تحقیق در مورد بافتهای گیاهی

word قابل ویرایش
16 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

بافتهای گیاهی

به مجموعه ای از سلولها که کار ویژه ای را بصورت یک سیستم انجام می دهند بافت گویند . از اجتماع بافتها ، اندام ( organ ) و از اجتماع اندام ها موجود زنده (گیاه) بوجود می آید.

چنانچه سلولهای تشکیل دهنده بافت از نظر ساختار و عمل مشابه هم باشند بافت را بافت همگن می نامند . مانند: کلانشیم ، مریستم اولیه و بافت پارانشیم نرده ای .

بافت ناهمگن بافتی است که سلولهای تشکیل دهنده آن از نظر شکل و حتی عمل با همدیگر همسان نیستند . مثلا بافت هادی متشکل از پارانشیم ، آوند چوب و آوند آبکش است این عناصر از نظر شکل و وظیفه با هم تفاوت دارند بنابر این بافت هادی بافتی ناهمگن است. اپیدرم نیز از بافتهای ناهمگن است زیرا در آن علاوه بر سلولهای معمولی اپیدرمی می توان گاهی کرکها ، سلولهای محافظ روزنه و سلولهای همراه را مشاهده نمود .
بافتهای گیاهی را علاوه بر تقسیم بندی فوق بر اساس ساختار و عمل به گروه های زیر تقسیم می نمایند :

۱ ـ بافت مریستمی ( Meristematic tissue )
2 ـ بافت پارانشیمی ( Parenchyma )
3 ـ بافت محافظ ( Protecting tissue )

۴ ـ بافت استحکامی یا نگاهدارنده ( Supporting tissue )
5 ـ بافت هادی ( Conductive tissue )
6 ـ بافت ترشحی (Secretory tissue )

۱ ـ بافت مریستمی
مریستم از واژه یونانی ( meristus ) به معنی قابلیت تقسیم یا دو تا شدن گرفته شده است . این بافت شامل جوان ترین و تمایز نیافته ترین سلولهای گیاه می باشد که سلولهای آن قادر به تقسیم شدن می باشند و سلولهایی را تولید می نمایند که با تمایز یابی خود سایر بافتهای گیاهی را بوجود می آورند .
مریستم ها را بر اساس منشأ و مکان قرار گیری می توان به دو گروه : مریستم اولیه ( Primary meristem ) و مریستم ثانویه (Secondary meristem) تقسیم نمود .

۱ ـ الف ) مریستم اولیه
این مریستم به مریستم نخستین نیز موسوم است . منشأ آن معمولاً سلولهای جنینی می باشد . البته بایستی تذکر داد که گاهی ممکن است دیگر بافتها با برگشت تمایز یا تمایز زدایی (Dedifferentiation) نیز به این نوع مریستم تبدیل شوند .

سلولهای مریستم اولیه ، کروی ، کوچک و تمایز نیافته بوده تقریباً در تمام جهات قادر به تقسیم هستند و معمولاً تولید مریستم های دیگری می نمایند که این مریستم ها با تمایز یابی بعدی خود سایر بافتها را بوجود می آورند . البته گاهی نیز بدون واسطه بافتهای خاصی را می توانند تولید نمایند .
هسته سلولهای مریستم اولیه بزرگ و کم تراکم است . نسبت حجم هسته به حجم سیتوپلاسم نسبت به دیگر سلولها بسیار زیاد تر است . این سلول ها دارای واکوئل های بسیار اندک و نادر می باشد و در آنها مواد غیر فعال چون: برخی بلورها و رسوبات و غیره دیده نمی شود . دیواره نیز بسیار و نازک و از نوع دیواره اولیه است .

بافتهای حاصل از فعالیت این مریستم ، بافتهای اولیه یا نخستین و رشد حاصل از فعالیت این مریستم رشد نخستین یا اولیه ( Primary growth ) نامیده می شود .
مریستم اولیه در تک لپه ایها ، دو لپه ایها و بازدانگان دیده می شود. مریستم اولیه به انواع : مریستم انتهایی (Terminal meristem ) ، مریستم میانگره ای (Intercalary meristem ) و مریستم حاشیه برگ ( Leaf marginal meristem ) تقسیم می شود .
۱ ـ الف ـ ۱ ) مریستم انتهایی

در نوک اندام ها وجود دارد و به انواع مریستم انتهایی ریشه و مریستم انتهایی ساقه تقسیم می شود. تمام انواع بافتها و اندام های دیگر در گیاه بصورت مستقیم یا با واسطه از این مریستم تولید می شود .

۱ ـ الف ـ ۱ ) مریستم انتهایی ریشه
مریستم انتهایی ریشه بوجود آورنده تمام بخش های ریشه می باشد مریستم نوک ریشه شامل دو بخش است که عبارت است از : منطقه آرام یا مرکز سکون و مریستم فعال . منطقه آرام در قسمت نزدیک به انتها قرار دارد در این بخش کمترین تقسیم شدن سلول مشاهده می شود. پیرامون منطقه آرام مریستم فعال دیده می شود که با فعالیت خود بطرف نوک ریشه کلاهک ( Root cap ) و به طرف بالا سه استوانه تودرتوی مریستمی را تولید می نماید .

کلاهک انتهایی ترین بخش ریشه است . وظیفه کلاهک محافظت از نوک ریشه ، کمک به نفوذ ریشه در خاک و کمک به جذب کاتیون های خاک می باشد . از سه استوانه مریستمی تولید شده ، استوانه بیرونی پروتودرم ( Protoderm ) نام دارد که منشأ ریزودرم (اپیدرم ریشه ) و تارهای کشنده (Root hairs) است . استوانه درونی مریستم زمینه ای ( Ground meristem ) نامیده می شود و منشأ پارانشیم پوست ( cortex ) و آندودرم ( Endoderm ) است.

مرکزی ترین استوانه به استوانه پروکامبیومی موسوم می باشد که منشأ دایره محیطیه ( Pericycle ) ، چوب اولیه ( Primary xylem ) ، فلوئم اولیه ( Primary phloem ) ، مغز (Pith) و کامبیوم آوندی ( Vascular cambium ) است . دایره محیطیه خود می تواند منشأ ریشه های فرعی ( Lateral roots ) یا ریشه های ثانویه ( Secondary roots ) باشد . بدین ترتیب تمام بخش های ریشه از فعالیت مریستم انتهایی آن بوجود می آید . در تک لپه ای ها و نهانزادان آوندی کامبیوم آوندی و کامبیوم چوب پنبه تولید نمی شود و سایر عناصر فوق مشابه سایر گروه های گیاهی در آنها بوجود می آید .

بافتهای تولید شده را بافتها یا عناصر اولیه یا نخستین گویند . و رشد حاصله که غالباً باعث طویل شدن ( و اندکی نیز قطور شدن ) ریشه می شود را رشد اولیه یا نخستین (Primary growth ) می نامند .

از آنجا که فعالیت مریستم اولیه منجر به تولید اندام می شود این مریستم به مریستم اندام زا ( Organogen ) موسوم شده است.
۱ – الف ـ ۱ – ۲ ) مریستم انتهایی ساقه

چندین تئوری برای مریستم انتهایی ساقه ارائه شده است . یکی از معروفترین نظریات راجع به ساختمان این بخش نظریه تونیکا و کورپوس نام دارد .

طبق این نظریه مریستم انتهایی ساقه شامل دو بخش است که بخش سطحی آن تونیکا و بخش میانی آن کورپوس نامیده شده است . طبق این نظر سلولهای ناحیه تونیکا غالباً بطریق پری کلین ( در جهت مماس با سطح اندام ) تقسیم شده و سلول های کورپوس در همه جهت قادر به تقسیم می باشند.
نظریه بعدی که قابل قبول تر نیز می باشد به نظریه پلانتفول ـ بوآ و یا نظریه حلقه بنیادی موسوم است .

طبق این نظریه مریستم انتهایی ساقه شامل یک بخش پوسته معادل تونیکا و یک بخش مغزی معادل کورپوس است . در ناحیه مغزی و نیز نوک کمترین تقسیم در سلولها دیده می شود اما کمی پائین تر در ناحیه ای مانند یک حلقه بیشترین فعالیت میتوزی صورت می گیرد . این ناحیه را حلقه بنیادی می نامند. حلقه

بنیادی تولید کننده برگها و جوانه ها و قسمت های سطحی ساقه است . بخش قاعده ای مغز بخش های اساسی استوانه مرکزی را تولید می نماید و انتهای منطقه مغزی مریستم خفته یا مریستم منتظر نام دارد که به هنگام تبدیل جوانه رویشی به جوانه زایشی یعنی بهنگام گلزایی این لایه فعال می شود .

مطالعات نشان می دهد که مریستم انتهایی ساقه در ناحیه حلقه بنیادی با تقسیمات متعدد برجستگی های کوچکی بنام ( Leaf buttress ) را بوجود می آورد . این برجستگی ها کمی پائین تر به برگ و در زاویه آن به جوانه جانبی تبدیل می شوند . بنابراین برجستگی های یاد شده منشأ برگها و جوانه های جانبی محسوب می شوند .

جوانه های جانبی منشأ شاخه ها می باشند . با طویل شدن فواصل بین ( Leaf buttress ) طویل شدن ساقه اتفاق می افتد این عمل کمی پایین تر از نوک ساقه و در محلی بنام محل طویل شدن اتفاق می افتد .

گاهی برای فعالیت مریستم ساقه مشابه آنچه در مورد ریشه بیان شد درزیرمریستم انتهایی ساقه سه استوانه تو در توی مریستمی را در نظر می گیرند که از مریستم انتهایی منشأ گرفته اند . استوانه بیرونی پروتودرم نام دارد که با فعالیت خود اپیدرم ساقه (شامل: سلولهای اپیدرمی ، کرک ها ، سلولهای محافظ روزنه و نیز سلولهای همراه) را تولید می کند .

استوانه دوم ، مریستم زمینه ای ( Ground meristem ) نامیده می شود که منشأ پارانشیم پوست ( cortex ) و کلانشیم و فیبرهای آن و آندودرم (در صورت وجود ) و اشعه های آوندی ( vascular cambium ) می باشد .

درونی ترین استوانه استوانه پروکامبیومی( Procambium ) است که منشأ چوب اولیه ( Primary xylem )، آبکش اولیه( Primary phloem ) ، مغز یا Pith ( در صورت و جود ) و کامبیوم آوندی ( Vascular cambium ) است .

تمام عناصر فوق الذکر را بافتها یا عناصر اولیه گویند و رشدی که از تولید این عناصر حاصل می شود را رشد اولیه می نامند . ساختمان حاصل از این رشد ساختمان اولیه ساقه نام دارد. قابل ذکر است که در ساقه تک لپه ایها کلانشیم و نیز کامبیوم وجود ندارد و سایر بافتها را عیناً در این گیاهان نیز می توان دید .
با توجه به مطالب ذکر شده تمام بافتهایی که در ساقه وجود دارند نیز توسط مریستم انتهایی ساقه تولید می شوند .
۱ ـ الف ـ ۲ ) مریستم میانگره ای ( Intercalary – meristem )

از فعالیت مریستم انتهایی در ساقه همانگونه که قبلا ذکر شد سه استوانه مریستمی حاصل می شود . و این مریستم ها خود تولید کننده بقیه بافتها هستند .
در گیاهان بهنگام تولید سایر بافتها در مکان میانگره برخی سلولها بصورت مریستمی باقی می مانند . این مریستم ها که بعداً می توانند باعث طویل شدن میانگره در مناطقی دورتر از محل طویل شدن سلولها در ساقه شوند را مریستم های میانگره ای می گویند.
۱ ـ الف ـ ۳ ) مریستم حاشیه برگ

منشأ این مریستم نیز مریستم انتهایی است چون دیدیم که منشأ برگ ( leaf buttress ) می باشد که خود از مریستم انتهایی منشأ گرفته است . این مریستم در حاشیه برگ وجود داشته با فعالیت خود باعث رشد و توسعه پهنک برگ می شود .
مریستم انتهایی منشأ تمام گیاه است

در بخش های فوق دیدیم که مریستم های انتهایی ریشه و ساقه تمام قسمتهای مختلف گیا ه را تولید می نماید . و لذا منشأ کل گیاه را می توان مریستم های انتهایی بشمار آورد .

اگر مریستم انتهایی از بین رود گاهی برخی بافتها ( بافتهایی که زنده بوده و اصطلاحاً به برگشت تمایز حساس می باشند ) قادرند با برگشت تمایز ( تمایز زدایی ) به مریستم و نهایتاً مریستم های انتهایی تبدیل شوند . این امر بخصوص در قلمه زدن ( قلمه های ساقه که باید ریشه بدهند ) و نیز پاجوشها ( پاجوشها ممکن است از ریشه گیاهانی چون صنوبر ، عرعر، آلبالو و یا گیاهانی که ساقه اصلی آنها را قطع نموده اند بصورت ساقه هایی ظاهر شود که اگر از ریشه منشا گرفته باشد به آن ریشه جوش و اگر از ساقه منشأ گرفته باشد به آن ساقه جوش گویند ) اهمیت فوق العاده ای دارد.
۱ ـ انشعابات در ساقه و ریشه

منظور از انشعاب در ریشه همان ریشه های فرعی ( Lateral Roots ) و منظور از انشعاب ساقه همان شاخه ها می باشد .
منشأ ریشه های فرعی در گیاهان تکامل یافته دایره محیطیه می باشد که در بخش های نسبتاً عمقی ریشه وجود دارد . لذا گفته می شود که ریشه اندوژن ( Endogen ) است . یعنی انشعابات آن از بخش های عمقی تری منشا می گیرد . در مقابل چون انشعابات ساقه از Leaf buttress ) منشأ می گیرد که بخشی سطحی و بیرونی بحساب می آید لذا گفته می شود که ساقه اگزوژن ( Exogen ) است .
۱ ـ ب ) مریستم ثانویه

نام دیگر این مریستم مریستم جانبی ( Lateral meristem ) است . مریستم ثانویه را معمولاً کامبیوم ( Cambium ) می نامند این مریستم در تک لپه ایها و نهانزادان آوندی وجود ندارد و در بازدانگان و دولپه ایها دیده می شود .

این مریستم خود با واسطه یا بدون واسطه ، از مریستم اولیه منشأ می گیرد و با فعالیت خود بافتها و عناصری را تولید می نماید که به عناصر یا بافتهای ثانویه یا پسین موسومند . رشد حاصل از فعالیت این مریستم را رشد پسین یا رشد ثانویه گویند .

این بافت معمولاً با فعالیت خود موجب قطور شدن اندامها می شود . مریستم ثانویه به دو نوع ـ کامبیوم آوندی Vascular cambium و کامبیوم چوب پنبه ( Cork cambium ) تقسیم می شود .

۱ـ ب ـ ۱ ) کامبیوم آوندی
منشأ کامبیوم آوندی معمولاً سلولهای پرو کامبیومی می باشند که از مریستم انتهایی حاصل شده اند . این کامبیوم با فعالیت خود از بیرون فلوئم پسین یا ثانویه ( secondary phloem ) و از درون چوب پسین یا ثانویه ( secondary xylem ) را تولید می نماید . فعالیت کامبیوم آوندی در بخش بافتهای هادی و رشد پسین یا ساختمان پسین اندامها شرح داده می شود .

۱ – ب ـ ۲ ) کامبیوم چوب پنبه :
این مریستم نیز دارای منشأ مریستم اولیه می باشد . بدین ترتیب که کامبیوم آوندی می تواند از دایره محیطیه که خود از پرو کامبیومی که از مریستم اولیه حاصل می شود بوجود آید .
همچنین کلانشیم و یا پارانشیم پوست نیز می تواند با برگشت تمایز به سلولهای شبه مریستمی و سپس به کامبیوم چوب پنبه تبدیل شود . از آنجا که کلانشیم و پارانشیم پوست نیز از مریستم زمینه ای حاصل می شوند بنابر این بافت اخیر خود از مریستم انتهایی ( مریستم اولیه ) حاصل می شود . لذا کامبیوم چوب پنبه در هر صورت از مریستم اولیه تولید می گردد .

کامبیوم چوب پنبه با فعالیت خود از بیرون چوب پنبه یا Cork و از درون فلودرم Phellodermرا تولید می نماید بحث مربوط به فعالیت این بافت نیز در مبحث بافت محافظت کننده مطرح می گردد .
۲ ـ بافت پارانشیمی ( Parenchyma ):

پس از مریستم ها شاید بتوان جوانترین بافتها را پارانشیم معرفی نمود . پارانشیم شامل سلولهایی زنده با دیواره اولیه ( پکتو سلولزی ) است این سلولها قادر به رشد بوده و به برگشت تمایز حساس هستند .

پارانشیم دارای وظایف مختلفی در گیاه می باشد همچنین شکل سلولهای آن بسیار متنوع است . از آنجا که این بافت سایر بافتها را در گیاه در بر گرفته و تقریباً در تمام مناطق ساقه و ریشه وجود دارد آنرا بافت زمینه ای نیز می نامند .

دیواره سلولهای پارانشیمی معمولاً از نوع پکتوسلولزی ( به اختصار سلولزی گویند ) است اما ندرتاً ممکن است این دیواره چوبی شود . لذا پارانشیم را می توان بر اساس جنس دیواره به دو گروه پارانشیم سلولزی و پارانشیم چوبی تقسیم نمود .

پارانشیم را بر اساس ساختار و عمل به دو گروه پارانشیم کلروفیل دار یا کلرانشیم و پارانشیم بدون کلروفیل تقسیم می نمایند .
۲ ـ ۱ ـ پارانشیم کلروفیل دار:
سلولهای این بافت دارای کلروپلاست می باشد و لذا به رنگ سبز دیده شده و وظیفه آن تولید قند ها (فتوسنتز) و سایر مواد است . این بافت در نواحی سبز رنگ گیاه مشاهده می شود و بر اساس شکل سلولهای متشکله به انواع پارانشیم نرده ای(palisade parenchyma ) پارانشیم حفره ای یا اسفنجی ( spongy parenchyma ) و پارانشیم سینوسی ( sinocian parenchyma ) تقسیم می شود .
۲ـ ۱ ـ ۱ ـ پارانشیم نرده ای :

پارانشیم نرده ای را پارانشیم نردبانی نیز می گویند . این بافت از سلولهای دراز و طویل تشکیل شده که در زیر اپیدرم فوقانی برگ قرار گرفته است در درون هر سلول این بافت ممکن است بیش از صد کلروپلاست وجود داشته باشد .
در برگ گیاهان آبزی معمولاً پارانشیم نرده ای دیده نمی شود و در گیاهان خشکی پسند ( xerophytes ) ممکن است چندین لایه پارانشیم نرده ای در برگ دیده شود .

۲ ـ ۱ ـ ۲ ـ پارانشیم اسفنجی
پارانشیم حفره ای یا اسفنجی در زیر پارانشیم نرده ای وجود دارد در این سلولهای نیز کلروپلاست دیده می شود . در بین سلولهای این بافت فضاهای ببین سولی به مقدار زیاد وجود دارد . مجموع بافتهای پارانشیمی اسفنجی و نرده ای برگ را که در بین دو اپیدرم فوقانی و تحتانی قرار می گیرند مزوفیل ( Melophyll ) نامیده می شود .

در محل روزنه ها ، در پارانشیم اسفنجی مکانی خالی از سلول بنام اطاق زیر روزنه وجود دارد .
۲ ـ ۱ ـ ۳ ـ پارانشیم سینوسی
این پارانشیم از سلولهایی با دیواره سینوسی تشکیل شده که به ندرت در بین آنها مآ مشاهده می شود . این سلولها نیز دارای کلروپلاست است . پارانشیم سینوسی را می توان در برگ گیاهان تیره کاج ( Pinaceae ) مثل کاج سدر ، نراد .و….. مشاهده نمود .

۲ـ۲ ـ پارانشیم بدون کلروفیل :
سلولهای این بافت فاقد کلروپلاست ( و در نتیجه کلروفیل ) است . پارانشیم بدون کلروفیل دارای انواع متنوعی است که دو نمونه از آنها معرفی می شود .
۲ـ ۲ـ ۱ـ پارانشیم هوایی ( Aeranchyma )

پارانشیم هوایی یا پارانشیم بازودار از سلولهای بازودار یا ستاره ای شکل تشکیل می شود که در کانالهای هوایی ساقه برخی گیاهان که ریشه در آب دارند مانند اویار سلام (Cyperus sp. ) وجود دارد. در بین این سلولها مآ یا فضای بین سلولی بسیاری وجود دارد .

وظیفه کانالهای هوایی اکسیژن رسانی به بخش های غرقآب یعنی قسمتهایی که در آب قرار دارند می باشد . پارانشیم بازودار در این کانالها باعث می شود که این کانالها کلاپس ( له شدن ) نشود لذا با وجود مآهای زیاد ضمن آنکه مانع عبور هوا در کانالها نمی شود از له شدن وبسته شدن این کانالها محافظت می نماید .

۲ـ ۲ـ ۲ـ پارانشیم ذخیره ای ( storage parenchyma )
سلولهای این بافت معمولاً درشت و کروی یابه اشکال دیگر می باشند و در خود مواد مختلفی را ذخیره می سازد . ماده ذخیره ای ممکن است در سیتو پلاسم و یا غشاء و یا دیواره و یا واکوئل و یا پلاستهای این پارانشیم ذخیره شود . پارانشیم ذخیره ای را می توان در اندامهای ذخیره ای مثل غده سیب زمینی ساقه یا ریزوم و ریشه و بخشهای گوشتی میوه ها مشاهده نمود .

۳ ـ بافت محافظ ( protective tissue )
این بافت بافتی نسبتاً (و یا کاملاً) سطحی است که وظیفه آن محافظت از سایر بافتهای زیرین خود می باشد . بافت محافظ خود شامل دو گروه اپیدرم و چوب پنبه است .

۳ ـ ۱ ـ ۱ـ اپیدرم ( Epidermis )
اپی به معنی رویه ( روی ) و درم به معنی پوست می باشد . اپیدرم بافتی سطحی است که در اندامهای جوان محافظت کننده سایر بافتها بوده سلولهای آن زنده و دارای دیواره اولیه اند .

در بین سلولهای اپیدرمی فضای بین سلولی یا مآ وجود ندارد. و دیواره در تماس با هوای آن به کوتین آغشته می شود . لذا اپیدرم نسبت به تبادلات گازی و مایعات تا حدود زیادی نفوذ ناپذیر می باشد ، برای جبران این موضوع در اپیدرم روزنه های هوایی بوجود آمده اند . هر روزنه توسط دو سلول لوبیایی شکل دارای کلرپلاست بنام سلولهای محافظ روزنه ( Guard cells ) احاطه می شود . در اطراف این دو سلول ممکن است دو یا چند سلول دیگر اپیدرمی از سایر سلولهای اپیدرم متمایز شوند که به آنها سلولهای همراه ( Accessory cells ) یا ( subsidiary cells ) می گویند . در اپیدرم همچنین ممکن است کرکها نیز مشاهده شوند .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 16 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد