دانلود مقاله پروین اعتصامی

word قابل ویرایش
17 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

تولد
« پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ شمسی در تبریز از مادری آذربایجانی وپدری در اصل آشتیانی به دنیا آمد »
« گفته اند از روزی که به زندگی چشم گشود دنیا را شناخت طفلی که یک شبه رهی صد ساله پیمود »
« خانم رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران بسیار نامی معاصر است. وی در روز ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در تبریز بدنیا آمد. »

پدر پروین
« یکی از نویسندگان و دانشمندان ایران میرزا یوسف خان اعتصام الملک است . پدر بزرگ پروین میرزا ابراهیم خان آشتیانی به عنوان پیشکاری مالیه آذربایجان زادگاه خود را ترک گفت : و سالها در تبریز سکونت گزید . در سال ۱۲۵۳ شمسی در شهر مذکور یوسف اعتصامی به وجود آمد و تحصیلاتش را در مکاتب و مدارس آن شهر پایان داد . در زبان ترکی ( آذربایجان و اسلامبولی ) دبیری بی حرف شده است . فرانسه را نزد معلمین فرانسوی یاد گرفته و درین زبان بدون مبالغه مترجمی توانا و دانا است . به گفته علامه دهخدا در لسان و ادب عرب بالخصوص یکی از ائمه و ارکان بشمار است چنان که در احاطه و معرفت به لغات عرب در ایران بی همال و در مصر و عراق و شام معاصر کم نظیر است . فارسی را به حد اعلا عالمانه می دانسته است و خطوط چهارگانه معمول در نوشته های ایرانی را با زیبایی و مهارتی شگرف نقاشی می نموده است . اولین مطبعه حروفی را او در تبریز بنا نهاد . در تهران دارالتالیف وزارت فرهنگ را عهده دار بود و مدتی هم ریاست کتابخانه سلطنی را برعده داشت . در دوره دوم مجلس ایران به وکالت مجلس شورای ملی انتخاب شد . ریاست کتابخانه مجلس و عضویت کمیسیون فرهنگ را تا آخر عمر حفظ کرد . در تبریز با دختر خانمی از خانواده ای محترم و قدیمی آن شهر ازدواج کرد و پروین محصول گرانبهای این پیوند حاصلخیز و با حرمت است . اعتصام الملک در ۱۳۱۶ در تهران بدرود حیات گفت »

مادر پروین
« از خاندان فتوحی تبریزی است خانمی مدیر ، صبور ، خانه دار و عفیف است . یک دختر و سه پسر بوجود آورده است و به همان اندازه که مرحوم اعتصام الملک جوهر و قریحه دردانه دخترش را تمیز می دهد و میدان و ابزار تولید کارگاه ضمیر و دانش پروین را هموار و فراهم می سازد . خانم مادر او هم پروراندن احساسات لطیف و شاعرانه دختر را با توجه به حال و کار او مد نظر قرار داده است . »

کودکی و نوجوانی پروین
« پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵شمسی در تبریز از مادری آذربایجانی و پدری در اصل آشتیانی به دنیا آمد . به سال ۱۲۹۱ پدرش اعتصام الملک دل از تبریز بر کند و خانواده را به طرف تهران حرکت داد . بدین ترتیب از پنج سالگی در تهران اقامت گزید و از آنجا فقط برای چند مسافرت کوتاه در داخل و خارج کشور ایران از خدمت پدر خارج شد . تحصیلات ابتدایی را در یکی از مدارس تهران انجام داد . دستور زبان فارسی و قواعد ادب عرب را نزد پدر آموخت . از سن شش سالگی در محفل ادبی پدرش که با حضور دانشمندانی چون بهار تقوی ، بهار ، افسر و بسیاری از کبار دیگر تشکیل می یافت ، حاضر بود استعداد شگرف شاعرانه اش از همان دوران خودنمائی و بروز کرد . در سن هشت سالگی شعری به سبک انوری سرود که تقوی از آن با اعجاب در شرحی بر دیوان پروین سخن رانده است ))
« در یازده سالگی فردوسی ، نظامی / مولانا جلال الدین / ناصر خسرو ، منوچهری ، انوری و فرخی را می شناخته و درباره آنان اظهار عقیده می کرده و گاهی نظریاتی صائب می داده است »

خاطرات کودکی پروین
«چند بار از پدرم و دیگر بزرگتر ها شنیده بودم که می گفتند : بهار مرد بزرگی است راستی راستی هم خیلی بزرگ بود من وقتی جلوش می ایستادم به نظر می رسید که یک نهال کوچک جلو یک سرو بلند ایستاده است ـ سایه اش از خودش هم بلند تر بود ـ می گفتند بهار آدمی مهمی است هم نماینده مجلس است و هم شاعری بزرگ که شعر های خیلی خوبی می گوید خیلی دلم می خواست من هم مثل او شوم قدم مثل او بلند بشود و مثل او شعرهای خوبی بگویم ولی اصلاٌ دوست نداشتم و دلم نمی خواست که مثل او نماینده مجلس شودم راستش اصلاٌ نمی دانستم مجلس چیست که نماینده مجلس را بفهمم بهار دو سه بار بهم گفته بود : پروین وقتی که تو بزرگتر بشوی شاعره بزرگی خواهی شد »

جوانی
« تحصیلات متوسطه اش را در مدرسه دخترانه آمریکایی تهران پایان داده است . زبان و ادبیات انگلیسی را دقیق و عمیق یاد گرفته و دو سال در مدرسه ای که درس خوانده است ، ادبیات فارسی انگلیسی تدریس کرده است .»
« تحصیلات ادبی و عربی را نزد پدر آموخت و به تحصیلات عالیه خود در دانشگاههای معتبر ادامه داد. در جشن فارغ التحصیلی خود خطابه زن و تاریخ را ایراد کرد (خرداد سال ۱۳۰۳ خورشیدی) که بسیار مورد توجه و تشویق واقع گردید »

افکار پروین
« آن شب را تا نیمه شب فکر می کردم و خوابم نمی برد همیشه با خودم فکر می کردم که چرا بعضیها بیچاره اند ؟ چرا بعضیها خوشبختند و بعضیها بدبخت ؟ چرا بعضیها در ثروت و نعمت غرقند و بعضیها به نان شب هم محتاج ؟ هر شب موقع خواب ذهنم پر می شد از چراهایی که جوابی برایشان نداشتم .»

دیوان پروین
« دیوان اشعار پروین اعتصامی که شامل ۶۵۰۰ بیت از قصیده و مثنوی و قطعه است تاکنون چندین بار به چاپ رسیده است »
« از حیث تمامی شعر فارسی و ایجاز در کلمات و نهایت سادگی و روانی و انسجام کلمات و نتیجه و شاعرانه که خاص گویندگان فارسی زبان است و در یکی دو سه شعر جهانی را پیش چشم شما گذراند و هزاران مطلب ناگفته و ناگفتنی را بیاد شما می آورند این قطعه « مست و هوشیار» پروین واقعاٌ شاهکار فراموش ناکردنیست »
عشق گمشده؟
« آیا این زن جوان و زیبا که در سی چهارسالگی زندگی اش تمام شد و اینهمه شعرهای شیرین و دلکش سروده عشقی نداشته است ؟ آیا همه عشق وجودش را به شعر و اندوه و تنهایی سپرده بود ؟ در این صورت چگونه ممکن است چنین شعر روان و لطیف و شیرین از چنین وجودی بتراود؟

بدون اینکه به هیچکدام از سئوالات بالا جواب بدهم ، به نقل و قول چند تن از نزدیکان و دوستانش درباره زندگی قلبی و روحی او می پردازم . خانمی که از نزدیکترین دوستان او بوده در این باره گفت: پروین با من گاه و بیگاه از یک عشق اثیری و خیالی حرف می زد . عشقی که گویا در هفت سالگی قلب کوچکش را از آتش سوزانده است. یک روز بی مقدمه به من گفت : تنها روزگار خوشبختی ، روزگار کودکی است . پرسیدم : چرا گفت : برای اینکه همه چیز در این روزگار پاک و پاکیزه و دست نخورده است حتی عشق . گفتم : تو در کودکی عاشق بوده ای با شرم و حیا جواب داد : اگر بشود اسم عشق بر آن گذاشت و هنوز هم همه لحظات شیرین آن روزها در خاطرم مثل برق می سوزاند و مرا گاهی بگریه می اندازد …. آنوقت در سکوت همیشگی خودش غرق شد و نگاه صاف و ساده اش را غمی دیر پا در خود فرو کشید . من این سکوت را با احتیاط شکستم و گفتم (( عشق در جوانی و در سن کمال می تواند پاک و بی غش باشد . این به آن عشقی مربوط است که در دل خانه می کند ))

با تعجب نگاهم کرد و سپس با نارضائی گفت : گمان نمی کنم . عشق کودکی یک چیز دیگر است حتی عشق مادر به فرزند هم نمی تواند جای آن را بگیرد …..))
یکی از بستگان او می گفت : (( پروین بسیار می گریست اما همیشه در تنهایی می گریست غمهایش را برای خودش نگه می داشت و کسی را محرم نمی یافت اگر پای صحبتش می نشستی و حتی در خسته آمیز ترین لحظات که هر کسی می خواهد از درد درون حرف بزند / او ساکت می ماند و حرف ها را از حالت خصوصی و شیرین و خودمانی به جاهای دیگر می کشانید .»
تنهایی پروین
« روزها هفته ها و ماهها می آمدند و می رفتند و من کم کم بزرگ می شدم ـ شعرهایم من خودم داشتند قد می کشیدند و بزرگ می شدند توی مدرسه همه فهمیده بودند که من عاشق شعرم پدرم اسمم را توی مدرسه دخترانه آمریکاییهای تهران نوشته بود در آن زمان دختر ها خیلی کم به مدرسه می رفتند یک روز میسل سولر توی حیاط مدرسه گیرم انداخت اولش کمی درباره درسها برام حرف زد بعد گفت :

پروین جان تو خیلی گوشه گیر و تنهایی همه این را می گویند این تنهایی و انزوا برای دختر خوبی مثل تو با سن و سالی که داری اصلاٌ خوب نیست سعی کن بیشتر با اطرافیانت بجوشی در جوابش گفتم : خانم من خیلی هم تنها نیستم و به راستی هم خیلی تنها نبودم دور و برم هر چیزی جان داشت و زبان داشت . کسی که با درختها و سبزه ها خو بگیرد و با پروانه ها آواز بخواند و با آسمان آبی و ستاره ها و ماه و خورشید هر دم قراری تازه بگذارد مگر می شود که تنها باشد تنهایی و گوشته گیری نعمتی بود برای من در تنهایی خودم را بهتر می شناختم و اصلاٌ دلم نمی خواست وقت خودم را با صحبت و بگو مگو با دختر های دیگر تلف کنم آخر چطور می توانستم دختر های هم کلاسم را همدم خودم بدانم ؟ در حالی که آنها چیزهایی را دوست می داشتند که من دوست نداشتم و من چیزهایی را می خواستم و علاقه داشتم که آنها نمی خواستند و علاقه نداشتند ـ من که دختری نامهربان و کم عاطفه ای نبودم همکلاسیهایم را دوست می داشتم و آنها هم دوستم می داشتم . »

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 17 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد