whatsapp call admin

تحقیق در مورد اقدامات رضا شاه در توسعه

word قابل ویرایش
31 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

مقدمه :

ایران تاریخی کهن دارد و تقسیماتی که در تاریخ ایران شده بیشتر بر مبنای شروع و پایاین کار سلسله های سلاطین
بوده واز فتوحات وکشتار و زندگی انها سخن رفته است. ولی با ظهور اسلام این تاریخ به دو دوره تقسیم می شود
که به دوره قبل از اسلام و دوره بعداز اسلام تقسیم می شود.که دوره قبل از اسلام دوره باستان نیز نامیده میشود و

دوره بعد از اسلام به دوره اسلامی نامیده می شود . ولی دوره دیگری از تاریخ کشورمان وجود دارد که به ان دوره
معاصر میگویند و در این تحقیق از این دوره بحث میشود. این دوره از زمان قاجارها تا پهلوی دوم را در برمیگیرد.
آغاز حکومتی نوین با یک نظم نوین و مدرن ار دوره رضاشاه پهلوی شروع به کار کرد .این دوران تاریخی که

تحولات سیاسی اجتماعی زیادی را به دنبال داشت به عنوان یکی از مهمتر ین دوران حکومتی ایران شناخته شده است.
با روی کار امدن دولت نوگرای رضاشاه نوسازی از دیدگاه وی اغازشد.البته این وضیعت منازعاتی را نیز در پی
داشت منازعاتی میان ارزشهای سنتی و عرفی و دینی و فرایند نوسازی حاصل شد.تاثیرت فکری مشروطیت وحضور

طبقه جدید تحصیل کردگان غرب در کنار طبقه حاکم بیش از هر عاملی سبب رویکرد پهلوی اول به مدرن سازی در
کشور گردید. مردمی که در ان زمان از عقب ماندگی فرهنگی رنج می بردند. ولی با اغاز این نظم نوین با آهنگی
شتابان به نظم اموزش وپرورش در ایران و اصلاحات زیادی نیز در دیگر بخشهای جامعه را نیز به وجود اورد.
پهلوی اول در خصوص سیاست نوسازی خود در برخی جهات گامهای مثبت برداشته که آثار ان را در حال حاضر

نیز شاهد هستیم .البته فراموش نشود که در کنار سیاستهایش در جهت نوسازی و مدرن سازی سیاست های غلطی را
هم در پیش گرفته بود که باعث بازماندن او از هدف اصلی اش شد.وی درعرصه نوسازی خدمات زیادی را انجام داد
که به بررسی انها خواهیم پرداخت

فصل اول

نوسازی : Modernization
ایجاد تغیراتی در تلقیات فردی و رفتار اجتماعی و سیاسی و اقتصادی است. به طور کلی هرجا سخن از تغیرات به
میان آید و در رفتارهای فردی و اجتماعی و یا در اقتصاد و سیاست جامعه مؤثر باشد ان را نوسازی می گویند.
در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم این واژه به معنی رشد تعقل و نادینی گری به کار می رفت ولی اینک نوسازی

غالبا معنی رشد اقتصادی را به خود گرفته است. انچه که به نام مکتب نوسازی معروف است حاصل مباحث و
نظریاتی است که از سوی اندیشمندان در مورد دگرگونیهای جوامع به کار می رود که معمولا جوامه غربی نیز نمونه
الگوی جوامع نوین بشمار می روند و مشخصات انها به نام “نو بودن” در نظر گرفته می شوند.

نوسازی را از منظر “مایرون” مورد بررسی قرار میدهیم:
“نوسازی را اصطلاحی فرار میداند که در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم معمولا به”
معنای ( رشد ) به (عقل روی کردن ) و ( رهایی از قید مذهب ) بکار برده می شد
و فرایندی بود که آدمیان را یاری می بخشید تا از قید و بند رژیم های جابر و نیز
خرافه پرستی آزاد گردند. امروزه این مفهوم با کلمه دیگری در هم آمیخته شده
شده است و ان نیز غربی شدن است.
بنابراین نوسازی را عبارت از فرایند نو شدن و یا طی ان جوامع بشری از حالت سنتی به حالت مدرن در می ایند.

توسعه :
توسعه گاه با رشد به یک معنا بکار برده می شود ولی این دو اصطلاح کاملا با یکدیگر مترادف نیستند . بلکه کلمه
رشد یک مفهوم یک بعدی دارد و منظور از ان ازدیاد کمی ثرئت در جامعه است و معمولا با شاخصهایی نظیر درامد
سرانه اندازه گیری می شود . اما توسعه علاوه بر ازدیاد کمی ثروت در جامعه از تغیر کیفی نظام اجتماعی و
اقتصادی و فرهنگی و ….نیز حکایت میکند.

بنابراین جدای از اینها صاحبنظران برای فرق نهادن بین توسعه و رشد مشخصاتی نظیر کاهش فقر و نابرابری را نیز
در مفهوم توسعه گنجاندند و توسعه به معنای ( بهبود زندگی اجتماعی ) در نظر گرفته شده است.
“مایکل تودارو” توسعه را به این صورت معرفی می کند:
“او توسعه را پدیده ای صرفا اقتصادی نمیداند و معتقد است توسعه باید به”
عنوان جریان چند بعدی که مستلزم تجدید سازمان و تجدید جمعیت گیری

مجموعه نظام اقتصادی و اجتماعی کشور است را مورد توجه قرار داد و
توسعه علاوه بر بهبود وضع در امدها و تولید آشکارا متضمن تغییرات
بنیادی در ساختمان نهادی – اجتماعی و اداری است و اگر چه معمولا بر

حسب یک چارچوب ملی تعیین می شود مع الذلک تحقیق وسیع ان می تواند
موجب اصلاحات اساسی در نظام اجتماعی و اقتصادی بین المللی شود

این تعریف که جامعترین تعریف از توسعه بود که انواع مشخصه های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و حتی
روانشناختی نیز در ان گنجانده شده بود. همه این تعریف راهنمای برنامه های توسعه از سوی برخی کشورها و
حتی سازمان ملل بود که ارائه شده است.
این تعاریفی که در مورد توسعه وجود دارد اکثرا در لزوم فراهم اوردن زمینه های ذکر شده در زیر اشتراک نظر
دارند :

– افزایش تولیدات اقتصادی همراه با افزایش پس انداز انباشت سرمایه
– کشف و توسعه منابع طبیعی جدید و پرورش مهارت های انسانی برای استفاده از این منابع
– افزایش تحرک جغرافیایی و اجتماعی و روانی
– بالا بردن سطح کارایی دولت در جلب مشارکت مردم برای وصول به هدفهای ملی

اصلاح :
رفرم که در فارسی به ان اصلاح گفته می شود اقداماتی است برای تغییر و تفویض بعضی از جنبه های حیات
اقتصادی و اجتماعی و سیاسی صورت می گیرد و بدون انکه بنیاد جامعه را دگرگون سازد. از جمله رفرم ارضی
و یا رفرم آموزشی و اداری – بازرگانی و انتجاباتی و…. و یا به تعبیر دیگری انچنان تغیراتی که از چارچوب
نظام اجتماعی معین فراتر نمیرود و همینطور تناسب قوای سیاسی وضع موجود را کم و بیش منعکس می سازد و
این را رفرم مینامند .
.

تجدد و مدرنیسم :
در صدر مشروطیت و بعد از ان نیز تعبیر یکسان و واحدی از مفهوم تجدد و مدرنیسم وجود نداشت و این امر نیز به
ساخت جامعه ایران باز میگردد که عناصر سنتی در ان قدرت به حیات خود ادامه داده و اصول منبعث از مذهب و
دین و روابط و مناسبات اکثریت افراد جامعه را در عرصه های مختلف به وجود می اورد.

عناصر جدید ی که به منظور ایجاد تحول در زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم مورد توجه قرار گرفته بودند
و در اغاز راه خود با موانع متعددی مواجه شده و از سوی دیگر مذهبیون و غیر مذهبیون تجدد خواه با توجه به
درک خود از اوضاع اجتماعی برداشتهای متفاوتی نیز از مدرنیسم داشتند.

ایرانی که در ان زمان سنتی و از پیشرفت خود باز مانده بود با تاسیس سلسله پهلوی می خواست که به ان تجدد و
مدرن بودن برسد . و حال با روکار امدن دولت نوگرایی رضا شاه ایران در اولین گامهای خود به سوی تجدد و
مدرنیسم می باشد.

جامعه شبه غربی و مدرن :
برپا کردن جامعه ای شبه غربی که اصطلاحا به ان فرهنگی مآبی گفته می شود روح حاکم بر عصر رضا شاه
می باشد. حکومت مطلقه برای دستیابی به این هدف دو ابزار را به کار گرفت:
– کوشش برای وارد ساختن بخشهایی از دانش غربی خصوصا دانش فنی و دموکراسی و اصول اقتصاد و نظام
حقوقی جدید .

– تلاش برای قرارگیری الگوهای زندگی به سبک اروپایی و تغییر وضع زندگی در ایران
برای وارد کردن دانش غربی به اعزام دانشجو به خارج پرداختند و بر این اساس سالیانه عده ای دانشجو را برای
فراگرفتن دانش غربی به اروپا می فرستادند و همینطور به استخدام مستشار پرداختند روی هم رفته اعزام مستمر و
گسترده دانشجویان به غرب و دعوت از متخصصان و کارشناسان غربی برای تصدی امورکلیدی کشور از این ارزش

بنیادی در تجدد حکایت می کند که بنا نهادن جامعه ای به سبک فرنگ کشور را پذیرفته و مترقی می سازد .
در واقع هدف اصلی گسترش طرز تفکر و نحوه سلوک غربی و ایجاد رفتاری شبه غربی در سطح همه طبقات و گروه
های اجتماعی بود. و بطور کلی شبه مدرنیسم فرهنگی و اموزشی رسمی و تغییر پوشاک مردان و زنان و از جمله
راههای گسترش غرب گرایی در ایران بود . شبه مدرن به واقع از نوع بینش فرهنگ غربی ناشی شده است . و ابن

عقب ماندگی را در سنت گرایی می دانستند و اخذ فرهنگ غرب در کنار هم توام به یکدیگر نیز توصیه میکردند .
بر این اساس آموزش و پرورش و فرهنگ و صنعت و ارتباطات همینطور ارتش و ساختار حقوق کشور به طرز
فراینده ای گرایش به غربی شدن را پیدا کرد. شهرها به سبک غرب در آمده و اصلاحات غیر مذهبی با شدت و حدت
انجام شد.

گفتمان مدرنیسم مطلقه پهلوی :
مهمترین گفتمانی بود که در قرن نوزدهم و قرن بیستم مجموعه ای پیچیده از عناصر مختلف از جمله نظریه شاهی
ایران و پاتریمونیالیسم سنتی و گفتمان توسعه نوسازی به شیوه مدرنیسم غربی و قانون گرایی و مردم گرایی بود و آن
نیز در طی زمان ترکیبات بیشتری گرفت . در این گفتمان که بر اقتدارگرایی و اصلاحات از بالا و عقلانیت

مدرنیستی و ناسیونالیسم ایرانی و مرکزیت سیاسی و مدرنیسم فرهنگی و سکولاریسم و توسعه صنعتی تاکید می شد .
دولتی که در پرتو این گفتمان ظهور کرد در پی آن بود تا جامعه ایران را از این صورتبندی سنتی و ماقبل سرمایه
دارانه عبور دهد و از این حیث نیز کار ویژه های زیر بنایی در حوزه نوسازی اقتصادی و اجتماعی به عمل آورد .
و در این گفتمان تمام بخشهای سنتی جامعه و همینطور گروههای سنتی می بایست به عنوان اغیار گفتمانی کنار
گذاشته می شدند و از عرصه قدرت خارج می شدند.

فصل دوم

نظام نوین تعلیم و تربیت
نظام آموزشی جدید ایران در طی سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۰۹ پایه گذاری شد.
هرچند ورود الگوهای آموزشی غربی به سالها قبل باز میگشت اما وجه غالب با ساخت اموزشی سنتی همراه بود و
تعداد کمی از مدارس جدید با سیستم های کشور های اروپایی در شهر ها فعال بودند. از آغاز این جریان یک نظم نوین

با آهنگی شتابان به نظام آموزش و پرورش پای نهاد و این نظام جدید با شتاب زیادی نیز بر جامعه تحمیل شد تا
بخشی از تحول تدریجی را بسازد و موازنه را بین فرهنگ قدیم و جدید حفظ کند . و به این ترتیب امید میرفت که
سطح علم آموزی و سوادآموزی بیشتر ایران را فرا گیرد تا از آن تضادهایی که در جامعه وجود داشت بکاهد .

هنگامی که رضا شاه با کودتای ۱۲۹۹ به قدرت رسید نظام اموزشی ایران پس مانده و اکثرا در اختیار افراد و بخش
خصوصی بود . رویهم رفته مدسه های ابتدایی و متوسطه عالی از انواع گوناگون چه خصوصی و چه انهایی که در
دست روحانیون بود همه باید طی تصویب نامه قانون بطور کلی آموزش عمومی واجباری رایگان از جمله ابتدایی و

دبیرستان و اموزش عالی و همچنین تاسیس شبکه اموزش غیر مذهبی و حتی اموزشگاه های و دانشکده های علوم
تربیتی اینها را نیز شامل می شد. به موجب این قانون مدارس از حوزه روحانیون خارج و دولت ( وزارت فرهنگ )
مسؤلیت اداره و کلیه آموزشگاهها از جمله مدرسه های خصوصی و بیگانگان را بر عهده گرفت . این اندیشه که
دولت باید در آموزش و پرورش نقشی داشته باشد تا اوایل قرن بیستم زمینه ای در ایران نداشت حکم صادره در مورد

تعلیم و تربیت در ۱۲۸۵هجری خورشیدی ( سال صدور فرمان مشروطیت – م ) دوره تحصیلی را به شش کلاس
اجباری برای پسران و دختران مقرر کرد . بنابراین این را می توان گفت که یکی از نتایج دوره مشروطیت تاسیس
وزارت آموزش و پرورش بود که در ان زمان به ان “وزارت علوم و معارف” می گفتند که ان هم در سال ۱۲۸۹ به
“وزارت معارف و اوقاف” تغییر نام پیدا کرد و بعد در سال ۱۲۹۰ به آموزش و پرورش تغییر نام یافت و از این سال
بود که هرکس می توانست مدرسه ای باز کند. ولی در دوره رضاشاهی این نظام تقریبا در سیطره کامل دولت قرار
گرفت و کسی دیگر نمی توانست برای خود مدرسه ای باز کند .

توسعه مدارس ابتدایی و متوسطه :
به رغم این کوششها در جهت توسعه مدارس دولتی یا تحت حمایت دولت نظام آموزشی ایران تا مدت ها به علت
شروع دیر هنگام جریان تجدد خواهی و نوسازی در وضع نا مناسبی قرار داشت .

در استانه به قدرت رسیدن رضا شاه فرمان آموزشی در سال ۱۲۸۵ هنوزبه مرحله عمل در نیامده بود. عملا هیچ
گونه مقرارت دولتی در مورد صلاحیت معلمان وجود نداشت و رفتار خوب و حداقل بیست سن یگانه معیار برای انها
بود. و همینطور در مورد مدرسه ها تا اوایل سال ۱۳۰۰ که مدرسه ها هم کمی در اختیار دولت بود اکثرا از نوع
همان “مکتب خانه ای” قدیمی بودند که شاگردان نیز چیزی غیر از کمی آشنایی با قران و اسلام و زبان های فارسی و

عربی یاد نمی گرفتند.ولی از این طرف نگرش رضا خان در مورد یک ایران نوین طبعا اموزش و پرورش را از
همان زمانی که وزیر جنگ شد یکی از مهمترین برنامه هایش قرار داد.

از اغاز این نظم نوین تعداد مدارس افزایش پیدا کرد مدارس خارجی و وابسته به کشور های دیگر نیز به وجود امدند.
در نظام جدید دوازده سال تحصیلی وجود داشت که شش سال اول ان در مدرسه در مدرسه ابتدایی سپری می شد و

دروس ان نیز شامل املا.زبان فارسی.ریاضیات.جغرافیا.تاریخ وتربیت بدنی( ورزش ) بود. دوره دبیرستان نیز شامل
شش سال بود که به تقلید از فرانسه از دو سیکل تشکیل می شد.به تدریج برنامه تحصیلی مدارس سنگین تر شد و
تعداد دروسی که دانش اموزان باید می خواندند به ۱۵ درس رسید.

دانش اموزان سال اول دبیرستان باید به فرا گرفتن درسهای هندسه و علوم طبیعی و زبان خارجه ( زبان فرانسه ) بود
وعربی و تاریخ جهان و ایران و درس بهداشت بود. دروس سال دوم شامل جبر و زیست شناسی و فیزیک و شیمی و
زمین شناسی و رسم فنی می باشد.و دروسی که در سه سال آخر دبیرستان تدریس می شدند عبارتند از: مثلثات و

هندسه ترسیمی و جانورشناسی و انضباط بودند.
دانش اموزان برای گرفتن دیپلم دبیرستان باید امتحانات دروس مزبور را با موفقیت بگذرانند.دروس نیز عبارتند
از:درس زبان فارسی که خود شامل دستور زبان و متن های ادبی و ادبیات فارسی است. امتحانات از دانش اموزان
در پایان سالهای شش ساله ابتدایی و سوم وششم دبیرستان توسط وزارت فرهنگ گرفته می شود و دانش اموزانی که
امتحانات را با کامیابی پشت سر میگذارند دیپلم دبیرستان را دریافت می کنند.

در سال ۱۳۰۷ وزارت آموزش وپرورش شروع به چاپ کتابهای درسی کرد که به طور رایگان در اختیار دانش
اموزان نیازمند و تهیدست گذاشته شد ولی به دیگران فروخته می شد .
در سال ۱۳۱۲ اولین کودکستانها نیز تاسیس شدند که البته در نظام اموزشی اولیه پیش بینی نشده بود.
در سال ۱۳۱۴ لباس متحد الشکلی برای دانش اموزان دوره ابتدایی در نظر گرفته شد که البته مدارس مختلط را نیز

در بر میگرفت .در سال ۱۳۱۸ وزارت اموزش و پرورش توانست تولین سری کتاب های یکدست برای تمام دوره
های ابتدایی تا متوسطه را چاپ کند.
با انکه رژیم هدف اصلی اش اموزش دوره ابتدایی بود اما نخبگان کشور علاقه زیادی به اموزش متوسطه نشان دادند
و این موضوع که دانش اموزان متوسطه شهریه بپردازند مورد انتقاد قرار گرفت.

تاکید بر اموزش عالی به سرعت بر توسعه دبیرستانها و یا مدارس متوسطه افزود زیرا در اغاز دوره سلطنت
رضاشاه تعداد دبیرستانهای ایران به “دارالفنون” و “دارالمعلمین”و “دبیرستانهای آمریکایی وفرانسوی” محدود می
شدکه همگی انها در تهران بودند.و در سال ۱۳۰۵ قرار شد که فارغ تحصیلان دبیرستانها به مدت یکسال از خدمت
نظام وظیفه معاف شوند تا آموزش متوسطه در ایران تکان بیشتری بخورد .
با گذشت زمان روشن شد که اموزش عالی بدون وجود دانشجویان مستعدی که تعلیمات ابتدایی خوبی دیده باشند

نمی تواند عمل کند بنابراین در سال ۱۳۰۹ دولت شروع به اقداماتی برای بالا بردن سطح اموزش معلمان کرد و
مهمترین گام در این مورد در سال ۱۳۱۳ برداشته شد و بر ای تقویت کیفیت اموزش معلمان دوره ابتدایی لایحه
تربیت معلم به تصویب رسیدو هدف از این لایحه بهبود سطح کیفیت تدریس از طریق ایجاد کلاس های شبانه برا

ی
اموزگاران بود. بین ترتیب آموزگاران مدارس ابتدایی دولتی می بایست این دوره را که در هفته ۱۴ ساعت بود
بگذرانند . همینطور در این لایحه مقرر شده بود که ظرف مدت ۵ سال ۲۵ عالی تربیت معلم دبستانهای پسرانه و یک
مدرسه هم برای دبستان دخترانه تاسیس شود.

علاوه بر توسعه اموزش در داخل کشور تلاش برای کسب علوم جدید از خارج نیز گسترش یافت و بر اساس قانون
اعزام محصل مصوب سال ۱۳۰۷ مقرر شده بود هرسال لا اقل یکصد نفر از فارغ تحصیلان مدارس متوسطه برای

ادامه تحصیل به خارج فرستاده شوند و این مصوبه برای تامین کادر مورد نیاز مدارس متوسطه و مدارس عالی به
تصویب رسیده بود و همچنین دولت اجازه یافت هشت نفر از معلمان فرانسوی را استخدام کند.
چند آزمایشگاه نیز راه اندازی شد . اما فارغ تحصیلانی که به کشور باز می گشتند و نیز فارغ تحصیلان اموزشی
داخل امکان داشتن شغل مناسب نداشتند دولت صرفا برای اینکه انها بیکار نباشند انها را در دستگاههای دولتی جذب
می کردند.

 

آموزش بزرگسالان و زنان:
برنامه رضاشاه از لحاظ توجه به تحصیل زنان نیز بیش از هر چیز دیگری متجدانه بود در نظام اموزشی که توسعه
نیافته در اغاز قرن بیستم امکان اموزشی برای زنان بخصوص بسیار محدود بود در کل ایران فقط ۳۵۰۰ دخت در
سال ۱۲۸۹ توانسته بودند در تعداد اندکی مدرسه ثبت نام کنند . رژیم رضاشاه بی اعتنا به مقاومت روحانیو ن و

تعصب مردم عادی در مخالفت با تحصیل زنان بهبود شایان توجهی در امکانات تحصیلی برای زنان ایجاد کرد . دولت
علاوه بر وجود مدارس خصوصی دخترانه دوتای اول ان در تهران “ناموس”و”تربیت” نام داشتند تعدادی دیگر
مدارس دولتی نیز احداث کرد به طوری که شمار مدارس دخترانه در سال ۱۳۰۲ به ۱۴ تا ۱۵ باب رسید و در حدود
سه سال بعد این مدارس افزایش پیدا کردند.

تغییرات جدید در آموزش و پرورش جدید به دولت فشار اورد که به سرعت بر پیش نویس طرح سواد اموزی زنان را
تهیه کند . حتی عده ای پیشنهاد اعزام دانشجوی زن را به خارج می کردند که زنان اندکی با هزینه شخصی در ابتدا
برای تحصیل به اروپا رفتند کوششهای انجام شده برای بهبود وضع اموزشی زنان در جامعه به افزایش چشمگیر

دختران در مدارس ملی انجامید در حالی که در سال تحصیلی ۱۳۰۴ تا ۱۳۰۵ در برابر ۴۷۵ پسر فقط ۱۲۰ دختر
فارغ تحصیل شده بو دند این رقو در سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۱ به ۱۳۴۶ دختر در برابر ۳۷۱۳ پسر رسید.

در دهه ۱۳۱۰ با افزایش توجه محافل عمومی و خصوصی به پیشبرد آزادی زنان در جامعه مسئله اموزش زنان
شتاب بیشتری گرفت . در سال ۱۳۰۹ یک انجمن زنان به مدیریت خانم “تیموتاش” همسر وزیر دربار که در همان
سال از کالج آمریکایی دختران فارغ تحصیل شده بود تاسیس شد.
از جمله هدفهای این انجمن می توان به تاسیس مدرسه شبانه روزی برای دختران تهی دست اشاره کرد و همچنین پیدا

کردن شغل برای روسپیان اشرافی و افتتاح یک قرائت خانه برای بانوان و آموزش صنایع دستی برای زنان از دیگر

کارهای این انجمن بود. در اواخر دهه ۱۳۱۰ انجمن دست به کار دیگری زد از جمله ایجاد مدرسه شبانه برای
تحصیل زنان بود.
یکی از جنبه های مهم گسترش تحصیل در سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ مربوط به اموزش بزرگسالان بود جای تردیدی
نیست که رضاشاه نظام اموزشی خود را به عنوان وسیله ای برای یکپارچگی جوانان مملکت و تلقین اندیشه های ملی

گرایانه در جوانان و پیرمردان متمایل به نوگرایی به کار برد . و از طریق این نظام می خواست با خرافه پرستی
مقابله کندو یک ملت راست اندیش را ایجاد کند. بخش بزرگی از اندیشه های اموزشی رضاشاه که به عنوان دست یافتن
هدفش بود از تحصیلات استفاده کرد و در این راستا نیز اموزش بزرگسالان را مد نظر قرار داد.
در ابتدا تعداد دختران و پسرانی که در مدارس شبانه در س می خواندند اندک بو اما به مرور بر تعداد انها افزوده شد
اقشار زیادی از مردم در سال ۱۳۱۶ به این مدارس رفتند همینکه حتی می توانستند نام خود را بنویسند بسیار خرسند

می شدند . در سال ۱۳۱۷ از تعداد ۱۶ میلیون ۱۲۴۰۰۰ توانسته بودند در این کلاسها ثبت نام کنند .و بر طبق قوانین
کارفرما ملزم بودند که کارگران بیسواد خود را به کلاس های شبانه بفرستند . و شرکتهای نفت و سازمانهای دولتی
هزینه سواد آموزی کارگران بیسواد خود را پرداخت می کردند.این ابتکار با شور و شوق زیادی مورد استقبال قرار
گرفت.اما در روستاها از ان استقبال نشد و اندیشه هایشان انباشته از خرافات باقی ماند

تاسیس دانشگاه تهران:
.رضا شاه دانشگاه تهران را در ۱۵ بهمن ۱۳۱۳سنگ بنای ان در زمینی به مساحت ۲۰۰ هزار متر مربع مساحت و
بعدبه دست رضاشاه افتتاح شد. در مراسم افتتاح رسمی دکتر “محمود حسابی” به ریاست دانشکده فنی و “علی اکبر
دهخدا” به ریاست دانشگاه حقوق و “حاج سید نصرال… نقدی” به ریاست دانشگاه معقول و منقول و “دکتر محمد
حسین لقمان ادهم” به ریاست دانشکده پزشکی و “عیسی صدیق” به ریاست دانشکده ادبیات و علوم و همینطور
دانشسرای عالی انتخاب شدند.

این اولین باری بود که ایران به سبک اروپایی دارای دانشگاه سده بود. در دوران صدرات میرزاتقی خان امیر کبیر
نزدیک میدان توپخانه طرحر ساختمان دارالفنون ریخته ودر همان زمان افتتاح گردید و به دستور وی عده ای از
استادان خارجی برای تدریس از خارج استخدام شدنداما ان هم بیش از یکی دو دوره نتوانست به کار خود ادامه دهد
زیرا ناصرالدین شاه نسبت به ان بد بین بود در نتیجه از مدرسه عالی به مدرسه متوسطه تبدیل شد.

در اغاز دانشگاه تهران تا حدودی زیر نظر نظر ئزارت فرهنگ بود اما بعدها بصورت یک نهاد مستقل شروع بکار
کرد . و در ان از سیستم اموزشی فرانسه استفاده می شد و تا اینکه امریکایی ها دانشکده علوم اداری را تاسیس کردند
و دگرگونی محسوسی را به وجود اوردند. همچنین در سال بعد با دستور رضاشاهدانشسرایمقدماتی و دانشسرای عالی
بمنظور تربیت دبیر و اموزگار نیز تاسیس شد.

فصل سوم

تاسیس دانشکده افسری :
دانشکده افسری در بهمن ماه ۱۳۰۰ فرایند تشکیل یک ارتش جدید را تعمیق و تداوم بیشتری داد. دانشکده مذکور از
تاسیسات اموزشی مربوط به قزاقها و مدرسه نظامی که قبلا توسط مشیر الدوله بنیان گذاشته شده بو ( قبل از کودتا)
بهره برداری شده و به ترتیب افسران ایرانی پرداخت. و اولین گروه این دانشجویان در تابستان ۱۳۰۲ فارغ تحصیل
شدند.
ارتش ایران تا قبل از نوسازی به عنوان یک نهاد به نحوی استثنایی بسیار ضعیف بود البته این را هم یاداور شیم که
کشور ما در طول ل دورانهای مختلف دارای ارتشهایی منظم و همینطور با قدرت بوده اند از جمله در زمان صفویان
به این صورت بوده اما با روی کار امدن قاجارها ارتش نیز به مرور زمان رو به ضعفی نهاد که بیشترین ضعف را
در دوران پایانی این حکومت شاهد بودیم و می توان گفت که از اواسط قرن نوزدهم هیچ نیروی نظامی قابل توجهی
که از حکومت مرکزی فرمان ببرد وجود نداشت . بنابراین برای احیای دوباره ان به یک دولت نوگرا و نوساز نیازمند
بود تا بتواند این ارتش را دوباره قدرت دهد و دولت نوگرای رضاشاه از عهده ان بر امد . در سال ۱۳۱۳ او تشکیلات

ارتش را به چهار قسمت مجزا به شرح زیر تشکیل داد :
– وزارت جنگ
– ارکان حزب کل قشون
– تفتیش نظامی کل قشون
– تفتیش مالی و مباشرت کل قشون

نظام سنتی سرباز گیری که از زمان امیر کبیر ( ۱۸۵۰ ) برقرار شده بود و ان را “بونیچه” می خواندند بر اساس
میزان مالیات مناطق و با تعین تعداد کلی سربازها را در سطح هر ایالت نهاد شده بود.
برای تعیین مشمولانی که هر روستا نیز باید معرفی می کرد روشهای متغیری بکار میرفت در بعضی موارد بر اساس
میزان مساحت زمین زیر کشت و در مواردی میزان مصرفی آب کشاورزی و اینگونه موارد ملاک عمل بود و برای
قبایل نیز تعداد دام ها مبنای محاسبه قرار می گرفت. اما در زمان رضاشاه با توجه به مسئله سن این مسئله بررسی می شد.

قانون نظام اجباری :
قانون نظام وظیفه اجباری در مجلس پنجم در شانزدهم خرداد ۱۳۰۴ مطرح شد و از طرف نمایندگان نیز به اتفاق
اراء به تصویب مجلس رسید . سردار سپه سعی کرد ان را به جریان اندازد ودر مدت کمی نیز ان را در سراسر
مملکت به اجرا در اورد و بر اساس این قانون وصف شده ” همه افراد مذکر کشور اعم از اینکه ساکن شهرها باشند
و یا ساکن روستاها و با جزء قبایل باشند ویا متوطن در خارج از کشور قرار دارند مؤظف به انجام خدمت نظام در
سن ۳۱ سالگی می باشند” .

ایجاد ارتش متحد الشکل :
ارتش مدرن و حرفه ای رضاشاه که تکیه گاه اصلی رژیم بود با سرکوب کلیه جنبشهای محلی و همینطور حذف
نیروهای گریز از مرکز نخستین دولت متمرکز را در دوران معاصر به وجود اورد.
از عمده ترین وظایفی که این ارتش از عهده ان بر امد حفظ نهاد سلطنت و احیای استبداد ایرانی (پاتریمونیالیسم)
بود . و رضاشاه با استفاده ازجذب امکانات مالی و افزایش کادر اموزش دیده به ایجاد یک ارتش متحدالشکل پرداخت.
کلیه اقداماتی که برای نوسازی ارتش بکار گرفته شد همه ناشی از اهداف رضاشاه در نوسازی اقتدارگرایانه بود .
بطور مثال در زمینه قانون نظام اجباری علاوه بر نوسازی در سایر قسمتها ی اداری جامعه در ایجاد یکپارچگی نیز
موثر بود.او توانست با ان روحیه نظامی گری خود یک ارتش مدرن و متحدالشکل را ایجاد کند
رضاشاه از زمانی که حتی به عنوان سردار سپه شناخته شده بود به خاطر نیازی که در ارتش احساس می کرد در فکر حمایت از این صنعت بود .

فصل چهارم

راه شوسه و راه آهن :
دولت برای تمرکز بیشتر و بهتر به جاده ها و مسیرهای مناسب نیاز مبرم داشت. و هدف از این که این اقدام سیاسی
بوده است ویا یک اقدامی نظامی با ذکر قرینه و توضیح مناسب ان می پردازیم .
قرینه عبارت است از اینکه رضاخان زمانیکه در مقام وزارت جنگ فعالیت داشت به این امر مبادرت ورزید و این
بدان معنا است که هدف نظامی وی ایجاب میکند تا این اصلاحات صورت گیرد . و مورخ توجیه گر رضاخان جناب
عبدال..ناجی بوده است . شروع اصلاحات رضا شاه در زمینه ساختن راه شوسه را زمانی می داند که وی در مسند
وزارت جگ بوده است.بنابراین همانطور که گفته شد رضا شاه از زمان وزارت تا سلطنت در فکر احیای راههای
شوسه بوده و در این زمینه نیز به موفقیتهایی دست زد .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 31 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد