دانلود مقاله آداب زمان خروج

word قابل ویرایش
26 صفحه
4700 تومان

۱- تعیین زمان خروج
دقت در زمان خروج به قصد سفر یکی از فاکتورهای مهم می‌باشد. شخص مسافر باید در برنامه‌ریزی خود برای مسافرت زمان مناسبی را برای سفرش برگزیند. اگر به قرآن کریم رجوع کنیم که قرآن کریم به نقش زمان توجه خاصی دارد که این را از قسم‌های متعدد قرآن به زمان، می‌توان متوجه شد. مانند قسم به شب «واللیل» قسم به روز «والضحی» و قسم به عصر «والعصر» که این گونه آیات اهمیت و نقش زمان رابه طور کلی نشان می دهد.

خداوند در سوره سبا می‌فرماید:‌«سیروا فیها لَیالِیَ واَیَاماً» «شبها و روزها در این آبادیها سفر کیند» در این آیه کلمه «لیالی» اختصاصا درکنار «ایاما» به معنی روزها ذکر شده است و شاید نشان از توجه ویژه قرآن کریم به سفر درشب باشد در سوره اسراء نیز خداوند به سفر در شب اشاره می‌کند و می‌فرماید : «سُبحانَ الَّذی أسری بِعَبْدِه لَیلاً» «منزه است آنکه بنده خودش را شبانه حرکت داد» همچنین در آیه دیگری به مسیر در شب اشاره شده است: «فَاَسْرِ بِاَهلِکَ بقطِعٍ مِنَ الّیلِ» «کسان خود را در پاره‌ای از شب حرکت بده» با استناد به این آیات اهمیت زمان در سفر به خصوص سفر شبانه مشخص میِ‌شود.

در روایات نیز برای زمان خروج آدابی بیان شده است مثلا سفر در روزهای خاصی از هفته یا ماه توصیه و یا نهی شده است وهمچنین به سیر در ساعاتی از شبانه روز مخصوصا شب سفارش شده است. در روایتی آمده که حضرت رسول صل الله علیه وآله فرموده است: «علیکم بالسیر باللیل فإنَّ الارض تطوی باللیل»‌ بر شما باد که به هنگام شب سفر کنید زیرا که زمین در شب در نوردیده می‌شود. نزدیک به همین حدیث نیز از امام صادق علیه السلام نقل شده است. احتمالا سفارش به سیر در شب به خاطر خصوصیاتی است که شب نسبت به روز دارد، مثل سکون و آرامش در شب- تاریکی هوا (که سبب دور شدن از دید دشمن می‌شود مخصوصا در جنگ‌ها) و نیز مساعد بودن هوا نسبت به روز.

با توجه به روایات، سفر در بعضی روزها مثل شنبه، سه شنبه و پنج شنبه، خوب است، و در روزهای دوشنبه چهارشنبه وجمعه مخصوصا قبل از ظهر خوب نیست. (مسافرت قبل ازظهر روز جمعه شاید به علت ضایع شدن نماز جمعه مورد نهی واقع شده است.) و همچنین روزهای سوم، پنجم، سیزدهم وشانزدهم، بیست و یکم و بیست و چهارم هر ماه را نحس دانسته اند. حال این سوال مطرح می‌شود که اگر انسان در شرایطی قرار گیرد که لازم باشد در یکی از این روزها سفر کند، در این‌ صورت تکلیف چیست؟ در این باره روایتی وارد شده که بر حسب آن شخصی از امام صادق علیه السلام می‌پرسد:‌ آیا سفر در روزهای مکروه مانند چهارشنبه و غیر آن کراهت دارد؟‌ امام فرمود:‌ سفرت را با صدقه آغاز کن و هر وقت قصد کنی راهی سفر شو……

۲- آغاز سفر با دعا وصدقه
بهتر است که شخص مسافر سفر خود را با دعا واستمداد از یاری خداوندمتعال شروع کند تا حضور پرقدرت خداوند لایزال را در تمام مراحل سفر احساس کند.
بر اساس آیات قرآن کریم ونیز روایات به جا مانده از ائمه معصومین علیهم السلام،‌ دعا و مناجات هنگام سفر جایگاه رفیعی دارد. در این مورد می‌توان به دعای اصحاب کهف در آن هنگام که به غار پناه می‌بردند اشاره کرد که گفتند: «رَبَّنا و ءاتِنا مِن لَدُنکَ رَحَمهً وَهَیّ ءلَنا مِن امرنا رَشَداً» (پروردگارا ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن و راه نجاتی برای ما فراهم ساز)

ونیز آن هنگام که حضرت موسی علیه السلام به فرمان خداوند مامور شد که به سوی فرعون برود و او را به پرستش خدای یگانه دعوت کند چنین دعا فرمودند که: « رَبِّ اشرَح لی صَدری وَ یَسّرلی اَمری واحلُل عُقَدهً مِن لِسانی یَفقَهوا قَولی» پروردگارا سینه‌ام را گشاده کن و کارم را برایم آسان گردان و گره از زبانم بگشای تا سخنان مرا بفهمند. و در جای دیگر قرآن می‌فرماید بعد از سوار شدن بر مرکب نعمت پروردگارتان را متذکر شوید و بگویید «سُبْحانَ الذی سَخَّرَ لَنا هذا وما کُنّا لَهُ مُقرِنینَ» در روایت نیز به استحباب دعا هنگام مسافرت اشاره شده است در روایت است که امام صادق علیه السلام چون آهنگ سفر می‌کرد می‌فرمود: «اللهم خَلَّ سَبیلَنا و احسن تسییرنا و اعظم عافیتنا»

خدایا راه ما را امن و وبی مانع گردان وسهولت زندگی و توفیقمان درامور را کامل ساز وعافیتمان را عظیم فرمای در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:‌هرگاه (خواستی) از منزلت بیرون بروی بگو «بِسمِ الله توکلتُ علی اللهِ،‌ لا حولَ ولا قوهَ الاّ باللهِ اللهم انی اَسئلکَ خیرَ ما خرجت له و اعوذبک من شرّ ماخرجت له اللهم اوسع عَلیَّ من فضلِکَ و اتمم عَلیَّ نعمتک واستعملنی فی طاعتک واجَعل رغَبتی فیما عِندک و توفنی علی ملتک و مِلهِ رَسولک صلی الله علیه و آله» صدقه دادن نیز در زمان مسافرت مورد تاکید آیات است و قرآن کریم نیز در روایات متعدد انسانها را به تصدق وانفال دعوت می‌کند مانند:‌ «اَن تَصَدَّقوا خَیرٌلکم»

با توجه به روایات می‌توان برداشت کرد که تاثیر صدقه آنقدر زیاد است که باعث می‌شود نحوست روزهای خاص از بین برود و رفع بلا شود. چنانچه از امام صادق علیه‌السلام نقل است: «تَصَدَّقَ و اخرُج أیَّ یومٍ شِئت» صدقه بده وهر روز که می‌خواهی سفرکن.

۳- مشایعت مسافر
طبیعتا سفر با ترک وطن، دوستان، خانواده و … همراه است و هر چند که این سفر کوتاه مدت باشد، باز هم مسافر از اینکه دیار خود را ترک می‌:ند و ازخانواده خویشانش جدا می‌شود، دلتنگ و نگران است.
یکی از آداب خوب از گذشته تا امروز اینست که مسافران توسط خانواده، دوستان و اقوام تا محل سوار شدن بر مرکب یا تا قسمتی از راه بدرقه می‌شوند. این همراهی باعث دلگرمی شده ومحبت و دوستی بین مسافران و مشایعت کنندگان را چند برابر می‌کند.

از روایات نقل شده نیز می‌توان به اهتمام اهل بیت به این موضوع پی برد. از امام صادق علیه السلام و او از پدرش امام محمد باقر علیه السلام روایت شده که فرمود: « بدرستیکه علی علیه السلام در سفری به یک نفر ذمی همراه بود او گفت : تو به کجا می روی؟ فرمود : به کوفه: چون راه ایشان جدا می‌شد علی علیه السلام با او به راه افتاد، ذمی گفت: راه خود را ترک کردی تومی‌گفتی که به کوفه می‌روی! فرمود:‌می‌دانم، گفت: پس چرا با من آمدی؟ فرمود اندکی بدرقه کردن و همراه شدن با رفیق راه از خوبی مصاحب است. و پیغمبر به ما چنین فرمان داده مرد ذمی گفت:‌ آیا چنین گفته؟ امام فرمود: آری، ذمی‌ گفت: این است وجز این نیست پیروی کرده او را هر کس پیروی کرده برای کارهای بزرگوارانه او بوده و من گواهی می‌دهم که بردین توهستم. ذمی با امام برگشت و چون او را شناخت .

مسلمان شد. در سیره پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز مشایعت مسافران وجود دارد. در روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله چون با مومنین وداع می‌کرد می‌فرمود:‌ خدا تقوی را توشه راهتان سازد و به سوی هر خیر رهبری کند وهر حاجتی که دارید بر آورد و دین ودنیاتان را سالم بدارد و شما را به سوی خویشان و دوستان سالم بازگرداند.»

آداب حین سفر
۱- انتخاب رهبر
انسجام و نظم وهماهنگی یک گروه رابطه تنگاتنگی باچگونگی مدیریت و سرپرستی آن گروه دارد، هر قدر رهبر سنجیده‌تر عمل کند،‌ عملکرد افراد نیز با نظم و برنامه‌ریزی بیشتر همراه خواهد بود. در نتیجه رضایت افراد بیشتر شده راندمان کار بالا می‌رود و رسیدن به هدف سهل الوصول‌تر به نظر می‌رسد.
از جمله اقداماتی که درحین سفر باید بدان پرداخته شود انتخاب رهبری لایق است که بتواند سرپرستی گروه مسافران را به عهده بگیرد.

احساس نیاز به رهبر در سفر آن هنگام خودنمایی می‌کند که مشکلات خود را نشان دهند. در این موقع طبیعی است که هر کس نظر خود را بهترین نظر دانسته وانتظار دارد همان اعمال شود ولی حضور رهبری دانا باعث می‌شود این مسائل به وجود نیاید. با وجود رهبر مشکل به شور گذاشته می‌شود و در نهایت تصمیمی اتخاذ می‌شود که تا حد امکان مورد توافق همگان باشد.

در داستانها و قصص قرآنی نیز نقش سرپرست در سفر به خوبی نشان داده شده که می‌توان برخی ویژگی‌های رهبر را در آنها مشاهده کرد. به عنوان مثال در سفر حضرت خضر و موسی علیهما السلام که به طور اجمالی قرآنی به داستان آنها می‌پردازد آمده است:
«قال لَه موسی هَل اَتَّبِعُکَ علی اَن تُعَلِّمَنِ ممّا عُلّمتَ رُشداً» موسی به او گفت: «آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه به رشد وصلاح است به من بیاموزی؟»

دراین داستان حضرت موسی علیه السلام با کسب اجازه از حضرت خضر علیه السلام همسفر او می‌شود تا به آنچه به حضر رسیده است برسد. اما گویی حضرت خضر علیه السلام در این سفر نقشی بالاتر از یک همسفر دارد چرا که به او می‌گوید «قالَ فَاِنِ اتَّبَعَتَنی فَلا تَسئَلنی عَن شَیءٍ حتی اُحدِثَ لَکَ مِنهُ ذِکراً» «پس اگر می‌خواهی به دنبال من بیایی از هیچ چیز مپرس تا خودم آن را برای تو بازگو کنم.»

چنانچه از ترجمه آیه بر می‌آید این است که حضرت خضر علیه السلام غیر از نقش هم سفری، نقش سرپرست رانیز داشته است تا آن جا که به او می‌گوید تا وقتی خود سخن نگفته است در مورد چیزی سوال نکند و ضمنا،‌نقش یک استاد وراهنما را برای حضرت موسی علیه السلام دارد.

مثال دیگر اینکه: در سفر پر اضطراب بنی اسرائیل که به خاطر فرار از دشمنی فرعون وسپاهیانش صورت گرفت نقش سرپرستی حضرت موسی علیه‌السلام قابل توجه است، مخصوصا آن هنگام که فرعونیان به تعقیب بنی اسرائیل پرداختند وبه اندازه‌ای به آنها نزدیک شدند که هر دو گروه همدیگر را مشاهده می‌کردند. ترس ووحشتی سراپای بنی اسرائیل را گرفت و با ناامیدی گفتند: «اِنّا مُدرَکون» «ما در چنگان فرعونیان گرفتارشدیم» ،‌ ولی حضرت موسی علیه السلام با اطمینان به خداوند به آنها دلداری داده،‌ فرمود: «کلاّ اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین» «چنین نیست یقینا پروردگارم با من است،‌ به زودی مرا هدایت خواهد کرد.»

با توجه به این داستان می‌توان گفت یکی از ویژگی های مهم سرپرست این است که شجاع باشد و از مشکلات نهراسد و در امور به خداوند توکل کند.
در روایت نیز به لزوم سرپرست در سفر پرداخته شده است که به یک مورد آن اشاره می‌شود. معاویه بن عمار گفت امام جعفرعلیه‌السلام فرمود تو با گروهی همسفرخواهی شد، هرگز به ایشان نگویی اینجا فرود آئید و آنجا فرود نیائید زیرا در میان ایشان کسانی هست که تو را کفایت کند. درباب انتخاب رهبر به یک مورد قرآنی دیگر اشاره می‌کنیم و بحث پایان را می‌دهیم.

در داستان حضرت یوسف علیه‌السلام و ماجرای دزدی بنیامین، آنجا که حضرت به برادرانش گفت به دیار خود برگردید و بنامین اینجا بماند. آنها مجادله کردند و چون نتیجه نگرفتند از قصر بیرون رفتند و پس از مشورت، بزرگ آنان دستور داد که: «فَلَن اَبَرحَ الارضَ … اِرجِعو إلی اَبیکم فَقولو یا ابانا اِنَّ ابنَکَ سَرَقَ وما شَهِدنا الاّ بما عَلمِنا وَ ماکُنّا للغَیبِ حافِظینَ» من از این سرزمین حرکت نمی‌کنم … شما به سوی پدرتان بازگردید و بگویید: پدر، پسرت دزدی کرد، و ما جز به آنچه می‌دانستیم گواهی ندادیم، ما از غیب آگاه نبودیم.)

این نحوه اتخاز تصمیم از سوی برادر بزرگ، این فکر را تداعی می‌کند که وی به خاطر احساس مسئولیت نسبت به برادرانش که همسفرانش محسوب می‌شدند،‌ و نیز به عنوان سرپرست گروه، در همان سرزمین ماند تا تکلیف برادرش که به جرم سرقت بازداشت شده بود روشن شود.

درآخر بعضی از ضرورت‌های انتخاب رهبر را نام می‌بریم:
‌۱- اثبات هماهنگی و نظم درکارها در طول سفر
۲- اتخاذ تصمیم درست
۳- حل مشکلات احتمالی
۴- کشف توانایی افراد و سپردن کارها به آنها

۲-اخلاق در طول سفر
در سفراست که انسان کمالات اخلاقی و یا احیانا رذایل اخلاقی خود رانشان می‌دهد،‌ چون شخص مسافر در سفر نمی‌تواند ملکات اخلاقی خود را پنهان کند و در برخوردها و فراز و نشیب‌های سفر بالاخره درون و باطن خود را ظاهر می‌سازد. اگر چنانچه دارای خلق کریم باشد درسفر نیز طبعا همان گونه خواهد بود و برعکس اگر بد خلق و عصبانی مزاج باشد نیز شخصیت او در سفر شناخته خواهد شد. به عبارت دیگر سفر به فعلیت رسانیدن ملکات نفسانی انسان است.

قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت بشر، رهنمود های اخلاقی فراوان و بی‌نظیری دراد که انسان مومن ابتدا باید آنها را بپذیرد و سپس متخلق به این صفات و آداب نیکو باشد. به عنوان مثال در قرآن آمده است:
«تعاوَنوا عَلَی البِرَّ و التَّقوی» «و در راه نیکی و پرهیزگاری با هم تعاون کنید»
«اِعدِلوا هواَقَربُ لِلتقَّوَی» « عدالت کنید که پرهیزکاری نزدیک تر است»
«و اذحُیّیتم بِتَحیَّهٍ فَحَیّوا باَحسَنِ منها» «هرگاه به شما تحیت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید)

این آیات نمونه‌های آیات قرآنی هستند که در مسافرت بیشتر نمود می‌کنند و جلوه ویژه دارند. تعاون وهمکاری ویاری رساندن به همسفران، رعایت عدالت،‌ معاشرت نیکوو… همه از جمله صفات نیکویی هستند،‌ که شایسته است انسان چه هنگام سفر و چه غیر آن متخلق به آنهاباشد. در مسافرت شاید بیشتر از زندگی روزمره، مجال آزمایش برای نفس انسان پیش بیاید، که آیا می‌تواند مجری این قوانین الهی باشد یا نه؟

در باب اخلاق سفر روایاتی از اهل بیت علیهم السلام رسیده است.
از اخلاق شریفه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده که وقتی با اصحاب در سفر بود خواستند گوسفندی بکشند. یکی گفت: کشتن گوسفند بامن. دیگری گفت:‌کندن پوست آن با من و دیگری گفت: پختن آن با من. حضرت فرمود: جمع کردن هیزم با من،‌ گفتند: یا رسول الله، این کار را ما خواهیم کرد شما زحمت نکشید، فرمود: می دانم شما این کار را خواهید کرد لکن من خوشم نمی‌آید از شما امتیازی پیدا کنم زیرا که حقتعالی کراهت دارد که ببیند بنده خود را که فضیلت داده خودش را به رفقایش.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 4700 تومان در 26 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد