دانلود مقاله مدیریت سبد سرمایه گذاری

word قابل ویرایش
58673 صفحه
8700 تومان

مقدمه
هریک از ما در طول زندگی خود تصمیماتی را برای سرمایه گذاری در زمینه های مختلف از جمله املاک، طلا، کار و کسب، سهام و غیره اتخاذ می کنیم. آنچه این تصمیمات را را به یکدیگر پیوند می دهد میزان ریسک و بازده هریک از سرمایه گذاریها می باشد. در یک تصمیم گیری عقلایی و علمی، میزان وجوهی که به به فرصتهای مختلف سرمایه گذاری اختصاص می یابد، به ریسک و بازده هریک بستگی دارد. تصمیم گیری سرمایه گذاری به صورت یکپارچه، به صورتیکه بیشترین بازده را در شرایط ریسک یکسان و یا کمترین ریسک را در شرایط بازده یکسان بدست دهد، موضوع یکی از پیجیده ترین و پرچالش ترین موضوعات مدیریت و تحلیل سرمایه گذاری است.

هدف تحقیق ما موشکافی کردن موضوع فوق یعنی مدیریت سبد سرمایه گذاری یا مدیریت سبد سهام است.
تحلیل سرمایه گذاری در اوراق بهادار، در دو چارچوب کلی مورد بحث قرار می گیرد:
الف- تحلیل و گزینش سهام بطور جداگانه و منفرد ، اعم از شرکتهای تولیدی و خدماتیف یا سهام شرکتهای سرمایه گذار در سهام شرکتهای مزبور.
ب- تشکیل سبد نظام یافته سهام.

درچارچوب اول، تحلیل تکنیکی و رویکرد بنیادی، روش تحلیل و گزینش سهام به شمار می آیند.
که در این بخش برای خرید سهام باید به مواردی همچون ذیل توجه داشته باشیم:
• تعداد سهام دردست مردم

• ترکیب سهامداران شرکت
• میزان نقد شوندگی سهام
• ثبات و میزان سود آوری
• تاریخ و نحوه تقسیم سود
• ساختار مالی شرکت

• نوع شرکت وارزش ویژه هر سهم آن
• کیفیت انتشار اطلاعا ت و اخبارشرکت
• تاریخ تاسیس و میزان استهلاک ماشین آلات
• اقتصاد کلان وعوامل سیاسی-اجتماعی.

سوالاتی که در این بخش باید پاسخ داده شود عبارتند از اینکه:
چه سهامی را بخریم؟ سهامی که با ید نگهداشت ؟ سهامی که با ید فروخت؟ بهترین زمان خرید سهام؟ بهترین زمان فروش سهام؟
در چارچوب دوم، نظریه نوین پرتفولیو، نظریه بازار سرمایه ، فرضیه بازار کارا، مدلهای شاخصی و مقیاسهای ارزیابی عملکرد مورد استفاده قرار می گیرند.
در این پروژه سعی شده است، مهمترین مطالب در رابطه با مدیریت سرمایه گذاری ارائه شود. مطالب ذکر شده در این متن عموماَ از دو منبع نخست می باشند.

مفاهیم بازده و ریسک

بازده
سرمایه گذاران سهام را به خاطر بازده آتی آن خریداری می کنند.
بازده در فرآیند سرمایه گذاری نیروی محرکی است که ایجاد انگیزه می کند و پاداشی برای سرمایه گذاران محسوب می شود. زیرا تمامی بزی سرمایه گذاری به منظور کسب بازده صورت می گیرد.
اجزای بازده
بازده معمولاَ از دو جزء تشکیل می شود:
سود دریافتی :

یک جزء بازده سودی است که به صورت جریانات نقدی دوره ای سرمایه گذاری بوده و می تواند به شکل بهره یا سود تقسیمی باشد.
سود (زیان) سرمایه :
دومین جزء مهم بازده سود (زیان) سرمایه است که مخصوص سهام عادی است ولی در مورد اوراق قرضه بلند مدت و سایر اوراق بهادار با درآمد ثابت نیز مصداق دارد. این سود (زیان) سرمایه ناشی از اختلاف قیمت خرید و قیمت زمانی است که دارنده آنها قصد فروش آنها را دارد. این اختلاف می تواند سود یا زیان باشد.
مجموع این دو جزء بازده کل اوراق بهادار را تشکیل می دهد.

 

تغییرات قیمت در طول دوره + هرگونه دریافت وجوه نقد
= TR
قیمت دارایی در زمان خرید

اندازه گیری بازده مورد انتظاریک سهم :

که در آن
= بازده مورد انتظار هر سهم
= احتمال وقوع هر نرخ بهره بالقوه
= بازده بالقوه یک سهم
= شمار بازده های منتظره هر سهم

ریسک
ریسک وبازده همیشه در سرمایه گذاری با هم بوده اند. در واقع این دو پارامتر پایه های اصلی سرمایه گذاری را تشکیل می دهند. هر تصمیمی که سرمایه گذاران اتخاذ می کنند به طور مستقیم یا غیر مستقیم به ریسک و بازده بستگی دارد.
ریسک میزان اختلاف میان بازده واقعی سرمایه گذاری با بازده مورد انتظار آن تعریف می شود.
هرجه پراکندگی بازده بیشتر باشد ریسک نیز بیشتر خواهد بود.

 

منابع ریسک
ریسک نوسان نرخ بهره : قیمت اوراق بهادار با نرخ بهره رابطه معکوس دارد و با افزایش نرخ بهره قیمت اوراق بهادار کاهش و با کاهش نرخ بهره ، قیمت اوراق قرضه افزلیش می یابد. تاثیر نوسان نرخ بهره برروی اوراق قرضه با نرخ ثابت خیلی بیشتر از سهام عادی است و بیشتر متوجه دارندگان اوراق قرضه است.
ریسک بارار: ریسک بازار عبارت است تغییر در بازده که ناشی از نوسانات کلی بازار است. همه اوراق بهادار در معرض ریسک بازار هستند اگر چه سهام عادی بیشتر تحت تاثیر این نوع ریسک است.

ریسک بازار می تواند ناشی از عوامل متعددی از قبیل رکودف جنگ، تغییرات ساختاری در اقتصاد، و تغییر در ترجیحات مشتریان باشد.
ریسک تورمی : این نوع ریسک که تمامی اوراق بهادار را تحت تاثیر قرارمی دهد عبارت است از ریسک قدرت خرید، یا کاهش قدرت خرید وجوه سرمایه گذاری شده . این نوع ریسک با ریسک نوسان نرخ بهره مرتبط است، برای اینکه نرخ بهره معمولاَ در اثر افزایش نرخ تورم افزایش می یابد.
ریسک تجاری: ریسک ناشی از انجام تجارت و کسب و کار ر یک صنعت خاص یا محیط خاص را ریسک تجاری می گویند.

ریسک مالی : ریسک ناشی از بکارگیری بدهی در شرکت است.شرکتی که میزان بدهی آن بیشتر باشد ریسک مالی آن افزایش می یابد.
ریسک نقدینگی : ریسک مرتبط با بازار ثانویه است که اوراق بهادار درآن معامله می شود.آن دسته از سرمایه گذاریهایی که خرید و فروش آن به آسانی صورت می گیرد و هزینه مبادله آن بالا نباشد از نقدینگی بالایی برخوردار است.
ریسک نرخ ارز: تمامی سرمایه گذارانی که امروزه به صورت جهانی و بین المللی سرمایه گذاری می کنند در تبدیل ناشی از سود تجارت جهانی و بین المللی به پول رایج کشور خود با ریسک نرخ ارز مواجه هستند.

ریسک کشور: ریسک کشور که به آن ریسک سیاسی نیز گفته می شود. سرمایه گذارانی که در کشورهای دیگر سرمایه گذاری می کنند باید به ثبات آن کشور از ابعاد سیاسی و اقتصادی توجه داشته باشند. کشورهایی که از ثبات سیاسی و اقتصادی بالایی برخوردارند این نوع ریسک در آنها کمتر است.

انواع ریسک
تجزیه و تحلیل گران مدرن سرمایه گذاری ، منابع ریسک را که باعث تغییر و پراکندگی در بازده می شوند را به دو دسته تقسیم می کنند:
آن دسته که ماهیتاَ وجود دارند از قبیل ریسک بازار یا ریسک نرخ بهره و آن دسته از ریسک هایی که برای اوراق خاصی وجود دارد از قبیل ریسک مالی و ریسک تجاری.
بنابراین ریسک کلی به دو جزء ریسک سیستماتیک و ریسک غیر سیستماتیک تقسیم می شود.

ریسک غیر سیستماتیک: آن قسمت از تغییر پذیری دربازده کلی اوراق بهادار را که به تغییر پذیری کلی بازار بستگی ندارد ریسک غیر سیستماتیک می گویند. این نوع ریسک مربوط به اوراق بهادار خاصی است و به عواملی همچون ریسک تجاری، ریسک مالی و ریسک نقدینگی بستگی دارد. اگرچه کلیه اوراق بهارار تا حدودی از ریسک غیرسیستماتیک برخوردار هستند ولی سهام عادی بیشتر با این نوع ریسک مرتبط است. این نوع ریسک را می توان با ایجاد پرتفولیو کاهش داد.

ریسک سیستماتیک: تمامی اوراق بهادار(اعم از اوراق قرضه و سهام) از ریسک سیستماتیک برخوردارند برای اینکه ریسک سیستماتیک در برگیرنده ریسک های تورم، بازار و نرخ بهره است . ریسک سیستماتیک با تشکیل سبد سهام کاهش نمی یابد زیرا مستقیماَ به تغیرات بازار یا اقتصاد بستگی دارد و بدون توجه به رفتار یک سرمایه گذار خاص رخ می دهد و برای کلیه سرمایه گذاران بحران ساز است .

اندازه گیری ریسک :
انحراف معیار : متداولترین معیار پراکندگی در طول جند دوره ، انحراف معیار است که انحراف هرمشاهده از میانگین حسابی مشاهدات را نشان می دهد و معیار معتبری برای اندازه گیری ریسک کلی دارایی است و نشان دهنده پراکندگی یا تغییرپذیری بازده دارایی است .

بتا( β ) : معیار اندازه گیری ریسک سیستماتیک اوراق بهادار که به عنوان قسمتی از ریسک کلی نمی توان آن را ازطریق ایجاد تنوع کاهش داد یا از بین برد. بتا، معیار نسبی ریسک یک سهام با توجه به پرتفولیو بازار تمامی تمامی سهام ها است. به عبارت دیگر، بتا شیب خط رگرسیون است که بازده اوراق بهادار را با بازده اوراق بهادار موجود در بازار مرتبط می سازد.
به طور خلاصه، بتای معمولی بازار برابر یک است. سهام هایی که بتای آنها از یک بیشتر است سهام های پرریسک هستند که پراکندگی بازده آنها زیاد است و برعکس سهام هایی که بتای آنه کمتر از یک است سهام های کم ریسکی هستند که پراکنگی بازده آنه کمتر از پراکندگی بازده بازار است.

تجزیه و تحلیل ریسک
آنچه باعث شد ما بتوانیم بدین گونه ریسک را به دو بخش مجزا، ریسک سیستماتیک و ریسک غیر سیستماتیک ، تفکیک کنیم، الگوی بازار است که بر اساس این فرض قرار گرفته که بازده هر دسته از اوراق بهادار تنها به کوواریانس بازده ان و بازده پرتفولیوی بازار بستگی دارد.

اما در در دنیای واقعی وضع تا این اندازه ساده نیست. در واقع عامل به غیر از کوواریانس بازده پرتفوی بازار (در تجربه) شناسایی شده است.این عوامل عبارتند از عامل صنعت، عواملی همچون سود تقسیمی، اندازه شرکت و سایر ویژگیهای شرکت یا اوراق بهادار. نمودارشکل۱-۱ ذیل اجزای تشکیل دهنده ریسک را بر اساس عوامل گفته شده نشان می دهد. نمودار(الف) نمایانگر اجزای تشکیل دهنده کل ریسک برای یک نمونه از سهام عادی است. می توان با تنوع بخشیدن به داراییها و خرید اوراق بهادار گوناگون، ریسک منحصر بفرد سهام عادی را ازبین ببرد.همچنین با سرمایه گذاری در صنایع مختلف می تواند ریسک مربوط به صنعت را نیز کاهش دهد. به همین ترتیب برای از بین بردن ریسک متعلق به عامل مشترک، باید

در انواع اوراق بهاداری که در سطوح مختلفی از عامل مشترک هستند سرمایه گذاری کند.به عنوان مثال اگر بازده ناشی از سود تقسیمی عامل مشترک به حساب می آید، با سرمایه گذاری در سهام عادی که دارای سودهای تقسیمی مختلف هستند می توان ریسک مربوط به عامل مشترک را از بین برد.نمودار (ب) نمایانگر اجزای تشکیل دهنده ریسک در یک پرتفولیوی متنوع است.

نمودار۱- ۱ترکیب ریسک برای (الف) یک نمونه سهام عادی،(ب) مجموعه اوراق بهادار متنوع

پژوهشگری به نام فارل ، تحقیقی انجام داد و به این نتیجه رسید که بازده سهام به ۴ گروه طبقه بندی می شوند. او این ۴ گروه را به صورت زیر طبقه بندی کرد:
۱- سهام شرکتهای رو به رشد. سود این شرکتها با سرعتی بیش از میانگین سود سایر شرکتها رشد دارد.
۲- سهام شرکتهای چرخه ای. شرکتهای مزبور دارای چرخه های اقتصادی هستند.

۳- سهام شرکتهای با ثبات. بازده سهام این شرکتها کمتر تحت تاثیر چرخه های اقتصادی قرار می گیرد.
۴- سهام شرکتهای تولید انرژی . شرکتهایی که برای شرکتهای تولیدی وسایر مصرف کنندگان انرژی تولید می کنند.
اگریک سبد سهام طوری تشکیل شود که در برگیرنده درصدهای مختلفی ازسهام باشد، نتیجه حاصل متفاوت از چیزی خواهد بود که تنها بر اساس بتای آن سبد سهام بدست می آید.

انتخاب سهام

صورتهای مالی
برای تجزیه و تحلیل وضع مالی یک شرکت باید کار را با صورتهای مالی شروع کرد که از آن جمله ترازنامه و صورت حساب سود و زیان شرکت است. یک سرمایه گذار برای اینکه بتواند صورتهای مالی را که بر اساس اصول پذیرفته شده حسابداری تهیه شده اند، بررسی کند، باید از این اصول آگاهی داشته باشد و بتواند آنها را درک کند. برخی از اصول پذیرفته شده حسابداری عبارت اند از: اصل هزینه تاریخی، اصل واحد پول، اصل عینیت. این اصول می توانند بر اطلاعات گزارش شده در ترازنامه و صورت حساب سود و زیان اثر بگذارند.

اعداد و ارقام گنجانده شده در صورتهای مالی حقیقت امر را ابراز نمی کنند. مدیریت و حسابداران شرکت برای تهیه صورتهای مالی باید در موارد زیادی تخمین بزنند و قضاوت کنند. سرمایه گذاران باید همواره دقت کنند و ببینند که این تغییر در برآوردها و قضاوتها چه اثرات خاصی بر این صورت حسایها دارد. در حالی که همه مدیران می کوشند در انجام این گونه برآوردها و قضامتها به صورت واقعی عمل کنند، اما طبیعی است که اگر ببینند میزان سوددهی یا وضع وضع مالی شرکت رو به وخامت می رودف به میزان زیادی خوش بینانه قضاوت می کنند.

طبق اصول پذیرفته شده حسابداری، می توان از روشهای مختلف حسابداری استفاده کرد، ولی معیار انتخاب روش، چندان روشن نیست. مدیریت آزادی عمل دارد و می تواند روشی را انتخاب کند که هدفهایش تامین شود. روشهای مختلف حسابداری می توانند مسئله مقایسه صورتهای مالی را مخدوش کنند. امکان دارد شرکت روش های حسابداری را تغییر دهد و اینتغییرات را در یادداشتهای پیوست صورت مالی افشا کند، از این رو سرمایه گار برای پی بردن به وضع مالی شرکت به آن یادداشتها توجه و آنها را بررسی کند. اگر تغییر در روش، در ظرف چند سال به وسیله یک شرکتانجام شده باشد، یادداشتهای پیوست می تواند اثرات این تغییرات در سالهای مختلف بر صورتهای مالی نشان دهد. توجه به این یادداشتها کار مقایسه شرکتها را آسانتر می کند.

نسبتهای مالی مهم
معمولاَ یک نسبت نشان دهنده رابطه بین دو متغیر است. استفاده از نسبتها باعث می شود که بتوان چندین شرکت را با هم مقایسه کرد، حتی اگر میزان فعالیت آنها بسیار متفاوت باشد.محاسبعه نسبت کار چندان مشکلی نیست ولی تفسیر نسبت چندان ساده نیست. روندی که یک نسبت در طول زمان طی می کند عامل دیگری است که مورد توجه است. ما نسبتها را به ۵ گروه تقسیم کرده ایم، که عبارتند از: نسبتهای نقدینگی، نسبتهای ساختار سرمایه، نسبتهای سودآوری، نسبتهای گردش داراییها ونسبتهای بازده سرمایه. حال به بررسی برخی از نسبتهای متداول می پردازیم.

نسبت نقدینگی: به معنای توانایی شرکت در بازپرداخت بدهیهای کوتاه مدت است.از متداول ترین این نسبت ها نسبت جاری ونسبت آنی است که به صورت ذیل محاسبه می شوند.
داراییهای جاری
نسبت جاری =
بدهیهای جاری
موجودی کل- دارایی جاری
نسبت آنی=
بدهیهای جاری
هرقدر نسبت جاری به عدد۲ و نسبت آنی به عدد ۱ نزدیکتر باشد، قدرت نقدینگی شرکت بیشتر است. اما این موضوع در صنایع مختلف، متفاوت است و تحلیل گران نسبتهای یک شرکت را با میانگین همه شرکتهایی فعال در آن صنعت مقایسه می کنند.
نسبتهای ساختار سرمایه : این نسبتها بیانگر این مطلب اند که آیا شرکت می تواند اصل و بهره بدهی ها را در سررسید پرداخت نماید یا خیر؟ مهمترین نسبتها در این بخش عبارتند از:

کل داراییها
اهرم=
حقوق صاحبان سهام

سود قبل از بهره و مالیات
توان بازپرداخت بهره =
بهره سالانه

داراییهای استیجاری + بدهیهای بلند مدت
بدهیهای بلند مدت به حقوق صاحبان سهام=
حقوق صاحبان سهام

در شرکتهای صنعتی عموماَ نسبت اهرم بیش از ۲ است.
نسبتهای سودآوری: احتمالاَ حاشیه سود از آشناترین نسبتهایی است که تحلیلگران محاسبه می کنند.

سود ناخالص
حاشیه سود =
فروش

نسبت گردش داراییها: هرقدر فروش در ازای هر ریال دارایی بیشتر باشد، بازده مبالغ سرمایه گذاری شده بیشتر می گردد. برای محاسبه این نسبتها معمولاش بهتر است که میانگین داراییها در طول یک سال را در مخرج کسر قرار داد و نسبت گردش دارایی را محاسبه نمود. در نتیجه راه عملی این است که میانگین داراییها در اول دوره و پایان دوره مورد ایتفاده قرار بگیرد.
فروش
نسبت گردش داراییها =
کل داراییها

فروش
گردش حسابهای در یافتنی=
خالص حسابها و اسناد دریافتنی

گردش بالای حسابهای دریافتنی به معنای گردش بالای مبلغی خواهد بود که سرمایه گذاری شده است و این نشانه قدرت نقدینگی بالای شرکت است. از سوی دیگر بدان معنی است که شرکت برای مشتریان خود در زمینه دادن اعتبار، نسبت به شرکتهای رغیب، سیاستهای سختی به اجرا درآورده است و درنتیجه ممکن است مقدار زیادی از فروش خود را از دست بدهد.
نسبتهای بازده سرمایه: این نسبتها مهمترین گروه نسبتها هستند، زیرا این نسبتها با هدف سهامداران که به حداکثر رساندن سرمایه با پذیرش سطح معینی از ریسک است، سازگار است.

سود پس از کسر مالیات
بازده داراییها =
کل داراییها
این نسبت نشان دهنده کارایی شرکت در بکارگیری کل دارایی هاست.

سود پس از کسر مالیات
بازده حقوق صاحبان سهام =
حقوق صاحبان سهام عادی

این نسبت بیانگر بازدهی سرمایه ایست که افراد درشرکت سرمایه گذاری کرده اند. دو نسبت ذکر شده اخیر تحت تاثیر اهرم مالی و نرخ مالیات قرار دارند و باید تحلیل آنها با دقت بیشتری انجام شود. اگر بخواهیم از نرخ بازده سرمایه گذاری دیگری استفاده کنیم که تحت تاثیر اهرم مالی و نرخ مالیات نباشند، باید از قدرت سودآوری استفاده کنیم.

سود قبل از بهره و مالیات
قدرت سودآوری =
کل داراییها

اگرقدرت سودآوری از نرخ بهره وام بیشتر باشد باگرفتن وام، بازده حقوق صاحبان سهام افزایش می یابد و بلعکس.

رابطه قیمت سهام با سود
سود مورد گزارش و سود پیش بینی شده ، به سرمایه گذاران کمک می کند تا بتوانند برآن اساس جریان سود تقسیمی آینده را پیش بینی کنند.برای مثال اگر انتظار رود سود شرکت در یک سال ۱۰% افزایش یابد، می توان به صورتی معقول انتظار داشت که سود تقسیمی نیز در آن سال با نرخ ۱۰% رشد کند. در نتیجه طبیعی است که کاهش یا افزایش سود تاثیر مستقیم بر قیمت سهام بگذارد. اگر به بازار اوراق بهادار نیز توجه کنیم، این دیدگاه تایید می شود که سود مورد گزارش یکی از عوامل مهم تعیین کننده قیمت سهام می باشد. گاهی برخی شرکتها که با دیدگاهی بدبینانه سود آینده خود را پیش بینی می نمایند، باعث افت ناگهانی قیمت سهام مزبور در بازار می شوند.

پیش بینی سود
طبق تحقیقاتی که پژوهشگران انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که روند رشد سود شرکت ها تقریباَ ماهیت تصادفی دارد و کمتر احتمال دارد شرکتی یافت شود که در یک دوره بلند مدت، تماماَ دارای نرخ رشدی کمتر و یا بیشتر از میانگین رشد باشد. اگر شرکت دارای رشد سود بیش از حد معمول باشد، معمولاَ این رشد ناشی از امتیازاتی مانند: داشتن حق اختراع و اکتشاف، برخورداری از حالت انحصاری، مدیریت توانمند و حجم سرمایه گذاری بالا میباشد که مانع از ورود رقبای جدید می شود.

تحقیقات نشان داده است که ضریب خود همبستگی سود با تاخیر زمانی یک تا ۵ سال تقریباَ صفر است.بنابر این یرای پیش بینی دقیق تر سود هر سهم، تحلیلگر باید عوامل متعددی را پیش بینی کند، متنند اوضاع اقتصادی سیاسی کشور، وضعیت صنعت مربوط، طرح های توسعه شرکت، توان مدیریت و بودجه عملیاتی و مالی شرکت.

اگر چه به نظر می رسد کا بین تغییرات سود سالانه به صورت منظم، خود همبستگی وجود ندارد، ولی چنین به نظر می آید که بین سودهای میان دوره ای (سه ماهه) یک خود همبستگی معنی دار وجود دارد. به سبب عوامل فصلی می توان انتظار چنین وضعی را داشت. به عنوان مثال، ما انتظار داریم که یک فروشگاه خرده فروشی در روزهای آخر سال بیشترین فروش را داشته باشد .

تحقیقات زیادی انجام شده تا میزان تغییرات سود شرکت از طریق عامل اقتصادی و ویژگیهای صنعت پیش بینی کرد. در این تحقیقات چنین به نظر می رسد که برخی از صنایع نسبت به صنایع دیگر، به شرایط اقتصادی و عامل صنعت حساس تر هستند. مثلاَ صنایع خودرو سازی یکی از صنایعی است که نسبت به شرایط اقتصادی بیشترین حساسیت را نشان می دهد و تقریباَ ۴۸% تغییرات سود شرکتهای خودرو سازی به شرایط اقتصادی وابسته است، که این نتیجه معقول به نظر می رسد. همچنین به نظر می رسد سود شرکتهای نفتی به میزان زیادی(۴۹%) به ویژگیهای صنعت نفت بستگی دارد.از سوی دیگر دیگر سود بسیاری ازشکتها تحت تاثیر عوامل اقتصادی و ویژگیهای شرکت قرار نمی گیرند که از آن جمله صنایع نوشابه سازی و شرکتهای تولید کننده لوازم آرایشی هستند.

در نتیجه پیش بینی سود هر شرکت به توان تحلیلگر بستگی دارد که بتواند شرایط اقتصادی آینده کشور و نوع صنعتی که شرکت در آن فعالیت می کند پیش بینی کند.

رابطه قیمت سهام با سود تقسیمی
در باره اثر تغییرات سود تقسبمی بر بازده سهام تحقیقات زیادی انجام شده است. نتایج حاصل، این دیدگاه را تایید می کند که قیمت سهام تحت تاثیر تییرات درصد سود تقسیمی و تغییرات میزان سود تقسیمی می باشد و باعث می شود که سرمایه گذاران در دیدگاه و انتظارات خود نسبت به جریانهای سود تقسیمی در بلند مدت تجدید نظر کنند.

پیش بینی سود تقسیمی
تحقیقات نشان می دهد که سود تقسیمی در کوتاه مدت چسبنده است و متناسب با کاهش یا افزایش سود شرکت تغییر یا نوسان نمی کند. به نظر می رسد که مدیران تمایل چندان زیادی به کاهش سود تقسیمی ندارند، نسبت به تمایلی که به افزایش آن دارند، اما در بلند مدت، سود تقسیمی تغییر می کند و و این تغییرات با نوسانات سود شرکت هماهنگ است.

طبق تحقیقی که توسط فاما در مورد تغییرات سود تقسیمی انجام شد، در این زمینه او معادله ای نوشت که در آن b نشان دهنده درصد سود تقسیمی و Et سود مورد گزارش شرکت است که در سال t ، سود تقسیمی برابر با (b.Et) . بر اساس نتایج تحقیقات فاما، Dt که سود تقسیمی در سال t است، از رابطه ذیل بدست می آید.
Dt= Dt-1 + P (b.Et – Dt-1)
P، سرعت تعدیل سود تقسیمی است و بوسیله آن می توان تعیین کرد که شرکت با چه سرعتی سود تقسیمی خود را به هدف مورد نظر می رساند. پژوهشگر مزبور ابتدا برای یک دوره ۱۴ ساله b را برای شرکتهای مورد تحقیق تعیین کرد و سپس به روش رگرسیون مقدار P را تعیین نمود. مقدار p بدست آمده توسط وی ۰٫۲۵ بوده است.

رابطه قیمت سهام با بازده حقوق صاحبان سهام
برای بررسی اثر بازده حقوق صاحبان سهام بر قیمت سهام، بحث خود را با الگوی رشد سود تقسیمی شروع می کنیم. در الگوی مزبور گفته می شود که قیمت جاری سهام شرکت (P0) باربر است با سود تقسیمی مورد نظر در نخستین سال (D1) تقسیم بر تفاوت نرخ بازده مورد انتظار سهام داران(r) و نرخ رشد سودهای تقسیمی در بلند مدت (g) .

برای ساده تر شدن، به جای P0 از P و به جای D1 از D استفاده می کنیم. می دانیم که :

سود پس از کسر مالیات
سود هر سهم= EPS =
تعداد سهامی که در دست مردم است

ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام عادی
ارزش دفتری هر سهم = BV =
تعداد سهام عادی که در دست مردم است

E=ROE.BV

که در رابطه فوق ROE همان بازده حقوق صاحبان سهام است. در نتیجه فرمول الگوی رشد به صورت زیر در می آید:

از این رو قیمت سهام عادی با ROE.BV.b و g رابطه مستقیم و مثبت و با r رابطه معکوس دارد.

پیش بینی بازده حقوق صاحبان سهام
بنابراین برای تعیین ارزش یک سهم، یکی از نسبتهای اصلی و کلیدی، بازده حقوق صاحبان سهام است. برای اینکه درباره رابطه بین قیمت سهم و بازده حقوق صاحبان سهام بحث بیشتری کنیم، به سیستم دوپانت اشاره می کنیم. وآن بر این اساس استوار است که بازده حقوق صاحبان سهام مساوی است با بازده داراییها ضرب در نسبت اهرم:

از سوی دیگر، می توان بازده داراییها را بر حسب حاشیه سود و گردش داراییها بیان کرد.
در نهایت می توان گفت اگر قدرت سودآوری شرکت از نرخ بهره وام بیشتر باشد، گرفتن وام باعث افزایش بازده حقوق صاحبان سهام خواهد شد، اما اگر قدرت سودآوری شرکت از نرخ بهره وام کمتر باشد، گرفتن وام باعث کاهش بازده حقوق صاحبان سهام خواهد شد.

پیش بینی سود تقسیمی سهام (EPS)
محاسبه نرخ رشد تاریخی، نقطه آغاز محاسبه نرخ های رشد آینده است. بنابراین کار را با محاسبه نرخ رشد تاریخی سود تقسیمی آغاز می کنیم. به این منظور از فرمول زیر که میانگین هندسی نرخ رشد را به ما می دهد استفاده می کنیم.

که در آن Vt، نرخ رشد در سال آخر وV0، نرخ رشد در سال اول است. در محاسبه نرخ رشد، اگر فقط نرخ رشد سال ابتدایی و انتهایی را مورد نظر قرار دهیم، ممکن است نرخ رشد محاسبه شده به دلیل عدم توجه به سالهای میانی، نادرست باشد. از اینرو یکی از روشهای تعدیل نرخ رشد آن است که به جای Vt، میانگین نرخ رشد ۳ سال آخر و به جای V0، میانگین نرخ رشد سه سال اول را قرار دهیم.
الگوهای متفاوتی جهت برآورد نرخ رشد آینده با توجه به نرخهای رشد گذشته بررسی شده اند. از آن جمله که خطای کمتری نسبت به سایر الگوها داشته، الگویی است که توسط دو پژوهشگر به نامهای باکس و جن کینز ارائه شد که یک الگوی همبستگی زمانی از نوع درجه ۲ است.

روش دیگر برای پیش بین تغییرات سود تقسیمی استفاده از رگرسیون است. در صورتیکه بتان عوامل تاثیرگذار بر تغییرات سود تقسیمی را به درستی شناسایی کرده و روابط علت و معلولی آنها را درک نماییم، استفاده از رگرسیون می تواند بسیار مفید باشد. به عنوان مثال محقق به نام چانت در این زمینه سه الگوی ساده ارائه داد که می توانست بر آن اساس درصد تغییرات سود هر سهم را برای سال آتی پیش بینی کند، که عبارت بودند از:
۱) درصد تغییرات در عرضه پول در سال جاری
۲) درصد تغییرات در شاخص قیمت بازار در سال جاری
۳) در صد تغییرات در وام های بانکها در سال جاری.
این پژوهشگر دریافت که الگوی مبتنی بر تغییرات عرضه پول در سال جاری، به طور متوسط کمترین خطای پیش بینی را داشت و خطای پیش بینی دو الگوی دیگر، مشابه الگوهای مبتنی بر سری زمانی بود.
الگوی دیگری که از رگرسیون استفاده کرده است، الگوی قیمت گذاری داراییهای سرمایه ای (CAPM) است و در آن نرخ بازده اوراق بهادار به صورت تابع خطی از نرخ بازده پرتفولیوی بازار می باشد.

الگوهای تعیین ارزش سهام
نمونه ای از الگوی تعیین ارزش سهم، الگویی است که توسط موسسه مالی به نام Kidder Peabody به کار می رود. طبق روش این موسسه ، ابتدا نرخ بازده مورد انتظارسهم را از فرمول زیر بدست می آورد:

سپس نرخ بازده مورد نظر را از رابطه بین ریسک وبازده محاسبه می شود:

برای بدست آوردن نرخ بازده مورد انتظار سهم از فرمول فوق، باید نرخ بازده بدون ریسک (RF) و نرخ بازده مورد انتظار بازار (E(RM)) و ریسک سیستماتیک سهم (β) را تعیین کنیم. آنگاه را به صورت زیر محاسبه می کنیم.

اگر مقدار مثبت بود، یعنی قیمت این سهام کمتر از ارزش واقعی آن است و از نظر سرمایه گذار خرید این سهم مناسب است. اما اگر منفی باشد بدین معنی است که قیمت سهم بیش از ارزش واقعی آن است.
چنانچه در الگوی فوق مشاهده می شود ، نیاز به تخمین سود تقسیمی مورد انتظار سهم برای سالهای آتی داریم، تجربه نشان داده که می توان نرخ رشد سود ارابه سه مرحله تقسیم کرد .مرحله اول که شامل سالهای ابتدایی است، سود تقسیمی سهام دارای نرخ رشد ثابت (ga) است، مرحله دوم که دوره انتقالی نام دارد، زمانی شروع می شود که نرخ رشد به تدریج کاهش(افزایش) می یابد تا به مرحله سوم برس که دارای نرخ رشد ثابت (gn) است.
برای تعیین ارزش سهام با توجه به الگوی سه مرحله ای گفته شده، الگویی به نام H معرفی می شود. آن چنان که در شکل۱-۲ نشان داده شده، در این الگو سال H ، سالی است که نرخ رشد دقیقاَ حد وسط بین (ga) و (gn) قرار می گیرد و ۲H سال طول می کشد تا نرخ رشد به نرخ رشد بلند مدت خود که(gn) است برسد.

معادله H را می توان به صورت زیر نوشت:

با استفاده از فرمول فوق می توان بازده مورد انتظارسهم r که همان E(Ri) است را بدست آورد ومانند گذشته با استفاده از ، ارزش سهم را تعیین نمود.
یکی از پر کاربردترین عوامل برای تعیین ارزش سهم، نسبت قیمت بر درآمد می باشد. برای بررسی اثر این نسبت بر ارزش سهام، کار را با الگوی مبتنی بر نرخ رشد مستمر سود تقسیمی شروع می کنیم.

و داریم:

در نتیجه خواهیم داشت:

با توجه به معادله، اگر سایر عوامل ثابت نگه داشته شوند، هرقدر در صد سود تقسیمی بیشتر شود، نسبت قیمت به سود سهم ( ) نیز بیشتر می شود، در مورد نرخ رشد نیزهمین رابطه مستقیم وجود دارد. ولی نرخ تنزیل با نسبت قیمت به سود سهم، رابطه منفی دارد.
می توان برای دقت و بررسی بیشتر، متغیرهای موجود در رابطه فوق (b و g) را بر اساس متغیرهای دیگری نشان داد و تاثیر آنها را بر نسبت قیمت بر درآمد سهم، بررسی نمود.
با دانستن روابط فوق می توان از رگرسیون جهت پیش بینی آینده استفاده نمود.
اگرنسبت محاسبه شده برای یک سهم خاص کمتر از مقدار واقعی آن باشد، می توان نتیجه گرفت که قیمت سهم مزبور از ارزش واقعی بیشتر است.
نظزیه پرتفولیو

معنی ساده واژه پرتفولیو سبد سرمایه گذاری بطور عام و سبد سهام بطور خاص عبارت از ترکیب دارایی های سرمایه گذاری شده توسط یک سرمایه گذار، اعم از حقیقی یا حقوقی. به لحاظ فنی، یک سبد سرمایه گذاری مجموعه کامل دارایی های حقیقی و مالی سرمایه گذار را در بر می گیرد. در اینجا ما دارایی های مالی را مد نظر داریم. در ادامه به بررسی نظریه کلاسیک پرتفولیو که توسط مارکویتز توسعه یافته است، خواهیم پرداخت و مشاهده خواهیم کرد که فرآیند فراهم نمودن داده ها برای این مدل بر اساس مدل تک شاخصی بسیار ساده تر می باشد.

آشنایی با مدل مارکویتز در انتخاب سبد سهام
در سال۱۹۵۰ هری مارکویتز مدل اساسی پرتفولیو را رائه کرد که مبنایی برای تئوری مدرن پرتفولیو گردید. قبل از مارکویتز سرمایه گذاران با مفاهیم بازده و ریسک آشنا بودند اما معمولاَ نمی توانستند ریسک را اندازه گیری کنند. سرمایه گذاران از قبل می دانستند که ایجاد تنوع مناسب است و نباید « همه تخم مرغهایشان را در یک سبد بگذارند». با این حال، مارکویتز، اولین کسی بود که مفهوم پرتفولیو و ایجاد تنوع را به صورت روش رسمی بیان کرد. او به صورت کمی نشان داد که چرا و چکونه تنوع سازی پرتفولیو می تواند باعث کاهش ریسک پرتفولیو (مجموعه سرمایه گذاری ) یک سرمایه گذار گردد.
چرا ایجاد تنوع در سرمایه گذاری برای سرمایه گذاران مهم است؟ ایجاد تنوع بسیار حائز اهمیت است به طوری که می توان گفت قانون شماره یک مدیریت پرتفولیو است. از آنجا که سرمایه گذاران نسبت به آینده مطمئن نیستند ، می توانند با تشکیل یک پرتفولیو متنوع ، میزان ریسک را تا حد زیادی کاهش دهند. به عنوان مثال در بحران اقتصادی سال ۱۹۸۷ آمریکا، فقط کمتر از ۵ درصد از صندوقهای مشترک سرمایه گذاری ( که دست به تشکیل پرتفولیو می زنند) با ضرر و زیان مواجه شدند.
مارکویتز به یک پرسش بنیادی پاسخ داد: آیا ریسک یک سبد سهام با مجموع ریسک های سهام منفردی که آنرا تشکیل می دهند برابر است؟ مارکویتز نخستین کسی بود که یک معیار خاص برای ریسک سبد سهام تدوین نمود و بازده منتظره و ریسک یک سبد سهام را استخراج نمود.
مارکویتز پرتفولیو کارا را بدین صورت تعریف نمود: سبد سرمایه گذاری کارا سبدی است که در یک سطح معین ریسک، دارای بیشترین بازده است یا دارای کمترین ریسک در یک سطح معین بازده است.
مارکویتز برای توسعه مدل خود، برخی مفروضات پایه ای در نظر گرفت: سرمایه گذاران ۱) نسبت به بازده علاقه مند و نسبت به ریسک بی علاقه اند، ۲) در تصمیم گیری رفتار عقلایی دارند، ۳) بر مبنای بیشینه کردن مطلوبیت منتظره خویش تصمیم می گیرند.

ورودیهای مورد نیاز
تجزیه و تحلیل مارکویتز سرمایه گذاری کارا را با بکارگیری مجموعه ای از داده های تامین شده توسط سرمایه گذار (یا تحلیل گر سهام ) تولید می کند. این ورودیها عبارتند از :
۱- بازده مورد انتظار، ، برای هر سهم مورد نظر.
۲- انحراف معیار بازده، ، به عنوان معیار ریسک هر سهم.
۳- کوواریانس، به عنوان معیار همراهی و ارتباط حرکتی بین نرخ های بازده سهام مختلف.

بازده مورد انتظارسبد سهام
بازده مورد انتظار هر پرتفولیویی به صورت میانگین وزنی بازده مورد انتظار هرسهام منفرد به آسانی قابل محاسبه است. مقدار وزنها بر اساس نسبت مبالغ سرمایه گذاری شده در مورد هر سهم به کل مبلغ قابل سرمایه گذاری بدست می آید و مجموع اوزان برابر یک فرض می شود.
مثلاَ اگر مبلغ سرمایه گذاری در هریک از سهام یکسان باشد و سه سهم داشته باشیم آنگاه وزن هریک ۰٫۳۳۳ خواهد بود و اگر چهار سهم داشته باشیم ، وزن هر یک ۰٫۲۵ خواهد بود.
بازده منتظره یک سبد سهام بدین صورت محاسبه می شود:

بطوریکه :
= بازده مورد انتظار پرتفولیو
= نسبت مبلغ سرمایه گذاری در سهم
= بازده مورد انتظار سهم
= تعداد سهم های مختلف

ریسک سبد سهام
در مدل مارکویتز ریسک سبد سرمایه گذاری با واریانس سبد سرمایه گذاری اندازه گیری می شود. در این نقطه است که بنیاد نظریه نوین پرتفولیو، پدیدار می شود.
ریسک سبد سهام نه تنها به میانگین موزون ریسک های سهام منفرد درون آن، بلکه به همراهی و همسویی یا کوواریانس میان بازده های سهام درون سبد سهام نیز بستگی دارد، بنابراین ریسک سبد سهام تابع ریسک سهم های منفرد و کوواریانس های بین بازده های سهم های منفرد است. ریسک سبد سهام برحسب واریانس به این صورت بیان می گردد:

به طوری که داریم:
= واریانس بازده سبد سهام
= واریانس بازده سهم
= کوواریانس بین بازده های سهم های و
= درصد مبلغ مورد سرمایه گذاری در سهم ( نسبت به کل مبلغ سرمایه گذاری)
طبیعت شهودی ریسک سبد سهام از رابطه بالا قابل مشاهده است. نخستین عبارت سمت چپ در این تساوی مجموع موزون ریسک های سهام منفرد است. دومین عبارت، رابطه موزون بین بازده های سهام است که می تواند بر حسب رابطه بین سهام، مقادیر مثبت، منفی یا صفر را اختیار کند.
• در صورت مثبت بودن، ریسک موزون سهام منفرد را اضافه می کند.
• در صورت صفر بودن، تغییزی در ریسک موزون سهام منفرد ایجاد نمی کند.
• در صورت منفی بودن، ریسک موزون سهام منفرد را کاهش می دهد.
رابطه ضریب همبستگی (rij) مورد استفاده در نظریه پرتفولیو، یک مقیاس آماری برای میزان ارتباط بین بازده های هر جفت سهام درون سبد سهام است. این مقیاس نسبی همراهی، بین ۱+ و ۱- محدود می گردد، بطوریکه:
rij = +1 = همبستگی کامل مثبت
rij = -1 = همبستگی کامل منفی
rij = 0 = بدون همبستگی
شکل زیر بیانگر سه حالت همبستگی میان دو سهم می باشد

درصورت همبستگی کامل منفی، رفتار بازده دو سهم نسبت به یکدیگر رابطه خطی معکوس کامل دارند. بنابراین اطلاع از رفتار بازده یک سهم دانش کاملی در باره بازده سهم دوم فراهم می آورد. هرگاه بازده یکی از دو سهم بالا باشد دیگری پائین است.
در حالت همبستگی صفر، هیچ رابطه ای بین بازده دو سهم وجود ندارد.
در حالت همبستگی مثبت، رابطه بین بازده دو سهم یک رابطه خطی مستقیم است.
ترکیب دو سهم با همبستگی صفر، ریسک سبد سهام را کاهش می دهد. در این شرایط با اضافه شدن سهام دارای بازده های ناهمبسته به سبد سهام، اگرچه ممکن است کاهش قابل ملاحظه ای در ریسک پدید آید، لیکن، ریسک سبد سرمایه گذاری قابل حذف نمی باشد. نهایتا با ترکیب دو سهم با همبستگی وارون و کامل، حذف ریسک به طور قابل ملاحظه ای امکانپذیر است. این اصل مبنای استراتژی های جایگزینی ریسک است.

کوواریانس
کوواریانس یک مقیاس مطلق درجه همراهی و همسویی بین بازده های دو سهم مختلف است. کوواریانس به عنوان میزان هم تغییری و همراهی دو متغیر در طول زمان است، که در بحث ما متغیزهای مورد نظر بازده های (TR) دو سهم هستند.
۱- کوواریانس مثبت نشانگرآن است که بازده های دو سهم گرایش دارند در زمان واحد در یک راستا حرکت کنند.
۲- کوواریانس منفی، نشانگرآن است که بازده های دو سهم گرایش به حرکت مخالف هم دارند.
۳- کوواریانس صفر، نشانگر آن است که بازده های دو سهم مستقل از یکدیگرند و هیچ گرایشی به حرکت در یک راستا و یا در دو راستای مخالف ندارند.
شایان ذکر است که کوواریانس دو سهم طبق فرمول زیر محاسبه می شود:

اگر همه بازده ها دارای احتمال وقوع یکسان باشند، کوواریانس برابر خواهد بود با:

بطوریکه :
= کوواریانس بین بازده های سهم های و
= بازده بالقوه سهم
= بازده منتظره سهم
= شمار خروجی های محتمل یک سهم طی دوره

رابطه ضریب همبستگی و کوواریانس
با توجه به اینکه کوواریانس و ضریب همبستگی به صورت زیر تعریف می گردد:

بنابراین رابطه بین ریسک سبد سهام برحسب واریانس ، با جایگزین نمودن طرف راست رابطه بالا بصورت زیر بیان می گردد:

لذا با دانستن کوواریانس ، می توانیم ضریب همبستگی را با رابطه زیر به سادگی محاسبه کنیم:

تعیین سبدهای سرمایه گذاری کارا
با بحث پیرامون جزئیات ریسک و بازده منتظره سبد سهام، حال می توانیم ملاحظه نمائیم که سبدهای کارای مدل مارکویتز چگونه استخراج می شوند:
شکل ۱-۳ زیر انگاره اصلی مجموعه سبدهای کارا را نشان می دهد.
توجه داشته باشید که محور عمودی، بازده منتظره و محور افقی، ریسک را نشان می دهد. این ها محورهای استاندارد در نظریه پرتفولیو هستند. این نکته بسیار مهم است که همیشه به یاد داشته باشیم که نظزیه پرتفولیو با بازده پیش بینی شده برای آینده مربوط است.

در قسمت (a) ریسک ها و بازده های منتظره یک گروه فرضی از سهام ترسیم گردیده اند. با قرار دادن این سهام در ترکیب های مختلف، شمار معینی از سبدهای سرمایه گذاری مختلف به دست می آید. این سبدها در قسمت (b) نشان داده شده اند و کل ناحیه سایه خورده را شامل می شوند که نشانگر ترکیب های زیادی از ریسک ها و بازده های منتظره ای است که از هر ترکیب حاصل می شود.در نظریه پرتفولیو، این ناحیه را ناحیه قابل دستیابی می نامند.
• مجموعه (مرز) کارا مجموعه پرتفولیوهایی است که با مدل مارکویتز بدست می آیند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 58673 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد