تحقیق در مورد مختصری از زندگی حضرت سلیمان

word قابل ویرایش
20 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

مختصری از زندگی حضرت سلیمان

 

 

گفته اند: حضرت داوود چهار پسر داشت هر روز مشغول عبادت خدا بود روزی از آن روزگار که به عبادت مشغول بود در نماز به سجده رفت و وقتی از سجده برخاست دید که تمامی فرزندانش مرده اند و تنها سلیمان زنده مانده است بسیار ناراحت و غمگین شد و به آسمان نگاه غمگینی کرد در این هنگام جبرئیل فرود آمد و به پیغمبر داوود علیه السلام فرمود شکر خدا را به جا بیاور و بدان که خداوند در همه حال تو را امتحان میکند و این فرزندی که باقی مانده روزگاری به پیامبری مبعوث میشود و جانشین تو خواهد شد و خداوند به او علمی عطا میکند که تا کنون به هیچ انسان و پیغمبری عطا نکرده و قدرت بالایی بدست می آورد و با تمامی مخلوقات صحبت میکند و زبان آنها را یاد میگیرد  پس حالا به ادامه عبادت مشغول شو.

خداوند متعال باد را مسخر سلیمان کرد تا بساط او را هرکجا که خواست حمل کند؛شیاطین را تحت فرمان او قرار داد که خدمتگزار او باشند پرندگان را مطیع  او کرد که با بال و پر خود بر سلیمان سایه افکنند

و این امتیازات موجب شد که سلطنت او به صورتی بی نظیر در آید و تمامی قدرتها متمرکز او شوند.

 

از خصوصیات بساط سلیمان اطلاعات دقیق و قطعی در دست نیست و نمیتوان وصعت حکومت او را بیان کرد.شیاطین هم همانند غلامانی در خدمت سلیمان بودند و برای او ساختمانها استخرها و حوضهای بزرگ میساختند از گهر دریا برای او جواهرات می آوردند  و در کل همه مخلوقات تحت الفرمان سلیمان بودند.

 

وفات سلیمان

سالیان درازی،سلیمان در میان مردم به عدالت پرداخت مردم از روش عادلانه او در مهد آسایش و خوشی بودندو مردم در آن زمان از مزایای خوب زندگی برخوردار بودند تا آنکه آفتاب عمر سلیمان بر لب بام رسید.

روزی سلیمان در کاخ بلور خود تنها ایستاده بود و تکیه بر عصای خود داده و به تماشای مناظر و عمارتهای کشور پهناور خود مشغول بود که ناگهان جوانی ناشناس را در کاخ خود دید از آن جوان پرسید تو کیستی که بدون اجازه وارد قصر من شدی؟گفت من آن کسی هستم که برای ورود به خانه ها و کاخها از کسی اجازه نمیگیرم،من ملک الموت فرشته مرگم که برای قبض روح تو آمدم سلیمان از شنیدن نام او و مأموریت خطرناکش بر خود لرزید و گفت :ممکن است مهلتی بدهی تا به کارهام رسیدگی کنم گفت:نه و در همان حال بدون اینکه به او مهلت نشستن بده جانش را گرفت . جسد بی جان سلیمان مدتها به همان حالت ایستاده و تکیه بر عصا بود باقی ماند و سپاهیانش او را در قصر میدیدند و خیال میکردند که به بیرون نگاه میکند و هیچ موجودی از ترس سلیمان جرأت وارد شدن به قصر را نداشت تا آنکه خداوند به موریانه دستور داد تا عصای سلیمان را بخورد تا سلیمان به زمین بخورد و در آن موقع همه متوجع  فت او شدند.

 

حکایت

در عهد حضرت سلیمان اسبها بر هوا می پریدند و در مزارع و کشتزارها فرود می آمدند و میچرخیدن و به چشمه ساران آب می خوردند در آن عهد بود که جمعی از اهالی خراسان شکایت به آن حضرت آوردند و از خرابی احوال کشت زارها داستانها بیان کردند

حضرت سلیمان ناراحت شد و دیوان فرمود تا اسبها را بگیرند و نزد او بیاورند دیوا در گرفتن اسبها سعی کردند اما هیچ فایده ای نداشت و اسبها به سبب زور و قوت پرواز میکردند و در بند دیوها نمی افتادند

ناگزیر دیوها به فکر حیله ای افتادند و بعضی از چشمه ها که اسبها از آن اب میخورند آب آن را خالی و از شراب پر کردند وقتی اسبها از چشمه ساران آب خوردند مست شدند و طاقت پرواز نداشتند

 

دیوها قریب هزار اسب آوردند و سلیمان اشاره به کشتن آنها کرد ناگهان فرمان خدا نازل شد که ای سلیمان دست از گشتن این جانوران بردار که نسل این حیوان فواید بسیاربر ادم  دارد .

حضرت سلیمان دعایی کرد به درگاه خداوند و در خواست کرد بریده شود تا توان پرواز در آنها نماید.

دعای اسبان حضرت سلیمان نیز به قدرت اجابت شد و به حکن الهی پرهای اسبان فرو ریخت و اکنون از نسل همان ۱۰۰اسب باقی مانده میباشد.

 

قصری از بلور                                                                                                                                            

   اجنه شاهکارهایی در معماری داشتند که تا به حال انسان ها مانند ان رانساخته اند.                           

یکی از شاهکارهای آنها ساختن قصری از بلور برای حضرت سلیمان پیغمبر بود.                           

از جمله ساختمان هایی که اجنه برای حضرت سلیمان ساختندبناهایی مثل بیت المقدس وهیکل وتدمروسایر آثاری که هنوز هم نمونه های بسیاراز آنها در سرزمین فلسطین وشامات موجود است .

 

 

حضرت سلیمان علیه السلام

حضرت سلیمان یکی از پیامبران عظیم الشان بنی اسرائیل است که از نظر مقامات مادی و معنوی، در تاریخ پیامبران بی نظیر میباشد. نام وی در قرآن کریم ۱۶ مرتبه در سوره های بقره، نسا، انعام، انبیا، نمل، سبا و ص آمده است. او از مقربان درگاه الهی و بسیار شکرگزار خدا بود. مردی عالم و دانشمند که علم حکمت و قضاوت را به خوبی میدانست. او وارث همه مقامات حضرت داود علیه السلام، پدر خود است.

سلیمان از نوجوانی کاردان و لایق و نبوغ در او مشهود بود، بطوریکه میتوانست به درستی قضاوت و داوری کند و چون این شایستگی و وارستگی برای همه و مخصوصا پدرش، محرز و آشکار بود، لذا داود علیه السلام در آخر عمر خود، او را که سیزده سال بیشتر نداشت، به فرمان خداوند، به خلافت و جانشینی خود معین کرد. از این رو، حضرت سلیمان، مانند پدرش، هم به مقام نبوت و هم به مقام سلطنت و پادشاهی رسید. او پس از رسیدن به چنین مقامی، از خداوند خواست که حشمت و جاه و جلالی به او بدهد که تا آن زمان به کسی نداده باشد. خداوند هم دعای او را مستجاب کرد و نعمات و موهبات زیادی به او داد. باد را مسخر او کرده بود که به فرمانش، حرکت میکرد. گاهی به صورت توفنده و شدید و گاهی به صورت آرام و ملایم. جن و گروهی از شیاطین جزو کارگران او و تحت اختیارش بودند. علم منطق الطیر داشت که زبان همه حیوانات را می فهمید و مرغان همه زیر فرمان او بودند. در همین زمینه، می توان به ماجرای گفتگوی هدهد با وی و ماجرای دیدار حضرت سلیمان علیه السلام با بلقیس اشاره کرد.

متاسفانه در احوالات این پیامبر بزرگوار و تاریخ زندگیش، افسانه ها و خرافاتی گفته شده و نسبت های ناروا هم به او داده اند. ولی همه اینها اسرائیلیات و دروغ محض است. همچنانکه در مورد پدرش،حضرت داود هم چنین بود. این پیامبر خدا در دوران زندگیش، شهر بیت المقدس را با کمک جنیان و شیاطین بنا کرد و برای آن دوازده قلعه ساخت و بعد از اتمام آن شهر، ساختمان مسجد الاقصی را با سنگهای سفید و زرد و سبز بنا نمود و ستونهای آنرا از مرمر بلورین و با انواع جواهرات، مزین کرد. به غیر از این بناها، معابد و حوض های سنگی و ساختمان های مهم دیگری هم ساخت. قصر سلطنتی او که از چوبهای گرانبها و مزین به طلا و مرصع و جواهر، فراهم شده بود بسیار زیبا و باشکوه بود. هم اکنون آثار بعضی از این بناها، مانند «معبد هیکل سلیمان» در فلسطین هنوز هم هست و گردشگران و توریست ها برای دیدن آن آثار شگفت انگیز به آنجا میروند.
داستان فوت حضرت سلیمان، شنیدنی است. او در یکی از روزهای پرشکوه فرمانروائی و پیامبری، دستور داد تا هیچکس مزاحم او نشود و او ساعتی را از بالای قصر، به تماشا بنشیند، به عصای خود تکیه زد و با خوشحالی به اطراف قصر نگاه میکرد و از آنچه که خداوند به او داده بود، مسرور بود که ناگهان در کنار خود جوان خوشروئی دید که به او لبخند میزند. سلیمان گفت: تو با اجازه چه کسی به اینجا آمده ای و کیستی؟ جوان گفت: من با اجازه صاحب اصلی قصر به اینجا آمده ام. پیامبر خدا فهمید که، او عزرائیل است که از طرف خدا برای قبض روح او آمده است. از این رو به او گفت: ماموریت خود را انجام بده که این روز خوشی و سرور من بود و خدا نخواست که من جز به وسیله دیدار و لقائش، خوشی و سروری داشته باشم. سلیمان از دنیا رفت، اما همچنان تکیه زده بر عصا، کسی اجازه نداشت تا به ایوان برود و بداند که او مرده است تا به امر خدا موریانه ها عصای او را جویدند و سلیمان با آن حشمت بی مثال بر ایوان قصر افتاد. اکثر مورخین، مدت عمر او را، پنجاه و چند سال ذکر کرده اند.

سالروز ولادت حضرت سلیمان (ع)

حضرت سلیمان (ع) فرزند و جانشین حضرت داود (ع) و از انبیای بزرگ الهی در میان قوم بنی‌اسرائیل بود. وی همانند پدرش علاوه بر مقام نبوت، حکومت و سلطنت نیز داشت.

 

مورخان نوشته‌اند حضرت‌ داوود (ع‌) با کشتن‌ جالوت طاغوت‌ زمان‌ خویش حکومت‌ را به‌ دست‌ گرفت‌ و حضرت‌ سلیمان ‌(ع‌) را برای‌ نبوت‌ و خلافت‌ بعد از خودش‌ به‌ مردم‌ معرفی‌ کرد ولی‌ آن‌ها به‌ بهانه‌ جوان‌ بودن‌ حضرت‌ سلیمان ‌(ع‌) اطاعت‌ نکردند. حضرت‌ سلیمان ‌(ع‌) مخفیانه‌ به‌ تبلیغ‌ دین‌ پرداخت‌ و پس‌ از مدتی‌ با امداد غیبی‌ به‌ چنان‌ قدرت‌ عظیمی ‌رسید که‌ همه‌ موجودات‌ در خدمت‌ ایشان‌ قرار گرفتند. ایشان‌ با این‌ قدرت‌ الهی‌ حکومت‌ را در دست‌ گرفت‌ و این‌ سندی‌ شد تا مردم‌ بدانند که‌ خداوند می‌تواند اولیا و پیامبران‌ خود را با قدرت‌ خودش‌ به‌ حکومت‌ برساند ولی‌ آن‌ را به‌ اختیار و انتخاب‌ مردم‌ وا گذارده‌ است‌ تا آن‌ها را در دنیا آزمایش‌ کند.

حضرت سلیمان (ع) در سیزده سالگی به جانشینی پدر انتخاب شد. این انتخاب بر عالمان و عابدان بنی‌اسرائیل سنگین آمد و آن‌ها زبان به انتقاد گشودند ولی مدتی بعد برخلاف انتظار وی را پیامبری رئوف، سلطانی عادل و حکمرانی فرزانه یافتند و از رفتار خود پشیمان شدند.

بخش‌هایی از زندگانی این پیامبر بزرگ الهی در قرآن کریم و اخبار و روایات اسلامی بازگو شده است. در قرآن کریم، ۱۷ بار از سلیمان نام برده شده و آمده است که سلیمان پیامبر علم و حکمت بود که جن و انس و پرندگان و حیوانات و باد و حتی شیاطین مسخر و تحت فرمان او بودند.

 

خداوند به او منطق‌الطیر و زبان فهم حیوانات را ارزانی فرمود و او با هدهد و مورچه سخن می‌گفت. داستان هدهد و سلیمان و سلیمان و مور در قرآن ذکر شده است. همچنین از قضاوت خردمندانه او درباره از بین رفتن علف‌های تاکستان مردی از بنی‌اسرائیل به وسیله گوسفندان مردی دیگر سخن به میان آمده است.

 

می‌گویند وی انگشتری داشت که اسم اعظم بر آن نقش بسته بود و بسیاری از کارها را با آن سامان می‌بخشید. در تاریخ و ادبیات از انگشتر سلیمان سخن‌های زیادی گفته شده است.‌‌ از دیگر حوادث زندگی این پیامبر بزرگ ماجرای او با ملکه سبا و نیز بنای ساختمان بیت المقدس است.

در قرآن کریم، ۱۷ بار از نام حضرت سلیمان(ع) برده شده و آمده است که سلیمان پیامبر علم و حکمت بود که جن و انس و پرندگان و حیوانات و باد و حتی شیاطین مسخر و تحت فرمان او بودند.

 

حضرت سلیمان سرانجام در ۵۵ سالگی در حالی که بر عصای خود تکیه داده بود و از درون قصر به رژه لشگریان خود می‌نگریست جان به جان آفرین تسلیم کرد و مدتی این‌چنین پا بر جا بود تا این‌که موریانه‌ای عصای وی را جوید و پیکر بی‌جان سلیمان نقش بر زمین شد. او را در بیت المقدس در کنار قبر پدرش داوود نبی به خاک سپردند.

 

سلیمان‌ سازنده‌ «بیت‌ المقدس‌» و «هیکل ـ معبد بیت‌ المقدس» بوده‌ است‌. او بعد از اتمام‌ ساختن‌ بیت‌ المقدس ‌با گروهى‌ به‌ مکه‌ رفت‌ و حج‌ خانه‌ خدا را انجام ‌داد. در روایت‌ است‌ که‌ سلیمان‌ با آن‌ پادشاهى‌ عظیمى‌ که‌ داشت‌ در کمال‌ زهد و بى‌اعتنائى‌ به‌ دنیا بود و خوراکش‌ نان‌ جو سبوس‌‌دار بود و لباسى‌ از مو مى‌پوشید و شب‌ها را به‌ عبادت‌ مى‌‌گذراند و روزها را روزه‌ داشت‌.

 

پس از آن‏که حضرت داوود به پیامبرى برگزیده شد مأموریت یافت بنى‏اسرائیل را به راه راست هدایت کند. آن پیامبر خدا توانست تبهکارى و شرارت‏هاى بنى‏اسرائیل را تا حد زیادى مهار کرده و با فتح بیت‏المقدس و سایر مناطق فلسطین تمدن جدیدى را بنیان‏گذارى کند. یکى از کارهایى که حضرت داوود (ع) در جریان بنیان‏گذارى تمدن الهى انجام داد ایجاد پرستشگاه و مکان مقدس مسجد در محل فعلى مسجدالاقصى است. به همین دلیل از این پیامبر خدا نیز به عنوان یکى از بانیان شهر بیت‏المقدس نام برده شده است.

 

درباره تعمیر شهر بیت‏المقدس و ایجاد مسجد پرستشگاه توسط حضرت داوود حکایت زیر هم نقل شده است: پس از آن‏که حضرت داوود(ع) بیت‏المقدس را فتح کرد درباره تجدید بناى شهر و ایجاد مسجد از طرف خداوند وحى شد که به مکانى از شهر بیت‏المقدس که فرشته‏اى با شمشیر برهنه ایستاده است نگاه کند و مسجد را در آن‌جا بسازد.

 

هنگامى که حضرت داوود (ع) نگاه کرد یکى از فرشتگان خدا را بالاى سنگ مشاهده نمود. با مشاهده فرشته حضرت داوود (ع) بدون درنگ به تجدید بناى شهر و بناى مسجد مشغول شد. گرچه حضرت داوود(ع) تعمیر شهر بیت‏المقدس قدس و پرستشگاه بزرگ مسجدالاقصى آن‌جا را آغاز کرد ولى فرصت نیافت کار بزرگ خود را به ثمر برساند. هنگامى که آن حضرت متوجه شد مرگ به او نزدیک شده است به فرزندش سلیمان چنین گفت: اى سلیمان! خداوند به من فرمان داده بود که مسجد و خانه‏اى برایش در این شهر (بیت‏المقدس) بنا کنم. با این که مقدمات کار را آغاز کرده‏ام ولى گویا تقدیر خداوند این است که من از این جهان بروم و ادامه‏ کار را به تو بسپارم. اکنون به تو که بعد از من پیامبر و جانشین من خواهى شد، سفارش مى‏کنم که در ساختن این مسجد شکوهمند لحظه‏اى درنگ نکنى.

 

پس از وفات حضرت داوود پرستش‌گاهى که بعدها مسجدالاقصى نام گرفت با شکوه فراوانى توسط حضرت سلیمان ساخته شد. شهر قدس نیز مقر سلطنت این پیامبر الهى شد. بنابر این حدود هشتاد سال حضرت داوود (ع) و حضرت سلیمان (ع) در این شهر حکومت تشکیل دادند.

 

خداوند به حضرت سلیمان (ع) نعمت‌های فراوان داد. در قرآن می‌فرماید: «باد را به تسخیر سلیمان قرار دادیم» بعضی از دیوها و اجنه را نیز در اختیار او قرار داد تا از آن‌ها در کارهای دشوار استفاده کند. غیر از این موارد به سلیمان زبان پرندگان آموخت تا بتواند از نواها و ناله‌های آن‌ها مطلع شود و ضمیر آن‌ها را بخواند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 20 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد