تحقیق در مورد اخلاق در سیره پیامبر

word قابل ویرایش
30 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

اخلاق در سیره پیامبر

مقدمه:
قرآن ، جامع ترین کتاب آسمانی و جاودانه ترین معجزه الهی است. بعثت با قرآن آغاز گردید و پرده های جهل و خرافهبا قرآن کنار رفت و اسلام محمدی (ص) در پرتو قرآن جاودانه ماند.
خداوند، بارها به پیامبرانش دستور داده، نمونه های برجسته انسانیت ا به مردم معرفی کند تا این الگوها به فراموشی سپرده نشود.
قرآن درباره الگو بودن پیامبر اعظم می فرماید :

لقد کان لکم فقی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیرا 
همانا برای شما در (سیره) رسول خدا، الگو و سرمشقینیکوست،(البته) برای کسانی که به خدا و روز قیامت امید دارند و خدا را بسیار یاد می کنند .
مسجد ساده پیامبر با ده ستون از تنه درخت خرما همراه با اذان برده سیاهی با نام بلال دنیا را تکان داد ولی مسجد امروز مدینه با صدها پایه از سنگ مرمر و مناره های بسیار بلند هیچ کشوری را تکان نمی دهد .

خداوند با دستورات روشن و گاهی مکرر که به پیامبرش میداد، برنامه و سیره زندگی ان حضرت را معین می کرد و سیره عملی آن حضرت مطابق دستورات الهی بود.
ام سلمه می گوید : شبی پیامبر در خانه من بود ، نیمه شب ، او را نیافتم به سراغش شتافتم ، دیدم در تاریکی ایستاده ، دستها را بلند کرده و اشک می ریزد و می گوید : خدایا ! نعمت هایی که به من داده ای از من نگیر ، دشمنم را خشنود مکن ، به بلاهایی که مرا از آن نجات داده ای گرفتارم مکن .

به او گفتم پدر و مادرم فدایت شوند ، شما که بخشوده شده ای ! فرمود : هیچ کس از خدا بی نیاز نیست . حضرت یونس آنی به خود واگذار شد ، در شکم ماهی زندانی شد .
روزی پیامبر اکرم (ص) دوازده درهم به حضرت علی (ع) داد و فرمود : لباسی برای من تهیه کن . حضرت علی (ع) به بازار رفت و لباسی به همان قیمت تهیه کرد و خدمت رسول اکرم (ص) آورد . پیامبر اکرم فرمود اگر لباس ساده تر و ارزاتنری بود بهتر بود . اگر فروشنده راضی است لباس را به او برگردان . حضرت علی (ع) لباس را برگرداند و پول را پس گرفت و خدمت پیامبر (ص) برگشت .

اگر کسی برای اصلاح و متحول کردن جامعه، از درون سوز نداشته باشد، بتواند جامعه ای را مشتمل سازد. یکی از صفحات بر جسته محال است بتواند جامعه ای را مشتعل سازد. یکی از صفات بر جسته انبیای الهی سوز و گداز برای هدایت و سعادت انسان ها بود.

البته سوز هم باید از روی اخلاص باشد، دکان نباشد! هر کس باید ببیند چه کاری کعطل مانده است، آستین ها را بالا بزند و کار را انجام دهد. به نوع کار، پستی و شرافت ظاهری آن نباید نگاه کرد. کاری که بر زمین مانده استباید با نیت پاک و خالص انجام داد.
یکی از خصوصیات انبیاء از جمله پیامبر اسلام پرهیز از تکلف. خداوند از پیامبرش می خواهد که به مردم بگوید: «و ما انا من المتکلفین» من اهل تکلف نیستم و خود و دیگران را به سختی نمی اندازم.

در کارهایی که از طرف خدا فرمان مخصوصی صادر نشده و کار به خود امت واگذار شده بود، گاه و بیگاه پیامبر با مردم مشورت می کرد و حتی در مواردی رأی دیگران را بر نظر خود مقدم می داشت. در جنگ احد پیامبر شورایی تشکیل داد و درباره اینکه برای جنگیدن از مدینه بیرون بروند یا در مدینه ستگر بگیرند مشورت نمود.
در سفری که رسول خدا با اصحاب داشتند، هنگام تهیه غذا هر یک از آنان کاری را قبول کردند، پیامبر هم هیزم جمع کردن را بر عهده گرفت و هر چه اصحاب خواستند از کار پیامبر جلوگیری نمایند نپذیرفت.

عمار می گوید: پیش از بعثت، من و جضرت محمد با هم چوپانی می کردیم، یک روز به او پیشنهاد کردم که فلان منطقه چراگاه خوبی برای گوسغندان است فردا به آنجا برویم. حضرت محجمد پذیرفت. من فردا به آنجا رفتم و دیدم پیامبر قبل از من به آنجا رسیده است ولی گوسفندان خود را از چریدن باز می دارد. پرسیدم چرا نمی گذاری گوسفندان بچرند؟ فرمود: چون وعده من با تو این بود که با هم شروع کنیم، نخواستم قبل از تو گوسفندان من از این چراگاه استفاده کنند.

یکی از فرزندان پیامبر، به نام ابراهیم در کودکی از دنیل رفت، اندکی پس از مرگ او خورشید گرفت، مردم گمان کردند این خورشید گرفتگی به خاطر فوت ابراهیم است. ولی پیامبر فوراً مردم را جمع نمود و فرمود: گرفتن خورشید به خاطر مرگ فرزندم نبوده است.

در جنگ احزاب که تمام نیروهای ضد اسلامی یعنی مشرکان و کلفران و منافقان با طراحی گسترده قصد کودتا علیه اسلام را داشتند، پیامبر با مشورت اصحاب بنا گذاشتند که دور مدینه را خندق بکنند. در اینجا نیز رسول خدا اول کسی بود که شورع به کندن خندق نمود و با اینکه برخی مسلمانان با کسب اجازه و گروهی هم بدون آن، کار را رها می کردند اما پیامبر تا پایان کار ایتاد و همچنان مشغول کندن خندق بود.

عده ای خدمت آن حضرت رسیدند و گفتند: ما به تو ایمان می آوریم به شرط اینکه نماز نخوانیم.
اما پیامبر نپذیرفت زیرا حاضر نبود به قیمت زیاد شدن پیروان گوشه ای از مکتب آسیب ببیند. این دیگرانند که برای به دست آوردن پیروان زیادتر هر لحظه به شکلی و نامی و آرمی تغییر روش می دهند و همچون تجار دنبال پیدا کردن مشتری هستند.

ازدواج های پیامبر بخاطر مسائل جنسی زیرا آن حضرت در سن ۲۵ سالگی با حضرت خدیجه که چهل ساله بود حضرت خدیجه رحلت نمود، آن حضرت ازدواج دیگریس نداشت.
پیامبر ۶۳ سال بیشتر بیشتر عمر نکرد و تمام ازدواجهای مکرر حضرت در ۱۰ سال آخر عمرشان بود. آیا ازدواج بعد از سن ۵۳ سالگی را می توان گفت برای شهوت بوده است؟
.واقع آن است که ازدواج با آن زنان به خاطر آن بود که در آن زمان رسم بود که قبیله ها از بستگان و دامادهای خود حمایت می کردند و پیامبر و پیامبر اکرم تشخیص دادند که با چندین قبیله فامیل شوند تا حمایت قبیله ها را برای پیشرفت اهداف خود دانسته باشند و هم قبایل نیز نسبت به یکدیگر حسادت نکنند.

بعضی از این ازدواج ها برای شکستن سنت های غلط جاهلی بود. چنانکه در جاهلیت عقیده داشتند همان گونه که انسان نمی تواند همسر فرزند خود را بگیرد، نمی تواند همسر و فرزند خوانده خود را نیز بگیرد. پس از اینکه زید همسرش را طلاق داد، پیامبر به فرمان خدا او را به عقد خود در آورد تا سنت جاهلیت را بشکند.
با اینکه اکثر همسران رسول خدا زنانی سالمند، یتیم دار، بیوه و دارای اخلاق متفاوت بودند اما همان گونه که قرآن سفارش کرده است: معاشرت پیامبر با آنان به نیکی و خوبی بود و گاه و بیگاه که بعضی از آنان بد رفتاری می کردند و حتی اصحاب پیامبر از رفتار آنان ناراحت شده، می گفتند: یا رسول الله او را رها کنید، پیامبر می فرمودند: ناراحتی و بدرفتاری زنان را باید در کنار نقاط مثبت و کمالات آنان حساب کرد و نباید انسان به خاطر ناراحتی همسر خود را رها کند.
مهربانی با کودکان

نوزادی را برای دعا یا نامگذاری نزد پیامبر آوردند. نوزاد دامن حضرت را نجس کرد، مادر کودک و اطرافیان به شدت ناراحت شدند، اما پیامبر فرمودند: آزادش بگذارید، من لباس خود را می شویم اما فریاد شما باعث می شود که این کودک بی گناه بترسد
درباره دختران سفارش بیشتری می فرمود و نزد او ارزش دادن به زن کار پسندیده ای بود . آن هم در دورانی که تولد دختر باعث عصبانیت پدران میشد . تا شدتی که از شدت بغض رنگشان سیاه می گشت .

هرگاه حسین و حسن (ع) بر پیامبر وارد می شدند، حضرت از جا برمیخاست و آنان را در آغوش می گرفت و بر دوش خود سوار می کرد.
روزی برادران و خواهران رضاعی پیامبر هر کدام جداگانه خدمت پیامبر (ص) رسیدند. پیامبر نسبت به خواهر بیش از برادر احترام کرد ، برخی دلیل این توافت را پرسیدند ، پیامبر (ص) فرمود : چون این خواهر احترام پدر و مادر خود را بیشتر رعایت میکرد من هم نسبت به او علاقه زیادتری دارم .
پیامبر به نظافت بسیار اهمیت می داد. گاهی مسواک خود را پشت گوش می گذاشت که در دسترش باشد.
پیامبر در آستانه رحلت، جوانی به نام اسامه را فرمانده لشکر کرد و تمام بزرگسالان را مأمور کرد تا این جوان ۱۸ ساله را اطاعت کنند و فرمود : خدا لعنت کند کسی که از لشکر اسامه سرباز زند.

وقتی برخی از زنان پیامبر از او درخواست کردند که از غنائم به دست آمده به ما هم بدهید به او عرض کردند : چرا وضع ما باید اینقدر ساده باشد ؟ پیامبر ناراحت شد و فرمود : زندگی من زندگی ساده ای است اگر می خواهیم با من زندگی کنید صبر کنید و اگر نمی خواهید من حاظرم شما را طلاق دهم .
در اولین دستوراتی که در سوره مزمل به او داده شد، این بود که نیمی از شب یا مقداری کمتر از نصف یا بیشتر از نصب را به عبادت بپردازد.
در آیه ۷۹ سوره اسراء به پیامبرش می فرماید :

و پاسی از شب بیدار باش و تهجد و عبادت کن و ای« وظیفه افزون ، مخصوص توست .
به گفته روایاتی نماز شب سبب عفو گناهان روز ، زیاد شدن رزق ، سلامتی بدن و نور قبر است .
آری شب و سحر برای عبادت فرصت خوبی است . با اینکه حضرت موسی سی شبانه روز در کوه طور بود ولی خداوند می فرماید سی شب و این بخاطر آن است که عبادت در شب برجستگی خاصی دارد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 30 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد