تحقیق در مورد پیشرفت صنعتی جوامع و ارتباط آن با جرم ‌

word قابل ویرایش
29 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

مبحث سوم- پیشرفت صنعت و تاثیرات آن بر کاهش جرایم
۱- بالا رفتن سطح رفاه ، بهداشت و آموزش عمومی
۲- پیشرفت های صنعتی و تکنولوژیک و کمک به افزایش امنیت در مقابل جرم
نتیجه گیری

پیشرفت صنعتی جوامع و ارتباط آن با جرم
مقدمه :
بشریت در طول تاریخ زندگی خود بر این سیاره ادوار مختلف و متفاوتی را پشت سر گذارده است و همواره در گمان خود رو به سوی فردایی بهتر داشته است که شاید این روند، ریشه ی در گرایش کمال گرای انسان داشته باشد که او را وادار به جنبش و حرکت برای ترقی و تعالی جسم و جان و دنیا و عقبای خود کرده

است. طبیعت ارزشمدار انسان در تمام دوران ثابت بوده است اما مصادیق عینی این ارزش ها در بسیاری از عصرها برایش مشتبه شده است و موجب طریق در بیراهه ها گشته است همچنان که در دوران ما و در عصر تجدد و با پیشگیری اصول متجدد (Modernism) بشر راه دیگری نسبت به راه اسلاف خود در پیش گرفت که انقلابات عظیمی در این راستا شکل گرفت (نظیر انقلا بهای فرهنگی ، علمی، صنعتی، اجتماعی و …) و بشر این بار با چنگ زدن در دامان علم،‌ بر این شد که مشکلاتش را به کمک اکسیر علم رفع کند از این رو این دوره را ، دوره رواج علم گرایی (Scientism) می توان نامید. در زمان اوج و جوانی این جریانات بود که اگوست کنت فیلسوف پوزیتیوسیت فرانسوی ادوار زیستی بشر را به سه دسته ی اصلی تقسیم نمود:

۱- دوره ی اسطوره ۲- دوره ی مذهب ۳- دوره علم و خرد
اکنون که سرعت پیشرفت های علمی و صنعتی شتابی خیره کننده گرفته است دیده می شود که پدیده های منفی انسانی و اجتماعی مانند تنهایی (Loneliness) و جرم (crime) نیز در همین راستا هر روزه رشد داشته اند به طوری که این فکر را به ذهن بیننده القا می کنند که شاید ارتباط عمیقی بین این پدیده های هم سو وجود داشته باشد منظور اصلی این تحقیق نیز بررسی این ارتباط می باشد.

الف- پیشرفت و توسعه
این مفهوم از مفاهیم وارد شده در زبان ما می باشد و می توان گفت که در گذشته دور حتی اگر وجود این لفظ را متصور باشیم مطمئنا مفهوم امروزی آن را نداشته است زیرا به اعتقاد برخی از جامعه شناسان این مفهوم (توسعه) مفهومی مدرن و متجدد است که در دوران سنت وجود نداشته است زیرا به رغم این افراد دوران سنت دوره ی سکون و اینایی بوده است و این دوران تجدد است که خاصیت دینامیک و روان دارد که ابتدا در فکر و ایده نمایان شد و سپس خود را به دنیای خارج آورد. پیرو آن جمله: فکر جدید، دنیای جدید را می سازد نه دنیای جدید، فکر جدید را.

پس توسعه یعنی بست یافتن باز شدن ، پیشروی ، ارتقاء، که در بعضی جهات آن با مفهوم رشد نزدیک است و دیوید یمانه در کتاب «تئوری توسعه» می نویسد:
توسعه جریانی چند بعدی است که در خود تجدید سازمان و سمت گیری متفاوت کل نظام اقتصادی- اجتماعی را به همراه دارد توسعه علاوه بر بهبود در میزان تولید و درآمد شامل دگرگونی اساسی در ساخت های نهادی، اجتماعی، اداری، و همچنین ایستارها و وجهه نظرهای عمومی مردم است توسعه در بسیاری موارد حتی عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز در بر می گیرد.

توسعه به عنوان یک جریان عمومی به مثابه یک مذهب و ایدئولوژی است که اصول و فروع و بایدها و نبایدهای خود را دارد و در تمام شئون فردی و اجتماعی تاثیر گذار است.

ب- پیشرفت و توسعه صنعتی
پیشرفت صنعت که شروع آن را از قرون هجدهم و نوزدهم میلادی در اروپا و امریکا می توان یافت اصطلاحا به آن انقلاب صنعتی گفته می شود البته این پدیده خود پدیده ای تابع بوده که از تحول شگرف دیگری که از آن به رنسانس یاد می کنند ناشی شد که شروع مفصل این وقایع در کتاب ارزشمند تاریخ تمدن اثر ویل دورانت آمده است مهمترین افرادی که در این تغییر مسیر تاریخی و بزرگ نقشی داشتند می توان از فرانسیس بیکن (۱۵۶۱-۱۶۲۶ میلادی) رنه دکارت (۱۵۹۶-

۱۶۵۰ میلادی) مارتین لوتر (۱۴۸۳-۱۵۴۶ میلادی) موسس مذهب پروتستان در اروپا که نقش عمده ای در این پوست اندازی تدریجی اروپا از قرون وسطی داشته اند اروپا با ترک کردن تفکرات و عقاید قدیمی رایج و شک در گذشته ی خود راه جدید و متفاوتی را پیش گرفت و افرادی چون بیکن ایده ی علم نه برای علم بلکه برای مطیع کردن طبیعت و استفاده مادی از آن را مطرح کردند و عملکرد سوء کلیسای کاتولیک و برپایی دادگاههای تفتیش عقاید و سرکوبی نوابغ و دگراندیشان و با گرفتن اندیشه های جدید که با شک و تردید در مبانی مقبول کلیسا همراه بود سرانجام مجموعه ای از این وقایع تاریخ اروپا را چنان پیش برد که واقعه ی

عظیم انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹ نقطه ی عطف تحولات جهان مدرن گردید که نگرشی جدید را پی ریزی می کرد و آن جدایی عقاید و افکار دینی از دنیای مردم بود که به آن سکولاریم گفته می شود با شیوع این گسست در تمام جوانب انسان غربی افق های جدیدی پیشروی آنان شکل گرفت و جهان غرب بدین سان پیش آمد و پیشرفتهای علمی و صنعتی یکی پس از دیگری جلوه و رونقی را در پیش چشمان مردم آن دیار به وجود آورد که تقریبا نگاه همگانی چنین شکل گرفت که تنها راه پیش روی بشریت را تمکین به توسعه و پیشرفت با مدل غربی آن می باشد.

بارزترین نمود آن در تحولات و پیشرفت های صنعتی دیده می شود که با اختراعات و نوآوری های هر روزه به سرعت و غلظت فرایند صنعتی شدن اضافه می شود که تاثیرات شگرفی به شکل و نوع زندگی انسان ها گذاشت.
ج – جرم

۱- تعریف جرم شناختی
برای جرم شناسی نه تنها جرائم قانونی که کلیه اعمال ضد اجتماعی نیز می توانند جرم به معنای رفتار ضد اجتماعی باشند هر چند برای آنها کیفری در نظر گرفته نشود قلمرو جرم شناسی بسیار وسیعتر از حقوق جز است. به عبارت دیگر در جرم شناسی «حالت خطرناک» و یا «ضد اجتماعی» فرد صرفنظر از قانونی بودن جرم از اهمیت بسیاری برخوردار است.

جرم شناسی با دید گسترده تری به پدیده های ضد اجتماعی نگاه می کند که بعضا ممکن است از سوی قانون مورد چشم پوشی قرار گرفته باشند ولی در نهایت این زنجیره به هم پیوسته است و آغاز عصیان درونی و خفیف یک فرد پایان پدیده ی مجرمانه و آسیب به بدنه ی اجتماع را به دنبال دارد.
۲- تعریف قانونی

وجود نظریه پردازی های جرم شناسان در حیطه ی نظری جرم، سرانجام آن را باید در موارد قانونی و جزایی آن جامعه جستجو کرد که همه ی تحقیقات و بررسی ها عصاره ی خود را در شکل گیری یک ماده ی قانونی (تعریف جرم در اینجا) خواهند یافت زیرا تنها قانون می تواند به اعمال ضد اجتماعی برخی افراد را با تکیه بر ضمانت اجرایی که برای آن در نظر گرفته شد پاسخ دهد در اصلی ترین قانون جزایی کشو ما جرم چنین تعریف شده است: هر فعل یا ترک فعلی که درقانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود.

۳- تعریف فقهی
جامعه ی دینی ما با تغذیه از منابع اسلامی و نقش وسیع فقه اسلامی در شکل گیری نظام حقوقی کشور ما همواره از نظریات فقهی در حقوق خود تاثیر گرفته است و توجه به مفهوم جرم از منظر فقهی در این گفتار خالی از فایده نیست اگرچه فقها در تعاریف خود از جرم همیشه صبغه ی شرعی را پررنگ در نظر می گیرند اما به معالج جامعه نیز توجه دارند به عنوان مثال این تعریف مخالفت با اوامر و نواحی کتاب و سنت یا ارتکاب عملی که به تباهی فرد یا جامعه بینجامد
دیدگاهها و نظریات فقهی به جهت تاثیر پذیری از جهان بینی و ایدئولوژی نشات گرفته از دین ممکن است تا حدودی قرائت های متفاوتی نسبت به پدیده های اجتماعی تعریف داشته باشند.

۴- تعریف روانشناختی
با توجه به چند وجهی بودن پدیده ی جرم (مانند تمام پدیده های انسانی و اجتماعی) که توجه اندیشمندان رابه خود جلب نموده تاثیر گذاری جنبه ی درونی و روانی انسانی بر این پدیده را نیز نمی توان انکار کرد.

هر جامعه ای برای حفظ و صیانت خود و اصولا برقراری مناسبات سالم و هماهنگی میان افراد و افراد با نهادهای اجتماعی به وضع قوانین و مقرراتی می پردازد در روند اجتماعی پذیری و قبول هنجارها و ارزشهای کلی جامعه افرادی یافت می شوند که یا به علت ناتوانی جسمی- روانی و یا به علت نابسامانی محیط در تعیین و ارائه ضوابط دقیق هنجارها و یا به هر دو علت از فروگشایی کشمکشهای روند سازگاری عاجز مانده اند و کوشش آنان در جهت بازیابی هویت و ایستار اجتماعی خود به صورتهای گوناگون از جمله قانون شکنی تجلی می کند بنابراین جرم از دیدگاه روانشناسی اجتماعی بر دو عنصر فرد و گروه و چگونگی مناسبات این در با یکدیگر تاکید دارد.

انسان و جرم
در هر صورت با ارائه تعریفات گوناگون از پدیده ای اجتماعی به نام «جرم» می توان به این نتیجه رسید که بزهکاری در سطح جامعه اگرچه به عنوان پدیده ای منفی نمود دارد و برای همه ی عقلا و افراد انسانی واجب است که در محو و ریشه کن کردن این ضایعه یعام چه در بعد شخصی و چه در بعد عمومی تلاش کنند اما از بدو نزول و حضور انسان بر این عالم و در وقتی که جماعت انسانی به قدر انگشتان دو دست نمی رسید یکی از قبیح ترین جنایت ها بر اثرحسادت شکل گرفت و دست برارد به خون برادر دیگر آلوده گشت (اشاره به داستان هابیل و قابیل) و با گذر زمان از پیچ و خم های تاریخ اجتماعی جرم افزایش داشته و کاهشی بر خود ندیده است.

البته براساس نگرش های مختلف مکاتب انسان شناسی اکثرا براین نظر توافق دارند که وجود انسان متشکل است از ابعادی مختلف که همه ی آن ابعاد زیر مجموعه ی دو بعد رحمانی و شیطانی وجود بشر هستند همانطور که در منافع دینی تفکر ما به بعضی از مسائل نیک وبد انسان اشاره شده است مانند فطرت پاک انسان عدالت و اخلاقی بودن انسان و همچنین اشاره به جهول بودن عجول بودن ضعیف بودن انسان که هر فرد انسانی با نظر بر درون خود بر این نقاط روشن و تاریک وجود خود اذعان پیدا می کند البته وظیفه ی انسان ها در طول زندگی خود تربیت نفس خود در جهت تعالی می باشد که البته این مخالف با طبیعت راحت طلب و لذت جوی انسان است که خود عامل نخستین و ریشه ی بسیاری از معذلات انسانی و بحران های اجتماعی خواهد شد (همانطور که در زمان ما این امر به وضوح دیده می شود) که حتی از سوی نظریه پردازان کثیری در حوزه ی انسانی توجیه تئوریک و نهایتا عملی شده است تحت عنوان نگرش های فرد مد ارانه (Individualism) و مکاتب فلسفی که اصل را به لذت و خوشی می نهند

با پذیرش وجود سیال و غیرساکن و نقاط قوت و کاستی های وجود انسان و تنزل و ترقی های مکرر این موجود در طول زندگی خود لاجرم چطور پدیده ی مجرمانه را (که البته خود معلول علل گوناگونی چون عوامل زیستی و ژنتیکی ،‌ خانواده نامناسب، محیط مستعد و تاثیر گذار و وضعیت و تنگناهای اقتصادی و …) در حد متعادل آن در سطح جامعه را باید انتظار داشت اما گاها این پدیده به شکل معنادار و خطرناکی رو به فزونی می یابد که چراغ های سرخ بحران های اجتماعی ناشی از جرایم را برای مردم و متولیان روشن می نماید که بحث این مقال نیز در مورد تاثیر و تاثر پدیده ی مجرمانه در رابطه به چگونگی وضع اجتماع و ساختار زندگی انسان می باشد و اینکه پیشرفت های روز افزونی صنعتی جوامع چه تعاملی با جرم دارند.

مبحث دوم- پیشرفت صنعت و تاثیرات آن بر افزایش جرایم
۱- انفعال انسان ها در برابر تکنولوژی و گرایش به بزهکاری
پیشرفت صنعت که خود زاییده ی مسائل و تغییرات بنیادی دیگری در میان جوامع انسانی بوده است خود نیز در طی این تعامل با انسان تاثیرات زیادی بر بشر نهاده است در روزهای اول که انسان تکنیک را به خدمت گرفته بود بر این پندار بود که تکنیک به عنوان مرکبی رام او را به سر منزل مقصود می رساند (آندره مارلو، می نویسد: تمدن ما نخستین تمدنی در تاریخ است که به پرسش «معنی زندگی چیست؟» پاسخ داده است «نمی دانم!» ) اما داستان این چنین پیش نرفت و با گذشت زمان و فر به شدن هر چه بیشتر این مرکب رام سرکشی و نافرمایی خود را نشان داد و اوضاع را به نحوی دگرگون ساخت که به حاکمیت

مطلق تکنولوژی بر امور بشر انجامیده است «آوازه ی جدایی ارزشهایی اخلاقی و معنوی از مبانی عقلی و علمی» اولین بار از زنان پیشگامان فرهنگ و تکنولوژی و دانش جدید؛ کپلر، نیوتن، گالیله، فرانسیس بیکن و … شنیده شد این نوا صراحت لازم را دارا بود. گرچه افراد یاد شده هرگز زدودن نقش خالق عالم و نفی حاکمیت و مشیعت او را بر جهان در ذهن خود نمی پروراندند اما ثمره ی جدایی علم وفن از ارزشهایی معنوی و دینی فاجعه ای را به بار آورد که امروز شاهد آن هستیم حاکمیت تکنیک بر اراده و آرمان های انسانی، تسلیم فرهنگ به تکنولوژی و دریک کلام تکنوپولی (Technopoly)
تکنوپولی که اصطلاح برگزیده ی آقای پستمن بوده است مبین این نظر است که با وارد شدن و در واقع سلطه ی تکنولوژی بر تمام شئون زندگی انسان دیگر انسان ها خادم تکنولوژی شده اند و تکنولوژی مخدوم انسان است.

با هجوم سیل تکنولوژی و پدیده های رنگارنگ صنعتی نو بر انسان ها حتی فرصت تحلیل و انتخاب را نیز از دست داده ایم و نوعی جبر دچار شده ایم سیر گسترش تکنولوژی واستفاده از ارمغان های متنوع صنعت و ماشین موجب دامن زدن بر انانیت ما شده است که دیگر این عقل و تدبیر انسانی نیست که در امور به آن متوسل شویم بلکه شهوات و خواست های بی پایان نفس اسن که مطیع آن شده ایم و این خود سرایت دیناسیم درونی تکنیک است که بر استفاده کنندگان از آن نیز مستولی شده است.

«فزون طلبی، رقابت خیز و خصومت آفرین است آدمی را در جاده ی سبقت گرفتن های کور و بی هدف می اندازد و نفس برنده شدن در رقابت را هدف او می سازد و هم از این رو ساختن ماشین های هر چه شتابکارتر، مولدتر و موثر تر ، چنان محوریت می یابد که آدمی را به دنبال می کشاند و جاده ای بی پایان را که از میان رقابت ها و خصومت ها و حسادت ها عبود می کند در برابر وی می نهد و همین است آنچه دینامیم درونی رشد تکنیک نامیده می شود»

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 29 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد