دانلود مقاله نقدی بر معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد و پیشنهاد معیارهای ارزش افزوده اقتصادی و جریان های آزاد نقدی برای گزارشگری ارزش های و

word قابل ویرایش
23 صفحه
8700 تومان

نقدی بر معیارهای حسابداری ارزیابی عملکرد و پیشنهاد معیارهای ارزش افزوده اقتصادی و جریان های آزاد نقدی برای گزارشگری ارزش های واحد تجاری

چکیده
با وجود چالش های ناشی از تفکیک مالکیت از مدیریت و تضاد منافع بین گروه‌های ذینفع مرتبط با واحد تجاری شاهد هستیم از معیارهای حسابداری نظیر درآمد هر سهم PS ، نسبت بازدهی حقوق صاحبان سهام R و یا بازدهی سرمایه گذاریها R به منظور ارزیابی عملکردواحدهای تجاری استفاده می شود. وحتی از این معیارها برای تنظیم طرحهای انگیزشی و پاداشی مدیران استفاده شده است. در این مقاله که حاصل یک مطالعه توصیفی است به نقد و ارزیابی معیارهای سنتی حسابداری برای ارزیابی عملکرد و گزارشگری

مالی واحد های تجاری پرداخته می شود و با توجه به شرایط تحول یافته ناشی از جهانی شدن اقتصاد چالش اساسی مدیریت بنگاه‌های تجاری ارزش آفرینی برای بنگاه ها و بخصوص ثروت آفرینی برای طبقه سهامدار معرفی می گردد. شاخص اصلی ارزش آفرینی و ارزیابی عملکرد معیار ارزش افزوده اقتصادی V یا سود اقتصادی معرفی می گردد. این شاخص برای ارزیابی عملکرد واحدهای تجاری و تنظیم طرحهای انگیزشی مدیران کاربرد دارد و ضمن تأکید بر اهمیت آن، چگونگی محاسبه و تعدیلات لازم بر سود وسرمایه حسابداری به منظور محاسبه ارزش افزوده اقتصادی مطرح می شود. همچنین معیار جریان های آزاد نقدی FCF به عنوان شاخص دیگری در ارزیابی عملکرد و گزارشگری ارزش های واحد تجاری معرفی می گردد. نمونه هایی از بنگاه‌های موفق که از این شاخص ها برای ارزیابی عملکرد خود استفاده نموده اند معرفی می شود.

واژه های کلیدی: ارزش افزوده اقتصادی- جریان های آزاد نقدی– ارزیابی عملکرد و پاسخگویی مدیران – پاداش مدیران – معیارهای حسابداری

Faculty of Admin. Sciences & Econ. Journal,
University of Isfahan.
Vol.17, No.1 , 2005

A Critique on Performance Measurement Techniques in Accounting and Proposing the Measure of Economic Value Added and Free Cash Flows for Corporate
Reporting

N. Izadinia

Abstract

With challenges over the separation of ownership and management and the conflict of interest between different accounting user groups, we witness the use of accounting measures such as Earning per share (EPS), return on stockholders’ Equity (ROE) or return on investment (ROI) for performance evaluation. Those measures are also used for setting management’s incentive plans. In this article which is an interpretive one we critically evaluate traditional accounting measures in performance evaluation and corporate reporting and with regards to the changes in world economy conditions and globalization we show that the main challenge of the corporate management is wealth creation for stockholders.

The main measure of wealth creation and performance evaluation is Economic Value Added (EVA) or Economic Profit (EP). This measure is used for managers’ performance evaluation and setting incentive plans for them. We show in this paper how to adjust the accounting profit and capital to arrive at Economic Value Added (EVA). Further, the Free Cash Flow is another measure of performance evaluation and corporate reporting which is discussed in this paper. We give a sample real world companies who use such measures.

 

Keywords: Economic Value Added (EVA), Free Cash Flow, Performance evaluation, Incentive plans, Accounting measures

مقدمه
اختیار و قدرت تصمیم گیری در شرکتهای سهامی عام که ناشی از ابتکار عمل و سرمایه بخش خصوصی است در کل در حیطه وکنترل گروه‌هایی از طبقات مدیریت است. مدیرانی که اقتصاد کشور تحت نفوذ تصمیمات آنهاست و برنامه ریزی بنگاه ها را به نحوی انجام می دهند که چه بسا با منافع طبقه سهامدار و یا حتی اقتصاد ملی در تضاد باشد. شناسایی مشکلات ناشی از تفکیک مالکیت از مدیریت و تضاد منافع به

زمان های دور برمی گردد از زمانی که دو نفر از اساتید دانشگاه کلمبیا بنام آقایان Cardiner. C.Means & Adolf . A.Berle در کتابی تحت عنوان ” شرکت های مدرن ومالکیت خصوصی سبک و سیاقی از مدیریت را که در جهت منافع فردی و گروهی خود عمل می نماید، افشا می سازند. به عنوان مثال آنان ذکر می کنند مدیران در جهت رشد منافع خود اندازه شرکت ها را گسترش می دهند حتی اگر این رشد غیر اقتصادی و به زیان طبقه سهامدار باشد. زمانی که ارزیابی عملکرد و پاداش مدیران اجرایی متناسب با اندازه شرکت ها است شاهد وقوع این پدیده هستیم. یا زمانی که پاداش سالانه مدیران مبتنی بر ارقام حسابداری است، انگیزه های قوی برای مدیریت سود و دستکاری ارقام حسابداری وجود دارد.

از این رو کمیته های پاداش و مجامع عمومی شرکتها برای رهایی از دام سود حسابداری و سایر مقیاسهای ارزیابی عملکرد مبتنی بر ارقام حسابداری به مقیاسهای ارزش آفرینی روی آورده اند. مقیاس های ارزش افزوده اقتصادی (EVA) وجریانهایآزاد نقدی(FCF) مقیاس های اصلی اندازه گیری ارزش است که نارساییهای سایر مقیاسهای حسابداری را ندارد و تلاش می نماید بین منافع طبقه سهامدار و مدیران هم سویی ایجاد نماید.به علاوه مقیاسهای مذکور برای گزارشگری ارزش های اقتصادی واحد تجاری کاربرد دارد.

مروری بر ادبیات موضوع

در دو دهه آخر قرن بیستم میلادی شاهد تغییر و تحولات بنیادی در شرایط اقتصادی و روابط تجاری بین کشورها هستیم. آثار این تغییرات بسیاری از کشورهای جهان، صرفنظر از وضعیت سیاسی و سطح توسعه اقتصادی آنها را فرا گرفته است. عمده عوامل کلیدی در پیدایش شرایط متحول شده اقتصادی را میتوان به قرار زیر تلخیص نمود .
• آزاد سازی نرخ ارز در بازار پول و شناور شدن نرخ ارز

• مقررات زادیی از فعالیتهای اقتصادی و بویژه پایان یافتن کنترل ها در زمینه حرکت سرمایه ها
• جنبش جهانی خصوصی سازی در اقتصاد
• توافق همگانی در مورد تعرفه ها و تجارت
• بسط و گسترش مؤسسات سرمایه گذاری و اعتباری
• رشد حیرت انگیز تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات

• تغییر دیدگاه نسل ها نسبت به نوع پس اندازها و سرمایه گذاری ها
مجموعه این شرایط کلیدی زمینه ساز پدیده جهانی شدن اقتصاد بوده است. در شرایط جدید مدیران واحدهای تجاری با چالش های جدیدی مواجهند. از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد.
• امروزه سرمایه گذاران قادرند برای کسب بازدهی بیشتر سرمایه های خود را حرکت دهند زیرا سرمایه هادارای چنین خاصیتی می باشند.
• مدیران اجرایی نمی توانند نسبت به بازارهای سرمایه بی تفاوت باشند.
• حداکثر سازی ثروت سهامداران از اهداف اصلی بنگاه هاست .
• حفظ هزینه های سرمایه در سطح معقول از ضرورتهای تداوم فعالیت در بازار سرمایه است.

• ارزش آفرینی برای بنگاه‌ها عامل اصلی در ثروت آفرینی طبقه سهامدار وحفظ تداوم فعالیت است.
• ارزش افزوده بازار (MVA) که شاخص ثروت آفرینی برای طبقه سهامدار است تحت تأثیر قضاوت نسبت به EVA می باشد.
مؤسسات مشاوره مالی و مدیریت راه حل بنیادی که به منظور بهبود اساسی در عملکرد شرکتها و حل چالش های جدید پیشنهاد نموده اند، سیستم مدیریت مبتنی بر ارزش (VBM) می باشد. این سیستم آن گونه که نایت (Jame. A.Knight) یکی از صاحبنظران این نظریه توصیف می کند . عبارت است از:

« VBM یعنی سیستمها و فرآیندهای کلیدی و حتی افراد در یک واحد تجاری به سمت ارزش آفرینی سوق داده شوند و جهت گیری این سیستمها به سمت خلق ارزش باشد. به عبارتی به کلیه افراد در رده های مختلف سازمان این تفکر القا شود که چگونه در بین تصمیمات خود تقدم قایل شوند و تصمیماتی را مقدم بدارند، که در ایجاد ارزش و ثروت آفرینی مؤثرند.»
یک برنامه جامع مدیریت مبتنی برارزش (VBM) اجزای زیر را در برمی گیرد :
• برنامه ریزی استراتژیک
• تخصیص سرمایه (مدیریت سرمایه گذاریها)
• بودجه بندی عملیاتی
• اندازه گیری عملکرد

• تنظیم طرحهای پاداش مدیران و کارکنان
• تنظیم ارتباطات داخلی سازمان
• تنظیم ارتباطات خارجی سازمان
در سیستم VBM ثروت آفرینی برای طبقه سهامدار به عنوان هدف بارز و شاخص در مدیریت واحد تجاری و اتخاذ تصمیماتی از قبیل تولید محصولات جدید یا گسترش حجم عملیات می باشد.
ارزش افزوده اقتصادی (EVA) که به آن سودباقیمانده یا سود اقتصادی هم
می گویند معتقد است ارزش زمانی ایجاد می شود که یک واحد تجاری بتواند تمامی هزینه های عملیاتی و همچنین هزینه های سرمایه خود را پوشش دهد و مبالغی نیز مازاد باقی بماند. EVA به عنوان یک راه حل بدیل برای نگاه به عملکرد واحد تجاری است و مقیاسی است که میتوان برمبنای آن به ارزیابی عملکرد پرداخت.EVA یک مشارکت اساسی در مدیریت خلق ارزش دارد و معبری برای پیاده نمودن نظریهVBMاست و در اجراء هر یک از اجزا سیستم مدیریت مبتنی بر ارزش مرتبط است .
هم اینک در اکثر شرکتهای بزرگ غربی که تعداد آنها از صدها مورد تجاوز می کند
EVA مبنای گزارشگری نتایج عملیات و تنظیم طرحهای انگیزشی است .

EVA مقیاسی منافع سهامداران است و مدیران نیز با همان هدف مشمول ارزیابی و اعطا پاداش قرار می گیرند. EVAیک مفهوم جدید نیست بلکه همان مفهومی است که اقتصاددانان آن را سود اقتصادی می نامیدند لیکن تا این اواخر فاقد تکنیک اندازه گیری بود. بعد از یک دوره تکوین نسبتاً طولانی اندازه گیریEVA توسط شرکتStern Stewart در سال ۱۹۸۹ آغاز گردید از آن زمان تاکنون بیش از ۳۰۰ شرکت در نقاط مختلف جهان با این سیستم خود را سازگار نموده اند که از آن جمله میتوان از شرکتهای زیر نام برد:

TATE & LYLE BRIGGS & STRATTON COCA- COLA
SPX LAFARJE QUAKER OATE
HERMAN MILER SIMENS BOISE CASCADE

معیارهای حسابداری
در دهه های آخر قرن بیستم میلادی در بسیاری از واحدهای تجاری ارزیابی عملکرد مدیران و تنظیم طرحهای پاداشی به تغییرات سود حسابداری و سود هر سهم (EPS) وابسته بوده است، همچنین از سایر مقیاسهای حسابداری نیز در این رابطه استفاده شده است. این مقیاسها در سیر تکوین و تکامل خود از بازدهی حقوق صاحبان سهام (ROE) و بازدهی خالص داراییها ((RONA و یا بازدهی سرمایه گذاریها (ROI) استفاده نموده اند.

گر چه مقیاسهای ROE و RONA مقیاسهای بهتری از EPS است و سود و ترازنامه را بهم مرتبط می سازد، اما این مقیاسها هم می تواند تحریف شود. به عنوان مثال اگر ROE به عنوان یک رقم از پیش تعیین شده تعریف شود به دو شیوه می توان باعث افزایش آن شد. یکی از راه صحیح یعنی بهبود عملکرد واحد تجاری و بهبود سود از طریق افزایش کارائیها و سرمایه گذاری در پروژه هایی که دارای EVA مثبت می باشد. اما اگر این شیوه امکان پذیر نباشد شیوه دیگر عبارت از کاهش حقوق صاحبان سهام از طریق باز خرید سهام منتشره می باشد

که با همان سطح سود قبلی نرخ ROE افزایش می یابد، یا اگر ارزیابی عملکرد به بازدهی خالص داراییها (RONA) وابسته باشد تحریفات مشابهی ممکن است اتفاق افتد به فرض بعضی از داراییها که حفظ آنها برای شرکت ارزشمند است فروخته شود و درنتیجه بازدهی بیشتری روی داراییهای باقی مانده گزارش شود. یا مثلاً اگر تحصیل شرکت دیگری مطلوب و مقرون به صرفه باشد و سود کل مجموعه را افزایش می دهد از آن جا که حجم داراییها را افزایش می دهد و نرخ RONA در کل مجموعه کاهش می یابد اتفاق نمی افتد زیرا باعث کاهش نرخ RONAو پاداش مدیران می گردد .

به عنوان مثال در شرکت کامپیوتری APPLE تمامی مدیران آن بر مبنای RONA ارزیابی می شدند در اوایل دهه ۱۹۹۰ نرخ RONA در این شرکت حدود سی درصد بود که در میان شرکتهای آمریکایی نرخ بالایی بود. این نرخ بالا باعث شده بود مدیران از پذیرش آن دسته از فرصتهای سرمایه گذاری پر بازده که نرخ RONA آنها کمتراز سی درصد اما بالاتر ازنرخ هزینه سرمایه آنها بود اجتناب ورزند. مدیران می دانستند اگر پروژه هایی با نرخ RONA کمتر از سی درصد اجراء نمایند پاداشهای آنها کاهش می یابد. پیامد بلند مدت این وضعیت کاهش سرمایه گذاریهای جدید APPLE می باشد به نحوی که در سال ۱۹۹۷ این شرکت درمعرض فروپاشی قرار می گیرد . دراین دهه بسیاری از پروژه های ارزش آفرین که دارای EVA مثبت بودند کنار گذاشته شد.

رئیس APPLE آقای G.Amelio می گوید:« راه‌های کمی برای APPLE وجود داشت که بتواند اقدام کند بویژه با توجه به فرهنگ سازمانی که وظایف و کارها در مسیر غلط بود و تدریج باعث فرسایش موقعیت قوی اولیه مادر صنعت کامپیوتر شد. انتخاب معیارها و مقیاسهای غلط هیچ گونه کمکی به ما نکرد »

مثال دیگر شرکت Coca cola است که از شهرت و اعتبار جهانی برخوردار است در این شرکت تا قبل از دهه ۱۹۸۰ معیار بازدهی خالص داراییها (RONA) معیار ارزیابی عملکرد بود و همین امر باعث شده بود که از پذیرش پاره ای از سرمایه گذاریها به سبب آن که ممکن است نرخ RONA را برای کل شرکت کاهش دهد، اجتناب ورزند. در حالی که این سرمایه گذاریها نرخ بازدهی بالاتری از نرخ هزینه سرمایه آنها داشت اما در زمان مدیریت آقای Roberto Goizueto که یک مهندس شیمی بود کلید موفقیت حداکثر سازی EVA تشخیص داده شد یعنی اجرای پروژه هایی که دارای نرخ بازدهی بالاتری از نرخ هزینه سرمایه است به عبارتی دارای EVA مثبت می باشد. این شرکت بعد از تغییر در نگرش نسبت به معیارها به تولید انواع

محصولات غذایی با رژیمهای مختلف و تنوع تولیدات با توجه به تنوع ذائقه ها روی آورد از شرکتهای دیگری که به سیستم VBM توجه نموده اند و ازمعیار EVA برای ارزیابی عملکرد بخشهای خود استفاده نموده اند شرکت Tate & Lyle که مرکز آن در لندن است و شرکت بزرگی در تجارت شکر ومواد غذایی می باشد میتوان نام برد. آقای Simon Gifford مدیر مالی آن می گوید:« در گذشته همواره، تأکید ما بر قدرت سودآوری و به ویژه بهبود EPS بود زیرا معیاری است که مورد درخواست مردم و تحلیل گران مالی است.» Gifford می گوید: نتیجه این نگرش آن بود که توجه کافی به مبانی سرمایه و مخارج سرمایه نداشتیم و به دلیل عدم توجه به EVA بعضی از بخشها ادامه فعالیت آنها اقتصادی نبود ودر این بخشها سود خالص عملیاتی (NOPAT) تکافوی هزینه سرمایه را نمی کرد وبرای آینده نزدیک نیز تحقق این امر محتمل نبود .

پذیرش وسیع اندازه گیریهای حسابداری به منظور ارزیابی عملکرد ناشی از فقدان اطلاعات داخلی شرکتها است که در اختیار طبقه سهامدار نیست، لذا مجبورند به معیارهای حسابداری اتکا نمایند. این معیارها ممکن است نارسا باشند اما از نظر عرف مورد احترام می باشند . به عنوان شاهد میتوان از سود حسابداری تعهدی که بر مبنای آن درآمد هر سهم (EPS) محاسبه می شود نام برد . معیار EPS در طول زمان به بالاترین حد اهمیت و پذیرش خود رسیده است. خطر اساسی آن است که حسابداران برای محاسبه سود حسابداری محاسبات مختلفی را انجام می دهند که چه بسا با واقعیتهای اقتصادی سازگار نباشد و این امکان وجود دارد که سود هر سهم (EPS) دستکاری شود. این تحریفات با بکارگیری

روشهای مختلف حسابداری امکان پذیر است. در دفاع از نحوه عمل حسابداری بایستی اذعان داشت حسابداران از روی قصد و عمد باعث تحریفات نمی شوند بلکه روشهای حسابداری برای ارزیابی واقعیتهای اقتصادی واحد تجاری طراحی نشده اند. در حسابداری تعیین وضعیت عملیاتی و ارزیابی عملکرد با دیدگاه بسیار محتاطانه صورت گرفته و این امر باعث شده ارزیابی عملکرد با فرض بدترین شرایط صورت گیرد به عنوان مثال حسابداران پاراه ای از مخارج را با وجود آن که دارای تأثیرات سرمایه ای است به عنوان هزینه دوره از سود جاری کسر نموده اند .

بطور متداول همین که صورتهای مالی سالانه یا فصلی منتشر می شده است، ارقام سود حسابداری و EPS مورد علاقه و توجه قرار می گرفته است و مدیریت نیز با آگاهی از علاقه سهامداران به EPS به تحریفات سود حسابداری می پرداخته است آقای Arthur Levitt رییس S.E.C در سال ۱۹۹۸ در یک سخنرانی هشداردهنده پاره ای از ترفندها که با موضوع مدیریت سود مرتبط است ذکر می نماید . مواردی از آن را به شرح زیر افشا می سازد :

– ترفند فروشهای اجباری (Trade Loading)
بدان معنی که شرکتها در رابطه با مشتریان دایمی و مطیع خودسیاستهای اعتباری سهلی را قایل می شوند و آنها را راضی می کنند، بیش از آن که نیاز دارند کالا خریداری نمایند و در نتیجه سود حسابداری دوره جاری افزایش می یابد. مدیران در دوره‌های بعد نیز بمنظور جلوگیری از کاهش حجم فروش میزان فروشهای اجباری را افزایش و سیاستهای اعتباری را سهل تر می کنند، در حالی که سود و EPS افزایش یافته و مشتری از یک دوره سخاوتمندانه اعتباری برخوردار است هیچگونه ارزش و وجوه نقد قابل توزیعی فراهم نشده است و این پدیده یک بازی پوشالی است و فقط کسانی از آن منتفع می شوند که میزان پاداش آنها به EPS وابسته است.
– ترفند Big Bath
در این ترفند واحدهای تجاری در بیان هزینه های تجدید ساختار خود بزرگ نمایی می کنند. هزینه هایی از قبیل حق بازخرید خدمت کارکنان یا هزینه های از رده خارج کردن تجهیزات بیش از واقع گزارش می شود و به یکباره سود کاهش می یابد . بازار کارای سرمایه با بررسی سودهای آتی به ارزشیابی سهام می پردازد و در آینده نزدیک وقوع مجدد این گونه هزینه ها را محتمل نمی داند، لذا سودهای آتی را افزایش یافته تلقی نموده و قیمت گذاری بیشتری برای سهام انجام می دهد. این پدیده هنگامی رخ می دهد که پاداش مدیران محدود به مبلغ معینی از سود شده باشد بدین ترتیب مدیران از سودهای آتی و پاداشهای آتی خود حفاظت می کنند.
– ترفند Merger Magic
هنگامی که یک واحد تجاری با واحد دیگر ادغام می شود و یا اکثریت سهام آن را تحصیل می نماید می تواند بخش عمده ای از بهای خرید را به عنوان اجرای فرآیند تحقیق و توسعه خود در حساب مذکور ثبت نماید و به سرعت این مخارج را به حساب سود و زیان منظور و از سود جاری کسر نماید. حال آنکه اگر این مبالغ به عنوان سرقفلی ترکیبی در ترازنامه منعکس شود از کانال استهلاک از سودهای آتی کسر می گردد.
– ترفند Cookie Jar Reserves
حسابداران با استفاده از مزایای حسابداری تعهدی اقلام هزینه و زیانهای بالقوه آتی را در دوره جاری شناسایی و به عنوان بدهی در ترازنامه منعکس می نمایند. به عنوان مثال هزینه های خدمات پس از فروش ویا هزینه های وامها و بازخرید خدمات کارکنان را در دوره هایی که سود زیاد است در حساب ذخایر انباشته می کنند و در دوره هایی که سودآوری پایین است از این حساب استفاده می کنند بدین گونه در دوره های رونق سود را کاهش و در دوره های رکود از کاهش سود جلوگیری می کنند.بدین ترتیب مدیران با این شیوه از سودهای آتی حفاظت می کنند.
آقای Levitt در خاتمه سخنرانی خود بیان می کند: « امروزه شاهدیم تعداد زیادی از مدیران اجرایی شرکتها دوست دارند خود را شریک خانوادگی و امین سرمایه گذاران تلقی نمایند و در سمتی حرکت کنند که خوشایند سهامداران است کم کم این مدیران به این دیدگاه می رسند که حتی تحریف سود اگر در جهت رضایت بازار سرمایه باشد نه تنها کار خوبی است بلکه وظیفه آنهاست ».

به دنبال ورشکستگی شرکت Enron در آمریکا آقای Stewart که از مروجین نظریه ارزش افزوده اقتصادی است در مقاله ای تحت عنوان « شرکت انرون از توقف بازی مدیریت سود خبرمی دهد » اعلام می دارد این ورشکستگی از سالها قبل از اعلام، اتفاق افتاده بود.

شرکت انرون در سال ۱۹۸۵ میلادی تأسیس و در مدت کوتاهی به هفتمین شرکت بزرگ آمریکا و بزرگترین شرکت تجاری در خرید و فروش گاز طبیعی در دنیا تبدیل شد. ورشکستگی انرون از مدتها قبل اتفاق افتاده بود و به دنبال حوادث یازده سپتامبر به منظور جلوگیری از تزاید التهاب ناشی از این حادثه اعلام ورشکستگی به تأخیر افتاد. اعلام ورشکستگی میلیاردها دلار به سهامداران زیان وارد نمود و باعث شد کارمندان شرکت که بالغ بر بیست هزار نفر بودند تمامی اندوخته های دوران بازنشستگی خود را که به صورت سهام این شرکت بود از دست بدهند. ورشکستگی انرون صرفنظر از ابعاد سیاسی و اقتصادی از لحاظ معیارهای ارزیابی عملکرد و انجام وظایف حسابرسان قابل تعمق است.

استوارت معتقد است یکی از دلایل ورشکستگی این شرکت تأکید بیش از حد بر معیار EPS و سود حسابداری می باشد به نحوی که در گزارشات مالی سال ۲۰۰۰ مدیریت این شرکت ادعا نموده است: « عملکرد انرون در سال ۲۰۰۰ بر مبنای هر مقیاسی موفقیت آمیز است. به نحوی که سود ویژه شرکت به یک رکورد بی سابقه در سال ۲۰۰۰ رسیده است. انرون بر بهبود EPS خود تمرکز نموده و انتظار دارد به عملکرد قوی خود در تحصیل سود و بهبود EPS ادامه دهد.»

شواهد نشان می دهد در این شرکت پاداش مدیران بیشتر به EPS وابسته بوده است و بسیاری از مدیران ارشد که سهامدار شرکت بوده اند قبل از اعلام ورشکستگی سهام خود را فروخته اند .

نویسنده پس از آن که انتقادات خود را به EPS بر می شمارد به ارزیابی عملکرد براساس مقیاس EVA می پردازد. بر مبنای صورتهای مالی سالهای ۱۹۹۶ الی ۲۰۰۰ میلادی، EPSشرکت روند صعودی و رضایت بخشی دارد و در سال ۲۰۰۰ به ۲/۱ دلار هر سهم می رسد. اما بررسی EVA در همین دوران ارقام منفی را نشان می دهد به نحوی که در سال ۲۰۰۰ مبلغ EVA شرکت حدود هفتصد میلیون دلار منفی بوده و روند نزولی EVA از سال ۱۹۹۷ شروع گردید و در سال ۲۰۰۰ به اوج خود رسیده است.

الف :مدل محاسبه ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
اقتصاددانان مالی ارزش افزوده اقتصادی (EVA) را سود اقتصادی یا سود باقیمانده نامیدند . EVA به عنوان سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات (NAOAT) که از آن هزینه های سرمایه کسر می گردد تعریف می شود. هزینه های سرمایه شامل کلیه هزینه های تأمین مالی واحد تجاری اعم از هزینه بهره وام ها و بازده مورد توقع سهامداران می باشد که همگی در نرخ متوسط هزینه سرمایه (WACC) تبلور می یابد.

EVA= NOPAT – CAPITAL CHARGES

EVA بر مبنای سود حسابداری محاسبه می شود و همانند سود حسابداری یک مقیاس پویا و نه یک مقیاس ایستا است. EVA مقیاس ارزیابی عملکردی است که می تواند در سطح بخشها و واحدهای تابعه واحد تجاری محاسبه شود. این مقیاس جوابگوی ارزیابی عملکرد در طول دوره های زمانی است و بویژه آن که مولد ثروت آفرینی و ارزش آفرینی برای طبقه سهامدار است. با توجه به گزارش سود و زیان و اطلاعات حسابداری موجود پس از تعدیلات لازم امکان محاسبه آن فراهم می شود. در این رابطه میتوان مدل گزارشگری زیر را برای محاسبه EVA برای هر دوره مالی ارائه نمود.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 23 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد