دانلود مقاله امام زمان و ادیان مختلف

word قابل ویرایش
52 صفحه
11700 تومان
117,000 ریال – خرید و دانلود

بر اساس مقاله بریتانیکا مـهـــــــــدی – واژه عربى – به معنى شخصى که به طور الهى هدایت‏شده‏است. و در آخرالزمان‏شناسى اسلامى عبارت است از منجى که انتظار ظهورش مى‏رود و زمین را از عدالت و برابرى پر خواهد کرد. دین راستین را اعاده خواهد نمود و در طى یک دوره کوتاه طلایى که هفت، هشت و یا نه سال تا قبل از پایان جهان طول خواهد کشید، راهنمایى مردم را بر عهده خواهد گرفت. قرآن (کتاب مقدس اسلامى) اشاره‏اى به او ندارد و به هیچ حدیث (گفته منسوب به محمد پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله) قابل اعتمادى نیز در مورد مهدى نمى‏توان استناد کرد. بسیارى از علماى متعصب سنى اعتقاد به مهدویت را زیر سؤال مى‏برند. اما این اعتقاد، بخش ضرورى اصول عقاید شیعیان مى‏باشد. به نظر

مى‏رسد عقیده به مهدى در دوره‏هاى اغتشاش و عدم امنیت مذهبى بر تحولات سیاسى اوایل اسلام (قرنهاى هفتم و هشتم میلادى) رواج یافته باشد. شاید مختار بن‏ابو عبیده ثقفى، رهبر شورش مسلمانان غیر عرب در عراق، در سال‏۶۸۶ م. اولین کسى باشد که از این نظریه براى نگهداشتن یاران خود در کنار یکى از پسران على، علیه‏السلام، (داماد پیامبر، صلى‏الله‏علیه‏وآله) به نام محمد بن حنفیه، استفاده کرد. حتى بعد از مرگ محمد بن حنفیه نیز این اعتقاد ادامه یافت. ابوعبید [مختار] فکر مى‏کرد که مهدى یا همان محمد حنفیه زنده مانده است و در معبد خود در حالت پنهانى (غیبت) زندگى مى‏کند. و مجددا ظاهر خواهد شد تا دشمنان خود را نابود کند،در سال ۷۵۰ م. انقلابیان عباسى از پیشگوییهائى که در آن هنگام درباره آخرالزمان رایج‏بود، استفاده کردند. این پیشگوییها مى‏گفت که مهدى از خراسان که در مشرق قرار دارد، قیام خواهد کرد و پرچمهاى سیاهى را حمل مى‏کند.

پاسخ به اشتباهات و انحرافات: اینک به نحو اجمال و اختصار به پاسخ اشکالات فوق مى‏پردازیم. نویسندگان مقالات مزبور معتقدند: «اسلام دینى نیست که در آن ظهور منجى انتظار برود و جایى براى مسیح نجاتبخش در آن وجود ندارد».براى پاسخ مى‏گوییم: اسلام دینى است که اساس تعلیمات خود را برتذکرات فطرى پایه گذارى کرده، و از فطرت انسانها به عنوان

گنجینه عظیمى از ودیعه‏هاى الهى بهره برده و آن را پشتوانه اصول معارفى و تربیتى خود قرار داده است. یکى از اصول غیر قابل انکار فطرى که همواره در طول تاریخ بشرى توسط ادیان و مذاهب تکرار شده، موضوع فرارسیدن روز موعودى است که عموم رسالتهاى آسمانى با همه ابعادشان اجرا شوند و پس از رنجهاى طولانى و نگرانیهاى جا نفرسا، انسانیت مسیرى مطمئن و قرارگاهى مجهز براى تلاشهاى آرمانى خود بیاید.

شهید “صدر” در این زمینه مى‏گوید: انتظار آینده‏اى اینچنین ، تنها در درون کسانى که با پذیرش ادیان ، جهان غیب را پذیرفته‏اند راه نیافته ، بلکه به دیگران نیز سرایت کرده است. تا آنجایى که مى‏توان انعکاس چنین باورى را در مکتبهایى که جهت‏گیرى اعتقادى شان ، با سر سختى ، وجود غیب و موجودات غیبى را نفى مى‏کند ، مشاهده کرد. براى مثال: در ماتریالیسم دیالکتیک که تاریخ را بر اساس تضادها تفسیر مى‏کند نیز روزى مطرح است که تمامى تضادها از میان مى‏رود و سازش و آشتى حکمفرما مى‏گردد. بدین سان مى‏بینیم که

تجربه درونى که بشریت در طول تاریخ در مورد این احساس داشته، درمیان دیگر تجربه‏هاى روحى، از گستردگى و عمومیت‏بیشترى برخوردار گردیده است .دین اسلام نیز در عین حال که به این احساس روحى همگانى، استوارى مى‏بخشد; با تاکید بر این عقیده که زمین همانگونه که از ظلم و بیداد پر شود; از عدالت و دادگرى آکنده خواهد گشت، به این احساس، ارزش عینى بخشیده و جهت فکرى باورمندان به این اعتقاد را، به سوى ایمانى به آینده روشن، متوجه مى‏سازد. نگاهى به ادبیات مذهبى در ادیان الهى و حتى آیینهاى بشرى نشان دهنده اعتقاد دیرینه انسانها به روز موعود است که در آن عدالت ‏به دست مصلحى جهانى، در سرتاسر آفاق گسترده مى‏شود. تکرار اصل ظهور یک منجى و نیاز به آن ، دلیلى بر فطرى بودن

این احساس است. اعتقاد به ظهور یک منجى موعود نه فقط در دین مسیحیت ‏بلکه در دیگر ادیان الهى و یا حتى آئین‏هاى بشرى مورد بحث و تاکید قرار گرفته است. به عبارت دیگر این امر یک اعتقاد فطرى است که در طول تاریخ بشرى توسط سفیران الهى پیوسته تذکر داده شده است اما ویژگى اسلام به عنوان آخرین دین الهى در این است که جزئیات این امر را نیز مورد بحث قرار مى‏دهد و ریشه‏هاى فطرى بودن عقیده به مهدویت را نیز بیان مى‏کند. محمد بن یعقوب کلینى (م ۳۲۸ ه.ق) در کافى به اسناد خودش از حمران بن اعین، از ابوحمزه از امام باقر، علیه‏السلام، نقل مى‏کند که فرمود “: اخذ الله المیثاق على النبیین و قال الست‏بربکم؟ قالوا بلى و ان هذا محمدا رسولى و ان علیا امیرالمؤمنین و الاوصیاء من بعده،

علیهم‏السلام، و لاه امرى و خزان علمى و ان المهدى، علیه‏السلام، انتصر به لدینى و اظهر به دولتى و انتقم به من اعدائى و اعبد به طوعا و کرها قالوا اقررنا ربنا و شهدنا ” : خداوند از پیامبران میثاق و پیمان گرفت و فرمود: آیا من پروردگار (مالک) شما نیستم؟ گفتند آرى ، سپس فرمود و اینکه این محمد، صلى‏الله‏علیه‏وآله، رسول من است و على، علیه‏السلام، امیرالمؤمنین و جانشینان بعد از او، علیهم‏السلام، ولى امر من (و اولى به تصرف) و خزانه داران علم من هستند و همانا بوسیله مهدى ، علیه‏السلام ، دین خود را یارى مى‏کنم و

دولت‏خود را توسط او نمایان مى‏سازم، و با او از دشمنانم انتقام مى‏گیرم و بوسیله او با گردن نهادن یا اکراه، پرستیده مى‏شوم. گفتند اى پروردگار ما ، اقرار کردیم و گواه هستیم. این روایت نشان مى‏دهد در عوالم قبل از این عالم هنگامى که خداوند میثاق توحید را از پیامبران اخذ مى‏کرد، میثاق ولایت چهارده معصوم را نیز از آنها اخذ کرد. این اخذ میثاق در روایتهاى متعددى در مورد تمام انسانها وارد شده است .نویسنده مقالات بریتانیکا در مورد مهدى (ع) ادعا کرده است که عقیده به مهدى در دوره‏هاى اغتشاش و عدم امنیت مذهبى و تحولات سیاسى اوایل اسلام (قرن‏هاى هفتم هشتم میلادى) رواج یافته است. با توجه به آنچه در مورد فطرى بودن اعتقاد به ظهور منجى گفته شد، رواج اعتقاد به مهدى (ع) ، در دوره‏هاى

اغتشاش و عدم امنیت مذهبى و سیاسى ، نه تنها تردیدى در اصل مهدویت ایجاد نمى‏کند بلکه تاکید دیگرى بر فطرى بودن آن است. زیرا امور فطرى هنگامى ظهور و بروز پیدا مى‏کنند که انسان با مشکلات و مصائب شدیدى روبرو مى‏گردد. در آن هنگام که کشتى آسیب دیده در دل دریاى طوفانى دچار امواج مى‏شود مسافران کشتى هر لحظه خود را در ورطه غرق شدن مى‏بینند، براساس فطرت، ناخودآگاه متوسل به یک نجات‏دهنده مى‏شوند که مى‏تواند آنها را نجات دهد و شروع به دعا براى نجات خود مى‏نمایند. در صحنه اجتماعى نیز هر گاه

امنیت و عدالت در جامعه دستخوش آسیب گردد همان یادآورى فطرى باعث مى‏شود افراد جامعه به وجود منجى که مى‏تواند امنیت و عدالت را برقرار کند، متوسل گردند. و انتظار ظهور چنین شخصى را در دل بپرورانند. البته در چنین مواقعى همواره افرادى وجود دارند که بنابر دلایل مختلف مانند حس جاه‏طلبى، دخالت‏بیگانگان و یا حتى انگیزه اصلاح اجتماعى، خود را به نام همان منجى موعود مى‏نامند، و مقام وى را مدعى مى‏شوند. در حقیقت هنگامى کالاى تقلبى رواج پیدا مى‏کند که نوع اصیل آن نیز وجود داشته باشد. و اگر طلایى وجود نداشت

کسى نیز به عرضه طلاى تقلبى اقدام نمى‏کرد. بدیهى است که از نظر شیعیان تمامى ادعا کنندگان ذکر شده در مقالات بریتانیکا غیر واقعى و دروغین مى‏باشند. زیرا همگى آنها علاوه بر نداشتن علایم امامت، نتوانستند به صورت جهانى به گسترش عدالت اقدام نمایند. نویسنده مقاله بریتانیکا مدعى است که قرآن، کتاب مقدس اسلامى اشاره‏اى به مهدى (ع) ندارد و به هیچ حدیث قابل اعتمادى ، یعنى گفته منسوب به محمد، صلى‏الله‏علیه‏وآله، نیز در مورد مهدى نمى‏توان اشاره کرد !! مراجعه به برخى آیات قرآن بطلان این ادعا را نشان مى‏دهد، که از جمله مى‏توان به آیات ذیل توجه نمود:

۱٫ هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على‏الدین کله و لو کره المشرکون:
او همان خدایى است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر تمام ادیان غلبه و چیرگى دهد، هر چند که مشرکان ناخوش داشته باشند.
۲٫ هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على‏الدین کله و کفى بالله شهیدا: او همان خدایى است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا اینکه آن را بر تمام ادیان چیرگى و غلبه دهد و خداوند براى شهادت کافى است
۳ .یریدون لیطفئوا نور الله بافواهم و الله متم نوره و لو کره الکافرون:مى‏خواهند تا نور خدا را با دهانهایشان فرو نشانند، در حالیکه خداوند تمام کننده نور خود خواهد بود هر چند که کافران ناخوش داشته باشند.

به صراحت این آیات دین اسلام به رغم خواسته کافران و مشرکان باید بر تمام ادیان جهان چیره شود و این هدف و اراده خداى متعال است. باید از مدعیان پرسید آیا تاکنون چنین اتفاقى در جهان افتاده است؟ و اسلام بر همه ادیان غالب و چیره گشته یا هنوز باید براى تحقق این فرموده خداى متعال در انتظار بود و چشم به راه آنکس که رسول خدا، صلى‏الله‏علیه‏وآله ، به وى بشارت داده ، که این کار به دست تواناى او انجام خواهد شد. انسان در شگفت مى‏شود که چگونه حقایق نادیده انگاشته شده و افرادى که گویا از همان مصادیق بارز مخالفان در آیات فوق هستند به کتمان یکى از بر جسته‏ترین و بارزترین عقاید اسلامى که توسط رسول خدا بیان شد، پرداخته‏اند. روایات منقول از رسول خدا،

صلى‏الله‏علیه‏وآله، در امر قیام مهدى (ع) از منابع سنى و شیعى ، افزون بر صدها حدیث است که در صدها کتاب و اثر، آمده است. قیام حجت‏حق در آخرالزمان تا آن‏جا قطعى است که اهل سنت از رسول خدا، صلى‏الله‏علیه‏وآله ، نقل کرده‏اند که فرمود: من انکر خروج المهدى فقد کفر بما انزل على محمد، صلى‏الله‏علیه‏وآله: هر کس قیام مهدى را انکار کند همانا بر آن‏چه بر محمد ، صلى‏الله‏علیه‏وآله، نازل شده، کفر ورزیده است.

روایات انبوهى که بسیارى از آنها فوق حد تواتراند از طریق اهل سنت در قیام مهدى (ع) از سوى رسول خدا (ص) نقل شده که از آن جمله است:
۱٫ لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله عز و جل ذلک الیوم حتى یبعث فیه رجلا من ولدى اسمه اسمى: اگر از عمر جهان جز یک روز باقى نمانده باشد خداوند بزرگ آن روز را طولانى خواهد کرد تا اینکه برانگیزد در آن روز مردى را از فرزندانم که نام او نام من است.
۲٫ المهدى حق و هو من ولد فاطمه : مهدى حق است و او از فرزندان فاطمه، علیه‏السلام، است

در مجلدات اول و دوم از دوره پنج جلدى «معجم احادیث الامام المهدى‏» بیش از پانصد و چهل حدیث‏ به نقل از رسول خدا ، صلى‏الله‏علیه‏وآله، آمده است که بیشتر آنها از طریق اهل سنت روایت‏ شده است. منابع و مآخذ دو مجلد ۴۰۸ کتاب و رساله مى‏باشد که حدود بیست اثر از آنها از شیعه و همگى مآخذ دیگر از اهل سنت است. در این آثار انبوه ویژگیهاى فروانى از «مهدى، علیه‏السلام‏» و قیام و نهضت جهانى او ترسیم شده است . نکته مهمتر آنکه امر قیام مهدى (ع) در آخرالزمان تا آن پایه قطعى بوده که اهل سنت آثار مستقل در موضوع «مهدى‏». قیام او نگاشته‏اند. از جمله در خلال «کتابنامه امام مهدى‏» نوشته على اکبر مهدى‏پور که بیش از دو هزار اثر تالیف شده در باب مهدویت را معرفى نموده، هفتاد نوشته مستقل از اهل سنت نیز شناسانده شده است. هم چنین مؤلف این اثر، در مقدمه خود مى‏نویسد: هم اکنون بیش از یکصد جلد کتاب مستقل، از علماى اهل سنت در دست داریم که پیرامون آن موعود جهانى، نگارش یافته است.در «کتاب خورشید مغرب‏»، تالیف محمد رضا حکیمى نیز بیش ازچهل اثر از این دست گزارش شده که از آن جمله‏اند:

البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان، على بن‏حسام‏الدین معروف به متقى هندى (۹۷۵ ق(البیان فى اخبار صاحب الزمان، محمد بن یوسف گنجى شافعى (۶۵۸ ق- (العرف الوردى فى اخبار المهدى، جلال‏الدین سیوطى (۹۱۱- ( صفه‏المهدى، ابونعیم اصفهانى (۴۳۰ – (عقدالدرر فى اخبار المنتظر، یوسف بن یحیى بن شافعى (قرن هفتم). احقاق الحق و ازهاق الباطل، مجلد سیزدهم، مجموعه‏اى از روایات اهل سنت و از منابع ایشان است در اینکه ائمه، علیهم‏السلام، دوازده نفرند. و ویژگیهاى دوازدهمین امام (ع). احقاق الحق‏ مجلد چهاردهم، نیز مجموعه‏اى است از روایات از طریق اهل سنت در تفسیر آیات قرآن کریم که مربوط به اهل البیت، علیهم‏السلام، و از جمله مهدى (ع) مى‏باشد.
چگـــونگـــی زنــدگــــی :

زندگی بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه در زمان غیبت ، و چگونگی آن ، چنان است که خود آن حضرت در دعای حجاب از درگاه قادر متعال درخواست نموده که محجوب ، و پشت پرده دیدهها باشد. اَللهُمَّ احْجِبْنِی عَن عُیونِ اَعدائِی وَ اجْمَع بَینِی وَ بَینَ اَولِیائِی.

در تشرّف ابراهیمبن مهزیار آمده که از طائف گذشتیم و به قسمتی از دشت حجاز رسیدیم که عواملی نامیده میشد. در این دیدار امام علیهالسلام به پسر مهزیار فرموده است: پدرم با من پیمان بسته که در مخفیترین و دورترین سرزمینها مسکن گزینم تا از تیررس اهل ضلالت در امان باشم. این پیمان مرا به این ریگزارهای عواملی و دشت حجاز از نجد تا تهامه انداخته است. در نقل دیگری آمده است که حضرت نمیخواهد در زیر پرچم هیچ حکومتی قرار گیرد تا بیعت کسی به گردنش نباشد.البته این بدان معنا نیست که حضرت ولی عصر عجلالله تعالی

فرجه در محل اقامت خود ، تنها است. بلکه همواره تعدادی از بزرگان در محضر آن سرور هستند تا در این دوران عزلت ، وسیله رفع غربت از وجود اقدس آن هادی امّت و عصاره خلقت باشند. امام صادق(ع) فرمود: لابُدَّ لِصاحِبِ هَذا الاَمرِ مِن عُزلَهٍ وَ لا بُدَّ فِی عُزلَتِهِ مِن قُوّهٍ وَ مَا بِثَلاثِینَ مِن وَحشَهٍ وَ نِعمَ المَنزِلُ طِیبَه؛ برای صاحب این امر به ناگزیر دوران عزلتی هست و در ایام عزلت ، نیرو و افرادی لازم است تا با وجود سی نفر، دیگر وحشتی نباشد. وه چه جایگاه خوبی است مدینه.

علامه مجلسی پس از ذکر این روایت مینویسد :این روایت دلالت دارد بر اینکه همواره سی تن از شیعیان و نزدیکان در محضر آن بزرگوار هستند که هرگاه عمر یکی از آنها به پایان رسید؛ دیگری به جای او تعیین میشود و جای او را پر میکند.

در تشّرف علّامه سید محسن امین عاملی آمده که حضرت برای جمعی از یارانش بیاناتی ایراد میفرمود. از جمله فرمود: فرزندان حضرت زهرا (ع) اگر گرفتار انحرافی شوند ، آخر کار، حقّ را دریافته از دنیا میروند. و فرمود: امیرعلی شریف مکّه در حال مرگ است. و من (سیدمحسن امین) که در عرض هفت سال اقامت در مکه و شرکت در مراسم حج، در آرزوی دیدار یار بودم؛ نگران آن دوست شدم و سریع خود را به منزل امیرعلی رساندم. دیدم همه اطرافیان نگران حال او هستند، و تا وارد سالن استراحتش گردیدم دیدم همان وجود مبارک بر بالین امیرعلی، نام امامان اثنیعشری را با کلمه حجهالله تلقین میکند. تا به خودش رسید، فرمود: بگو اشهد انک حجهالله. شهادت گفتن همان و تمام کردن همان.من از مهابت آن حضرت ساکت بودم که خیلی سریع تشریف بردند. تکانی خوردم که آقا کجا رفت؟ دیگران و بیخبران گفتند: که کجا رفت یعنی چه؟ آری آن را که خبر شد، خبری باز نیامد.
مکــــان زندگــــــی :

از روایات معصومین علیهم السلام میتوان دریافت که امام قائم (عج) هم اقامتگاه مخصوص و هم همسر و هم فرزند دارد. در مورد اقامتگاه آن حضرت و فرزندان و بستگان و یاران مخصوص، چندین مکان مانند: مدینه، دشت حجاز، کوه رضوی، کرعه، خرابات، سرزمین های دور دست، جزیره ی خضراء و … گفته شده است. همچنین آن حضرت همه ساله در مراسم حج شرکت می کند. («بحارالانوار»، ج ۵۲، ص ۱۵۱)

امام هادی علیه السلام در باره ی اقامتگاه قائم (عج) فرمود: «حضرت مهدی (عج) و فرزندانش در جزیزه هایی بسیار بزرگ و پهناور در دریا زندگی می کند و عدد شیعیان آنجا بسیار زیاد است». («اثباه الهداه»، ج ۷، ص ۵۸)

آنگونه که از داستان مفصّل و معروف «انباری» بر می آید، «جزایر مبارکه» از اقامتگاههای قائم (عج) است. این جزایر شامل پنج جزیره به نامهای: مبارکه، زاهره، صافیه، ظلوم و عناطیس است که همگی مسلمان و شیعه هستند، و بر آنها پنج نفر از فرزندان حضرت صاحب الزّمان (عج)، حکومت می کنند که نامهای آنها طاهر، قاسم، ابراهیم، عبدالرحمن و هاشم است. (خلاصه ی داستان انبار در کتاب «اثباه الهداه»، ج ۳، ص ۵۷۹، نقل شده است)

«بَلَد مهدی»، یکی دیگر از اماکن سکونت حضرت ولی عصر (عج) است. «بَلَد مهدی» شهری نیکو و محکم است، که آن را مهدی فاطمی بنا کرده و برای آن قلعه ای قرار داده است. («العبقری الحسان»، ج ۱، بساط ۳، ص ۵۸)

در آخرین مطلب از باب هفتم کتاب «نجم الثاقب»، اینگونه آمده است: مسکن حضرت قائم (عج) در جزیره ی خضراء است، در بحرابیض، از جزایر خالدات مغربیّه، معروف به خرابات، برکوهی که در دو فرسخی این بلده ی مبارکه است و سایر جزایر مثل علقمیّه و ناعمه ی مبارکه و صالحیّه و بیضاویّه و نوریّه که حاکمند در آنها امرای آن جناب که از فرزندان اویند: وَ اِذا ارَأَیْتَ ثَمَّ رَأَیْتَ نَعیماً وَ مُلْکَاً کَبیراً. (انسان/۲۰)

: و چون آن جایگاه نیکو را مشاهده کنی عالمی پُر نعمت و کشوری بی نهایت بزرگ خواهی یافت.
از بررسی مجموع احادیث استفاده می شود که حضرت مهدی (عج) اقامتگاه و فرزندان بسیاری دارند که همه از اولیاء و صُلَحا و شرفا هستند، امّا سِمَت امامت ندارند، که امامت منحصر به دوازده معصوم است و جایگاه واقعی آن حضرت بر همگان پوشیده است.

امام ششم علیهالسلام میفرماید :در غیبت کبری به جز نزدیکترین دوستان، کسی از جایگاه او اطلاع نخواهد داشت. نیز وارده شده که در غیبت کبری کسی از اقامتگاه او اطلاع ندارد، جز خدمتکاری که متصّدی امور آن سرور است.

مرحوم شیخ مفید میفرماید :اخبار فراوانی از پیشوایان معصوم (ع) به ما رسیده که برای قائم عجلالله تعالی فرجه دو غیبت است که یکی طولانیتر از دیگری است. در غیبت کوتاه ، خواصّ شیعه از جایگاه او آگاهند ، ولی در غیبت طولانی او ، مردم از اقامتگاه او بیخبر خواهند بود ، به جز دوستان مورد اعتماد که متصدّی خدمتگزاری آن حضرت هستند.
آنچه مسلّم و تردیدناپذیر است این که آن حضرت همه ساله در مراسم حجّ شرکت میکند و خانه خدا را زیارت میکند ، ولی انبوه حج گزاران او را نمیبینند و اگر بینند نمیشناسند.از این رهگذر در طول غیبت آن خورشید جهان تاب ، دلباختگان کوی او به حج خانه خدا روی آورده ، در مراسم حج به جستجوی او میپردازند، و چه بسیار نیک بختانی که توفیق تشرّف و به پیشگاه آن کعبه مقصود و قلبه موعود را در کنار خانه خدا یافتهاند. لیکن در غیر ایام حج، دلیل قاطعی بر اقامت آن بزرگوار در مکان معیّنی نداریم. فقط اشارات و کنایاتی در برخی از احادیث وارد شده که بخشی از آنها را یادآور میشویم.

۱٫سرزمینهای دور دست: در توقیع شریفی که در سال۴۱۰ هجری از ناحیه مقدسه برای شیخ مفید صادر شده است ؛ حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه چنین مرقوم فرمودهاند: اگر چه ما در سرزمین دوردستی سکنی گزیدهایم که از جایگاه ستمگران بدوریم – زیرا خداوند مصلحت ما و شیعیان مؤمن ما را در این دیده که تا حکومت دنیا در دست تبهکاران است در این نقطه دور دست مسکن نمائیم- ولی از اخبار شما آگاهیم و هرگز چیزی از شما بر ما پوشیده نمیماند و میدانیم که چه گرفتاری و پریشانی به شمار رسیده است…
۲٫ مدینه طیّبه: هنگامیکه از امام حسن عسگری علیهالسلام پرسیدند: اگر حادثهای بر شما روی داد از فرزند بزرگوار شما کجا سراغ بگریم؛ حضرت فرمود: در مدینه.
امام صادقعلیهالسلام نیز بههنگام بحث از غیبت کبری میفرماید: و چه جایگاه خوبی است مدینه.

۳٫ دشت حجاز: توضیح آن در تشرف ابراهیمبن مهزیار به اختصار گذشت.
۴٫ کوه رضوی: امام صادقعلیهالسلام از کوه رضوی یاد میکند و میفرماید :از هر درخت میوه در آن هست و چه پناهگاه خوبی است برای شخص خائف. و چه پناهگاه خوبی!… صاحب این امر را در آن دو غیبت است: یکی کوتاه و دیگری طولانی

۵٫ جابلقا و جابلسا: مرحوم نوری مینویسد :اخبار بسیاری هست که از نظر معنی متواترند، و دلالت دارند بر اینکه در شرق و غرب جهان دو شهر بهنامهای جابلقا و جابلسا وجود دارند که اهل آنها از انصار حضرتولیعصر عجلالله تعالیفرحه هستند و در محضر آن حضرت خروج میکنند.

۶- شهر مهدی عجل الله تعالیفرجه: علامه مجلسی در جلد السماء العالم بحارالانوار از کتاب قسمت اقالیم ارض و بلاد آن که تألیف یکی از علمای اهل سنّت است، نقل میکند که :بلد مهدی علیهالسلام شهری است نیکو و محکم که آن را مهدی فاطمی بنا کرده و برای آن قلعهای قرار داده است. (البته هیچ ربطی به مکان زندگی حضرت مهدی (ع) ندارد)
۷٫ بیتالحمد: امام صادقعلیهالسلام میفرماید :برای صاحب این امر خانهای است که به آن بیت الحمد گفته میشود. در آن خانه چراغی است که از روز ولادت آن حضرت روشن است و این چراغ تا روزی که آن حضرت با شمشیر قیام کند خاموش نمیشود.

۸٫ جزایر مبارکه: داستان مفصّل و معروف انباری حکایت از آن دارد که شخص محترمی در مجلسی عونالدین وزیر اظهار داشت که من به سال ۶۲۲ هجری از زادگاه خود همراه یک کاروان تجارتی به سرزمین بربر رفتیم و از آنجا سفر دریائی خود را آغاز کردیم. سرانجام به جزیرههائی رسیدیم که همسفران و حتی ناخدای کشتی برای نخستین بار به آن جزیرهها رسیده بودند. اسامی آن جزایر عبارت بود از: مبارکه، زاهره، صافیه، ظلوم و عناطیس که ساکنان آنها همگی از شیعیان بودند و بر آنها ۵ نفر از اولاد حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه به نامهای طاهر، قاسم، ابراهیم، عبدالرحمن و هاشم حکومت میکردند.آنگاه بطور مفصّل از اخلاق و رفتار نیکوی آنها و از صفا و زیبائی بینظیر آنجا سخن گفته است. پس از پایان یافتن سخنان وی، وزیر ناصبی از یکایک حاضران تعهدّ گرفته که این داستان را هرگز نقل نکنند، و آنها تا روزی که آن وزیر زنده بود آنرا مخفی نگه داشتهاند.

این داستان در منابع فراوانی به تفصیل آمده است. از جمله:
۱) الصراط المستقیم تألیف زینالدین علیبن یوسف عاملی.
۲) السطان المفرج من اهلالایمان تألیف علیبن عبدالحمید نیلی.

۳) حدیقهالشیعه تألیف مقدس اردبیلی
۴) الانوارالنعانیه تألیف سید نعمهالله جزایری (ج۲، ص ۵۸- ۶۵(

۵) جنهالماوی تألیف مرحوم نوری طبرسی. ۲۰
۶) نجم الثاقب نوری (ص۲۱۷- ۲۲۸(
۷) العبقریالحسان تألیف نهاوندی (ج ۲، ص ۱۲۳- ۱۲۶(
و خلاصه آنرا مرحوم شیخ حرّ عاملی صاحب وسائل الشیعه در کتاب اثبات الهداه نقل کرده است.
۹٫ جزیره خضراء : فضل بن یحیی نویسنده معروف قرن هفتم- به تاریخ ۱۱ شوال ۶۹۹ هجری- مشروح سرگذشت علیبن فاضل مازندرانی را در شهر حلّه از زبان شخص ایشان شنیده و آن را در کتابی بنام الجزیره الخضراء گرد آورده است. تحقیق و تقضیل این رویداد را، پژوهشگر معاصر استاد علیاکبر مهدیپور در کتاب جزیره خضراء تبیین نموده است.
همســــر و فرزنـــد :

در مورد اینکه آیا حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه در دوران غیبت کبری همسر و فرزندانی دارد یا نه ؛ دلیل قطعی بر وجود یا عدم آن در دست نیست. لیکن به استناد سه گروه شواهد و قران؛ داشتن همسر و فرزند برای آن حضرت قابل اثبات است : ۱٫ احکام فراگیر ۲٫ روایات ۳٫ دعاها
احکام عامّ و فراگیر شریعت اسلام ایجاب میکند که حضرت بقیه الله عجلالله تعالی فرجه نیز مانند دیگر پیشوایان معصوم علیهمالسلام از سنّت جدّ بزرگوار خویش حضرت ختمی مرتبت صلیاللهعلیهواله پیروی نموده و تشکیل خانواده دهند.

یکتائی و بیهمتائی ویژه ذات اقدس خداوند متعال است و بس، و همه موجودات عالم آفرینش، از ریز و درشت و از ذرّه تا کهکشان، زوج و جفت، نر و ماده، و مثبت و منفی آفریده شدهاند.

(سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ)؛ منزه است آنکه آفریده جفتها را، همه آنها را، از آنچه میرویاند زمین و از خود ایشان و از آنچه نمیدانند.
انسان هم در آفرینش، بصورت زوج و جفت، و با همتا و همانند آفریده شده، و راحتی و آسایش او از رهگذر ازدواج متناسب تأمین میگردد:

(وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ )؛ از نشانههای خداوند آن است که برای شما از خودتان جفتهائی آفریده تا بیارمید با آنان، و نهاده در میان شما دوستی و مهربانی را. همانا در این نشانههائی است برای کسانیکه میاندیشند.

میرزای نوری مینویسد:چگونه ترک خواهند فرمود چنین سنّت عظیمه جدّ بزرگوار خود را با آن همه ترغیب و تحریص در فعل و انجام آن، و تهدید و تخویف که در ترک آن وارد شده است. سزاوارترین امّت در اخذ سنّت پیامبر صلی الله علیه واله امام هر عصر است و تاکنون کسی ترک آن را از خصایص آن جناب (امام زمان) نشمرده است.

مرحوم نهاوندی میگوید: بالجمله بعد از اعتقاد به زندگی و غبیت آن بزرگوار و استحباب تَناکُح و تناسل و منع ار رهبانیت و عُزوبَت؛ لابد آن حضرت را عیال و اولاد میباشد، و کثرت آن به سبب طول عمر چنانکه عادت اقتضاء میکند، باعث اختیار بلدی خاصّ است که خالی از غیر خواصّ باشد، تا ذکر آن حضرت چنانکه مقتضای حکمت غیبت است مستور بماند، و اولاد او هم به آسودگی خاطر زندگی کنند. پس گول این شبهات، مخور و انکار وجود بلاد آن بزرگوار را افسانه شمار. اما با بررسی روایات در مییابیم که در مورد همسر یا همسران حضرت تنها یک روایت وجود دارد که مرحوم کفعمی آنرا در مصباح نقل کرده است. براساس این روایت همسر آن حضرت از نسل عبدالعزّی فرزند عبدالمطلب میباشد. لیکن درباره اولاد آن حضرت روایات بسیاری آمده که از آن استفاده میشود حضرت در دوران غیبت فرزندانی دارد به برخی از آنها اشاره میشود:

۱٫ سیّدبن طاووس در جمالالاسبوع میگوید: روایتی با سندهای متصل یافتم که حضرت ولی عصرعجلالله تعالیفرجه را اولاد بسیاری هست که در شهرهای کرانه دریا حاکم و والی هستند، و در نیکی و بزرگواری در رأس نیکان روزگار و در قلّه صفات ابرار و اخیار هستند.

۲٫ امام صادقعلیهالسلام میفرماید:برای صاحب این امر دو غیبت است که یکی از آنها به قدری طولانی میشود که برخی از مردم میگویند او وفات کرده است. برخی میگویند کشته شده است! و عدهای میگویند آمده و رفته است! و جز تعداد اندکی از شیعیان بر باور خود استوار نمیمانند، و کسی از اقامتگاه او مطلّع نمیشود، حتی فرزندانش نیز جایگاه او را نمیدانند، به جز کسی که متصّدی امور اوست.

۳٫ محمدبن مشهدی در مزار از امام صادق علیه السلام نقل میکند که فرمود:گویا میبینم نزول قائمعجلالله تعالیفرجه را در مسجد سهله با اهل و عیالش.
۴٫ رسولاکرمصلیاللهعلیه واله در آخرین شب زندگی خود، قلم و دولت خواست و وصایای فراوانی را املاء کرد و امیرمؤمنان نوشت. آنگاه وصیتهائی هم در رابطه با فرزندان حضرت مهدی علیهالسلام بیان فرمود، و دستور داد که آنرا مامان معصوم دست به دست بهحضرت مهدیعلیهالسلام برسانند، و او به هنگام وفات به پسرش تحویل دهد.
۵٫ مرحوم شیخ حرّ عاملی در کتاب الایقاظ من الهجعه بابی را به بحث از دولت فرزندان امامزمانعجلالله تعالیفرجه اختصاص داده است.
۶٫ مرحوم علامه مجلسی نیز بابی را به بحث و گفتگو از جانشینان و فرزندان حضرت ولیعصرعجلاللهتعالیفرجه اختصاص داده است.
۷٫ داستان انباری و علیبن فاضل مازندرانی که به آنها اشاره شد.

آنچه مسلّم است اینکه از فرزندان حضرتمهدی علیهالسلام هیچ کدام امام نخواهد بود، و گرنه تعداد امامان معصوم بیش از دوازده تن میشود که بر خلاف ضرورت مذهب است. مرحوم شیخ طوسی در این خصوص میگوید:هرکس بگوید که حضرت ولیعصرعجلالله تعالیفرجه فرزند امام دارد که تعداد امامان به سیزده برسد؛ سخن باطل گفته است.شاید فرزندان آن حضرت بطور ناشناس در میان مردم زندگی کنند، و به برکت روش و رفتار آنان، گروهی به آئین اسلام و راه راست تشیع گرایش یابند. چنانکه مرحوم آیهالله مرعشی نجفی بر آن معتقد

بود.دعاهای بسیاری از ناحیه مقدّسه صادر شده یا از دیگر معصومان علهیمالسلام وارد شده که در زمان غیبت در اماکن مقدسه یا ایّام متبرکّه خوانده میشود، و در آن از فرزندان و اهل بیت حضرت ولی عصر عجلالله تعالیفرجه سخن به میان آمده است، در حق آنان دعا شده و یا به ایشان سلام و درود تقدیم گشته است که به دلیل مأثور بودن، بر اثبات مطلب دلالت میکند.در این دعاها تعبیرهای صریحی چون ولد، ذریّه، اهل بیت و آلالبیت به کار رفته که وجود همسر و فرزندان را برای آن حضرت اثبات میکند. در این زمینه دعاهای بسیاری هست که بخشی از آنها را یادآور میشویم.

۸٫ صلواتی که از ناحیه مقدسه صادر شده، چنین میخوانیم:
وَ عَلَی وَلِیّکَ وَ وُلاهِ عَهدِهِ وَ الاَئِمَّهِ مِن وُلدِهِ وَ مَدّ فِی اَعمَارَهِم وَ زِد فِی آجالِهِم وَ بَلِّغْهُم اَقصَی آمالِهِم دِیناً و َدُنیاً وَ آخِرَهً اِنَّک عَلَی کُلّ شَیئٍی قَدِیر؛ درود فرست بر ولی امرت و اولیاء عهدش و پیشوایان از فرزندان او، بر عمر و اجلشان بیفزای و آنها را به عالیترین آرزوهای دینی، دنیوی و اخرویشان برسان، که تو حقاً به هر چیز توانائی.
۹٫ دعائی که به هنگام وداع سرداب مقدس وارد شده، چنین است:

صَلِّ عَلی وَلِیِّکَ وََ وُلاهِ عَهدِکَ وَ الاَئِمَّهِ مِن وُلدِهِ؛ درود بر ولیّ امرت و اولیاء عهدت و پیشوایان از فرزندانش.
۱۰٫ در زیارت مخصوصه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه در روزهای جمعه چنین آمده است:
السَلامُ عَلَی وُلاهِ عَهدِهِ وَ عََلَی الاَئِمَّهِ مِن وُلدِهِ؛ درود بر اولیاء عهدش و پیشوایان از فرزندانش.
۱۱٫ امام رضا علیهالسلام در قسمتی از دعائی که تعلیم فرموده تا در زمان غیبت خوانده شود، چنین میفرماید:

اللّهُمَّ اَعطِهِ فِی نَفسِهِ وَ اَهلِهِ وَ وُلدِهِ وَ ذُرّیَّتِهِ وَ اُمّتِهِ وَ جَمِیعِ رَعیَّتِهِ مَا تَقرُّ بِهِ عَینُهُ؛ بارالها به او درباره خودش، اهلش، فرزندانش، امتش وهمه رعیّتش موجبات روشنی دیده عطا فرما.
۱۲٫ در فرازی از زیارت مخصوص آن حضرت در هر روز جمعه چنین میخوانیم:
یا مولای یا صاحبالزمان صلواتالله علیک و علیآل بیتک … صلواتالله علیک و علی اهل بیتک الطاهرین؛ یعنی ای سرور من، ای صاحبالزمان، درود خدا بر تو و اهلبیت تو باد … صلوات خدا بر تو و آلبیت تو باد.

۱۳٫سیدبن طاووس دعائی طولانی از ناحیه مقدسه نقل کرده و آن را از تعقیبات نماز عصر جمعه شمرده، میفرماید:
اگر به هیچکدام از اعمال عصر جمعه موفق نشدی؛ این دعا را ترک نکن که از ناحیه مقدسه به آن امر شده است. در فرازی از این دعا چنین میخوانیم: حَتی نَظَرَ اِلی وَلِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیهِوَ آلِهِ ظاهِرَ المَقالَهِ وَاضِحَ الدِلالَهِ هَادِیاً مِن الضَلالَهِ شافِیاً مِنَ الجَهالَهِ؛ تا نگاه کنیم بر ولیّ تو که صلوات تو بر او و فرزندان او باد، با گفتاری روشن، برهانی آشکار، راهگشا از گمراهی و نجاتدهنده از نادانی.

۱۴٫در بخشی از صلوات بسیاری مفصّلی که در صبح جمعه وارد شده است چنین آمده:
وَ تَجعَلَهُ وَ ذُریّتَهُ فِیها الاَئِمَّهَ الوَارِثین؛ او و ذریّهاش را پیشوایان و وارثان زمین قراردهی.
۱۵٫ همین مضمون در دعای شب بیست وسوم ماه رمضان نیز وارده شده که آنرا سید طاووس با سند خود در کتاب عمل شهر رمضان آورده است.
باید اعتراف نمود که وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه پر از راز و رمز، و از استثناهای آفرینش است که بهخواست خدای توانا مانند جریانات حضرت نوح و حضرت ابراهیم، و حضرتموسی و حضرت عیسی- سلامالله علیهم- مافوق فهم و تحلیل معمول است. ولی فرزندان حضرتش شاید زندگی و مرگ طبیعی داشته باشند، زیرا دلیلی بر دیرزیستی آنان نداریم. چنانکه داستان علیبن فاضل و تشرّف او به حضور پنجمین نواده حضرتعجلالله تعالیفرجه بنام سیّد شمس الدّین- در اواخر قرن هفتم هجری- و نیز نام های دیگری که در داستان انباری آمده است؛ گویای این مطلب است.

اعتقاد به مهدویت در ادیان مختلف :
انتظار ظهور یک مصلح بزرگ آسمانى، و امید به آینده و استقرار صلح و عدل جاویدان، امرى فطرى و طبیعى است که با ذات و وجود آدمى سر و کار داشته و با آفرینش هر انسانى همراه است و زمان و مکان نمى شناسد و به هیچ قوم و ملّتى اختصاص ندارد. از این رو، همه افراد طبق فطرت ذاتى خود مایلند روزى فرا رسد که جهان بشریّت در پرتو و با تأیید و عنایت پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران ظهور رهبرى الهى و آسمانى نجات یافته، شور و بلوا در جهان پایان پذیرد و انسانها از وضع فلاکت بار موجود نجات یابند و از نابسامانى

و نا امنى و تیره روزى خلاص شوند و سرانجام به کمال مطلوب و زندگى شرافتمندانه اى نایل آیند. به همین دلیل، در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحى _ که در آخر الزمان ظهور خواهد نمود و به جنایتها و خیانتهاى ضد انسانی خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى واقعى بنیان خواهد نهاد _ سخن به میان آمده و تمام پیامبران و سفیران الهى در این زمینه به مردم با ایمان جهان، نویدهایى داده اند.

در این زمینه، یکى از نویسندگان معروف چنین مى نویسد: موضوع ظهور و علایم ظهور، موضوعى است که در همه مذاهب بزرگ جهان واجد اهمیّتخاصّى است. صَرفِ نظر از عقیده و ایمان که پایه این آرزو را تشکیل مى دهد، هر فردعلاقه مند به سرنوشت بشریّت، و طالب تکاملمعنوى وقتى که از همه نا امید مى شود، و مى بیند که با وجود این همه ترقّیات فکرى و علمى شگفت انگیز، باز متأسّفانه، بشریّتغافل و بى خبر، روز به روز خود را به سوى فساد و تباهى مى کشاند و از خداوند بزرگبیشتر دورى مى جوید، و از اوامر او بیشتر سرپیچى مى کند; بنا به فطرت ذاتى خودمتوجّه درگاه خداوند بزرگ مى شود، و از او براى رفع ظلم و فساد یارى مى جوید.

از این رو در همه قرون و اعصار، آرزوى یک مصلح بزرگ جهانى در دلهاى خداپرستان وجود داشته است. و این آرزو نه تنها در میان پیروان مذاهب بزرگ، مانند: زرتشتى و یهودى و مسیحى و مسلمان، سابقه دارد، بلکه آثار آن را در کتاب هاى قدیم چینیان و در عقاید هندیان، و در بین اهالى اسکاندیناوى و حتّى در میان مصریان قدیم و بومیان و حتّى مکزیک و نظایر آنها نیز مى توان یافت».آرى! عقیده به ظهور یک مصلح بزرگ آسمانى در پایان جهان، یکى از مسایل بسیار مهمّ و حسّاسى است که نه تنها در آیین مبین اسلام، بلکه در همهادیان آسمانى، و نه تنها در میان پیروان ادیان و مذاهب بلکه در نزد بسیارى از مکاتب مختلف جهان سابقه دیرین دارد، و تمامى پیروان ادیان بزرگ عالم از مسیحیان، کلیمیان و زرتشتیان گرفته تا پیروان مکتب هاى الحادى، همه و همه بدان عقیده دارند.

مساله حکومت واحد جهانی و مصلح آخر الزمان مورد توافق اسلام و مسیحیت و حتی زرتشتیها است مگر چیزی که مربوط به آینده است و این یکی از آرزوها واعتقادات بیش از ۳ میلیارد جمعیت کره زمین است . پیروان همه ادیان عقیده دارند که در یک عصر تاریک و بحرانی فساد و بیدادگری و بیدینی همه جا را فرا میگیرد یک نجات دهنده بزرگ جهانی طلوع میکند و به واسطه نیروی فوق العاده غیبی اوضاع آشفته جهان را اصلاح میکند و خدا پرستی را بر بی دینی و مادیگری غلبه میدهد . این نوید خوش را در تمام کتابهایی که بعنوان کتاب آسمانی

باقی مانده مانند کتاب زند و پازند و کتاب جامسبنامه که از کتابهای مقدس زرتشتیان میباشد، و کتاب تورات و ملحقات آن که کتاب مقدس یهود شمرده میشود و کتاب انجیل عیسویان میتوان پیدا کرد. بلکه در کتابهای مقدس براهمه و بوداییان نیز کم و بیش دیده میشود.هر ملتی او را با لقب مخصوصی میشناسد . زرتشتیان او را با نام” سوشیانس” نجات دهنده جهان یهودیان به نام” شیلو” می شناسند عیسویان به نام “پسر انسان یا روح راستی یا تسلی دهنده “و مسلمانان به نام “مهدی یا قائم “می نامند.لیکن هر ملتی آن نجات دهنده غیبی را از خودشان محسوب میدارند . زردشتیان او را ایرانی و از پیروان زردشت میدانند . یهودیان ، از بنی اسرائیل و پیروان موسی می شمارند . عیسویان او را همکیش خود شان

میدانند.مسلمانان از دودمان بنی هاشم و فرزند پیغمبرش می شمارند . نکته قابل توجه این است که علائم و مشخصاتیکه در سایر ادیان برای آن نجات دهنده بزرگ ذکر شده در مورد مهدی موعود اسلام یعنی فرزند بلا فصل امام حسن عسگری نیز انطباق دارد. میتوان او را از نژاد ایرانی شمرد زیرا مادر حضرت سجاد که جد امام زمان است ، یک شاهزاده خانم ایرانی به نام” شهر بانو “دختر یزدگرد پادشاه ساسانی ،از دودمان و خاندان بنی اسرائیل می شود ،زیرا بنی هاشم و بنی اسراییل هر دو از نسل حضرت ابراهیم بوجود آمده اند،بنی هاشم از فرزندان اسماعیل هستند و بنی اسرائیل از اولاد اسحاق . پس بنی هاشم و بنی اسرائیل در واقع از یک خاندان محسوب می شوند .به عیسویان نیز نسبت دارد زیرا بر طبق روایات ماد

ر حضرت صاحب الامر یک شاهزاده خانم رومی به نام “نرجس” است که به صورت یک داستان شگفت انگیزی در کتابها دیده می شود. در قرآن آیاتی چند در سوره های انبیا آیه ۱۰۵، نور آیه ۵۵، قصص آیه۴ صف آیه۸و۹ ، سوره حج آیه ۶۰،حدید آیه ۲۶ ، و سوره مریم آیه ۷۷ آمده است که اجمالا روزی را وعده میدهند که حق پرستان و حزب خدا پرست و طرفداران دین و مردم شایسته جهان قدرت و حکومت زمین راقبضه می نمایند و دین اسلام بر تمام ادیان غالب میگردد. نخستین کسانی که از اندیشه مهدی (ع) حمایت نموده اند شیعیان بوده اند و از جمله اعتقادات آنان ٬ ایمان به امام غایب و منتظر است که زمین را از داد آکنده می سازد بعد از آنکه از ستم لبریز شده باشد .این اندیشه از راه همنشینی و همدلی و اختلاط به اهل تسنن نیزسرایت کرده و در اعتقاداتشان راه یافته ولی جزء اصول اعتقادیشان نمی باشد.

احــادیـث و روایــات در خـصـوص قیـــام قائـــم (عج( :
در کتاب کافی از ابو بصیر از امام ششم نقل کرده که فرموده:«اذا ما یو عدون» قیام قائم ماست و آن ساعتی است ک پیروان باطل خواهند دید ٬و عذاب خدا را به دست توانای قائم آل محمد خواهند چشید و این است معنای «من هو شر مکانا» یعنی آنها خواهند دید که در پیشگاه امام زمان چه جایگاه بدی دارند.

امام صادق (ع) فرموده اند:همانا حضرت قائم در شب ۲۳ (رمضان) به نام او ندا می شود ٬و در روز عاشورا ٬روز شهادت امام حسین (ع) قیام میکند.(المفید٬محمد بن محمد بن النعمان(
و نیز فرموده اند که :«یذل له کل صعب» همه مشکلات و دشواریها ٬در برابر امام قائم (عج) تسلیم و رام میگردند.

امام سجاد (ع) می فرماید:هنگامی که قائم قیام کند ٬ خداوند هر گونه آفت و وحشت را از شیعیان ما برطرف می سازد و قلوب آنها را همچون پاره های آهن محکم می نماید٬و نیروی یک نفر از آنها را برابر نیروی چهل نفر می کند و آنها حا کمان و سروران سراسر زمین خواهند شد.(علامه مجلسی(

برگشت به سوی اسلام ٬برای جهان صلح جهانی به ارمغان می آورد و برای او امکاناتی فراهم می آورد که به راحتی نفس بکشد و از یک خطر مو حش و بدبختی بزرگی که دهان خود را باز کرده تا در جنگ جهانی جدیدی تر و خشک را با هم بسوزاند نگهبانی کند. مسیحیان به شخصی به نام« روح راستی یا پسر انسان» معتقدند که برای اصلاح جامعه بشری و تشکیل حکومت جهانی می آید .قبل از آمدن ، در دنیا پر از ظلم و جور می شود و سراسر جهان را ظالمین و ستمگران احاطه می کنند او مردم را به جمیع راستیها هدایت می کند و ظلم و ستم را از روی زمین محو می کند ، در زمان او ثروت زمین را استخراج می کند و حکیمان پر ارزش می گردند ودنیا همه خدا شناس می شوند او به پیامبری عیسی شهادت

میدهد حضرت عیسی با او خواهد آمد و مردم مسیحی قبل از دیگران به حقانیت او شهادت میدهند ، و بسیاری از مردمی که از دنیا رفته انددر آن موقع بیدار می شوند و به دنیا بر میگردند.یهودیان مصلح آخر الزمان را با نام «شیلو »می شناسند و معتقدند که اگر چه تاخیر نماید ولی می آیدو همه ملتها را نزد خود جمع می کندوتمام قومها رابرای خویشتن فراهم می آورد . دراصل براین عقیده اند که درآن روز خداوند خواهدآمدوبرتمامی زمین پادشاهی میکند ودرآنروز قومهاراجمع می کند تابه جنگ اورشلیم روندوآنهاشهرهارامیگیرندآنگاه خداوند به جنگ با آن قومها می رود و تمامی مقدسان با او می آیند و در آنروز خورشید و ماه و ستارگان دیگر نور نخواهند داد ولی همه جا روشن خواهد بود . مردم تنها او را خواهند پرستید و در

اورشلیم ٬در امنیت ساکن خواهند شد.(کتاب مقدس.(زرتشتیان به شخصی به نام «سوشیانست » یا نجات دهنده دین معتقدند که او دنیا را پر از عدل و داد می کند. مصلح آخر الزمان از بنی هاشم و به دین جد خود رسول اکرم (ص) می باشد. آن حضرت از مکه به طرف ایران قدیم حرکت می کند و جهان را آباد میکند و در زمان او پیامبران و نیکان و صلحا زنده می شوند و به دنیا رجعت می کنند و این موضوع با عقاید اسلامی کاملا تطبیق میکند زیرا یکی از ضروریات مذهب اسلام اعتقاد به رجعت است .نتیجه آنکه عقیده به ظهور یک نجات دهنده فوق العاده جهانی ٫یک مشترک دینی است که از مصدر وحی سرچشمه گرفته و همه پیمبران بدان بشارت داده اند٬و همه ملل در انتظار آن هستند لیکن در تطبیق آن خطا شده

است.زمان رو به پایان است ٬زمین به گردش مکرر و دوارگون خود نزدیک می شود ٬ آفرینش در تکرار مداوم لحظه ها و روزهای ملال آور غیبت ٬ به نقطه انفجار نزدیک می شود آنقدر نزدیک که نوای خوش بهشتی در گوشهایمان طنین اندازااست.بر این اساس قیام و انقلاب مهدی (ع) بر اساس یک جریان طبیعی که همان وجود زمینه ها در جامعه است انجام خواهد گرفت. اگر پیروان ادیان بتوانند بر سر این مسائل اساسی و بنیادی توافق کنند ٬اکثر اختلافاتشان رفع می شود و بسیاری از جنگها و نزاعها ی ابلهانه که از افکار جهال و متعصبین فرو مایه ای که در تمام ادیان کم و زیاد وجود دارند منشا گرفته ٬رفع می شود و در نتیجه وحدت و انس و صمیمیت و محبت و همبستگی که لازمه حیات طیبه است به وجود می آید.تعاون و کمک به یکدیگر در احیای مواهب الهی و سلامت محیط زیست و رعایت بهداشت و ظهور مقام شامخ انسانیت و رشد و فرهنگ و هنر و پیشرفت علم و آموزش و اصلاح خانواده ها که نتیجه همبستگی و توافق در مسائل مهم فوق است ایجاد میگردد.

حـجـــت ناپنــــــــــهان :
درفرهنگ عامه زمانی که می خواهند از کسی یاد کنند و آرزوی حضور او را در جمع بنمایند می گویند « جای فلان خالی است » در مورد حضرت ولی عصر ارواحناله الفدا این موضوع هم مصداق دارد و هم ندارد! جای او خالی است زیرا او را نمی بینیم و از سالیان دور همواره آرزوی ظهور او را کرده ایم . جای او خالی است زیرا طواغیت ظالم جای حکومت عدل مهدوی را گرفته اند. جای او خالی است زیرا اجرای تعالیم احکام نجاتبخش اسلام را که باید بدست او در جهان جاری شود به فراموشی سپرده شده و دنیا جولانگاه مکاتب منبعث از عقل خود بنیاد بشر و عرصه حکمرانی حکام ظلم وجور در جهان شده است …اما جای او حقیقتاً خالی نیست چرا که او حجت الهی است و زمین بی حجت برپا نمی ماند. او واسطه فیض

تکوینی وتشریعی الهی است و رسیدن فیض پیاپی هستی و نیز وساطت تشریعی و هدایت و تربیت بشر در سایه پرمهر او دوام می یابد. او حوایج متوجهین به درگاهش را برآورده می کند. جویندگان علم و معرفت را یاری می دهد و دعای او در یاری درماندگان و دفع اشرار مؤثر است و با این اعتقاد که او براحوال شیعیان ناظر است ، معتقدین از پیروی هواجس نفسانی و وسوسه های شیطانی برکنار می مانند و در یک کلام تمامی کائنات و اجتماعات انسانی ریزه خور خوان اویند.
به بیان برخی از بزرگان غیبت امام « غیبت شأنیه » است یعنی اینکه غیبت او غیبت کلی نیست بلکه یک غیبت جزیی است

و در شأنی از شئون گوناگون ولایت ( که همان حضور فیزیکی و قابل رؤیت توسط عام باشد) غایب است و در سایر شئون که در بالا بدانها اشاره کردیم حاضر . او به خورشید پشت ابری می ماند که اگرچه چشمان ما از رؤیت شعاع طلایی رنگ او محروم است اما گرما و سایر برکات آن برزمینیان فیض می دهد.
آری او حاضر است اما ما غایبیم . او ما را می بیند ولی ما او را نمی بینیم و براین اعتقادیم که او حجت ناپنهان الهی است . چنانچه دریکی از زیارات آن حضرت آمده است :السلام علیک یا حجه التی لا تخفی

… بله ما ” خود حجاب خودیم ” و گرنه جمال یار در تجلی است. اگر این چنین نبود آن حضرت در توقیع مبارکشان درباره شیعیان اینگونه نمی فرمودند که: پس ما را از آنها پوشیده نمی دارد مگر همان چیزهایی که از آنها به ما می رسد و ما دوست نداریم و از آنها انتظار نداریم اندکی به خود بیاییم… اللهم ارنا الطلعه الرشیده و الغره الحمیده…

انتـــظار و نظارت هـــای فــــردی و اجتمــــاعـی :
حسب تعالیم اسلام که برگرفته از آیات الهی و روایات ائمه معصومین (ع) است هدایت ، نظارت و کنترل خاص خداوندی در تمامی شئون حیات موجودات جاری است . این شأن در سایر مراتب هستی بویژه ائمه معصومین (ع) و انسانها نیز وجود دارد.« خود نظارتی » و « تقوا » ، نظارت اجتماعی در قالب رسانه های گروهی ، نهادهای مدنی و « امر به معروف و نهی از منکر » نهادهای نظارتی و بازرسی کننده تعریف شده در قانون اساسی کشورها از مهمترین جلوه های نظارت فردی و اجتماعی در عرصه حیات انسانی است . نظارت و کنترل یکی از وظایف مدیر( در کنار وظایف دیگری مانند هدفگذاری ، برنامه ریزی و… ) برشمرده شده است . تعیین شاخص برای نظارت ، سنجش عملکردها با شاخص های تعیین شده ، تشخیص نقاط انحراف از شاخص و انجام اقدامات اصلاحی از مهمترین مسائلی است که در مقوله نظارت و کنترل قابل بحث و بررسی است . این نظارت باعث افزایش اثربخشی و کارایی و اصلاح انحرافات ، توقف و یا بازگرداندن عملیات به مسیر اصلی حرکت صورت می پذیرد.

در دوران غیبت حضرت ولی عصر(عج) ، وظایف آحاد جامعه اسلامی آن است تا با حفظ تقوای الهی ، امر به معروف و نهی از منکر و نظارت بر امر حکومت ، بیشترین مواظبت و مراقبت را برای زمینه سازی ظهور آن حضرت داشته باشند.منتظران مصلح خود باید صالح باشند و این امر جزبا نظارت دائمی و دقیق، اجتماع و حکومت صورت نمی پذیرد.
در زمانی که جامعه اسلامی از نعمت حضور آشکار حضرت در میان مسلمانان وتشکیل حکومت اسلامی با تصدی آن حضرت در رأس حکومت محروم است . حکومت اسلامی تحت ولایت ولی فقیه عادل، شجاع ، مدیر و مدبر و باتقوی تشکیل و وظیفه اجرای احکام دین و اداره جامعه اسلامی را برعهده می گیرد. با تشکیل حکومت ، علاوه بر تلاشهای فردی و اجتماعی در امر نظارت ، وظایف دیگری نیز برعهده مدیران و کارگزاران حکومت اسلامی قرار می گیرد.
در نظام جمهوری اسلامی ایران که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۵۷تحت زعامت حضرت امام خمینی(ره) تشکیل یافته است نظارت درون حکومتی امری اساسی در اداره نظام و تشکیلات حکومت شمرده شده و چند اصل بدان اختصاص یافته است .
درنظام اسلامی الگوی حکومتی امیرالمؤمنین (ع) بایستی سرمشق مدیریت اداره کنندگان هریک از اجزاء و دستگاههای تابعه نظام اسلامی قرار گیرد. فرمان حکومتی آن حضرت به مالک اشتر مهمترین دستورالعمل و شیوه نامه حکومتی برای مدیران نظام اسلامی است . در این فرمان حضرت بر ضرورت بازرسی از کارگزاران ، صفات بازرسان ، فلسفه نظارت و عقوبت منحرفان تأکید کرده اند.
تعالیم اسلام که در آیینه آیات و روایات و سنت پیامبراعظم(ص) و معصومین(ع) بازتاب یافته است. مهمترین منابعی است که بایستی سرلوحه کار تک تک افراد ، گروههای اجتماعی و حکومتگران درعصرغیبت امام زمان(ع) واقع شود. در این راه وظایف ناظران حکومتی بسی سنگین است . مهمترین اصولی که یک دستگاه ناظر بایستی به آنها توجه کند به شرح زیر قابل ذکر است : پیشگیری از انحراف مقدم به درمان است . شاخصهای نظارت باید مبتنی بر قانون باشد و نه سلیقه فردی ، استانداردهای انجام کار بایستی برای کارکنان تبیین شود ، ناظرین باید مصادیق انحراف را بشناسند ، ناظرین باید خودساخته باشند ، هدف باید کسب رضایت الهی و ائمه(ع) باشد ، نظارت بر نیروی انسانی باید از نقطه استخدام شروع شود ، مبنای عمل ناظرین باید گزارش صحیح باشد تا برخورد صحیح صورت گیرد ، حفظ اسرار و آبروی افراد واجب است ، اصل برائت و اصالت الصحه باید رعایت شود. سوء ظن و تجسس ممنوع است . باید با ریشه های انحراف مبارزه کرد و نه فقط معلولها ، ناظر و مجری باید همدوش و همگام باشند . جامعه صالح و حکومت صالح برای زمینه سازی ظهور ضروری است . باید کاری کرد تا افراد صالح ، جامعه صالح و حکومت صالح بوجود بیاید ، در نظارت باید بر گلوگاهها و نقاط استراتژیک تمرکز کرد.

مهدى منتـظر (عج) و سیـر تاریخــى:

ارتباط مهدى (عج) با پایان سیر تاریخ بیشتر فلاسفه‏ى پوزیتیویسم به ویژه مارکسیست‏ها در سده‏ى نوزدهم و بیستم، درباره‏ى سنت‏ها و مرحله‏هاى تاریخ به بحث پرداخته‏اند . بهترین دست آوردى که مارکسیسم، به اندیشه‏ى بشرى تقدیم کرد، اصل جبر تاریخى و کوشش براى کشف سنت‏ها و مراحل تاریخ، نیز اهمیت‏شناخت قوانین آن براى پیش‏بینى مسیر حرکت تاریخ و پى‏آمدهاى آن بود . مارکسیسم درباره‏ى شناخت‏سنت‏هاى تاریخ و نقش آن در ارتقاى بینش و آگاهى انسان و تاثیر فعالیت‏هاى مثبت در رویکرد مرحله‏ى تاریخى که انتظار آن مى‏رود، نیز کاوش مى‏کند . اما مارکسیسم با انکار وجود خداى متعال و تحریف دین الهى در برخورد و تعامل با پیامبران، گرفتار لغزش شد، که پى‏آمد آن، عدم موفقیت در کشف مراحل کلى

حرکت تاریخ و شناخت‏سنت‏هایى است که مقطع کنونى و گذار را به مرحله‏ى آینده انتقال مى‏دهد و در پایان محتومى نگه مى‏دارد . اندیشه‏ى بشرى از راه افکار مارکسیستى، در سده‏ى ۱۹ میلادى، جبر تاریخى را درک کرد و به کشف مراحل و مقاطع جبرى تاریخ و قوانین کلى آن پرداخت، اما در کشف خود به راه اشتباهى رفت . در مقابل، اندیشه‏ى نبوى، از آغاز پیدایش در بیش از هزار سال پیش، تصور خود از حرکت جامعه‏ى بشرى را براساس جبر تاریخى نهاد و اندیشه‏اى روشن از سنت‏ها و مراحل تاریخ را تقدیم کرد . میراث دینى یهودیان و مسیحیان و مسلمانان، نصوص مشترکى را درباره‏ى سنت‏هاى تاریخى به گزارش پیامبران، در بر دارد و پژوهشگران مى‏توانند بگویند باور دینى به سنت‏هاى تاریخى، از مهم‏ترین اعتقادات اساسى مشترک میان ادیان سه گانه‏ى اسلام، یهودیت و مسیحیت است . مایلم تاکید کنم متون دینى که میراث ادیان سه گانه‏ى مذکور است، اطلاعات یکسانى توسط شخصیت‏هاى تاریخى ارایه مى‏دهد که حرکت و نهایت تاریخ براساس آن پایه‏ریزى مى‏شود . بنابراین، در برابر ما فقط اندیشه‏ى مشترکى درباره‏ى نهایت‏سیر تاریخ نیست، بلکه اندیشه‏هاى هم‏خوان

شخصیت‏هاى تاریخى است که از متون دینى به دست مى‏آید . به سبب وجود متونى که از شخصیت‏هاى تاریخى سخن مى‏گوید، قرائت‏ها و تفسیرهاى گوناگونى یافته مى‏شود که ما را در برابر مصداق‏هاى مختلفى از یک اندیشه قرار مى‏دهد . البته راه گفت و گوى آرام علمى براى ادیان سه گانه و گرایش‏ها و مذاهب، براى راه‏یابى و وصول به قرائتى یکسان از متون، باز است . مى‏توان گفت: به اعتقاد شیعه، وجود مهدى موعود، حجت‏بن الحسن العسکرى، فرزند حسین مظلوم و شهید، با مراحل و سنت‏هاى سیر تاریخ مرتبط است، چنان که این سخن را تمامى پیامبران توسط متون اساسى مانند قرآن و تورات و انجیل گفته‏اند . سیر اعتقادات شیعى، به گواه میراث معتبرش، مدعى است که مهدى موعود (عج)، قهرمان پایان تاریخ است . متون شیعى، مهدى موعود (عج) را «محمد بن الحسن العسکرى، فرزند حسین مظلوم شهید» مى‏داند . متون دینى مسیحى و یهودى نیز وى را مشخص کرده‏اند . گواه اندیشه‏ى

ما، تاکید قرآن است که پایان درخشان تاریخ، به خواست‏خدا حتمى است و خداوند در قرآن و کتاب‏هایى که بر پیامبران پیشین فرستاده، آن را بیان کرده است . قرآن تاکید دارد که خبر بعثت پیامبر مکى، در تورات و انجیل هست . اهل بیت علیهم السلام در سخنان خود تاکید دارند که کتاب‏هاى پیشین [تورات و انجیل] به محمد و اهل بیتش بشارت داده است . على و حسین و مهدى علیهم السلام در این کتاب‏ها نام برده شده‏اند، چنان که از پیامبر صلى الله علیه و آله نام برده شده است . اعتقاد مشترک ادیان سه گانه‏ى آسمانى درباره‏ى پایان تاریخ پیروان ادیان سه گانه‏ى آسمانى (مسلمانان، مسیحیان و یهودیان) باور دارند آینده‏ى نهایى مسیر زندگى خاکى، پیروزى ایمان بر کفر، حاکمیت‏حق و علم و عدالت اجتماعى و عبادت خداى متعال، وراثت زمین به صالحان، پایان خرافات و گمراهى و ستم و تمامى گونه‏هاى انحراف است . نیز اتفاق نظر دارند شخصى که خداوند عهد و پیمانش رابه دست او

تحقق مى‏بخشد، از فرزندان ابراهیم بوده‏است و شریعتى که بدان حکومت مى‏کند، آیین موسى نیست، بلکه دین پیامبرى است که خداوند در آخر زمان، وى را مبعوث مى‏کند و امى‏ها [اهالى مکه (ام القرى) ] منتظر اویند . در قرآن کریم، سوره‏ى انبیا آیه‏ى ۱۰۵ آمده است: و ما بعد از تورات، در زبور داوود نوشتیم [و در کتب انبیاى پیشین وعده دادیم ] که بندگان نیکوکار من، ملک زمین را وارث و متصرف خواهند شد . مزمور ۳۷ کتاب مقدس خطاب به داوود چنین مى‏گوید: کار اشرار تو را نگران نکند و بر گناه کاران حسرت مبر; زیرا مانند گیاه، زود پژمرده مى‏شوند و مثل علف سبز، تند خشک مى‏گردند . بر پروردگار توکل کن و کار خیر انجام بده . با خیال آسوده، در زمین سکناگزین و امانت‏دار باش . به پروردگار امیدوار باش تا آرزوى قلبى‏ات را برآورد . راهت را براى پروردگار خالص ساز و بر او توکل کن تا کارت را بر عهده گیرد و بى‏گناهى‏ات را مانند نور، آشکار کند و مثل خورشید تابان، حقت را ظاهر سازد . در پیشگاه پروردگار، آرام گیر و با شکیبایى، در انتظار [فرمان] وى باش و به آن‏که به کمک نیرنگ، در تلاشش موفق مى‏شود، حسرت مبر . خود را از غضب نگه دار و خشم را ترک کن و براى انجام شر، متهور مباش; زیرا اشرار در مى‏مانند، اما منتظران [فرمان] پروردگار، وارثان خیرات زمین اند . به زودى ، شخص شریر نابود مى‏شود و اگر در پى وى باشى، او را نخواهى یافت . اما نیکوکاران، خیرات زمین را به ارث مى‏برند و به فیض صلح و سلامت مى‏رسند . . . خیر کمى که راستگو داراست، بهتر از ثروت بسیار اشرار است; زیرا دستان اشرار به زودى مى‏شکند،

اما پروردگار نیکوکاران را پشتیبانى خواهد کرد . پروردگار به روزگار افراد باکمال ، آگاه است و تا ابد، میراث‏شان پاینده خواهد بود . . . از شر دور باش و خوبى کن که تا ابد آرام باشى; زیرا پروردگار عدالت را دوست دارد و از پارسایان حمایت و تا ابد آنان را حفظ مى‏کند . اما ذریه‏ى اشرار نابود مى‏شوند . درستکاران، خیرات زمین را به ارث مى‏برند و تا ابد در آن مى‏مانند . دهان راستگو، همیشه سخن حکمت‏آمیز مى‏گوید و به سخن حق، برترى مى‏یابد . آیین معبودش، در دلش ثابت است و گام‏هایش متزلزل نیست . شریر در کمین درستکار است و تلاش در کشتن وى دارد، اما پروردگار نمى‏گذارد او به چنگ شریر افتد و به وقت محاکمه، محکوم گردد . منتظر [فرمان ] پروردگار باش و همیشه در راهش رو، تا مقامت را رفیع کند و زمین را مالک شوى و شاهد نابودى اشرار باشى . مى‏بینم شخص شریر [که در دنیا به ظاهر] پرثمر و پرسایه مانند درختى سبز و ریشه‏دار در زمین اصلى خود است، پس از مدتى، دیده

نمى‏شود . به دنبال آن هستى، ولى اثرى از آن نمى‏یابى . کمال را در نظر گیر و مستقیم بنگر; که پایان چنین انسانى، سلامت است . اما همگى عصیان‏گران هلاک مى‏شوند و نهایت اشرار، فناست، لیکن رهایى و رستگارى نیکوکاران، از جانب خداست و او به هنگام تنگى، دژ و امان آنان است . به حق، پروردگار کمک‏شان مى‏کند و از اشرار نجات‏شان مى‏دهد و رهایى مى‏بخشد; زیرا زیر حمایت پروردگارند . اختلاف نظر مسلمانان و مسیحیان و یهود در هویت رهبر موعود الهى و کتاب وى در هویت‏شخصى که خداى متعال به دست وى، رخداد بزرگى را که انتظار مى‏رود، به اجرا مى‏گذارد، اختلاف نظر است . مسلمانان و یهود و مسیحیان، نظر گوناگونى در امتى که رهبر بزرگ الهى، از آن است و شریعت الهى که بدان عمل مى‏کند، دارند . همگى مسلمانان معتقدند وى از ذریه‏ى اسماعیل و از فرزندان محمد صلى الله علیه و آله خاتم انبیا و از نوادگان فاطمه، دخت پیامبر است و امت این رهبر [موعود]، امت محمد

است و آیینش، شریعت محمد مى‏باشد . ابى داود و ابن ماجه و ابن حنبل و طبرانى و حاکم در مستدرک و دیگران از قول پیامبر روایت کرده‏اند: اگر از دهر (دنیا) جز یک روز باقى نمانده باشد، خداوند مردى از اهل بیتم را برمى‏انگیزاند که زمین را چنان که پر از ستم شده‏است ، پر از عدل و داد خواهد کرد . نیز فرمود: مهدى از عترت من، از فرزندان فاطمه است . اما یهود و مسیحیان معتقدند که وى از ذریه‏ى اسحاق، از فرزندان یعقوب و از نوادگان داود است . مسیحیان مى‏گویند: این رهبر [موعود ] اسراییلى، مسیح عیسى بن مریم است که به دست‏یهود کشته شد . خداى متعال، وى را زنده کرد و از میان مردگان برانگیزاند و به آسمانش برد و در آخر دنیا، وى را مى‏فرستد تا توسط وى، وعده‏اش را تحقق بخشد . یهودیان مى‏گویند: وى [ رهبر موعود] هنوز زاده نشده است .. آیه‏ى ۲۰ اصحاح [ سوره] ۱۷ سفر تکوین [ پیدایش] به وعده‏ى خداى متعال به اسماعیل اشاره دارد: «اى اسماعیل! سخنت را

درباره‏ى وى [ رهبر موعود] شنیدم . منم آن‏که مبارکش مى‏گردانم و رشدش مى‏دهم و توانش را بسیار بسیار مى‏کنم و دوازده رهبر مى‏زاید و امت عظیمى قرارش مى‏دهم‏» . «حنان ایل‏» ; مفسر یهودى در حاشیه بر این آیه مى‏گوید: از پیش‏گویى این آیه، ۲۳۳۷ سال گذشت تا عرب (سلاله‏ى اسماعیل) [با ظهور اسلام در سال ۶۲۴ م] امتى عظیم گردند . در این مدت، اسماعیل مشتاقانه منتظر بود وعده‏ى الهى محقق شود و عرب بر عالم چیره گردند . ولى ما که ذریه‏ى اسحاق هستیم، تحقق وعده‏ى الهى که به ما داده شده بود، به سبب گناهان‏مان، به تاخیر افتاد، اما حتما وعده‏ى الهى، در آینده محقق خواهد شد . پس نباید نومید شویم . در سفر اشعیا ۱۱۱ آمده است: از تنه‏ى «یسى‏» شکوفه مى‏روید و از

ریشه‏اش، شاخه سبز مى‏شود . روح پروردگار، روح حکمت و هوشمندى، روح مشورت و توان، روح معرفت و ترس از پروردگار، بر «یسى‏» مستقر مى‏شود و شادى‏اش در تقواى پروردگار خواهد بود . به آن‏چه چشمانش مى‏بیند، قضاوت نخواهد کرد و به آن‏چه گوش‏هایش مى‏شنود، حکم نخواهد نمود . براى مسکینان، به عدل قضاوت مى‏کند و براى بینوایان زمین، به انصاف حکم مى‏نماید . با دهان و زبانش، زمین را مجازات خواهد کرد و به نفسى که از میان لبانش بیرون مى‏شود، منافق را مى‏میراند . او لباس نیکى مى‏پوشد و کمربند امانت‏دارى مى‏بندد . در نتیجه [و در پرتو حکومت عادلانه‏اش] گرگ با میش خواهد زیست و پلنگ در کنار بره خواهد نشست و گوساله و شیر درنده همدم خواهند شد و همه‏ى حیوانات با هم چرا خواهند کرد و بچه‏ى خردسالى، همگى را خواهد راند . گاو و خرس با هم به مرتع خواهند رفت و کره‏هاى‏شان کنار هم خواهند بود . شیر درنده مثل گاو، علف خواهد خورد و کودک شیرخواره، در امنیت، کنار لانه‏ى مار، بازى خواهد کرد و بچه‏ى خردسال، دستش را داخل لانه‏ى افعى مى‏کند و بدو آسیبى نمى‏رسد . در هر کوه قدسى، آدمیان اذیت نمى‏شوند و بدى نخواهند

کرد; زیرا زمین، از معرفت پروردگار پر خواهد شد، چنان که دریا از آب پر است . در آن روز، اصل و نسب «یسى‏» پرچم‏دار [هدایت ] امت‏خواهد بود و همگى مردم، (Gentiles) زیر پرچم وى خواهند آمد و بدو نظر خواهند داشت و جایگاه «یسى‏» رفیع خواهد شد . آیا رهبر موعود از فرزندان اسحاق یا اسماعیل است؟ تفصیل سخن در اختلاف مسلمانان و مسیحیان و یهود، با تحقیق در این مساله ممکن است: پیامبرى که امى‏ها [ مردم یا اهالى ام‏القرى (مکه) ] منتظر اویند، عیسى است‏یا محمد صلى الله علیه و آله؟ وارث ابدى امامت ابراهیم کیست؟ آیا اسماعیل و ذریه‏ى برگزیده‏ى وى هستند یا اسحاق و فرزندان برگزیده‏ى او؟ و رهبر الهى که بى‏آن‏که گناهى کرده باشد، کشته مى‏شود و کشتن وى سبب هدایت‏بسیارى خواهد شد، کیست؟ چنان که کشته شدن وى سبب حفظ و نشر دین مى‏شود و نسلى از ذریه‏ى او، روزگار درازى خواهند زیست و آینده‏ى روشن تاریخ بشریت، به دست آنان محقق خواهد شد .

علماى مسلمان و بسیارى از علماى یهودى و مسیحى، درباره‏ى «رهبر موعود از نسل کیست‏» و «پیامبر آخرالزمان کیست‏» بحث کرده و پیروى خود از پیامبر و اهل بیتش را اعلام نموده‏اند . درباره‏ى «کشته شدن رهبر موعود» ، مسیحیان پیرو «پولس‏» به تفسیر متونى پرداخته‏اند که ازمرد دردها و رنج‏ها سخن مى‏گوید و چنان که قوچ ذبح مى‏شود، کشته خواهد شد . اینان معتقدند وى عیسى بن مریم است . اما تطبیق متون، متناسب با او نیست; زیرا عیسى، ذریه و نسلى نداشت که روزگار دراز یا کوتاهى زندگى کنند . اختلاف شیعه و سنى در رهبر موعود شیعه معتقد است رهبر موعود، محمد بن حسن عسکرى است که سال ۲۵۶ هجرى متولد شد و والدش [امام] حسن عسکرى بر امامت وى تصریح کرده است

. سپس به اذن خدا، او غیبت صغرى و کبرى مانند عیسى نمود . غیبت صغرى هنگامى بود که خدا، وى را از نیرنگ حکومت عباسى نجات داد . وى از هنگام تولد، مخفى مى‏زیست و پدرش او را [از دیده‏ها ] پنهان مى‏کرد . پس از وفات پدرش در ۲۶۱، شیعیان را توسط وکیلانش (نواب اربعه) راهنمایى مى‏کرد . نیابت اینان ۶۹ سال (۲۶۱- ۳۲۹) به طول انجامید . غیبت کبرى، پس از وفات نایب چهارم (على بن محمد السمرى) آغاز شد . به هنگام وفات، وى به شیعه گفت: نایبى خاصى پس از او نخواهد بود تا خداى متعال، ولى‏اش را در آخر زمان ظاهر کند . سنى‏ها معتقدند مهدى هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنیا مى‏آید . تفصیل سخن در اختلاف شیعه و سنى درباره‏ى ولادت رهبر موعود و این‏که وى فرزند [امام ] حسن

عسکرى است‏یا در آینده متولد مى‏شود، با تحقیق در این مساله ممکن است . پیامبر جانشین و اوصیایى معصوم دارد و نقل سخن پیروان از امامان‏شان پذیرفته مى‏شود; زیرا مانند پیروان مذاهب دیگرند که به نقل از رهبران مذهبى خود، مسایل فقهى و تاریخى را روایت مى‏کنند . تمامى شیعه از زمان قدیم، اتفاق نظر دارند که پیامبر از امامان نام برده، شمارشان را گفته و هر امام، امام بعدى را معرفى کرده‏است . [امام] حسن عسکرى خبر داده است فرزندى دارد که وصى وى است و مهدى منتظر مى‏باشد . گواه شیعه بر بیان امامت الهى اهل بیت توسط پیامبر، حدیث ثقلین [کتاب الله و عترتى ] و حدیث‏سفینه [مثل اهل بیتى کمثل سفینه نوح . . . ] است . دلیل شیعه بر شمار امامان، حدیث اثنى‏عشر [اثنى عشر نقیبا] است و گواه بر این‏که نخستین امامان الهى، على سپس حسن، بعد حسین‏اند، حدیث غدیر [من کنت مولاه فعلى مولاه] و حدیث منزلت [انت منى بمنزله هارون من موسى . . . ] و حدیث کسا

و حدیث الحسن و الحسین سبط من الاسباط است که همگى در احادیث معتبر سنى روایت‏شده‏اند . گواه امامت نه فرزند [امام] حسین، احادیث وصیت در کتاب‏هاى معتبر شیعه است، مانند فرمایش امام باقر علیه السلام که کلینى روایت کرده‏است: یکون تسعه ائمه من ذریه الحسین بن على، تاسعهم قائمهم . نه امام از فرزندان حسین بن على‏اند، که نهمى قائم است . امام صادق فرمود: آیا مى‏پندارید اوصیاى ما هر که را بخواهند وصى مى‏کنند؟ نه، والله! این عهد و گفته‏اى به جا مانده از رسول الله درباره‏ى امامى پس از امامى دیگر است تا به وى [ مهدى موعود (عج) ] پایان پذیرد . در خبرى دیگر است: تا به صاحب الامر ختم شود . مشخصه‏ى سیره‏ى ائمه‏ى نه گانه، در اختیار داشتن کتاب‏هاى جامعه و جفر است که اما

م على به نقل از پیامبر، در دیدارهاى خصوصى که داشتند، نوشت و اخبار غیبى و کراماتى که از امامان دیده شد که جز از برگزیدگان مورد تایید خداوند، ساخته نیست . برادران اهل سنت کوشیده‏اند ادعاى نام بردن امامان و نخستین امام; على علیه السلام توسط پیامبر را رد کنند . اینان مى‏گویند: احادیث نبوى که گواه ادعاى شیعه است، دلالت ندارد یا سند آن ضعیف است، اما علماى شیعى با سنى‏ها مناقشه کرده، اشتباه اهل سنت را بیان کرده‏اند . برخى فرقه‏هاى شیعى به ویژه زیدیه، امامت دوازده امام را نپذیرفته‏اند، اما علماى شیعى بدانان پاسخ داده‏اند . برخى نویسندگان معاصرنیز مى‏گویند: مهدى متولد نشده است; زیرا فقط یک فرقه از دوازده فرقه‏ى پیرو حسن عسکرى، معتقد به ولادت مهدى‏اند . «نوبختى‏» در کتاب «فرق الشیعه‏» و اشعرى شیعى در «المقالات و الفرق‏» چنین گفته‏اند . جواب اینان را به تفصیل در کتاب «حول امامه اهل البیت و وجود المهدى‏» داده‏ام . غیبت‏به معناى وا نهادن

عمل به احکام اسلامى نیست غیبت‏به معنى توقف عمل به احکام اسلام نیست . چگونه مى‏تواند چنین باشد، در حالى که وجود اوصیاى پیامبر، براى حفظ اسلام است تا راهى صحیح براى کسانى باشد که مى‏خواهند به دین عمل کنند . امامان این وظیفه را به بهترین صورت انجام داده‏اند، بدین سان که گروهى امین را براى فراگیر علوم تربیت کرده‏اند . پذیرش حکومت‏بر جامعه‏ى اسلامى توسط امامان، جزئى از فعالیت‏هاى اینان بود، اما شرط اساسى براى پذیرش حکومت ، که وجود یاورانى شایسته و پیرو امامان است، فراهم نشد . چنان که امیر مؤمنان فرمود: اما والذى فلق الحبه و براالنسمه، لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر لالقیت‏حبلها على غاربها و لسقیت آخرها بکاس اولها . سوگند به آن‏که دانه را شکافت و بشر را آفرید! اگر بیعت کنندگان نبودند و یاران، حجت‏بر من تمام نمى‏نمودند، رشته‏ى کار را از دست مى‏گذاشتم و پایانش را چون آغازش مى‏انگاشتم . غیبت امام، راه چاره‏اى الهى در

برابر مکر عباسى‏ها بود که خواستند امام را بکشند، اما خداى متعال مى‏خواست او را حفظ و براى روز موعود ذخیره کند . بارزترین حکمت غیبت و سر آشکارش در مورد امت ویژه (شیعه‏ى اهل بیت) دادن فرصتى به میراث داران ائمه بود که مسؤولیت فکرى و علمى و سیاسى خود را بر اساس فهم بشر غیر معصوم، از قرآن اجرا کنند و میراث فکرى را که تجربه‏ى معصومانه‏ى پیامبر و امامان برجا گذاشته بود، انجام دهند . اندیشه‏ى بازگشت معصوم غایب در آخر زمان و ظهور دوباره‏ى وى در صحنه‏ى اجتماعى و سیاسى، براى ارزیابى تجارب گذشته‏ى غیرمعصومانه‏ى بشر است . نیز کشف میزان تاثیر و صدق تعبیر و درستى تجربه‏هاى بشر و تحقق وعده‏ى الهى [در برقرارى عدالت کامل و حکومت صالحان] است . مفهوم

انتظار فرج، مربوط به مهدى محمد بن حسن عسکرى است که رانده شده و مخفیانه زیست و هنوز وجود شریفش در این حال است . خدایا! در فرج ولى‏ات; حجت‏بن الحسن، تعجیل فرما! و ارتباط فرج به امت از آن روست که مهدى موعود (عج)، رهبر معصوم آنان است که براى انجام وظیفه‏ى خاص الهى آماده شده است . تقدیر خداست که پایان سرنوشت زمین، چنین باشد و حضرت عیسى علیه السلام او را کمک کند . بنابراین، حکمت وجود این اعتقاد در شیعه روشن مى‏شود، گرچه سنیان به مهدى موعود (عج) و غایب که رانده شده و نگران [وضع امت ] است، ایمان ندارند . نشانه‏هاى ظهور احادیثى که از نشانه‏هاى ظهور مهدى سخن مى‏گوید، چه در کتب شیعه و چه سنى، غالبا درباره‏ى دو موضوع بحث مى‏کند: نخست: حوادث مستقل و جداگانه‏اى که رخ خواهد داد . دوم: وضع اجتماعى و سیاسى و تکنولوژى (فن‏آورى) که جهان، پیش از ظهور دارد . به عبارت دیگر، وضع دنیاى سیاست و اجتماع و فن‏آورى پیش از ظهور را براى ما ترسیم مى‏کند . در مورد رویکرد دوم، هر که درباره‏ى نشانه‏هاى ظهور پژوهش کند، درمى‏یابد که جهان کنونى، از هر وقت دیگرى، به زمان ظهور نزدیک‏تر

است . از جنبه‏ى تکنولوژى، احادیث از جهانى سخن مى‏گوید که در آن هواپیماهایى است که مسافران را از کشورى به کشور دیگر مى‏برند و ایستگاه‏هاى رادیویى به تعداد مردم دنیا وجود دارد که مى‏تواند خبر را در آن واحد، براى تمامى دنیا پخش کند و تلفن‏هاى تصویرى هست و هر که در مشرق است، صداى برادرش رادر مغرب مى‏شنود و چهره‏ى او را مى‏بیند و رایانه‏هاى دستى وجود دارد که داراى برنامه‏هاى گوناگون است و دارنده‏اش را از همراه داشتن هزاران کتاب، بى‏نیاز مى‏کند . از جنبه‏ى اجتماعى، احادیث از وضع اجتماعى سخن مى‏گوید که زنان، لباس مدى پوشیده یا برهنه‏اند که گویاى کشف حجاب یا آرایش‏هاى جاهلانه است و انواع منکرات به ظهور مى‏رسد که پیش از پیدایش، آدمى تصورش را نمى‏کرد . از جنبه‏ى سیاسى، سخن از کشف معبد هیکل‏سلیمان مى‏گوید که لازمه‏ى بر پایى دولت اسراییل در دل جهان عرب و اسلام است . نیز وجود جنبش‏هاى اسلامى در جوامع مسلمان که تلاش دارد حکومت اسلامى بر پا کند، اما بسیارى از افراد مجاهد زندانى مى‏شوند .

اســلام و زرتــشــت :

اسلام دینى نیست که در آن ظهور منجى انتظار برود، و جایى براى مسیح نجاتبخش در آن وجود ندارد. با این همه به طور تدریجى و شاید تحت تاثیر مسیحیت عقیده به یک اعاده کننده آخر الزمانى ایمان از نسل پیامبر و یا به عنوان عیساى رجعت کننده در آن مطرح گردیده که معمولا از او به نام مهدى یاد مى‏شود، که به معناى کسى است که به طور الهى هدایت‏شده است. بعد از ظهور عیسى، روز قیامت‏شروع مى‏شود. خوبها وارد بهشت و شریران به داخل جهنم خواهند افتاد. بهشت و جهنم داراى مراحل مختلفى براى مجازات خوبى و بدى

مى‏باشد. دوره قبل از پایان جهان به صورت بدبینانه‏اى مورد نگرش قرار گرفته‏است. خداوند، خودش جهان بدون خدا را ترک و رها خواهد کرد. کعبه (زیارتگاه بزرگ و مقدس جهان اسلام) ناپدید خواهد شد. نسخه‏هاى قرآن تبدیل به اوراق خالى مى‏شود و کلمات آن از خاطره‏ها محو مى‏گردد. پس آن گاه پایان فرا مى‏رسد. در اسلام اهل سنت تمام این موضوع بیشتر به صورت افسانه‏آمیز بیان شده‏است تا به صورت یک اصل مسلم مذهبى. البته تمام مسلمانان متعصب( به آمدن یک اعاده کننده نهایى ایمان، اعتقاد دارند. در زمانهاى بروز بحران و

اضطرابات سیاسى یا مذهبى، توقع براى ظهور مهدى افزایش یافته و موجب قیام تعداد زیادى از کسانى که خود را مهدى مى‏خوانند، شده‏است. بهترین نمونه آن «محمد احمد» مهدى سودانى است که در سال ۱۸۸۱ م. شورشى را بر علیه دولت مصر بر پا کرد و بعد از چندین پیروزى پى در پى، دولت مهدى را به وجود آورد و تا سال ۱۸۹۸ م. که توسط فرمانده ارتش انگلیس به نام «کیچینیر» (KITCHENER) ، در سودان شکست‏خورد، دوام آورد. در آیین مسلمانان شیعه (که به واگذارى رهبریت روحانى در خانواده على، علیه‏السلام، پسر عمو و داماد محمد،، صلى‏الله‏علیه‏وآله، اعتقاد دارند) نظریه مهدى، بخش اساسى اعتقادات آنها را تشکیل مى‏دهد. در میان شیعیان اثنى عشرى که اصلى‏ترین گروه شیعیان‏اند، اعتقاد بر این است که مهدى منتظر، امام یا رهبر مذهبى دوازدهم است که مخفى شده و از مکان پنهان خود مجددا ظاهر خواهد شد. عقیده به مهدى در ایجاد مذاهب جدید و یا فرقه‏هاى شیعه نیز

نقش داشته‏است. به عنوان مثال، مى‏توان از اعتقاد دروزى‏ها نام برد که معتقدند «الحکیم‏» خلیفه مصرى سلسله فاطمیون (که در سالهاى‏۹۹۶ ۱۰۲۱ م. سلطنت کرد) و تصور مى‏شود آخرین نماینده الهى پیامبر باشد، در آخرالزمان (هزار سال بعد از ظهورش در اواخر قرن نهم) باز خواهد گشت تا حکومت‏خود را بر تمام جهان بر پا کند. دیگر چهره‏هاى منجیان اسلامى عبارتند از: میرزا غلام احمد، بنیان گذار فرقه احمدیه [ قادیانى] که در اواخر قرن نوزدهم خود را به عنوان مسیح و مهدى معرفى کرد. و همین طور میرزا على محمد شیرازى در ایران که بنیانگذار مذهبى بود که بعدا به نام هائیت‏شناخته شد. او در سال ۱۸۴۴ م. اعلام کرد که باب (دروازه) مى‏باشد. این اعلام مصادف با هزارمین سالگرد غیبت امام دوازدهم بود. آئین

زرتشتى، مذهبى است‏با یک افق کاملا آخرالزمانى;زیرا تاریخ جهان در این مذهب میدان جنگى است که در آن نیروهاى روشنایى و خوبى، با نیروى ظلمت و بدى مبارزه مى‏کنند. اگر چه عقیده به یک فرد مشخص نجاتبخش جنبه اساسى در نظام زرتشتى ندارد با این وجود چنین فردى حتما قیام خواهد کرد. گفته شده است دولت زرتشت، پیامبر ایرانى (قرن ششم قبل از میلاد) در پایان تاریخ چهار مرحله‏اى جهان که هر دوره آن ۳۰۰۰ سال به طول مى‏کشد گشوده خواهد شد و به فاصله هر ۱۰۰۰ سال، سه نجاتبخش دیگر که از پسران زرتشت محسوب مى‏شوند و بعد از مرگ وى به دنیا خواهند آمد، در پى وى ظاهر خواهند شد، آخرین آنها سوشیانز ( SOSHYANS) و یا سائوشیانت (SAOSHYANT) نام دارد که در پایان جهان ظاهر خواهد شد و خداوند وظیفه بر پایى آخرین حکومت جهان و رستاخیز مردگان را بر عهده وى خواهد گذاشت.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 11700 تومان در 52 صفحه
117,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد