دانلود مقاله ادبیات داستانی ایران

word قابل ویرایش
17 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

روند تحول ادبیات معاصر ایران ، بارها ، به علت های گوناگون اجتماعی _ فرهنگی ، قطع شده و پس از یک دوره فترت با دیگر با حرکتی تازه آغاز شده است . برای ارایه گزارشی به هم پیوسته از این تاریخ گسسته صد ساله ، نویسندگان را در سه نسل می توان دسته بندی کرد : پیشگامان ، نسل میانه ، نوخیزان آنچه ادبیات هر نسل را متفاوت با ادبیات نسل پیش میکند، تغییر نحوه نگاه به زندگی و طرز تلقی از وظیفه ادبیـات است. رد این تغییـرات را می توان در رمان ها و مجموعه داستانهای یک قرن اخیـر از ۱۲۷۴ تا ۱۳۷۷ .ش. دنبال کرد

پیشگامان : از ۱۲۷۴ تا ۱۳۲۰ ش
از قصه های منظوم ادبیات متقدم از قبیل شاهنامه فردوسی و مثنوی مولوی که بگذریم ، داستان های منثور فراوانی داشته ایم : از سمک عیار تا امیر ارسلان . اما برخلاف حکایت کوتاه که جایگاه والایی در سنت ادبی ایران داشت ، این داستان ها ی بلند هیچ گاه جدی گرفته نشدند و در حاشیه نظام ادبی مسلط ماندند و به ندرت به درجه ادبی بودن رسیدند . اما تاثیر آنها را ، به هنگام دگردیسی حکایت بلند و سنتی ایرانی به رمان اروپایی احساس می کنیم. نخستین رمان نویسان ایرانی از نظر شکل بخشیدن به حوادث رمان حول محور سفر و شیوه شخصیت پردازی از داستان ها ی بلند منثور، تاثیر پذیرفته اند . آثاری که اینان نوشتند ثمره برخورد تجدد با جامعه ای سنتی است ؛ برخوردی که موجد بحران نظام سیاسی و اجتماعی می شود و شکل گرفتن روشنفکرانی را در پی دارد که ضوابط جدیدی برای اصلاح جامعه پیشنهاد می کنند . در درون این تحولات اجتماعی و سیاسی است که شکلهای جدید ادبی و در درجه اول رمان رشد می کنند . رمان، زاده بحرانی است که بین شکل های خلق شده برای دنیایی در شرف فروپاشی و نابودی ، و شکل های تازه ای که پاسخگوی وضع جدیدند پدید می آید.

اما مهم ترین عواملی که زمینه های مادی پیدایش رمان فارسی را فراهم آورد صنعت چاپ و مطبوعات بود . رجال اصلاح طلبی مانند عباس میرزا قاجار پس از شکست ایرانیان در جنگ با روس ها به خود آمدند و دریافتند که آینده کشور بستگی به دست یابی به علوم جدید دارد . به همین منظور محصلاتی به فرنگ اعزام شدند. آنان در بازگشت به میهن ماشین های چاپ را به ارمغان آوردند و امکان پیدایش روزنامه ها و کتابها را فراهم ساختند. همچنین با ترجمه متون علمی تاریخی و ادبی ، دریچه تازه ای رو به جهان گشودند و دسترسی به متون تازه و شناخت فرهنگ غرب را آسان کردند.

چاپ، با تکثیر آثار آن ها از انحصار اشراف در آورد و به میان مردم برد . اما مهم ترین خدمت آن را باید در پیدایش مطبوعات دانست. مطبوعات ، با ساده کردن نثر در دگرگون سازی مفهوم ادبیات تاثیر گذاردند و به شکل گیری تفکر انتقادی یاری کردند . نشریاتی چون اختر ( چاپ استانبول ) و حبل المتین ( چاپ کلکته ) هم پایگاه و تکیه گاه نویسندگان نخستین متون داستانی جدید فارسی بودند و هم محلی برای تجربه کردن شیوه های تازه نگارش نویسندگانی چون دهخدا و جمال زاده نیز با نوشتن برای مطبوعات کار ادبی خود را آغاز کردند .مطبوعات نثر را ساده، و آماده به کار گرفته شدن در توصیفها و مکالمات کردند، و مترجمان شکل تازه رمان را در معرض دید ایرانیان قرار دادند .

بحث رمان نویسی در ایران اول بار به سال ۱۲۵۰ ش. در نامه میرزا فتحعلی آخوندزاده به میرزا آقا تبریزی مطرح شد . او فن رمان را متضمن فواید ملت و مرغوب طبایع خوانندگان دانسته بود و به دو ویژگی رمان، آموزندگی و سرگرم کنندگی، اشاره کرده بود آن گاه مترجمان نخستین رمان های اروپایی در عصر قاجار در مقدمه هایی که بر ترجمه های خود نوشتند، کوشیدند تا با تعریف نوع ادبی جدید رمان آن را به نظام ادبی ایران وارد کنند. ترجمه داستان تاریخی _ انتقادی آخوندزاده ( ۱۱۹۱_۱۲۵۷ش ) موسوم به ستارگان فریب خورده حکایت یوسف شاه در ۱۲۵۳ ش. فارسی منتشر شد. نویسنده از ورای داستانی که در عصر صفوی رخ می دهد ، خرافه پرستی ، بی قانونی و ستم چیرگی بر ایران عصر قاجار را توصیف می کند و راه چاره را در تشکیل مجلس مشورتی از دانایان ملت می داند. اما هنوز شرایط برای آفرینش این نحوه بیان جدیـد ادبـی ایـران فراهم نشـده بـود و رمـان در حـد یـک انـدیشه وجود داشت.

دو دهه گذشت، تا اینکه در ۱۲۷۴ ش حاج زین العابدین مراغه ای ( ۱۲۱۸ – ۱۲۹۰ ش ) تاجر مشروطه خواه مقیم استانبول نخستین شبه رمان فارسی را با نام سیاحتنامه ابراهیم بیک نوشت. تجسم واقع گرایانه زندگی ایرانیان، میهن پرستی عمیق و انتقاد از همه جوانب جامعه ایرانی، جلد اول این رمان سه جلدی را به صورت نمونه گویایی از واقع گرایی پرشور در دوره مشروطه در آورده است.

مراغه ای نوع ادبی متعارف زمانه سفرنامه نویسی را به صورتی تخیلی برای بیان نظریات اجتماعی _ سیاسی خود به کار گرفت . در پی او عبدالرحیم طالبوف ( ۱۲۱۳ – ۱۲۸۹ ش ) در مسالک المحسنین ( ۱۲۸۴ ش ) و میرزا حبیب اصفهانی(۱۳۱۱- ۱۲۵۱ق ) در ترجمه آزاد و خلاق خود از سرگذشت حاجی بابا ( ۱۲۸۴ ش ) اثر جیمز موریه (۱۷۸۰ – ۱۸۴۹ م ) نیز از نوع ادبی سفرنامه ای بهره گرفتند. ساخت سفرنامه ای شیوه مناسبی برای نشان دادن خصلتهای شخصیت دوران به شمار می آید ؛ قهرمان داستان از عزلت به در می آید و با گشت و گذار در پهنه جامعه نابههنجاریها را می بیند و با مقایسه آنها با نظام زندگی ممالک پیشرفته لزوم تغییر آنها را گوشزد میکند. نویسندگان عصر مشروطه بیشتر به نقش اجتماعی ادبیات توجه داشتند و برای ساختار ادبی و زیبایی شناسی رمان اعتباری قایل نبودند. داستانهایشان به اقتضای شرایط انقلابی بیشتر از آنکه جنبه تخیلی داشته باشد نقد اجتماعی و خطابه در مدح عدالت و آزادی بود.

رمان فارسی حول درگیری قهرمان با نظام حاکم بر جامعه شکل می گیرد و این ویژگی عصری است که طبقه متوسط از وضع خود آگاه می شود، مفهوم ملت اهمیت می یابد و به فرد فرد انسان ها توجه می شود . رمان در زمانه ورود فرد عادی به عرصه رویدادهای تاریخی و معنی یافتن هستی او یکی از مهم ترین گونه های ادبی را تشکیل می دهد. بنیاد زیبایی شناسی جامعه ما با این تحول به کلی زیر و رو شده است ؛ یعنی از آن زیبا شناسی محدود و محلی که روبه گذشته ها و حفظ سنتها داشت به زیبایی شناسی جهانی و نامحدود که رو به جهان آینده و رویدادهای غیر مترقبه و ناشناخته دارد تغییر ماهیت داده است. در سال های پس از مشروطیت شاهد پیدایش رمان تاریخی رمان اجتماعی و داستان کوتاه هستیم.

رمان تاریخی
نوع مطرح ادبی سالهای شکست انقلاب مشروطه و جستجوی منجیهای پرقدرت برای برقراری امنیت اجتماعی است نویسنده رویگردان از ناملایمات زمانه عظمت را در شکوه برباد رفته ایران باستان جستجو میکند. رمان تاریخی ریشه در کار فکری کسانی دارد که در مسیر جریان به خود آیی ناشی از انقلاب مشروطه در جهت کشف تاریخ ملی کوشیدند. از جمله این کسان میرزا آقا خان کرمانی(۱۲۷۰ _ ۱۳۱۴ ق ) است که تاریخ ایران باستان را با نام آیینه اسکندری ( ۱۲۸۵ ش ) نوشت. کوششهای مترجمان رمانهای اروپایی مانند محمد طاهر میرزا مترجم رمانهای الکساندر دوما را نیز نباید نادیده گرفت . ترجمه بعضی از این گونه رمانها رشته تازه ای از ادبیات تاریخی اروپا را شناساند و اتفاقا با مذاق مردم ما خوب جور در می آمد نویسندگان رمانهای تاریخی در بند افسانه های تاریخی و ادبیات گذشته بودند و به جای تصویر واقع گرایانه یک دوره مشخص از تاریخ به عنوان زمینه ماجراهای مهیج عشقی و رزمی استفاده می کردند . نخستین رمان از این نوع را محمد باقر میرزا خسروی ( ۱۲۲۶ – ۱۲۹۸ ش )با نام شمس و طغرا ( ۱۲۸۷ ش) در سه جلد درباره هجوم مغولان به ایران نوشت.

موسی نثری ( ۱۲۶۰ _۱۳۳۲ ش ) در رمان عشق و سلطنت ( ۱۲۹۵ ش ) به فتوحات کوروش پرداخت. میرزا حسن خان بدیع ( ۱۲۵۱ _ ۱۳۱۶ ش ) نیز سرگذشت کوروش را دستمایه رمانی با نام داستان باستان ( ۱۲۹۹ ش ) کرد. میرزا عبدالحسین صنعتی زاده کرمانی ( ۱۲۷۵ – ۱۳۵۲ ش) رمان دامگستران یا انتقام خواهان مزدک ( ۱۲۹۹ و ۱۳۰۴ ش ) را درباره آخرین سالهای سلطنت ساسانیان و درگیری های آنان با مزدکیان و اعراب نوشت. از دیگر آثار او مانی نقاش ( ۱۳۰۵ ش ) و سلحشور ( ۱۳۱۲ ش ) است. حیدر علی کمالی ( ۱۲۴۸ – ۱۳۱۵ ش )رمان های موجوزتر و رمانتیک تری نوشت. او در مظالم ترکان خاتون ( ۱۳۰۶ ش ) حمله مغول به ایران را تصویر کرد و در لازیکا (۱۳۱۰ ش ) توصیفی به فارسی سره از جنگهای ایرانیان و رومیان ارایه داد. در میان نویسندگان رمان های تاریخی کار علی اصغر رحیم زاده صفوی ( ۱۲۷۳ – ۱۳۳۸ ش ) به سبب وارد کردن نوعی افسانه علمی در رمان تاریخی قابل ذکر است : شهربانو ( ۱۳۱۰ ش ) نادرشاه ( ۱۳۱۰ ش ) محمد حسین رکن زاده (۱۲۷۸ _ ۱۳۵۲ش ) در دلیران تنگستانی ( ۱۳۱۰ ش ) به مضمونی معاصر پرداخت و مبارزات مردم جنوب با استعمارگران انگلیسی را وصف کرد.

گرایشهای ملی گرایانه که از حمایت حکومت رضاشاه نیز برخوردار بود، آن چنان گسترشی یافت که حتی نویسندگانی از قبیل صادق هدایت و بزرگ علوی را نیز به نوشتن داستان های تاریخی ترغیب کرد. از دیگر رمان های تاریخی این دوره می توان به آثار زیر اشاره کرد : پهلوان زند ( ۱۳۱۲ ش) نوشته علی شیراز پور پرتو معروف به شین پرتو. ( ۱۲۸۶ – ۱۳۷۶ ش ) عشق و ادب ( ۱۳۱۳ ش )، اثر میرزا محمد علی خان آزاد ( ۱۲۵۸ – ۱۳۲۴ ش ) ، یعقوب لیث ( ۱۳۱۵ ش ) ، به قلم یحیی قریب. پیامبر ( ۱۳۱۶ ش ) ، اثر زین العابدین رهنما ( ۱۲۷۲ – ۱۳۶۸ ش ) آشیانه عقاب ( ۱۳۱۸ ش )، نوشته زین العبدین مؤتمن ( متولد ۱۲۹۳ ش)

رمان اجتماعی
نوع ادبی دیگری که سالهای ۱۳۰۰ ش پدید آمد رمان اجتماعی است. این نوع رمان از نظر ساختار تفاوت چندانی با رمان تاریخی ندارد و تنها به دلیل پرداختن به ماجراها و شخصیتهای معاصر از آنها متمایز می شود. شخصیتهای معاصری از قبیل کارمندان و زنان بر صحنه ظاهر می شوند و ماجراهای غم انگیزی را از سر می گذرانند که نشانه ای از دشوارییهای زندگی شهری در آستانه ورود جامعه به روزگار نو است . رمان تهران مخوف ( ۱۳۰۳ ش ) نوشته مرتضی مشفق کاظمی ( ۱۲۸۱ – ۱۳۵۶ ش ) ، اثری راهگشا در این زمینه بود . نویسنده ، ضمن بازگویی داستان عشق ناکام پسری فقیر به دختری اشرافی تصویرهای روشنی از وضع محلات، قهوه خانه ها، اماکن فساد، راهها و چاپارخانه های عرض راه ، مسافرت با گاری و درشکه و واگن شهری ، لباسها و اندیشه ها در دوران کودتای ۱۲۹۹ ش به دست می دهد.

مشفق کاظمی ، که از پایه گذاران انجمن تجددخواه ایران جوان ( ۱۳۰۱ ش ) بود ، توجه خاصی به وضع اسفناک زنان از طریق تصویر کردن روسی خانه ها ، نشان داد . نویسندگان متعددی از سبک ادبی و شیوه برخورد او با مسئله زن تقلید کردند که از میان آنان، کار احمد علی خداداده تیموری در رمانهای روز سیاه کارگر ( ۱۳۰۵ ش ) و روز سیاه رعیت ( ۱۳۰۶ ش ) ارزش بیشتری دارد . او کوشید تا بر اساس مشاهدات خویش، و نه الگو برداری از رمانهای احساساتی، تصویری عینی از زندگی زنان روستایی و شهرستانی، در سالهای جابهجایی حکومت قاجار به حکومت پهلوی ، ارایه کند . عباس خلیلی ( ۱۲۷۲ _۱۳۵۰ ش ) در روزگار سیاه ( ۱۳۰۳ ش ) ، انتقام (۱۳۰۴ ش ) و اسرار شب ( ۱۳۰۵ ش ) یحیی دولت آبادی ( ۱۲۴۱_۱۳۱۸ ش ) ربیع انصاری ( متولد ۱۲۸۳ ش ) در جنایات بشر با آدم فروشان قرن بیستم(۱۳۰۸ ش) ، محمد مسعود ( ۱۲۸۰ – ۱۳۲۶ ش ) در تفریحات شب ( ۱۳۱۱ ش ) در تلاش معاش (۱۳۱۲ ش ) و اشرف مخلوقات ( ۱۳۱۳ ش ) ، محمد حجازی ( ۱۲۷۹ – ۱۳۵۲ ش ) در هما ( ۱۳۰۷ ش ) ، زیبا ( ۱۳۱۲ ش ) ، جهانگیر خلیلی ( ۱۲۸۸ – ۱۳۱۸ ش ) در من هم گریه کرده ام(۱۳۱۱ ش ) نیز در این نوع ادبی طبع آزمایی کرده اند زیبایی محمد حجازی را می توان بهترین رمان اجتماعی عصر رضا شاه دانست. نویسنده ، در این اثر ، گزارشی واقع گرایانه از سیـر حوادث و روانشناسی اجتـماعی سال های ۱۲۹۰ ش به دست می دهد و حرکت جامعه ای سنتی به سوی تجدد و شهرنشینی را توصیف می کند. او می کوشد تا رابطه ای با زمان و واقعیت برقرار کند و اعمال شخصیتها را متکی بر محیط رشد آنها پیش برد و درونمایه عمده زمانه خود، چالش تجدد با سنت را به شکل مسئله زن مطرح کند.

داستان کوتاه
با وجود پدید آمدن رمان های تاریخی و اجتماعی ، نثر معاصر همچنان شاخه ای نورسته در سایه درخت تناور ادبیات کهن ایرانی بود . با پیدایش داستانهای کوتاه جمال زاده ، هدایت و علوی ، نثر معاصر گام در راهی نهاد که هویت ویژه آن را تعیین می کرد.
سید محمد علی جمال زاده ( ۱۲۷۱ – ۱۳۷۶ ش ) نخستین مجموعه داستان واقع گرایانه ایرانی را با نام یکی بود و یکی نبود ( ۱۳۰۰ ش ) ، نوشت . او در هر داستان ، با نثر شیرین ، به تصویر یک تیپ اجتماعی پرداخت و کهنه پرستی و رخوت اجتماعی را با طنزی سرشار از غم توصیف کرد. منتقدان (دیباچه) این کتاب را بیانیه نثر نوین فارسی دانسته اند . جمال زاده در آن از نویسندگان ایرانی می خواهد که با زبانی ساده و همه فهم به نوشتن رمان و داستان کوتاه روی آورند تا به دموکراسی ادبی، که مکمل دموکراسی سیاسی است جامه عمل بپوشند. پیش از او میرزا حبیب اصفهانی و علی اکبر دهخدا (۱۲۵۸-۱۳۳۵ ش ) در قطعه های داستانی که از سال ۱۲۸۶ش تحت عنوان چرند و پرند، در روزنامه صوراسرافیل می نوشت، در آثار خود زبان و اصطلاحات عامیانه به کار می بردند. از آنان که هم زمان با جمال زاده، داستان کوتاه نوشته اند می توان از حسن مقدم (۱۲۷۴-۱۳۰۴ش)، سعید نفیسی (۱۲۷۴-۱۳۴۵ش) و کریم کشاورز (۱۲۷۹-۱۳۶۵ش) نام برد .

نویسنده ای به نام یوسف عمو، پیش از اینان طی سال های ۱۲۸۸-۱۲۸۹ش در روزنامه خیرالکلام ۴۷ حکایت کوتاه نوشت، اما داستان کوتاه با آثار صادق هدایت(۱۳۳۰_ ۱۲۸۱ش) در فرهنگ ایران جایگاه واقعی خود را یافت و به تدریج یکی از شاخه های اصلی ادبیات معاصر شد. هدایت کوتاه که با ادبیات جدید اروپا آشنا بود در زنده به گور (۱۳۰۹ش)، سه قطره خون (۱۳۱۱ش)، سایه روشن(۱۳۱۲ش)، علویه خانم (۱۳۱۲ش) و وغوغ ساهاب (۱۳۱۳ش) که زندگی عامه مردم را با اصطلاحات خود آنان به همان خوبی ترسیم کرد که هزار توی ذهنیات روشنفکران سرخورده و هراسان را با رمان مشهور او بوف کور (۱۳۱۵ش). ادبیات معاصر از مرحله نوشتن (رمانس) های تاریخی و اجتماعی در می آید و پا به عرصه رمان می نهد . هدایت برخوردی انتقادی با نظام اجتماعی و هنری زمانه خود دارد در حد هنجارهای ادبی رایج نمی ماند و مبدع سبکی تازه می شود تا این زمان، رمان وسیله ای برای سفرنامه نویسی یا خطابه و پند و اندرز بود. اما هدایت به زیبایی شناسی رمان به عنوان یک شکل مستقل ادبی اهمیت بخشید

بزرگ علوی (۱۲۸۲_۱۳۷۵ش) که دانش آموخته آلمان بود در بازگشت به میهن به حلقه یاران هدایت (گروه ربعه) پیوست، نخستین مجموعه داستان او چمدان (۱۳۱۳ش)، به همان اندازه از رمانتیسم آلمانی تاثیر پذیرفته است که از آثار هدایت، علوی، مثل هدایت با نشان دادن تناقضات درونی شخصیتها، گزارش های ساده جمال زاده را تا حد داستان روان شناختی ارتقا داد. اما به سبب پیوستن به گروه تقی ارانی و نوشتن برای مجله مادی مذهبی دنیا (۱۳۱۲ش) در سال ۱۳۱۶ش دستگیر و زندانی شد . پس از سقوط رضاشاه علوی از بند رست و با نوشتن ورق پاره های زندان (۱۳۲۰ش) و پنجاه و سه نفر (۱۳۲۱ش)، پایه گذار (ادبیات زندان) در ایران شد .

نسل میانه از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ش
پس از سقوط رضاشاه و بازشدن درها به روی اندیشه های گوناگون سیاسی و فرهنگی، ادبیات متنوعی شکل گرفت. از سویی با افزوده شدن بر تعداد نشریات هفتگی، پاورقی نویسی به دوران اوج خود رسید. پاورقی نویسان توانستند با تعلیق های حساب شده داستان هایشان خوانندگان را در اشتیاق دانستن بقیه ماجرا نگه دارند. حسی مسرور(۱۲۶۷-۱۳۴۷ش) رمان پنج جلدی ده نفر قزلباش (۱۳۳۵ش) را درباره دور صفویه نوشت . حسینقلی مستعان (۱۲۸۳-۱۳۶۲ش) داستان تاریخی رابعه و داستان های عاشقانه شهرآشوب و آفت (۱۳۳۴-۱۳۳۶ش) را پدید آورد . ابراهیم مدرسی (۱۲۹۷-۱۳۶۸ش) رمان هایی از قبیل: پنجه خونین، پیک اجل و عشق و انتقام نوشت. ام زمانی آشتیانی (۱۲۹۴-۱۳۶۸ش) رمان های به هم پیوسته دلشاد خاتون و زیبای مخوف را در ۱۲۰۰۰ صفحه به شکل جزوه های هفتگی منتشر کرد از معروف ترین پاورقی های اجتماعی این دوره می توان باشرف ها (۱۳۲۵ش) نوشته عماد عصار (۱۲۷۶-۱۳۳۶ش) را نام برد.

در سالهای پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش پاورقی های تاریخی _ عشقی شاپور آرین نژاد نویسنده ده مرد رشید (۱۳۳۵ش)، حمزه سردادور (۱۲۷۵-۱۳۴۹ش)، جواد فاضل (۱۲۹۳-۱۳۴۰ش)، احمد ناظر زاده کرمانی (۱۲۹۶-۱۳۵۵ش)، صدرالدین الهی و ذبیح اله منصوری (۱۲۷۴-۱۳۶۵ش) صفحات مجلات پرشمارگان هفتگی را پر می کردند اما پاورقی نویسی، شاخه های دیگری هم یافت مثل داستان فکاهی اسمال در نیویورک (۱۳۳۴ش)، اثر حسین مدنی (متولد ۱۳۰۵ش)، یادداشتهای اجتماعی _ انتقادی تحصیلکرده ها (۱۳۳۴ش)، از مشفق همدانی (متولد ۱۲۹۱ ش) نیمه راه بهشت (۱۳۳۲ش) و آتش های نهفته (۱۳۳۹ش) اثر سعید نفیسی، عشق و سیاست یا سقوط یک استاد ( ۱۳۲۸ش) نوشته قاسم لاربن (متولد ۱۲۹۳ش) و سیصد ضربه شلاق (۱۳۳۱ش) اثر محمود دژکام (متولد ۱۲۹۶ش) دهه ۱۳۴۰ش را می توان پایان دوران رونق پاورقی نویسی دانست. مجموعه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی بخش عمده ای از خوانندگان رمانهای سرگرم کننده را جذب می کنند.

خوانندگان فهیم تر نیز، مجلاتی چون کتاب هفته را جانشین جزوه های هفتگی می کنند البته بعدها و امروز هم پاورقی نوشته می شود اما این نوع ادبی جایگاهی را که در دهه های ۱۳۲۰ و ۳۳۰ ش داشت از دست داده و به انتهای صحنه ادبی رانده شده است. گرایشهای نوین ادبی دهه ۱۳۲۰ش فضاهای رشد خود را در ماهنامه های روشنفکرانه ای از قبیل سخن، مردم، پیام نو و جز آنها یافتند. داستان نویسی تنوعی درخور یافت و علی دشتی (۱۲۷۴-۱۳۶۰ش) نویسنده فتنه (۱۳۲۴ش) داستانهای عشقی _ روانی در بیان نفسانیات زنان اشرافی می نوشت جعفر شریعتمداری (درویش)(متولد ۱۳۰۲ش) نویسنده کعبه (۱۳۲۴ش) همین شیوه را به شکلی عرفانی تر ادامه داد. پایگاه داستانهای سورئالیستی و تخیلی، مجله خروس جنگی (۱۳۲۹-۱۳۳۰ش) بود که غلامحسین غریب(۱۳۰۲ _۱۳۸۳ش) در آن قلم می زد .

اما نویسندگان دیگری هم پیرو این مشی بودند کاظم تینا(۱۳۰۸-۱۳۶۹ش) نویسنده آفتاب بی غروب (۱۳۳۲ش) و احمد شاملو(۱۳۰۴-۱۳۷۹ش) نویسنده زن پشت در مفرغی(۱۳۲۹ش)، داستانهایی هم از نویسندگان زیر منتشر می شود : محمود اعتماد زاده به آذین (متولد ۱۲۹۳ش) نویسنده دختر رعیت (۱۳۳۱ش)، سیمین دانشور(متولد۱۳۰۰ش)، رسول پرویزی (۱۲۹۸-۱۳۵۶ش) نویسنده شلوارهای وصله دار(۱۳۳۶ش)، ابوالقاسم پاینده (۱۲۸۷-۱۳۶۳ش) نویسنده در سینمای زندگی (۱۳۳۷ش).

پایگاه عمده ترین گرایش ادبی واقع گرایی سایت زده نشریات حزب توده بود. گرایش ادبی واقع گرایانه به ویژه پس از برگزاری نخستین کنگره نویسندگان ایرانی (۱۳۲۵ش) بر حیات ادبی تفوق یافت. قطعنامه کنگره تحت تاثیر اندیشه های فاطمه سیاح و احسان طبری بر لزوم برنامه ریزی برای هدایت ادبیات به راه رئالیسم تاکید کرد و از نویسندگان خواست در راه خدمت به توده مردم قلم زنند تاثیر این دید در داستان های تمثیلی هدایت در ولنگاری (۳۲۳ش)، و حاجی آقا (۱۳۲۴ش)، محسوس است . نویسندگان نشریات حزبی از قبیل محمدعلی افراشته (۱۲۸۷ _ ۱۳۳۸ش) علی مستوفی (احمدصادق) ۱۳۰۶-۱۳۶۵ش داستانهایی انتقادی، با ارزش ادبی ناچیز نوشتند. اما برجسته ترین نویسنده این جریان، بزرگ علوی با رمان چشمهایش (۱۳۳۱ش) و مجموعه داستان نامه ها (۱۳۳۰ش) است او در رمان خود تهران خفقان زده عصر رضاشاه را محور کار قرار می دهد اما در اصل به یک ماجرای عاشقانه رمانتیک در طرحی جستجوگرانه می پردازد که یادآور هیجان و تعلیق داستانهای پلیسی است.

صادق هدایت پس از سگ ولگرد (۱۳۲۱ش) داستانهای حاجی اقا و توپ مرواری و رساله پیام کافکا (۱۳۲۷ش) را در ضدیت با جلوه های مادی و معنوی اقتدار نوشت. محمد علی جمال زاده سکوت بیست ساله خود را شکست و یکی پس از دیگری آثاری منتشر کرد و در تمامی آنها به ناکامی تاثر آور انسانی پاکدل در مصاف با تعصب و سنت به صورتی خاطره ای پرداخت : دارالمجانین(۱۳۲۰ ش)، راه آب نامه (۱۳۲۶ش) سروته یک کرباس(۱۳۳۵ش)، شاهکار (۱۳۳۷ش). در همین دوران نسل تازه ای از نویسندگان داستان کوتاه پدید آمد که شخصیت های اصلی آن صادق چوبک، جلال آل احمد و ابراهیم گلستان بودند. اینان متاثر از ادبیات رئالیستی امریکا به نثر و ساختمان داستان توجهی جدی داشتند. صادق چوبک( ۰۱۲۹۵-۱۳۷۷ش) آدم های مطرود پایین ترین لایه های اجتماعی را به داستانهایش راه داد و کوشید تا با تولید دیگر بار، لحن آنها شخصیت و راه و روش زندگیشان را به نمایش بگذارند. داستانهای دو مجموعه خیمه شب بازی (۱۳۲۴ش)، و انتری که لوطیش مرده بود (۱۳۲۸ش) از لحاظ فضاسازی و نمایش روابط شخصیتها از ورای گفتگوهای زنده و طبیعی از آثار خواندنی ادبیات ایران بشمار می آیند.

چوبک پس از رمان تنگسیر (۱۳۴۲ش)، رمان سنگ صبور (۱۳۴۵ش) را به شکلی نوگرایانه نوشت و دو مجموعه چراغ آخر (۱۳۴۴ش) و روز اول قبر(۱۳۴۴ش) را منتشر کرد. جلال آل احمد (۱۳۰۲-۱۳۴۸ش)، نخستین داستانهای خود، دید و بازدید (۱۳۲۴ش) از رنجی که می بریم( ۱۳۲۶ش)، سه تار (۱۳۲۷ش)، و زن زیادی (۱۳۳۱ش) را از نظرگاه آدمی بیگانه از جمع نوشت که در مرز بین اعتقاد و بی اعتقادی معلق است. ستوده ترین داستان بلندش مدیر مدرسه (۱۳۳۷ش)، را درباره مدیری از نسل شکست خورده از کودتا نوشت که پناهی آرام می جوید و نمی یابد . نثر شتابناک و محاوره ای خاص آل احمد که در نویسندگان هم دوره اش تاثیر بخشید از همین داستان رخ می نماید. آل احمد آنگاه رمانهای نون والقلم (۱۳۴۰ش) و نفرین زمین (۱۳۴۶ش) را تحت تاثیر غرب زدگی (۱۳۴۱ش) نوشت، کتابی که او را به عنوان نظریه پرداز بازگشت به سنتها و اصالتهای بومی و مذهبی معرفی کرد.

گلستان، (متولد ۱۳۰۱ش) متاثر از نویسندگانی چون همینگوی و فاکنر،از صناعت داستان نو برای نوشتن آثارش بهره گرفت داستان های آذر ماه آخر پاییز (۱۳۲۸ش) و شکارسایه (۱۳۳۴ش) را در توصیف سرگردانی روشنفکرانی نوشت که آرمانهایی را که به آنها دل بسته بودند پوچ می یابند و در پیدا کردن راه دلخواه سرگردان می شوند در مجموعه جوی و دیوار و تشنه (۱۳۴۶ش)، موسیقی درونی کلمات در پدید آوردن نثری متناسب با موضوع نقشی بسزا دارد. کتاب مد و مه (۱۳۴۸ش)، که در بردارنده زیباترین داستانهای خاطره ای گلستان است او را به عنوان شاعر تنهایی در داستان نویسی ایران معرفی می کند.

در سالهای پس از کودتای سال ۱۳۳۲ش نویسندگان از سیاست پرهیز کردند و دردهای جاودانه بشری مثل عشق و انزوا و مرگ را در ساختاری دینی _ اسطوره ای مطرح کردند از جمله تقی مدرسی (۱۳۱۱-۱۳۷۶ش)، رمان عاشقانه یکلیا وتنهایی او (۱۳۳۴ش) را براساس قصه های تورات نوشت، بهرام صادقی (۱۳۱۵-۱۳۶۳ش) در رمان ملکوت (۱۳۴۰ش) ترکیب دلپذیری از زندگی واقعی و مفاهیم فراطبیعی ارایه داد. او در داستانهای واقع گرایانه سنگر و قمقمه های خالی (۱۳۴۹ش)، دیدی تلخ و طنزآمیز و حساسیتی تکان دهنده نسبت به زندگی را، با شناخت دقیق از نوع ادبی داستان نو در می آمیزد هنر او در آن است که روال مالوف زندگی را از چنان زاویه ای نشان می داد که غیرطبیعی بودن آن آشکار می شد. در میان مهمترین نویسندگانی که کار خود را در این دوره آغاز میکنند می توان از غلامحسین ساعدی، منوچهر صفا (غ.داوود)، نادر ابراهیمی، محمود کیانوش، احمد محمود و بهمن فردوسی نام برد.

در سالهای ۱۳۴۰تا ۱۳۵۷ش توجه به انحطاط فرهنگ و زندگی اهل قلم را به نگرش انتقادی نسبت به شبه مدرنیسم چیره بر جامعه و یافتن راه حل های بومی وا می دارد. بازگشت به خویش و سنت ها برای ضدیت با تجدد ترویج شده از بالا زمینه را برای رشد جریان های مذهبی_ عرفانی شریعتی و آل احمد، آماده می کند. داستان های بلند محمود دولت آبادی (متولد ۱۳۱۹ش)، آوسنه بابا سبحان(۱۳۴۷ش)، گاواره بان (۱۳۵۰ش) و سفر (۱۳۵۱ش)، حول مضمون شناسایی محیط روستایی و بازیابی خانه پدری نوشته شده است.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 17 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد