مقاله در مورد بررسی فحشا

word قابل ویرایش
206 صفحه
30000 تومان
300,000 ریال – خرید و دانلود

بررسی فحشا

مقدمه
مطالعه سیر تاریخی فحشا ، نشانگر آن است که این پدیده، از کهن‌ترین انحرافات بشری است و از دیر باز به عنوان یک واقعیت اجتماعی وجود داشته است. با این حال، تحقیقات علمی اندکی روی آن صورت گرفته است.
طبق تعریف، زن ویژه یا روس

پی یا فاحشه، زنی (یا به ندرت مردی) است که مخارج زندگی خود را به طور کلی یا جزئی از طریق تسلیم جسم خویش به دیکران (با انگیزه‌های جنسی) تأمین می‌کند. بعلاوه این نوع روابط جنسی بدون محبت و موقتی است و اگر رابطه عاطفی در این کار دخالت داشته باشد، فحشا نام نخواهد داشت. این اصطلاح، تنها به کسانی اطلاق نمی‌شود که تمام عمر به فحشا اشتغال دارند، بلکه هر زن یا مردی که در ضمن اشتغال به کارهای دیگر، گاه‌گاهی با دریافت پول به ایجاد رابطه جنسی بادیگران اقدام کند، نیز (طی مدتی که به این رفتار می‌پردازد)، روسپی نامیده می‌شود (فارلی و دیگران، ۱۹۹۸ : ص۹۴).

روانشناسان علت بروز این پدیده را علل روانی از جمله گرایش به تنوع‌طلبی و ضعف هویت اخلاقی می‌دانند و همچنین اختلال در هویت در آن دخالت دارد و در برخی از افراد این گروه، اختلالات شخصیتی (به ویژه اختلال شخصیت ضد اجتماعی و مرزی) نمود بیشتری دارد (بهبودی،‌۱۳۷۸ : ص۱۰۲).
از نظر جامعه‌شناسان و مددکاران اجتماعی، علت فحشا صرفاً به پدیده‌های روانی محدود نمی‌شود؛ بلکه علت بروز این پدیده را به فقر و گرسنگی، چگونگی تعلیم و تربیت فرد در خانواده، بیکاری، نوسان شرایط اقتصادی، مهاجرت و شهرگرایی، بی‌سوادی و ناآگاهی، اعتیاد به مواد مخدر، طلاق و کشمکش خانواده و انحراف والدین نسبت می‌دهند.

با نگاهی مددکارانه به آسیب‌های اجتماعی قرن بیست و یکم که دیدگاهی مرکب از علم جامعه‌شناسی و روانشناسی است متوجه می‌شویم که توسعه زندگی شهری، گسترش بی‌رویه مهاجرت از روستا به شهرهای بزرگ، افزایش حاشیه‌نشینی، بیکاری، ‌فراوانی مشکلات اقتصادی- اجتماعی و جوان بودن درصد بالایی از افراد جامعه ایران باعث افزایش کمی و کیفی آسیب‌های اجتماعی شده و زمینه مناسبی برای ابتلاء به انواع آسیب‌ها مخصوصاً برای قشرهای نوجوان و

جوان فراهم گردیده است که از جمله این آسیب‌ها می‌توان به پدیده فحشا و روسپیگری اشاره کرد.
با عنایت به اهمیت حیاتی و نقش تعیین کننده سلامت جسمانی و روانی نوجوانان و جوانان جامعه در تأمین بقاء و آینده مملکت بویژه به دلیل نقشی که در تربیت و پرورش کودکان نسل آینده خواهند داشت بی‌توجهی به آنان باعث سست شدن بنیان خانواده در نسل‌های آتی خواهد شد. آثار نامطلوبی که توأمان با این مسأله روی می‌دهد (اشاعه بیماریهای مقاربتی (از جمله ایدز…) از هم پاشیدگی کانون خانواده، تشکیل خانه‌های فساد و فریب سایر زنان و دختران، خودکشی، توزیع مواد مخدر، اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی، زشت شدن چهره عمومی شهر و …) م

ی‌تواند هزینه‌های مالی، خانوادگی، فرهنگی واجتماعی هنگفتی را برای جامعه داشته باشد.
از این رو، با توجه به پیامدهای ناگوار این پدیده در بهداشت روانی فردی و اجتماعی، هدف از مطالعه تعدادی از زنان ویژه، روشن شدن برخی از زوایای کیفیت خانوادگی این قربانیان است. دلیل مقایسه عوامل خانوادگی این گروه با گروه زنان عادی آن است که تا وقتی ‌که مبنایی برای مقایسه ویژگیهای یک گروه وجود نداشته باشد قادر به تبیین تأثیر این ویژگیها بر روی گروه مورد نظر نخواهیم بود. اگر بتوانیم داده‌های گروه آزمایش را با داده‌های گروه کنترل (که نسبتاً همتا با گروه آزمایشی است) مقایسه کنیم کمک بزرگی به درک معنای تفاوت متغیرهای مورد آزمایش می‌شو

د. امید که با شناخت هر چه بهتر ویژگیهای فوق‌الذکر بتوان برنامه‌های پیشگیرانه مفیدی را در این زمینه مطرح و به اجرا گذارد.
موضوع پژوهش حاضر که به بررسی مقایسه‌ای ویژگیهای خانوادگی زنان روسپی (ندامتگاه زنان سازمان زندانها در تهران) و زنان غیر روسپی (سطح تهران) می‌پردازد، از منظر تئوریهای روانشناسی و جامعه‌شناسی به این مسأله پرداخته و سعی در شناسایی هر چه بهتر این خصوصیات دارد.

بیان مسأله
خانواده نخستین گروهی است که به صورت طبیعی وجود داشته و جامعه بر آن بنا شده است. چگونگی و کیفیت روابط در خانواده در تحقق وظایف خویش، شاخص مناسبی جهت ارزیابی کیفیت ارتباطی جامعه می‌باشد، هر چه خانواده دارای روابط خوب و سالمتری باشد به همان نسبت ثبات و سلامت جامعه بیشتر تأمین شده است. بر عکس هر چه خانواده از وضعیت بدتر و آشفته‌تری برخوردار باشد به همان نسبت سلامت جامعه بیشتر تهدید شده است. زیرا اختلال در کارکرد

ارتباطی خانواده نشانه اختلال در منظومه خانواده است که خانواده را به سمت فروپاشی سوق می‌دهد (پیکرستان ، ۱۳۸۰ : ۵). فروید می‌گوید بیشترین افراد ناسازگار و مسأله‌دار، وابسته به خانواده‌های آسیب دیده هستند و افرادی که مربوط به خانواده‌های پر کشمکش می‌باشند به سبب عدم برخورداری از آرامش روانی و عدم تمرکز و آشفتگی بیشتر در معرض رفتار ناسازگارانه و کجروانه قرار دارند (مرکز آموزش سازمان زندانها، ۱۳۷۴ : ۹۵). در این میان روسپیگری زن به عنوان عضوی از مهمترین نهاد اجتماعی خود نمود بارزی از عمیق‌ترین اختلالات کارکردی در ساختار خانواده است.
روسپیگری اگر چه در نگاه اول پدیده‌ای فردی به نظر می‌رسد اما با توجه به پیامدهای سوء آن که

در نظم جامعه اختلال و آشفتگی ایجاد می‌کند و منشاء بسیاری از رفتارهای ضد اجتماعی و بزهکارانه همچون اعتیاد به مواد مخدر، مشروبات الکلی، اشاعه بیماریهای مقاربتی (از جمله ایدز…) از هم پاشیدگی کانون خانواده، خودکشی، توزیع مواد مخدر، سرقت، جیب‌بری، تشکیل خانه‌های فساد و فریب سایر زنان و دختران است. جا دارد که علیرغم معلول بودن این پدیده از آن به عنوان علت آغازین بسیاری از آسیب‌های دیگر یاد کنیم.
زنان روسپی به خاطر شرایط خاص خود مورد انواع سوء استفاده و آزاد قرار می‌گیرند و در نتیجه زمینه را برای پیدایش و افزایش باندهای جنایتکاری که این زنان را مورد استثمار و بهره‌کشی قرار می‌دهد فراهم می‌سازند. این پدیده سبب می‌شود که سطح جرم و جنایت در جامعه افزایش یابد. در نتیجه امنیت و سلامت اجتماعی به مخاطره افتد.
تحقیقات زیاد نشان می‌دهد که روسپیگری نتیجه روابط ناسالم و بسیار خشن در خانه و خانوا

ده بوده و بازده آن نیز دامنگیر خانواده‌ها می شود و نیز جامعه بزرگتر را دچار آسیب و اختلال می‌سازد.
آمار دقیقی از تعداد روسپیان در ایران وجود ندارد. با این وجود آمارهای ارائه شده از سوی مسئولین نشان می‌دهد که تعداد زنان روسپی هر ساله رو به افزایش است. در خرداد ماه سال ۱۳۸۱ از ۵۷۸۹ نفر زندانی زن ۱۲۵۸ نفر آنها به جرم اعمال منافی عفت و عمومی و عمدتاً برای جرائم روسپیگری زندانی شده‌اند (دفتر آمار و رایانه سازمان زندانها ، تیر ۱۳۸۱) و نیز با عنایت به اینکه امروزه اخبار تکان‌دهنده‌ای از وضعیت این زنان و سرگذشت دردناک آنها در اینترنت و رسانه‌های

بین‌المللی درج می‌شود. مبین این واقعیت تلخ است که این آسیب‌ اجتماعی به طور نگران‌کننده‌ای، رو به فزونی است. همچنین صادرات و قاچاق دختران ایرانی به کشورهای حاشیه خلیج فارس به وسیله باندهای فساد و یا شنیدن خبر روسپیگری دختران ایرانی در ترکیه به راستی دل هر ایرانی را به درد می‌آورد.
انحرافات اجتماعی، به ویژه انحرافات زنان، سلامت و امنیت روانی- اجتماعی و حتی سیاسی و اقتصادی جامعه را تهدید می‌کند. از این رو جامعه برای بقا و پایداری خود بایست تدابیر مناسبی جهت جلوگیری از انحرافات زنان بزهکار و اقداماتی جهت بازپروری آنها اتخاذ نماید. و این امر جز از طریق شناخت دقیق عوامل زمینه‌ساز وتشدید کننده گرایش به انحرافات امکان‌پذیر نیست. به اعتقاد اکثر روانشناسان و جامعه‌شناسان ریشه اصلی آسیب‌های اجتماعی و از جمله آنها “روسپیگری” درخانواده است. زیرا خانواده به عنوان کوچکترین اجتماع بشری ساختاری دارد که عناصر درون آن به شدت به هم وابسته‌اند و اگر در این سیستم مشکل ایجاد شود کل سیستم را دگرگون خواهد ساخت بنابراین همیشه سازگاری و تفاهم بین همه اعضاء ضروری است. از این رو بررسی عوامل خانوادگی مؤثر بر روسپیگری زنان به عنوان یکی از مسائل ضروری جامعه، مسأله

اصلی پژوهش حاضر است. به عبارت دیگر، مسأله پژوهش حاضر این است که : چه عواملی مرتبط با خانواده موجب روسپیگری زنان می‌شود؟

ضرورت و اهمیت تحقیق
خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی اساس تشکیل جامعه و حفظ عواطف انسانی است، یکی از عوامل مؤثر در رفتار فرد خانواده می‌باشد. در یک خانواده شکل کار و طرز ارتباطی اعضای خانواده به گونه‌ای است که محیط خانواده را برای تأمین احتیاجات اساسی اعضا چه در زمینه جسمانی و چه روانی مساعد می‌سازد، اساساً یکی از کارکردهای خانواده اجتماعی کردن طفل و تعلیم و تربیت وی می‌باشد و هر گونه نارسایی در کارکرد خانواده تأثیرات نامطلوبی در بهنجار

نمودن فرزندان می‌گذارد. در زمانی که فروپاشی خانواده به عنوان نهاد اولیه و پایدار تربیت روز به روز افزایش می‌یابد و طبق پیش‌بینی‌های انجام شده از جانب سازمان بهداشت جهانی احتمال داده می‌شود که در طلیعه هزاره سوم پنجاه درصد از کودکان در خانواده‌هایی تک والد و بی‌سرپرست به سر می‌برند و نرخ طلاق هفت برابر افزایش می‌یابد و در زمانی که شیوع اختلالات و ناهنجاری‌های روانی و رفتاری از نظر همه‌گیرشناسی روز به روز فزونی می‌یابد در چنین زمانی تنها کلید حل این بحران اصلاح خانواده و تربیت و بازگشت به کانون خانواده می‌باشد (کریمی، ۳۷۵ : ۲۳).
تحقیقات زیادی گویای این واقعیت است که در پس بسیاری از انحرافات رفتاری از جمله پدیده

روسپیگری به عنوان یک انحراف جنسی، کانون خانواده متلاشی است لذا خانواده باید هر چه بیشتر مورد توجه قرار گرفته و تلاش شود تا از بروز مشکلات در خانواده جلوگیری به عمل آید.
روسپیگری به عنوان یک پدیده اجتماعی معلول تعاملهای ناسازگار بین اعضای خانواده است.

پیامدهای سوء روسپیگری نه تنها بر پیکر جامعه بلکه برخانواده و تمام کسانی که به نوعی با خانواده در ارتباط می‌باشند اثر منفی می‌گذارد. یافته‌های متعدد نشان داده است که در جوامع مختلف آمار روسپیگری به ویژه در چند سال اخیر در حال افزایش است. در کشور ما فقط در سال ۱۳۸۱ از تعداد ۵۷۸۹ نفر زندانی زن ۱۲۵۸ (یعنی حدود ۲۰ درصد) نفر آنها به جرم اعمال منافی عفت و عمومی عمدتاً برای جرائم روسپیگری زندانی شده‌اند. از آنجایی که طیف عظیمی از جامعه ما را قشر جوان تشکیل می‌دهد پرداختن به مسائل و مشکلات مربوط به این قشر تأثیر زیادی در باروری و شکوفایی نسل آینده جامعه خواهد داشت.

اکثر تحقیقات در خصوص روسپیان منابع خارجی می‌باشد و پژوهشها و مطالعاتی که در داخل کشور در زمینه پدیده روسپیگری انجام شده است بیشتر به سبب‌شناسی این معضل پرداخته‌اند و کم به رابطه درون خانوادگی و محیط خانواده که کانون رشد و پرورش انسان است پرداخته می‌شود. لذا در این پژوهش سعی شده از زاویه‌ای دیگر به پدیده روسپیگری نگریسته و عوامل خانوادگی از یک منظر ارتباطی و تعاملی مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته است و نکته قابل توجه اینکه عوامل خانوادگی از دیدگاه زنان روسپی و غیر روسپی سنجیده می‌شود که در جای خود حائز اهمیت می‌باشد. اصولاً برای پیشگیری از فروپاشی شناسایی عوامل مؤثر بر کارکرد خانواده نقش مهمی در تدوین برنامه‌ها و سیاستها برای پیشگیری از افزایش پدیده روسپیگری خواهد داشت.

اهداف تحقیق:
– اصلی :
شناسایی و تعیین تفاوت وضعیت خانوادگی زنان روسپی با زنان غیر روسپی از نظر وضعیت پایگاه اقتصادی و اجتماعی خانواده، میزان تضاد خانوادگی، میزان انحراف خانوادگی، میزان خشونت خانوادگی ، وضعیت اعتقادات مذهبی ، میزان از هم گسیختگی خانوادگی و نحوه نظارت و سرپرستی خانواده به منظور شناسایی عوامل خانوادگی اثرگذار بر روسپیگری زنان.
– فرعی:
۱- بررسی و شناخت وضعیت زنان روسپی از نظر فراوانی سنی ، میزان تحصیلات ، وضعیت ازدواج ، نوع و سن تجربه جنسی ، سن تجربه مواد مخدر و وضعیت مسکن آنها.

۲- ارائه پیشنهادات و راهکارهای کاربردی، مؤثر و قابل اجراء به خانواده‌ها و مسئولان ذی‌ربط جهت پیشگیری از شیوع این آسیب اجتماعی.

فصل دوم
ادبیات موضوع

گفتار یکم : خانواده
مطالعات انجام یافته توسط متخصصان علوم اجتماعی و دستورات و راهنمایی‌هایی که پیامبران الهی برای هدایت و رشد و کمال و تربیت انسانها از منبع وحی ابلاغ کرده‌اند، بر نقش نهاد خانواده به عنوان اصلی‌ترین کانون پرورش و تربیت تأکید شده است.
خانواده نهاد اجتماعی همگانی و با دوامی است که از دیر باز و از دوران ما قبل تاریخ وجود داشته است. استحکامی که خانواده در روابط اجتماعی افراد ایجاد می‌کند و روابطی که بر آورنده مهمترین نیازها و خواستهای حیاتی آدمی است، باعث شده که به رغم مخاطرات بسیار بعنوان نهادی که حیات اجتماعات انسانی بدان وابسته است، باقی و پایدار بماند.
در همه تعریف‌ها، بدون استثناء، خانواده واحدی از اجتماع قلمداد شده است، یعنی جامعه از مجموعه خانواده‌ها تشکیل می‌شود، بقاء خانواده و موفقیت و شکست جامعه وابسته به خانواده است. اگر خانواده محیطی سالم برای پرورش روح و جسم افراد باشد، در سلامت جامعه مؤثر است.
«خانواده» زنجیره ارتباطی اجتماعی و تضمین‌کننده آرامش و ثبات جامعه است. کودکان نخستین وابستگی‌های عاطفی نزدیک و صمیمی خود را در خانواده بر قرار می‌سازند و درونی کردن ارزشها و هنجارهای فرهنگی را در آن آغاز می‌کنند.
کارکرد عاطفی “خانواده” از نیاز انسان به محبت و وابستگی‌های عاطفی ناشی می‌شود. بدون وجود محبت و احساس پیوستگی، خانواده ممکن است با مشکلات عاطفی و روانی مواجه گردد. کودک، درس محبت، رحم و شفقت، نیکوکاری، وفاداری، صفا، خلوص. راستی، شجاعت. فروتنی و سایر سجایای انسانی را در نخستین سالها در زندگی خود در دامن پر مهر و محبت پدر و مادر

می‌آموزد. نیاز به محبت از مباحث اصلی در روانشناسی تربیتی روانکاری است. کارن هورنای محور اساسی مطالعات خود را نیازهای اساسی قرار داده و بر محبت و برخورداری از آن در سالهای اولیه زندگی تأکید می‌ورزد.
آدلر می‌گوید: کودک از نخستین لحظه تولد می‌خواهد خود را به مادرش بچسباند و مادر تا مدت درازی می‌گوید عمده‌ترین نقش را در زندگی کودک بازی می‌کند و نقش مؤثری در ابراز مهر و محبت دارد (کی نیا، ۱۳۷۳ : ص۷۰). کمبود محبت غالباً از عوامل مؤثری است که نوجوانان و جوانان را به سوی «انحراف» اجتماعی سوق می‌دهد. دختر نوجوانی که کمبود محبت دارد به هر کسی که سر راه او قرار می‌گیرد و به او اظهار محبت می‌کند علاقه‌مند می‌شود و چه بسا در این مسیر تباه می‌شود.

تعریف خانواده
خانواده در لغت به معنی خاندان، دودمان و اهل خانه است و طبق تعریف قانون مدنی ایران، خانواده عبارت است از زن و شوهر و فرزندان تحت سرپرستی آنها، که با هم زندگی می‌کنند و تحت ریاست شوهر و پدر هستند (آقابیگلویی و همکاران ۱۳۸۰ : ۱۳). برگسی و لاک در اثرشان خانواده به سال ۱۹۵۳ می‌نویسند: «خانواده گروهی است متشکل از افرادی که از طریق پیون

د زناشویی، همخونی و یا پذیرش (به عنوان فرزند) با یکدیگر به عنوان شوهر، زن، مادر، پدر،

برادر و خواهر در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشترکی پدید آورده و در واحد خاصی زندگی می‌کنند» (ساروخانی باقر، ۱۳۷۰ ص۱۳۵).
مک آریو می‌نویسد: «خانواده گروهی است دارای روابط جنسی چنان پایا و مشخص که به تولید مثل و تربیت فرزندان منجر می‌گردد» (همان منبع ۱۳۸۱ : ۱۳۵).
خانواده از دیدگاه کارکردگرایان : واحدی است که تنظیم رفتار جنسی، جایگزین کردن اعضاء، جامعه‌پذیری مراقبت و نگهداری از کودکان، حمایت عاطفی و تعیین جایگاه اجتماعی را به عهده

 

دارد. خانواده در مفهوم اختصاصی آن یک گروه اجتماعی است که در آن به روابط جنسی زن و مرد مشروعیت داده می‌شود. تولید مثل به شیوه مشروع امکان‌پذیر می‌گردد. در مقال جامعه، از نظر مراقبت و رشد فرزندان مسئول است. گونه‌های خاص مستحکمی از احساسات و عواطف ایجاد و تقویت و بالاخره اینکه یک واحد اقتصادی و حداقل مصرفی است (محسنی، منوچهر ۱۳۷۹ : ۲۰۰).
سالوادور مینوچین (۱۹۷۴) که پیشگام خانواده درمانی ساختی است خانواده را مکمل جامعه می‌داند و ابراز می‌کند که خانواده سیستمی است که عملکرد آن از طریق الگوهای مراوده‌ای صورت می‌گیرد، او عقیده دارد که ارگانیسم خانواده بیش از پویایی‌های زیستی- روانی یکایک اعضایش است. در دیدگاه سیستمی، خانواده موجودی است که اعضاء و اجزاء آن با هم تغییر

 

می‌کنند و به هنگام انحراف، برای حفظ تعادل خود فعال می‌شوند. طبق این تعریف اولاً رفتار اعضاء خانواده تابعی از رفتار سایر اعضاء خانواده است و در ثانی خانواده هم مانند هر سیستمی متمایل به حفظ تعادل است، در این تعریف بر تعامل متقابل اعضاء تأکید شده است (بهاری ۱۳۸۱ : ۱۰) و سرانجام در اصل دهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران عنوان شده است که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است و همه قوانین و مقررات و برنامه‌ریزیهای مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست ان و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.

اهمیت خانواده
خانواده از بدو پیدایش خود همچون حریمی امن برای افراد جامعه ایفای نقش نموده است. هر چند که در بستر زمان، این نظام کوچک اجتماعی دستخوش تغییرات فراوان گردید. لیکن هیچگاه از حیات جمعی بشر جدا نماند. همیشه پا بر جای است و هیچ آسیبی را نمی‌توان سراغ گرفت که بی تأثیر از مسایل نظام خانواده باشد.
خانواده، زنجیره ارتباطی اجتماع و تضمین کننده آرامش و ثبات جامعه بوده و خواهد بود و واحدی است که کودکان نخستین وابستگی‌های عاطفی نزدیک و صمیمی خود را در آن برقرار می‌‌سازند زبان را یاد می‌گیرند و درونی کردن ارزشها و هنجارهای فرهنگی را در آن آغاز می‌کنند. نفوذ خانواده را در تربیت کودکان از دو جهت می‌توان مطالعه کرد یکی از جهت کنش اجتماعی آن، که تأمین ارزشها و ایجاد صمیمیت و همکاری میان اعضاء خانواده است و دیگری کنش روانی خانواده که در حقیقت پایه‌های شخصیت کودکان را پی‌ریزی می‌نماید و به فعالیتها، افکار و عواطف آینده آنان شکل خاص می‌بخشد، روانشناسان نشان داده‌اند که تربیت سالهای اولیه کودکی از نظر پیدایش خصوصیات و حالات معینی در انسان، تأثیر بسیار عمیقی دارد (صانعی ۱۳۷۳ : ص۱۹۳).
اهمیت خانواده برای عده‌ای از روانشناسان به اندازه‌ای است که عده‌ای بر آن شدند که به جای روان درمانی فرد، از طریق روان درمانی خانواده کژ رفتاریها را بهبود بخشند و سلامت روحی را به افراد باز گردانند، خانواده هم می‌تواند در پرورش استعدادهای نوجوانان و همنوایی او با جامعه و هم در به انحراف کشاندن و ناهمنوایی نوجوانان با اجتماع تأثیر شگرف داشته باشد.

اصولاً محیط‌های نامساعد خانوادگی سبب بار آمدن فرزندان ناسازگار و ناامن می‌شود. فضای خانوادگی نامناسب و متشنج، بهداشت روانی نوجوان را در معرفی تهدید قرار می‌دهد. و صدماتی برای او وارد می‌کند که در دوره‌های بعدی عمر فرد به گونه‌ای ظاهر می‌شود.
جامعه‌شناسان خانواده را یکی از شالوده‌های اساسی حیات اجتماعی محسوب می‌کنند. به همین جهت وظایفی که به عهده اوست بسیار سنگین و در خور اهمیت فراوانند، تعلیم و تربیت

فرزندان که مردان و زنان فردای اجتماع را تشکیل می‌دهند و مسئولیت آینده به دوش انان است و همچنین پرورش شخصیت نسل آینده از عمده‌ترین وظایف خانواده است و باید از اعضای خود افرادی مفید بسازد و با اجتماعی کردن و تطبیق دادن آنها با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند عناصر سودمندی را تحویل اجتماع دهد.
اعلامیه حقوق بشر بر حمایت دولت و جامعه از نهاد خانواده به عنوان رکن طبیعی و اساسی جامعه تأکید دارد و می‌گوید، کودکان برای رشد کامل و هماهنگ شخصیت خود باید در محیط خانواده، در فضای شاد و دارای عشق و تفاهم پرورش یابند بنابراین همه نهادهای جامعه باید به تلاشهای والدین و دیگر عوامل پرورش و مراقبت از کودکان در محیط خانواده احترام بگذارند و از آنها حمایت کنند چنین مفاد و مطالبی در کنوانسیون حقوق کودک نیز گنجانیده شده است (نشریه

بیست و هفتمین اجلاس ویژه- مجمع عمومی ملل متحد۲۰۰۱).
در جوامع جهان سوم، خانواده از چند جهت حائز اهمیت بیشتری است:
۱- در این جوامع تا آن اندازه، تقسیم کار صورت نگرفته است که، بتوان نقش خانواده را در قسمتهایی به نهادهای دیگر واگذار نمود.
۲- نهادهای موجود دیگر که مسئولیت جامعه‌پذیری را به عهده دارند به هیچ وجه برای اجتماعی شدن فرزندان کاملاً قابل اعتماد نیستند.
۳- میزان آنومی و لذا انواع انحرافات برای بچه‌ها در این جوامع معمولاً زیاد است و نیروهای کنترل‌کننده دولتی در این زمینه به علت مشکلات چندان مؤثر نیستند. لذا اهمیت خانواده در تربیت، آموزش و هدایت بچه‌ها بسیار بیشتر است و لازم است که اولیاء در این زمینه در روابط به فرزندان، نظارت و کنترل هم وقت بیشتر بگذارند و هم مطالعه بیشتری نمایند (رفیع‌پور، فرامرز، ۱۳۷۸ : ص۲۱).

گفتار دوم: آسیبهای خانواده
خانواده بهم ریخته منبع رفتارهای ضد اجتماعی می‌باشد زیرا این تنها محیطی است که به او تحمیل شده است. او در اینجا متولد شده و به ادامه زندگی در همین محیط مجبور می‌باشد به همین خاطر به آن نام محیط بی چون و چرا یا اجتناب ناپذیر داده‌اند. در صورتیکه خانواده هدف از تشکیل خود را به خاموشی بسپارد اهداف و وظایف خود را در فرزند پروری نادیده بگیرد و یا توانایی صحیح برقرار ساختن روابط با سایر افراد خانواده و جامعه و مقابله با مشکلات و مسائل فردی و گروهی را کسب کرده باشد و یا از دست داده باشد و نتواند خود را با تحولات و تغییرات جامعه

چهره مقدس خانواده مخدوش می‌گردد و بالطبع در این راستا ستیزه‌ها، مجادله‌ها و طردها، تکذیب‌‌‌ها، خواست‌ها و تأییدهای ناروا در میان خواهد بود و والدین که عهده‌دار یاری دادن، مرارت کردن و اداره نمودن تشکیلات خانواده خود هستند اگر در انجام این وظایف شکست بخورند دیگر نفوذ واقع بینانه و منطقی خود را در ارتباط با فرزندان از دست خواهند داد. خانواده برای فرزندانی که از چنین نعمتی برخوردار نیستند محل شکل گرفتن افکار مختل و ناشایست می‌گردد و در بعضی از این خانواده‌ها وضعیت خانواده طوری است که فرزندان در آن احساس نا امنی می کنند و همیشه نگران آتیه خود هستند اختلافات شدیدی که بین والدین از یک طرف و والدین و فرزندان از سوی دیگر بین خواهران و برادران، بین والدین واقوام در مورد مسائل گوناگون وجود دارد مشکلاتی را برای آنها به وجود می‌آورند که منجر به مشکلات و انحرافات رفتاری در بین نوجوانان خانواده می‌شود. از نظر مبنای رشد شخصیت ، مهمترین ریشه‌ها را باید در خانواده و در روابط بین والدین و فرزندان جستجو کرد. کودکان نگرشهای اجتماعی را نخست از خانواده می‌آموزند و ممکن است در پاره‌ای موارد نسبت به بزهکاری نگرشهای مساعدی در خانواده کسب کنند. تحقیقات و شواهد زیادی گویای این واقعیت است که در پس بسیاری از بزهکاری‌‌‌‌های نوجوانان کانون خانواد‌گی ناسالم و متلاش

ی شده‌ای پنهان است.
بیشتر بزهکاران متعلق به خانواده‌هایی هستند که در آن از محبت و تفاهم اثر کمی وجود دارد و غالباٌ دارای خانواده‌های از هم پاشیده ( بر اثر طلاق، مرگ یکی از والدین و یا جدایی آنها به هر علتی) می‌باشند ( نوابی نژاد ۱۳۷۵ : ۱۱۳).
خانه‌ای که اعضای آن با هم کار و تفریح می‌کنند و با اتفاق نظر تصمیمات مهم می‌گیرند، بی تردید کودکان و نوجوانانی دارای اعتماد به نفس می‌پرورند. از سوی دیگر کودکان و نوجوانانی که در خانه‌های مملو از سوء ظن و عیب جوئی و تنش، بزرگ می‌شوند، دریافتن هویت خویش و ایجاد

روابط مطلوب با گروه همسالان دچار مشکل خواهند بود، نوجوان متعلق به این گونه خانه‌‌ها اغلب دچار مشکلات رفتاری شده و به خیابان و گروههای مختلف از جمله گروه بزهکاران پناه می‌برد ( همان منبع۱۹۸).
برای آنکه کودک بتواند به شیوه‌ای سالم و بهنجار رشد و تکامل یابد، نیازهای شخصیتی، فیزیکی و اجتماعی او باید در حد معتدل ارضا شود. مشکلات رفتاری،بزهکاری، و ناشادی کودک و نوجوان اساساٌ مربوط به ناکامی در رفع این نیازهاست. شرایط نامساعد خانوادگی در کودکان و نوجوانان، ایجاد ناکامی و سرانجامی ناسازگاری می‌کند از جمله این شرایط. خانواده‌های از هم پاشیده، طردشدگی، سخت‌گیری و خشونت، آگودگی اعضا خانواده… می‌‌باشد.
خانواده به عنوان نخستین پایگاه آموزشی و پرورشی و از اساسی‌ترین عوامل تشکیل شخصیت کودک است. بدون تردید هر گونه نارسایی و نقص در ساخت خانواده می‌تواند از همان طفولیت در رشد و پرورش کودک تأثیر نامطلوبی داشته باشد به میزانی که فضای خانواده نامناسب و ناسالم باشد، بهداشت روانی فرد نیز به همان نسبت در معرض آسیب قرار می‌گیرد و صدمات ناشی از چنین محیط ناسالمی در هر یک از دوره‌های بعدی رشد به گونه‌ای نامطلوب ظاهر می‌شود.

اختلاف خانوادگی:
مشاجرات دائمی میان پدر و مادر یا سایر افراد خانواده موجب اختلال تعادل عاطفی فرد می‌شود و سبب می‌شوند که کودک همواره در اضطراب و ترس زندگی کند چه دائماٌ نگران است که مبادا این مشاجرات باعث محرومیت او از محبت یکی از آنها باشد از طرف دیگر نمی‌داند حق را به کدام یک از آنها بدهد. اگر به هیچ یک توجه نکند مانند آن است که از محبت هیچ کدام برخوردار نیست پس ناچار می‌‌کوشد گفته‌های یکی از آنها را به اجبار تصدیق کند، اما این انتخاب برای او مشکل است و او را در کشمکش روانی قرار می‌دهد و اگر به یکی از آنها حق بدهد، بی اختیار نسبت به

دیگری بی مهر شده است.
تشنج در محیط خانوادگی منجر به تشویش، فشار روانی، نا امنی ومیل به ارزیابی جهان به عنوان جای نا امنی و خطرناک در کودکان می‌شود (شعاری‌نژاد، ۱۳۵۴ : ۱۰۳). آنچه که در مورد اختلاف والدین بیشتر جلب توجه می‌کند، علت اختلاف آنهاست که مبین نابسامانی‌ها و نارسائیهای موجود در خانواده می‌باشد. گاهی مشکلات خانواده منجر به قهر و حتی ترک یکی از والدین از محیط خانواده می‌شود. بنابراین ملاحظه می‌شود که اختلاف خانوادگی و ناسازگاری زن و شوهر با هم تأثیر مستقیم و نامطلوبی بر روی کودکان معصوم گذاشته و غالباٌ آنها را به سوی ارتکاب جرم ویا خودکشی سوق می‌دهد.
زیرا در خانواده‌ای که تفرقه و جدایی حکومت می‌کند اگر چه طفل عملاٌ و در ظاهر امر از کانو

ن خانوادگی طرد نشده ولی باطناٌ طفل خود را بی پناه و منزوی حس خواهد کرد، مخصوصاٌ که در چنین مواقعی اطفال غالباٌ از محبت پدر و یا مادر ویا هر دو محروم شده و بالنتیجه پژمرده و عبوس و بی حوصله می‌گردد. (شامبیانی۱۳۷۵ :۱۹۹) مشکلی که در بعضی از خانواده‌ها به چشم می‌خورد وجود نوعی طلاق روانی است یعنی با اینکه خانواده از نظر روانی و درونی از همدیگر جدا نیستند روابط آنها سرد و خشک همراه با تهدید و گاه توبیخ و اهانت است.
در چنین خانواده‌‌‌ای، نوجوان احساس می‌ کند که به خانواده خود تعلق ندارد و آنها را مدل خوبی برای تبعیت نمی‌‌‌داند به رفتارهای متعارض وناسازگاری کشانده می‌شود(احمدی،۱۳۷۵ : ۴۲)، تعارض بین اعضای خانواده بر وحدت و یگانگی آن لطمه می‌ زند شدت تعارض موجب بروز نفاق،

پرخاشگری وستیزه جویی و سرانجام اغلال وزوال خانواده می‌ گردد. کانون خانواده که بر اثر تعارض و نفاق و جدال بین پدر و مادر آشفته است آثاری در روان کودک می‌گذارد که چندین سال بعد به صورت عصیان جوانی و سرکشی از مقررات اجتماعی بروز ‌‌می‌‌کند پائول اندیس، در مطالعه خود نشان داده است که جوانان دارای مسائل شخصیتی وناسازگاری بیشتر در خانواده‌‌های پرمشاجره، مشاهده می‌ شود تا خانواده‌‌هایی که به علت مرگ یا طلاق گسسته شده‌‌اند.

براساس تحقیقات متعدد روانشناسی، مشاجرات و درگیریهای شدید و مستمر پدر و مادر در خانواده حتی بیشتر از جدایی والدین به فرزندان آسیب می‌رسانند و باز بر پایه همین بررسیها، فرزندان خانواده‌هایی که پدر ومادر از یکدیگر جدا شده‌اند و یا همیشه اختلاف شدید داشته‌اند به درجات مختلف، با مشکلات تحصیلی، عاطفی، اجتماعی و حتی ذهنی بیشتری نسبت به کودکان سایر خانواده‌ها روبرو بوده‌اند (قاسم زاده،فاطمه،۱۳۸۰ :۵۴).

خشونت خانوادگی
خشونت در محیط‌‌‌های خانوادگی نیز اساساٌ یک قلمرو مردانه است. می‌توانیم خشونت خانوادگی را تجاوز فیزیکی که توسط یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای دیگر صورت می‌گیرد، تعریف کنیم. دومین نوع خشونت معمول درخانواده، خشونت توسط شوهران علیه زنان است، اما زنان نیز ممکن است مرتکب خشونت فیزیکی در خانواده شوند، خشونتی که علیه کودکان خردسال و شوهران صورت می‌گیرد ( گیدنز آنتونی،۱۳۷۳، ص ۴۳۸).
ممکن است برخی افراد تعجب کنند، اما این واقعیت دارد که بیشتر خشونت‌ها در خانواده روی

می‌دهد.
در انگلستان از هر چهارقتل یک قتل توسط یکی از اعضای خانواده علیه دیگری صورت می‌‌گیرد (همان :۴۳۵). اعمال خشونت در خانواده ، با عواملی مانند سطح در آمد، میزان سواد و چگونگی تقسیم نقش در خانواده رابطه مشخصی ندارد و بدون توجه به عوامل فوق، در میان همه خانواده‌ها، چه قشر پایین چه متوسط و چه بالا وجود دارد (اعزازی،۱۳۸۰ : ص۲۰۰).
این نوع خشونت ها ممکن است به اشکال (۱) آزار کلامی مانند ایراد گرفتن، تهدید کردن و گذاشتن اسم روی افراد ،(۲) آزار غیر کلامی نمادین مانند در کردن چیزی یا از بین بردن و شک

ستن اشیاء وابزار، پاره کردن عکس‌ها و صحبت نکردن یا جواب کسی را ندادن ، (۳) بی توجهی مانند کوتاهی در تأمین مراقبت، غذا، بهداشت و فضای سالم (۴) آزار جنسی مانند تجاوز، بروز کند . تجربه خشونت در دوران طفولیت، خطر بروز رفتار خشونت در مراحل بعدی زندگی را افزایش می‌دهد.
البته باید متذکر شد که بسیاری از کودکان آزار دیده به خشونت روی نمی‌آورند. نگرشهای مربوط به خشونت در سالهای اولیه زندگی بویژه در چهار چوب روابط خانوادگی شکل می‌گیرد و بیشتر عوامل خطر شناخته شده خشونت همان عوامل هستند که در بروز بزه‌کاری نقش دارند. بسیاری از

بزهکاری نوجوانان ریشه در مراحل اولیه رشد و تربیت خانوادگی در دوران کودکی آنان دارد. وگستاخی مفرط و خود خواهی لجوجانه و عصیان وقانون شکنی دوران جوانی و بزرگسالی به تنفر و کینه‌ای که در دوران خردسالی کسب کرده‌اند بستگی دارد.
وجود فشارهای روانی و اختلالات عاطفی در درون خانواده می‌تواند کودک را وادار به فرار از کانون خانواده نماید و تردیدی نیست که در بسیاری موارد، ناکامیها و محرومیتهای کودکان در ارضای نیازهای اساسی، از علل بزهکاری آنهاست (آقا بیکلوئی و همکاران،۱۳۸۰ :۶) .

اعمال خشونت در خانواده، نقض آشکار قوانین است و مشکلات بیشماری برای افراد قربانی به صورت فردی- اجتماعی بوجود می‌آورد. زیرا بسیاری از مشکلات رفتاری در جامعه، از شرایط زندگی خانوادگی ناشی می‌شود(اعزاری،‌۱۳۸۰: ۲۰۴).

تجاوز جنسی علیه زنان
ارزیابی میزان تجاوز جنسی با هر دقتی بسیار دشوار است. تنها نسبت اندکی از تجاوزات جنسی عملاً به اطلاع پلیس می‌رسد و در آمارها گزارش می‌شود رقم واقعی ممکن است تا پنج برابر آنچه آمار رسمی نشان می‌دهند باشد.
اکثریت زنانی که مورد تجاوز قرار می‌گیرند یا می‌خواهند این واقعه را از ذهن خود بیرون کنند و یا مایل به شرکت در آنچه که می‌تواند یک فرایند اهانت‌آمیز معاینه پزشکی، بازجویی پلیس و رسیدگی در دادگاه باشد نیستند. فرایند قانونی اغلب مدت زیادی طول می‌کشد یا ممکن است قبل از اینکه دادگاه رأی بدهد هجده ماه از وقوع حادثه گذشته باشد.

محاکمه نیز می‌تواند نگران‌کننده باشد. جریان دادگاه علنی است و قربانی باید با متهم روبه‌رو شود. مردان معمولاً فقط بر اساس شهادت قربانی محکوم نمی‌شوند. بنابراین باید مدارک تأیید کننده از دیگران کسب شود. مدارک مربوط به اثبات دخول، هویت تجاوز کننده و این واقعیت که عمل بدون رضایت زن رخ داده است هم می‌بایست فراهم گردد.
چنانچه جرم در کوچه یا خیابان تاریکی به وقوع پیوسته باشد، ممکن است مدارک مؤید هویت حمله کننده به سختی به دست آید. شاید تصور شود زنی که به تنهایی در شب قدم می‌زند می‌خواهد توجه مردان را جلب کند. هرگاه که تجاوز جنسی رخ دهد، ممکن است از زن درباره تاریخچه روابط جنسی قبلی‌اش پرسش شود، در صورتی که روابط جنسی گذشته مرد به همین طریق به مسأله مربوط دانسته نمی‌شود. در واقع، محکومیتهای قبلی به علت تجاوز جنسی یا حمله از سوی متهم نمی‌تواند در موارد تجاوز جنسی ذکر شود (گیدنز، ۱۲۷۸ :۲۰۱).

بیشتر تجاوزات جنسی به طور خود به خودی اتفاق نمی‌افتند، بلکه حداقل تا اندازه‌ای از پیش برنامه‌ریزی شده اند. تجاوز جنسی آشکارا با قدرت، سلطه و نیرومندی مردانگی مرتبط است و اکثراً نتیجه میل جنسی لبریز شونده نیست، بلکه نتیجه پیوندهای میان تمایل جنسی و احساس قدرت و برتری است، به نظر می‌رسد ارتباط چندانی میان شهوت و تجاوز جنسی وجود ندارد. نسبت قابل توجهی از تجاوزگران جنسی در واقع تنها هنگامی می‌توانند از نظر جنسی تحریک شوند که قربانی را دچار وحشت و خفت کرده باشند.
تجاوز جنسی تنها یک حمله فیزیکی نبوده بلکه حمله و تجاوز به تمامیت فرد و شأن انسانی است. همان‌گونه که یکی از نویسندگان گفته است، تجاوز جنسی ، ارتکاب تجاوزی است که در آن حق خود مختاری قربانی از او سلب می‌شود. اعمال خشونتی است که، اگر عملاً‌ کتک زدن و قتل را به دنبال نداشته باشد، با وجود این تهدید مرگ را به همراه دارد.
عدم وجود اطلاعات و آمارهای کافی در زمینه تجاوز جنسی به چندین دلیل می‌تواند باشد که عبارتند از :
آزادی جنسی، شکستن باورهای فرهنگی و آشفتگی در اینکه چه چیزی خوب و یا بد است (بیشتر در جامعه امریکا). یا اینکه چه نوع رابطه‌ای، تجاوز جنسی است و چه عملی نیست، خجالت کشیدن فرد مورد تجاوز قرار گرفته، مجرم تلقی شدن او، شرم و حیا، عدم تمایل به حضور در جمع و ارائه ماجرا، انگشت نما شدن در محل کار، خانه، جامعه، اعتقاد به اینکه چیزی اتفاق نیفتاده است و یک حادثه ساده بوده است.

در اینکه در صورت بیان ماجرا مورد تجاوز بعدی افزایش یابد (حداقل از طرف دوستان و اعضای فامیل)، احتمال اینکه باید مورد بازخواست قرار گیرد، احتمال آنکه ضرورت داشته باشد تا در بیمارستان بستری شود، جلوگیری از ارائه مطلب و ثبت شدن در پرونده پزشکی و ارائه آن در زمانهای نامناسب، منحرف تلقی شدن و پیگیری پلیس و گرفتاریهای آن از عوامل عدم مراجعه فرد آسیب دیده به مراجع قانونی است.

این عوامل موجب شده‌اند تا آمار به اندازه واقعی ارائه نشوند، و آنچه وجود دارد در حد خیلی استثنایی بوده که فرد گزارش‌دهنده اجبار به گزارش داشته است (آزاد ارمکی و بهار، ۱۳۷۷ : ۲۱۷).

تجاوز جنسی علیه کودکان
اکثریت عظیم کودکان که در معرض تماس جنسی از سوی اعضای بزرگسال خانواده‌اند، این تجربه را نفرت‌انگیز، شرم‌آور یا آزاردهنده می‌نامند. اکنون اطلاعات قابل ملاحظه‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد تجاوز جنسی نسبت به کودکان ممکن است پیامدهای ناگوار دراز مدتی برای آنها داشته باشد. مطالعات درباره روسپیان، نوجوانان بزهکار، جوانانی که از خانه گریخته‌اند و معتادان نشان می‌دهد که نسبت زیادی از آنها سابقه تجاوز جنسی در دوره کودکی دارند.
اثبات این که افرادی در این گروه‌ها در کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند نشان نمی‌دهد که تجاوز جنسی تأثیر علی بر رفتار بعدی آنها داشته باشد. احتمالاً مجموعه‌ای از عوامل مانند ستیزه‌های خانوادگی، غفلت پدر و مادر، تجاوز فیزیکی و غیره، در این امر دخالت دارند (گیدنز، ۱۳۷۸ : ۴۳۷). طی بررسی‌ها ۸۵ درصد روسپیان سابقه سوء استفاده جنسی در کودکی خود دارند، برخی ۷۰ درصد زنای با محارم را گزارش می‌کنند.
آنانی که با روسپیان سر و کار دارند و حتی برخی گزارشهای قدیمی و بالینی، زنای با محارم را بین ۸۰ تا ۹۰ درصد گزارش کرده‌اند. (فارلی، ۱۳۸۱ : ۲۶۸).

فقر و انحرافات اجتماعی
در بسیاری از فرهنگها فقر را به معنای عدم تکافوی ضروریات زندگی تعریف کرده‌اند. چنین تعریفی به طورکلی، دقیق و جامع نیست؛ زیرا ضروریات زندگی هر جامعه در طول زمان و مکان ابعاد و اشکال گوناگونی دارد و از جامعه‌ای به جامعه دیگر دگرگون می‌شود. از این رو، تعیین یک تعریف علمی برای فقر که برای هر زمان و مکان صادق باشد، ممکن نیست. پژوهشگران ضوابط و

معیارهای ویژه‌ای چون در آمد سرانه، میزان مصرف روزانه کالری، مساحت سرانه مسکن، مصرف سرانه مواد غذایی و پوشاک، میزان برخورداری از آموزش و پرورش و بهداشت و درمان وحتی سرگرمی و تفریح را تعیین کرده، بر اساس آن خط فقر را مشخص می‌کنند (ستوده، ۱۳۷۹ : ۷۹).
از دیدگاه جامعه شناسی تعریف دقیق فقر و تعیین حدود آن خالی از اشکال نیست. زیرا همانند بسیاری از پدیده‌های اجتماعی فقر نیز اعتبار زمانی و مکانی دارد و با خود اجتماع متحول می‌شود. ولی آنچه مسلم است فقر زائیده دو عامل تعیین کننده چون کمبود و مالکیت است. بدین معنی که در بسیاری از جوامع همه چیز بقدر وفور وجود ندارد و تقاضا بیش از عرضه است در نتیجه هر چه که برای زندگی ضروری و کمیاب است ارزش اقتصادی پیدا می‌کند و به محض اینکه ارزشمند می‌شود

در بسیاری از کشورها عده قلیلی آنرا تصاحب می‌کنند و عده کثیری از آن محروم می‌گردند. بنابراین کسانی که امکان دستیابی به شیئ نادر ندارند نسبتاٌ به آن احساس فقر می‌کنند (شیخاوندی، ۱۳۷۳ : ۷۹).
فقر را ناتوانی در فراهم آوردن نیازهای اساسی برای رسیدن به یک زندگی آبرومندانه شایسته انسان با وضعی که در آن، موجودی و در آمد. برای تأمین نیازهای معیشتی کافی نباشد تعریف کرده‌اند(فر مهینی فراهانی ۱۳۷۸ : ۴۶۲).
برخی جامعه شناسان فقر و بینوایی را از عوامل به وجود آورنده جرم دانسته، می‌گویند که در فرد تهیدست عقده حقارت ایجاد می‌شود و او را به ارتکاب جرم وا می‌دارد. به این تعبیر، همان طور که سرما یا گرسنگی شخص را وادار به کژ رفتاری می‌کند، حسد و جاه طلبی نیز ممکن است فرد را به انحراف سوق دهد. غالب دخترانی که منحرف شده‌اند از یک سو دارای زندگی محقر بوده؛ ولی از سوی دیگر تمایل داشته‌اند لباسهای فاخر و تجملات دیگر داشته باشند (ستوده، ۱۳۸۱ : ۸۰).
بسیاری از نویسندگان و پندارگران ، (سن سیمون، آدام اسمیت، مارکس، پرودون…) پذیرفته‌اند که عوامل اقتصادی در حیات اجتماعی اثر غیر قابل انکاری دارد وامروزه بسیاری از جوامع بر محور اقتصادی استوار است. این پندارگران معتقدند که نا بسامانی کار سیستم‌های اقتصادی وفنی در ناتوانی کنترل تولید و چگونگی توزیع آن در جامعه، موجب پدیدار شدن برخی از کج روی‌های اجتماعی می‌شود.
بنابراین از دیدگاه این پندارگران کاملاٌ بخردانه است که پیدایش وگسترش ناهنجاریهای اجتماعی را با ویژگیهای اقتصادی جوامع مربوط بسنجند (شیخاوندی، ۱۳۷۳ :۸۱ و۸۰).
مشکلات اقتصادی علت عمده آسیب‌های اجتماعی قلمداد شده است، اقتصاد دانان و بعضی از جامعه شناسان با مطالعاتی که انجام داده‌اند منشاء عمده انحرافات اجتماعی را در عوامل اقتصادی اعلام کرده‌اند. همچنین در تبیین علل پیداش بزه‌کاری، جرم، الکلیسم، روسپیگری امراض روانی، تعصبات نژادی وسایر مسائل اجتماعی بیشتر به عوامل اجتماعی اشاره شده است (فرجاد، ۱۳۷۸ : ۱۱۵) .
مارکس معتقد است که جنایت، فحشا، روسپیگری، فساد و رفتار خلاف اخلاق در درجه نخست ناشی از فقر است که زائیده سیستم سرمایه‌داری است. بدین سان که عده معدودی با در اختیار گرفتن وسایل تولید، ثروت‌ها را بطور نا مساوی قسمت می‌کنند و تناقضات اجتماعی را پدید می‌آورند (شیخاوندی۱۳۷۳ : ۸۳ و۸۲).
پژوهشهای فورناساری دی ورس که یکی از پیشتازان جرم شناسی است، در طی یک بررسی نشان داده است که در ایتالیا خانواده‌های فقیر ۶۰ درصد جمعیت را تشکیل می‌دادند ولی جرائم مربوط به آنها ۸۵ تا ۹۰ در صد کل جرائم بوده است. همچنین تحقیقات دکتر سیریل برت در کتاب «بزه‌کار جوان» حاکی است که ۱۹ در صد جرائم مربوط به فقرای لندن بوده است در صورتیکه عده آنها۸ در صد جمعیت را تشکیل می‌دادند. با تمام این اصول نباید چنین انگاشت که همه فقرا بزهکار هستند به قول بارت« اگر اکثر مجرمان و منحرفان فقیر باشند اکثر فقرا مجرم و بزه‌کار نیستند

» (همان : ۸۱) .
مطالعات متعددی حاکی از آن است که فقر علت اصلی بسیاری از انحرافات محسوب نمی‌شود. اندرسن علت‌های دیگری مانند ضعف شخصیت را یادآوری می‌کند. برخی از بحرانهای روحی، عدم تفاهم خانوادگی، احساس شکست، حالات عاطفی، بی‌مهری، ناراحتی‌های روانی و بیم از تنبیه ممکن است موجب شود که نوجوان از خانواده یا جامعه خویش دوری گزیند.
ساترلند و لاک بعد از بررسی ۲۰۰۰ بی‌خانمان به این نتیجه رسیدند که تنها فقر عامل بی‌خانمانی آنها نیست بلکه بسیاری از علل دیگر در پدید آمدن این وضع دخالت داشته‌اند. بسیاری از این افراد هرگز خود را متعلق به جامعه نمی‌دانستند. این عده بر حسب اتفاق یا بر حسب فصل کار پیدا می‌کرده‌اند. آنها تن به ازدواج داده‌اند ولی بعداً تقریباً همه آنها از همسرانشان طلاق گرفته‌اند. عموماً دوستان بسیار کمی داشته‌اند. محققان فوق از این ضوابط نتیجه گرفته‌اند که روابط مختل زناشویی، بی بند و باری روابط جنسی، می‌خوارگی، تناقضات فرهنگی، اعتیاد، جدایی از خانواده، دوست و آشنا و بحران‌های روحی به علاوه کمبودهای مالی و فقر مجموعاً موجب کج رفتاری می‌شوند (شیخاوندی ۱۳۷۳ : ۲۰۳).
فقر به تنهایی یک متغیر تعیین‌کننده نیست، فقر و محدودیت‌های ناشی از آن به تنهایی میزان جرم را بالا نمی‌برد. رابطه فقر و جرم رابطه پیچیده‌ای است. تنها هنگامی فقر و محرومیتهای ناشی از آن جرم‌زا می‌شود که افراد فقیر شیفته رسیدن به ارزشهای فرهنگی مورد تأیید اعضای جامعه باشند و برای رسیدن به آن با کسانی وارد رقابت شوند که فرصت‌های مشروع را به میزان بیشتر در اختیار دارند. در چنین وضعیتی رفتار ضد اجتماعی آنان طبیعی خواهد بود. برای آن که میزان جرم بالا برود، وجود فقر و محرومیتهای ناشی از آن لازم است. وجود ارزشهای خاص که همه افراد از جمله گروه‌های فقیر بشریت طلب کنند نیز ضروری است. شعار «هدف وسیله را توجیه می‌کند» وقتی مطرح می‌شود که ساخت اجتماعی، هدفهای خاصی را بیش از حد تبلیغ و تشویق کند و سازمان اجتماعی راه‌های مشروع رسیدن به هدف‌ها را بی‌اندازه محدود کند.

وقتی افراد برای کسب موفقیت وارد رقابت می‌شوند. رقابت به تنهایی خطرناک نیست. رقابت زمانی خطرناک می‌شود که در صورت عدم توفیق کاری آن کار بی‌فایده خوانده شود و تنها رقابت همراه با موفقیت مورد تأیید اجتماع باشد. در چنین وضعی افراد برای کسب پیروزی به هر راهی متوسل می‌شوند و نظم اجتماعی به هم می‌ریزد و در صورت عدم توفیق در کسب هدف چه بسا دچار روان‌پریشی می‌شوند. وقتی هنجارهای تنظیم کننده رفتار سست شود و مورد بی‌اعتنایی قرار گیرد، تنها نیرویی که رفتار را نظاره می‌کند مجازات و پاداشهای نظام نظارت اجتماعی است و به قول هابز، کاربرد زور و فریب همچون ابزار توفیق امری پسندیده و نیکو جلوه می‌کند و البته از نظر هابز توفیق زور و فریب ارتباطی به ساخت اجتماعی ندارد.
هنگامی که بین راهها و هدفها هماهنگی و وحدت نباشد، ساخت اجتماعی آنومی‌زا می‌ش

ود. رفتار آدمیان از فشار هنجارهای اجتماعی آزاد می‌شود. بنابراین، رفتار دیگران قابل پیش‌بینی نیست و بی‌نظمی اجتماعی و بی‌هنجاری پدید می‌آید.
دورکیم مفهوم بی‌هنجاری را برای اشاره به این فرض به وجود آورد که در جوامع امروزی معیارها روشنی برای راهنمایی رفتار در حوزه معینی از زندگی اجتماعی وجود نداشته باشد، در این شرایط به عقیده دورکیم، مردم احساس از دست دادن حس جهت‌یابی و نگرانی می‌کنند. بنابراین بی‌هنجاری یکی از عوامل اجتماعی است که بر تمایل به کجروی تأثیر می‌گذارد.
مرتون مفهوم بی‌هنجاری را تعدیل کرده به فشاری اطلاق می‌کند که وقتی هنجارهای پذیرفته شده با واقعیت اجتماعی در ستیزند، بر رفتار وارد می‌آید. این هنجارهای و ارزشهای پذیرفته شده عموماً عبارتند از پیشرفت کردن، پول درآوردن و غیره . تصور می‌شود که وسایل دستیابی به این هدفها، نظم‌پذیری و سخت کوشی است. بنابراین اعتقاد، افرادی که واقعاً سخت کوشند می‌توانن

د موفق شوند، صرفنظر از اینکه نقطه عزیمت آنان در زندگی چیست در واقع این نظر معتبر نیست زیرا بیشتر افرادی که در وضع نامساعدی قرار می‌گیرند فرصتهای بسیار محدودی برای پیشرفت دارند. با وجود این، کسانی که موفق نمی‌شوند، خود رابه خاطر ناتوانی آشکارشان در پیشرفت مادی محکوم می‌یابند. در این وضعیت فشار زیادی برای سعی در موفق شدن به هر وسیله‌ای، مشروع یا غیر مشروع، بوجود می‌آید.

فقر اقتصادی باعث می‌شود تا خانواده‌ها از ابتدایی‌ترین وسایل و امکانات فرهنگی و آموزش‌های غیر مدرسه‌ای و بهداشتی و حتی مسکن محروم بمانند و از خدمات تفریحی تقریباً چیزی نداشته باشند. بچه‌ها در اینگونه خانواده‌ها کمتر تحت مراقبت‌های تربیتی مستقیم و غیر مستقیم قرار می‌گیرند.
فقر شدید وفشارهای روز افزون تورمی معمولاً مادران را نیز به کارکردن‌های متفرقه منظم و یا نامنظم وا می‌دارد. خالی بودن بنیه فرهنگی از درون و کمبود مقاومت در برابر آسیب‌ها و انحرافات اجتماعی همراه با نبود مراقبت‌ها، این کودکان و نوجوانان را خیلی زود در مسیر گمراهی، انحرافات اخلاقی و سوء استفاده‌های جنسی و جسمی قرار می‌دهد (رئیس دانا۱۳۸۰ : ۱۵-۱۴).
بدین ترتیب فقر را به تنهایی نمی‌توان عامل همه انحرافات اجتماعی دانست، چون هستند افرادی که فقیرند و مجرم نیستند. بنابراین علت انحرافات اجتماعی به عوامل دیگری چون تعلیم و تربیت نادرست فرهنگ تحمیلی و نظام سیاسی و اجتماعی نادرست هم بستگی دارد ولی نمی‌توان عامل فقر را نادیده گرفت چون ریشه فقر خود ریشه بیشترین انحرافات است و هرنوع انحراف اجتماعی در پیدایش انواع دیگر انحرافات مؤثر است به همین دلیل است که میزان کجروی بین توده‌های فقیر در محلات فقیرنشین بیشتر از طبقات دیگر است و به همین دلیل توجه مقامات مسئول را به خود جلب کرده است و علت آن هم به خاطر تعهدات و مسئولیتهایی است که مقامات مسئول در مقابل این گروهها بر عهده دارند (شیخاوندی ۱۳۷۳ : ۱۱۹).

طلاق
ای نازنین پدر!
وی مادری که شمع دل‌افروز خانه‌ای!
ای جان ما فدای شما، آشتی کنید
جغد طلاق بر سر ما ضجه می‌زند
لعنت بر این طلاق

از بهر ما نه، بهر خدا آشتی کنید
بر اثر وقوع طلاق زیانهای واقعاً جبران‌ناپذیری به جامعه وارد می‌شود که از مهمترین آنها عواقب زیر می‌باشد:
آوارگی و جدایی اطفال، وقایع شومی که در انتظار آنهاست، آنها که زیر دست ناپدریها یا نامادریها مجبور به تحمل همه گونه مصائب هستند. فحشاء زنانی که بر اثر طلاق بی‌شوهر مانده‌اند و همچنین آلودگی مردانی که به واسطه جدایی از زنان خود به دامان فواحش پناه می‌برند و بدینوسیله موجب گسترش فساد اجتماعی می‌شوند (واحدی ، ۱۳۴۸ : ۳۵۱).

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 30000 تومان در 206 صفحه
300,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد