تحقیق در مورد وصیت و انواع ان

word قابل ویرایش
31 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

بخش اول : تعاریف و کلیات
۱- معنای وصیت
تصرفاتی که هر شخص مستقیماً یا مع الواسطه برای بعد از فوتش در اموال خود می نماید، به زبان حقوقی «وصیت» نامیده می شود. وصیت یک نوع اجازه خاصی است که به موجب آن اشخاص می توانند اراده خود را در زمانی که حیات ندارند، به موقع اجرا گذارنده خواه به صورت عهدی و خواه به صورت تکمیلی .
این معنی مورد پذیرش همگان می باشد. اما با این وجود در بین فقها راجع به ریشه عربی این واژه «الوصیه» تا حدی اختلاف نظر است که در زیر به نقل از مرحوم سید محسن طباطبایی حکیم صاحب کتاب «مستمسک العروه الوثقی» به آنها اشاره می شود :

الف) عده ای گفتند که وصیت مشتق از ثلاثی (وصی- یصی) و به معنی «وصل» است. (شیخ طوسی در مبسوط، ابن ادریس در سرائر، جوهری در صحاح، علامه حلی در تذکره الفقهاء، محقق کرکی در جامع المقاصد و بعضی از اهل لغت نظیر : مجمع البحرین، شیخ فخرالدین طریحی، ج۳، (ربع ثالث و رابع)، ص۵۱، چاپ دوم، ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال ۱۳۶۷ هـ .ش.)

ب) عده ای دیگر گویند که مشتق از ثلاثی (وصی- یصی) و رباعی (اوصی- یوصی/ وصی – یوصی) و به معنای «وصل» می باشد. (المعجم الوسیط، ابراهیم انیس و عبدالحلیم منتصر و عطیه صوالحی و محمد خلف الله احمد، ج۲ و ۱، ص۱۰۳۸، ج۲، دفتر نشر فرهنگ اسلامی./ اقرب الموارد، سعید خوری شرتونی، ج۲، ص ۱۵۴۹، ناشر مکتبه آیت الله مرعشی نجفی، قم ۱۴۰۳ هـ .ق.).
ج) و دسته سوم عقیده دارند مشتق از ثلاثی (وصی – یصی) به معنای «وصل» و مشتق از رباعی (اوصی – یوصی / وصی – یوصی ) به معنای «عهد» است که در صورت اخیر اسم مصدر محسوب می گردد.

صرفنظر از مباحث لغوی محض، نمی توان انکار کرد که معنای «وصل» با مفهوم و به ویژه ماهیت حقوقی وصیت در قانون مدنی ایران سازگارتر است. زیرا در بعضی موارد از جمله وقتی که موصی شخصی را برای انجام امری مأمور می نماید، هیچگونه تعهدی در مقابل او ندارد، بلکه بالعکس موظف می شود که اراده موصی را به موقع اجرا بگذارد. به علاوه در وصایای تملیکی نیز اطلاق تعهد به تصرفات موصی خالی از تکلف نیست. و حال آنکه معنی «وصل» هم اختصاص به وصیت دارد و شامل سایر تصرفات نیست و هم شامل کلیه وصایا می شود.

تذکر : در آیات متعددی از قرآن مجید، واژه وصیت با ترکیبات آن غالباً در معنای «عهد» بکار رفته است.
۲- مشروعیت وصیت
ادله مشروعیت وصیت عبارتست از : کتاب، سنت، اجماع و عقل .
الف) کتاب : در قرآن کریم آیاتی وارد شده که وصیت را جایز دانسته است. نظیر :

«کتب علیکم اذا حضر احد کم الموت، آن ترک خیراً ، الوصیه للوالدین و الاقربین بالمعروف، حقاً علی المتقین. (سوره بقره / آیه ۱۸۰). و نیز «من بعد وصیه یوصی بها آودین /… من بعد وصیه توصون بها آودین. (سوره نساء/ آیات ۱۱ و ۱۲) و آیاتی دیگر.
ب) سنت : در حدیث نیز روایات زیادی آمده که بعضاً تحریض و ترغیب شخص به امر وصیت می باشد که نمونه هایی از آن در زیر می آید :
عن جعفربن محمد عن ابیه قال: «الوصیه حق علی کل مسلم».

عن جعفربن محمد عن ابیه قال : «الوصیه تمام مانقص من الزکاه».
قال رسول الله (ص): «ما تنبغی لامرء مسلم أن یبیت لیلیه الا و وصیته تحت رأسه».
عن ابی عبدالله (ع) قال: « من لم یحسن عندالموت وصیته کان نقصاً فی مروته و عقله».
ج) اجماع فقهاء نیز بر آنست که وصیت، امری جایز است.

د) عقل : عقلا وصیت را در واقع جبران ترک اعمال خیر در زمان حیات می دانند. از طرفی هم وجدان بیدار آدمی نسبت به همنوع خود که نیازمند و محتاج باشد، احساس همدردی نموده و طبعاً گرایش به دستگیری از آنان دارد.
۳- اقسام وصیت

۱) به لحاظ موضوع : وصیت از این جهت بر دو قسم است که عبارتند از :
الف ) وصیت عهدی که عبارتست از اینکه ولایت و اداره شخص یا اموری را به دیگری واگذار نمایند.
ب) وصیت تملیکی که عبارتست از اینکه مالی را به نفع دیگری وصیت نموده تا بعد از مرگ موصی، مالک آن شود.
تذکر : توضیح بیشتر راجع به این دو اصطلاح بعداً خواهد آمد.
۲) به لحاظ حکم شرعتی : وصیت از این جهت نیز بر دو قسم است :
الف) حکم تکلیفی :

۱- وصیت واجب . مانند رد ودیعه و دیون، پرداخت زکات و اداء حج و …
۲- وصیت مستحب . مانند وصیت در جهات خیر (محتاجین، در راه تحصیل و …).
۳- وصیت مباح. مانند وصیت برای اغنیاء.

۴- وصیت مکروه. مانند وصیت در حق فاسقین و اهل معصیت.
۵- وصیت حرام. مانند وصیت به معصیت از قبل ساختن کلیسا و معبد و وصیت به خمر و …
ب) حکم وضعی : وضع و اعتباری که عمل به موجب آن سنجیده می شود که در صورت تطبیق، موجد اثر مطلوب خواهد بود. از قبیل صحت، فساد، نفوذ، بطلان و … . مثلاً اگر موصی دارای شرایط عمومی تکلیف (یعنی قدرت، اختیار، بلوغ و عقل، نباشد، وصیت او صحیح نخواهد بود.
۴- ارکان وصیت

همچنانکه در بالا گفته شد، وصیت بر دو نوع می باشد بنابراین هر یک باید ارکان خاص خود را دارا بوده باشد. اگرچه در قسمتی از آن وجه مشترکی نیز وجود دارد. بطور کلی اطراف و پایه های اساسی وصیت را ارکان آن گویند. و اگر چنانچه یکی از آن موجود نباشد، وصیت تحقق نمی یابد.
ارکان وصیت تملیکی عبارتست از : ۱- موصی (شخص وصیت کننده)
۳- موصی له (شخصی که به نفع او مالی وصیت شده) ۳- موصی به (مال مورد وصیت ) ۴- صیغه وصیت (عبارت و الفاظ ).
ارکان وصیت عهدی (وصایت) عبارتست از : ۱- موصی ۲- موصی الیه یا وصی ۳- موصی فیه (چیزی که شخصی راجع به آن وصیت شده مانند ولایت بر اشخاص یا اداره اموال )۴- صیغه وصیت .
۵- آیا وصیت عقد است یا ایقاع

عقد عبارتست از توافق دو انشاء (ایجاب و قبول) جهت ایجاد آثار حقوقی . بنابراین هر عقدی حداقل دو طرف دارد که هر یک بایستی دارای شرایط اهلیت بوده باشند تا عمل حقوقی آنان موجد اثر گردد مانند بیع، اجاره و … . ایقاع عبارتست از عمل ارادی یک طرف جهت ایجاد اثر حقوقی مانند ابراء، طلاق و … .
حال این سوال مطرح است که با توجه به تعاریف یاد شده، آیا وصیت عقد است یا ایقاع؟ در پاسخ باید گفت وصیت دارای یک حالت برزخی است و نه کاملاً به عقد شباهت دارد و نه کاملاً به ایقاع. ولی با این وجود غالب حقوقدانان و همینطور گرایش قانون مدنی بر این محور است که وصیت نیز عقد بوده و نیازمند ایجاب و قبول است . اگرچه قبول در آن حالات و اثرات مختلفی دارد.

۶- لزوم و جواز در وصیت
چنانکه مشهور فقها و حقوقدانان اسلامی عقیده دارند، اصل در عقود، لزوم است و جواز آن نیاز به تصریح قانونی دارد. هر یک از ایندو (لزوم – جواز) آثار خاص خود را داراست. توضیح اینکه عقد لازم را نمی تواند منحل ساخت مگر با وجود شرایطی از قبیل وجود خیارات و یا بواسطه اقاله و اما عقد جایز این استحکام را ندارد و در هر زمانی هر یک از طرفین می تواند آنرا فسخ کند.

اما در مورد وصیت باید گفت که دارای شرایط و حالت خاصی است. بطوریکه تا زمان حیات موصی، عقدی جایز بوده ولی به محض تحقق موت وی و حصول قبول لازم می گردد اگرچه در مورد وضعیت عهدی استثناء وجود دارد و آن اینکه ممکن است حتی بدون قبول – در صورت جهالت وصی در زمان حیات موصی نیز لازم گردد.

۷- وصیت در قانون مدنی ایران و سایر کشورها (احوال شخصیه)
ماده ۶ق.م. ایران می گوید : «قوانین مربوط به احوال شخصیه از قبیل نکاح و طلاق و اهلیت اشخاص وارث، در مورد کلهی اتباع ایران، ولو اینکه مقیم در خارجه باشند، مجری خواهد بود». و در ماده ۷ قانون مذکور آمده که : «اتباع خارجه مقیم در خاک ایران، از حیث مسایل مربوط به احوال شخصیه و اهلیت خود و همچنین از حیث حقوق ارثیه، در حدود معاهدات، مطیع قوانین و مقررات دولت متبوع خود خواهند بود».
یکی از مباحث مهمی که در قوانین موضوعه همواره مطرح می باشد، شمول و قلمروی سرزمینی آنست و مطابق است صلاحیت سرزمینی، قوانین هر کشور در محدوده جغرافیای آن کشور نسبت به همگان قابل اعمال است مگر اینکه نسبت به اتباع خارجه، دولتهای متبوع توافقاتی با یکدیگر داشته بشند. در خصوص بعضی از موضوعات که همواره بر اساس تشریفات و آداب و رسوم خاص مذهبی یا محلی انجام می گیرد مانند نکاح و طلاق و … معمولاً گرایش دولتها بر

اینست که مطابق قانون کشور متبوع عمل شود. نکته قابل توجه اینکه بطور کلی در نظام حقوق جهان نسبت به احوال شخصیه دو نظر وجود دارد :
الف) احوال شخصیه تابع قانون ملی یا کشور متبوع (بیشتر کشورها به این صورت عمل می کنند ).

ب) احوال شخصیه تابع قانون اقامتگاه (ماند کشورهای انگلیس و امریکا که نکاح و طلاق و اهلیت ایرانیان مقیم در آنجا نیز تابع قوانین محی است).
* تذکر : در موارد یادش ده در بالا، به وصیت اشاره نشده لیکن ما می توانیم آنرا از وحدت ملاک استنباط کنیم . همچنین از قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه در محاکم مصوب ۱۰/۵/۱۳۱۲ هـ.ش. هم می توان استظهار کرد که وصیت نیز جزء موارد احوال شخصیه است. همچنانکه در آن آمده :
«ماده واحده – نسبت به احوال شخصیه و حقوق ارثیه و وصیت ایرانیان غیر شیعه که مذهب آنان به رسمیت شناخته شده، محاکم باید قواعد و عادات مسلمه متداوله در مذهب آنان را جز در مواردی که مقررات راجع به انتظامات عمومی باشد، به طریق ذیل رعایت نمایند:

۱- در مسایل مربوط به نکاح و طلاق، عادات و قواعد مسلمه متداوله در مذهبی که شوهر پیرو آنست.
۲- در مسایل مربوط به ارث و وصیت، عادات و قواعد مسلمه متداوله در مذهب متوفی .
۳- در مسایل مربوط به فرزند خواندگی، عادات و قواعد مسلمه متداوله در مذهبی که پدر خوانده یا مادر خوانده پیرو آنست».
بر این اساس دو اصل از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به این موضوع پرداخته و می گوید :

«اصل ۱۲- … مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی، دارای احترام کامل می باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در دادگاهها رسمیت دارند … ».
«اصل ۱۳- ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته می شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می کنند ».

باید توجه داشت که قانون ایران رعایت احوال شخصیه- خواه مربوط به اتباع بیگانه و خواه اتباع ایرانی غیر شیعه – را در صورتی جایز و قابل اجرا می داند که با نظم عمومی و اخلاق حسنه مخالف نباشد.

انواع وصیت
وصیت بر دو نوع است :
۱- ویت تکمیلی
عبارتست از اینکه موصی (وصیت کننده) چیزی از ترکه خود را بعد از مرگش برای دیگری – مثلاً زید یا اشخاص فقیر – قرار دهد. این نوع وصیت در مورد ملک یا حق اختصاصی شخص انجام می شود.
۲- وصیت عهدی
عبارتست از اینکه موصی (وصیت کننده) شخص دیگری را به تصرف در امور مربوط به خود – راجع به بدن و مال – مأمور نماید. مانند اینکه در وصیتش بخواهد که در مکان معین یا زمان مشخص دفن شود، یا اینکه بخواهد که مقداری از مالش به فردی داده شود یا اینکه از مالش کسی را نایب قرار دهد تا به جای او به ادای نماز و روزه اقدام کند، یا اینکه مالش وقف یا فروخته شود و یا نظیر آن صورت گیرد.

آیات زیر برگرفته از تفاسیر المیزان، نورد نمونه هستند که در آنها کلمه وصیت بکار برده شده است «کتب علیکم اذا حضراحدکم ان ترک خیراً الوصیه للوالدین و الاقربین بالمعروف حقاً علی المتقین.

مقرر گردید برای شما که هرگاه علائم مرگ یکی از شما را در رسد و مالی از خود به جای گذاشته است به نفع پدر و مادر و نزدیکان خویش وصیت کند و این حقی است ثابت به گردن پرهیزکاران معنای «کتیب»، «کتیب» کنایه است و منظور تشریع قانون و بیان حکم اسلامی است. چون قانون بعد از وضع نوشته می شود. ظهور علایم مرگ برای وصیت کننده شرط صحت وصیت نیست، چه علایم مرگ بر انسان ظاهر بشود و چه نشود، وصیت قانونی است و در اخبار وارد شده است که مومن باید وصیتش را شب که می خوابد زیر سرش بگذارد که بیانگر استحباب وصیت در همه احوال است. لذا شرط مذکور (ظهور علائم مرگ) شرطی است که به اصطلاح در مورد غالب وارد شده است و این شروط دخالت در حکم ندارند.

آیه نشانگر یک حکم الزامی (بر شما نوشته شده است هنگامی که مرگ یکی از شما رسید اگر چیز خوبی از خود بجا گذارده وصیت بطور شایسته برای پدر و مادر و نزدیکان کند. (آیه ۱۸۰)
در پایان می فرمایند این حقی است بر ذمه پرهیزکاران (حقاً علی البعتی)
منظور از خیر در آیه «۱۸۰» اشاره به مشروع بودن ثروت است زیرا اموال نامشروع خیر نیست بلکه شر است.
تغییر وصیت : آیات زیر به بحث در مورد تغییر وصیت اختصاص دارد :

الف – فمن بدله بعد ماسمعه فإنما اثمه علی الذین یبدلونه ان الله سمیع علیم.
هرگاه کسی بعد از آن که وصیت موصی را شنیده است آن را تغییر دهد گناهش برگردن تغییر دهنده است . خداوند شنوای داناست.
مستفاد از آیه فوق، حرمت تغییر وصیت است. گناه تغییر وصیت بر کسی است که آن را بعد از آن که از موصی استماع کرده تغییر داده است و گناه متوجه موصی نیست.

نکته ادبی قابل دقتی که در آیه وجود دارد این است که چرا ضمیر بدله که به وصیت بر می گردد مذکر آمده و حال آن که لفظ «وصیه» مونث است؟ در پاسخ باید گفت : دست است که در ظاهر، مرجع ضمیر، وصیت است لیکن ضمیر به وصیت، به اعتبار معنای مصدری آن بر می گردد نه به اعتبار خود وصیت که اسم مصدر است . بنابراین مرجع ضمیر در حقیقت ایصاء است که به معنی سفارش کردن است نه وصیت که به معنای سفارش است.
ب) «فمن خاف من موص جنفاً او اثماً فاصلح بینهم فلا اثم علیه»

کسی که بترسد از اینکه موصی از حقش تجاوز کند یا به حرام وصیت کند حق دارد میان همه (موصی، ورثه، موصی له) صلح افکند، در این صورت گناهی بر او نیست.
پس از بیان حرمت تغییر وصیت در آیه قبل، این آیه یک مورد را استثناء کرده است و در این یک مورد تغییر وصیت اشکالی ندارد :
اگر کسی بترسد از اینکه موصی از حقش تجاوز کند یا راه نادرستی بپیماید حق دارد قبل از وصیت با احضار همه افراد ذینفع (موصی، موصی له روشها مطالب را در میان گذاشته و بین آنان صلح بیفکند. در این صورت گناهی بر او نیست و این، در حقیقت تغییر وصیت نیست بلکه انجام عملی است که سبب می شود از ابتداء، وصیت به نحو صحیح واقع شود نه به نحو غیر صحیح؛ و در واقع، شخص با این کار خود جلو انحراف را گرفته است.

لازم به تذکر است که وصیت مشروع پس از تحقق ارکان عقد و کلیه شرایط قطعی و لازم الاجراست اما وصیت به حرام به طور کلی باطل و غیر قابل اجرا است آیه فوق علاوه بر بیان تغییر وصیت، بر مشروعیت صلح نیز دلالت دارد .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 31 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد