whatsapp call admin

تحقیق در مورد ریشه‏ هاى عبادت

word قابل ویرایش
15 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

ریشه‏هاى عبادت

۱٫ عظمت خدا
برخورد با یک شخصیت برجسته، انسان را به تواضع وا مى‏دارد، دیدار با یک دانشمند بزرگ، آدمى را به تکریم و احترام وا مى‏دارد، چون که انسان در برابر عظمت و دانش آن شخصیت و این دانشمند، خود را کوچک و کم سواد مى‏بیند. خداوند، مبدأ همه عظمت‏ها و جلال‏هاست. شناخت خدا به عظمت وبزرگى، انسان ناتوان وحقیر را به کُرنش وتعظیم در برابر او وامى‏دارد.
۲٫ احساس نیاز و وابستگى
انسان، عاجز، نیازمند و ناتوان است و خداوند، در اوج بى نیازى و غناى مطلق، و سر رشته دار امور انسان‏هاست. این هم عاملى است، تا انسان در برابر خداوند «بندگى» کند.
۳٫ سپاس نعمت
توجه به نعمت‏هاى بى حساب و فراوانى که از هر سو و در هر زمینه ما را احاطه کرده، قوى‏ترین انگیزه را براى پرستش پروردگار ایجاد مى‏کند. نعمت‏هایى که حتّى پیش از تولّد شروع مى‏شود و در طول زندگى همراه ماست و در آخرت هم (اگر شایستگى داشته باشیم) از آن بهره‏مند خواهیم شد. قرآن به این نکته اشاره کرده و به مردم زمان پیامبر صلى الله علیه وآله مى‏فرماید:
«فَلْیَعْبُدُواْ رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ الَّذِى أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَءَامَنَهُم مِّنْ خَوْف» باید خداى کعبه را عبادت کنند، خدایى که آنان را از گرسنگى نجات داد و از ترس، ایمن ساخت.
۴٫ فطرت
در سرشت انسان، پرستش و نیایش وجود دارد. اگر به معبود حقیقى دست یافت، که کمال مطلوب همین است، و اگر به انحراف و بیراهه دچار شد، به پرستش معبودهاى بدلى و باطل مى‏پردازد. بت پرستى، ماه و خورشید پرستى، گوساله و گاو پرستى، نمونه‏هایى انحرافى است که وجود دارد، کسانى هم پول و مقام و همسر و ماشین و مدال و … را مى‏پرستند.
انبیا آمده‏اند تا فطرت را در مسیر حق، هدایت کنند و انسان را از عبادت‏هاى عوضى نجات بخشند. حضرت على علیه السلام در مورد بعثت رسول خدا صلى الله علیه وآله مى‏فرماید:
«فَبَعَثَ اللّهُ مُحَمَّداً بِالْحَقَّ لِیُخرِجَ عِبادَهُ مِنْ عِبادَهِ الاوثانِ اِلى‏ عِبادَتِهِ …» خداوند حضرت محمّد صلى الله علیه وآله را برانگیخت، تا بندگانش را از «بت‏پرستى» به «خدا پرستى» دعوت کند.
روحِ عبادت در فطرت انسان نهفته است و اگر درست رهبرى نشود به عبادت بت و طاغوت مى‏گراید. مثل میل به غذا که در هر کودکى هست، ولى اگر راهنمایى نشود، کودک خاک مى‏خورد و لذّت هم مى‏برد. بدون هدایت صحیحِ این گرایش فطرى نیز، انسان به عشق‏هاى زودگذر پوچ یا پرستش‏هاى بى محتواى انحرافى دچار مى‏شود.

چگونه عبادت کنیم؟
مگر نه اینکه نشانى هر خانه را باید از صاحب خانه گرفت؟ و مگر نه اینکه در هر ضیافت و مهمانى، باید نظر میزبان را مراعات کرد؟
عبادت، حضور در برابر آفریدگار است و نشستن بر سر مائده‏هاى معنوى که او براى «بندگان» خود فراهم کرده است.
پس، چگونگى عبادت را هم از او باید فراگرفت و به دستور او عمل کرد و دید که او چه چیز را عبادت دانسته و عبادت را به چه صورت از ما طلبیده است؟
غیر از شکل ظاهرى عبادات، به خصوص نماز که بیشتر در چگونگى آن سخن خواهیم گفت، محتواى عبادت را باید از دید اولیاى دین و متن مکتب شناخت و به کار بست.
بهترین عبادت‏ها آن است که:
۱٫ آگاهانه باشد.
دو رکعت نمازِ انسان آگاه و دانا، از هفتاد رکعت نماز شخص نادان برتر است. و عبادت کننده ناآگاه، همچون الاغ آسیاب است که مى‏چرخد ولى پیش نمى‏رود.
امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: کسى که دو رکعت نماز بخواند و بداند با که سخن مى‏گوید، گناهانش بخشیده مى‏شود. در این صورت است که نماز، معراج روح مى‏شود و عامل بازدارنده از فساد و موجب قرب به خدا مى‏گردد.
۲٫ عاشقانه باشد.
آنچه موجب نشاطروح در عبادت مى‏شود وعابداز پرستش خود لذّت مى‏برد، عشق به اللّه و شوق به گفت‏وگوى با اوست.
عبادت‏هایى بى روح و از روى کسالت و سستى و خمودى، نشانه نداشتن شور و شوق نیایش و نجوا با پروردگار است. در دعا مى‏خوانیم: «… وَ اجْعَلْ نِشاطِى فى عِبادَتِکَ»
خداوندا! نشاط مرا در عبادت خودت قرار بده.
آنان که از عبادت لذّت نمى‏برند، همچون بیمارانى هستند که از غذاى لذیذ، لذّت نمى‏برند.
اگر این شوق وعشق باشد، دیگر چندان نیازى به تبلیغ، تشویق و تحریک از بیرون نیست، بلکه انگیزه درونى انسان را به عبادت وامى‏دارد و آنگونه که براى دیدار شخصیت معروف ومحبوبى، لحظه شمارى مى‏کنیم واز آن دیدار، مسرور مى‏شویم، از عبادت هم به وجد و نشاط مى‏آییم.
براى عاشقان، شنیدن صداى «اذان» اعلام فرا رسیدن لحظه دیدار است. پیامبر اسلام به بلال مى‏فرمود: «اَرِحْنا یا بلال» اى بلال! ما را از غم و تلخى نجات بخش. این شوق زاید والوصف آن حضرت را به نماز مى‏رساند.
۳٫ خالصانه باشد.
هیچ چیز همچون «ریا» و خودنمایى و مردم فریبى، آفت عبادت نیست. از طرف دیگر، هیچ چیز چون خلوص، ارزش آفرین عبادت و نماز نیست. البتّه داشتن اخلاص در عبادت بسیار دشوار است، و دل و جان را از تهاجم وسوسه‏هاى ابلیسى رهاندن، رنجى بزرگ دارد و همتى بلند و اراده‏اى نیرومند مى‏طلبد. عبادت تا خالص نباشد، در درگاه الهى پذیرفته نیست و تنها پیشانى بر زمین سودن و قرائت صحیح داشتن و در صف اوّل جماعت ایستادن و … ملاک نیست. باید نماز و بندگى از رنگِ ریا پاک و به رنگِ الهى «صبغهاللّه» آراسته باشد تا به خدا برسد. تعبیر قرآن چنین است:
«وَمَآ أُمِرُواْ إِلَّا لِیَعْبُدُواْ اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ»
هیچ دستور عبادى براى مردم نیامده مگر آنکه امر به اخلاص در آن شده است.
۴٫ خاشعانه باشد.
خشوع، حالت قلبى انسان در عبادت و نتیجه توجّه کامل به مقام بندگى در آستانِ الهى است. آنکه نیاز و عجز خود را مى‏داند و عظمت و کمال الهى را مى‏شناسد و در عبادت، خود را در برابر آن خداى بى همتا و آگاه مى‏یابد. حالتى متناسب با این «حضور» پیدا مى‏کند، در این حالت قلب، خاشع مى‏شود، نگاه افتاده مى‏گردد و توجّه از هر چیز دیگر بریده و به معبود متوجّه مى‏شود.
قرآن در توصیف مؤمنان و عبادت‏شان مى‏فرماید: «الَّذِینَ هُمْ فِى صَلَاتِهِمْ خَشِعُونَ» در نمازشان خاشع‏اند.
این حالت، محصول آن توجّه است، در حدیث مى‏خوانیم: «اُعبُدِ اللّهَ کَأَنَّکَ تَراهُ» خدا را چنان عبادت کن که گویا او را مى‏بینى. «فَصَلِّها لِوَقتِها صَلاهَ مُوَدَّعٍ»
چنان نماز را در وقت خودش بخوان که گویا آخرین نماز است. یعنى همواره این حالت را داشتن که گویا فقط براى همین یک نماز، فرصت باقى است.
۵ . مخفیانه باشد.
رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: «اَعظَم العباده اَجراً اَخفاها» پاداش عبادتى بیشتر وبزرگتر است که مخفى‏تر باشد. این براى آن است که عبادت (به خصوص عبادت‏هاى مستحب) در حضور جمع، زمینه بیشترى براى تظاهر وریا دارد.
البتّه این در مواردى است که اسلام، خود امر به عبادت آشکار نکرده باشد، همچون نمازجماعت در مسجد که از نماز فرادى‏ در خانه برتر است.
شیطان، دشمن رستگارى انسان است و سوگند خورده است که همواره در راه انسان، چاه گمراهى بکند و پرتگاه گناه پدید آورد و انسان را مانند خودش جهنّمى کند. از این رو، براى تباه ساختن عمل انسان، دام مى‏گسترد و عبادت او را فاسد مى‏کند. یا از راه ریا و خراب کردن نیّت. یا پدید آوردن عُجب و خودپسندى به خاطر عبادت. یا از طریق سلب توفیق از انسان. و … یا از راه کشاندن به گناه، که موجب تباه شدن و هدر رفتن زحمت انسان در طریق بندگى مى‏شود.
همچون کشاورزى که محصول زحمت‏هاى طاقت فرسایش، با جرقه‏اى مى‏سوزد و دود مى‏شود، و یا جامى از آب زلال که با افتادن حشره یا ریختن خاک در آن، آلوده مى‏شود.

شرایط قبولى عبادت
مقصود، شرایطى است که رعایت آن‏ها، علاوه بر درستى عمل، موجب قرب به خدا و جلب رضاى او مى‏شود. ممکن است نمازى صحیح باشد ولى سبب رشد و تزکیه روح نشود، همچون دارویى که شفابخش نباشد، یا جنسى در بازار بى‏مشترى باشد. عبادت هم، گاهى تنها در حدّ نجات بخشى از کیفر است، ولى گاهى انسان را محبوب خدا و عمل را مقبول درگاهش مى‏سازد.
در آیات و روایات، نکات بسیارى پیرامون قبولى عبادت و عمل مطرح است که به عنوان نمونه، چند مورد ذکر مى‏شود.
۱٫ در بُعد اعتقادى، «ایمان»
قرآن کریم مى‏گوید: اعمال شایسته و صالح، از کسى که «مؤمن» باشد، موجب حیات طیّبه مى‏شود. «مَنْ عَمِلَ صَلِحاً مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى‏ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوهً طَیِّبَهً» و در آیه دیگرى مى‏فرماید: «وَمَن یَکُفُرْ بِالْإِیمَنِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ» کسى که کفر ورزد و ایمان را نپذیرد، اعمالش تباه مى‏شود.
آنکه خدا را باور ندارد، چگونه انتظار دارد پرستش‏هایش مورد پذیرش آفریدگار قرار گیرد؟
۲٫ در بُعد سیاسى، «ولایت»

آنچه عمل را در مسیر صحیح و خدایى قرار مى‏دهد، پیروى از رهبرى آسمانى و شایسته است. در سایه چنین رهبرى و ولایتى، خط صحیح عمل و عبادت، کارساز مى‏شود و در غیر آن، یا بى‏خاصیت و بى‏اثر مى‏شود، یا عبادت هم در راستاى اهداف دشمنان راه خدا قرار مى‏گیرد.

اگر مسافران، با راننده‏اى راه شناس و امین مسافرت کنند، هر چند ژنده پوش و نامرتّب باشند، سرانجام به مقصد مى‏رسند. ولى سرنشینان شیک پوش و آراسته اتومبیلى که به راننده‏اش اطمینان نیست، ناشى یا مست است یا مسیر را عوضى مى‏رود، هرگز به مقصد نمى‏رسند، بلکه چه بسا نابود مى‏شوند.
امروزه کشورهاى اسلامى، ارزشمندترین دستورالعمل‏هاى اسلامى را در اختیار دارند ولى بخاطر گردن ننهادن به رهبرى معصومین یا جانشینان آنان و تن دادن به ولایت جور وحکومت طاغوت‏ها، دچار ذلّت، تفرقه وضعف‏اند.

عبادت در سایه رهبرى صحیح، مفهوم راستین خود را مى‏یابد و خداوند آن را مى‏پسندد و مى‏پذیرد.
در حدیث از امام باقر علیه السلام آمده است:
«مَنْ دانَ اللّهَ بِعِبادَهٍ یَجْهَدُ فیها نَفْسَهُ وَ لا اِمامَ لَهُ مِنَ اللّهِ فَسَعْیُهُ غَیْرُ مَقْبُولٍ» کسى که ایمان به خدا دارد و عبادت‏هاى جانفرسا هم انجام مى‏دهد، ولى امام شایسته‏اى از طرف خدا ندارد، تلاشش بى فایده و نپذیرفته است.
در حدیثى دیگر مى‏خوانیم:

«مَنْ لَمْ یَتَوَلَّنا لَمْ یَرْفَعِ اللّهُ لَهُ عَمَلاً»
هر که ولایت ما را نپذیرد و به رهبرى ما گردن ننهد، خدا عملى را از او بالا نمى‏برد.
۳٫ در بُعد اخلاقى، «تقوا»

بندگى خدا با شرط تقوا و ترک گناه، قبول مى‏شود. قرآن پس از ذکر داستان هابیل و قابیل، که هر دو به درگاه خداوند قربانى کردند و قربانى یکى پذیرفته و دیگرى ردّ شد، مى‏فرماید: «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»
خداوند، تنها از اهل تقوا، «قبول» مى‏کند.

آنکه دزدى کند و مال دیگران را انفاق کند، مقبول نیست. آنکه حق مردم را بخورد وبه نماز بایستد، نمازش مردود است.
آنکه نماز را ترک کند ولى جهاد نماید، یا به دیگران ستم کند و نماز بخواند، یا به دیگرى تهمت بزند و غیبت کند و به زیارت هم برود، یا چشم ناپاک به نوامیس مسلمین داشته باشد و نماز شب هم بخواند، آن نماز و جهاد، و این زیارت و نافله را خدا نمى‏پذیرد، چون همراه با تقوا نیست و بدون تقوا هیچ عملى براى انسان، عمل خیر به حساب نمى‏آید.
۴٫ در بُعد اقتصادى، «رسیدگى به محرومین»
نیازمندان و فقیران، بندگان خدایند. آن عبادت و بندگى که همراه با رسیدگى به وضع بندگان ناتوان و محروم خدا نباشد، بى ارزش است. در آیات و روایات، موضوع «نماز» و «زکات»، معمولاً در کنار هم آمده است که یکى ارتباط با خداست و دیگرى ارتباط با خلق خدا.
از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمود:
«مَنْ صَلّى‏ وَ لَمْ یُزَکِّ لَمْ تُقْبَلْ صَلوتُهُ» نماز افرادى که زکات ندهند، پذیرفته نیست.
آرى نپرداختن حقوق واجب محرومین، اموال انسان را آمیخته به حرام مى‏کند و زندگى از مسیر الهى بیرون مى‏رود.
۵ . در بُعد اجتماعى، «خوش رفتارى»
اساس جامعه اسلامى بر اخوّت و صفا و برادرى میان مسلمانان است. هر چه که این روابط را به هم بزند و وحدت را بشکند و حرمت افراد را زیر پا بگذارد، چنان ناپسند است که قبول عبادت را هم با مشکل مواجه مى‏سازد. غیبت و بهتان باشد، یا تفرقه انگیزى و نمّامى، سوء خلق و بدرفتارى باشد، یا مردم آزارى و قطع رحم.
بر عکس، صله رحم، حسن خلق، مودّت با مردم و حسن نیّت با دیگران، موجب رضاى خدا و قبول اعمال است. در این زمینه‏ها حدیث بسیار است. به این روایت توجّه کنید.
رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود:
هر کس مسلمانى را غیبت کند، تا چهل روز، نماز و روزه‏اش قبول نمى‏شود، مگر اینکه غیبت شده او را ببخشد.
رسول خدا صلى الله علیه وآله به ابوذر فرمود:

از هجران و قهر کردن با برادر دینى بپرهیز، چرا که با این ترک رابطه، عمل قبول نمى‏شود.
و امام صادق علیه السلام فرمود:
بد اخلاقى و بدرفتارى عمل را تباه مى‏کند، آن گونه که سرکه عسل را.
۶٫ در بُعد خانوادگى، «رعایت حقوق»

والدین و فرزندان نسبت به هم حقوق متقابل دارند و کسانى که این حقوق را مراعات نکنند، خدا نماز و کارهاى نیک آنها را نمى‏پذیرد.
به روایت امام صادق علیه السلام : «مَنْ نَظَرَ اِلى اَبَویْهِ نَظَرَ ماقِتٍ وَ هُما ظالِمانِ لَهُ. لَمْ یَقْبَلِ اللّهُ لهُ صَلاهً»
فرزندى که از روى خشم به پدر و مادر خود نگاه کند – هر چند والدین در حق او کوتاهى و ظلم کرده باشند – نمازش از سوى خدا پذیرفته نیست.
آرى پیوند با خدا در صورتى مفید است که پیوند خانوادگى، با رعایت حقوق و وظایف متقابل میان افراد، مراعات شود.
نماز، معراج روح و نردبان معنّویت است. در صورتى مى‏توان از این نزدبان عروج کرد که پایه‏اش لغزان نباشد. پایه استوار ارتباط با خدا، روابط صحیح میان افراد خانواده است.

شرایط کمال عبادت
غیر از شرط صحّت و شرایط قبول، شرایطى هم براى کمال عبادت است. یعنى اگر این شرایط باشد، عمل عبادى ارزشى فوق‏العاده و کمالى بالاتر خواهد داشت. عبادات واعمالى که شرایط زیر را داشته باشد، برتر وکامل‏تر است:
۱٫ مشکل‏تر بودن
در عبادت، باید دشوارى آن را تحمل کرد و بر سستى و تن پرورى غلبه یافت و به پرستشى عاشقانه و پیوسته پرداخت. على‏علیه السلام فرموده است: «اَفْضَلُ الاَعْمالِ ما اَکْرَهْتَ نَفسَکَ عَلَیهِ» بهترین کارها، عملى است که خود را (على‏رغم عدم پذیرش نفس) بر آن وادار کنى.
آنکه در لحظات سخت، از رسول‏خدا حمایت ویارى کند.
آنکه با پاى پیاده به سفر حج و زیارت برود.

آنکه با جان و مال، در راه خدا مبارزه کند.
آنکه در راه دین، سختى بیشترى تحمّل کند، از فضیلت بیشترى برخوردار است.
۲٫ نظم و تداوم
عبادت اگر برنامه‏هاى دائمى ومنظّم داشته باشد، بهتراست. در روایات آمده است که مؤمن، اوقات وکارهاى خود را تقسیم مى‏کند وبخشى را براى عبادت ومناجات با خدا قرار مى‏دهد.
۳٫ مهم‏تر بودن
در کارها باید اهمّ و مهمّ کرد و کارهاى «مهمّ» را فداى کارهاى «مهم‏تر» نمود.
وقتى بستگان انسان نیازمند هستند، چرا صدقه به دیگران؟
وقتى کارهاى مستحب، به واجبات انسان ضرر بزند، چه نیازى به انجام آن‏ها؟
وقتى کارى، نفع عام‏ترى دارد، چرا پرداختن به امورى که خیرش محدود و موقّت است؟
على علیه السلام مى‏فرماید:
«لا قُرْبَهَ بَالنَّوافِلِ اِذا اَضَرَّتْ بِالْفَرائِضِ» هرگاه نمازهاى مستحب، به نمازهاى واجب ضرر برساند، دیگر آن نافله‏ها موجب قرب به خدا نخواهد شد.
۴٫ برکت داشتن
گاهى کمال یک عمل، در برکت داشتن آن است، یعنى کارى باشد که خیر و سود آن، جاودان و گسترده و باقى باشد، نه موقّت و گذرا.
۵ . سبقت گرفتن

در کارهاى نیک، پیشتاز بودن و شتاب به سوى صالحات و خیرات، امتیازات ویژه‏اى دارد.
پیوستن به اسلام در آغاز امر، برتر از مسلمان شدن در روزگار غلبه و قدرت مسلمین است. به سوى نماز اوّل وقت باید شتافت. در کارهاى خداپسند باید پیشقدم بود. تأکید بر «سارعوا» و «سابقوا» ، در قرآن و حدیث نشان آن است که سرعت و سبقت در عبادت مایه کمال عبادت است.
۶٫ نشاط و دوام
منافقان، نماز را با کسالت و بى نشاط مى‏خوانند.
اهل شک، در عبادت‏شان دچار تردید و سستى مى‏شوند.
عبادتى کامل‏تر است که همراه با نشاط، و برخوردار از استمرار و پیوستگى باشد. عملِ اندک و با دوام، برتر از کار زیادى است که انسان از آن ملول و خسته شود و دست بکشد.
خداوند، در توصیف عبادت فرشتگان فرموده است: شبانه روز، بدون خستگى، خدا را تسبیح مى‏گویند.
۷٫ بصیرت و یقین
عملى که از روى بینش عمیق و آگاهى و یقین باشد، به مراتب برتر از کارهاى سطحى و عبادت‏هاى تهى از یقین است. در حدیث مى‏خوانیم:
«اِنَّ الْعَمَلَ الدّائِمَ الْقَلیلَ عَلَى الْیَقینِ، اَفْضَلُ عِنْدَاللّهِ مِنَ الْعَمَلِ الْکَثیرِ عَلى‏ غَیْرِ یَقینٍ»
عمل اندک ولى پیوسته و مداومى که همراه یقین باشد، نزد خدا برتر از عمل بسیارى است که فاقد بصیرت ویقین باشد.
شرایط دیگرى براى کمال عبادت وجود دارد که در این مختصر از آن‏ها مى‏گذریم …

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 15 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد