مقاله در مورد حضرت هود (ع)

word قابل ویرایش
12 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

حضرت هود (ع)

پیشگفتار
‌راویان ، از نظر قدمت ، اعراب را به سه دسته تقسیم کرده اند :
۱ ـ اعراب بائده
۲ ـ اعراب عاریه
۳ ـ اعراب مستعربه

اعراب عاربه ، اقوام بسیاری بودند که از جمله عاد و ثمود را می توان نام برد. قوم عاد ، از نسل « عادین عوص بن ارم » و قوم ثمود از نسل جابربن ارم بودند . و “ارم” فرزند سام بن نوح است .
سبب نامگذاری ایشان به اعراب بائده ، این است که آنها بر روی زمین ، منقرض گشته است . همچنین قوم ثمود و عاد را به اعراب عاربه ، یعنی اعراب اصیل ، نام می نهند .
راویان ، قوم عاد را به دو دسته تقسیم می کنند : یکی عاد اول و دیگر عاد ثانی .
عاد اول ، از نیرومندترین اقوام روی زمین به شمار می آمده است و قرآن ، بدین موضوع اشارت دارد که : و اهلک عاداً الاولی و ثمود فاما ابقی . نجم ۵۰ ـ ۵۱
خداوند پیامبری به نام “هود” به سوم قوم عاد ، فرستاد .
از قرآن دانسته می شود که مسکن قوم ” عاد ” در سرزمین احقاف بوده است : و اذکر اذا نذر قومه بالاحقاف . ترجمه : أی رسول یاد آور حال هود ، پیامبر عاد را که قومش را در احقاف ، انذار کرد .

احقاف ، جمع حقف ، به معنی ریگزار است . لیکن ، قرآن محل آن را معین نکرده است . ولی راویان ، معتقدند که مکان احقاف میان یمن و عمان تا حضر موت و شحر است . قوم عاد ، شهری برپا ساختند که نامش ” ارم” بود .
این نام در قرآن نیز آمده است : الم ترکیف فعل ربک بعاد ارم ذات العماد . ” فجر ۶ و ۷ “
ترجمه : ای رسول ، ندیدی که خدای تو با عاد چه کرد . و نیز قبیله ارم که صاحب قدرت بودند .
باستان شناسان ، بر اساس کاوش های بسیار ، مکان ارم را کوه “رُم” می دانند . این ک

وه در ۲۵ مایلی شرقی عقبه قراردارد و در پیرامون این کوه ، آثار پیشین جاهلی ، دیده می شود.
راویان یاد آور می شوند که قوم عاد ، خدایان سه گانه أی را که “صداء” و “صمود” و “هبا” نام داشتند می پرستیدند . این مقدمه کوتاه را بدان سبب آوردیم تا به شرح حال هود پیامبر بپردازیم .
هود ، قوم خود را به سوی خدا فرا می خواند

هود قوم خود را به بندگی خداوند یگانه و ترک پرستش بت فرا می خواند . چه این تنها راه رستگاری و نجات از کیفر روز بازپسین است : والی عاد اخاهم هوداً قال یا قوم اعبدوا لله ما لکم من اله غیره افلاتتقون .
ترجمه : و به سوی قوم عاد ، برادرشان هود را بفرستادیم . به آنها گفت : أی قوم خدا را بپرستید که جز او شما را خدایی نیست . آیا اندرز مرا گوش نکرده و پرهیزکار نمی شوید .
و اذکر اخاد عاد اذا نذر قومه بالاحقاف و قد خلت النذر من بین یدیه و من خلفه الا تعبد وا الا الله انی اخاف علیکم عذاب یوم عظیم . ” احقاف ۲۱ “
ترجمه : یادآور أی رسول ، حال هود ، پیامبر قوم عاد را که چون در سرزمین احقاف ، امتش را وعظ و اندرز کرد و بترسانید و پیش از هود و پس از او هم بسیاری پیامبر ، برای انذار خلق آمدند . باری هود قومش را گفت هرگز جز خدا کسی را نپرستید که من بر شما از عذاب روز بزرگ قیامت می ترسم .

این فراخواندگی ، هنگامی آغاز شد که قوم عاد ، عقیده داشتند که بتان ، شریکان “الله” بوده و از ایشان در نزد او ، شفاعت کنند . هود به آنها گفت : این پندار شما ، بی پایه است ، زیرا جز خداوند یکتا ، کسی سزاوار پرستش نیست : والی عاد اخاهم هودا قال : یا قوم اعبدوالله ما لکم من اله غیره ان انتم الا مفترون
لیکن ، قبیله عاد ، دعوت هود را نشنیده گرفتند و او را تحقیر نموده و به نادانی و سبک مغزی و

دروغگویی ، متهمش ساختند . ولی هود ، این اتهام را از خود ، زدوده و تاکید نمود که فرستاده خداوند جهانیان است و جز اندرز و ارشاد ، منظوری ندارد : قال الملاء الذین کفروا من قومه انا نراک فی سفاهه و انا لنطنک من الکاذبین قال یا قوم لیس بی سفاهه و لکنی رسول من رب العالمین ابلغکم رسالات ربی و انا لکم ناصح امین . ” اعراف ۶۶ تا ۶۸ ”
هود ، قوم را به نعمت های خداوند ، متوجه می سازد آیا از اینکه بشری چون شما از سوی خدا آورده و مردم را به فرجام شوم گمراهی ، هشداری می دهد به شگفتی و ناباوری دچار می آیید ؟ آیا یادآور نمی گردید که خداوند ، شما را پس از نابودی قوم تباهکار نوح وارث زمین گردانید و بر قدرت جسمی و روحی شما ، بیفزود ؟ پس می سزد که در برابر این نعمت ها به خدا ایمان آورده و سپاسگزارش باشید . نه آنکه راه ناسپاسی پیشه خود سازید من به شما اندرز می دهم که نعمت های خدا را یادآور شوید . باشد که نیک فرجامی دنیا و آخرت را بدست آورید : او عجبتم ان جاءکم ذکر من ربکم علی رجل منکم لینذرکم و اذکروا اذجعلکم خلفاء من نوح و زادکم فی الخلق بسطه فاذکروا آلاء الله لعلکم تفلحون . ” اعراف ۶۹ ”
لیکن قوم هود ، سپاس نعمت های خدا را به جای نیاوردند و درخواسته ها و شهوات خود ، فرو رفته و در زمین ، گردنشکی نمودند . هود به ایشان گفت : چگونه شما بر فراز بلندی برای تفاخر و هوسرانی چون دنیاپرستان کاخ های با شکوه برپا می سازید . و به سان ستمکاران ، خود کامه شده و به هنگام برآمدن خشم ، بر کسی رحم نیارید و حتی تمام این تباهکاری ها را در نهایت گردن فرازی مرتکب می گردید . بترسید از فرمان خدا و بر راه من ، گردن نهید . أی قوم ، از خدایی که نعمت های بسیاری چون فرزندان و باغ های انبوه و چهارپایان و چشمه سارها ، بر شما ارزانی داشته بترسید . و در برابر نعمت های او ، به ناسپاسی و نخوت و خودسری ، برنخیزید چه کیفر او فرا می رسد و نابودتان می سازید :
اتبنون بکل ریع آیه تعبئون و تتخذون مصانع لعلکم تخلدون و اذا بطشتم بطشتم جبارین . فاتقوا الذی امدکم و ما تعلمون امدکم بانعام و بنین و جنات و عین . انی اخاف علیکم عذاب یوم عظیم . “شعراء ۱۲۸-۱۳۵ ”
هود با مشرکان به گفتگو بر می خیزد
قبیله “عاد” از پذیرش دعوت هود ، رخ برتافتند و سران آنها سرسختانه از پرستش بت ، حمایت نمودند و هود را چنین گفتند : تو دلیلی روشن ، بر درستی ادعایت نداری و ما خدایان خود را ترک نمی گوییم و پیرو آیین تو نمی شویم . برخی از خدایان ما ، بدی ها را از ما دور می سازند . پس تو ، جز یاوه سرایی، چیزی نمی گویی .
هود در پاسخ ایشان چنین گفت : خداوند را بر درستی سخنانم گواه می گیرم . و نیز شما بر این امر شاهد هستید که من از آیین شرک بیزاری می جویم . پس شما و خدایانتان ، تدبیری درباره من بیاندیشید و لحظه أی ، کیفر مرا به تاخیر میفکنید . من از توطئه شما نمی هراسم . زیرا بر خدایی که سرنوشت من و شما به دست اوست ، توکل دارم ، پس حیات هرجانداری با اوست و کارهای خدای من ، در مجرای حق و عدالت روان است . حال اگر از دعوت من روی بر می تابید ، زیانی نبینم . چه فرمان خدا را به شما رسانده ام و خداوند می تواند شما را نابود سازد و از آن پس ، به

جای شما مردمی دیگر بگمارد . پروردگار من بر همه عالم احاطه دارد : قالوا یا هود ماجئتنا ببینه و ما نحن بتارکی آلهتناء عن قولک و ما نحن لک بمومنین ان نقول الاعتراک بعض آلهتنا بسؤ قال : انی اشهد الله و اشهدوا انی بری ممایشرکون من دونه فیکیدونی جمعیاً ثم لاتنظرون . انی توکلت علی الله ربی و ربکم ما من دابه الا هوآخذ بناصیها ان ربی علی صراط مستقیم فان تولوا فقدا بلغتکم ما ارسلت به ایکم و یستخلف ربی قوما . غیرکم و لاتنضرونه شیئآ ان ربی علی کل شیئ حفیط . “هود ۵۳ – ۵۷ “

آنگاه قوم عاد ، از هود و فزونی اندرزهایشان ،آزرده گشته و بر پرستش خدا ، گردن ننهادند و از خدایان خود دست بر نداشتند . قوم ، هود را گفتند که کیفر و عذابی را که وعده می دهی ، اجرا کن . هود پیامبر به ایشان گفت : بی گمان ، خشم خدا شما را فرا می گیرید . پس به انتظار ع

ذاب خدا بنشیند که من نیز آن را انتظار می کشم : قالوا اجئتنا لنعبد الله وحده و نذر ماکان یعبد آباءنا فاتنا بما تعدنا ان کنت من الصاددقین قال قد وقع علیکم من ربکم رجس و غضب اتجاد لوننی فی اسماء سمیتموها انتم و آباءکم ما نزل الله بها من سلطان فانتصروا انی معکم من المنتظرین

. ” اعراف ۷۰ـ۷۱″
از این آیه ، ما به اسارت فکری قوم هود ، آگاهی می یابیم ، چه پیروی کورکورانه از نیاکان ، ایشان را از آزاد اندیشی و ژرف نگری ، دور ساخته بود . همچنین به برهان قاطع هود که خدایا نشان را تنها نامهایی تهی از واقعیت و حقیقت شمرد ، واقف می گردیم .
هود ، قوم را به بازگشت از گمراهی فرا می خواند .
پس از آنکه قوم هود ، از پذیرش هدایت ، رخ تافتند ، سه سال باران بر آنها نبارید . و این جریان ، هشداری بر فرارسیدن عذاب بود . در این میان ، هود از اندرز و ارشاد قوم ، باز نایستاد ، او به آنها می گفت آفریننده خود را بخوانید تا از گناهان پیشین شما ، در گذرد . آنگاه از رفتار زشت گذشته خود ، اظهار ندامت کنید و به سوی خدا بازگردید اگر چنین نمایید ، پی در پی بر شما باران ببارد . در نتیجه بر نعمت و قدرتتان ، بیفزاید . من شما را از پا فشاری در ناسپاسی و گناه و اعراض از حق ، باز می دارم .
و یا قوم استغفروا ربکم ثم توبوا الیه یرسل السماء علیکم مدارا و یردکم قوه الی قوتکم و لاتتولوا مجرمین مومنان نجات می یابند و کافران هلاک می شوند
پس از آنکه بارش باران به مدت سه سال قطع گردید و بعد از آنکه ، قوم هود ، رسالت پیامبرشان را تکذیب نموده و بر ناسپاسی و سرکشی خود بیفزودند ، عذاب خداوند ایشان را در گرفت . خداوند نیز هود و مومنان را از این عذاب ، برهانید و قوم تباهکار را نابود ساخت . ” و لما جاء امرنا نجینا هودا والذین آمنوا معه برحمه منا و نجینا هم من عذاب غلیظ . “هود ـ ۵۸ “
چگونگی نجات هود و گروندگانش ، در قرآن یاد نشده است . برخی از مورخان ، بر این باورند که هود پس از آنکه از هدایت قوم ، نا امید گشت ، به همراه یارانش به مکه رفت و مدتی در آنجا زیست و در همانجا درگذشت و مدفون شد . لیکن قوم عاد ، به فرمان خدا به تندباد سختی که هفت شب و هشت روز به طول انجامید . دچار گشتند تا سرانجام قوم به سان ریشه های نخل ، برکنده شدند و به روی زمین ، پراکنده گردیدند و احدی از ایشان ، برجای نماند :
و اما عاد فاهلکو بریح صرصرعاتیه . سخرها علیهم سبع لیال و ثمانیه ایام حسوماً فتری القوم فیها صرعی کانهم اعجاز تخل خاویه . فهل تری لهم من باقیه . “حاقه ۶ـ۸” و فی عاد اذا ارسلنا علیهم الریح اعقیم ما تذر من شئی الا جعله کالرمیم . “ذاریات ۴۱ ”
درسهایی از این داستان :

 میانه روی در زندگی
 پیکار با ستمکاران
 درسی از شجاعت و پردلی
 فرجام سرکشی ، نابودی است
الف : میانه روی در زندگی :

 

از جمله نظرات برجسته و درخشان قرآن ، در برپایی جامعه أی یکپارچه و سالم میانه روی در زندگی و خودداری از اسراف و سرکشی است . این موضوع را خداوند از زبان هود چنین می گوید : اتبنون بکل ریع آیه تعبئون و تتخذون مصانع لعلکم تخلدون .
هود به قومش می گفت : چرا در ساختن کاخهای شکوهمند در اماکن مرتفع . به اسراف دست می گشایید آیا می پندارید که با ثروت خود در سرزمین ، جاودانه می مانید؟

از این رو هود ، قومش را در برپایی بناهای با شکوه ، نکوهش می کرد . چه اگر آنها بناهای خود را تنها برای سکونت در آن بر پا می ساختند . سزاوار هیچگونه سرزنش نبودند . لیکن ایشان ، این کاخ ها را برای خودستایی و مباهات می ساختند . و این کاری بیهوده و اسراف به شمار می آید . چه ایشان ، جاودانگی و خلود را در برپایی بناهای شکوهمند می دیدند . حال آن که جاودانگی انسان امری محال می نماید و بهره دنیوی او اندک است .
بدین جهت اسلام ، مفهوم عدالت اجتماعی را به مسلمانان گوشزد می کند ، تا جامعه اسلامی برپایه صحیح دادگستری اجتماعی ، قرار گیرد . و یکی از وظایف مسئولان جامعه اسلامی این است که افراد و گروههایی را که ثروت مردم را در راه خوشگذرانی و هوسرانی خود تلف می کنند مورد مواخذه قرار دهند .
به نظر قرآن ، اموال افراد ، باید به نفع مصالح جامعه ، مصرف شود . زیرا خداوند چنین سفارش می کند ولا توتوا السفهاء اموالکم التی جعل الله لکم قیاماً .
ترجمه : اموالی را که خدا آن را مایه دوام و برپایی زندگی شما قرارداده به سفیهان مدهید .
ب : پیکار با ستمکاران
خداوند ، قوم هود را نکوهش می کند ، چه ایشان ، بر فرمان ستمکاران گردن می نهادند و از این رو سزاوار هلاکت و طرد شدند : و تلک عاد جحدوا بایات ربهم و عصوا رسله و اتبعوا امر کل جبار عنید و اتبعوا فی هذه الدنیا لعنه و یوم القیامه . ” هود ۵۹ “
ترجمه : و همین قوم عاد که آیات خدا را انکار نموده و پیامبران را نافرمانی کردند و پیرو امر هر شخص سرکش و ناسپاسی شدند به لعنت خدا در حیات دنیا و آخرت گرفتار گردیدند .
قرآن در این باره تعبیری دقیق دارد . چه خدا برای ستمکار دو صفت “جبار” و “عنید” به کار می برد . زیرا جبار ، سرکش سنگ دلی است که بارزترین صفاتش ، پافشاری در باطل است . بدین جهت اسلام به مسلمانان اجازه نمی دهد که فرمانبردار ستمکاران باشند و آنها هرطور که خواستند ، ایشان را به بردگی کشیده و آزارشان دهند و در راه مقاصد خود ، به بازی گیرند . بلکه اسلام ، همواره مسلمانان را علیه ستمکاران ، می شوراند و فرمان می دهد که هرگز تسلیم آنها نشوند . چه فرمانبرداری از جباران ، با ایمان صحیح ، تنافی دارد . زیرا ایمان به نفس بز

رگواری و آزاد منشی می بخشد .
ج : درسی از شجاعت و پردلی
در داستان هود ، درسی از شهامت و جانفشانی در راه عقیده نهفته است. این درس به سان چراغی است که در فراسوی هر مصلح جانبازی ، قراردارد . هود قومش را چنین خطاب می کند :
انی اشهد الله و اشهدوا انی بری مماتشرکون من دونه فکیدونی جمیعاً ث

م لاتنظرون .
ترجمه : من خدا را گواه می گیرم و شما هم گواه دهید که من از شما و خدایانی که می پرستید بیزارم . بدین سخن او ” فکیدونی جمیعاً ” دقت کنید که می خواهد به آنها گوشزد کند که از توطئه ایشان ، نمی هراسد و به صرف فزونی و تناوریشان از آنان باکی ندارد . این نش

انه أی از نشانه های مومنان حقیقی است . پس نباید ، از تباهکاران ، ترس و هراسی داشت . چه مومنان حقیقی با عقیده استوار خود هرکار دشواری را آسان می نمایند . جوهر این شهامت ، در هود وجود داشت . آنگاه که بر خدا توکل کرد و گفت : انی متوکل علی الله ربی و ربکم . شایسته است برخدایی که منشا و مرکز قدرتهای جهان است . توکل کنیم و به سوی او پناه جوییم ، تا ترس و ضعفهایمان به امن و قدرت ، دگرگونی یابد و هر مصلح و راهنمایی به این گونه توکل نیاز سختی دارد ، تا در پرتو آن با یقین و صبر و خشنودی در راه رضای الهی جانبازی کند
د : فرجام سرکشی نابودی است
داستان هود بیانگر فرجام شومی است که ملتهای سرکش و گردن فراز را انتظار می کشد . بدین روی قرآن قبیله عاد را این چنین توصیف می کند : فاما عاد فاستکبروا فی الارض بغیر الحق و قالوا من اشدمنا قوه اولم یروا ان الله خلقهم هوا شد منهم قوه و کانوا بایاتنا یجحدون فارسلنا علیهم ریحا صرصراً فی ایام نحسات لنذیقهم عذاب الخزی فی الحیاه دنیا و لعذاب الاخره اخزی و هم لاینصرون . “فصلت ۱۵ ـ ۱۶ “
ترجمه : اما قوم عاد در زمین به ناحق ، سرکشی کردند و با غرور گفتند : چه کسی از ما نیرومندتر است آیا آنها ندانستند که خدایی که آنها را آفریده بسیار از آنان تواناتر است و باز آیات قدرت ما را با وجود این برهان انکار کردند . ما هم برای هلاک آن قوم ، باد تندی در ایام نحس فرستادیم تا به آنها عذاب ذلت را در دنیا بچشانیم درصورتیکه خواری عذاب آخرت ، بیش

از دنیاست و آنجا هیچکس آنها را یاری نخواهد کرد . قبیله عاد ، در زمین به گردن فرازی پرداختند و به داشتن قدرت خود باخته شدند . و سرانجام از راه خدا و حق رخ برتافتند و به فرجام خواری و هلاکت دچار آمدند

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 12 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد