مقاله در مورد انواع اختلالات رفتاری

word قابل ویرایش
14 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

انواع اختلالات رفتاری

شخصیت یعنی مجموعه‌ای از رفتار و شیوه‌های تفکر و هیجانی شخص در زندگی روزمره که با ویژگی های بی همتا بودن، ثبات(پایداری) و قابلیت پیش بینی مشخص می‌شود. از این تعریف این نکات قابل استنباط است:

بی همتایی و تفاوت:
شخصیت یک فرد بی‌همتاست و با وجود بعضی مشابهت‌ها، دو شخصیت یکسان و همسان وجود ندارد.
ثبات داشتن و پایداری:
اگر چه افراد در شرایط و محیط های گوناگون، ظاهرا رفتارهای متضاد و مختلفی دارند، ولی در طول زمان (مثلا چندین دهه) رفتار و همچنین شیوه تفکر آن ها دارای یک ثبات نسبتا دائمی است.

قابلیت پیش بینی:
با توجه و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص می‌توان سبک رفتاری و تفکری آنها را با احتمال زیاد پیش بینی کرد. قابلیت پیش بینی رفتار با “ثبات در رفتار” رابطه متقابل دارد.
اختلال شخصیت چیست؟
آیا تا به حال کسی را دیده‌اید که در برابر یک انتقاد ساده، واکنش خشمگینانه شدیدی داشته باشد؟

آیا از خود پرسیده‌اید که:
چرا بعضی از افراد انواع “خال کوبی” را روی پوست خود دارند؟
چرا بعضی از افراد برای خود، خانواده و … برنامه ریزی سختگیرانه دارند، به صورتی که در شرایط بحرانی هم حاضر به تغییر آن نیستند؟
اختلالات شخصیتی گروهی از حالات روانی می باشند که بیماری نبوده، بلکه شیوه های رفتاری هستند. خصوصیات این اختلالات عبارتند از:
* الگوهای رفتاری نسبتاً ثابت، انعطاف ناپذیر و ناسازگار که به بروز مشکلاتی در ارتباط برقرار کردن با دیگران و مشکلات شغلی و قانونی منجر می گردد.

* افراد دچار این حالات تصور می کنند که الگوهای رفتاری شان طبیعی و صحیح است.
* شخصیت این افراد در برخورد با موقعیت‌هایی که واکنش با آن ها مستلزم تغییرات و تصمیمات جدید است، ناسازگارمی باشد، یعنی تفکر و رفتار انعطاف ناپذیری از خود بروز می‌دهند.

بنابراین، اختلال شخصیت یعنی رفتارهای ناسازگار و انعطاف ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت ها.
انواع اختلال شخصیت:
بدبین(پارانویید):
این افراد دارای شک و بی اعتمادی غیر منطقی هستند و حالت تدافعی و حساسیت بیش از حدی نسبت به دیگران دارند.

منزوی(اسکیزویید):
از نظر هیجانی سرد هستند. در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارند. گوشه گیر ، خجالتی، خرافاتی و از نظر اجتماعی منزوی هستند.
وسواسی:
کمال گرا، دارای عادت خشک و مردد بوده و نیازهای طبیعی خود را مهار می کنند.
نمایشی(هیستریک):
وابسته، فاقد بلوغ فکری، زود رنج، عاطل و باطل، دائم خواستار تشویق و توجه دیگران بوده و با ظواهر یا رفتار خود با دیگران ارتباط برقرار می کنند(جلب توجه می کنند).

خودشیفته(نارسیستیک):
دارای یک حس خودباوری بیش از حد بوده و شیفته قدرت هستند. نسبت به دیگران بی علاقه هستند. خواستار توجه دیگران بوده و احساس می کنند که سزاوار توجه ویژه هستند.
دوری گزین(اجتنابی):
ترس و واکنش بیش از معمول نسبت به رد شدن، اعتماد به نفس پایین، از نظر اجتماعی گوشه گیر و وابسته هستند.

وابسته:
غیرفعال، بیش از حد پذیرای نظرات دیگران، ناتوان در تصمیم گیری و فاقد اطمینان هستند. بی تفاوت، مهاجم، سرسخت، بدخلق و قهرکننده، ترسان از صاحب اختیار بودن و سهل انگار هستند. همیشه کارها را به تعویق انداخته، استدلالی بوده و به سختی از دیگران کمک پذیرفته یا عقاید خود را کنار می گذارند.

ضداجتماعی:
خودپسند، بی عاطفه، بی نظم و بی قاعده، تحریک پذیر و بی پروا هستند. از تجارب، درس عبرت نمی گیرند و در تحصیل و کار ناموفق هستند.
بینابینی:
تحریک پذیر، دارای شخصیت ناپایدار و تغییر شخصیتی هستند. احساسات خود از جمله خشم، ترس و احساس گناه را نابجا بروز می دهند. نمی توانند خود را کنترل کنند. مشکلات هویتی دارند. ممکن است اقدام به خودزنی کنند(ایجاد جراحت یا سوزاندن قسمتی از بدن برای کاهش تنش خود) و گاهی دست به خودکشی می زنند.

عوامل افزایش دهنده خطر:
* سابقه سوء رفتار دیگران با فرد در کودکی
* سابقه خانوادگی اختلالات خلقی
عواقب مورد انتظار:

درمان برای برخی بیماران مؤثر بوده و یک تغییر تدریجی در شخصیت و رفتار به همراه دارد. برای سایر بیماران درمان نقش نگه دارنده داشته و در مورد برخی بیماران، نتیجه ی درمان ناامید کننده است.
عوارض احتمالی:
– مشکل در حفظ شغل و ارتباط با دیگران، اضطراب و افسردگی
– سوءمصرف داروها
– عدم پایبندی به درمان

– خودکشی
میزان شیوع اختلال شخصیت
شیوع در جمعیت کلی
میزان شیوع اختلال شخصیت در کل جمعیت حدود ۴ تا ۶ درصد برآورد شده است. اگر چه در بین انواع مختلف اختلالات شخصیتی، تفاوت های معنی‌داری وجود دارد، برای مثال برآوردها برای اختلال پارانوئید حدود(۵/۰ تا ۵/۲ درصد) است، در حالی که برای اختلال اجتنابی بین(۱ تا ۱۰ درصد) اعلام شده است.
شیوع در بین دو جنس
در میزان شیوع اختلال شخصیت بین دو جنس، تفاوت های معنی‌دار دیده می شود. برای نمونه طبق برآوردها، اختلال ضداجتماعی واختلال وسواسی- جبری در مردان بیشتر از زنان است. اختلال نمایشی و وابسته در زنان بیشتر از مردان(گاهی دو برابر مردان) است.
درمان :
درمان این اختلالات مستلزم اعتماد متقابل بین درمانگر و بیمار است. تحقق این امر ممکن است مشکل باشد، زیرا در این اختلالات اغلب انگیزه دریافت درمان مربوط به اطرافیان بیمار است نه خود بیمار. دو راه کار درمانی وجود دارد:
۱- درمان روان شناختی

* خانواده درمانی و گروه درمانی
* روش های تغییر رفتار با یادگیری مهارت های اجتماعی، تقویت رفتارهای به جا، محدودکردن رفتارهای نابجا، یادگیری بروز احساسات، تحلیل شخصی از رفتار و مسؤولیت پذیری در مورد رفتارها.
۲- دارو درمانی
هیچ دارویی برای علاج یا درمان اختلالات شخصیتی وجود ندارد، ولی ممکن است داروهایی برای درمان بیماری های همراه با آن تجویز شوند، مثلاً:

– داروهای ضد افسردگی
– داروهای ضد اضطراب

افرادی که شدیدا به دیگران وابسته اند
اختلال شخصیت وابسته
بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وابسته (Dependent Personality Disorder)، نیازهای خود را تحت‌الشعاع نیازهای سرگردان قرار می ‌دهند، مسئولیت‌های مهم زندگی خود را به گردن دیگران می‌ اندازند، به خود مطمئن نیستند و اگر مدت کوتاهی تنها بمانند، احساس نگرانی و ناراحتی می ‌کنند.
اگر تمایل دارید با این افراد بیشترآشنا شوید، گفتگوی زیر که با دکتر محمدمهدی قاسمی، روان‌پزشک، انجام شده است را مطالعه نمایید.

اختلال شخصیت وابسته در آقایان بیشتر است یا خانم‌ ها؟
اختلال شخصیت وابسته در خانم ‌ها شایع ‌تر از آقایان است. تقریبا ۲/۵درصد از تمام اختلالات شخصیتی در این مقوله جای می‌ گیرد. این اختلال در بچه ‌های کوچک خانواده شایع ‌تر از بچه‌ های بزرگ تر است. کسانی هم که در کودکی بیماری جسمی مزمنی داشته ‌اند ممکن است بیش از بقیه ی افراد، مستعد این اختلال باشند.

رفتار این افراد را چگونه تحلیل می ‌کنید؟
مشخصه اختلال شخصیت وابسته، رفتاری حاکی از وابستگی و سلطه ‌پذیری به صورت الگویی نافذ و فراگیر است. افراد مبتلا به این اختلال از تصمیم‌‌ گیری عاجزند، مگر آن که با دیگران زیاد مشورت کرده و کاملا مطمئن باشند. آن ها از موقعیت‌ های مسئولیت‌آور پرهیز می ‌کنند و اگر از آن ها خواسته شود که نقش مدیر را در جایی به عهده بگیرند، مضطرب می‌ شوند و ترجیح می‌ دهند تحت سلطه باشند.

انجام تکالیفی را که مربوط به خودشان است دشوار می ‌یابند، اما اگر قرار باشد آن تکالیف را برای کسی دیگر انجام دهند مداومت در آن ها کاری برایشان ندارد. این گونه بیماران دوست ندارند تنها باشند و دلشان می ‌خواهد کسی را پیدا کنند که بتوانند به او دلبسته شوند و همین دلبستگی، روابط آن ها را خدشه ‌دار می سازد.

اگر بخواهیم درباره مهم ‌ترین خصیصه ‌های این افراد صحبت کنیم به چه نکاتی می ‌توان اشاره کرد؟
مهم‌ ترین خصیصه “اختلال شخصیت وابسته” نداشتن اعتماد به نفس، وابستگی کامل به دیگران، رفتار تسلیم ‌جویانه، کمرویی، تردید و پرهیز از پذیرش مسئولیت است. نیاز بیش از حد شخصیت وابسته به اینکه تحت حمایت و مراقبت قرار گیرد، سبب می ‌شود تسلط دیگران و اجحاف و بد

رفتاری آنان را بپذیرد. ترس این افراد از جدایی موجب می ‌شود رفتاری تسلیم ‌جویانه و حقارت ‌آمیز در برابر دیگران در پیش گیرند. فرد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته، خود را بدون کمک دیگران کاملا بی ‌پناه و ناتوان‌ می ‌پندارد، در نتیجه می ‌کوشد که با رفتارهای حقیرانه و چاپلوسانه، حمایت و مراقبت دیگران را کسب کند.

این رفتارها از چه زمانی بروز می‌ کند؟
این رفتارها از ابتدای جوانی و در زمینه‌ های گوناگون بروز می‌ یابد. شخصیت وابسته در تصمیم‌ گیری‌های معمولی روزانه هم، دچار مشکل است. این افراد هیچ‌ گاه کاری را خودشان شروع نمی‌ کنند و منتظر می ‌مانند دیگران آغازگر کار باشند و حتی درباره مسایل کاملا شخصی از دیگران می‌ خواهند برایشان تصمیم بگیرند و مسئولیت را بر عهده آن ها می‌ گذارند، بنابراین دیگران برای این افراد تعیین می‌ کنند که آنان چه کاری باید انجام دهند یا چه کاری نباید انجام دهند.

با این توضیحات “گفتن نه” برای افراد با شخصیت وابسته نیز خیلی دشوار است؟
این افراد به دلیل این که می‌ ترسند حمایت یا تاثیر دیگران را از دست بدهند قادر به گفتن “نه” نیستند و نمی ‌توانند مخالفت خود را با نظر دیگران بیان کنند.

این افراد می ‌ترسند کاری را به تنهایی انجام دهند و برای خرید، رفتن به مطب پزشک، رفتن به مدرسه فرزند باید فرد دیگری آنان را همراهی کند. چنین افرادی جرات و جسارت ندارند یا به خود حق نمی‌ دهند نسبت به دیگران به ویژه افرادی که به آنها تکیه دارند، خشمگین شوند زیرا همواره می‌ ترسند حمایت و اتکای این افراد را از دست دهند، در نتیجه مورد ظلم و بدرفتاری از سوی دیگران قرار می ‌گیرند و با اینکه ناراحت اند وخودخوری می‌ کنند، ولی لام‌ تا کام حرفی نمی ‌زنند.

رفتار افراد وابسته در جمع چگونه است؟
هنگامی که در جمع، موضوعی مطرح می ‌شود که این افراد اطلاعات خوبی از آن داشته باشند، سخنی نمی گویند و منتظر می‌ مانند تا دیگران اظهارنظر کنند، زیرا به عنوان یک اصل پذیرفته ‌اند که دیگران در هر موردی بهتر و مطلع‌ تر از آنان هستند. در واقع این افراد اعتقاد پیدا کرده‌اند که برای آغاز، ادامه یا پایان هر کاری محتاج به کمک دیگران هستند، چه این کار رسیدگی به کودک ‌شان

 

باشد یا تهیه گزارش برای رییس اداره. آنان این گونه باور دارند که از کارکرد مستقل ناتوان هستند و خود را به صورت افرادی نیازمند به یاری همیشگی دیگران می ‌پندارند و در عین حال احتمال دارد که اگر به این افراد اطمینان دهیم فرد دیگری، کارشان را سرپرستی یا تایید می‌ کند، به خوبی از عهده انجام کار برآیند.

بنابراین افراد وابسته هیچ ‌گاه به موفقیتی در زندگی‌شان دست نمی‌ یابند.
دقیقا همین ‌طور است، زیرا این افراد تصور می ‌کنند که هر پیشرفت یا موفقیتی موجب طرد شدن آنان از سوی دیگران می ‌شود. شخصیت وابسته برای حل مشکلات خود همیشه به دیگران اتکا دارد و در نتیجه مهارت‌هایی را که لازمه یک زندگی مستقل است، نمی ‌آموزد و به این ترتیب سبب تداوم وابستگی خود می ‌شود.

روابط و تعاملات افراد وابسته، با دیگران چگونه است؟
فرد وابسته می‌ خواهد روابط خود را با دیگران به هر قیمتی حفظ کند، بنابراین ناچار به تحمل انواع حقارت ‌ها می‌ شود و پیوندهای او با دیگران نامتعادل و مخدوش است. این فرد بدون ‌آن که هدف والایی داشته باشند تنها به منظور حفظ رابطه خود با دیگری ممکن است دست به فداکاری‌ بزند و بدرفتاری‌های لفظی و جسمی را تحمل کند. اگر تنها بماند، به علت ترس‌ شدید و غیر واقعی در مورد ناتوانی از مراقبت خود، احساس ناراحتی و درماندگی می‌ کند. در برخی موارد خود را تنها به این دلیل که تنها نماند وابسته می ‌کند، در حالی که از بودن با دیگران هیچ لذتی نمی‌ برد. هنگامی که رابطه نزدیک او با دیگران به پایان برسد،( مثلا در اثر مرگ آن فرد یا قطع رابطه از سوی افراد)، شخصیت‌ وابسته به سرعت در جستجوی رابطه با دیگری برمی‌ آید تا مراقبت و حمایتی که نیاز دارد فراهم کند.

افراد وابسته معتقدند که بدون حمایت دیگران قادر به زندگی نیستند، این باورها چه تبعاتی در پی دارد؟
چنین تفکری موجب می ‌شود تا این افراد بدون بررسی و دقت، خود را به فرد دیگری وابسته کنند، به‌طور مثال مرد وابسته ‌ای که زنش تحمل رفتارهای او را نداشته و از وی جدا شده است، بلافاصله با نخستین زنی که به تقاضای ازدواج او پاسخ مثبت دهد، ازدواج می ‌کند. این افراد نسبت به خود، دیدگاهی منفی و بدبینانه دارند. توانایی‌ های خود و حتی آنچه را که مالک هستند ناچیز می‌ شمارند، ممکن است همیشه در خلوت و در جمع خود را نادان فرض کنند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 14 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد