دانلود مقاله ناشنوایی و کم شنوایی

word قابل ویرایش
90 صفحه
8700 تومان
167,000 ریال – خرید و دانلود

ناشنوایی و کم شنوایی

کودکان ناشنوا وکم شنوا گرومتجانسی را تشکیل نمی دهند.
اولین دلیل آن است که آنها کودکانی هستند که تمام ویژگیهای انفرادی کودکان دیگر رادارا می باشند. ثانیا نقصی که دارند نیز جنبه فردی دارد.انها همگی از نوع اختلال شنوایی رنج می برند. اما درجه شدت این اختلال وسنی که اختلال در آن رخ داده است، نوع اختلال وعلت آن همگی هر کودک را منحصر به فرد می سازند.این تفاوتها همراه باعواملی دیگر معلمان ویژه را با مشکلات تازه ای روبه رو می سازند.
نکته ای که در این جا یادآوری آن از اهمیت برخوردار است این است که نقص شنوایی بر توانایی هوشی تاثیری ندارد. اما بدون درمانهای اولیه، این نقص می تواند بر رشد هوشی ونحوه ارتباط کودک با خانواده ودیگران تاثیر بگذارد.

تعاریف
عوامل متعددی درتعریفی که ما از نقص شنوایی به عمل می آوریم دخالت دارند. این عوامل عبارتنداز: شدت نقص شنوایی، سنی که نقص در آن رخ می دهد و نوع نقص.

شدت نقص شنوایی
شنوایی را معمولا با دسی بل  که نوعی سنجش نسبی شدت صوت است اندازه گیری وگزارش می کنند. دی سی بل صفر نمایانگر شنوایی بهینه است. وجود نقص تا ۲۶ دسی بل طبیعی است.از ۲۶تا۷۰ دی سی بل کم شنوا واز ۷۱دی سی بل به بالا ناشنوا تلقی می شود.

فری سینا  در تعریفی از نقص شنوایی، ابعاد فیزیکی وآموزشی آن را چنین توصیف کرده است:
شخص ناشنوا کسی است که قدرت شنوائیش در حدی ناقص است که فهم گفتار او از طریق گوش به تنهایی و یا به وسیله وسایل کمک شنوایی و یابدون آن را بامشکل مواجه می سازد. شخص کم شنوا کسی است که قدرت شنوائیش در حدی ناقص است که فهم گفتار را ازطریق گوش به تنهایی و یا از طریق وسایل کمک شنوایی ویا بدون آن ها با مشکل مواجه ساخته اما از آن جلوگیری به عمل نمی آورد.

در جدول ۷-۱ شایعترین سطحهای موجود در نقص شنوایی نشان داده شده است. سه طبقه اول در حد کم شنوایی و دو طبقه آخر در حد ناشنوایی قراردارند. هر چه درجه نقص شنوایی بیشتر باشد نیاز به دریافت خدمات ویژه افزونتر می گردد.

برای اندازه گیری قدرت شنوایی باید دو بعد را در صدا مورد سنجش قرار دهیم:یکی فرکانس ودیگری شدت صوت. فرکانس عبارت است از تعداد ارتعاشاتی (ویا سیکلها) که در هر ثانیه در برابر یک موج صوتی می گیرد. هر چه فرکانس قویتر باشد میزان زیروبمی صوت بالاتر است. فرد ممکن است در شنیدن صداهایی که دارای فرکانسهای ویژه ای می باشند دچار اشکال شود.اما در صداهای دیگر چنین مشکلاتی نداشته باشد.شدت عبارت است از بلندی نسبی

جدول ۷-۱
شدت نقص شنوایی وتاثیرات اموزشی آنها
میزان نقص شدت صوت برای درک تاثیرات آموزشی
کم شنوایی خفیف ۲۷-۴۰ دسی بل ممکن است در شنیدن صداها دور با اشکال مواجه باشند ممکن است به جای مناسبی در کلاس ویا گفتار درمانی نیازمند باشند
کم شنوایی متوسط ۵۵-۴۱ دی سی بل گفتار مکالمه ای را درک می کنند.ممکن است نتواند از بحثهای کلاسی استفاده کنند ممکن است به وسایل کمک شنوایی ویا گفتار درمانی نیازمند باشند

کم شنوایی متوسط و شدید ۷۰-۵۶ دی سی بل ممکن است به وسایل کمک شنوایی، آموزشی شنیداری،وآموزشهای شدید گفتاری و زبانی نیاز داشته باشند
ناشنوایی شدید ۹۸-۷۱دی سی بل فقط میتوانند صداهای بلند را از نزدیک بشنوند. گاهی آنها را ناشنوا تلقی می کنند. به اموزشهای ویژه وزیاد، وسایل کمک شنوایی، وآموزشهای شدید گفتار وزبان احتیاج دارند.

ناشنوایی عمیق ۹۱ دی سی بل به بالا ممکن است بتوانند صداها وارتعاشات بلند را درک کنند، برای پردازش اطلاعات به جای حس شنوایی برحس بینایی متکی می باشند.این افراد ناشنوا تلقی می شوند.
یک صدا ما می توانیم سطح شنوایی یک فرد را از طریق تعیین میزان شدتی که در آن فرد صدایی را می شنود تخمین بزنیم. برای انجام این کار از دستگاهی به نام ادودیومتر استفاده می کنیم.اودیومتر وسیله ای است که میتواند صداهایی را با فرکانس وشدت از پیش تعیین شده به وجودآورد.
هنگامی که فرد صدایی را ازطریق ماشین می شنود باید پاسخ دهد.(مثلا دستش را بلند کند وسرش را تکان دهد)نقص موجود در هر گوش را جداگانه محاسبه می کنند.
سطح شنوایی فرد در جدولی به نام اودیوگرام که میزان نقص را به د سی بل در فرکانسهای نسبی نشان می دهد ثبت می شود.

ارتباط نقص شنوایی وسن
عامل دوم سنی است که نقص شنوایی در آن رخ می دهد.ناشنوایی پیش از تکلم به ان نقص شنیداری اتلاق می شودکه پیش از رشد گفتار وزبان اتفاق می افتد.
ناشنوایی پس از تکلم نقصی است که پیش از رشد گفتار و زبان رخ می دهد.ناشنوایی پیش از تکلم اغلب به مشکلات اموزشی جدی تری منجر می شود. ناشنوایی که بعد از دوره شروع رشد زبان وگفتار به وقوع می پیوندد به اندازه ناشنوایی که پیش از این دوره اتفاق می افتد جلو افتهای درسی را در مدرسه سد نمی کند.

انواع نقایص شنوایی
عامل سوم نوع نقص شنوایی می باشد. گوش مکانیسم پیچیده ای دارد ( به شکل ۷-۱ نگاه کنید) به صورت پیچیده ای عمل می کند. هر چند که نقایص احتمالی زیادی در کار مکانیسم و عملکرد گوش میتواند وجود داشته باشد اما ما می توانیم انها را به دو طبقه اساسی تقسیم بندی کنیم:نقایص انتقالی ونقایص حسی-عصبی.

نقص شنوایی انتقالی از شدت صدایی که به گوش میانی می رسد ویا محلی که عصب شنوایی از آن جا شروع می شود می کاهد. امواج صوتی باید از طریقکانال شنوایی به طرف پره گوش یعنی جایی که در ان جا ارتعاشات به وسیله سه استخوان درگوش میانی( یعنی استخوانهای رکابی،چکشی و سندانی، جمع آوری وسپس به گوش داخلی منتقل می شود عبور کند.جریان ارتعاشات می تواند در هر نقطه در طول این مسیر متوقف شود.مثلا جرم گوش ویا باید مشکلی می تواند کانال خارجی گوش را سدکند. پرده گوش می تواند پاره ویا

سوراخ شود و حرکت استخوانها در گوش میانی امکان دارد با مانع مواجه گردد. هر نقصی که بتواند جریان ارتعاشات را مانع شود و یا از رسیدن آنها به عصب شنوایی جلوگیری کند نقایصی در انتقال صوت به وجود خواهد آورد. نقایص انتقالی بندرت قادرند نقایصی بیش از ۶۰ تا ۷۰ دی سی بل را در شنوایی باعث شوند. چنین نقایصی را میتوان از طریق دستگاههای تقویت کننده صدا به صورتی موثر کاهش داد.

نقایص شنوایی حس –عصبی به علت نقایص موجود در گوش داخلی ویا عصب شنوایی رخ می دهند. کار عصب شنوایی این است که محرکات را به مغز برساند. نقایص شنوایی حسی – عصبی می توانند کامل یا جزئی باشند علاوه بر این تاثیر آنها بر برخی فرکانسها ( بخصوص فرکانسهای بالا)بیش از دیگران است.
از طریق تستهای اودیومتری می توان تشخیص دادکه آیا نقص شنوایی جنبه انتقالی ویا جنبه حسی عصبی دارد. یک دریافت کننده انتقالی استخوانی توانایی جمع آوری صوت را از طریق انتقال استخوانی در مقابل انتقال هوایی بوسیله سد ساختن کانالهای حسی،عصبی اندازه گیری می کند. در حالی که دریافت کننده انتقال هوایی ، کارایی عملکرد راههای حسی – عصبی را مورد سنجش قرار می دهد.

 

شکل ۷-۲ اودیوگرام کودکی که مبتلا به نقص شنوایی انتقالی است نشان داده شده است. از طریق اودیومتر کودک توانست صداها را از طریق هوا در سطح ۴۰ دی سی بل در همه فرکانسها با گوش دارای شنوایی بهتر(یعنی گوش چپ) بشنود.با استفاده از دریافت کننده انتقال استخوانی کودک در حدی طبیعی پاسخ داده است.توجه داشته باشید که نقص شنوایی در همه فرکانسها یکنواخت می باشد.

در شکل ۷-۳ ما الگوی بسیار متفاوتی را که مربوط است به اودیوگرام یک کودک مبلا به نقص شنوایی حس – عصبی مشاهده می کنیم. این کودک در فرکانسهای بالا (بیش از ۱۰۰۰ سیکل) نقص عمیق و درفرکانسهای پایین نقصی شدید رااز خود نشان می دهد. دریافت کننده انتقال استخوانی در این مورد به علت این که نقص در عصب شنوایی است از خود نشان می دهد. دریافت کننده انتقال استخوانی در این مورد به علت این که نقص در عصب شنوایی است ونه در ساختار گوش میانی که کار رساندن ارتعاشات صوتی را به عهده دارد دریافت بهتری را ارائه نداده است.
علل نقایص شنوایی
ترای باس پنج علت اصلی برای نقص شنوایی کودکان امریکایی در حال حاضر ارائه داده است:
 ابتدای مادر به بیماری روبلا
 وراثت
 ناراحتیهای زمان بارداری وتولد
 مننژیت
 بیماریها،عفونتها وآسیبهای دوران کودکی
این عوامل ۶/۵۰ درصد علل همه موارد را توجیه می کند (شکل ۷-۴) شرایط دیگر مسئول ۹/۶ درصد نقایص می باشند. علی رغم در اختیار داشتن ابزار تشخیص پیشرفته ما هنوز نمی توانیم علت ۵/۴۲ درصد بقیه موارد را تعیین کنیم.

ابتلای مادر به بیماری روبلا
تاثیرات سوء بیماری روبلا(یا سرخجه آلمانی) بر روی جنین بخصوص در سه ماهه اول حاملگی می تواند چشمگیر باشد. هاردی(۱۹۶۸) گزارشی در مورد ۱۹۹ کودک که مادرانشان درهنگام بارداری در جریان شیوع این بیماری در سال ۱۹۶۴ حامل ویروس روبلا بوده اند ارائه داده است. از این کودکان ۵۰درصد به نقص شنوایی ۲۰ درصد به نقایص بینایی و ۳۵ درصد به نقایص قلبی مبتلا بوده اندک.(برخی از کودکان د رگروه اخیر با مسائل بینایی ویا شنوایی ویا هر دو نیز مواجه بوده اند).

مرکز ملی بیماریهای مسری گزارش داده است که بیماری همه گیر روبلا باعث ناشنوایی ۸۰۰۰ کودک شده است. نوردرن و دیگران تخمین زده اند که بیماری همه گیر روبلا در فاصله سالهای ۱۹۵۸تا ۱۹۶۴ بر ۱۰۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ کودک تاثیرات سوئی داشته است.

از سال ۱۹۶۴ بیماری روبلا به صورتی اپیدمیک رخ نداده است. کودکانی که در اپیدمی سال ۱۹۶۴ متولد شده اند، اینک دوره دبیرستانی خود را کامل کرده اند. بنابراین درصد دانش آموزان مبتلا به نقایص شنوایی که بر اثر روبلا به این نقص مبتلا شده اند امروزه کاهش یافته است.

وراثت
شرایط ژنتیکی زیاد ومتفاوتی میتوانند به ناشنوایی منجر شوند. انتقال این حالت را به عواملی نظیر ژنهای بارز، ژنهای مستتر وژنهای وابسته به جنسیت نسبت داده اند علی رغم این که در مورد نقش مهم وراثت توافق کلی وجود دارد، اما تعیین دقیق درصد کودکانی که ناشنوائیشان به علت وراثت است مشکل می باشد. در نمونه ۵۵۰۰۰ نفری دانش آموزانی که در شکل ۷-۴ نشان داده شده است فقط ۵/۱۱ درصد موارد از نقص شنوایی به وراثت نشان داده شده است. دربرآوردهای دیگر بین ۳۰ تا ۶۰درصد مبتلایان را به ارث نسبت داده اند.

ناراحتیهای دوران بارداری وتولد
روبلا تنها ویروسی نیست که علت تاثیر گذاشتن بر جنین به ناشنوایی منجر ی شود. تب خال ساده، اگر به دستگاه تناسلی سرایت کند، یک بیماری آمیزشی است. تبخال ساده گاه می توانند به ناشنوایی جنین منجر شده واگر ویروس در حالتی فعال باشد هنگام عبور کودک از کانال زایمانی به او منتقل میشود. این ویروس در بین جمعیت جوان به حداپیدمیک رسیده است. تخمین زده شده است که بین ۲۰تا۲۵ درصد جمعیت به تبخال تناسلی آلوده می باشد.

ما همچنین کشف کرده ایم که میزان وقوع ناشنوایی در نوزادان زودرس، از حد متوسط بالاتر است. وزن این نوزادان د رهنگام تولد از ۵ پاوند کمتر است. زودرسی معمولا علت بروز مشکل نیست بلکه علامت آن است. علت واقعی- مانند روبلای مادر-ممکن است عاملی برای تولد زودرس باشد.علت واقعی دیگر، کمبود اکسیژن وآسیب وارده بر مغز است که ممکن است در جریان تولد زودرس نقش داشته باشد.
ناسازگاری  علت دیگری برای ناشنوایی نوازادان تلقی میشود. موقعی که مادری  منفی دارای کودکی با  مثبت باشد در بدن او (مادر) نوعی پادزهر به وجودمی آید که می تواند وارد بدن جنین شده وسلولهای  مثبت او را ازمیان ببرد. چنین وضعیتی می تواند کشنده باشد.کودکانی هم که زنده می مانند ممکن است به اختلالهای متعدد و از جمله ناشنوایی مبتلا گردند. اگر ناسازگاری  در خلال تولد تشخیص داده شود می توان آن را در مان نمود.
بیماریهای کودکی
بیمارهای متعددی در دوران کودکی وجود دارند که می توان آنها را به نقص شنوایی مرتبط دانست. شایعترین این بیماریها، التهاب  ویا عفونت د رگوش میانی است. اگر این بیماری جنبه مزمن پیدا کند و بدرستی درمان نشود نقصی در شنوایی ممکن است رخ دهد.بیماری التهاب گوش میانی  بندرت به ناشنوایی شدید ویا عمیق منجر می شود اما می توان آن را تهدیدی برای شنوایی کودکانی دانست که به درمان پزشکی مناسب دسترسی ندارند.
با وجود شیوع کمتر از عفونت گوش میانی ،بیماری مننژیت نیز در بروز تعداد زیادی از ناشنوائیهای شدید وعمیق نقش دارد. مننژیت عبارت است از تورم غشاهای  مغز .وقوع ناشنوائیهایی که بعلت بیماری ممنژیت رخ می دهند اگر چه در طی قرن گذشته به میزان زیاد کمتر شده است اما همچنان عامل ۵تا۱۰ درصد همه موارد ناشنوایی شناخته شده است. به عقیده رایز  بیماری ممنژیت علت ۹/۴ درصد ناشنوانئیهای دوران کودکی می باشد. ترای باس  ۳/۷ درصد و ورنون  ۱/۸ درصد موارد را به بیماری ممنژیت مربوط دانسته اند. علی رغم این که میزان شیوع بیماری ممنژیت درمقایسه با گذشته کمتر شده است. اما آنهایی که به این بیماری مبتلا می شوند علاوه بر ناشنوایی به سایر نقایص نورولوژیک شدید نیز دچار می گردند.

میزان شیوع
تعداد کودکان مبتلا به نقایص شنوایی زیادنیست. تنها در هر ۱۰۰۰ نفر یک کودک ناشنوا و ۳تا۴ کودک کم شنوا وجود دارد
حدود ۲۵ درصد دانش آموزان ناشنوا در مدارس پناهگاهی به سر می برند. و تقریبا ۵۰درصد به صورت تمام وقت دربرنامه های آموزشهای ویژه در مدارس عمومی آموزش می بینند. ۲۵درصد بقیه درکلاسهای عادی جایگزین می شوندکه گاه از طرف یک متخصص زبان علامتی نیز به آنها کمک می شود.
این کودکان به مناطق جغرافیایی و گروههای اجتماعی –اقتصادی متفاوت تعلق دارند. در حدود ۴ درصد موارد یکی از والدین فرد و در ۴ درصد دیگر والدین هر دو ناشنوا می باشند اما وقوع ناشنوایی در بین آنها در مقایسه با جمعیت معمولی به میزان زیاد بالاتر است.

نیمرخهای رشد
در شکل ۷-۵ نیمرخهای رشد سه کودک به نامهای سالی،جان وبیل نشان داده شده است. تمام این کودکان۱۰ ساله هستند. اگر چه نیمرخ انها از نظر با یکدیگر تشابه دارد اما تفاوتهای انفرادی در بین آنها به تناسب شدت نقص شنوایی وسن شروع ناشنوایی زیادترمی شود. سالی کم شنوا است جان دچار ناشنوایی بعد از یادگیری زیان است و بیل مبتلا به ناشنوایی بیش از یادگیری زبان می باشد.

نیمرخ بالایی در شکل متعلق به سالی است که نقص شنوایی متوسط و در حدود ۴۵ دی سی بل است.همانند جان وبیل، قد،وزن وهماهنگی حرکتی سالی در حدمتوسط است.او همچنین با سن خود از نظر توانایی عقلی وپختگی اجتماعی طبیعی است. رشد گفتار سالی اندکی عقب مانده است. او در تلفظ وتولید کلمات با اشکال مو اجه است وبه گفتار درمانی نیازدارد. این مشکل زبانی بر مهارتهای خواندن سالی تاثیر بدی گذارده است اما رشد او در حساب وهجی کردن درسطح کلاس می باشد.
موقعی که سالی قرار بود برای نخستین بار از سمعک استفاده کند برنامه اموزش ویژه بیشتر بر نحوه چگونگی استفاده از ان مبتنی بود.در حال حاضریک نفر اسیب شناس گفتار وزبان سیار هفته ای یک بار به اوگفتار درمانی آموزش شنوایی ونیزدرسهایی در مکالمه وخواندن ارائه می دهد.

علی رغم این که رشد وپیشرفتهای تحصیلی سالی در حد همسالانش می باشد اما او به توجهات مخصوصی از جانب معلم کلاس نیز نیاز دارد.
سمعکهایی که از ان استفاده می کند باعث شده است که او خود را با دوستانش متفاوت احساس می کند و این می تواند در دوره نوجوانی به مشکلات منجر شود. علاوه بر این وضع شنوائیش در موقع تغییر هوا وسرماخوردگی بدتر می شود. معلمانی که از این وضع آگاهی ندارند ممکن است فکر کنند که اوعمدا به درس توجهی نمی کند د رحالی که اوواقعا نمی تواند صدای معلمان را بشنود.

نیمرخ میانی در شکل ۷-۵ الگوی رشد جان را که دچار نقص شنوایی شدید است نشان می دهد.اوبا شنوایی طبیعی متولد شد اما در سن ۴ سالگی از هر دو گوش کم شنوایی جدی پیدا کرد. او را درطبقه ناشنوایان بعد از یادگیری زبان قرار داده اند. با وجود آن که جان از نظر توانایی جسمانی، هوش، وبلوغ اجتماعی تقریبادر حد طبیعی است اما گفتار وزبان او در صورتی طبیعی رشد نکرده است.درتست اودیومتری حتی با استفاده از سمعک او نقص شنویی معادل ۷۵ دی سی بل را از خود نشان داد.

خوشبختانه جان توانست قبل از بروزنقص شنوایی زبان را به صورتی یاد بگیرد و از نظر پیشرفت زبان توانایی زیادی را کسب کند.این به معنای آن است که او قادر است از طریق کانال شنوایی و با استفاده از سمعک طلبی را یاد بگیرد. با وجود این نمرات خواندن وسایردروس او در سطح کلاس دوم است. نقص شنوایی جان در پیشرفت تحصیلی او به میزان زیاد تاثیر بدی داشته است اما به کمک وسایل شنوایی و گفتار درمانی و سایر خدمات آموزشهای ویژه همچنان به پیش می رود.
جان به میزان زیاد بر مهارتهای گفتار وخواندن متکی است به این علت وبه منظور استفاده هر چه بهتراز وسایل کمک شنوایی در جلو کلاس وروبه روی معلم می نشیند. جان برای پرورش مهارتهای اجتماعی ودوست یابی خود به کمک های بیشتری نیاز دارد.
نیمرخ پایین در شکل مربوط به کودکی است که دچار نقص شنوایی عمیق است

بیل ناشنوا به دنیا آمده است هرگزنتوانسته است کلامی را بشنود. وسایل کمک شنوایی اگر چه می تواند او را از صداهای محیط اگاه سازند اما نمی توانند در یادگیری گفتار وزبان انگلیسی به او کمک نمایند به علت شدت نقص شنوایی بیل- که بیش از ۹۰ دی سی بل است در یک کلاس جامع آموزش می بیند اگر قرار باشد که او را در یک کلاس عادی جایگزین سازند به خدمات وکمکهای زیادی از طرف معلم نیاز خواهد داشت.
فهم گفتار بیل مشکل است رشد او در یادگیری زبان انگلیسی از الگوهای کودکان شنوا پیروی نکرده است.در دروسی مانند خواندن وسایر موضوعات درسی بیل در حدود چهارسال از هم سنهای خودعقبتر است.

ارتباط بیل با خانواده وهم سنهایش ونیز منابع اطلاعاتی وتجارب اجتماعیش محدود است.
در موقعیتهای اجتماعی به صورتی از خود واکنش نشان می دهد که در حدکودکان خردسالتر است.اگر قرار باشد اودر کلاس عادی جایگزین سازند برای دوست یابی به کمک نیاز خواهد داشت.

ویژگیها
رشد شناختی
مهمترین چیزی که باید درباره کودکان مبتلا به نقایص شنوایی به خاطر داشته باشیم طبیعی بودن آنهاست آنها عیبی و یا انحرافی ندارند تنها نمی توانند بشنوند. بهتر است به جای این که ناشنوایی را یک بیماری تلقی کنیم ان را امری جامعه شناسانه تلقی کنیم و جای این که بر ناتواناییهای ناشنوایان تکیه کنیم بهتر است بر تواناییهایشان تاکید ورزیم.
در سالهای اخیر اغلب معلمان در طرح ریزی برنامه های آموزشی برای این دانش اموزان به عوض تکیه داشتن بر نقص آنها بر شایستگیهایشان تمرکز داشته اند.

درباره روابط موجود بین زبان وفکر دونظریه متفاوت وجود دارد در نظریه اول این اعتقاد وجود دارد که تواناییهای ما در کاربرد زبان سطح رشد شناختی ما را مشخص می سازد.
در نظریه دوم معتقدند که شناخت یا توانایی تشکل افکاروکسب اطلاعات توانایی اساسی تری است وشناخت بنیادی را برای زبان فراهم میسازد.(پیاژه ،۱۹۷۰) در طولسالهای زیاد چنین تصور می شد که کودکان ناشنوا مسائل ومشکلاتی بنیادی درزمینه فراگیری مهارتهای زبانی دارا می باشند به این جهت پژوهشگران ناشنوایان را مورد مطالعه قرار دادند چنین

نظریه هایی را ثابت کنند. به هر حال آنچه این پژوهشگران کشف کرده اند این است که کودکان ناشنوا لزوما نقصی در زبان ویا شناخت ندارند. علی رغم این که این دانش اموزان در زمینه فراگیری استعمال وخواندن زبان انگلیسی بامشکلاتی مواجه می باشند اما آنها اغلب در تولید وفهم زبان علامتی امریکایی خیلی مهارت دارند.زبان است واقعی که استانداردهای زبان شناسی عمومی زبانهای گفتاری را دارا می باشد.

مطالعات تجربی وجود ارتباط بین شناخت کودکان ناشنوا وتاثیراتی که زبان براین شناخت داشته است را روشن ساخته اند.ریتن هاوس  کشف کرده است که کودکان ناشنوا در مواقعی که زبان حالتی مشخص وروشن دارد قادرند کارهای شناختی را خیلی بهتر انجام دهند.در تحقیقی دیگردانشمندی به نام (ایران نژاد، ۱۹۸۱) ودیگران کشف کرده اند که نوجوانان ناشنوایی که قادر به درک زبان مجازی نبودند پس از آن که آموزشهای ویژه وبازخوردهایی دریافت کردند توانستنداین زبان را درک کنند. در پژوهش سوم ایران نژاد ودیگران دریافتند که توانایی فهم زبان مجازی ورمزی به میزان زیاد به توانایی حل مسائل شناختی وابسته است. این یافته ها پیشنهاد می کنند که کودکان ناشنوا توانایی طبیعی دارند وافت تحصیلی انهادر واقع از اشکالاتی است که در خواندن ونوشتن زبان انگلیسی دارند نه از هوش آنها.

 

رشد زبان
برای همه کودکان شناخت وزبان درارتباط پویای خود دوعامل مهم در فرایند یادگیری به حساب می آیند.با این حساب مشکلاتی که کودکان ناشنوا در زبان انگلیسی با آن مواجهند یادگیری آنها را در همه موضوعات درسی با مانع روبه رو میسازد.
می دانیم که بیشتر نوجوانان ناشنوا نمی توانند بر نکات گرامری و یا ترکیب نحو زبان انگلیسی مسلط می باشند. چرا این نوجوانان ناشنوا در استعمال زبان انگلیسی آن قدر با مشکل مواجهند؟

اغلب کودکان ناشنوا بدان سبب در کسب مهارتهای زبان شناسی با مشکل روبه رویند که فرصتهای برای کاربرد زبان انگلیسی در زندگی روزانه را در اختیار ندارند.
آنها قادرنیستند کلمات گفتاری را از طریق شنیدن پردازش کنند. اگروالدین که اغلب ناشنوا نیز هستند مهارتهای اجتماعی دستی را یاد نگیرند این کودکان مدلی در اختیار ندارند تا براساس آن عمل کنند.
براسل  ودیگران کشف کرده اند کودکانی که والدینشان ناشنوا می باشند در مقایسه با کودکانی که والدین شان شنوا هستند در تستهای زبان انگلیسی استاندارد مراتب بهتر پاسخ داده اند.دلیل این امر آن است که والدین ناشنوا برای ایجاد ارتباط با کودکانشان در محیط خانه به جای گفتار محض از زبان علامتی از نظر گرامری وعملکرد با زبان انگلیسی متفاوت است با وجود این می توان آن رایک سیستم زبان تلقی نمود. زبان علامتی بنیادی را برای این کودکان فراهم می سازد تا براساس آن بعدها بتوانند زبان را فرا گیرند.
مشکلات موجود در زبان ابرازی اشکارتر از زبان دریافتی می باشد. تعداد زیادی از افراد ناشنوا قادر نمی باشند بروشنی صحبت کنند می توانند گفتار را از طریق گفتار خوانی وزمینه ها درک کنند. به همین ترتیب کودک ناشنوایی که در ابراز فکر خود از طریق نوشتن با اشکال مواجهند بیشتر به دلیل مشکلاتی که در گرامر انگلیسی دارند قادرند خطوط انگلیسی را بخوانند وبفهمند.آنها با استفاده از تجارب وزمینه ها می توانند معانی را استنباط کنند هر چندکه ممکن است قادر به فهم اشکال گرامری زبان ویژه ای نباشند.

پیشرفت تحصیلی
کودکان ناشنوا وتا اندازه ای کودکان کم شنوا بامشکلات تحصیلی مواجه می باشند ترای باس  گزارش از نتایج یک تست پیشرفت تحصیلی را که روی هزاران دانش آموز در سراسر کشور انجام شده است ارائه داده است.این دانش اموزان در اماکن پناهگاهی ویا مدارس روزانه درس می خوانده اند.کودکان هشت ساله در تست خواندن وحساب در سطح کلاس دوم عمل کرده بودند. دانش اموزان هفده ساله درست خواندن نمره هایی در سطح کلاس سوم ودر تست حساب در سطح کلاس ششم به دست آورده بودند تفاوت موجوددر نمرات خواندن وحساب احتمالا به علت تفاوتهای زبانی است که در هریک از این موضوعات به کار می رود وافت تحصیلی در ریاضیات احتمالا از زبان پیچیده تری که برای خواندن وحل مسائل پیچیده ریاضی لازم است نشات می گیرد.
جن سما  نتایج یک تست پیشرفت تحصیلی را که روی ۶۸۷۳ کودک ۶ تا۱۹ سال اجرا شده بودگزارش داده است نقص شنوایی این کودکان ان قدر شدید بودکه می بایست آنها را در برنامه های اموزشی ویژه جایگزینی نمود.اوکشف کرد که دانش آموزان دهساله درحساب ودانش اموزان چهارده ساله در خواندن در سطح کلاس سوم عمل می کردند.جن سما  دریافت که در طول یک مدت ده ساله یعنی از سن ۸ تا ۱۸سالگی دانش اموز مبتلا به نقص شنوایی درتست کلمات بطورمتوسط نمره ای به دست می اورد که یک دانش اموزی شنوای طبیعی آن را بین شروع کودکستان تا پایان کلاس دوم کسب می کنند.او همچنین سنی که در ان نقص شنوایی رخ می دهد و میزان شدت ان نیز به پیشرفت تحصیلی تاثیر می گذارد او را نیز کشف کرده است.
پیشرفت خواندن در دانش آموزانی که شنوایی خود را بعد از سن سه سالگی از دست داده بودند بالاتر از کسانی بودکه نقصشان قبلا اتفاق افتاده بود.علاوه بر این هر چه میزان نقص افزونتر می شد پیشرفت تحصیلی با مشکلات بیشتری روبه رو می گردید.
کشفیات جسن سما، این نظر کویک لی را که رابطه مشابهی بین شدت نقص شنوایی وافت تحصیلی کودکان مبتلا به نقص شنوایی پیدا کرده بود تایید می نمود. هر چه نقص بیشتر باشد پیشرفت تحصیلی بدترمی شود.وجود ارتباط مستقیم بین نقص شنوایی و پیشرفت تحصیلی فقط در مورد کودکان کم شنوا مصداق دارد. وقتی میزان نقص در حد شنوایی شدید وعمق (یعنی بالاتر از ۷۰ دسی بل) پیشرفت تحصیلی به میزان زیادتری کند می شود.
ترای باس وکارچمر  از پیشرفتهایی که در درس خواندن وحساب ۱۵۴۳ دانش آموز ناشنوا در طی مدت سه سال به دست آمده است گزارش داده اند.آنها کودکان نه ساله ای را پیدا کرده بودند که خواندن را در سطح کلاس دوم درک می کردند. علاوه بر این انها ارتباطی بین برخی متغیرها وپیشرفت خواندن دانش اموزان ناشنوا پیدا کرده اند.
کار دختران ودانش آموزان در مقایسه با پسران و گروههای اقلیت پیشرفته تر بود.شدت مسائل خواندن با میزان شدت نقص شنوایی ووجودسایر شرایط معلولیت هماهنگی داشت.کودکانی که در سن ۵ سالگی به مدرسه رفته بودند.کارشان از کودکانی که زودتر ویادیرتر تحصیل را آغاز کرده بودند.بهتر بود همچنین دانش آموزانی که والدینی ناشنوا داشتند.در مقایسه با دانش آموزان که والدینشان شنوا بودند پیشرفت بیشتری از خود نشان می دادند.

جدول ۷-۲
متغیرهای شش گانه وهمبستگی انها با پیشرفت خواندن دانش آموزان ناشنوا
متغیر ارتباط باسطح خواندن ودرک فهم
جنس دختران نمراتی به دست می اورند که کمی بالاتر از پسران است
گروه فرهنگی نمره دانش اموزان سفید پوست بیشتر از نمره آمریکاییهای اسپانیولی ویا سیاه پوست است.
شدت نقص شنوایی سطح پیشرفت با میزان نقص شنوایی نسبت معکوس دارد
وجودمعلولیتهای دیگر دانش آموزانی که معلولیت دیگری ندارند نمراتشان بالاتر از کسانی است که دچار یک معلولیت اضافی ویا بیشتر می باشند
سن شروع مدرسه کودکانی که درسن پنج سالگی مدرسه را آغاز می کنند .نمراتی بالاتر از کسانی که به دست می آورند که زودتر ویا دیرتر به مدرسه می روند
ناشنوایی والدین دانش اموزانی که پدر ومادرشان هر دوناشنوا می باشند نمراتی بیش از کسانی که یکی از والدین ناشنواست و با پدرومادرشان هر دوشنوایی طبیعی دارند به دست می آورند

مطالعاتی که اخیرا درباره پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ناشنوا به عمل امده است پیشرفتهای را نشان داده اند.آلن (۱۹۸۶) نمرات به دست آمده از دوتست پیشرفت تحصیلی در مورد کودکان مبتلا به نقص شنوایی را مورد تجزیه وتحلیل قرار داده است.یکی از این تستها در سال ۱۹۷۴ ودیگری در سال ۱۹۸۳ اجرا شده است.به موجب گزارش او را د رهمه سنین از ۸سالگی گرفته تا ۱۸ سالگی نمرات به دست آمده در تست مربوط به درک خواندن در سال ۱۹۸۳ بالاتر از سال ۱۹۷۴ بوده است.او در زمینه پیشرفت حساب نیزنتایجی مشابهی را پیدا کرده است. علی رغم این که نتایج تست برای دانش اموزان مبتلا به نقض شنوایی پایینتر از دانش آموزان شنوا بوده است اما در ظرف مدت نه سال پیشرفت آنها همچنان سیرصعودی داشته است.هر چند که شواهدی در دسترس نمی باشد.اما چنین احساس می شود که بهبود ارائه شده درتکنیکها وفرصتهای آموزش برای یادگیری علت این پیشرفت بوده است.

سازگاری اجتماعی وشخصی
نقص شنوایی اغلب با مشکلات ارتباطی هموار است ومشکلات ارتباطی خودمیتواند به مسائل اجتماعی ورفتاری منجر شود:
تستهای شخصیت بطور دایم نشان داده اند که کودکان ناشنوا در مقایسه با کودکان شنوا دچار مسائل سازشی بیشتری می باشند. موقعی که کودکان ناشنوایی را که بدون مسائل جدی وآشکار بودند مورد مطالعه قرار دادند معلوم شد که آنها ویژگیهای نظیر خشونت، خودمحوری،عدم کنترل درونی،خودانگیختگی وتلقین پذیری از خود نشان می دهند.
کودک ناشنوایی را زمین بازی در نظر بگیرید که منتظر نوبت برای سوار شدن به تاب است او نمی تواند بسادگی بگوید: نوبت من است. انچه او انجام می دهد این است که ممکن است کودکی دیگر را بازور از سرراهش دور کند. بدیهی است که چنین رفتاری میتواند دشواریهایی را در روابط او با دیگران باعث شود. وموقعی که چندین بار چنین عملی را تکرار کند این میتواند مسائل سازشی واجتماعی جدی را به وجود آورد.
این مسائل در دوره نوجوانی تشدید می شود دیویس  از تنهایی کودکان ناشنوایی گزارش داده است که در یک مدرسه محلی جایگزین شده بودند. اغلب این کودکان فقط با یا دو دوست نزدیک داشتند وتعدادکمی از آنها به عنوان ارشد ونماینده کلاس ویا سرپرستی سایر پستهای مدرسه انتخاب شده بودند.
این امر بدیهی است که دوره نوجوانی دوره دشواری برای اغلب نوجوانان به حساب میآید.اما برای نوجوانان ناشنوا این دوره بخصوص میتواند مشکل آفرین باشد.
نقص شنوایی به استثنای مواردی نادر مشکلاتی ارتباطی به وجود می اورد در حالی که ارتباط مبنایی برای روابط اجتماعی به حساب می اید.ادراک شخص واعتماد به نفس شخص مبتلا به نقض شنوایی به چگونگی پذیرش او از طرف دیگران تاثیر می گذارند. کمتر کودکان کم شنوایی وجود دارند که روابط اجتماعی خود را ناکافی تلقی نکرده وآرزوی پذیرش از سوی همسالان خود را نداشته باشد. اگر متفاوت بودن بدترین چیزی است که می توانداتفاق افتاد بنابراین اتفاق بد دیگر معاشرت با کسانی است که آنها نیز متفاوت باشند.اگرنتوان مورد اول را همیشه کنترل نمود اما کنترل مورد دوم ممکن است همین واقعیت است که مشکلات اجتماعی نوجوانان مبتلا به نقص شنوایی اغلب از ان نشات می گیرد.
با این حساب تعجب آور نیست که تعداد زیادی از کودکان ناشنوا می خواهند با کودکانی نظیر خود معاشر باشند. یعنی با دوستانی که بتوانند با آنها از نظر اجتماعی احساس پذیرش وراحتی کنند.این گرایش به دوست شدن با همتایان تا سن بزرگسالی ادامه می یابد.به همین دلیل است که ما در تعداد زیادی از شهرها با گروههایی از افراد ناشنوا برخورد می کنیم که با یکدیگر معاشرت به ازدواج می کنند.
گرایش به پیوستن به یکدیگر کاری غیرعادی نیست.اغلب مردم اعم از کودک وبزرگسال در حضور افرادی مانندخود احساس راحتی بیشتری می کنند. البته این به معنای آن نیست که افراد ناشنوا دوست ندارند ویا نمی توانند در جامعه جایی داشته باشند اما دسترسی انها به اعضای شنوای جامعه به علت موانع ارتباطی اغلب با محدودیتهایی مواجه می باشد.
تمایل به پیوستن به همتایان همچنین بدان مفهوم نیست که همه افراد ناشنوا شبیه یکدیگرند. علی رغم هماهنگ بودن نتایج به دست آمده از تستهای شخصیتی نتیجه گیری درباره این که نوع شخصیتی واحدی در ناشنوایان وجود دارد عملی اشتباه است.بین افراد ناشنوا تفاوتهای زیادی موجوداست که به نوع اموزشی ارتباط وتجارب آنها بستگی دارد.

شناسایی وتشخیص
شناسایی کودکان ناشنوا ویا کودکانی که نقص شنوایی شدید دارند معمولا قبل از آن که آنها وارد مدرسه شوند از طریق معاینات پزشکی عمومی ویا پزشکی مخصوص کودکان انجام میگیرد. کودکان دارای نقص شنوایی خفیف ویا متوسط اغلب تا زمانی که نقصی در پیشرفت تحصیلی شان آشکار نشده است ناشناخته می مانند.حتی درچنین زمانی تشخیص دقیق آنها خود به خودصورت نمی گیرد.تعداد زیادی از علایم مخصوص نقص شنوایی بر اختلالهای دیگری نیز دلالت می کنند.کودکی که با حالتی بی تفاوت به معلم خیره می شود ممکن است قادر به شنیدن صدای معلم نباشد ویا امکان دارد آنچه راکه گفته می شود نفهمند و یاممکن است آنقدر از نظر عاطفی اشفته باشد که قادر به برقراری ارتباط نباشد.

نقش معلم در کلاس
برای این که می دانیم چگونه معلم کلاس می تواندکودکی را که دچار نقص شنوایی است شناسایی کند واو رابرای معاینه ای جامعتر ارجاع دهد استفن (۱۹۸۲) ودیگران روشهای زیر را پیشنهاد کرده اند:
• آیا چنین به نظر می رسد که در کار گوشها نقصی جسمی وجود دارد؟ دانش آموز ممکن است از گوش درد و یا ناراحتی در گوش خود شکایت کند ویا صداهای زنگ دار یا وز وزی عجیبی بشنود. شما باید به چنین شکایات و یا به علایمی نظیر ترشح مایعات از گوشها ویا تجمع بیش از حد مواد مومی شکل در داخل کانال گوش توجه کنید.
سرماخوردگیها وگلودردهای زیاد در برخی مواقع علامت عفونی شده گوشهاست که می تواند به نقص شنوایی منجر شود.
• آیا در ادا وتلفظ صداها به ویژه حذف صداهای صامت نقصی دیده می شود؟ دانش آموزانی که اشکالی د رتلفظ وتولید کلمات دارند ممکن است دچار نقص در شنوایی باشند که آنها را از بازخوردی مناسب درباره تولیدات آوائیشان باز می دارد. حذف صداهای صامت در گفتار اغلب نشانه نقص شنوایی در فرکانسهای بالاست.
• هنگام گوش دادن به رادیو، تلویزیون و ضبط آیا دانش اموزصدای آنها راچنان باشد می کند که باعث ناراحتی دیگران می شود؟ هرچند که نوجونان امروزه طوری هستند که هنگام گوش دادن به نوار موسیقی صدای آن را زیاد بلندمی کنند اما معلمان گاه با دانش آموزانی برخورد می نمایند که هنگام گوش دادن به وسایل سمعی هر چندکه جنبه موسیقی ندارد(مانند نوارهای درسی و یا فیلم استریهای صوتی) صدای آنها را بلند می کنند.
• آیا دانش آموز برای شنیدن بهتر صدای گوینده ای که با اوصحبت می کند سر را بطرف او جلو می برد و بدنش را خم می کند؟ گاه چنین حرکاتی کاملا آشکار می باشند و ممکن است با گذاشتن دست پشت گوش همراه باشند تا بدان وسیله صدا را مستقیما به گوش برسانند. اما در موارد دیگر این حرکات کاملا آشکار نمی باشند. معلمان اغلب چنین علایمی را ندیده می گیرند و آنها را به کنجکاوی وعلاقه دانش آموز به موضوع درس تفسیرمی کنند.
• ایا دانش آموز پیوسته تقاضا می کند که مطالب گفته شه تکرار شود؟ هر چند که برخی از دانش اموزان در مواقعی که قادر نیستند پاسخ مناسبی را ارائه دهنداز تکیه کلامهایی نظیر آ.. وغیره به عنوان یک مکانیسم دفاعی استفاده می کنند اما چنین تکیه کلامهایی ممکن است بر یک نقص شنوایی نیز دلالت کنند. موقعی که یک دانش آموز خاص بطور دایم تقاضای تکرار مطالب رامیکند معلمان باید با معاینه بیشتر امکان وجود یک نقص شنوایی را مورد توجه قرار دهند.
• آیا موقعی که با صدای زمان صحبت می کنیم درکبی توجه ویا بدون واکنش است؟به برخی از دانش آموزان که به درس گوش نمی دهند و یادستورالعمل های کلاسی را اجرا نمی کنند مارک مزاحم زده می شود واین ممکن است گاه به تنبیه او منجر شود. با وجود این اغلب این رفتارهای نامناسب در مدرسه به سبب ناتوانی دانش اموزان در شنیدن به وقوع می پیوندد.
• ایا دانش آموز با اکراه در فعالیتهای همراه باگفتار شرکت می کنند؟ هر چند که بی میلی در شرکت فعالیتهای گفتاری ممکن است بر حالاتی نظیر، کمرویی ، ناامنی و ناتوانی در موضوعات درسی وترس از شکست دلالت اما میتواند نشانه یک نقص شنوایی نیز باشد کودک ممکن قادر نباشد مکالمات شفاهی را که در چنین فعالیتهایی در جریان است بشنود.
آزمونهای شنوایی سنجی
اندازه گیری شدت نقص شنوایی وتشخیص نوع نقص شنوای گامهای تشخیصی مهمی به حساب می ایند. علی رغم این که معاینات شنوایی سنجی جامعی بندرت در مدارس عمومی انجام می شود اما اغلب مدارس برای پیدا کردن مسائل شنوایی دانش آموزان وسپس ارجاع آنها برای آزمونهای شنوایی سنجی وپزشکی کاملتر برنامه هایی را اجرا می کنند.فرایندهای تشخیصی در مدارس عملا به صورت فردی و یا تستهای گروهی در مورد کودکان کودکستانی تا کلاس سوم ابتدایی و در برخی مواقع برای دانش آموزان بزرگتر انجام می شود.شدت نقص شنوایی کودک از نظر آموزشی بسیار مهم است .زیرا که براساس آن نوع آموزشهای ویژه ووسایل کمک شنوایی که قرار است کودک از ان برخوردار شود تعیین می گردد. تستهای شنوایی سنجی یکی از راههایی است که برای تعیین میزان نقص شنوایی به کار می رود. تستهای دیگری که در انها فهرستهای کلامی به دقت طراحی شده اند نیز می توانند توانایی کودک را در شنیدن کلمات گفتاری اندازه گیری کنند.

ملاحضات آموزشی
محیط یادگیری
در گذشته ای نه چندان دور اغلب کودکان مبتلا به نقص شنوایی شدید وعمیق در مدارس پناهگاهی ایالتی مورد آموزش قرار می گرفتند.در طی دو دهه گذشته نهضتی به وجود آمده است که سعی دارد این دانش آموزان را از مراکز پناهگاهی خارج سازد. هر چند که هنوز در حدود ۵/۲ درصد کودکان ناشنوا در مراکز پناهگاهی آموزش می بینند با وجود این اغلب آنها در مدارس عمومی ویا کلاسهای خصوصی روزانه به سر می برند در مدارس عمومی وخصوصی برای آنها کلاس جداگانه ای تشکیل می دهند از ۱۲۰۰۰ کودکی که در موقعیتهای پناهگاهی به سر می برند بیش از ۴۶۰۰ نفرشان دانش آموز روزانه می باشند.اکثریت وسیعی از ۴۸۰۰۰ دانش اموز ناشنوایی که امروزه در ایالات متحده وجود دارند در برنامه هایی ثبت نام کرده اند که به آنها امکان می دهد تا به خانواده خود زندگی کنند.

آموزشهای اولیه
معلمان دانش اموزان ناشنوا همگی در مورد اهمیت آموزشهای اولیه توافق دارندوحتی یک کودک خردسال می تواند ارتباطات را از طریق حالات چهره، لب وحرکات سر، ژستها، لمس، و ارتعاشات آوایی افرادی که در اطرافش می باشند فرا گیرد. به همین دلیل برای والدین مهم است که هر چه زودتر با کودکان ناشنوای خود ارتباطی موثر برقرار سازند.
تعداد زیادی از برنامه های آموزش اولیه برای کودکان ناشنوای پیش دبستانی بر نقش والدین متکی است.در برخی از این برنامه ها برای کمک به اعضای خانواده در کارهای نظیر پذیرش و سازگاری،تشخیص ناشنوایی وفهم علل این نقص، خدمات مشاوره ای نیز ارائه میشود. در برنامه های دیگر والدین را آموزش می دهند تا نقشی فعال در اموزش کودکشان به عهده بگیرند و وظایف پرورشی کودک را که قسمتی از یک برنامه همه جانبه است،در خانه اجرا کنند میزان درگیری والدین در این برنامه ها به میزان امادگی آنها جهت شرکت در فعالیتها و تمایل معلمان برای کشاندن والدین به برنامه ها بستگی داردبرنامه ها واموزش والدین کودکان ناشنوای بسیار خردسال اغلب در خانه صورت می گیرد. چنین برنامه هایی در پرورشگاهها مراکز مراقبت روزانه وحتی برخی مدارس عمومی نیز اجرا می شودهدفهای اولیه این برنامه ها عبارتند از:
• رشد مهارتهای ارتباطی
• فرصت دادن به کودکان ناشنوا با سایر کودکان بازی کنند در کارها سهیم شوند وکارها را به نوبت انجام دهند.
• کمک به کودک تا ازطریق آموزشهای شنوایی ویا وسایل کمک شنوایی از باقی مانده قدرت شنوایی خود استفاده کنند.
• کمک به امادگی کودکان در دروس اساسی نظیر،زبان انگلیسی،خواندن و حساب آموزشهای پیش دبستانی گسترده برای اماده کردن کودکان ناشنوا برای رفتن به مدرسه گامی اساسی به شمار می رود. یک قسمت بسیار مهم در اماده کردن کودکان و والدینشان یادگیری چگونگی استفاده از زبان علامتی است.

مدرسه ابتدایی
با گسترده شدن روش جایگزینی یعنی وارد کردن کودکان استثنایی در کلاسهای عادی، بحث داغی بین معلمان کودکان ناشنوا در جریان است. این امر آشکار است که هر نوع برنامه آموزشی که تلاش دارد کودکان مبتلا به نقایص شنوایی را در کلاسهای عادی جایگزین سازد باید بتواند کارکنان دوره دیده ای را برای ارائه خدمات تکمیلی در اختیار والدین ونیز کودکانشان قرار دهد.
مسئولیت عمده کودک در دوره ابتدایی این است که مهارتهایی در دروس خواندن، نوشتن،حساب،علوم وعلوم اجتماعی کسب کند.کینگ (۱۹۸۱) دیگران چند کتاب خواندن را که به صورت گام به گام ونام ان مبانی خواندن است برای دانش اموزان ناشنوا کنترل نموده اند. به نظر آنها هشت سطح خواندن که به صورت گام به گام دشوارتر می تواند وجود دارد. کودکی که بتواند همه این سطحها را یاد بگیرد قادر خواهد بود کتابهای سنتی خواندن را در سطح کلاس چهارم ابتدایی شروع کند کتابهای مبانی خواندن بیش از هر کتاب دیگر برای ناشنوایان مورد استفاده قرار می گیرند.تصمیمات در مورد نوع جایگزینی در مدرسه وبرنامه ها باید بر نیازهای فردی کمک در مرحله ای خاص از دوران رشد خود متکی باشد.

مدرسه متوسطه
جایگزینی دانش اموزان ناشنوا در کلاسهای دبیرستانی کاری مشکل است.واین به خاطر آن است که آنها اغلب چند کلاس از همسالان خود عقبترمی باشند.اگر آنها در چنین کلاسهایی وارد شوند به متخصص لب خوانی و نیز سایر کمکهای تکمیلی نیازمند خواهند بود.مورز(۱۹۸۵) ودیگران از گرایشی گزارش داده اند که براساس ان دانش آموزان ناشنوا در کلاسهای ریاضی و نه در کلاسهای زبان انگلیسی تاریخ ویا علوم جایگزین می سازند. مصاحبه بامعلمان ومدیران کلا نشان داده اند که این دانش آموزان در لغات انگلیسی استاندارد که مربوط به ریاضی است کمتر از لغات انگلیسی در سایر دروس با مشکل مواجه می باشند تعداد زیادی از مدیران مدارس در حوزه آموزش ناشنوایان براین باورند که مدارس پناهگاهی ماندنی ترین موقعیتی است که در ان دروس دبیرستانی ارائه می شوند.در نواحی بزرگتر که تعداد دانش آموزان ناشنوا زیاد است میتوان دانش آموزان را به گروههایی متجانس تقسیم کرد و برنامه هایی برایشان ارائه داد کهبین دروس سنتی وآموزشهای تکنیکی وشغلی توازنی برقرار شود.استفاده از خدمات آموزشی متمرکز نیز کاری منطقی است.
۰۹۱۲۲۷۸۰۱۰۹- ۳۳۰۱۲۲۶۴ منیره کردبچه
به هر صورت امروزه تعداد زیادی از مدارس شهری ونواحی بزرگ قادرند خدمات ویژه ای را از طریق برنامه های متمرکز ارائه دهند.یک منطقه آموزشی ویاتعدادی ازانها با همکاری یکدیگر می توانند امکانات خود را جهت ارائه خدمات ویژه وجایگزینی دانش آموزان ناشنوا در یک دبیرستان جامع وبزرگ هماهنگ سازند چنین موقعیتی امکان می دهد که محیطهای متفاوتی از کلاسهای جامع گرفته تا جایگزینی دانش آموزان ناشنوا در همه دوره های درسی فراهم شود.

برنامه های بعد از دبیرستان
در نیمه دهه ۱۹۶۰ بررسیهای انجام شده درباره وضعی شغلی بزرگسالان ناشنوا حقایق ناگواری رانمایان ساخت.میزان بیکاری در میان ناشنوایان در مقایسه با افراد شنوا چهار برابر بیشتر بود ونوع کاری که آنها توانسته بودند به دست آورند اغلب جنبه نیمه ماهر ویا غیر ماهر داشت در همان زمان کوششهایی جهت شناسایی همه افراد کم شنوا که از کالجها ودانشگاهها فارغ التحصیل و یادر آنها ثبت کرده بودند انجام شد. از ۶۵۳ نفری که مطالعه روی آنها انجام گرفت تنها ۱۳۳ نفر توانسته بودند تحصیلات خود را تمام کنند که همگی دارای ناشنوایی قبل از یادگیری زبان بودند. یکی از عوامل روشنی که بر نوع مشاغل بزرگسالان ناشنوا تاثیر می گذارد فرصتهای آموزشی محدودانها می باشد.
در ظرف بیست سال گذشته اوضاع تغییر کرده است.در طول این مدت ما برنامه های شغلی متعددی را که همچنان رو به افزایش است برای نوجوانان ناشنوا به وجود آورده ایم. یکی از اقدامات مهمی که در سال ۱۹۶۷ انجام شده تاسیس انستیتوی تکنیکی ملی مخصوص ناشنوایان در شهر روچستر  در ایالت نیویورک است.این انستیتو که با بودجه دولت فدرال اداره می شود برای این هدف تاسیس شد که بتوان از طریق اموزشهای تکنیکی وشغلی به نوجوانان وبزرگسالان ناشنوا برنامه هایی ارائه نمود. در سال ۱۹۶۸ دولت فدرال بودجه ای جهت ایجاد برنامه های شغلی بعد از دوره دبیرستان در اختیار کالج هایی در شهرهای نیواورلئان، سیاتل وسنت پل قرار داد. این کالجها به گروه کوچکی از نوجوانان مبتلا به نقص شنوایی (که تعدادشان بین شصت و پنج تا یکصد نفر بود)آموزشهایی در زمینه هنرهای گرافیکی، فلزکاری،جوش کاری،تعمیر اتومبیل،خدمات تغذیه،پردازش ابزار ماشین آلات ،الکترونیک وغیره ارائه می دادند.
مورز و دیگران در ارزیابی از این برنامه ها، به نتایج مثبتی رسیدند به عنوان مثال سه چهارم فارغ التحصیلان توانسته بودند شغلی درکارهای تکنیکی تجارت و بازرگانی برای خود پیدا کنند. این مطالعات همچنین نشان دادند که این افراد قادر نبوده اند کاری جدید وبرخلاف معمول برای خود دست وپا کنند. در عوض دختران وپسران بطور گروهی در برخی مشاغل جایگزین شده بودند مانند کارهای اداری برای دختران وکارهای چاپی برای پسران.
کسب مشاغل جدید باامکانات اوزشی میسر است.یکی از فرصتهای آموزشی برای دانشجویان ناشنوا، دانشگاه گالودت  در شهر واشنگتون دی .سی است که تنها دانشگاه درسراسرجهان است که به این افراداختصاص یافته است. این دانشگاه د رسال ۱۸۶۴ توسط کنگره تاسیس یافت و هنوز مورد پشتیبانی دولت فدرال است.دوره این دانشگاه چهارسال است وهم اکنون یک دوره فوق لیسانس برای دانشجویان ناشنوا وشنوا به آن اضافه شده است دانشگاه گالودت دارای یک دبستان ویک دبیرستان ضمیمه است که دانش آموزان ودانشجویان انها ناشنوا می باشند.
در تعداد زیادی از دانشگاههای ایالتی در حال حاضر دانشجویان ناشنوا وکم شنوا پذیرفته می شوند. در این دانشگاهها خدماتی در زمینه تعبیر وتفسیر زبان علامتی وچگونگی یادداشت برداشتن به دانشجویان ارائه می شود.درباره میزان ثمربخشی این فرصتهای آموزشی هنوزتحقیق مهمی صورت نگرفته است.نتایج این برنامه ها به میزان زیاد وبه کیفیت آموزشهای اولیه بستگی دارد.

مهارتهای ارتباطی
مربیان کشور در این نکته توافق دارند که یادگیری خواندن، نوشتن، صحبت کردن وفهم زبان انگلیسی به نفع کودک ناشنوا می باشد.اما آنها درباره روش تدریس وشیوه های ارتباطی که باید ناشنوایان به کار ببرند به میزان زیاد اختلاف عقیده دارند.یک گروه از مربیان برای ایجاد ارتباط با افراد شنوا به گفتار و گفتار خوانی(لب خوانی)تنها توجه دارند.این روش گفتار به میزان زیاد برای آموزش شنیداری وخواندن گفتار متکی است.گروه دوم بر ارتباط دستی وگویایی هر دو تکیه می ورزند.هدف روش اخیر تسلط بر زبان ویک سیستم ارتباطی قابل کاربرد است.ارتباط دستی شامل استفاده از علایم الفبای انگشتی است که با استفاده ارتباطی قابل کاربرد است.ارتباط دستی شامل استفاده از علایم الفبای انگشتی است که با استفاده از الفبای دستی آن را در هوا می نویسنددر ارتباط دستی افراد ناشنوا معمولا از هر دو روش با هم استفاده می کنند یعنی برخی با کلمه ها را از طریق زبان علامتیو برخی دیگر را از طریق الفبای انگشتی ابراز می کنند.
این تضاد بین روشها وهدفها بیش از دو قرن است که ادامه دارد.شروع آن به زمانی برمی گردد که دو مدرسه مخصوص کودکان ناشنوا در قاره اروپا (کشور فرانسه) تاسیس شد. در مدرسه اول که توسط ژاکوب پرر به وجود آمد بر شیوه های گفتاری تاکید می شد ودر مدرسه دوم که توسط آب دولپه  تاسیس گردید. بر ارتباط دستی بدون گفتار تکیه می شد.
توماس گالودت در جهت تاسیس برنامه ای برای کودکان ناشنوا در امریکا کوششهایی انجام داده است. او برای این که درباره روش یاد بگیرد از مدرسه ای در انگلستان دیدن کرد او خانواده بریدوود  که مدرسه را اداره می کردند حاضر نشدند روشهای خود را با او میان بگذارند. گالودت در حالی که که از این امر ناامید وعصبانی شده بود با عبور از کانال مانش به فرانسه رفت تا ابه سیکارد  که قرار بود جانشین لپه  شود ملاقات کند.گالودت در مراجعت به کشور مدرسه ای را در شهرهارتفورد  در ایالت کنتاکی بنیاد نهاد که برارتباط دستی تکیه می کرد.او همراه با خود یکی از دانشجویان ناشنوای لپه  به نام لورنس کلرک را به آمریکا آورد. لورنس کلرک نخستین معلم کودکان ناشنوا در امریکاست.شروع اولیه روش گفتاری در ایالت متحده به وسیله مردی بنیانگذاری شد که با وجود آن که شهرت او به علت اختراع تلفن است. اما اغلب زندگیش با کارکردن با افراد ناشنوا بازکند.شیوه او در گفتار قابل مشاهده به کودکان کمککرد تا جای اندامهای گفتاری را در تولید گفتار درک کنند.تلفن اختراعیش به رشد وکاربرد وسایل کمک شنوایی وکاربرد صداهای تقویت شده برای آموزش کودکان که دچار نقص شنوایی شدید می باشد منجر شده است.
بل وگالودت به رقبای بزرگی برای یکدیگر تبدیل شدند.بطوری که هر کدام با حالتی پرخاشگرانه سعی داشتند تاکارامدی برتر شیوه خود را به اثبات برسانند.بر همین اساس معلمان نیز در حال حاضر در این اختلاف هر کدام از یک طرف جانبداری می کند.

شیوه های ارتباطی
از شیوه های دستی وگفتاری اصلی روشها ارتباطی متعددی به وجود امده اند مانند شیوه زبانی –گوشی، شیوه شنیداری، شیوه های دستی، وشیوه ارتباط ترکیبی، ثمربخشی هر یک از این شیوه ها تا اندازه ای به شدت نقص شنوایی در اختیار بودن درمانهای اولیه بستگی دارند.
شیوه زبانی-گوشی:در شیوه زبانی –گوشی از باقیمانده میزان شنوایی از طریق صداهای تقویت شده گفتار خوانی، وگفتاری که بتوان به وسیله آن مهارتهای ارتباطی را بهبود بخشید استفاده می شود.در برنامه های زبانی – گوشی از زبانهای ،واقعی،یا الفبای انگشتی استفاده میشود.
طرفداران ان معتقدند که ارتباط دستی از یادگیری زبان ومهارتهای گفتاری کودک جلوگیری کرده و محدودیتهایی در سازگاری فرد با دنیای شنوا ایجاد می کنند.
یک مهارت مهم در شیوه زبانی – گوشی گفتار خوانی (یا لب خوانی) است که هدف آن تعبیر وتفسیر ارتباط گفتاری است. این یکی از روشهایی است که از طریق آن افراد ناشنوا می توانند با افراد شنوا ارتباط برقرار کنند.از آن جا که افراد شنوا برای یادگیری یک سیستم (ارتباطی پیچیده کمتر حاضرند به خود زحمت بدهند) بنابراین افراد ناشنوا که مایلند بادنیای افرادشنوا تماس معنی داری برقرار کنند باید گفتار خوانی را یادبگیرند. یادگیری این مهارت غیرعادی مشکلات خاص خود را دارد.تعدادی زیادی از صداها در زبان انگلیسی از نظر ظاهری الگوهای بصری ویژه ای دارند.به عنوان مثال: یا  خیلی متفاوت است. اما حروف دیگری هم هستند که هم صدا می باشند به عبارت دیگر آنها به شیوه مشابهی تلفظ می شوند وروی لبها وچهره یکسان به نظر می رسند. نیمی از کلمات در زبان انگلیسی کلمه و یا کلمات متشابه التفاظ دیگری دارند. و به همین دلیل علت است گفتار خوانی عملی بسیار مشکل تلقی می شود.
شیوه های متعددی برای آموزش گفتار خوانی به کودکان به کار می رود موقعی که کودک خردسال است معلم و یا والدین با جمله های کامل با اوصحبت می کنند. در اغاز کودک ممکن است هیچ نشانه ای درک نکند اما با تکرار زیاد جملات توسط معلم و یا والدین در رابط کاری که کودک تجربه می کند مانند یک شی یک عمل ویا یک احساس او بتدریج ایده مربوط به چیزی را که به اوگفته میشود.درک می کند. در مرحله بعد این جملات کلی ومبهم به درسهایی که بر توضیحات وتمرینهای مفصلی تاکید می ورزند تبدیل می شوند که خود می توانند به کودک کمک کنند تا کلمات و صداها را از یکدیگر تشخیص دهد. سرانجام معلم آموزشهای ویژه با استفاده از روش گفتار خوانی دروس راتدریس می کنند.
در مورد این که فرایندهای تدریس با روش گفتار خوانی چگونه باید باشد. واین که چرا برخی از کودکان در مقایسه با برخی دیگر این روش را بهتر درک می کند تحقیقات اندکی انجام شده است. هوش وسایر عواملی که اغلب در یادگیری موفقیت آمیز موثرند ظاهرا با موفقیت درگفتار خوانی رابطه ای ندارند.ما به تحقیقات وارزشیابیهای نظامداری نیاز داریم تا این مهارت را که پلی به روی دنیای افراد شنواست بهبود بخشیم.
شیوه شنیداری:
در این شیوه از تقویت صوت برای بهبود مهارتهای گوش دادن وگفتن استفاده می شود. در این روش که مستلزم آموزش شنیداری است به کودک می آموزند که به صداها گوش دهد و اواهای مختلف را از یکدیگر تشخیص دهد با وجود آن که این روش بیشتر در مورد دانش اموزانی که در مدارس دچار نقص شنوایی خفیف ومتوسط می باشند اجرا می شود اما د رمورد کودکان پیش دبستانی وبویژه برای اطفالی که نقص شان شدیدتر است نیز بیشترین میزان کارایی را دارد.
والدین در فرایند آموزشهای اولیه مهمترین نقش را بر عهده دارند. یکی از هدفهای متخصصان شنیداری این است که به پدر ومادر اموزش دهند ونقشی در آموزش به عهده آنها بگذارند. روش شنیداری با مهارتهای دیگری نیز به کار می رود مانند روش اکوستیک روش اکوپدیک ،روش تک حسی وروش سمعی، سیلورمنکه از این روش به عنوان روش کلی شنیداری یاد می کند. معتقداست که ازطریق آن میتوان از باقی مانده شنوایی بیشترین میزان استفاه را به عمل آورد.علاوه بر این او توصیه می کند که باید هر چه زودتر از این روش همراه با تقویت صوت استفاده شود.
شیوه دستی:شیوه های دستی ارتباطی خود به چندین نوع تقسیم می شوند:
زبان علامتی آمریکایی، انگلیسی علامتی پیدگین  ، (انگلیسی مورد نیاز از طریق دیدن) و  (انگلیسی علامت درست) در بین این روشها زبان علامتی آمریکایی از همه برجسته تر است.روشهای دیگر رمزهای دستی هستند که بر زبان انگلیسی مبتنی می باشند.
مانند هر زبان دیگر زبان علامتی آمریکایی دارای گرامر وترکیبات خاص خود است که هر دو با گرامر وترکیب زبان انگلیسی تفاوت دارند.به خاطر همین تفاوتها، مشاجرات و مباحثاتی درباره استعمال آن برای دانش آموزان ناشنوا به وقوع پیوسته است. تعداد زیادی از مربیان معتقدند که زبان علامتی امریکایی از فراگیری زبان انگلیسی جلوگیری می کند.برخی دیگر به خصوص معلمان کودکان ناشنوا زبان شناسان، روان شناسان و پژوهشگران معتقدند که زبان علامتی آمریکایی زبان اصلی کودکان ناشنواست(وباید زبان اصلی آن ها باشد) آنها می گویند کودک باید آن را قبل از زبان انگلیسی که زبان دوم او تلقی می شود قرار دهد.
زبان علامتی  سیستمهای رمزدار ودستی می باشند. که الگوهای ترکیبی زبان انگلیسی را دارا می باشند. در بین این سه روش زبان علامتی پیدگین  به زبان علامتی آمریکایی نزدیکتر است. در این زبان از همان علامتهای زبان  استفاده می شود که در برخی موارد کلمات و اصطلاحات کنشی انگلیسی از آن حذف می شوند.
 مشابه یکدیگرند. هر دو سیستم از شیوه تکواژ در برابر یک علامت استفاده می کنند.(بعنوان مثال کلمه گربه با دو تکواژ ارائه می شود یکی برای گربه ودیگری برای ها) در این روشها از قانون دو از سه برای تعیین این که ایا هر کلمه باید علایم یکسان و یا متفاوتی داشته باشند استفاده می کنند. در قانون دو از سه به سه عنصر در هر کلمه توجه می شود:تلفظ ،هجی کردن ومعنا.اگر حداقل دو عنصر از این عناصریکسان باشد از علامت واحدی استفاده میشود واگردو عنصر از سه عنصر متفاوت باشد علایم متفاوتی به کار گرفته میشود. به عنوان مثال شیر مایعی است نوشیدنی ویا حیوانی است درنده.از ان جا که معانی متفاوتی در کلمه وجوددارد.اما معنا به کار میرود. برای کلمه های گل وگل که هم معنای متفاوت دارند وهم تلفظ آن ها مختلف است.دو علامت متفاوت به کار می رود.باوجود آنکه قانون دو از سه تعداد علایم را کاهش می دهد ممکن است سردرگمی هایی را نیز به وجود آورد…
تفاوت مهمی که بین سیستمهای  وجود دارد روشی است که هر کدام درباره کلمات مرکب (نظیر گاو چران وکتابدار) به کار می برند. در سیستم  از علامتهای زبان امریکایی استفاده می شود.اما در سیستم  هر جز کلمه گاوچران به صورت جداگانه ارائه می گردد.
شیوه ارتباط ترکیبی.در این شیوه که به آن گاه روش ناگهانی و پا امیخته نیز می گویند از ترکیبی از روشهای نظیر الفبای انگشتی، علامتی، گفتار خوانی،گفتاری و تقویت شنوایی استفاده می شود.
کنفرانس اجرایی مدارس آمریکایی مخصوص ناشنوایان (۱۹۶۷)ارتباط ترکیبی را چنین تعریف می کند:فلسفه ای است که هماهنگی مناسب بین روشهای شنیداری، دستی و گفتاری را برای برقراری ارتباطی مناسب در میان افراد مبتلا به نقایص شنوایی ایجاد می کند.
جوردان  تعدادی از کلاسهایی را که از روشهای مختلف ارتباطی استفاده می کنند مورد مشاهده قرار داده است. آنها کشف کرده اند شیوه ارتباط ترکیبی شایعترین وپس از آن شیوه زبانی-گوشی از نظر استفاده در مرتبه دوم قرار دارد. این دو روش در بیش از ۹۰درصد مدارسی که مورد مشاهده قرار گرفته اند مورد استفاده بوده اند. استفاده از روش دستی به تنهایی در هیچ یک از مدارس به عنوان یک شیوه آموزشی مهم معمول نبوده است.

تحقیقات انجام شده در شیوه های ارتباطی
طرفداران روش گفتاری مدعی هستند کودکانی که اجازه دارند بوسیله علایم ارتباط برقرار کنند کوششهای لازم را برای یادگیری گفتار از خود نشان نمیدهند.حامیان شیوه خلق الساعه معتقدند که پیشرفت زبان در کودکانی که مجاز نمی باشند از علایم ویا الفبای انگشتی استفاده کنند،کنداست فرایند یادگیری انگلیسی تنها از طریق گفتار، پیشرفت زبان را به تاخیر می اندازد. هر دو گروه توانسته اند مثالهای انفرادی از پیشرفتهای موفقیت آمیز مورد نظر خود ارائه دهند.اما این سیستمها را چگونه می توان مقایسه نمود؟ ایا بیشتر کودکان مبتلا به نقص شنوایی در یکی از این روشها بهتر عمل می کنند؟
مطالعات انجام شده در دو دهه اخیر پاسخهایی بسیار قطعی در اختیار ما قرار داده اند پاسخهایی که تعداد زیادی از معلمان ویژه را متعجب ساخته و انها را مجبور کرده است تا روشهای خودرا در مورد آموزش کودکان ناشنوا مورد تجدید نظر قرار دهند. به عنوان مثال گلدین- میداو  وفلدمن (۱۹۷۵) کشف کرده اند که شیوه گفتاری –یعنی نمونه سنتی برای آموزش کودکان خردسال ناشنوا طی دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ موفقیتهای محدودی داشته است. انها رشد زبان پنج کودک را از سن ۱۸ ماهنگی که از آموزشهای گفتاری همراه با سایرکودکان ناشنوا برخودار بوده اند مورد بررسی قرار داده اند.
در پایان مطالعه موقعی که سن کودکان به سی ودو ماهگی پنجاه وچهارماهگی رسید دو نفر از آنها میتوانستند کلمه هایی را بگویند که قابل فهم بود ویکی ازکودکان قادر بود کمتر از پنج کلمه ارائه دهد.دو کودک دیگر میتوانستند صحبت کنند وکلمه هایی را تک به تک در موقعیتهای محدود نظیراشاره کردن درست به اشیا ونامبردن مشکلهایی روی کارتها با لبه بخوانند هیچ گونه انتقالی که بتوانند بر کاربرد گفتار ولب خوانی در فعالیتهای عمومی روزانه حکایت کنند مشاهده نشد.
این اولین مطالعه ای نیست که سوالهایی را درباره ثمربخشی روی گفتاری برانگیخته باشد.کشف این امر که کودکان ناشنوای متعلق به والدین ناشنوا از نظر تحصیلی واجتماعی بهتر از کودکان ناشنوا با والدین شنوا بهتر عمل می کنند تعدادی زیادی از ناظران را واداشت که نتیجه گیری کنند که استفاده های زیادی از ارتباط دستی در سنین اولیه درخانه می تواند تاثیر مثبتی برپیشرفت تحصیلی و اجتماعی کودک داشته باشد.
در پژوهشهای دیگر کشف شده است که ترکیبی از شیوه های مختلف موثرتر است.
کویگلی  دریک مطالعه پنج ساله در مورد روشهای ترکیبی از گفتاری گرفته تا الفبای انگشتی چند نتیجه به دست آمده است:
 الفبای انگشتی وتکنیکهای گفتاری خوب به همراه هم پیشرفت زبان رابهبود می بخشند.
 یادگیری الفبای انگشتی بر کسب مهارتهای گفتاری اسیب وارد نمی کند.
 الفبای انگشتی در مورد کودکان خردسال موثرتر از کودکان مسن تر است.
 الفبای انگشتی یکی از روشهای مفید برای آموزش کودکان ناشنوا است.
در تحقیقی دیگرمورز و دیگران (۱۹۷۸) دریافته اند که کودکان ناشنوایی که از روشهای ترکیبی استفاده کرده اند از نظر هوشی در حد طبیعی عمل کرده اند. مهارتهای بیش از خواندنشان متناسب با سن آنها بوده است وقادر بوده اند با استفاده از گفتار ویک سیستم علامتی انگلیسی رمزی ودستی ارتباطی موثر برقرار کنند. با این وجود آنها کشف کرده اند که فهم گفتاراین خردسالان مشکل بوده است وعلاوه بر این کودکان در ساختارهای گرامری با اشکال مواجه بوده اند. اطلاعات به دست آمده توسط آنان بروشنی نشان داده است که ارتباط دستی رشد گفتاری را مانع نمیشود وعلاوه بر این نباید ارتباط را تنها به یک کانال محدود نمود.
مورز(۱۹۸۰) خلاصه ای از نتایج به دست آمده را چنین عنوان می کند:
هم درکلاس وهم در موقعیتهای غیررسمی گرایش ظاهرا به طرف استفاده از نمونه های چندحسی ونمونه های آموزش شنوایی وارتباط دستی می باشد.آموزشهای گفتاری که در سنین خردسالی آغاز شده و به صورت ترکیبی از روشهای مختلف ارائه می شود. کودک را به صورت موجودی اجتماعی که دارای الگوهای پیچیده ای از ارتباطات فعال یا خود ومحیطش میباشد ومی نگرد.

مسائل زبان
در قسمت اعظم این قرن تحقیقات وتجربیات آموزشی مخصوص کودکان ناشنوا بر زبان و نحوه فراگیری واستعمال آن متمرکز بوده است. و در بیشتر مواقع اصطلاح زبان و انگلیسی به معنای مترادفی به کار برده است.
تنها در پانزده سال اخیر است که پژوهشگران سعی کرده اند معنای انچه را که ما زبان کودکان ناشنوا می نامیم روشن سازند.
در این زمینه نیز دو نظریه متفاوت به وجود آمده است:کسانی هستند که معتقدند انگلیسی زبان اصلی کودکان ناشنوای امریکایی می باشد. آنها احساس می کنند که زبان علامتی آمریکایی  سیستمی محدود در ارتباط است که د رخانه والدین ناشنوایی به وجود آمده است که دارای کودکان ناشنوایی می باشند از طرف دیگر کسانی دیگر بر این باورند که انگلیسی زبان دوم کودکان ناشنوای کشور به حساب می آید وزبان علامتی آمریکایی  زبان اصلی است.
نخستین چشم انداز این نظریه ها آموزش ناشنوایان را از تاریخ به وجود آمدن آن هدایت کرده است. اما در سالهای اخیر درباره مفاهیم اساسی آن سوالهایی مطرح شده است.مطالعات به ما نشان می دهند که کودکا ناشنوایی که به روشهای سنتی آموزش می بینند درباه زبان انگلیسی امروزه با همان مشکلاتی مواجه می باشند که در اوایل دهه ۱۹۰۰ با آن روبه رو بوده اند. بنابراین ممکن است زمانی فرا رسد که وجود برخی تغییرات ضروری به نظر رسد.
یک تغییر این است که به کودکان ناشنوا زبان انگلیسی را به عنوان دوم به همان طریق بیاموزیم که هر زبان دوم دیگری را به زبان بومی کودک آموزش می دهیم. این به معنای آن است که به جای استفاده از سیستمهای علامتی در زبان انگلیسی همه دروس کلاس را با روش زبان علامتی آمریکایی  بیاموزیم. در واقع این دقیقا همان کاری است که مخصوص ناشنوایان است و در شهر فیلادلفیا واقع شده است به کودکان دبستانی به روش زبان علامتی آمریکایی  و به شیوه انگلیسی رمزی دستی هر دو آموخته می شود.
انجام چنین تغییراتی کار چندان ساده ای نیست اولین مشکل جنبه عملی بودن آن است. معلمان نمی توانند به زبانی که خود ان را نمی دانند آموزش دهند.با این حساب قبل از آن که کوششی عظیم برای آموزش با روش زبان علامتی آمریکایی  صورت گیرد. باید معلمان را درباره نحوه کاربرد زبان آموزش دهیم واین کاری است که به وقت وبودجه کافی هر دو نیازمند است.شکل دوم آن است که بحثهای فلسفی داغ بر ضد این زبان  در فرایند آموزشی در جریان است.برای مقابله با آنها باید تحقیقات واطلاعات بیشتری که بتواند مفید بودن این تغییر را برای دانش آموزان ناشنوا ثابت کند فراهم شود.

گروه آموزشی
مشکلاتی که کودک مبتلا به یک نقص شنوایی مهم با آن مواجه است چنان گوناگون است که متخصصی واحد نمی تواند با همه انها مقابله کند.بنابراین نیازهای کودک ایجاب می کند که گروهی از متخصصان برنامه آموزشی ودرمانی جامعی را اجرا کنند. یک شنوایی سنج کلینکی باید ارزیابی دقیقی از میزان نقص شنوایی وابعاد فیزیکی وعملکرد آن به عمل آورد. درمانگر گفتاری باید به کودک کمک کند تا استعدادهای خود را در خواندن وتولید گفتار از قوه به فعل دراورد. ومعلم آموزشهای ویژه که در زمینه چگونگی کارکردن با کودکان ناشنوا تربیت شده باشد باید برنامه ای جهت اموزشهای فردی و فرایندهای درسی جهت درک نیازهای ویژه کودک به معلمان عادی پیشنهاد کند.
آموزش کودکان ناشنوا در حال تغییر است. با شناخت این نکته که آموزش باید متناسب با نیازهای کودک باشد ویکی از نیازها استفاده از مفسرانی است که با علیام دستی آشنا دارند ما در کلاسها مفسران ومعلمانی را می بینیم که نه تنها در آموزشهای ویژه تخصص دارند بلکه در موضوعات درسی نیز مهارت دارند.
یک بخش مهم در گروه اموزشی که به هیچ وجه جنبه تخصصی ندارد استفاده می کنند ودربیش از ۸۰درصد این خانواده ها والدین وبرادران وخواهرشان شنوا می باشند. علاوه بر این اعضای خانواده د رسراسر سالهای حساس پیش دبستانی تقویتها وحتی اموزشهای مهمی را ارائه می دهند.

استفاده از تکنولوژی
وسایل کمک شنوایی
یکی ازمهمترین پیشرفتهایی که در قرن حاضر برای کمک به افراد مبتلا به نقایص شنوایی حاصل شده است وسایل کمک شنوایی الکترونیکی است.
ویر(۱۹۸۰ ) درباره چگونگی کارکردن با این وسایل چنین توضیح می دهد:
همه وسایل کمک شنوایی مدرن دارای سه قسمت اصی میباشند: یک میکروفن ، یک دستگاه تقویت کننده صوت ویک گیرنده .میکروفن وگیرنده انرژی را از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل می سازند. با این قرار میکروفن کوچکی که در وسیله کمک شنوایی تعبیه شده است انرژی صوتی را به انرژی الکتریکی تبدیل می کند( درست همان کاری که دهانی تلفن انجام می دهد) در حالی که کارگیرنده برعکس است یعنی انرژی الکتریکی را مجددا به انرژی صوتی مبدل می سازد (درست مثل کاری گوشی تلفن انجام می دهد).
در بین این دو قسمت دستگاه تقویت کننده (یا  قرار دارد.کار این دستگاه این است که سطح علامتی را بین درون داد و برون داد افزایش می دهد.تعدادی از وسایل کمک شنوایی را که در حال مورد استفاده می باشد نشان می دهد می توان آنها را مستقیما در مجرای گوش در جیب پیراهن ویا د رقاب عینک جاسازی کرد و یا آنها را روی استخوانی که پشت گوش است قرار داد. از طریق یک ارزیابی شنوایی سنجی می توان نوع وسیله متناسب با نیاز کودک را معین ساخت. عامل دیگری که د راینجا باید به آن اشاره کرد نگرانیهایی است که کودک د رمورد وضع ظاهر خویش هنگام استفاده از وسیله از خود نشان می دهد.
اختراع تراتزیستور باعث شده است که وسایل کمک شنوایی سنگین ومزاحم به وسایل قابل حمل تری مبدل شوند.میکروفن های هدایتی صداهای محیطی مزاحم را کاهش داده وفقط صداهایی را تقویت می کنند که مستقیما از روبه روی شنونده می آیند.
علی رغم امتیازات وسایل کمک شنوایی آنها دارای برخی محدودیتها نیز می باشند. این وسایل برای افرادی موثر می باشند که دچار نقص شنوایی انتقال هستند.
استفاده از آنها نیز ممکن است خسته کننده باشد مانند هر وسیله مکانیکی دیگر ووسایل کمک شنوایی نیز گاهی می شکنند و یا خراب می شوند. استفاده از وسیله کمک شنوایی توسط یک کودک به معنای آن نیست که دستگاه درست کار می کند.
مطالعات انجام شده درباره وسایل کمک شنوایی در مدارس آشکار ساخته اندکه بیش از نیمی آنها یا بدکار می کنند و یا اصلا کار نمی کنند. معمولا علت آن ممکن است به خاطر ضعف باتری باشد اما مشکلات دیگری هم ممکن است وجود داشته باشد.این به معنای آن است که معلم باید کودک را به دقت معاینه کند تا از درست کارکردن وسیله مطمئن شود.
وسایل کمک شنوایی زمانی بهترین میزان کارایی را دارند که همراه با برنامه آموزشی نظامدار ودقیقی توسط معلمانی که آموزشهای لازم را جهت کار با کودکان ناشنوا دیده اند توام شدند. این معلمان باید اطلاعات تخصصی خود را همراه با نظرات متخصصان شنوایی سنج، وآسیب شناسان گفتار وزبان جهت طرح برنامه های انفرادی برای دانش اموزنشان مبادله کنند.

کامپیوتر
کامپیوتر در حال حاضر یک وسیله شایع در کلاسهای درسی دانش آموزان ناشنواست. از آن جا که کامپیوتر با لمس دستها پاسخ می دهند ومعمولا به قدرت شنوایی نیز نیازمند نمی باشند بنابراین دانش آموزان دارای نقص شنوایی هنگام کار کردن با آنها با اشکال مواجه نمی شوند.با وجود آن که کامپیوترها در اصل جنبه بصری دارند برای این که شخص بتواند به صورتی موثر با آنها کار کند باید قادر باشد بخوانند ویا حداقل نشانه ها را تفسیرکند بخصوص موقعی که از نرم افزارهای مناسبی استفاده می شود،مشکلی برای اکثریت دانش آموزان کم شنوا به وجود نیامده وبه دانش آموزانی که از سطوح مهارتی متفاوتی برخودارند به صورتی موفقیت آمیز آموخته شده است تا با کامپیوتر کار کنند.
فواید متعددی برای آموزش کامپیوتری به دانش آموزان کم شنوا ذکر شده اند:
• دانش آموزان کم شنوا(بخصوص آنها که نقصشان در سطح متوسط میباشد)اغلب بر آموزشهای انفرادی بسیاری متکی میباشند. این امر میتواند فشار زیاد بر دوش معلمی بگذارند که مجبور است با بقیه دانش آموزان کلاس نیز کار کند.آموزش کامپیوتری راهی دراختیار دانش آموزان می گذارند تا مسئولیتی بیشتر در فراگیری خود به عهده گیرند. از طرفی از این طریق آنها از استقلال بیشتری نیز برخوردار می شوند.
• استفاده از کامپیوتر وبخصوص یادگیری روشهای برنامه ریزی راهی در اختیار دانش آموزان کم شنوا می گذارند تا تعهداتی را در کار آموزشی خود به عهده بگیرند. علاوه بر این درآنها انگیزه ای به وجود می اورد که اغلب در سایر اشکال تدریس موجودنیست.این امر بویژه در مورد برنامه ریزی یعنی روشی که به کامپیوتر آموزش داده می شود مصداق دارد.دریک پژوهش کشف شده است که به موازات نوشتن برنامه های کامپیوتری توسط کودکان انگیزه های آنان برای بهبود مهارتهای نوشتنی افزایش یافته است.
• استفاده از بازیهای کامپیوتری به عنوان یک تقویت کننده رفتاری روش موثری برای کمک به دانش آموزان مبتلا به نقص شنوایی ونیز سایر کودکان معلول وغیرمعلول جهت تحقق هدفهای آموزشی شناخته شده است.
• کاربرد کامپیوتر به شرکت فعال دانش آموز واستعمال مداوم یک شیوه ارتباطی متقابل نیازمند می باشد.
گارویاز یک برنامه دبیرستانی مخصوص دانش آموزان کم شنوا یاد کرده است که اواز آموزش کامپیوتری به نحو گسترده ای استفاده کرده است. بیش از سیصدبرنامه برنامه درباره اموزش دروس مانند حساب، علوم، بهداشت، خانه داری،انگلیسی، علوم اجتماعی وشناخت حرفه ها بویژه با توجه به سطح زبانی فراگیر طراحی وکلیدگذاری شده است.این روشهای طرح درس با کوشش گروهی از کارکنان مدرسه ویک تسهیل کننده که در کار استفاده از کامپیوتر استاد است اجرا می شود.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 90 صفحه
167,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد