دانلود مقاله ظهور حضرت مهدی (عج) و آثار ظهور آن حضرت

word قابل ویرایش
47 صفحه
11700 تومان
117,000 ریال – خرید و دانلود

فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه ۱
ولادت امام زمان (عج) ۲
برخی از ویژگیهای ظاهری امام زمان (عج) ۴
غیبت امام زمان (عج) ۶
وظایف و تکالیف شیعیان در دوران غیبت امام زمان (عج) ۱۱
انتظار ۱۴
انتظار سازنده ۱۵
انتظار ویرانگر ۱۶
علائم و مقدمات ظهور امام زمان (عج) ۱۷
جهان پس از ظهور امام زمان (عج) ۲۱
اثبات مهدویت امام زمان (عج) ۲۳
مهدویت در اندیشه های خاورشناسان و … ۲۵
اثبات مهدویت در قران ۲۹
حضرت مهدی در بیان عترت ۳۲
حضرت در احادیث اهل سنت ۳۴
منتخب تعدادی از سئوال در مورد امام زمان ( عج) ۳۶
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسکنهارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلا.

مقدمه :
یا صاحب زمان ادرکنا
سخن از ((مهدی ))(عج), سخن از ((هدایت )) است .
سخن از ((غیبت )) ,حدیث ((جستجو)) است .
سخن از ((انتظار)), روایت ((حرکت و پویایی)) است .
سخن از ظهور بحث از اشتیاق رهایی است .
شوق رهایی ,حرکت می افریند , و نتیجه جستجو ,حصول هدایت است .
شیعه بودن با جمود و شکون سازگار نیست.شیعه یعنی پیرو و لازمه پیروی جهت گیری رفتار و روش و شکل گیری سلوک و عمل است .
شیعه مهدی (عج) بودن , با گمراهی و بی تفاوتی در برابر انحرافات نمی سازد .
و انتظار ظهور داشتن , با ماندن در تاریکی ها و تسلیم در برابر وضع موجود قابل جمع نیست .

ولات امام زمان (عج)
بنا به دریافتهای مردم وآمادگیهای افکار از عصرهای پیشین , نسبت به قیام و و انقلاب آن حضرت دوران بارداری امام همچون حضرت موسی مخفی و پنهان از نظرها بود به نحوی که ((حکیمه)) عمه آن حضرت می گوید : ((امام حسن عسگری علیه السلام , به من فرمود :شب را پیش ما بمان , امشب جانشین من متولد می شود,عرض کردم از که متولد می شود ؟ من در نرگس نشان حملی نمی بینم ؟ فرمود : مثل او مانند مادر موسی (یوکابد) است . تا هنگام ولادت از حمل او اثری نیست” من با نرگس خوابیدم و طلوع صبح نزدیک شد و نرگس در حالی که می لرزید به سوی من آمد ,بنه سینه چسباندم و بر او , سوره اخلاص (قل هو الله) و قدر (انا انزلناه…) و آیه الکرسی خواندم , پس طفل در شکم مادر ب من جواب داد و با من هم صدا شد, دیدم خانه روشن گشت , چون نگاه کردم دیدم رو به قبله افتاده است . من طفل را به نزد ابومحمد بردم روی زانویش قرار داد و به او فرمود : فرزندم با اذن خدا سخن بگو ! طفل لب گشود و بعد از استعاذه و آغاز کلام به نام خدا فرمود : ((و نرید ان نمن …))

آنگاه سلام و صلوات بر پیامبر و ائمه هدی فرستاد و یکایکی ایشان را نام برد . سپس امام به من فرمود : او را به مادرش برگردان که چشمش روشن شود ,و بداند وعده خدا حق است )). آن حضرت تمیز و ختنه شده متولد شد و بر ذراع فرخنده را همچنان که از دیرباز کوشزد شده بود : جاء الحق و .. .تقویم زمان این روز فرخنده نیمه شعبان المعظم نشان می دهد . بدور از چشمان همه خفاشان شب رست روزگار با سپیده صبح نغمه حیات را متنزنم می شود .

این مولود را جز چشم ستارگان و دیده فرشتگان و مادر و عمه اش حکیمه , چشمهای دیگری نظاره گر نشد چه بسا همه چشمها در خواب بودند و ندیدند. و این راز عظیم الهی بعد از تولد نیز مکتوم می ماند و امام عسگری علیه السلام به تعداد معدودی از دوستان و شیعیان خبر می دهد و بعد از انتشار خبر ولادت آن حضرت دشمنان حصول اطلاع نموده و دوستان و شیعیان خاص کتمان می کنند و در پناه پدر پنهان از چشمهای زندگی را سپری می کند و در سن پنچ سالگی سایه پر مهر پدر افول نموده و غبار یتیمی بر سیمای ملکوتی اش می نشیند و این کودک حجت بالغه الهی می شود همچنان که به یحیی پیامبر در کودکی حکمت داده شد و عیسی مسیح در گهواره به پیامبری برگزیده شد .

و خدا به آنجناب حکمت و فضل الخطاب (علم به تمام واژگان و زبانها) عنایت فرمود و او را آیت و نشانه عالمیان قرار می دهد . و تا پایان غیبت صغری و قطع سفارش و فوت نواب اربعه ان حضرت (عثمان بن سعید المعری ,محمد بن عثمان سعید العمری, ابوالقاسم حسین بین روی ,و ابوالحسن علی بن محمد السمری) به فاصله هفتاد سال از زمان . زعامت مسلمین را به عهده گرفته وحجت خدا بر بندگانش محسوب می شد. و به خاطر جو اختناق و خفقان حاکم برجامعه جاممعه شیعیان بر سبیل رمز ((الغریم))می گفتند و آن حضرت را مقصود داشتند و به نامهای : حجت ,قائم, مهدی, خلف صالح و صاحب الزمان نامیده می شد . پس از این مدت مدید و حصول شرایط لازم برای غیبت طولانی , عدم احساس خلاءفکری و عقیدتی در بین شیعه و رشد عقلانی و … نیابت انتصابی را به اجتهاد و فقاهت تحول می بخشد و از آن پس روی نهان ساخته و چهره در افقهای ملکوتی در هم می کشد و با نور الهی و فروغ بی پایان خویش به گرمادهی روشنی و هدایت خویش به امر خدا می پردازد تاحجت الهی بر مردم در همه عصرها و دورانها تمام گردد و روز موعود فرار رسد . و با قیام پرشورش وعده محتوم حق را محقق سازد . ((ان شاء الله الرحمن))۱٫

برخی از ویژگیهای ظاهری امام زمان (عج)
۱- شبیه پیامبر (ص)
حضرت مهدی (عج) سیمایی چون سیمای پیامبر(ص) دارد در رفتار و گفتار و سیرت نیز شبیه و همانند اوست .
امیر المومنین (ع) روزی به امام حسین نظر افکنده به اصحاب خود فرمودند :
((در آینده خداوند از نسل او مردی را پدید می اورد که همانام پیامبر شماست و در ویژگیهای ظاهری و سجایای اخلاقی به او شباهت دارد .))
۲- زیبا و خوش صورت :
زیبایی اگر به اعتدال و تناسب اعضای چهره یا به گیرایی نگاه و نورانیت صورت و جذابیت آن باشد همگی در وجود نازنین یادگار پیامبر (ص) به ودیعت نهاده شده است .
۳- گشاده پیشانی :
پیشانی بلند و گشاده اش بر هیبت و وقار چهره زیبایش می افزاید و چنان نوری بر چهره و جبین او پیداست که سیاهی موهای سر و محاسن شریفش را تحت الشعاع قرار می دهد .
۴- میانه قامت :
قامتی نه دراز و بی اندازه و نه کوتاه برزمین چسبیده دارد بلکه اندامش معتدل و میانه است .
۵- دارای دو خال مخصوص :
خالی بر چهره دارد که بر گونه راستش همچون دانه مشکی میان سفیدی بر صورتش می درخشد و خالی دیگر بین دو کتفش متمایل به جانب چپ بدن دارد .
درباره شمایل ظاهری امام زمان (عج) پاره ای صفات دیگر از مجموعه روایات وارده در این باب می توان بدست اورد :

• آن حضرت رنگی سپید که آمیختگی مختصری با رنگ سرخ دارد .
• از بیداری شب ها چهره اش به زردی می گراید .
• چشمانش سیاه و ابروانش به هم پیوسته است و در وسط بینی او بر آمدگی کمی پیداست .
• میان دندانهایش گشاده و گوشت صورتش کم است .
• میان دو کتفش عریض است و شکم و ساق او به امیر المومنین (ع) شباهت دارد .
• در وصف او وارد شده : ((المهدی طاووس اهل الجنته . وجهه کالقمر ادری علیه جلابیت النور )) .
((حضرت مهدی علیه السلام طاووس اهل بهشت است , چهره اش مانند ماه درخشنده است و گویا جامه هایی از نور بر تن دارد )).
((اللهم ارنی الطلعه الرشیده و الغره الحمیده و اکحل ناظری بنظره منی الیه )) .
((بار خدایا ! آن جمال با رشادت و پیشانی نورانی ستایش شده را به من بنمایان و چشمم را به نگاهی به او سرمه کن )).

غیبت امام زمان (عج)
غیبت امام زمان (عج)از وقتی که پیشوای یازدهم شیعیان حضرت عسکری (ع) در سال ۲۶۰ هجری قمری در گذشت و مقام امامت و رهبری امت به فرمان خداوند بزرگ به فرزند ارجمند وی حضرت مهدی موعود (عج) منتقل شد دشمنان امام برای قتل حضرت کمر همت بستند و لذا به فرمان الهی بعد از تدارک مراسم به خاک سپاری پدردر سرداب منزل غایب گردید .

غیبت امام زمان (عج) به دو مرحله تقسیم گردید : مرحله کوتاه ,که بدان غیبت صغری گفته اند و مرحله دراز مدت ,که بدان غیبت کبری گفته می شود . ((غیبت صغری)) از سال ۲۶۰ که سال وفات امام عسکری (ع) است , آغاز گردید و در سال ۳۲۹ که سال وفات آخرین نماینده اوست پایان یافت .

این غیبت از دو جهت محدود بود : ۱- جهت زمانی ۲- جهت شعاعی .
از نظر زمانی بیش از ۷۰ سال (۶۹ سال و شش ماه و پانزده روز) به طول نینجامید و از این رو ((عیبت صغری )) نامیده شد . و از نظر شعاعی نیز این غیبت , غیبتی همه جانبه نبود و شعاع و دامنه آن محدود بود یعنی در طول مدت ۰ ۷ساله این غیبت اگر چه امام زمان از نظرها پنهان بود لیکن این غیبت وپنهانی , نسبت به همه کس نبود بلکه کسانی بودند که به صورتی با امام در تماس بودند . و اینان نایبان خاص امام بودندو کارهای مردم را می گذارنیدند نامه ها و سئوالات مردم را به نزد مامام می بردند – یا می فرستادند – و پاسخ امام را به مردم می رساندند . و گاهی گروهی از مردم به وسیله آن نایبان خاص به دیدار امام دوازدهم (عج)راه میافتند .

البته برخی از مورخین آغاز غیبت صغری را از هنگام ولادت امام مهدی (عج)به شمار آورده اند یعنی از سال ۲۵۵ آغاز و درسال ۳۲۹ ختم شده که با این حساب دوره غیبت صغری ۷۵ سال خواهد شد . از این رو امام زمان (ع) بنا بر قول مشهور هنگام غیبت کبری یک انسان کامل ۷۵ ساله بودند . ولی پس از در گذشت آخرین سفیر خصوصی آنحضرت این راه نیز به روی مردم بسته شد و فقهای اسلام به عنوان مرجع رسمی و نایبان عام حضرت در امور دینی و دنیوی معرفی شدند و به خاطر بسته شدن همه تماسهای خصوصی و طولانی بودن زمان غیبت نام آن را غیبت کبری نهاند .

امام صادق (ع) در این رابطه فرموده است : ((حضرت قائم (عج) دو غیبت دارد : یکی طولانی (کبری ) و دیگری کوتاه (صغری) .))
در واقع ((غیبت صغری)) مقدمه ((غیبت کبری)) و زمینه سازی برای آن بود . و اگر یک مرتبه غیبت کبری واقع می شد باعث تعجب و حتی انکار عده ای واقع شده و موجب انحراف افکار مردم می گردید و قبول قطع رابطه مستقیم با امام (عج) چنانچه در غیبت کبری واقع شده برای اکثر مرم دشوار بود .
اما حضرت در مدت ۷۰ سال غیبت کوتاه به وسیله نیبان خاص خود با مردم ارتباط برقرار می کرد و حتی به بعضی از افراد اذن زیارت می فرمود تا به تدریج ایشان را با غیبت طولانی خود آشنا و مانوس گرداند .

همچنین از روایات چنین استفاده می شود که علت و فلسفه واقعی غیبت آن امام بر بشر پوشیده است و جز خدا و پیشوایان معصوم علیهم السلام کسی نیست به آن اطلاع کافی و کامل ندارد . چنانچه عبدالله بن فضل هاشمی روایت کرده که از حضرت صادق شنیدم می فرمود : صاحب الامر غیبتی دارد که ناچار از آن است به طوری که اهل باطل در آن تردید می کنند .

عرض کردم : یابن رسول الله ! چرا غیبت می کند ؟ فرمود : به علتی که به ما اجازه نداده اند آشکار سازیم . عرض کردم : چه حکمتی در غیبت اوست ؟ فرمود : همان حکمتی که در غیبت سفیران و حجتهای پیش از او بوده است حکمت غیبت قائم ظاهر نمی شود مگر بعد از آمدن خود او چنان که حکت سوراخ کردن کشتی توسط خضر و کشتن آن بچه و تعمیر دیوار برای حضرت موسی (ع) ظاهر نگشت مگر موقعی که خواستند از هم جدا شود .
این روایت و روایات دیگر مثل این اشاره دارد که علت واقعی غیبت حضرت را نمی توان گفت و هر سبب و علتی که بیان می گردد هر چند می تواند علت باشد امام علت حقیقی نیست .

اما بعضی از علل غیبت حضرتش را که می توان با اسناد به روایات ذکر نمود بدین ترتیب می باشند :
۱- امتحان و آزمایش : غیبت آن حضرت سبب می شود تا نفاق پنهان عده ای آشکار شود و ایمان حقیقی محبان وشیعیان واقعی امام (ع)در کوره ولایت امام غایب از ناخالصی ها و دورویی ها و سست مایه ها جدا وآکنده شود و در یک کلام مومن از منافق معلوم گردد .
جعفر جعفی گوید : به امام باقر (ع)عرض کردم : فرجشان کی خواهد رسید ؟ فرمود (( هیهات ,هیهات ! فرج نخواهد رسید تا شما غربال شوید ( و سه بار تکرار کرد) و افراد آلوده بروند و افراد پاک و مخلص باقی بمانند )) .

و نیز موسی بن جعفر (ع) فرمود (( هنگامی که پنجمین فرزند امام هفتم غایب شد مواظب دین خویش باشید تا مبادا کسی شما را از دین خارج کند ای پسرک من ‍! برای صاحب الامر به ناچار غیبتی خواهد بود به طوری که عده ای از مومنین از عقیده خود برمی گردند همانا خدا به وسیله غیبت بندگانش را امتحان می نماید .))
۲- بیعت نکردن با ستمکاران : در روایات متعددی یکی از علل غیبت امام (ع) عدم بیعت با کسی بیان شده است . حسن بن فضال می گوید : علی بن موسی الرضا(ع)فرمود : گویا شیعیانم را می بینم که هنگام مرگ سومین فرزندم (امام عسکری) در جستجوی امام خود همه جا را می گردند اما او را نمی یابند . عرض کردم که به چه دلیل؟ فرمود : زیرا امامشان غایب می شود عرض کردم : چرا غایب می شود ؟ فرمود : برای اینکه وقتی با شمشیر قیام نمود بیعت کسی در گردنش نباشد .

۳-ترس از گزند دشمنان : گفته شد که با تولد مهدی موعود (عج) همه ستگران و ظالمان به وحشت افتادند و از انجا که مرگ و انقراض حکومت ظالمانه و اعمال غیر انسانی خود را در دست پرتوان امام (عج) می دانستند و می دانند لذا جان امام مهدی (عج) تهدید می شود لذا در روایات یکی دیگر از علل غیبت حفظ جان جضرتش از تعرض و گزند دشمنان ذکر شده است . چنانچه زراره بن اعین از امام صادق (ع) روایت کند که فرمود : ای زاره ! قائم ما ناچار از این است که غیبت کند.عرض کردم : برای چه ؟فرمود : از جان خود بیم و ترس دارد . پس حضرت با دست به شکم خود اشاره کرد .

البته بدیهی است که این تماس با عدم اراده خداوند به ظهور آن حضرت توام است و گرنه او نیزمانند پدران بزرگوارش از کشته شدن در راه خدا ترسی ندارند .
شیخ طوسی (ره) می نویسد: هیچ علتی مانع از ظهور آن حضرت نیست جز اینکه می ترسد کشته شود . زیرا اگر جز این بود جایز نبود که پنهان شود بلکه ظاهر می گشت و هر گونه ناراحتی و آزاری را متحمل می شد . زیرا مقام رفیع امامان و همچنین انبیای عظام و بزرگواری آنها به واسطه ناملایماتی بود که دراین راه دین خدا متحمل می شدند .

وظایف و تکالیف شیعیان در دوران غیبت امام زمان (عج)
با توجه به احادیث خاندان وحی در عصر غیبت وظایف و تکالیفی برای شیعه مشخص و معین نموده اند که بخشی از آنها بدین ترتیب است .
۱- معرفت و شناخت آن حضرت : یکی از وظایف شیعه نسبت به امام زمان (عج) به دست آوردن شناخت صفات و آداب و ویژگیهای آن جناب وعلائم حتمی ظهور او می باشد . زیرا آن حضرت امام واجب الاطاعه, وبر هر کس که اطاعتش واجب است باید صفاتش را بشناسد تا با شخص دیگری که مقام او را به دروغ و ستم ادعا می کند اشتباه نگردد .بنابراین شناخت و دانستن صفات مولایمان حضرت حجت (عج) واجب است .

۲- انتظار فرج و ظهور آن حضرت
۳- محزون بودن از فراق آن حضرت : این امر یکی از نشانه های دوستی و اشتیاق به امام است . امام رضا (ع) می فرماید : چه بسا زنان جگر سوخته مومنه و چه بسیار مردان مومن جگر سوخته خواهند بود آنگه که (ماء معین) امام زمان مفقود و غایب گردد .
۴- دعا کردن برای آن حضرت
۵- صدقه دادن به نیابت از آن حضرت : این امر نشانه مودت و دوستی آن جناب ولایت اوست .
۶- حج رفتن به نیابت آن حضرت : این کار بین شیعیان در روزگار قدیم متداول بوده است . حاجیان معمولاً در مراسم عبادی – سیاسی حج بعد از انکه اعمال واجب خود را انجام دادند سعی می کنند اعمال حج را به نیابت از طرف محبوبترین افراد خود نیز انجام دهند . حضرت مهدی (ع) که محبوبترین افراد نزد شیعیان است هر کس شایسته تر است که به نیابت از آن حضرت حج به جای آورده شود .و به طور مسلم این عمل باعث می شود که حج خود او نیز بیشتر مورد قبول حق تعالی قرار گیرد . ولی باید توجه داشت که پول حجی که نیابتاً از امام زمان (عج) انجام می گیرد حتماً پاک و بدون شبها باشد .

۷- قیام هنگام شنیدن نام آن حضرت : شایسته است یک شیعه واقعی هر گاه نام مبارک آن حضرت خصوصاً ((قائم)) برده می شود برخیزد و به احترام آن امام تمام قد بایستد چنانچه سیره بعضی از امامان معصوم – علیهم السلام – ما چنین بوده است .
۸- دعا برای حفظ ایمان :چون عصر غیبت خطرات بسیار و اموراج خطرناکی خانه دل انسان را تهدید می کند لازم است که ضمن تلاش جدی برای تخلق به اخلاق الهی دست به دعا بلند کرد و از خداوند استمداد نمود .
۹- سعی در اصلاح جامعه و امر به معروف و نهی از منکر : از جمله وظایف مهم شیعیان و شیفتگان جضرت حجت (عج) اصلاح جامعه خود است . البته بدیهی است که کسی می تواند در رابطه این امر موفق باشد که خودسازی را مقدم بردیگر سازی بداند و به خود بیشتر بپردازد . سعی و تلاش در راه اصلاح دیگران و مبارزه با کجرویها و فسادها و اهتمام به امر به معروف و نهی از منکر به منظور اصلاح جامعه و تربیت انسانهای صالح و شایسته وظیفه عاشقان در عصر غیبت است .
۱۰- تزکیه و خودسازی ک پاکسازی درون از صفات پلید و زیور دادن آن به وسیله اخلاق پسندیده از جمله وظایف زمان غیبت حضرت ولی عصر (عج) از این جهت است که درک فضیلت صحبت او و قرار گرفتن دراعداد اصحاب آن جناب بستگی به آن دارد .

انتظار (حرکت در سایه صلاح و …)۲
بحث انتظار فرج یک بحث دینی , فلسفی,اجتماعی و اسلامی است ,پیام نوربخش قرانی و پیروز طی نهایی ایمان است . تبلور امید و قوت و غلبه حتمی صالحان و پرهیزکاران و قطع دست ستمگران برای همیشه برای همیشه از تاریخ است . نوید آینده درخشان و سعادت بشر در سایه حکومت عدل گستر بزرگ دادگر جهان است . ایمان به ظهور منجی ایمان به زیبایی و عشق به همه نیکیهاست بدون باور این ظهور پیروز و امید بخش ابعاد روح انسان محکوم به شکست است ,زیرا علاقه انسان به کمال نیکی ,عدالت,زیبایی, احسان , و فضیلت و … علقه و علاقه ای است , اصیل وجاودان و انتظارظهور بزرگ مصلح جهانی آخرین نقطه اوج و عروج این عواطف و احساسات پاک انسانیست . و این عشق واسطه تبین اصل مساله انتظار نخست به نوع سازنده , نیروبخش و اصلاحگر,سپس به نوع مخدر و ویرانگر آن نظری می افکنیم .
الف – انتظار سازنده :
انتظار گوشزد شده در تعالیم اسلامی با اعتقاد به ولایت ائمه در هم آمیخته و با دخالت در سرنوشت و اصلاح امور اجتماعی با جهاد و مبارزه و پادیاری توام است . از این دیدگاه انتظار نوعی آینده نگری و دور اندیشی است . و این مفهوم را می رساند که شخص منتظر از وضع موجود نگران و چشم به راه بهبود است . یعنی : عنصر ((نفی)) و ((اثبات)) را در درون خود می پروراند . وضع موجود و نابسامانی را ((نفی)) و ساماندهی اوضاع را در درون خود می پروراند وضع موجود و نابسامان را نفی و ساماندهی اوضاع را در آینده ((اثبات )) می کند . و حکایت از روح سازندگی و عامل تحرک و بیداری وکسب آمادگیهای روحی ومعنوی وجسمی و مادی است . چون همیشه انتظار مرداف با آمادگی کامل بوده است. مثلاً : انتظار سال تحصیلی سال جدید فصل کاشت و برداشت ازدواج تولد آمدن میهمان ومسافر و … همگی نشان از رغبت و شور وشوق و فراهم نمودن مقدمات و سبب آمادگی را به همراه دارد .

از این رو در بعضی از روایات ((انتظار)) به عنوان بالاترین عبادتها معرفی شده است همچنین در حدیثی از پیامبر می خوانیم : بهترین و بالاترین اعمال امت من انتظار ظهور است . و در روایت دیگر امام شخص منتظر را به منزله شمشیر زنی در راه خدا معرفی می کند و همانند کسی می داند که در غزوات همراه پیامبر بوده و به درجه شهادت و فوز عظیم نایل آمده باشد .انتظار عامل ریشه دار شدن و قریحه ذاتی در امید بخشیدن به اصلاح نهایی است . و موجب می شود در فساد محیط و آشوب روزگار منتظران محو نگردند و با میل و رغبت برای حفظ پاکی خود و اصلاح دیگران در تلاش مستمر باشند انتظار سازنده مایه ستیز با یاس و درخشش نور امید است گرچه دنیا تاریک و سیاهی شدت یابد .
هر چه فساد و تباهی فزونتر امید فرج بیشتر
وعده وصل چون شود نزدیک آتش عشق تیزتر گردد .
ب : انتظار ویرانگر
” انتظار واقعی ” و مد نظر اسلام این معنی را در اذهان زنده می کند که : هدف از انتظار , اصلاح , کسب آمادگی ,تشنگی محیط, شور و شوق است . هدف نهایی اصلاح است . نه افساد نه تسریع و دامن زدن به شرارت وجنایت و تباهی و بر خلاف این هدف متعالی و سازنده برخی معتقدند باید ظلم و زور را دامن زنیم و آتش فساد را مشتعل سازیم . و گروهی دیگر این اندیشه ناصواب و التفاطی را دامن زده می گویند :اگر شرایط ظهور این انقلاب عظیم ظلم و فساد است پس چرا با اصلاح به تاخیر افکنیم ؟ دامن آلودن به شرارت موجب تسریع خواهد بود ! دامن آلودن به شرارت موجب تسریع خواهد بود! و در این باورند که , اگر باطل یکه تاز عرصه جهان شد حقیقت رخت بر بست اهل حقیقی یافت نشد . فساد و فحشا اشاعه یافت تبعیض و بیدادگری حکمفرما شد ,آنگاه دست غیبت برای نجات بشر از آستین ابر مرد تاریخ مصلحان و عدالت خواهان بیرون آمد و سر انجام جهان را به خیر و صلاح سوق میدهد . ایشان هر نوع ظلم و فساد را مقدمه صلاح کلی هم فال و هم تماشا می پندارند .گناه هم لذت و کامجویی دارد و هم راه انتقلاب نهایی و مقدس را هموار می سازد . و این شعار پر طنین را در هر مکان و موقعیت صلا می دهد :

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد

علایم و مقدمات ظهور امام زمان (عج)
علائم ظهور به دو دسته تقسیم می شوند : علائم حتمی و علائم غیر حتمی .چنانه فضیل بن یسار از امام باقر (ع)روایت کرده که می فرماید : ((نشانه های ظهور دو دسته است : یکی نشانه های غیر حتمی و دیگر نشانه های حتمی ,خروج سفیانی از نشانه های حتمی است که راهی جز آن نیست)).
منظور از علائم حتمی آن است که به هیچ قید و شرطی مشروط نیست و قبل از ظهور باید واقع شود . ومقصود از علایم حتمی آن است که حوادثی به طور مطلق و حتم از نشانه های ظهور نیست بلکه مشروط به شرطی است که اگر آن شرط تحقق نمی یابد . و لذا مسلم است علائمی که در مورد حتمی بودن آنها شکی نداشته باشیم احتمال رخ دادن آنها نیز وجود دارد .

و اما علائم غیر حتمی بسیارند که به قسمتی از یک رویت از امام صادق (ع) اکتفا می کنیم در این روایت چنان روی علایم و مفاسد انگشت گذارده شده که گویی این پیشگویی مربوطه به ۱۳یا ۱۴ قرن پیش نیست بلکه مربوط به همین قرن است و امروز که بسیاری از آنها را با چشم خود می بینیم قبول می کنیم که براستی معجزه آساست .
۱- هر گاه دیدی که : جق بمیرد و طرفدارنش نابود شوند .
۲- و دیدی که : ظلم و ستم فراگیر شده است.
۳- و دیدی که : قران فرسوده و بدعت هایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن آمده است .
۴- و دیدی که : مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا کنند .
۵- و دیدی که : شخص بدکار دورغ گوید و کسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمی کند .
۶- و دیدکه : بچه ها به بزرگان احترام نمی گذارند .
۷- و دیدی که : قطع پیوند خویشاوندی شود .
۸- و دیدی که : نوجوانان پسر , همان کنند که زنان می کنند .
۹- و دیدی که : زنان با زنان ازدواج نمایند.
۱۰- و دیدی که : کافر به خاطر سختی مومن شاد است .
۱۱- و دیدی که : شراب را آشکار می آشامند و برای نوشیدن آن کنار هم می نشینند و از خداوند متعال نمی ترسند .
۱۲- و دیدی که : خانه کعبه تعطیل شده و به تعطیلی آن دستور داده می شود .
۱۳- و دیدی که : مرد به خاطر همبستری به همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد.
۱۴- و دیدی که : مسجد ها طلا کاری (زینت داده ) شود .
۱۵- و دیدی که : نماز را سبک شمارند .
۱۶- و دیدی که : قبرها را بشکافند و آنها را اذیت کنند .
۱۷- و دیدی که : با حیوانات آمیزش می شود .
۱۸- و دیدی که : آلات موسیقی و لهو در مدینه و مکه آشکار گردد .
۱۹- و دیدی که : مردم ومانند حیوانات در انظار یکدیگر عمل جنسی به جا می آورند و کسی از ترس مردم از آن جلوگیری نمی کند .
۲۰- و دیدی که زنها برمسند حکومت بنشینند و هیچ کاری جز خواسته آنها پیش نرود.
۲۱- و دیدی که : به وسیله شراب بیمار را مداوا و برای بهبودی آن را تجویز کنند.
۲۲- و دید که : برای اذان و نماز مزد می گیرند .
۲۳- و دیدی که : دقت (اول) نمازها را سبک بشمارند .
۲۴- و دیدی که : نشانه های برجسته حق ویران شده است در این وقت خود را حفظ کن و از خدا بخواه از خطرات گناه تجویز بدهد .
این بود قسمتی از روایت امام صادق (ع) که به ذکر گوشه ای از مفاسد جهان در آینه قیام و انقلاب بزرگ مهدی (عج) فراگیر خواهد شد . چنانچه این مفاسد در جوامع کنونی بخصوص جامعه غرب مشهود است .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 11700 تومان در 47 صفحه
117,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد