دانلود مقاله نظریه تکامل شغلی دونالد سوپر

word قابل ویرایش
51 صفحه
11700 تومان
117,000 ریال – خرید و دانلود

مقدمه
سوپر در ارائه نظریه اش به شدت تحت تاثیر خویشتن پنداری قرار گرفته است. یعنی او معتقد است هر فردی شغلی را انتخاب می کند که متناسب با عقاید وپندارش درباره ی خودش باشد. سوپر در ایجاد نظریه اش تحت عقاید بوهلر در زمینه رشد نیز قرار گرفته است. بوهلر که یک متخصص روانشناسی رشد است، زندگی را ترکیبی از از دوره های متعدد ومشخص می داند. دوره اول را دوره رشد می نامد که از لحظه تولد آغاز وتاسن چهارده سالگی ادامه می یابد.

سپس دوره مکاشفه شروع می شود که سنین پانزده تا بیست وپنج سالگی را در بر می گیرد. دوره سوم را ابقاء می نامد که از سن بیست وپنج سالگی آغاز ودر حدود سن شصت وپنج سالگی پایان می پذیرد. دوره آخر به افول معروف است واز سن شصت وپنج سالگی به بعد آغاز می شود وتا پایان زندگی ادامه می یابد. نقش ها و وظایف وفعالیت های انسان در هر دوره متفاوت وجداگانه با دوره‌های دیگر است. سوپر با تأسی بر عقاید بوهلر کامل ترین نظریه در زمینه انتخاب شغل وتعیین مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه را پیشنهاد نموده است. (شفیع آبادی، ۱۳۸۲، ص ۱۳۱)

سوپر به مسیر تکاملی انتخاب شغل وبلوغ شغلی وحرفه ای بیشتر از انتخاب شغل توجه دارد. زیرا معتقد است انتخاب شغل یکی از نتایج تکامل وبلوغ شغلی وحرفه ای است . بنابراین اگر مسیر تکاملی انتخاب وبلوغ شغلی وحرفه ای مورد مطالعه وبررسی قرار می گیرد ومشخص شود که فرد بطور کلی در طی این مسیر از چه مراحلی می گذرد، در این حالت هدایت شغلی وحرفه ای فرد با توجه به مسیر ومراحل شناخته شده بسیار ساده تر وعملی تر خواهد بود. به نظر سوپر عوامل زیر مستقیماً در مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه دخالت دارد.

۱٫ عوامل نقشی: کلیه عواملی را شامل می شود که در محیط نقش فرد را معین ومشخص می سازند. بعنوان مثال، نقش فرد را در جامعه بعنوان معلم، مهندس، مشاور، پلیس، وغیره می توان مشخص کرد. هرکدام از این نقشها برای فرد ارزش واهمیت خاصی دارد که ممکن است همانند ویا مغایر با ارزش واهمیتی باشد که از طرف جامعه برای نقش مورد نظر تعیین گردیده است. به عبارت دیگر، احتمال دارد تصور فرد از شغل مورد نظرش با تصور کلی جامعه از آن شغل یکسان نباشد. فرد با در نظر گرفتن ارزش واهمیتی که شخصاً برای نقش هر شغل قائل است ونیز با توجه به ارزش

اجتماعی نقش هر شغل به انتخاب یکی از مشاغل مورد علاقه خود اقدام می نماید.
۲٫ عوامل فردی: کلیه خصوصیات فردی نظیر هوش، توانائی های خاص، رغبت ها وارزش ها در زمره ی عوامل فردی قرار می گیرند. این عوامل نیز بدون شک در تعیین مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه موثر می باشند.
۳٫ عوامل موقعیتی: زمینه های خانوادگی، وضع اجتماعی واقتصادی ، رابطه عرضه وتقاضا، میزان دستمزد و حقوق در زمره ی عوامل موقعیتی بشمار می آیند. این عوامل نیز در تعیین مسیر تکاملی شغل وحرفه و در نتیجه در انتخاب شغل تأثیر قابل انکاری دارند.
گفتیم که درنظریه تکاملی سوپربر خویشتن پنداری تاکید زیاد می شود. به نظر سوپر

(۱۹۶۳) اولین عامل موثر در تعیین مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه پندار وعقیده انسان درباره خودش می باشد. با مرور مختصری در نوشته های پیروان مکتب اصالت انسان بخوبی آشکار می شود که اولاً خویشتن پنداری مهمترین عامل تعیین کننده نوع رفتار انسان می باشد.(وایلی ۱۹۶۱) . ثانیاً تعاریف جداگانه ومتعددی درمورد خویشتن پنداری توسط محققان ابراز شده است. گرچه تعاریف ارائه شده به ظاهر متفاوتند، ولی همگی معنی ومفهوم تا حدودی یکسانی را درباره ی خویشتن پنداری بیان می کنند.(همان)

خویشتن پنداری
به نظر اوهارا و تیدمن (۱۹۵۹) خویشتن پنداری عبارت از مجموعه ارزشیابی های انسان درباره خودش می باشد. دراین تعریف به جنبه های مختلف انسان از قبیل استعدا، رغبت، طبقه اجتماعی، وارزش توجه کامل مبذول می گردد. به نظر اوهارا وتیدمن قدرت وتوانائی انسان برای ارزشیابی از وضع موجود، بخشی از خویشتن پنداری فرد را تشکیل می دهد. لذا به نظر اوهار وتیدمن خویشتن پنداری عبارت از مجموعه تصورات انسان در باره خودش در موقعیت ها وزمینه های مختلف می باشد.
به نظر راجرز، خویشتن پنداری عبارت از نظام ادراکی انسان می باشد که تعیین کننده شیوه زندگی است. به عقیده راجرز (۱۹۵۱) خویشتن پنداری نظام ادارکی است که به طور آگاهانه عمل می کند واز زمینه هائی نظیر درک توانایی های فردی، درک روابط فرد با خود وبا دیگران ، درک ارزشها ودرک هدف های زندگی تشکیل می گردد. لذا خویشتن پنداری نظام پویائی است که با اعتقادات ، ارزش ها ، رغبت ها ، استعدادها و توانائی های فرد ارتباط دارد. این عوامل به نوبه خود تعیین کننده مسیر زندگی انسان می باشند. به نظر اسنیگ، وکومر (۱۹۴۹) نیز خویشتن پنداری مرکب از ادراکات، احساسات، وطرز تلقی های انسان می باشد.

به نظر سوپر، (۱۹۵۷) خویشتن پنداری بر اثر تعامل بین انسان وعوامل محیطی رشد ونمو می نماید وتکامل می یابد. همچنین نظر دوستان ونحوه ارزشیابی وقضاوت دیگران موجب می گردد که فرد نقش خود را در قبال اطرافیان تعیین کند وبه ایفای آن نقش بپردازد. گرچه انسان ارزشها ی دیگران را بطور کامل نمی پذیرد، ولی تمایل دارد بخاطر کسب مقبولیت اجتماعی بخشی از ارزشها را قبول کند.
سوپر وهمکارانش(۱۹۶۳) ضمن اشاره به عقاید کارتر در زمینه تاثیر خویشتن پنداری در مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه، معتقدند خویشتن پنداری شغلی وحرفه ای عبارت از تمام اعتقادات وتصورات فرد است که به نوعی با انتخاب شغل وحرفه ارتباط دارد ویا در مسیر تکامل ویا انتخاب شغل وحرفه اثر می گذارد. می توان گفت خویشتن پنداری شغلی وحرفه ای وسیله ای برای بررسی چگونگی مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه است که مآلاً به انجام شغل منجر خواهد شد.

تشکیل خویشتن پنداری از زمانی آغاز می شود که یک نوزاد می فهمد که موجودی جدای از پدر ومادر است. رشد و غنای خویشتن پنداری در طول زندگی ادامه پیدا می کند. رشد آن تحت تاثیر فرهنگ خانواده وتجاربی است که ما با آنها برخورد می کنیم. سوپر(همانند خیلی دیگر از روانشناسان که بر روی اهمیت یادگیری تاکید دارند) معتقد است که اینکه ما چقدر می توانیم در یک حیطه مشخص خوب عمل کنیم، توسط تقویتی که ما دریافت می‌کنیم می تواند کاهش یا

افزایش یابد. اگر ما در رشته ریاضیات خوب عمل کنیم، نمرات بالایی در امتحانات ریاضی می گیریم واغلب برای معلوماتمان مورد ستایش قرار می گیریم، احتمالاً یک خویشتن پنداری ای قوی نسبت به ریاضیات داریم که وابسته به این تقویت مثبت است. اگر در ریاضیات ضعیف عمل می کنیم، نمرات پایین می گیریم ومعلم واطرافیان دیگر به ما می گویند که باید در ریاضیات بهتر عمل کنیم

ما یک خویشتن‌پنداری ضعیفی نسبت به ریاضیات داریم که در ارتباط با این تقویت منفی است (اینترنت ۱)
در حیطه سال مختلف زندگی مان ما تصویرهایی از خود می سازیم . بعضی اوقات این تصاویر واقعی، روشن وخوب تعریف شده اند و بعضی اوقات، غیر واقعی، مبهم ونامفهوم هستند. سوپر، اظهار کرد که همه بخشهای خویشتن پنداری که می تواند در شغل به کار گرفته شود خویشتن پنداری شغلی را می سازد. درونمایه اصلی نظریه سوپر این است که هر فرد به دنبال این است که خویشتن پنداری شغلی خویش را از طریق انتخاب شغل به نمایش بگذارد. (نیلز و هر، ۲۰۰۱)
تفکر درباره این موضوع، موضوعات دیگر را به ذهن متبادر می کند، یکی اینکه اگر یک فرد یک

خویشتن پنداری نامفهوم یا ضعیف داشته باشد، به احتمال زیاد او انتخابهای شغل ضعیف یا کمتر راضی کننده خواهد داشت. دیگر اینکه شغل می تواند خسته کننده یا بی معنی باشد اگر فرد آن را ابراز توانایی های خویش (چیزی که می توانند آن را به نحو احسن انجام دهند)، علائق خویش (چیزی که بیشترین علاقه را برای انجام دادنش دارند)، وارزشهای خویش (چیزی که فکر می‌کنند انجامش واقعاً مهم است) ندانند. سومین فکر این است که اینکه ما چگونه بازخورد به فرزندانمان ، اعضای خانواده ، دانش آموز، کارگران و دوستانمان می دهیم، بسیار بسیار مهم است. اگر چه ما نمی خواهیم که بازخورد غلطی به آنها بدهیم. این مهم است که هم برای انتخاب شغل وهم کلاً برای زندگی ما به آنها حمایت مثبت بدهیم وکمک کنیم که به مثبت ترین نگاه به توانائیهایشان است پیدا کنند. (همان)

چهار مرحله مکاشفه، تشخیص، همانند سازی، وایفای نقش به نظر سوپر در فرآیند رشد وتکامل خویشتن پنداری وجود دارند. این مراحل بشرح زیر قابل توجیه هستند:۱) مرحله مکاشفه در تکوین خویشتن پنداری اهمیت فوق العاده ای را حائز است . زیرا اولین مرحله در شکل پذیری خویشتن پنداری است. در این مرحله فرد خود را به عنوان انسانی مجزا ومتفاوت از دیگران احساس می کند ودر ضمن از تشابهاتی که با دیگران دارد نیزآگاه می شود. به مرور زمان با توجه به واقعیات محیطی ، فرد از طریق تجربیات به تکامل هستی خود می پردازد. به احتمال زیاد خویشتن پنداری شغلی و حرفه ای نیز بهمین ترتیب رشد می کند. به موازات تکامل رشد، فرد امکانات خود را جهت اشتغال به مشاغل متعدد و با تحصیل در رشته های گوناگون مورد سنجش و بررسی قرار می دهد.

۲) تشخیص نیز در تکوین خویشتن پنداری از اهمیت خاصی برخوردار است . به عنوان مثال کودک به مرور زمان می آموزد که دست زدن به بخاری داغ باعث سوختگی ناراحتی می گردد.در زمینه بزرگسالان نیز انسان ضمن مقایسه با دیگران به تشخیص امکانات وخصوصیات فردی موفق می شود. مثلاً پی می برد که از دیگران احتمالاً چاق تر، لاغر تر، باهوش تر، ویا کم هوش تر است. مسلماً چنین تشخیصی موجب تصمیم گیری های خاص در زمینه های شغلی وتحصیلی می گردد.

۳) مرحله همانند سازی نیز در تکوین خویشتن پنداری فرد اهمیت ویژه دارد. کودکان در سنین معین ضمن همانند سازی انسان از کارهای عام به کارهای خاص صورت می پذیرد. اگر نوجوانی تشخیص دهد که شغل پدرش او را ارضاء نمی نماید، همانند سازی با مشاغل افراد دیگر را آغاز می کند. مثلاً فرزند بقال ممکن است با همسایه خود که مهندس است همانند سازی نماید.۴) ایفای نقش از طریق مرحله همانند سازی ایجاد می شود. کسی که با شغلی ویا با فردی همانند سازی می کند، دوست دارد که به انجام آن شغل بپردازد، ونقش فرد مورد علاقه خود را ایفا کند. لذا این مرحله نیز در تکوین خویشتن پنداری تأثیر بسزایی دارد.(شفیع آبادی،۱۳۸۲،ص۱۳۴)

فرایند انتخاب شغل:
جنبه دیگری از نظریه سوپر فرآیند بودن مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه است. به بیان دیگر، مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه فرآیندی است که درتمام دوران زندگی ادامه می یابد. می توان نتیجه گرفت با افزایش سن وپیدایش بلوغ شغلی وحرفه ای انتخاب های فرد صحیح تر ومناسب تر می شوند. یعنی فرد عادی معمولاً با افزایش سن انتخابهای بهتری را انجام می دهد. ویژگی های بلوغ شغلی وحرفه ای عبارت از قبول مسئولیت، رغبت به انتخاب، جمع آوری وتجزیه وتحلیل اطلاعات، تهیه طرح ونقشه ای برای عمل وفعالیت، واستفاده از کلیه منابع موجود می باشد، فرد بالغ معمولا می تواند به بهترین وجه از امکانات خود در رسیدن به مقاصد واهدافشان استفاده نمایند. هال (۱۹۶۳) نیز انتخاب شغل وحرفه را فرآیندی می انگارد که با افزایش بلوغ مسیر بهتر ومشخص تری را طی می نماید. (همان)
به نظر سوپر وهمکارانش (۱۹۶۳) مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه که با رشد عمومی هماهنگ است مراحل متعددی دارد که ذیلاً توضیح داده می شود.

الف. مرحله رشد(تولد تا ۱۴ سالگی). خویشتن پنداری کودک در درجه اول بر اثر همانند سازی با اعضای خانواده ویا معلم رشد می کند. در آغاز این مرحله نیازها ورویا بافی های کودک اهمیت دارند. با افزایش سن وضمن شرکت درفعالیت های اجتماعی وآزمون واقعیت به مروز زمان رغبت ها وتوانائی ها ی فرد در انتخاب شغل اهمیت بیشتری پیدا می کنند. این مرحله دوره های زیر را شامل می گردد.

۱٫ رویائی(۴-۱۰ سالگی): در این دوره نیازهای اولیه غالب هستند وکودک در عالم رویا وخیال به برآوردن آرزوها وامیال خود می پردازد. هیچ گونه واقع بینی در این دوره وجود ندارد وبا مشاهده بازی کودکان می توان به امیال وآرزوهای آنها پی برد.
۲٫ رغبت(۱۱-۱۲سالگی): در این سن هنوز به واقعیت توجه زیادی مبذول نمی گردد و رغبت ها وآرزوها تا خدود زیادی تعیین کننده ی مسیر تلاش وفعالیت فرد می باشند، به نظر گینز برگ دوره رغبت از سن یازده ویا دوازده سالگی آغاز می گردد.

۳٫ صلاحیت(۱۳-۱۴سالگی): در این دوره به توانائی ها اهمیت بیشتری داده می شود وفرد سعی دارد با توجه به نیازها وتوانائی ها خود شغلی را انتخاب کند. یعنی در این دوره تا حدودی به واقعیت توجه می شود. به نظر گینز برگ دوره صلاحیت سنین دوازده تا چهارده سالگی را شامل می شود.
ب . مرحله مکاشفه (۱۵-۲۴سالگی): در این مرحله خودآزمائی، ایفای نقش ، وشناخت مشاغل از طریق انجام کارهای مدرسه واشتغال در ایام فراعت در موسسات وکارگاهها انجام می گیرد.

دوره های این مرحله عبارتند از:
۱-آزمایشی (۱۵-۱۷سالگی): در این دوره ارزشها، رغبت ها ، نیازها و توانائی ها وامکان استفاده از فرصت ها جهت اشتغال مورد توجه قرار می گیرند. انتخاب های شغلی بطور آزمایشی انجام می پذیرند وبه صورت بحث با دیگران وگاهی نیز اشتغال به بوته آزمایش گذارده می شوند.
۲-انتقال(۱۸-۲۱سالگی): با افزایش سن وتکامل رشد، فرد در انتخاب شغل به واقعیت توجه بیشتری مبذول می دارد وبه گذراندن دوره های کارآموزی علاقمند می گردد.

۳-کوشش(۲۲-۲۴سالگی): در این دوره فرد شغل مورد علاقه ومناسبی را پیدا می کند وبطور آزمایشی برای مدتی بدان اشتغال می ورزد.
ج . مرحله ایجاد (۲۵-۴۴ سالگی): فرد پس از تعیین شغل مورد نظر احتمالاً‌ برای همیشه به انجام آن خواهد پرداخت. فعالیت ها وتلاش های این مرحله به خاطر تثبیت شغلی انجام می پذیرند، دوره های این مرحله عبارتند از:
۱-کوشش (۲۵-۳۰سالگی): اگر فردی از نتایج کارش رضایت داشته باشد درصدد ادامه انجام شغل است ودر غیر اینصورت در صدد تغییر آن برخواهد آمد. لذا سعی وکوشش فرد در این دوره بخاطر تثبیت شغل می باشد

.
۲-تثبیت (۳۱-۴۴سالگی): اگر فرداز شغلی که انتخاب کرده کاملا راضی باشد به تثبیت آن اقدام می نماید. این دوره زمان خلاقیت وابتکار است. زیرا تثبیت شغل احتیاج به نوآوری وکارآئی دارد که فرد بتواند بطور رضایت بخشی به شغلش ادامه دهد.
د.مرحله ابقاء(۴۵-۶۴ سالگی) : در این مرحله فرد سعی دارد شغل مورد نظرش را ابقاء نماید وبه تکمیل مهارتهای خود بپردازد. معمولا کمترکسی در این مرحله به تغییر شغل قبلی می پردازد وشغل جدید ی را انتخاب می کند، ولی به طور کلی امکان تغییر شغل دراین مرحله نیز وجود دارد.
هـ . مرحله افول(سن ۶۵ سالگی به بالا) – با تقلیل توانائی بدنی تغییراتی در فعالیتهای شغلی وحرفه ای نیز پدید می آید. در این مرحله فرد معمولاً در نقش ها ووظایف شغلی خود تغییراتی را بوجود می آورد. دوره های این مرحله عبارتند از:

۱٫ تقلیل (۶۵-۷۰ سالگی): در زمان بازنشستگی وگاهی نیز در مرحله ابقاء فرد توانائی کارکردن را به مقدار قابل توجهی از دست می دهد. گروهی از مردم در این سن شغل دیگری را که انجامش به توانائی کمتری نیاز دارد جایگزین شغل قبلی خود می نمایند.
۲٫ بازنشستگی (سن ۷۱سالگی به بالا): وضع جسمانی افراد در سنین مختلف ونیز عکس العمل انسان ها به بازنشسته شدن با یکدیگر یکسان نمی باشد. بازنشستگی از شغل برای بعضی ها با شادی وخوشحالی وبرای عده ای دیگر با نگرانی و دلهره همراه است. گروهی نیز قبل از بازنشسته شدن از شغل، دار فانی را وداع می گویند. توجه به افراد بازنشسته از نظر روانی وجسمانی در راهنمائی شغلی وحرفه ای اهمیت فراوانی را حائز است.

فعالیت‌های تکاملی
مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه از طریق پنج رشته فعالیت انجام می پذیرد که سوپر آنها را رشته های تکاملی شغلی می نامد. به عبارت دیگر، انسان در جریان انتخاب شغل و طی مسیر تکاملی انتخاب شغل یک رشته فعالیت های تکاملی را انجام می دهد که بشرح زیر قابل ذکرند.
۱-تبلور- سنین چهارده تا هجده سالگی را شامل میشود. از طریق تبلور فرد سعی دارد ترجیح های شغلی را بطریقی تنظیم کند وسپس انتخاب نماید که مسیر تکاملی انتخاب شغل با پندار فرد در

باره خودش سازگار باشد. برای آن که فرد به نتیجه بهتر وصحیح تر نایل شود باید از تمام امکانات وفرصت ها به نحو احسن استفاده نماید. در سنین تبلور، فرد از عواملی که توجه به آنها در طرح ریزی شغلی وحرفه ای ضرورت دارد آگاه می شود، عواملی را که در هدف ها اثر می گذارند شناسائی می کند، ارزش ها ورغبت هایش را مورد بررسی قرار می دهد، ترجیج های شغلی را بطور کلی می شناسد، ثباتی در ترجیح های شغلی ایجاد می نماید. درباره مشاغلی که ترجیح می دهد اطلاعاتی را گردآوری می کند، ودرباره مشاغل ترجیح داده شده طرح ریزی وآینده نگری می نماید.

۲- تعیین – از سن هجده سالگی تا بیست سالگی ادامه می یابد. در سنین تعیین فرد به تصمیم گیری در مرود شغل احتمالی آینده اش نزدیک تر می شود. فرد باید رغبت ها وترجیح های خود را محدودتر نماید تا بتواند از بین آنها به انتخاب بپردازد. لذا در سنین تعیین برخی از رغبت ها وترجیح های موجود در سنین تبلور باید از بین بروند وبا توجه به واقعیت انسان پندار ومفهوم دقیق تری درباره خود کسب کند ودرجریان انتخاب سعی نماید آن دسته از مشاغل را بر گزیند که با پندار ومفهوم خود سازگارتر هستند.

۳- اجرا- سنین بیست ویک تا بیست وچهارسالگی را شامل میشود. در این سنین انتخاب با توجه به خود پندار ومفهوم خود انجام می گیرد. یعنی انسان با توجه به مفهوم خود شغلی را بر می گزیند. اجرا بر تبلور وتعیین استوار است. در سنین اجرا فرد به گذراندن دوره آموزش شغلی وحرفه ای می پردازد وسپس به شغلش اشتغال می ورزد.
۴-تثبیت – سنین بیست وپنج تا سی وپنج سالگی را در بر می گیرد. فرد در این سنین پس از اشتغال به شغلش قضاوت می کندکه آیا شغل وحرفه مناسبی را برگزیده است یا نه . درصورت تناسب شغلی فرد به تثبیت آن اقدام می کند.

۵- تحکیم – از سن سی وپنج سالگی به بعد آغاز می شود. معمولا فرد پس از گذراندن مرحله تثبیت با موفقیت، شغلش را تا آخر عمر ادامه خواهد داد. دراین مرحله فرد به تکمیل مهارت ها وتوانائی های شغلی مبادرت می ورزد. (همان)

بلوغ شغلی:
نظریه رشدی شغلی سوپر با نظریه رشدی روانی اریکسون مقایسه می‌شود. اریکسون توانایی ایجاد طرحهای شغل مناسب و موفقیت‌آمیز را نقطه مرکزی حل رضایت‌بخش بحران هویت دوران نوجوانی می‌دانست. یک شغل می تواند به عنوان ابزاری برای تحقق خویشتن‌پنداری وبرای ترکیب کردن هر دو یک شکل همبسته است. (اوهلر، ۱۹۹۴، ص۳۳۶)

تکامل شغلی عموما میتواند به عنوان اندازه ای که افراد می توانند انتخاب های شغل را مستقلا انجام دهند، تعریف شود. سوپر بلوغ شغلی را به عنوان درجه ای از رشد جایی که در پیوستار رشد شغلی از مکاشفه تا افول به آن می رسیم، تعریف کرده است.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 11700 تومان در 51 صفحه
117,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد