دانلود مقاله غدیر خم

word قابل ویرایش
23 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

عظمت غدیر

خطابه غدیربعنوان آئینه تمام نمای ولایت امیرالمومنین(ع ) بین تمام خطابه ها اسلام ویژگی هائی دارد که آن را به صورت منحصربه فرد در آورده است .این اهمیت بازمیگردد به متن خطبه و فضای خاصی که این سخنرانی در آن انجام شده است .
• مهمترین مقاصد پیامبر در خطبه غدیر را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد :
۱- نتیجه گیری از زحمات ۲۳ ساله رسالت با تعیین ادامه دهندگان این راه
۲- حفظ دائمی اسلام با جانشینانی که از عهده این امر مهم برآیند .

۳- اقدام رسمی برای تعیین خلیفه که از نظر قوانین ملل سندیت دارد.
۴- ترسیم خط مشی آینده مسلمین تا آخر دنیا .
۵- اتمام حجت بر تمام مخالفان اسلام اعم از مقصرین ومعاندین .
هیچ حکمی مثل ولایت در غدیر اعلام نشده است .
عظمت خاص غدیر را در جهات زیر می توان ترسیم کرد :
۱- شرایطی که برای ابلاغ این اصل اعتقادی اسلام بر پا شد که آن اجتماع بزرگ فقط در این ماجرا بوده است .
۲- مسئله امامت فقط بصورت یک خبر و پیام و خطابه اجرا نشد بلکه بعنوان حکم وفرمان اجرا گردید .
۳- شرایط جغرافیایی غدیر که قبل از تقاطع جاده ها در جحفه و پیش از تفرق قبایل بوده است .
۴- مقام مخاطب خطبه ، و نیزحالت خاص مخاطبین یعنی حاجیان آن هم پس از اتمام حج و هنگام بازگشت ، و نیز اعلام نزدیکی رحلت پیامبر(ص ) .

۵- خطاب خداوند که : ‍” ای ، پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف خداوند برتو نازل شده که اگر ابلاغ نکنی رسالت خود را نرسانده ای ” که در هیچ یک از فرامین الهی چنین مطلبی گفته نشده .
۶- بیم پیامبرازکارشکنی های منافقین و دستورقاطع الهی برلزوم ابلاغ این حکم .
۷- ضمانت الهی بر حفظ پیامبر از شر دشمنان در خصوص ابلاغ این وحی الهی .
۸- مفاهیم بلند و حساسی که در تبیین مقام ولایت در متن خطبه فرمودند .
۹- مراسم خاصی که قبل و بعد از خطبه واقع شد که بیعت و عمامه “سحاب ” و. تهنیت از نمونه های آن است .

۱۰- خطاب خداوند که : ” امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را برشما تمام نمودم ” که تا آن روز مشابه آن را هم نفرموده بود .
۱۱- توجه خاص ائمه به سخنان پیامبر در غدیر، وبخصوص کلام امیرالمومنین وحضرت زهرا که فرمودند : ” روزغدیرخم برای کسی عذری باقی نگذاشت ” .
۱۲- سند و شیوه نقل این حدیث از نظر حدیثی ، تاریخی ، کلامی و ادبی و همچنین فراگیری وراهیابی آن به قاوب مردم ، در میان روایات بی مانند است .

از مدینه تا غدیر :
آغاز سفر :
درسال دهم هجری پیامبر( ص ) برای اولین بار بطور رسمی اعلان عمومی حج دادند تا همه مردم در حد امکان حاضرشوند . آن حضرت این سفر را بعنوان ” حجه الوداع ” مطرح کردند .
هدف از این سفر دو حکم مهم از قوانین اسلام بود که هنوز برای مردم بطور رسمی تبیین نشده بود : یکی حج ، و دیگری مسئله خلافت و جانشینی بعد ازپیامبر( ص ) .

پس از دستور الهی منادیانی را به مدینه و اطراف آن فرستادند وتصمیم این سفر را به اطلاع همه رساندند تا هرکس که بخواهد خود را آماده این سفر کند .
باحرکت کاروان پیامبر در بین راه مدینه تا مکه افراد قبایل به جمعیت اضافه می شد . با رسیدن این خبر مهم به مناطق دورتر مردم اطراف مکه نیز بسوی مکه سرازیر شدند و در این اولین سفررسمی حضرت بعنوان حج شرگت داشته باشند .
اضافه بر آنکه حضرت اشاراتی فرموده بودند که امسال سال آخر عمر من است و این می توانست باعث شرکت همگانی مردم باشد .
از مدینه تا مکه :
کاروان بزرگ پیامبر روز شنبه بیست وپنجم ماه ذی قعده از مدینه حرکت کردند . اهل بیت معظم پیامبر که فاطمه زهرا وامام حسن وامام حسین نیزهمراه حضرت بودند .
با رسیدن به مسجد ” شجره ” احرام بستند و مسیر ده روزه تا مکه را آغاز کردند .

صبح روز یکشنبه را در منطقه ای توقف کردند و تا شب همانجا ماندند و پس ازنمازمغرب وعشاء حرکت کردند . صبح روزبعد به ” عرق الظیبه ” رسیدند و سپس در ” روحاء ” توقف مختصری کردند . از آنجا برای نمازعصربه ” منصرف ” رسیدند . هنگام نماز مغرب و عشاء پیاده شدند و روز چهار شنبه به ” سقیاء ” رسیدند . و روز پنجشنبه به ” ابواء ” رسیدند که قبر مادر حضرت آنجاست .
بعد از ده روز طی مسافت ، در روز سه شنبه پنجم ذی حجه اولین کاروان حج اسلام با جلال وعظمتی بی نظیروارد شهر مکه شدند .

درایامی که سفر حج اعلام شد ، امیرالمومنین با لشکری از طرف پیامبر به ” نجران ” و سپس به ” یمن ” رفته بودند . هدف از این سفر دعوت به اسلام و جمع آوری خمس و زکات و جزیه بود .
بانزدیک شدن کاروان پیامبر از مدینه به مکه ، امیرالمومنین هم از طرف یمن به مکه رسید .
بارسیدن روز نهم ذی حجه مراسم حج آغاز شد . حضرت به موقف به عرفات و سپس به مشعر رفتند و روز دهم درمنی قربانی و رمی وجمرات و سایر اعمال را انجام دادند .

پس از پایان مراسم حج دستورالهی بر پیامبر چنین نازل شد :
نبوت تو به پایان رسیده و روزگارت کامل شده است . اسم اعظم و آثار علم و میراث انبیاء را به علی بن ابی طالب بسپار که اولین مومن است.
من زمین را بدون عالمی که اطاعت من وولایتم با او شناخته شود و حجت بعد از پیامبرم باشد رها نخواهم کرد . ”
پیش از حرکت به سوی غدیر در مکه جبرئیل لقب ” امیرالمومنین ” را بعنئان اختصاص آن به علی بن ابی طالب از جانب الهی آورد ، اگرچه این لقب قبلا نیز برای آن حضرت تعیین شده بود .
با اینکه انتظار می رفت پیامبر در این اولین وآخرین سفر حج خود مدتی را در مکه بمانند ولی بلافاصله به بلال دستور دادند که به مردم اعلام کند :
فردا روز چهاردهم ذی حجه همه باید حرکت کنند تا در وقت مقرر در ” غدیر خم ” حاضر باشند و کسی جز معلولان نباید باقی بماند .

انتخاب منطقه ” غدیر ” به امر الهی به چند جهت بود :
یکی اینکه در راه بازگشت از مکه ، کمی قبل محل افتراق کاروانها وتقاطع مسیرها در حجفه است .
دوم اینکه در آینده های اسلام که کاروانهای حج در راه رفت و برگشتاز این مسیرعبورمی کنند با رسیدن به وادی غدیرونماز در مسجد پیامبرتجدید خاطره و بیعتی با این زیر بنای اعتقادی خود می نمایند ویاد آن دردلها اخیا می گردد .
سوم اینکه ” غدیر ” محلی بسیار مناسب برای برنامه سه روزه پیامبر وایراد خطبه برای آن جمعیت انبوه بود .

موقعیت جغرافیایی غدیر خم :
منطقه غدیرخم بیابانی باز و وسیع درمسیرسیلاب وادی جحفه بود . این سیلاب از مشرق به مغرب می ریخت و پس از عبور از غدیر به جحفه می رسید و سپس تا دریای سرخ ادامه پیدا می کرد و سیلهای سالیانه را به پا می کرد .
در مناطق مختلف غدیرهای زیادی در مسیرسیلها وجود داشت که با نامگذاری از یکدیگر شناخته می شدند . این غدیر هم برای شناخته شدن از غدیرهای دیگر بنام ” غدیر خم ” نامگذاری شده بود .
لذا در آن شرایط

این بیابان وسیع بهترین مکان برای مراسم سه روزه غدیر انتخاب شد ، و جایگاه سخنرانی زیر همان درختان در مظر گرفته شدکه هم مشرف به بیابان و محل تجمع مخاطبین بود وهم سایبان مناسبی برای ایراد خطابه به نظر می رسید .
سخنرانی غدیر :
ورود به منطقه غدیر :
روز پنجشنبه قافله عظیم غدیر به حرکت در آمد و سیل جمعیت که بیش از صدو بیست هزار نفر بودند به همراه حضرت سفر پنج روزه تا غدیر را آغاز کردند . حتی پنج هزار نفر از اهل مکه و دوازده هزار نفراز اهل یمن برای مراسم غدیر آمدند .
پس از خروج از مکه ابتدا به ” سیرف ” رسیدند و از آنجا تا “مرالظهران ” آمدند . کم کم به غدیر نزدیک می شدند .

نزدیک ظهر روز دوشنبه هجدهم ذی حجه همین که به منطقه غدیر خم رسیدند حضرت مسیر حرکت خود را به طرف راست جاده و به سمت غدیر تغییر دادند و فرمودند :
ایها الناس ، اجیبوا داعی الله ، انا رسول الله .
ای مردم ، دعوت کننده خدا را اجابت کنید که من پیام آور خدایم .

این کنایه ازآن بود که هنگام ابلاغ پیام مهمی فرا رسیده است . لذا فرمان دادند که منادی ندا کند : ” همه مردم توقف کنید ، و آنانکه پیش رفته اند بازگردند وآنانکه پشت سر هستند توقف کنند . ” همچنین دستور دادند که کسی زیر درختان کهنسالی که درآنجا بود نرود و آن مکان را برای برپایی جایگاه سخنرانی خالی بگذارند .
اینک صحرا برای اولین بار شاهد تجمع عظیم بشری بود . وجود مقدس پنج نور پاک ، پیامبر، امیرالمومنین ، حضرت زهرا ، امام حسن و امام حسین عظمت این اجتماع را بیشتر می کردند .
پیامبر چهار نفر از اصحاب خاص خود را یعنی مقداد ، سلمان ، ابوذر و عماررا فرا خواند وبه آنان دستور دادند تا به محل درختان کهنسال بروند و آنجا را آماده کنند .
با توجه به کثرت جمعیت ربیعه را که صدای بلندی داشت انتخاب کردند تا کلام حضرت را برای افرادی که دورتر قرار داشتند تکرار کند .

سخنرانی پیامبر در غدیر که حدود یک ساعت طول کشید در یازده بخش قابل ترسیم است :
بنده خدا و تسلیم اویم
حضرت در اولین بخش سخن ، به حمد وثنای الهی پرداختند و صفات قدرت الهی رابیان کردند وبعد از آن به بندگی خود در مقابل ذات الهی شهادت دادند و فرمودند :
به او وملائکه اش وکتابهایش وپیامبرانش ایمان می آورم . دستور اورا گوش می دهم واطاعت می نمایم وبه آنچه اورا راضی می کند مبادرت می ورزم ودر مقابل مقدرات او تسلیم می شوم .
یا ایها الرسول بلغ

دربخش دوم سخن را متوجه مطلب اصلی نمودند وتصریح کردند که باید فرمان مهمی درباره علی بن ابی طالب ابلاغ کنم واگراین پیام را نرسانم رسالت الهی را نرسانده ام وترس از عذاب او دارم . همچنین تصریح کردند که خداوند به من چنین وحی کرده است :
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس : ای پیامبر ابلاغ آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده درباره علی و اگر انجام ندهی رسالت اورا نرسانده ای وخداوند تو را از مردم حفظ می کند .

سپس امرمؤکد پروردگار درباره اعلام ولایت را با صراحت تمام مطرح کردند وفرمودند : جبرئیل سه مرتبه برمن نازل شد واز طرف خداوند سلام پروردگارم – که او سلام است – مرا مامور کرد که در این محل اجتماع بپاخیزم وبرهرسفید وسیاهی اعلام کنم که : علی بن ابی طالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است . اوبرای من مثل هارون به موسی است با این تفاوت که بعد از من دیگر پیامبری نخواهد آمد واو صاحب اختیار شما بعد از من است .
خداوند در این مورد آیهای از کتابش بر من نازل کرده است : ” انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و هم راکعون ” ” صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و کسانی که ایمان آورده و نماز را بپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند ”
و علی بن ابی طالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عزوجل را قصد می کند . خداوند از من راضی نمی شود مگر آنچه در حق علی بر من نازل کرده ابلاغ نمایم .
دوازده امام ( ع ) تا آخر دنیا
در سومین بخش امامت دوازده امام بعد از خود را تا ‌آخرین روز دنیا اعلام فرمودند تا همه طعمه ها یکباره قطع شود . برای درک عمیق از اهمیت مسئله فرمودند : ای مردم ، این آخرین باری است که در چنین اجتماعی بپا می خیزم . پس بشنوید و اطاعت کنید ودر مقابل امر خداوند سر تسلیم فرود آورید .
از نکات مهم در سخنرانی حضرت اشاره به اینکه بعد از من علی صاحب اختیار شما است وبعد ازاو امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد .

نیابت ائمه ( ع ) از خدا و رسول در حلال و حرام و جمیع امور دنیا و آخرت از نکات بسیار مهم خطبه بود که آن را با کلماتی دقیق بیان نمودند :
حلالی نیست مگر آنچه خدا و رسولش وآنان حلال کرده باشند و حرامی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان بر شما حرام کرده باشند .
پس از بیان این همه عظمت مردم را از مخالفت برحذرداشتند وفرمودند: ای مردم ، او از طرف خداوند امام است وهر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد .

پس هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه بر من نازل شده است شک کرده است و هر کس در یکی از امامان شک کند در همه آنان شک کرده است وشک کننده در مورد ما در آتش است .
بدانید که جبرئیل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و می گوید : ” هر کس با علی دشمنی کند وولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد . “

دراینجا حضرت می خواستند حساس ترین قسمت سخنرانی را که برنامه ی عملی نیز همراه داشت رابیان کنند . لذا برای آمادگی مردم فرمودند : بخدا قسم باطن قرآن را برای شما بیان نمی کند وتفسیرش را برایتان روشن نمی کند مگر اینکه شخصی که من دستش را می گیرم واو را بسوی خود بالا می برم و بازوی او را می گیرم وبا دو دستم او را بلند می کنم و به شما می فهمانم که :
هر کس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار اوست ؛ واو علی بن ابی طالب برادر و جانشین من است ، وولایت او از جانب خداوند عزوجل است که بر من نازل شده است .
پس از آن فرمودند که : ای مردم علی و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است . آنها از یکدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند . بدانید که آنان امین های خداوند بین مردم هستند . (حدیث ثقلین )

من کنت مولاه فهذا علی مولاه
در بخش چهارم خطبه ، پیامبر( ص ) پس از مقدمه چینی های قبل و ذکرمقام خلافت وولایت امیرالمومنین (ع ) برای آنکه تا آخر روزگار راه هر گونه شک وشبهه بسته باشد و در این راه هر تلاشی در نطفه خنثی شود ، آنچه بطور لسانی فرموده بودند به صورت عملی انجام دادند .
در این هنگام پیامبر فرمودند : من کنت مولاه فهذا علی مولاه ، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله .

هر کس من نسبت به اوصاحب اختیارتربودم این علی هم نسبت به او صاحب اختیارتراست . خدایا دوست دارهرکس علی را دوست بدارد ودشمن علی را دشمن بدار، یاری کن هرکس اورا یاری کند وخوار کن هرکس او را خوارکند .
در این قسمت از خطبه نزول وحی درباره کمال دین با ولایت امیرالمومنین را اعلام نمودند که بسیار حساس برانگیز بود .

حضرت فرمودند : پروردگارا ، تو هنگام روشن شدن این مطلب و منصوب نمودن علی در این روز ، این آیه را درباره او نازل کردی : “الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم اسلام دینا ”
” ومن یبتغ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه وهوفی الاخره من الخاسرین”
” امروز دینتان را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دین شما راضی شدم ” ، ” هر کس دینی غیر از اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نمی شود و در آخرت از زیانکاران خواهد بود ”
پروردگارا تو شاهدی که من ابلاغ نمودم .
دین خدا کامل شد
در بخش پنجم حضرت صریحا فرمودند : ” ای مردم ، خداوند دین شما را با امامت او کامل کرد . پس هرکس اقتدا نکند به او وکسانی که جانشین او از فرزندان من واز نسل او هستند تا روز قیامت وروز رفتن به پیشگاه خراوند عزوجل ، چنین کسانی اعمالشان در دنیا وآخرت از بین رفته و در آتش دائمی خواهند بود ” .
سپس فرمودند : ای مردم نسل هر پیامبری از صلب او هستند ولی نسل من از صلب علی است .
دراینجا با توجه به آیه ی ” رضیت لکم الاسلام دینا ” فرمودند :
ای مردم من خدا را شاهد گرفتم ورسالتم را به شما ابلاغ نمودم وبرعهده رسول جز ابلاغ روشن چیزی نیست . ای مردم از خدا بترسید آنطور که باید ترسید ، وازدنیا نروید مگرآنکه مسلمان باشید .
ماجرای سقیفه !!
مرحله ششم ازپیامبر جنبه غضب الهی را دربرداشت . حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن فرمودند :
منظورازاین آیات عده ای از اصحاب من هستند که ماموربه چشم پوشی از آنان هستم ولی بدانند که خداوند ما را برمعاندین ومخالفین وخائنین و مقصرین حجت قرارداده است وچشم پوشی ازآنان دردنیا مانع ازعذاب آخرت نیست .
دراین مرحله به خلقت نورانی خود و اهل بیت اشاره کردند وبعد به امامان گمراهی که مردم را به جهنم می کشانند اشاره کردند و سپس اشاره ای رمزی به ماجرای سقیفه نمودند که نطفه آن توسط منافقان در حجه الوداع با امضای صحیفه در مکه منعقد شده بود و فرمودند :
” بدانید که آنان اصحاب صحیفه هستند . پس هریک درصحیفه خودنظرکند. “

وقتی پیامبر( ص ) نام ” اصحاب صحیفه ” را آورد اکثر مردم منظور حضرت از این کلام را نفهمیدند و برایشان سوال انگیز شد ، و فقط مجریان سقیفه و عده کمی که توسط آن حضرت از ماجرا مطلع بودند ، مقصود حضرت را فهمیدند . سپس پیامبر فرمودند :
من رساندم آنچه مامور به ابلاغش بودم ، تا حجت باشد بر حاضرو غائب ، و بر همه کسانی که حضور دارند یا ندارند ، بدنیا آمده اند یا نیامده اند . پس حاضران به غائبان ، و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند .

ولایت و محبت اهل بیت ( ع )
در بخش هفتم ، حضرت تکیه سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهل بیت ( ع ) قرار دادند و سوره حمد را – که همه روزه تمام مسلمانان آن را می خواندند – قرائت کردند .
سپس آیاتی از قرآن را درباره اهل بهشت تلاوت فرمودند و آنها را به شیعیان و پیروان آل محمد تفسیر فرمودند .
بدانید که دوستان ایشان کسانی هستند که با سلامتی و در حال امن وارد بهشت می شوند ، و ملائکه با سلام به ملاقات آنها می آیند و می گویند : ” سلام علیکم ؛ طبتم فادخلوها خالدین ” سلام بر شما ، پاکیزه شدید ، پس برای همیشه داخل بهشت شوید .
حضرت مهدی ( عج )
در بخش هشتم مطالبی اساسی درباره حضرت بقیه الله الاعظم حجه بن الحسن المهدی ارواحنافداه فرمودند :
بدانید که آخرین امامان ، مهدی قائم از ماست . اوست غالب بر ادیان ، اوست انتقام گیرنده از ظالمین ، اوست فاتح قلعه ها و منهدم کننده آنها ، اوست غالب بر هر قبیله ای از اهل شرک و هدایت کننده ی آنها .
اوست وارث هر علمی و احاطه دارنده به هر فهمی ، اوست که پیشینیان به او بشارت داده اند ، اوست که به عنوان حجت باقی می ماند و بعد از او حجتی نیست .
پیمان وفاداری با غدیر

در بخش نهم مسئله بیعت را مطرح کردند و ارزش آن را چنین بیان فرمودند : بدانید که من بعد از پایان خطابه ام شما را به دست دادن با من به عنوان بیعت با او و اقرار به او بعد از من فرا می خوانم .
در این باره به قرآن استناد کردند و فرمودند که خداوند می فرماید : ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله ، ید الله فوق ایدیهم ، فمن نکث فانما ینکث علی نفسه ، ومن اوفی بما عاهد علیه الله فسیوتیه اجرا عظیما :
کسانی که با تو بیعت می کنند در واقع با خدا بیعت می کنند ، دست خدا بر روی دست آنهاست . پس هر کس بیعت را بشکند این شکستن بر ضررخود اوست و هر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفدار باشد خداوند به اواجرعظیمی عنایت خواهد کرد .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 23 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد