مقاله در مورد گامی به سوی رابطه ی موفق

word قابل ویرایش
56 صفحه
6700 تومان

گامی به سوی رابطه ی موفق

فصل اول
روابط زناشویی
عاشق شدن ساده است، اما عاشق باقی ماندن به مراتب دشوارتر است، همه ما خواهان عشق پردوام هستیم. همه ما می خواهیم شاد زندگی کنیم. کسی نیست که به عمد عاشق بشود و برنامه جدایی را هم طراحی کند. اوا در عمل این اتفاق می افتد وقتی این اتفاق افتاد، آزار می دهد. در آمریکا از هر دو ازدواج یکی به طلاق می انجامد و از جمله زوجهایی که با هم می مانند درصد قابل ملاحظه ای از زندگی کردن با یکدیگر خشنود نیستند و اینها آمار خوشایندی نیست.

پیامی دارند. می گویند اگر قصد ازدواج دارید بدانید که ممکن است ازدواجتان به شکست بینجامد. البته هیچ کس حاضر نیست در کاری که امکان ۵۰ درصد شکست وجود دارد سرمایه گذاری بکند. با این حال اتفاقی است که می افتد. البته هیچ تضمینی قطعی وجود ندارد که ازدواجی صد در صد برای همیشه دوام بیاورد اما می توانید مهر و محبت میان خود و همسرتان را حفظ کنید.
بعضی ها به ظاهر زندگی زناشویی خوبی دارند اما در

واقع مهر و محبت از میانشان رخت بربسته است
بسیاری از زوج ها در کنار هم زندگی می کنند و حال آنکه مهر و عشق از میانشان رخته است. اینها منزوی ترین اشخاص هستند۱٫
راه حل های مختلف:
اغلب اشخاص نمی دانند که چگونه مسائل زناشویی خود را حل کنند و به همین دلیل روش

های مختلفی را بر می گزینند در راه حل نخست مشکلات را ندیده می گیرند و دل به این می بندند که این مشکلات به خودی خود بر طرف شوند بعضی دیگر در مقام توجیه می گویند، رابطه زناشویی صد در صد بی عیب و نقص وجود خارجی ندارد. توقع بیشتر داشتن غیر واقع ؟ و بی توجهی به حقایق است. جمعی دیگر همه تقصیرها را به گردن همسرشان می اندازند و چه بسا با همسرشان متارکه می کنند و چون تن به ازدواج مجدد می دهند می بینند با همان مشکلات قبلی رو به رو می شوند
یکی از راه های برخورد با مسائل زناشویی این است
که تقصیر را به گردن همسرمان بیندازیم
بسیاری از ازدواج ها در مقطعی از زندگی مشترک خود به این نتیجه می رسند که همسرشان را دوست ندارند. در این میان دوستان ، بستگان و حتی روان شناسان به آنها می گویند:«بالغانه فکر کن. به واقعیت ها توجه داشته باش. عشق شاعرانه نمی تواند ادامه دار باشد.» اما این دوست نیست. بر خلاف باورهای رایج، عشق شاعرانه هم می تواند پر دوام باشد. شعله های عشق و مهر و محبت می تواند هم چنان سرکش باشد و بر روشنی آن افزوده گردد.۱
باز آموزی درس مهر و عشق
اگر می خواهید در مقایسه با پدر و مادرتان زندگی زناشویی بهتری داشته باشید، اگر می خواهید مهر و عشق به زندگی شما حاکم شود، باید به خود زحمت بدهید و روی آن کار کنید. به خود بگویدید که باید در زمینه مهر و عشق آموزش بیشتری داشته باشید، بدانید که این تنها شما نیستید که به این آموزش احتیاج دارید. وقتی به اطراف خود نگاه می کنید، می بینید که افراد بسیار به این بازآموزی نیاز دارند. غرور را کنار بگذارید ، نیاز به صمیمیت بیشتر، قدردانی و مهر و عشق بیشتر را بپذیرید.
ساده ترین راه آموختن این است که وانمود کنید در این زمینه چیزی نمی دانید. در نقش یک مبتدی ظاهر شوید. غنا بخشیدن به زندگی زناشویی به نظر اسرار آمیز می رسد، به نظر می رسد که درک کردنش دشوار است، مگر اینکه روی آن تمرین کنید و به احاطه لازم برسید. غنی ساختن و سرشار نمودن زندگی زناشویی موضوعی فرا گرفتنی است.۲
روابط سرشار

همه ما دانسته یا نادانسته برآنیم که زندگی زناشویی خود را غنا بیشتری ببخشیم. در پس زمینه ذهن همه اشخاص ، دوست داشتن و مورد مهر و عشق واقع شدن نهفته است. در پس هر انگیزه و هر رفتار ، میل مورد عشق و مهر واقع شدن ، میل به قدردانی و میل به سهیم شدن مهر و محبت خود با دیگران نهفته است.
صحبت کردن درباره مهر و عشق و اینکه بگوییم همه در این زمینه قصد دارند کافی نیست. پس از ساله مشاوره با زوجهایی که در روابط خود با مشکل رو به رو بودند به این نتیجه می رسیم که در اغلب موارد تقصیری متوجه اشخاص نیست، بلکه در روشی که آنها برای سرشار شدن زندگی زناشویی شان استفاده می کردند اشکالاتی وجود دارد.

بسیاری از زوجها تصمیم می گیرند که روابط زناشویی خود را بهبود بخشند اما مأیوس می شوند. دلیل ناکامی آنها این است که از مهارت های ارتباطی مؤثر بی بهره و آنها را نیاموخته اند. هر چه می خواهند روابط خود را مستحکم تر کنند. ناموفق تر ظاهر می گردند. در نتیجه این مسائل نادیده انگاشته شده روی هم انباشته می شود.
برای ایجاد مهر و عشق در زندگی زناشویی نیازی به تغییر دادن خود نیست، نیازی به تغییر دادن دیگران نیست. در واقع این تغییر خود به خود اتفاق می افتد. هر چه بیشتر برای تغیرر دادن رفتار خود تلاش کنید، بیشتر از خویشِ واقعی خویش دور می شوید. اشکالی در تغییر دادن خود وجود ندارد مگر اینکه میان شما و خویش واقعی تان فاصله بیندازد. اگر تقصیر با انگیزه عداوت و در حق همراه باشد، مهر و عشقی تولید نمی شود ممکن است توانمند تر و یا حتی شغل بهتری و دوستان جدیدی پیدا کنید. اما خود را بیشتر دوست نخواهید داشت.۱
نشانه های خطر
به این نتیجه رسیده ایم که در هر ازدواجی وقتی روابط احساسی ضعیف می شود، چهار علامت خطر وجود دارد که خبر از کاهش مهر و عشق می دهد. اگر می خواهید با از دست دادن احساس عشق در ازدواج خود رو به رو نشوید، اگر می خواهید شور و شوق را در خود زنده نگه دارید، مواظب این چهار علامت خطر باشید:۲
۱- مقاومت ۲- رنجش ۳- بی اعتنایی ۴- سرکوب
۱- مقاومت: در هر ارتباط طبیعی انسانی تا حدودی مقاومت میان زن و

شوهر وجود دارد. مقاومت زمانی آغاز می شود که احساس می کنید در برابر رفتار، گفتار یا احساس همسرتان مقاومت می کنید. ابتدا در ذهن خود رفتار، گفتار یا احساس او را مورد انتظار قرار می دهید و سپس احساس می کنید که می خواهید کمی از او فاصله بگیرید. به عنوان مثال: به اتفاق همسر خود در یک مهمانی شرکت کرده اید و به روال همی

شه داستانی را که معمولاً در مهمانیها تعریف می کند برای مهمانان شروع به شرح دادن می کند و شما با خود می گویید: «اَه، نه باز هم داستان قدیمی» و یا همسرتان از شما می خواهد قبضی را در بانک بپردازید و شما احساس می کنید به انجام این کار رغبت چندانی ندارید. اغلب اشخاص این مقاومت را ندیده می گیرند و وانمود می کنند که مقاومتی وجود ندارد.
اگر حقیقت احساس مقاومت خود را با همسرتان در میان نگذارید و آن را حل و فصل نکنید، این تفاوتهای جزئی روی هم انباشته می شوند و علامت دوم خطر یعنی تولید رَنجش می کنید.
نشانه آغاز مقاومت این است که احساس می کنید
از رفتار ، گفتار یا احساس همسرتان راضی نیستید.
۲- رنجش: مقاومت فعال تری است. نوعی احساس بد شدید و سرزنش همسر به خاطر کاری است که او انجام می دهد. در این شرایط از رفتار همسرتان بی اندازه ناراحت می شوید.
رنجش اغلب با تجربه خشم و تنش همراه است. به لحاظ احساسی از همسرتان جدا می شوید. خشم ، ناراحتی ، حساسیت و تنفّر جملگی نشانه های خطر دوم یعنی رنجش هستند.
۳- بی اعتنایی: زمانی صورت خارجی پیدا می کند که مقاومت و رنجش به حدی می رسد که نمی توانید به لحاظ احساسی با همسرتان ارتباط برقرار کنید و به همین دلیل از او کنار می کشید. ممکن است بگویید: دیگر نمی خواهیم در این باره حرف بزنم. ممکن است اتاق را ترک کنید، ممکن

است با خشم از خانه بیرون بروید و یا به همسر خود توجه و اعتنا نکنید و به طور کلی لب به گفتگو با او باز نکنید. نشانه های بی اعتنایی عبارتند از : بی علاقه بودن به قرار گرفتن در کنار همسر، نقطه مقابل او صحبت کردن و غیره. بی اعتنایی نتیجه روی هم انباشت شدن رنجهاست. اگر احساس بی اعتنایی خود را با همسرتان در میان نگذارید و به حل و فصل آنها اقدام نکنید، بی اعتنایی روی هم انباشت می شود و به سطح بعدی جدایی یعنی سرکوب و فرو نشانی می انجامد.
۴- سرکوب: از سایر زنگ ها خطرناک است، زمانی اتفاق می افتد که شما به قدری از مقاومت کردن ، رنجش به دل گرفتن و بی اعتنایی کردن خسته اید که به خاطر خانواده همه احساسا

ت منفی را در خود سرکوب می کنید. سرکوب حالتی از کرختی احساسی است. خود را در لمس احساساتتان کرخت می کنید تا راحت باشید. این کرختی به بقیه ی زندگی شما سرایت می کند. زندگی برایتان ملال انگیز می شود. اغلب اوقات احساس خستگی می کنید. نکته خطرناک این است که زن و شوهری به قدری احساسات خود را سرکوب کرده اند که احساس می کنند کمترین مسئله را با هم دارند. آنها یکدیگر را مجاب کرده اند که شاد و خوشحالند.
یکی از دلایل سرکوب احساسات، این عواطف و احساسات شما با تصویر ذهنیتان ناسازکاری دارده به سرکوب آنها می پردازید اشخاص معمولاً احساساتی را ابراز می کنند که در ابرازش راحت باشند.
رابطه صمیمانه موقیعت مطلوبی برای التیام احساسات سرکوب شده است.
فصل دوم: عشق کافی نیست
عاشق شدن یک تجربه مقاومت ناپذیر است. وقتی عاشق می شوید همه چیز ساده و آسان به نظر می رسد. هرگز به فکرتان نمی رسد که همیشه در این حالت به سر نخواهید برد.۱
اما عشق برای ادامه زندگی زناشویی کافی نیست. ممکن است تحت تأثیر عشق یک ساعت، یک روز ، یک هفته و یا حتی یک ماه، را با شادی و نشاط سر کنید اما این برای زندگی همه عمر کافی نیست.

عشق و سازگاری باید دست در دست یکدیگر
حرکت کنند تا رابطه ای دوام داشته باشد.
اگر دو نفر با هم سازگار نباشند، رابطه آنها محکوم به فناست. عشق و سازگاری باید دست در دست یکدیگر حرکت کنند تا رابطه ای دوام داشته باشد.
احساس نیاز متقابل در رابطه زناشویی تولید
مهر و عشق و هیجان می کند.
وقتی شما و همسرتان به یک جهت رشد می کنید و درباره خود و روابط زناشویی تان نظریات مشابه دارید، طبیعتاً مکمل یکدیگر می شوید. داشتن نیازهای متقابل در یک رابطه تولید مهر و عشق و هیجان می کند. اگر قرار باشد ازدواجی پایدار و مقاوم باشد باید مبتنی بر نیازهای واحد باشد.
عشق کافی نیست اگر زن و شوهر در مسیر مشابهی
حرکت نکنند، اگر به اتفاق رشد نکنند ، عشقشان از
هم گسسته می شود
هر رابطه زناشویی باید هدف و جهت مشابهی داشته باشد. اگر زن و شوهر در یک مسیر حرکت نکنند و به اتفاق رشد نکنند ، مهر و عشق از میان آنها رخت بر می بندد.

سازگاری هرگز بدین معنا نیست که شما و همسرتان دقیقاً مثل هم باشید. تفاوت تولید جذابیت می کند و اگر زن و شوهر دقیقاً یکسان باشند، روابطه میان آنها خیلی زود ملال انگیز می شود. اما اگر این تفاوتها بیش از اندازه زیاد باشد، موجب تضاد و اختلاف شده ، تعادل را به هم می ریزد.
امّا حتی اگر میان شما و همسرتان مهر و عشق حاکم باشد و اهداف سازگار هم داشته باشید، ممکن است زندگی زناشویی موف نداشته باشید. برای حفظ این ارتباط به ابزار و مهارتهایی احتیاج دارید که با تضادها و تنشهای روزانه روبه رو شوید.
با برنامه ریزی و تعیین زمان برای رسیدگی به روابط خود می توانید زندگ

ی زناشویی بالنده تری داشته باشید.
کناره گیری از عشق
پیش از پایان دادن به یک رابطه زناشویی، بار دیگر لازم است که احساسات منفی خود را تخلیه کنیم و به احساسای از مهر و محبت برسیم. وقتی مهر و عشق در یک ارتباط زناشیویی به دلیل فقدان ارتباط سرکوب می شود، نسبت به همسر خود مهر کمتری احساس می کنید.
به اتفاق همسرتان کار کنید تا از همه خشم ها، رنجشها و احساسهای گناه سرکوب شده خلاص شوید.
می توانید کسی را هنوز دوست داشته باشید و با این حال از او جدا شوید. ترک همسر با دلی پر از احساس خشم و رنجش می تواند بسیار خطر ناک باشد. اشکال این است که رنجشها و احساسات منفی انباشته شده و تخلیه نگردیده را به زندگی بعدی خود می بریم تا روی زندگی جدید ما اثر نامساعد بگذارند.۱
باید از ناکامی های زندگی زناشویی خود درس بگیرید. مهم است که از اشتباهات گذشته پند بگیریم تا بار دیگر به آنها گرفتار نشویم. به جای اینکه همسر سابق خود را به خاطر اشتباهش و اشتباهاتش سرزنش کنید، ببینید که شما و او چه کردید که زندگی مشترکتان متلاشی شد. از اینها عبرت بگیرید.
باید از اشتباهات گذشته خود پند بگیریم
تا دوباره برایمان اتفاق نیفتند.
فصل سوّم
قوانین واقعی برای یافتن رابطه ای مبتنی بر عشق۲
قانون اول: با مردان همان گونه رفتار کنید که میل دارید آنها با شما رفتار کنند.
• اگر می خواهید مرد با مهربانی با شما رفتار کنید، با او با مهربانی رفتار کنید
• اگر می خواهید که با شما صادق باشد، با او صادق باشید.

• اگر دوست ندارید شما را فریب دهد، شما هم او را فریب ندهید …
این قانون به شما یاد آوری می کند برای این که یک قانون معتبر باشد باید عادلانه نیز باشد.
قانون دوم: به خاطر داشته باشید که روان به اندازه شما ، نیازمند عشق و حمایتند.
تبعیت از قانون دوم فقط یک رفتار با مردان نیست، بلکه موضوع مهم این است که شما باید با این دیدگاه در تمام اوقات با روان رفتار کنید. مردان این دیدگاه شما را در نظر می گیرند

و می فهمند که شما آنها را درک می کنید و به همین علت، با شما صادقانه تر رفتار می کنند.
کاربرد قانون دوم بدین معناست که ، هرگز فراموش نکنید که درون هر مرد ایده آل و فوق العاده که شما عاشق نزدیک شدن به او هستید، یک پسر کوچولوی نگران وجود دارد دارد و از این که شما او را نپذیرید می ترسد. با سرد رفتار کردن، خندیدن به حرف هایش ، یا حرف طعنه آمیز زدن در مورد کاری که نتوانسته است خوب انجام دهد، احساسات او را جریحه دار می کنید. این قدرت خود را دست کم نگیرید. شما هرگز درباره آن صحبت نکند، اما من معتقدم که این موضوع را به خاطر خواهد سپرد.
قانون سوم: از مردانی که قوانین واقعی را دوست ندارند ، دوری کنید.
مردانی که دنباله رو قوانین گذشته گان هستند زن واقعی نمی خواهند، آنها یک نشان افتخار ، یک شیء و یک جایزه می خواهند.
مردانی که از قوانین گذشتگان پیروی می کنند:
• می خواهند احساس کنند که همه چیز تحت کنترل آنهاست.
• فکر می کنند جنس مرد برتر است.
• زنان قدرتمند را دوست ندارند….
غالباً مردانی هستند که در دامان مادری ایرادگیر و پدری زورگو نشو و نما یافته اند و تصمیم گرفته اند وقتی که بزرگ شدند ، دیگران کنترل آنها را به دست گیرند یا شاید امکان دارد دیده باشند که پدرشان با مادر آنها ماند برده رفتار کرده و آنها هم می خواهند از همان قانون یعنی «اگر ریاست نکنی مجبوری زیر دست باشی» پیروی کنند.
قوانین واقعی می گویند:
– اگر او را دوست دارید، به او بگویید (قانون ششم) اگر او گفت که از صحبت با شما خوشحال می شود مرموزانه مکث نکنید و آهنگ صدای خود را پایین نیاورید. به او بگویید که شما هم واقعاً از بودن با او لذت می برید.
– با صحبت در مورد آنچه که به آن علاقمندید نشان دهید که واقعاً شما چه شخصیتی دارید. (قانون پانزدهم)
قانون چهارم: مردان را بازی ندهید.
قوانین واقعی بیشتر در مورد با هوش بودن است. زنان با هوش مردان را بازی نمی دهند. قوانین گذشتگان بیشتر درباره بازی دادن است.

 

• بازی دادن مردان فکری احمقانه است و شما احمق نیستید.
• زنانی مردانی را بازی می دهند که معتقدند هدف از ارتباط داشتن با دیگری کسب یک جایزه یعنی همان حلقه ی نامزدی است و آن زمان خود را برنده می دانند.
بازی ها متعلق به کودکان یا افرادی است که می خواهند مانند کودکان رفتار کنند. بازیهایی مانند:
«نمی توانی مرا بدست آوری.»
«ممکن است دوستت داشته باشم، شاید هم نه.» ….

با استفاده از قوانین واقعی،۱با هوشی و شایسته بودن را می توان جایگزین بازی و فریب دادن کرد. برای بدست آوردن یک مرد مناسب به بازی گرفتن او، روشی اشتباه آمیز است.
قانون پنجم: خوتان باشید.
هیچ قانونی نمی تواند آسان تر از این قانون واقعی باشد. و با این همه زنان این قانون را احتمالاً بیشتر از قوانین واقعی دیگر دست کم می گیرند «خودتان باشید» یعنی اینکه:
• سعی نکنید خود را آنچه که نیستید نشان دهید.
• سعی نکنید خود را مانند زن ایده آل مرد نشان دهید تا با شما ازدواج کند.
خود بودن یعنی رفتار، ارتباط و برخوردتان باید به گونه ای باشد که واقعاً هستید. مثلاً اگر زنی شاد و پر انرژی هستید، نباید سعی کنید که با مردی شوخی می کنید خود را شاد نشان ندهید. عکس العمل واقعی خود را نشان دهید.
پیروی از قوانین گذشتگان و نقش بازی کردن و نشان ندادن درون خود، یعنی به گونه زیر رفتار کردن:
• سرد رفتار کنید، حتی زمانی که به او علاقمندید.
• حتی زمانی که در دسترس هستند، خود را دست نیافتنی و پر مشغله نشان دهید۰…
«نشان ندادن درون خود» یعنی:
• نظرات خود را نگویید.
• امیال خود را ظاهر نکنید۰…
اگر نقش بازی کنید و خود واقعی تان را نشان ندهید، با او صادق نبوده اید. نمی توانید آرام بگیرید. نمی توانید به عشقی که بدست می آورید اعتماد کنید.
قانون ششم: اگر کسی را دوست دارید ، به او بگویید.
اگر کسی را دوست داشتید؛ ببینید قلبتان چه می گوید: به او لبخند بزنید، از لباسش تعریف و تمجید کنید؛ به او بگویید که از دیدنش خوشحالید و بعد منتظر شوید و ببینید چه اتفاقی می افتد. چه کسی می داند، شاید بیست سال دیگر ، وقتی مردم از شوهرتان می پرسند چگونه با یکدیگر آشنا شدید، او خواههد گفت: «وقتی که در صف خرید قهوه بودیم او به من لبخند زد، همان زمان عاشق او شدم !»
قانون هفتم: قبل از این که درگیر مسائل عاطفی شوید سؤالات خ

ود را بپرسید.
قاوانین گذشتگان به شما هشدار می دهند که در اولین ملاقاتها سؤالی نکنید، خدای نکرده مگر «جاسوس» مگر قصد دارید طرف مقابل را رنجانده و از خود بعد کنید. این چرند محض است.
اولین ملاقاتها زمانی است که شما باید سؤالاتی از طرفتان بپرسید تا به شما کمک کند که تصمیم بگیرید که آیا باید درگیر مسائل عاطفی بیشتری بشوید یا نه؟
در چه زمینه ای باید از او سئوال بپرسید؟ (به طور مثال)

• وضعیت خانواده و کیفیت روابط خانوادگی
• روابط عاطفی گذشته و دلایل به هم خوردن آنها
• فلسفه مذهبی یا روحی ۰…
قانون هشتم: با مردانی که کاملاً در دسترس نیستند ، ارتباط بر قرار نکنید.
قانون در دسترس بودن یعنی: در ارتباط با شما آزار باشد، درگیر شخص دیگری نباشد، متأهل نباشد، نامزد نداشته باشد، خودخواه نباشد، با شخص دیگری ارتباط نداشته باشد، تنها و مجرد باشد و فقط با شما باشد.
به عبارت دیگر ع از مردانی که ازدواج کرده اند یا با شخص دیگری ارتباط دارند ، دوری کنید. راه حل آسان برای دوری گزیدن از موقعیت های تلخ احساسی۱ و دردآور این است که: قانون هشتم را قبل از این که اولین قرار ملاقات را با طرفتان بگذارید، به آن عمل کنید. بدین معنی که قبل از این که حتی یک قرار ملاقات را بپذیرید، وضعیت ارتباطش را کنترل کنید. اگر وقتی از او درباره ارتباطش می پرسید جوابهای طفره آمیز داد و یا بعد از چند ملاقات اگر جداً شک کردید که او چیزی را مخفی می کند؟ فوراً ملاقاتتان را متوقف کنید، اگر ارتباطش را بروز نداد و چیزی درباره اش نگفت ، او را فراموش کنید. شما شایسته مردی هستید که فقط متعلق به شماست.
قانون نهم: در جستجوی مردی با هویت مناسب باشید.
به خاطر این که هویت یکی از ضروری ترین مشخصه های همسر دایمی شماست که به آن نیازمندید.
هویت یعنی چه؟ هویت نشانه ای از خمیرمایه درونی شخصی است. هر چیزی که درون فرد را بیان کند و ارزشهای زندگی او، اخلاق و رفتارش را نشان دهد، جزء هویت او می باشد. رفتارش نسبت به خود شما و بعد از ازدواج ، رفتارش با بچه های شما ، نشان دهنده هویت اوست. بدین دلیل ، پایه و اساس یک ازدواج مناسب ، هویت مناسب طرف مقابل است. در این جا شش مشخصه هویتی مهم را که باید در یک مرد جستجو کنید بیان می کنم:
۱- تعهد نسبت به رشد و پیشرفت در انسانیت
۲- صداقت عاطفی (بر پایه شریک بودن در احساسات است)
۳- صداقت
۴- رشد فکری و مسئولیت پذیری
۵- اعتماد به نفس بالا

۶- نگرش مثبت به زندگی
قانون دهم: به علایم هشدار دهنده۱ مشکلات احتمالی توجه کنید.
این یکی از قوانینی است که پیروی از آن بسیار مشکل است. از توجه کردن به علایم هشدار دهنده طفره می رویم زیرا نمی خواهیم آنها را ببینیم بیشتر به دنبال

دلایلی هستیم که عاشق شویم و ازدواج کنیم، نه به دنبال دلایلی که کسی را نپذیریم. این حالت بیشتر در مواردی صدق می کند که: برای مدت زیادی مجرد باشید، آن شخص ع موردِ واقعاً خوبی است ۰دکتر یا پولدار است). اگر این نکات برای شما آشنا برای شما آشنا به نظر می رسند، حتماً بایستی توجه بیشتری کنید، زیرا این احتمال وجود دارد که شما در هیجان یک رابطه عاشقانه ی جدید درگیر شده و دیگر از این هشدار ها نترسید.

شما بایستی برای ارزیابی صادقانه و بی غرضانه مرد، کمی تلاش کنید و عینک خوش بینی را کنار بگذارید. در غیر این صورت ع عاشق شخصیت حقیقی یک مرد نمی شوید، بلکه عاشق نیروهای نهفته یک مرد می شوید. (قانون سیزدهم را بخوانید)
قانون یازدهم: میزان علاقه مرد را بسنجید، نه مقدار پول او را.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 6700 تومان در 56 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد