این مثال رو با مراحل روش علمی منطبق می کنیم.
۱- مشاهده:

مشاهده ساختمان معده بیمار و ترشح مایع از اون و بعد ناپدید شدن نون و گوشت.

۲- تعریف مسئله:

علت هضم و نابودی غذا در معده و اثر شیره معده بر اون.

۳- جمع آوری اطلاعات:

بررسی اثر شیره معده بر غذاها در خارج از بدن و اثر این شیره بر غذاهای مختلف و انجام آزمایشات.

۴- ساختن نظریه یا تئوری:

بر مبنای آزمایشات انجام شده و نتایج بدست اومده، دکتر بومون نظریه چگونگی هضم غذا در معده به وسیله شیره معده که حاوی اسید کلریدریک هست رو ارائه کرد. پژوهشگر برای درست بودن آزمایش باید سعی کنه که همه عوامل موثر بر نتیجه آزمایش رو کنترل کنه و همچنین مراقب باشه که عقاید او قبل از آزمایش،بر نتیجه گیری او از آزمایش تاثیر نذاره.

به مجموعه علومی که منجر به شناخت علمی موجودات زنده و عوامل موثر بر اونها می شه، علوم زیستی می گن.

در واقع این دانش مجموعه آگاهیهاییه که پژوهشگران علوم زیستی در آزمایشگاه یا در محیط زیست با استفاده از روش علمی بدست آوردن.

موضوعات علوم زیستی خیلی گسترده و متنوع شده. شاخه های مختلف علوم زیستی رو می شه به دو گروه تقسیم کرد:

علوم زیستی پایه و کاربردی.

علوم زیستی پایه به منظور شناخت قوانین حاکم بر پدیده های زیستی. مثلا” مثل اینکه چطوری صفات از والدین به فرزندان منتقل می شه. یا شناخت نحوه هضم و جذب مواد غذایی در بدن و متابولیسم اونها. و اما علوم زیستی کاربردی به استفاده انسان از پدیده های زیستی اختصاص داره. مثل چگونگی استفاده از قوانین وراثت برای بدست آوردن گیاهان یا جانوران با مشخصات مطلوب. یا چگونگی استفاده از شناخت متابولیسم غذاها در بدن برای فراهم آوردن یک رژیم غذایی خوب و مناسب.

در واقع علوم زیستی کاربردی وابسته به علوم پایه ست.

نسبت طلایی
دنیای اعداد بسیار زیباست و شما می توانید در آن شگفتیهای بسیاری را بیابید. در میان اعداد برخی از آنها اهمیت فوق العاده ای دارند، یکی از این اعداد که سابقه آشنایی بشر با آن به هزاران سال پیش از میلاد میرسد عددی است بنام “نسبت طلایی” یا Golden Ratio.

پاره خطی را در نظر بگیرید و فرض کنید که آنرا بگونه ای تقسیم کنید که نسبت بزرگ به کوچک معادل نسبت کل پاره خط به قسمت بزرگ باشد. به شکل توجه کنید. اگر این معادله ساده یعنی a2=a*b b2 را حل کنیم (کافی است بجای b عدد یک قرار دهیم بعد a را بدست آوریم) به نسبتی معادل تقریبا” ۱٫۶۱۸۰۳۳۹۹ یا ۱٫۶۱۸ خواهیم رسید.

شاید باور نکنید اما بسیاری از طراحان و معماران بزرگ برای طراحی محصولات خود امروز از این نسبت طلایی استفاده می کنند. چرا که بنظر میرسد ذهن انسان با این نسبت انس دارد و راحت تر آنرا می پذیرد. این نسبت نه تنها توسط معماران و مهندسان برای طراحی استفاده می شود بلکه در طبیعت نیز کاربردهای بسیاری دارد که به تدریج راجع به آن صحبت خواهیم کرد.

یک بنای یونان باستان که نسبت طلایی در ساختار آن مشاهده می شود.
اهرام مصر یکی از قدیمی ترین ساخته های بشری است که در آن هندسه و ریاضیات بکار رفته شده است. مجموعه اهرام Giza در مصر که قدمت آنها به بیش از ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد می رسد یکی از شاهکارهای بشری است که در آن نسبت طلایی بکار رفته است. به این شکل نگاه کنید که در آن بزرگترین هرم از مجموعه اهرام Giza خیلی ساده کشیده شده است.

مثلث قائم الزاویه ای که با نسبت های این هرم شکل گرفته شده باشد به مثلث قائم مصری یا Egyptian Triangle معروف هست و جالب اینجاست که بدانید نسبت وتر به ضلع هم کف هرم معادل با نسبت طلایی یعنی دقیقا” ۱٫۶۱۸۰۴ می باشد. این نسبت با عدد طلایی تنها در رقم پنجم اعشار اختلاف دارد یعنی چیزی حدود یک صد هزارم. باز توجه شما را به این نکته جلب می کنیم که اگر معادله فیثاغورث را برای این مثلث قائم الزاویه بنویسم به معادله ای مانند phi2=phi b2 خواهیم رسید که حاصل جواب آن همان عدد معروف طلایی خواهد بود. (معمولا” عدد طلایی را با phi نمایش می دهند(

طول وتر برای هرم واقعی حدود ۳۵۶ متر و طول ضلع مربع قاعده حدودا” معادل ۴۴۰ متر می باشد بنابر این نسبت ۳۵۶ بر ۲۲۰ (معادل نیم ضلع مربع) برابر با عدد ۱٫۶۱۸ خواهد شد.

کپلر (Johannes Kepler 1571-1630) منجم معروف نیز علاقه بسیاری به نسبت طلایی داشت بگونه ای که در یکی از کتابهای خود اینگونه نوشت : “هندسه دارای دو گنج بسیار با اهمیت می باشد که یکی از آنها قضیه فیثاغورث و دومی رابطه تقسیم یک پاره خط با نسبت طلایی می باشد. اولین گنج را می توان به طلا و دومی را به جواهر تشبیه کرد”.

تحقیقاتی که کپلر راجع به مثلثی که اضلاع آن به نسبت اضلاع مثلث مصری باشد به حدی بود که امروزه این مثلث به مثلث کپلر نیز معروف می باشد. کپلر پی به روابط بسیار زیبایی میان اجرام آسمانی و این نسبت طلایی پیدا کرد. برای اطلاع بیشتر از نحوه محاسبه نسبت طلایی به این سایت سری بزنید.
________________________________________
آشنایی با سری فیبوناچی

باورکردنی نیست اما در سال ۱۲۰۲ لئونارد فیبوناچی (Leonardo Fibonacci) توانست به یک سری از اعداد دست پیدا کند که بعدها بعنوان پایه برای بسیاری از رابطه های فیزیک و ریاضی استفاده شد، کافی است از عدد صفر و یک شروع کنید. آنها را کنار هم بگذارید و عدد بعدی را از جمع کردن دو عدد قبل بدست آورید، بسادگی به این رشته از اعداد خواهید رسید :
۰,۱,۱,۲,۳,۵,۸,۱۳,۲۱,۳۴,۵۵,۸۹,۱۴۴, …

البته برخی از ریاضی دانان عدد صفر را جزو رشته فیبوناچی نمی دانند و یا حداقل آنرا جمله صفرم سری می دانند. نکته ای که تعجب برانگیز است آنکه اگر از عدد سوم نسبت اعداد این سری را به عدد قبلی حساب کنیم خواهیم داشت :
۱/۱, ۲/۱, ۳/۲, ۵/۳, ۸/۵, ۱۳/۸, ۲۱/۱۳, ۳۴/۲۱, ۵۵/۳۴, ۸۹/۵۵, ۱۴۴/۸۹, …
و یا :
۱, ۲, ۱٫۵, ۱,۶۶۶, ۱٫۶, ۱,۶۲۵, ۱٫۶۱۵۳, ۱٫۶۱۹۰, ۱٫۶۱۷۶, ۱٫۶۱۸۱, ۱٫۶۱۷۹و …
بله بنظر می رسد که این رشته به سمت همان عدد طلایی معروف میل میکند. بگونه ای که اگر نرخ عدد چهلم این رشته را به عدد قبلی حساب کنیم به عدد ۱٫۶۱۸۰۳۳۹۸۸۷۴۹۸۹۵ می رسیم که با تقریب ۱۴ رقم اعشار نسبت طلایی را نشان می دهد.

بعدها محاسبات و استدلال های ریاضی نشان داد که این سری همگرا به سمت نسبت طلایی می باشد و جمله عمومی آنرا با بتقریب می توان اینگونه نمایش داد :
fn = Phi n / 5½
که در آن Phi عدد طلایی میباشد. البته فرمول های دقیق دیگری وجود دارند که اعداد سری و یا اعداد بعدی (Successor) این سری را نمایش می دهند که دراین مطلب به آن نخواهیم پرداخت.
معمای زاد و ولد خرگوش!
در واقع فیبوناچی در سال ۱۲۰۲ به مسئله عجیبی علاقمند شد. او می خواست بداند اگر یک جفت خرگوش نر و ماده داشته باشد و رفتاری برای زاد و ولد آنها تعریف کند در نهایت نتیجه چگونه خواهد شد. فرضیات اینگونه بود :

– شما یک جفت خرگوش نر و ماده دارید که همین الآن بدنیا آمده اند.
– خرگوشها پس از یک ماه بالغ می شوند.
– دوران بارداری خرگوشها یک ماه است.
– هنگامی که خرگوش ماده به سن بلوغ می رسد حتما” باردار می شود.
– در هر بار بارداری خرگوش ماده یک خرگوش نر و یک ماده بدنیا می آورد.
– خرگوش ها هرگز نمی میرند.

حال سئوال اینجاست که پس از گذشت یکسال چه تعداد خرگوش نر و چه تعداد خرگوش ماده خواهیم داشت؟ (پاسخ را شما بدهید).

به شکل زیر نگاه کنید و ببینید که به چه زیبایی از کنار هم قرار دادن تعدادی مربع می توان رشته فیبو ناچی را بصورت هندسی نمایش داد. حال اگر در هر یک از این مربع ها از نقاط قرمز ربع دایره هایی رسم کنیم در نهایب به نوعی از مارپیچ حلزونی شکل می رسیم که به مارپیچ فیبوناچی (Fibonacci Spiral) معروف می باشد. بدیهی است که نرخ رشد و باز شدن این مارپیچ متناسب با نرخ بزرگ شدن اعداد در سری فیبوناچی می باشد.

سری فیبوناچی چه در ریاضیات چه در فیزک و علوم طبیعی کاربردهای بسیار دیگری دارد، ارتباط زیبای فاصله های خوش صدا در موسیقی، چگونگی تولد یک کهکشان و … که کاربرد این سری جادویی را بیش از پیش نشان می دهد.
________________________________________
طریقه رسم نسبت طلایی با گونیا و پرگار
پاره خط AB را در نظر بگیرید. مساله ما یافتن نقطه E بر روی این پاره خط می باشد به طوری که نسبت AE به EB یک نسبت طلایی باشد.
مرحله ۱ : از نقطه B خط BC را عمود بر آن طوری رسم کنید که اندازه BC نصف اندازه AB باشد. ( به کمک پرگار می توانید این کار را انجام بدهید).
مرحله ۲ : نقطه A را به نقطه C وصل کنید.
مرحله ۳ : از نقطه C دایره ای به شعاع BC رسم کنید. این دایره خط AC را در نقطه D قطع می کند.
مرحله ۴ : از نقطه A یک دایره به شعاع AD رسم کنید. این دایره خط AB را در نقطه E قطع می کند به قوری که نسبت AE به EB همان نسبت طلایی است.

طریقه رسم مستطیل طلایی با گونیا و پرگار
مستطیل CBGD را در نظر بگیرید. مساله ما یافتن مستطیلی است که نسبت اضلاع آن یک نسبت طلایی باشد.
مرحله ۱ : نقطه A را در وسط DG پیدا کنید.
مرحله ۲ : از نقطه A یک دایره به شعاع AB رسم کنید.
مرحله ۳ : خط DG را ادامه داده تا دایره به مرکز A را در نقطه E قطع کند. نسبت DE به DC همان نسبت طلایی است و مستطیل CFED یک مستطیل طلایی می باشد.

نسبت طلایی در خوشنویسی

استاد میرعماد با پالایش خطوط پیشینیان و زدودن اضافات و ناخالصی‌ها از پیکره نستعلیق و نزدیک کردن شگرف نسبت‌های اجزای حروف و کلمات، به اعلا درجه زیبایی یعنی نسبت طلایی رسید و قدمی اساسی در اعتلای هنر نستعلیق برداشت. با بررسی اکثریت قاطع حروف و کلمات میرعماد متوجه می‌‌شویم که این نسبت به عنوان یک الگو در تار و پود حروف و واژه‌ها وجود دارد و زاویه ۴۴۸/۶۳ درجه که مبنای ترسیم مستطیل طلایی است، در شروع قلم گذاری و ادامه رانش قلم، حضوری تعیین کننده دارد. این مهم قطعاً در سایه شعور و حس زیبایی‌شناسی وی حاصل آمده، نه آگاهی از فرمول تقسیم طلایی از دیدگاه هندسی و علوم ریاضی. میرعماد این نسبت‌ها را نه تنها در اجزای حروف بلکه در فاصله دو سطر و مجموعه دو سطر چلیپاها و کادرهای کتابت و قطعات رعایت می‌‌کرده است.

________________________________________
نسبت طلایی در طبیعت
به اشکال شبیه چشم روی بدن پروانه که علامت گذاری شده است،توجه کنید.نسبت فواصل طولی و عرضی این علائم یک نسبت طلائی است.

پوسته مارپیچی یک حلزون نمونه ای ساده ودرعین حال زیبا، از نسبت طلائی است.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 25 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد