دانلود مقاله بررسی ساختار سرمایه و منابع تأمین مالی بانک ملت و راههای بهینه کردن آن

word قابل ویرایش
180 صفحه
22000 تومان
220,000 ریال – خرید و دانلود

مقدمه
سوپر در ارائه نظریه اش به شدت تحت تاثیر خویشتن پنداری قرار گرفته است. یعنی او معتقد است هر فردی شغلی را انتخاب می کند که متناسب با عقاید وپندارش درباره ی خودش باشد. سوپر در ایجاد نظریه اش تحت عقاید بوهلر در زمینه رشد نیز قرار گرفته است. بوهلر که یک متخصص روانشناسی رشد است، زندگی را ترکیبی از از دوره های متعدد ومشخص می داند.

دوره اول را دوره رشد می نامد که از لحظه تولد آغاز وتاسن چهارده سالگی ادامه می یابد. سپس دوره مکاشفه شروع می شود که سنین پانزده تا بیست وپنج سالگی را در بر می گیرد. دوره سوم را ابقاء می نامد که از سن بیست وپنج سالگی آغاز ودر حدود سن شصت وپنج سالگی پایان می پذیرد. دوره آخر به افول معروف است واز سن شصت وپنج سالگی به بعد آغاز می شود وتا پایان زندگی ادامه می یابد. نقش ها و وظایف وفعالیت های انسان در هر دوره متفاوت وجداگانه با

دوره‌های دیگر است. سوپر با تأسی بر عقاید بوهلر کامل ترین نظریه در زمینه انتخاب شغل وتعیین مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه را پیشنهاد نموده است. (شفیع آبادی، ۱۳۸۲، ص ۱۳۱)
سوپر به مسیر تکاملی انتخاب شغل وبلوغ شغلی وحرفه ای بیشتر از انتخاب شغل توجه دارد. زیرا معتقد است انتخاب شغل یکی از نتایج تکامل وبلوغ شغلی وحرفه ای است . بنابراین اگر مسیر

تکاملی انتخاب وبلوغ شغلی وحرفه ای مورد مطالعه وبررسی قرار می گیرد ومشخص شود که فرد بطور کلی در طی این مسیر از چه مراحلی می گذرد، در این حالت هدایت شغلی وحرفه ای فرد با توجه به مسیر ومراحل شناخته شده بسیار ساده تر وعملی تر خواهد بود. به نظر سوپر عوامل زیر مستقیماً در مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه دخالت دارد.

۱٫ عوامل نقشی: کلیه عواملی را شامل می شود که در محیط نقش فرد را معین ومشخص می سازند. بعنوان مثال، نقش فرد را در جامعه بعنوان معلم، مهندس، مشاور، پلیس، وغیره می توان مشخص کرد. هرکدام از این نقشها برای فرد ارزش واهمیت خاصی دارد که ممکن است همانند ویا مغایر با ارزش واهمیتی باشد که از طرف جامعه برای نقش مورد نظر تعیین گردیده است. به عبارت دیگر، احتمال دارد تصور فرد از شغل مورد نظرش با تصور کلی جامعه از آن شغل یکسان نباشد. فرد با در نظر گرفتن ارزش واهمیتی که شخصاً برای نقش هر شغل قائل است ونیز با توجه به ارزش اجتماعی نقش هر شغل به انتخاب یکی از مشاغل مورد علاقه خود اقدام می نماید.

۲٫ عوامل فردی: کلیه خصوصیات فردی نظیر هوش، توانائی های خاص، رغبت ها وارزش ها در زمره ی عوامل فردی قرار می گیرند. این عوامل نیز بدون شک در تعیین مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه موثر می باشند.

۳٫ عوامل موقعیتی: زمینه های خانوادگی، وضع اجتماعی واقتصادی ، رابطه عرضه وتقاضا، میزان دستمزد و حقوق در زمره ی عوامل موقعیتی بشمار می آیند. این عوامل نیز در تعیین مسیر تکاملی شغل وحرفه و در نتیجه در انتخاب شغل تأثیر قابل انکاری دارند.

گفتیم که درنظریه تکاملی سوپربر خویشتن پنداری تاکید زیاد می شود. به نظر سوپر وهمکارانش(۱۹۶۳) اولین عامل موثر در تعیین مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه پندار وعقیده انسان درباره خودش می باشد. با مرور مختصری در نوشته های پیروان مکتب اصالت انسان بخوبی آشکار می شود که اولاً خویشتن پنداری مهمترین عامل تعیین کننده نوع رفتار انسان می باشد.(وایلی ۱۹۶۱) . ثانیاً تعاریف جداگانه ومتعددی درمورد خویشتن پنداری توسط محققان ابراز شده است. گرچه تعاریف ارائه شده به ظاهر متفاوتند، ولی همگی معنی ومفهوم تا حدودی یکسانی را درباره ی خویشتن پنداری بیان می کنند.(همان)

خویشتن پنداری
به نظر اوهارا و تیدمن (۱۹۵۹) خویشتن پنداری عبارت از مجموعه ارزشیابی های انسان درباره خودش می باشد. دراین تعریف به جنبه های مختلف انسان از قبیل استعدا، رغبت، طبقه اجتماعی، وارزش توجه کامل مبذول می گردد. به نظر اوهارا وتیدمن قدرت وتوانائی انسان برای ارزشیابی از وضع موجود، بخشی از خویشتن پنداری فرد را تشکیل می دهد. لذا به نظر اوهار وتیدمن خویشتن پنداری عبارت از مجموعه تصورات انسان در باره خودش در موقعیت ها وزمینه های مختلف می باشد.

به نظر راجرز، خویشتن پنداری عبارت از نظام ادراکی انسان می باشد که تعیین کننده شیوه زندگی است. به عقیده راجرز (۱۹۵۱) خویشتن پنداری نظام ادارکی است که به طور آگاهانه عمل می کند واز زمینه هائی نظیر درک توانایی های فردی، درک روابط فرد با خود وبا دیگران ، درک ارزشها ودرک هدف های زندگی تشکیل می گردد. لذا خویشتن پنداری نظام پویائی است که با اعتقادات ، ارزش ها ، رغبت ها ، استعدادها و توانائی های فرد ارتباط دارد. این عوامل به نوبه خود تعیین کننده مسیر زندگی انسان می باشند. به نظر اسنیگ، وکومر (۱۹۴۹) نیز خویشتن پنداری مرکب از ادراکات، احساسات، وطرز تلقی های انسان می باشد.

سوپر وهمکارانش(۱۹۶۳) ضمن اشاره به عقاید کارتر در زمینه تاثیر خویشتن پنداری در مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه، معتقدند خویشتن پنداری شغلی وحرفه ای عبارت از تمام اعتقادات وتصورات فرد است که به نوعی با انتخاب شغل وحرفه ارتباط دارد ویا در مسیر تکامل ویا انتخاب شغل وحرفه اثر می گذارد. می توان گفت خویشتن پنداری شغلی وحرفه ای وسیله ای برای بررسی چگونگی مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه است که مآلاً به انجام شغل منجر خواهد شد.
تشکیل خویشتن پنداری از زمانی آغاز می شود که یک نوزاد می فهمد که موجودی جدای از پدر ومادر است. رشد و غنای خویشتن پنداری در طول زندگی ادامه پیدا می کند. رشد آن تحت

تاثیر فرهنگ خانواده وتجاربی است که ما با آنها برخورد می کنیم. سوپر(همانند خیلی دیگر از روانشناسان که بر روی اهمیت یادگیری تاکید دارند) معتقد است که اینکه ما چقدر می توانیم در یک حیطه مشخص خوب عمل کنیم، توسط تقویتی که ما دریافت می‌کنیم می تواند کاهش یا

افزایش یابد. اگر ما در رشته ریاضیات خوب عمل کنیم، نمرات بالایی در امتحانات ریاضی می گیریم واغلب برای معلوماتمان مورد ستایش قرار می گیریم، احتمالاً یک خویشتن پنداری ای قوی نسبت به ریاضیات داریم که وابسته به این تقویت مثبت است. اگر در ریاضیات ضعیف عمل می کنیم، نمرات پایین می گیریم ومعلم واطرافیان دیگر به ما می گویند که باید در ریاضیات بهتر عمل کنیم، ما یک خویشتن‌پنداری ضعیفی نسبت به ریاضیات داریم که در ارتباط با این تقویت منفی است (اینترنت ۱)
در حیطه سال مختلف زندگی مان ما تصویرهایی از خود می سازیم . بعضی اوقات این تصاویر

واقعی، روشن وخوب تعریف شده اند و بعضی اوقات، غیر واقعی، مبهم ونامفهوم هستند. سوپر، اظهار کرد که همه بخشهای خویشتن پنداری که می تواند در شغل به کار گرفته شود خویشتن پنداری شغلی را می سازد. درونمایه اصلی نظریه سوپر این است که هر فرد به دنبال این است که خویشتن پنداری شغلی خویش را از طریق انتخاب شغل به نمایش بگذارد. (نیلز و هر، ۲۰۰۱)
تفکر درباره این موضوع، موضوعات دیگر را به ذهن متبادر می کند، یکی اینکه اگر یک فرد یک

 

چهار مرحله مکاشفه، تشخیص، همانند سازی، وایفای نقش به نظر سوپر در فرآیند رشد وتکامل خویشتن پنداری وجود دارند. این مراحل بشرح زیر قابل توجیه هستند:۱) مرحله مکاشفه در تکوین خویشتن پنداری اهمیت فوق العاده ای را حائز است . زیرا اولین مرحله در شکل پذیری خویشتن پنداری است. در این مرحله فرد خود را به عنوان انسانی مجزا ومتفاوت از دیگران احساس می کند ودر ضمن از تشابهاتی که با دیگران دارد نیزآگاه می شود. به مرور زمان با توجه به واقعیات محیطی ، فرد از طریق تجربیات به تکامل هستی خود می پردازد. به احتمال زیاد خویشتن پنداری شغلی و حرفه ای نیز بهمین ترتیب رشد می کند. به موازات تکامل رشد، فرد امکانات خود را جهت اشتغال به مشاغل متعدد و با تحصیل در رشته های گوناگون مورد سنجش و بررسی قرار می دهد.

۲) تشخیص نیز در تکوین خویشتن پنداری از اهمیت خاصی برخوردار است . به عنوان مثال کودک به مرور زمان می آموزد که دست زدن به بخاری داغ باعث سوختگی ناراحتی می گردد.در زمینه بزرگسالان نیز انسان ضمن مقایسه با دیگران به تشخیص امکانات وخصوصیات فردی موفق می شود. مثلاً پی می برد که از دیگران احتمالاً چاق تر، لاغر تر، باهوش تر، ویا کم هوش تر است. مسلماً چنین تشخیصی موجب تصمیم گیری های خاص در زمینه های شغلی وتحصیلی می گردد. ۳) مرحله همانند سازی نیز در تکوین خویشتن پنداری فرد اهمیت ویژه دارد. کودکان در سنین معین ضمن همانند سازی انسان از کارهای عام به کارهای خاص صورت می پذیرد. اگر نوجوانی تشخیص دهد که شغل پدرش او را ارضاء نمی نماید، همانند سازی با مشاغل افراد دیگر را آغاز می کند.

مثلاً فرزند بقال ممکن است با همسایه خود که مهندس است همانند سازی نماید.۴) ایفای نقش از طریق مرحله همانند سازی ایجاد می شود. کسی که با شغلی ویا با فردی همانند سازی می کند، دوست دارد که به انجام آن شغل بپردازد، ونقش فرد مورد علاقه خود را ایفا کند. لذا این مرحله نیز در تکوین خویشتن پنداری تأثیر بسزایی دارد.(شفیع آبادی،۱۳۸۲،ص۱۳۴)

فرایند انتخاب شغل:
جنبه دیگری از نظریه سوپر فرآیند بودن مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه است. به بیان دیگر، مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه فرآیندی است که درتمام دوران زندگی ادامه می یابد. می توان نتیجه گرفت با افزایش سن وپیدایش بلوغ شغلی وحرفه ای انتخاب های فرد صحیح تر ومناسب تر می شوند. یعنی فرد عادی معمولاً با افزایش سن انتخابهای بهتری را انجام می دهد. ویژگی های بلوغ شغلی وحرفه ای عبارت از قبول مسئولیت، رغبت به انتخاب، جمع آوری وتجزیه وتحلیل اطلاعات، تهیه طرح ونقشه ای برای عمل وفعالیت، واستفاده از کلیه منابع موجود می باشد، فرد بالغ معمولا می تواند به بهترین وجه از امکانات خود در رسیدن به مقاصد واهدافشان استفاده نمایند. هال (۱۹۶۳) نیز انتخاب شغل وحرفه را فرآیندی می انگارد که با افزایش بلوغ مسیر بهتر ومشخص تری را طی می نماید. (همان)

به نظر سوپر وهمکارانش (۱۹۶۳) مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه که با رشد عمومی هماهنگ است مراحل متعددی دارد که ذیلاً توضیح داده می شود.
الف. مرحله رشد(تولد تا ۱۴ سالگی). خویشتن پنداری کودک در درجه اول بر اثر همانند سازی با اعضای خانواده ویا معلم رشد می کند. در آغاز این مرحله نیازها ورویا بافی های کودک اهمیت دارند. با افزایش سن وضمن شرکت درفعالیت های اجتماعی وآزمون واقعیت به مروز زمان رغبت ها وتوانائی ها ی فرد در انتخاب شغل اهمیت بیشتری پیدا می کنند. این مرحله دوره های زیر را شامل می گردد.

۱٫ رویائی(۴-۱۰ سالگی): در این دوره نیازهای اولیه غالب هستند وکودک در عالم رویا وخیال به برآوردن آرزوها وامیال خود می پردازد. هیچ گونه واقع بینی در این دوره وجود ندارد وبا مشاهده بازی کودکان می توان به امیال وآرزوهای آنها پی برد.
۲٫ رغبت(۱۱-۱۲سالگی): در این سن هنوز به واقعیت توجه زیادی مبذول نمی گردد و رغبت ها وآرزوها تا خدود زیادی تعیین کننده ی مسیر تلاش وفعالیت فرد می باشند، به نظر گینز برگ دوره رغبت از سن یازده ویا دوازده سالگی آغاز می گردد.

۳٫ صلاحیت(۱۳-۱۴سالگی): در این دوره به توانائی ها اهمیت بیشتری داده می شود وفرد سعی دارد با توجه به نیازها وتوانائی ها خود شغلی را انتخاب کند. یعنی در این دوره تا حدودی به واقعیت توجه می شود. به نظر گینز برگ دوره صلاحیت سنین دوازده تا چهارده سالگی را شامل می شود.
ب . مرحله مکاشفه (۱۵-۲۴سالگی): در این مرحله خودآزمائی، ایفای نقش ، وشناخت مشاغل از طریق انجام کارهای مدرسه واشتغال در ایام فراعت در موسسات وکارگاهها انجام می گیرد. دوره های این مرحله عبارتند از:

۱-آزمایشی (۱۵-۱۷سالگی): در این دوره ارزشها، رغبت ها ، نیازها و توانائی ها وامکان استفاده از فرصت ها جهت اشتغال مورد توجه قرار می گیرند. انتخاب های شغلی بطور آزمایشی انجام می پذیرند وبه صورت بحث با دیگران وگاهی نیز اشتغال به بوته آزمایش گذارده می شوند.
۲-انتقال(۱۸-۲۱سالگی): با افزایش سن وتکامل رشد، فرد در انتخاب شغل به واقعیت توجه بیشتری مبذول می دارد وبه گذراندن دوره های کارآموزی علاقمند می گردد.
۳-کوشش(۲۲-۲۴سالگی): در این دوره فرد شغل مورد علاقه ومناسبی را پیدا می کند وبطور آزمایشی برای مدتی بدان اشتغال می ورزد.

ج . مرحله ایجاد (۲۵-۴۴ سالگی): فرد پس از تعیین شغل مورد نظر احتمالاً‌ برای همیشه به انجام آن خواهد پرداخت. فعالیت ها وتلاش های این مرحله به خاطر تثبیت شغلی انجام می پذیرند، دوره های این مرحله عبارتند از:
۱-کوشش (۲۵-۳۰سالگی): اگر فردی از نتایج کارش رضایت داشته باشد درصدد ادامه انجام شغل است ودر غیر اینصورت در صدد تغییر آن برخواهد آمد. لذا سعی وکوشش فرد در این دوره بخاطر تثبیت شغل می باشد.
۲-تثبیت (۳۱-۴۴سالگی): اگر فرداز شغلی که انتخاب کرده کاملا راضی باشد به تثبیت آن اقدام می نماید. این دوره زمان خلاقیت وابتکار است. زیرا تثبیت شغل احتیاج به نوآوری وکارآئی دارد که فرد بتواند بطور رضایت بخشی به شغلش ادامه دهد.

د.مرحله ابقاء(۴۵-۶۴ سالگی) : در این مرحله فرد سعی دارد شغل مورد نظرش را ابقاء نماید وبه تکمیل مهارتهای خود بپردازد. معمولا کمترکسی در این مرحله به تغییر شغل قبلی می پردازد وشغل جدید ی را انتخاب می کند، ولی به طور کلی امکان تغییر شغل دراین مرحله نیز وجود دارد.
هـ . مرحله افول(سن ۶۵ سالگی به بالا) – با تقلیل توانائی بدنی تغییراتی در فعالیتهای شغلی وحرفه ای نیز پدید می آید. در این مرحله فرد معمولاً در نقش ها ووظایف شغلی خود تغییراتی را بوجود می آورد. دوره های این مرحله عبارتند از:
۱٫ تقلیل (۶۵-۷۰ سالگی): در زمان بازنشستگی وگاهی نیز در مرحله ابقاء فرد توانائی کارکردن را به مقدار قابل توجهی از دست می دهد. گروهی از مردم در این سن شغل دیگری را که انجامش به توانائی کمتری نیاز دارد جایگزین شغل قبلی خود می نمایند.

۲٫ بازنشستگی (سن ۷۱سالگی به بالا): وضع جسمانی افراد در سنین مختلف ونیز عکس العمل انسان ها به بازنشسته شدن با یکدیگر یکسان نمی باشد. بازنشستگی از شغل برای بعضی ها با شادی وخوشحالی وبرای عده ای دیگر با نگرانی و دلهره همراه است. گروهی نیز قبل از بازنشسته شدن از شغل، دار فانی را وداع می گویند. توجه به افراد بازنشسته از نظر روانی وجسمانی در راهنمائی شغلی وحرفه ای اهمیت فراوانی را حائز است.

فعالیت‌های تکاملی
مسیر تکاملی انتخاب شغل وحرفه از طریق پنج رشته فعالیت انجام می پذیرد که سوپر آنها را رشته های تکاملی شغلی می نامد. به عبارت دیگر، انسان در جریان انتخاب شغل و طی مسیر تکاملی انتخاب شغل یک رشته فعالیت های تکاملی را انجام می دهد که بشرح زیر قابل ذکرند.

۱-تبلور- سنین چهارده تا هجده سالگی را شامل میشود. از طریق تبلور فرد سعی دارد ترجیح های شغلی را بطریقی تنظیم کند وسپس انتخاب نماید که مسیر تکاملی انتخاب شغل با پندار فرد در باره خودش سازگار باشد. برای آن که فرد به نتیجه بهتر وصحیح تر نایل شود باید از تمام امکانات وفرصت ها به نحو احسن استفاده نماید. در سنین تبلور، فرد از عواملی که توجه به آنها در طرح ریزی شغلی وحرفه ای ضرورت دارد آگاه می شود، عواملی را که در هدف ها اثر می گذارند

شناسائی می کند، ارزش ها ورغبت هایش را مورد بررسی قرار می دهد، ترجیج های شغلی را بطور کلی می شناسد، ثباتی در ترجیح های شغلی ایجاد می نماید. درباره مشاغلی که ترجیح می دهد اطلاعاتی را گردآوری می کند، ودرباره مشاغل ترجیح داده شده طرح ریزی وآینده نگری می نماید.
۲- تعیین – از سن هجده سالگی تا بیست سالگی ادامه می یابد. در سنین تعیین فرد به تصمیم گیری در مرود شغل احتمالی آینده اش نزدیک تر می شود. فرد باید رغبت ها وترجیح های خود را محدودتر نماید تا بتواند از بین آنها به انتخاب بپردازد. لذا در سنین تعیین برخی از رغبت ها وترجیح های موجود در سنین تبلور باید از بین بروند وبا توجه به واقعیت انسان پندار ومفهوم دقیق تری درباره خود کسب کند ودرجریان انتخاب سعی نماید آن دسته از مشاغل را بر گزیند که با پندار ومفهوم خود سازگارتر هستند.
۳- اجرا- سنین بیست ویک تا بیست وچهارسالگی را شامل میشود. در این سنین انتخاب با توجه به خود پندار ومفهوم خود انجام می گیرد. یعنی انسان با توجه به مفهوم خود شغلی را بر می گزیند. اجرا بر تبلور وتعیین استوار است. در سنین اجرا فرد به گذراندن دوره آموزش شغلی وحرفه ای می پردازد وسپس به شغلش اشتغال می ورزد.
۴-تثبیت – سنین بیست وپنج تا سی وپنج سالگی را در بر می گیرد. فرد در این سنین پس از اشتغال به شغلش قضاوت می کندکه آیا شغل وحرفه مناسبی را برگزیده است یا نه . درصورت تناسب شغلی فرد به تثبیت آن اقدام می کند.

۵- تحکیم – از سن سی وپنج سالگی به بعد آغاز می شود. معمولا فرد پس از گذراندن مرحله تثبیت با موفقیت، شغلش را تا آخر عمر ادامه خواهد داد. دراین مرحله فرد به تکمیل مهارت ها وتوانائی های شغلی مبادرت می ورزد. (همان)

بلوغ شغلی:
نظریه رشدی شغلی سوپر با نظریه رشدی روانی اریکسون مقایسه می‌شود. اریکسون توانایی ایجاد طرحهای شغل مناسب و موفقیت‌آمیز را نقطه مرکزی حل رضایت‌بخش بحران هویت دوران نوجوانی می‌دانست. یک شغل می تواند به عنوان ابزاری برای تحقق خویشتن‌پنداری وبرای ترکیب کردن هر دو یک شکل همبسته است. (اوهلر، ۱۹۹۴، ص۳۳۶)
تکامل شغلی عموما میتواند به عنوان اندازه ای که افراد می توانند انتخاب های شغل را مستقلا انجام دهند، تعریف شود. سوپر بلوغ شغلی را به عنمقدمه:

امروزه و به ویژه پس از بحران ورشکسته شدن بانکها در دهه ۱۹۹۰ ساختار سرمایه و نسبت سرمایه بانکها یکی از موضوعات مهم در عرصه بانکداری است و قانون گذاران را بر آن داشت تا برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی در آینده و به جهت حفظ سلامت نظام مالی و پولی داخلی و بین المللی تدابیری در این خصوص اتخاذ نمایند. در همین راستا کمیته بال در سال ۱۹۸۸ مشخص کرد که سرمایه بانک بایستی حداقل ۸ درصد ارزش موزون داراییهای ریسک دارش باشد.

یکی از دلایل مهم بالابردن نسبت سرمایه در بانکها توانمند ساختن آنها برای مقابله با خطر عدم باز پرداخت تسهیلات بانکی از طرف وام گیرندگان ( ریسک اعتباری ) است. زیرا در شرایط بحرانی بانک از سرمایه خود به عنوان یک سپر در مقابل ورشکستگی استفاده می‌نماید. این هدف یعنی تضمین سلامت بانک در مقابل خطر ورشکستگی و حداکثر کردن سود سهامداران آن باعث شده است که موضوع بهینه کردن ساختار سرمایه بانک ( حداقل کردن خطر ورشکستگی و حداکثر کردن سود سهامداران) مورد توجه اندیشمندان مالی و بانکداری قرار گیرد.

از اینرو برای بهینه کردن ساختار سرمایه بانک درک و شناخت منابع مختلف مالی بانکها و هزینه هایی که بانکها به جهت تامین آنها متقبل می شوند و همچنین محاسبه میزان هزینه هریک از آنها برای مدیران مالی بانکها در خصوص تصمیم گیری در زمینه تأمین مالی و جهت دهی به گرایش بانک برای جذب ارائه کنندگان منابع خاص ( ارزان و کم ریسک ) بمنظور حداکثر کردن ارزش بانک دارای اهمیت فراوانی است .

۱-بیان مسئله تحقیق
اکثرنظریات موجوددرساختارسرمایه به ارتباط ساختار سرمایه باهزینه سرمایه، ریسک شرکت وارزش شرکت اذعان دارندو همچنین تحقیقات انجام شده درایران دراین موضوع ارتباط بین ساختارسرمایه با هزینه سرمایه وریسک شرکت راتأیید می‌کنند.از آنجائی که در زمینه ساختارسرمایه بانکها درایران تا به حال تحقیقاتی انجام نشده است و از آنجا که ماهیت فعالیت و ساختار سرمایه بانکها از شرکتها متفاوت است، این سوال پیش می آید که آیا یک ساختار سرمایه بهینه برای بانک وجود داردکه ضمن معقول کردن ریسک مالی آن، بازدهی حقوق صاحبان سهام را حداکثر نماید؟ آن ترکیب بهینه چگونه ترکیبی است؟

ساختارسرمایه ومنابع مالی بانک درواقع اقلامی هستند که درسمت چپ ترازنامه نشان داده می‌شوند. این اقلام منابعی هستند که بانک برای تامین مالی دارائیهایش ازآنهااستفاده می‌نماید . این منابع به دو دسته، حقوق صاحبان سهام (شامل سرمایه و سود انباشته) و بدهیها (شامل انواع سپردههای مردم نزد بانک، استقراض از سایر بانکها، استقراض از بانک مرکزی ، وجوه اداره شده ) تقسیم میشوند .

به جهت ارتباط تنگاتنگی که بین ساختار سرمایه با هزینه سرمایه و ریسک مالی از یکطرف و همچنین بین هزینه سرمایه با ارزش واحد انتفاعی از طرف دیگر وجود دارد، موضوع ساختار سرمایه یکی از موضوعات مهم و با اهمیتی است که مدیران مالی شرکتها و بانکها در جهت کاهش ریسک مالی و درنتیجه کاهش خطر ورشکستگی و درعین حال افزایش سودآوری شرکتها و یا بانکها با

توجه به محدودیتهای قانونی که دراین زمینه وجود دارد، دست و پنجه نرم می‌کنند، تا شاید بتوانند ترکیبی بهینه از منابع مالی برای حداکثر کردن ارزش بانک تعیین و عملی سازند. در مورد کم کردن ریسک مالی و ریسک تجاری بانک، نسبت سرمایه از موضوعات حائز اهمیت میباشد. از همین روبود که استانداردهای سرمایه مبتنی بر ریسک توسط کمیته بازل درسال ۱۹۸۸ برای پوشش دادن ریسک اعتباری ایجادگردید.

در این راستا جهت بررسی سوالات فوق الذکر ساختار سرمایه و هزینه سرمایه محاسبه شده و ارتباط آنها با یکدیگر، بااستفاده از ضریب همبستگی پیرسون مشخص میگردد.
و همچنین برای تعیین بهینه بودن ساختار سرمایه فعلی از طریق محاسبه چهار نسبت مشروحه ذیل و مقایسه آنها با میانگین صنعت استفاده می شود .
۱- نرخ کفایت سرمایه یا نسبت سرمایه واقعی به داراییهای ریسکدار:
درکشورهایی که بانکها نظام مدیریت اطلاعات داخلی ضعیفی دارند، این شاخص ها به صورت درصدی از کل داراییها نمایان می گردد. میزانی که حداقل کمتر از ۵ تا۸ درصد نباشد باید به عنوان پایه در نظر گرفته شود . به هر صورت ، این درصد درموارد مختلفی به علت ریسکهای خاص بانک یا ریسکهای عمده خارج از ترازنامه افزایش

می یابد . در کشورهایی که نظام حسابداری و مدیریت اطلاعاتی پیچیده ای دارند، شایسته است که شاخص کفایت سرمایه ( مبتنی بر ریسک ) را که توسط سیستم نظارتی کمیته بال تهیه شده است بپذیرند.
۲- نسبت سپرده ها به بدهی ها :
این نسبت باید نشان دهد که چه مقدار از داراییهای بانک ، توسط مدیریت در امور مولد بکارگرفته شده است . ولی از آنجا که اثاثیه و ابزار بانک در عین حال که برای حمایت از عملیات بانکی ضروری هستند ممکن است مستقیما” درآمد ایجاد ننمایند . استفاده غیر مولد ازبرخی از داراییها طبیعی است . همانطور که تنوع سازی ترکیب دارایی ها برای مقابله با ریسک تجاری برای سرمایه گذاران مهم و حائز اهمیت است ، متنوع سازی منابع تامین مالی برای بانکها هم از نظر نوع منابع و هم تعداد آنها به منظور کاهش ریسک خارج شدن یکباره منابع بانک و اطمینان از ثبات نسبی منابع لازم می باشد. از اینرو توجه به سپرده های بانک که از شمار بسیار زیادی از سپرده گذارن بدست آمده است ، در راستای رسیدن به این هدف می باشد .

۳- نسبت سپرده های بلند مدت به کل سپرده ها :
اهمیت سپرده های بلند مدت برای بانکها بدلیل غیر دیداری بودن آنهاست. هر چند دستیابی به این سپرده ها هزینه های بالاتری را برای بانک ایجاد می کند اما این سپرده ها با ثبات ترین منابع بانک به شمار می آیند و باتوجه به این خصوصیت آنها و در جهت تامین منابع مالی لازم برای تسهیلات اعطایی بلند مدت بهتر است از این نوع منابع استفاده شود .
۴- هزینه سرمایه:
از آنجا که سهامداران بانک در مقایسه با سپرده گذاران و سایر بستانکاران ، در وصول طلب خود در رتبه بعدی قرار دارند خطر بیشتری را متحمل می شوند. لذا برای راکد ماندن سرمایه خویش منطقا” انتظار پاداش بیشتری ، نسبت به سپرده گذاران بانک ، دارند . بنابراین سرمایه ، منبع پرهزینه ای برای تامین وجه می باشد . به دلیل آنکه سرمایه به عنوان پشتوانه ای برای تضعیف ارزش داراییهای مخاطره آمیز در نظر گرفته می شود . پرداخت هر گونه وامی توسط بانک ، تخصیص مبلغ متناسبی از سرمایه ، مطابق بامیزان کفایت سرمایه را ایجاب می نماید .

یکی از مهمترین معیارها برای بررسی بهینه بودن ساختار سرمایه استفاده از هزینه سرمایه میباشد. از همین روست که ساختار سرمایه بهینه را ترکیبی از منابع مالی
می دانند که دارای کمترین میانگین موزون هزینه سرمایه باشد . این امر از طریق بدست آوردن ارزانترین منابع ( کاهش هزینه های عملیاتی از قبیل سود ، جایزه ،…) حاصل میشود که این خود افزایش سود آوری بانک رادر پی دارد .

۲- ضرورت و اهمیت انجام تحقیق
هر سازمان، شرکت و یا موسسه ای به دنبال رسیدن به اهداف خاصی میباشد و بانکها و موسسات انتفاعی نیز از این قاعده مستثنی نیستند و آنها نیز درپی دستیابی به سودآوری بعنوان هدفی از اهداف وجودی خود و همچنین برای تضمین ادامه حیات خود میباشند. در این بین بانک ملت نیز برای رسیدن به اهداف و همچنین برای اطمینان از تداوم حیات خود، باید که سود خود را حداکثر نماید. افزایش سود بانک از طریق افزایش درآمدها و کاهش هزینه ها امکانپذیر میباشد. یکی از اقلام هزینه ها ،هزینه های ثابت تامین مالی میباشد که جهت افزایش سودآوری بانک ،

بایستی حداکثر تلاش جهت تامین مالی از طریق کسب منابع مالی ارزان مبذول گردد. منابع تامین مالی درساختار سرمایه متبلور می باشند و ترکیب ساختار سرمایه بر هزینه ثابت تامین مالی و ریسک مالی و درنتیجه بربازده حقوق صاحبان سهام تاثیر میگذارد. بنابراین ضرورت دارد که ساختار سرمایه بانک مورد بررسی قرارگرفته و همچنین ساختار سرمایه بهینه آن تعیین گردد.

۳ – اهداف تحقیق
هدف اصلی از انجام این تحقیق، تعیین ساختار سرمایه مطلوب برای بانک ملت با توجه به میزان ریسک و هزینه سرمایه آن بر طبق مقررات و استا نداردهای بین المللی
می باشد .
اهداف جزئی :
۱- بررسی وضعیت ساختار سرمایه مطلوب و ساختار سرمایه واقعی بانک ملت
۲-بررسی جایگاه و ترکیب انواع سپرده ها در تامین مالی دارایی های بانک ملت
۳- بررسی جایگاه تسهیلات دریافتی ازسیستم بانکی در تامین مالی دارایی های بانک ملت
۴- بررسی جایگاه حقوق صاحبان سهام در تامین مالی دارایی های بانک ملت
۵- محاسبه هزینه تأمین مالی سرمایه برای بانک ملت طی سالهای ۱۳۷۲تا ۱۳۸۱و ترسیم روند آن برای این سالها

۴- فرضیات تحقیق
دراین پژوهش برای پاسخگوئی به سئوال تحقیق ، فرضیه ذیل مطرح شده است .
فرضیه اصلی – ساختار سرمایه واقعی بانک ملت بهینه نمی باشد .
فرضیه فرعی اول– هزینه تأمین مالی سرمایه بانک ملت بهینه نمی باشد .
فرضیه فرعی دوم- ریسک اعتباری بانک ملت بهینه نمی باشد.

۵- روش تحقیق
روش انجام این تحقیق، ترکیبی ازروشهای توصیفی ، تحلیلی و مقایسه روند میباشد، دراین تحقیق برای جمع آوری اطلاعات مربوط به ادبیات موضوع ازروش کتابخانه ای و ازطریق بهره گیری ازاطلاعات مالی بانک درجهت تعیین هزینه سرمایه و بهینه کردن ساختار سرمایه آن ازروش توصیفی وتحلیلی استفاده میشود. وبرای ترسیم تغییرات هزینه سرمایه در سالهای موردنظر و مقایسه تغییرات اقلام ساختار سرمایه، از روش مقایسه روند استفاده شده است.

وان درجه ای از رشد جایی که در پیوستار رشد شغلی از مکاشفه تا افول به آن می رسیم، تعریف کرده است.

– پیشینه تحقیق
ساختار سرمایه و مباحث مرتبط با آن از موضوعات گسترده ای است که طیف وسیعی ازسازمانهای انتفاعی ( شرکتها ، بانکها و…) و غیرانتفاعی که خواهان کسب منابع مالی برای پیشبرد اهدافشان هستند را شامل میشود . با بررسیهایی که در دانشگاههای سطح شهر تهران ( تربیت مدرس، تهران ، علامه طباطبائی ، شهید بهشتی ، امام صادق )، مرکز آمار ایران و پایگاههای اطلاعات اینترنتی انجام شد، تحقیقات مشابهی که دراین زمینه انجام شده است به شرح ذیل میباشد. لازم به ذکر است که کلیه این تحقیقات به بررسی ساختار سرمایه شرکتها پرداخته اند و هیچیکدام پیرامون ساختار سرمایه در بانک نمی باشند. از این رو موضوعی که دقیقا” مشابه موضوع این پژوهش باشد یافت نشده است .
۱-۱- درسال ۱۳۷۳پایان نامه ای تحت عنوان ” بررسی تاثیر ساختار سرمایه (اهرم مالی) برروی ریسک سیستماتیک (ß) سهام عادی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران” جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته مدیریت بازرگانی در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران توسط آقای حسن قالیباف اصل انجام شد.
فرضیه تحقیق : بین ساختارسرمایه شرکت و ریسک سیستماتیک سهام عادی (ß) آن شرکت در بازار بورس اوراق بهادار تهران ارتباط وجود دارد .
نتایج حاصل از بررسی این فرضیه نشان داد که میانگین بتاهای اهرمی کوچکتر از میانگین بتاهای غیراهرمی میباشد. یعنی با استفاده بیشتر از اهرم (بدهی) ریسک سیستماتیک سهام شرکت دربازار بالاتر می رود.
۱- ۲- درسال ۱۳۷۵پایان نامه ای تحت عنوان ” محاسبه هزینه جمع آوری پول دربانکهای تجاری ایران و بررسی رابطه آن با بازده تسهیلات اعطایی بانک ” جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران توسط آقای زیداله نوروزی ناو انجام شد.
دراین پژوهش هدف اصلی پژوهشگر، طراحی و پیشنهاد مدلهایی است که به کمک آنها بتوان هزینه جمع آوری پول، نرخ کارمزد خدمات بانکی و نرخ حذف سرمایه گذاری جهت تسهیلات اعطایی بانکی را محاسبه و تعیین کرد.
فرضیه تحقیق: بین هزینه جمع آوری پول و نرخ تسهیلات اعطایی بانکی ارتباط معنی داری وجود ندارد.
نتایح حاصل از بررسی این فرضیه نشان داد که ارتباطی بین هزینه جمع آوری پول و نرخ تسهیلات اعطایی بانکی وجود ندارد.
۱-۳- درسال۱۳۷۶ تحقیقی تحت عنوان “بررسی رابطه بین نسبت بدهی باهزینه سرمایه در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ” توسط حسن کمال آبادی برای اخذ درجه کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی انجام شد. دراین تحقیق هدف بررسی روند هزینه سرمایه در رابطه با تغییرات ساختارسرمایه (نسبت بدهی) و همچنین تعیین رابطه بین هزینه سرمایه و ساختاردراین شرکتها بوده است.
نتایج حاصل از بررسی این فرضیه نشان داد که بین هزینه سرمایه و ساختار سرمایه رابطه معنی داری وجود دارد. به عبارتی هرچه ساختار سرمایه بهینه باشد هزینه سرمایه کاهش می یابد.
۱-۴- درسال۱۳۷۹تحقیقی تحت عنوان ” برآورد هزینه سرمایه برای شرکتهای پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران ” توسط زهرا نصرالهی دردانشگاه تربیت مدرس برای دریافت درجه دکتری اقتصاد انجام شد.
هدف از این پژوهش برقراری رابطه ای بین هزینه سرمایه و ساختارمالی بنگاه می باشد؛ سوال اصلی دراین تحقیق این است که بهترین ساختار سرمایه حداکثر کننده ارزش بنگاه چیست؟

فرضیات تحقیق :
۱- با افزایش وام درساختار مالی شرکتهای پذیرفته شده دربورس تهران هزینه سرمایه کاهش می یابد.
۲- رابطه اهرم مالی و هزینه سرمایه سهام عادی مستقیم و فزاینده است .
نتایج حاصل از بررسی این فرضیات نشان داد که:
الف – رابطه خطی معکوس بین هزینه سرمایه و ساختارسرمایه وجود دارد.
ب- رابطه قوی بین هزینه سرمایه سهمی و اهرم مالی مشاهده نمی شود .
ج – یک رابطه خطی بین هزینه سرمایه و اهرم مالی وجود دارد.

۲- تاریخچه بانک ملت
پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، ایجاد تغییرات و تحولات اساسی در سیستم بانکی ایران به عنوان یک ضرورت مطرح گردید و در تاریخ ۱۷/۳/۵۸ براساس رای صادره از سوی شورایعالی انقلاب اسلامی ایران قانون ملی شدن بانکهای خصوصی به تصویب رسید. متعاقب آن در تاریخ ۲۸/۹/۵۸ مجمع عمومی بانکها با اجازه حاصل از ماده ۱۷ لایحه قانونی اداره امور بانکها که درجلسه مورخ ۳/۷/۵۸ شورای انقلاب بتصویب رسیده بود طرح ادغام بانکها را تصویب نمود. براین اساس بانک ملت قانوناً در تاریخ ۲۹/۹/۵۸ و عملا در ابتدای سال ۱۳۵۹ از ادغام بانکهای تجاری – خصوصی ذیل متولد و جانشین آنها شد .
۱- بانک ایران وعرب
۲- بانک بیمه ایران
۳- بانک بین المللی ایران
۴- بانک پارس
۵- بانک تجارت خارجی ایران
۶- بانک تعاونی و توزیع
۷- بانک تهران
۸- بانک داریوش
۹- بانک عمران
۱۰- بانک فرهنگیان
به این ترتیب براساس طرح ادغام بانکها کلیه سرمایه ها، دارائیها، تعهدات، نیروی انسانی و واحدهای متعلق به بانکهای یادشده به بانک ملت منتقل شد و از آن زمان بانک به موجب اساسنامه مصوب دهم اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ باهدف ارائه خدمات بانکی و تسهیل امور بازرگانی داخلی و خارجی و فعالیت در رشته های تولیدی در جهت خدمت به اقتصاد کشور، با سرمایه اولیه ۵/۳۳ میلیارد ریال و با ۱۳۶۰۰ نفر پرسنل و ۱۲۲۵ واحد بانکی درسطح کشور آغاز به فعالیت نمود.
درطول ۲۳سالی که از تولد بانک میگذرد بانک ملت در بسیاری از فعالیتهای اقتصادی خرد و کلان کشور حضور داشته به نحوی که سپرده های آن از رقم ۳/ ۲۸۶میلیارد ریال در آذر ماه ۵۸ به ۵۳۰۵۰ میلیارد ریال در پایان سال۸۲ رسیده است.
۳- منابع تأمین مالی بانکها درایران
الف– حقوق صاحبان سهام
۱- سرمایه
سرمایه شامل وجوهی است که درآغازتاسیس بانک بوسیله سهامداران فراهم شده است. سرمایه دارای بیشترین هزینه و کمترین میزان ریسک برای بانک می باشد. سهامداران آخرین افرادی هستند که سهم منفعت خود را از بانک می برند .
‌۲ – سودانباشته
این قلم نشاندهنده سودی است که بانک از محل عملیات و یا از سایر درآمدها یش کسب نموده و متعلق به سهامداران می باشد که بین آنها توزیع نشده است. میزان هزینه و ریسک این نوع تامین مالی به اندازه سرمایه می‌باشد .

ب- بدهی ها:
۱-سپرده ها
درقانون عملیات بانکی بدون ربادرزمینه تجهیز منابع پولی(بانک)درماده سه گفته شده است که بانکها می توانند به قبول سپرده(بطور اعم)مبادرت نمایندوسپرده ها نیز بر دو گونه است:سپردههای قرض الحسنه و سپردههای سرمایه گذاری مدت دار.درضمن سپرده های قرض الحسنه را بدو قسمت جاری و پس انداز تقسیم نموده است.
۱-۱- سپرده قرض الحسنه جاری
این سپرده بوسیله افرادی که می توانند از خدمات چک استفاده کنند، تشکیل می شود و قسمت نسبت زیادی از سپرده های بانکها را تشکیل می دهد. به این نوع سپرده هیچگونه سودی تعلق نمی گیرد ،بلکه بانک درمقابل استفاده ازاین سپرده ها،به صاحبان سپرده ها خدمات بانکی ازقبیل صدور دسته چک ،وخدمات مربوط به وصول وپرداخت چکها و…ارائه می نماید .
۱-۲- سپرده قرض الحسنه پس انداز
این سپرده، یک سپرده دیداری بوده و بانک بعنوان امین از سپرده نگهداری می نماید. بانک برای این نوع سپرده ها علاوه بر ارائه خدمات، جوایزی نیز اهداء می نماید .

۱-۳- سپرده سرمایه گذاری کوتاه مدت
دراین نوع سپرده ها، سپرده گذار به بانک حق وکالت یا توکیل میدهد تا سپرده وی را طبق قانون عملیات بانکی بدون ربا در قالب عقود مختلف بصورت مشاع بکار گرفته و منافع حاصله را طبق مقررات و آیین نامه مربوط باداشتن حق مصالحه بین بانک و سپرده گذار به تناسب مبلغ و مدت پس از کسر حق الوکاله پرداخت نماید و چنانچه مشتری حق تمدید را به بانک داده باشد، تمدید با ضرایب یکی خواهد بود. این سپرده شامل سپرده سرمایه‌گذاری کوتاه مدت عادی و ویژه می باشد . جهت تشویق سپرده گذاران و جذب مشتریان طبق مصوبه شورای پول و اعتبار می توان حساب سپرده کوتاه مدت بانرخ ۲% بیشتراز سود علی الحساب سپرده های سرمایه گذاری کوتاه مدت افتتاح نمود . مبلغ این سپرده ها در طول مدت دوره سپرده گذاری ثابت بوده و قابل تغییر نمی باشد. مدت سپرده سرمایه گذاری کوتاه مدت ویژه شش ماه از تاریخ صدور بوده ودر سررسید در صورت عدم دریافت دستور کتبی از سوی سپرده گذار نیز بارای دوره های بعدی شش ماه قابل تمدید میباشد.

۱-۴- سپرده گذاری خاص برای دریافت تسهیلات
بانکها باتوجه به مجوز بانک مرکزی به منظور نگهداری سپرده متقاضیان استفاده از تسهیلات مسکن ،اقدام به افتتاح حساب تحت عنوان سپرده خرید مسکن مینمایند.متقاضیان میبایستی برای دوره های معین، مبالغ مشخصی را نزدبانک بسپارند تابتوانند از تسهیلات خرید مسکن استفاده کنند.بانک به متقاضیان مربوطه درصورت انصراف ازدریافت تسهیلات مسکن، سودی معادل سود سپرده های سرمایه گذاری کوتاه مدت پرداخت مینماید. این نحوه سپرده گذاری برای سایر انواع تسهیلات نیز قابل تعمیم است و عمدتاً در مواردی رخ می دهد که بازار مالی با اضافه تقاضا برای وجوه روبرو باشد و منابع بانک تکافوی متقاضیان تسهیلات را نمی نماید.

۱-۵- سپرده های سرمایه گذاری بلند مدت
شامل سپرده هایی است که بانک بعنوان وکیل از جانب سپرده گذاران به سرمایه گذاران وام اعطاء می‌نماید وسود حاصل رابین خود و سپرده گذار تقسیم می نماید. این نوع سپرده ها معمولا ۱ساله تا ۵ ساله می باشند و بانک برای هردسته از آنها بطور علی الحساب سود خاصی را پرداخت می نماید. سپرده گذار در مدت قرارداد حق برداشت از حساب راندارد .
۲- وام از بانک مرکزی
شامل وجوهی است که بانک مرکزی درجهت انجام اهداف خاص و یا پرداخت تسهیلات خاصی ( تسهیلات تکلیفی و یا وجوه اداره شده ) دراختیار بانک خاصی ( مخصوصاً بانکهای تخصصی ) قرار میدهد.
۳- استقراض ازسیستم بانکی
بانکها در جهت رسیدن به اهداف خود و نیز دستیابی به سود آوری بیشتر، اقدام به استقراض از سایر بانکها می کنند، تا بتوانند از منابع ارزان قیمت در جهت افزایش سودآوری خود استفاده نمایند .
۴- وجوه اداره شده
وجوهی است که از طرف سازمانها یا موسسات برای مصارف مشخصی با شرایط معین دراختیار بانک گذاشته میشود.

۵- استقراض از محل صندوق ذخیره ارزی
بانکهاو سایر ارگانها در جهت رسیدن به اهداف خود و نیز دستیابی به سودآوری اقدام به استقراض از صندوق ذخیره ارزی می کنند. تا بتوانند از منابع ارزان قیمت در جهت افزایش سود آوری خود استفاده نمایند
براساس مقررات مصوب « صندوق ذخیره ارزی» بانکها می توانند از محل این صندوق تسهیلات ارزی بازپرداخت ارزی به مشتریان و متقاضیان وامهای ارزی پرداخت نمایند.
۶- بروات پرداختنی
شامل برواتی است که بانک باید از وجوه خود بپردازد .
۷- بروات وصولی
برواتی است که بانک ازمشتریان گرفته وقبول نموده آنها را وصول می کند.
۸- بروات قبولی و پذیره نویسی شده
برواتی که بانک به نفع مشتریان پشت نویسی می نماید تا مبالغ مندرج در بروات را درسررسید پرداخت نماید.
۴- روشهای تامین مالی در شرکتها
الف) روشهای تامین مالی کوتاه مدت
• تعهدات
• بستانکاران تجاری
• پیش دریافتهای سرمایه در گردش از بانکهای تجاری
• سپرده های عمومی و بین شرکتی
• وامهای کوتاه مدت از موسسات مالی و …
ب) روشهای تامین مالی بلندمدت
• سهام عادی
• سهام ممتاز
• اوراق قرضه و اوراق بهادار قابل تبدیل به سهام
• وام های میان مدت بانکی
• قراردادهای اجاره و …
با مقایسه روشهای تامین مالی بانکها و شرکتها ملاحظه می شود که بانکها منابعشان را از سه طریق «سپرده ها، وامها وسرمایه» تامین می کنند که بخش اعظم این منابع را سپرده ها تشکیل می دهند سپرده ها انواع مختلفی را شامل می شوند که هر یک از آنها دارای نرخ هزینه عملیاتی خاصی می باشد.
۵-ساختارسرمایه
به ترکیب بدهی ها و حقوق صاحبان سهام ساختار سرمایه می گویند. تصمیمات مربوط به ساختار سرمایه شرکت دارای دوجنبه است:
۱- میزان سرمایه موردنیاز ۲- ترکیب منابع تامین مالی .
ترکیبات ساختار سرمایه که ناشی از ترکیب های مختلف ازمنابع مختلف تامین مالی است برهزینه سرمایه و ریسک مالی شرکت تاثیر میگذارد. از اینرو، تعیین ساختار سرمایه برای صاحبان و مدیران شرکت حایز اهمیت فراوانی است. دراین زمینه نظریه های متفاوتی وجود دارد که ما در اینجا به آنها اشاره میکنیم .
۵-۱-نظریه های مربوط به ساختارسرمایه
الف –نظریه درآمد خالص(NI)
این نظریه براین نکته استوار است که بنگاه اقتصادی می تواند بااستفاده از بدهی ، هزینه سرمایه خود را کاهش دهد. این روش مبتنی براین فرض است که استفاده از بدهی حساسیت سرمایه گذار را نسبت به ریسک و در نتیجه بر ادراک ریسک سهامداران تاثیر نمی گذارد تغییر نمی‌دهد. درنتیجه نرخ هزینه بدهی (Ki) و نرخ تنزیل سهام (Ke) ثابت باقی می مانند. بنابراین افزایش استفاده از بدهی ارزش بازاری سهام را افزایش داده و در نتیجه کل هزینه سرمایه (K0) را کاهش می دهد. بعبارت دیگر (K0) با افزایش مداوم اهرم مالی کاهش می یابد، زیرا زمانی که Ke و Ki ثابت هستند باید رابطه زیر:
Ke = K0 + (Ke+ Ki) D / V
Ke = نرخ تنزیل سهام
Ki = نرخ هزینه بدهی
Ko = کل هزینه سرمایه
D =ارزش فعلی جریانات نقد آتی
V = ارزش شرکت
برقرارباشد، دراین حالت کل هزینه سرمایه توسط رابطه زیر اندازه گیری می شود.
K0 = Ke + ( ke + Ki ) D / V
دراین معادله طبق مفروضات نظریه NI مقادیر Ki,Keثابت هستند و Ke بیشتر از Ki میباشد، بنابر این با افزایش D/ V، مقدار K0 کاهش مییابد و زمانیکه D/V = 0 است Ke = K0 میباشد و زمانیکهD / V=1 است Kiبه Ke نزدیک میشود. بنابراین طبق روش NI ساختارسرمایه بهینه زمانی که هزینه سرمایه درحداقل باشد، بدست می آید. این روش فرض میکند که افزایش اهرم مالی بر ریسک و در نتیحه بر ادراک سهامداران نسبت به ریسک تاثیر نمی گذارد . بنابراین بازده مورد انتظار سهامداران و بازده مورد انتظار دارندگان اوراق قرضه ثابت می ماند . در اینصورت با افزایش اهرم
( هزینه بدهی ) و ترکیب بیشتر بدهی با سهام ، به علت ترکیب یک منبع مالی ارزان قیمت با یک منبع مالی گران قیمت ، میانگین این دو جزء ساختار سرمایه یعنی میانگین هزینه سرمایه کاهش می یابد . با کاهش هزینه سرمایه ارزش فعلی جریانات نقد آتی افزایش یافته و در نتیجه ارزش شرکت و ثروت سهامداران حداکثر می شود .

نمودار۲_۱_: رابطه بین هزینه سرمایه و اهرم مالی در نظریه درآمد خالص

ب- نظریه درآمد عملیاتی خالص (NOI)
درروش درآمد عملیاتی خالص ساختار سرمایه مطرح نیست و بنگاه با استفاده از اهرم مالی قادر به تاثیرگذاری برروی کل هزینه سرمایه نمی باشد. زمانی که بدهی افزایش می یابد، سهامداران به منظور جبران ریسک مالی افزایش یافته، نرخ تنزیل خود را بنحوی که متوسط هزینه سرمایه ثابت باقی بماند، افزایش می دهند. دراین روش Ke به صورت زیر تعریف میشود.

برطبق معادله اگر Ko و Ki ثابت باشند،Ke بطور خطی همراه با افزایش نسبت بدهی به سهام افزایش می یابد. بنابراین نقطه یامحدوده ای وجود ندارد که درآن ساختار سرمایه بهینه باشد.
روش NOI در نمودار نشان داده شده است. باتوجه به نمودار مشخص است که دراین روش منافع ناشی از هزینه بدهی با افزایش هزینه سهام خنثی می شود بنحویکه کل هزینه سرمایه ثابت باقی میماند.

نمودار۲_۲_: رابطه بین هزینه سرمایه و اهرم مالی درنظریه درآمد عملیاتی خالص

ج- دیدگاه سنتی
شکل پیچیده ترروش N Iدردیدگاه سنتی مطرح میشود . طبق این دیدگاه هزینه سرمایه بنگاه را میتوان با یک ترکیب مناسب از بدهی و سهام کاهش داد. درنتیجه برای هربنگاه یک ساختاربهینه سرمایه وجود دارد. طبق دیدگاه سنتی شیوه واکنش کل هزینه سرمایه نسبت به تغییرات سرمایه به سه مرحله تفکیک میشود.

دراولین مرحله، نرخی که بازار، درآمد خالص بنگاه را با آن تنزیل میکند، یعنی هزینه سهام یا ثابت است یا به علت افزایش ریسک مالی به آرامی افزایش می یابد. اما سرعت افزایش به اندازه ای نیست که منافع ناشی از بدهی ارزان را خنثی نماید. در این مرحله هزینه بدهی (ki) ثابت باقی میماند، چون استفاده از وام از دید بازار یک سیاست منطقی است، در نتیجه با افزایش اهرم ارزش بنگاه (V)افزایش یافته ویامتوسط هزینه سرمایه کاهش مییابد. با این فرض که Keدر یک محدوده قابل قبولی از بدهی ثابت باقی میماند،کل ارزش بنگاه برابراست با

V = S + D V=E(x)-Ki*D/Ke+Ki*D/Ki
V = E (x) – K i* D / Ke + D
V = E(x) / Ke + (Ke-Ki)* D / Ke
بنابر این تا زمانی که بدهی درمحدوده قابل قبولی قراردارد و Ke و Ki ثابت هستند، ارزش بنگاه با نرخ ثابت( Ke – Ki / Ke) همراه با افزایش بدهی افزایش می یابد. باحل این معادله خواهیم داشت:
E(x)/ v=Ke – (Ke – Ki)*D / V
طبق معادله فوق درمحدوده قابل قبول بدهی به شرط اینکه Ke>Ki باشد، با افزایش اهرم مالی، متوسط هزینه سرمایه کاهش می یابد.

درمرحله دوم زمانی که بنگاه به سطح معینی از اهرم رسید، افزایش اهرم اثر ناچیزی برروی ارزش بنگاه یا کل هزینه سرمایه بنگاه دارد زیرا افزایش در هزینه سهام، منافع ناشی از بدهی ارزان را خنثی میکند، در این محدوده یا در یک نقطه معین ارزش بنگاه حداکثریا هزینه سرمایه حداقل میشود. درمرحله سوم یعنی فراتر از محدوده قابل قبول اهرم ،همراه با افزایش اهرم،ارزش بنگاه کاهش می یابد، زیرا هزینه سهام با سرعت زیادی شروع به افزایش می کند به نحوی که منافع

ناشی از بدهی ارزان خنثی میشود.مجموع این سه مرحله ما را به این نتیجه میرساندکه هزینه سرمایه تابعی ازاهرم است یعنی باافزایش اهرم هزینه سرمایه ابتدا کاهش و بعداز رسیدن به نقطه یامحدوده حداقل، شروع به افزایش میکند.این فرآیند را میتوان با استفاده از نمودار نشان داد.
نمودار۲_۳_: رابطه بین هزینه سرمایه و اهرم مالی در نظریه سنتی

دیدگاه سنتی در واقع مبین تلاش سرمایه گذار ریسک گریز برای ایجاد تعادل بین ریسک مالی و درآمد مورد انتظار اوست.

د- قضیه مودیگلیانی ومیلر دررابطه باساختار سرمایه (M-M)
این دو اقتصاددان بیان میدارند که در شرایط ایده آل در بازار سرمایه و درصورت نبود مالکیت بر درآمد و هزینه های مرتبط با تصفیه و انحلال، ارزش یک واحد انتفاعی تحت تاثیر روشهای تامین مالی آن قرار نمی گیرد. بعبارت دیگر، کل ارزش اوراق بهادار و هزینه تامین مالی شرکت، از ساختار سرمایه آن مستقل است .

مودیگلیانی و میلر ثابت کردند، همانطور که شرکتها هزینه بدهی پایین تر را جایگزین هزینه حقوق صاحبان سهام بالاتر می کنند، ریسک اضافی سهامداران باعث می شود که نسبت قیمت به عایدی پایین بیاید و با همان نسبت عایدی هرسهم افزایش یابد. این اثر در نمودار نشان داده شده است .بنابراین، قیمت بازاری سهام تغییر نخواهد کرد و کل ارزش شرکت به همان میزان باقی می ماند. صرفنظر از مقدار بدهی تعهد شده، هزینه سرمایه همواره مشابه هزینه سرمایه شرکت تمام سرمایه ای (غیر اهرمی) است .

شکل۲_۴ قیمت بازار مستقل از ساختار سرمایه

نتایج قضیه M-M درشکل(۲_۵) نشان داده شده است .همانطور که نسبت بدهی به ۱۰۰ درصد ارزش شرکت می‌رسد، ارزش آن معادل با۱۰۰ درصد ارزش حقوق صاحبان سهام شرکت می شود زیرا که بدهی جایگزین حقوق صاحبان سهام میشود.

تمایل مطالعات آکادمیک برای تفکردراین زمینه به طریقه ای دیگر،باعث ایجاد یک انقلابی از مطالعات تجربی درباره مفروضات M-M گردید که تعیین نمایند آیا رفتار بازار سرمایه مفاهیم M-M را تصدیق می نماید. یکسری دیگر از بررسیها درجهت تعیین اثرات ناشی از تغییر این مفروضات بر نتایج بود .
مودیگلیانی و میلر در مقاله بعدی شان خاطر نشان ساختند که اگر رفتارهای مالیاتی برای

انواعاوراق قرضه دولتی متفاوت باشد، پس همراه با بالاترین مزیت مالیاتی بیشترین مقدار ممکن بدهی استفاده خواهدشد. بنابراین تصمیم در مورد ساختار سرمایه دوباره به سوی عرضه کنندگان اعتبار برخواهدگشت. زیرا هزینه بهره میتواند از درآمد مشمول مالیات کسرشود اما هزینه های حقوق صاحبان سهام چنین نیستند. نتیجه گیری M-M این است که شرکتها تاجایی که ممکن است از بدهی استفاده خواهند کرد. این نتیجه گیری یک حکم ارزشی است. M-M روشی را برای حداکثر کردن ارزش شرکت مشخص کرد.

نمودار(۲_۵): مفهوم ساختار سرمایه مودیگلیانی و میلر وارزش شرکت

سرانجام M-M، این پرسش را درمورد خط مشی تقسیم بهینه سود مطرح کردند. آنها نشان دادند که تحت مفروضات بازار کامل آنها ، تصمیم تقسیم سود بدون توجه به دارائی، ساختار سرمایه و تصمیمات مربوط به افزایش سرمایه جدید، بی اهمیت است ،زیرا M-M فرض می کند که یک مقدار نامحدودی از داراییها یک بازدهی را در هزینه سرمایه فراهم می آورند و اینکه تمامی وجوه یک شرکت که خرج نشده اند می توانند دوباره سرمایه گذاری شوند. این دارایی های جدید یک ارزش فعلی خالص از مقدار واقعی انباشته شده ایجاد می کنند.

ارزش بازاری شرکت با مقادیر وجوهی که سرمایه گذاری مجدد شده اند افزایش می یابد. بنابراین ارزش سهامداران بدون توجه به اینک خواه شرکت سود را پرداخت کرده باشد و سرمایه گذار سهام با ارزش پایین تر وجوه دریافتی از تقسیم سود را نگه دارد و یا اینکه وجوه نقد انباشته شوند و ارزش سهام سرمایه گذاران بوسیله آن مقدار واقعی افزایش یابد، ثابت باقی می ماند .
۵-۲- انواع ساختارسرمایه :

اصولا شرکتها را از نظرداشتن یا نداشتن بدهی در ساختار سرمایه شان به دو دسته تقسیم می نمایند :
الف – شرکتهای تمام سرمایه ای (غیراهرمی )
درساختار سرمایه این شرکتها از هیچ نوع بدهی استفاده نشده است و تمامی منابع مورد نیاز برای تامین مالی دارایی هایشان ازحقوق صاحبان سهام (سهام عادی، سهام ممتاز و سود انباشته ) تامین می شود. درعالم واقعی چنین شرکتهای وجود ندارند. زیرا که کمتر کسی پیدا

که بخواهد از مزایای حاصل از استفاده بدهی درساختار و سرمایه اش چشم پوشی نماید. خصوصیات شرکتهای تمام سرمایه ای :
۱- شرکت دارای ریسک مالی نیست.
۲- دارای مزیت مالیاتی ناشی از بدهی نمی باشد .
۳- دارای هزینه فرصت ناشی از عدم استفاده از منابع ارزان است .
۴- دارای هزینه سرمایه بالا می باشد .

ب- شرکتهای اهرمی :
به شرکتی گویند که در ساختار سرمایه اش بدهی دارند. این شرکتها بخشی از منابع مالی شان را از طریق بدهی (وام از بانکهای تجاری، انتشار اوراق قرضه و…) و بخش دیگری از منابع شان را از حقوق صاحبان سهام تامین می کنند. نسبت استفاده از بدهی و حقوق صاحبان سهام در تامین مالی یک شرکت به عوامل مختلفی بستگی دارد و بهترین این ترکیب، ترکیبی است که میانگین موزون هزینه سرمایه آن حداقل باشد.

مزایای استفاده ازبدهی درتامین مالی
۱- مزیت مالیاتی:
بهره بدهی هزینه قابل قبول مالیاتی است، درحالی که جریانات نقدی حاصل از حقوق صاحبان سهام (همانند سود سهام ) چنین نیستند. بافرض تساوی سایر عوامل، نرخ حاشیه مالیاتی بالاتر یک شرکت باعث می شود که آن شرکت بدهی بیشتری در ساختار سرمایه اش داشته باشد. در نرخ های مالیاتی بالاتر این مزیت مالیاتی بیشتر است

۲- افزودن انضباط به مدیریت
بدهی باعث تفکیک بیشتر مدیران و سهامداران می شود. هرچه جدائی بیشتری بین سهامداران و مدیران وجود داشته باشد. شرکت از انضباط بالاتری برخوردارمی گردد.
۳- طلبکاران بجز بهره خود، سهمی از سود بعداز بهره و مالیات ندارند.
۴- بازپرداخت بدهی دردوران تورمی ارزانتر تمام می شود .

۵- کنترل شرکت بواسطه تامین مالی از طریق بدهی کاهش نمی یابد .
تامین مالی ازطریق بدهی زمانی مناسب است که :
۱- شرکت دارای حاشیه سود کافی و راضی کننده باشد .
۲- درآمد و سودآوری شرکت از ثبات لازم برخوردار باشد .
۳- شرکت دارای وضعیت نقدینگی مطلوبی باشد .
۴- نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام پایین باشد .
۵- کنترل شرکت مورد توجه باشد .

۶- محدودیتها و شرائط خاص بدهی ها سنگین نباشد .
۷- در اقتصاد شرایط تورمی وجود داشته باشد.
معایب استفاده از بدهی درتامین مالی
۱- هزینه های ورشکستگی
هرچه شرکت درساختار سرمایه خود ازبدهی بیشتری استفاده کند، دارای اهرم مالی بالاتر و درنتیجه ریسک ورشکستگی بالاتری خواهد شد. بافرض تساوی سایر عوامل هرچه هزینه ضمنی ورشکستگی یا احتمال ورشکستگی درجریانات نقدی یک شرکت بیشتر باشد، شرکت بدهی کمتری را برای استفاده می تواند تامین نماید .

۲- هزینه های نمایندگی
یکی ازچالشهای مفهومی درمورد مستقل بودن دو طرف ترازنامه که برای اولین بار توسط ادولف ای برل وگاردینرسی مینز گسترش یافت، اثرات جدائی بین قدرت و مالکیت بود. نگرانی معاصر درباره این موضوع که خطر اخلاقی یا هزینه های نمایندگی مصطلح و برای اولین بار بوسیله مایکل ال جنسون وویلیام اج مکلینگ بکار برده شده است ،

می باشد .آنها نشان دادند که تضادهای بالقوه بین منافع خود مدیریت و تعهداتش نسبت به سهامداران بعنوان تضادهای نمایندگی شناخته می شود .برای مثال، ازآنجائی که سهامداران توانائی متنوع ساختن ریسکشان راازطریق ساختار پرتفوی دارند، ممکن است بخواهندکه مدیریت شرکت در جستجوی سرمایه گذاری هایی با بازده بالا بوده و بازده آنها را بااهرم زیادتر، افزایش دهد. اما مدیریت درجهت حفاظت از استخدامش می باشد و ممکن است پروژه ها باریسک واهرم پایین تررا ترجیح دهد.مدیریت “پرتفوی استخدامی ” ندارد که بدان وسیله ریسکش را پخش

نماید.همچنین، وقتی که یک مجموعه جالب توجه از سرمایه گذاریی شرکت شروع به رشد می کنند وجوه نقد مازاد ایجاد شده نه تنها برای سرمایه گذاری مجدد لازم هستند، بلکه مدیریت ممکن است بکوشد تاشغلش را راحت تر از گذشته همراه با وجوه نقد برای سهامداران انجام دهد.
به عنوان مثال، مدیریت می تواند از وجوه نقد برای کاهش بدهی به زیر سطح بهینه استفاده کند و ریسک شرکت را کاهش دهد. وقتی که منافع مدیریت و سهامداران در یک راستا قرار می گیرند، شرکت از تضادهای نمایندگی اجتناب می کند.

۵-۳- اهمیت ساختار سرمایه
ساختار سرمایه باتوجه به نقش و تاثیری که برارزش حقوق سهام ،هزینه سرمایه و ریسک مالی شرکت می‌گذارد برای مدیریت مالی شرکتها از اهمیت بسزائی برخوردار است .
یکی ازاهداف مهم و اصلی مدیریت مالی شرکتها، بالا بردن ارزش شرکت و ارزش حقوق صاحبان سهام است .یکی از راههای بالابردن ارزش شرکت کاستن از هزینه های تامین مالی است . باتوجه به مالیات کاه بودن هزینه های استقراض (اخذ تسهیلات، انتشار اوراق قرضه ) استفاده ازآن درتامین مالی دارائی ها از اهمیت والائی برخوردار است. البته شایان ذکر است که استفاده از بدهی و بالا رفتن اهرم مالی شرکت باعث بالارفتن ریسک مالی شده و یکسری هزینه هایی مانند هزینه ورشکستگی، هزینه عدم انعطاف پذیری آتی ،هزینه نمایندگی و…را به همراه دارد .
باتوجه به مطالب فوق و باتوجه به رابطه ساختار سرمایه باریسک مالی، ارزش حقوق صاحبان سهام و همچنین رابطه مستقیم آن با هزینه سرمایه و درنهایت سود شرکت، این موضوع یکی ازمباحث بااهمیت وبحث انگیز برای مدیران مالی است .

۵-۴- عوامل مرتبط باساختار سرمایه :
ساختار سرمایه یک شرکت در واقع ترکیب منابع آن شرکت می باشد که این خود تحت تاثیرعواملی مانند کنترل، سود، مخاطره، زمانبندی، انعطاف پذیری و… می باشد که در قسمت ارزیابی روشهای تامین مالی توضیح داده شده است. باتوجه به نظریه های مختلفی که در زمینه ساختار سرمایه وجود دارد و با درنظر گرفتن شرایط حاکم برجهان واقعی (مخصوص درکشورهای درحال رشد همانند ایران )که ازبازار کامل فاصله زیادی دارد، ساختار سرمایه (ترکیب منابع مالی ) شرکت درریسک

مالی و هزینه سرمایه آن ودرنتیجه ارزش شرکت تاثیر دارد و باتغییر یافتن این ترکیب (نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام )، ریسک مالی ،هزینه سرمایه و در نتیجه ارزش حقوق صاحبان سهام و ارزش شرکت تغییر می کند، که در ادامه به تاثیر ساختار سرمایه بر هریک از آنها بطور جداگانه پرداخته میشود .
الف – ساختار سرمایه وریسک :
صاحبان یک واحد انتفاعی معمولا با دو نوع مخاطره یعنی مخاطره تجاری و مخاطره مالی روبرو هستند . مخاطره تجاری بر ماهیت در عملیات واحد انتفاعی و مخاطره مالی به روشهای تامین مالی آن بستگی دارد. بهره گیری زیاد از بدهی درساختار سرمایه، ریسک مالی شرکت را افزایش

می دهد. ازدیدگاه شرکت، بدهی بالا و زیاد ممکن است موجبات عدم توان بازپرداخت اصل و نوع بدهیها را فراهم آورد. ازنقطه نظر اعتبار دهندگان نیز با تبدیل به نقد شدن شرکت، ممکن است کل مطالبات آنها بازپرداخت نشود. برای حمایت ازشرکت، سهامداران واعتبار دهندگان، لازم است تابدهیهای شرکت تحت کنترل قرار گیرند

شرکتی که درساختار سرمایه خود دارای هیچگونه بدهی نباشد ،هیچگونه ریسک سیستماتیک مالی ندارد. شرکتی که در ساختار سرمایه خود دارای وام باشد دارای ریسک سیستماتیک مالی است که مقدار آن بزرگتر از صفر است. ریسک مالی شرکت که از بکارگیری بدهی درساختار سرمایه اش ناشی می شود، تاثیر می گذارد. جریانات نقدی شرکت بدون بدهی ازطریق فرمول زیر محاسبه می شود .
Cfu=y(1-t)

درحالی که جریانات نقدی شرکتی که دارای بدهی است ازطریق معادله زیر محاسبه
می گردد
. Cfi=(Y-t)(1-t)+I

درجائی که :
Y= سود قبل ازبهره ومالیات
I= هزینه بهره
t= نرخ مالیات
باتغییر درساختار سرمایه ضریب بتا تغییرمی کند زیرا ریسک سیستماتیک مالی همگام باتغییرنسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام تغییر خواهد کرد .معادله زیر رابطه بین ساختار سرمایه شرکت وضریب بتا رانشان می دهد:
ß= ß v[1+D(1-t)/E]
درجائی که :
ß u= ضریب بتای شرکت بدون بدهی
D= ارزش بازاری بدهی
E= ارزش بازاری سهام عادی
این معادله بیانگر این مطلب است که ضریب بتای شرکت از دو بخش تشکیل شده است: ضریب بتای شرکت بدون بدهی و یک مقدار اضافی که ناشی از ساختار سرمایه شرکت است .
در واقع (ßu) ضریب بتایی است که نشان دهنده ریسک سیستماتیک تجاری (ازکل ریسک سیستماتیک شرکت ) است . بتای سهام عادی یک شرکت همراه با افزایش اهرم مالی افزوده میشود که این خود مخاطره سهام عادی را افزایش می دهد .
استفاده از بدهی در ساختار سرمایه یک واحد انتفاعی دارای م

زایای متعددی است. اما همین که میزان بدهی استفاده شده از حد خاصی فراتر رود، سرمایه گذاران آن واحد انتفاعی احساس ریسک می کنند. بنابراین اوراق قرضه (ویاوامهای) آن واحد انتفاعی دارای ریسک خواهند شد که این افزایش ریسک باعث بالا رفتن هزینه بهره وامها و کاهش ارزش بازار اوراق قرضه می گردد. بالارفتن نسبت بدهی به سرمایه شرکت ریسک عدم پرداخت بموقع بدهی هایش را در پی دارد. وقتی شرکتی نتواند از عهده پرداخت تعهداتش برآید، ورشکست می گردد که این امر باعث وارد آوردن هزینه های مربوط به طی مراحل ورشکستگی میگردد. همچنین ریسک اوراق قرضه ( و درنتیجه بهره آنها) با افزایش بدهی زیادتر می شود که به این نوع هزینه ها، هزینه های مستقیم بحران مالی می گویند.

بنابراین میتوان گفت که بالارفتن بدهی در ساختار سرمایه شرکت ریسک سیستماتیک مالی و ریسک عدم پرداخت تعهدات ( اصل و فرع وامها) را افزایش داده و در نتیجه باعث ایجاد بحران های مالی برای شرکت میگردد. که این بحرانهای مالی خود باعث بالارفتن ریسک حقوق صاحبان سهام ودرنتیجه هزینه سرمایه آنها می گردد.

ب – ساختارسرمایه و هزینه سرمایه
مفهوم هزینه سرمایه براین فرض مبتنی است که هدف یک شرکت به حداکثر رساندن ثروت سهامداران است . هر شرکتی دارای ریسک و بازده مخصوص به خود است و هریک از گروههای ذینفع خواهان میزانی از نرخ بازدهی هستند که در خور ریسک مربوط به آن باشد. از این رو هزینه سرمایه عبارت است از حداقل نرخ بازدهی که شرکت باید بدست آورد تا بازده مورد نظر سرمایه گذاران در شرکت تامین شود . هزینه سرمایه، هزینه تامین سرمایه های شرکت میباشد. هزینه سرمایه را میتوان متشکل از سه جزء مجزا به شرح ذیل دانست .

۱- نرخ بازده بدون ریسک
۲- مقداری اضافی بعنوان صرف ریسک بازرگانی
۳- صرف ریسک مالی . هرچه شرکتی در ساختار سرمایه اش از اهرم مالی بالاتری بهره گرفته باشد، ریسک مالی آن، و صرف ریسک مالی و در نهایت هزینه تامین سرمایه آن شرکت بالا خواهدبود. اگر هزینه های اقلام خاص سرمایه مقادیر معینی باشد، مدیران مالی میتوانند بسادگی باتغییر ترکیب ساختار سرمایه شرکت ، میانگین موزون هزینه سرمایه را تغییر دهند.
ارزش شرکت و هزینه سرمایه تحت تاثیر عوامل داخلی و خارجی متعددی قرار
می گیرند که برخی از عوامل خارجی عبارتند از : تورم ، تغییر قوانین مالیاتی، چرخه های اقتصادی و اقدامات رقبای شرکت و عوامل داخلی عبارتند از : تقاضای برای محصولات شرکت ، هزینه تولید ، استراتژی های بازاریابی و تواناییهای مدیریت شرکت.

بافرض ثابت بودن ریسک تجاری و کل منابع تامین مالی شرکت، تغییر در ساختار سرمایه شرکت باعث تغییر در سود پس از کسر مالیات میشود. این تغییر در سود پس از کسر مالیات بدلیل این است که بهره اوراق قرضه قبل از مالیات پرداخت میشود، در حالی که سود سهام پس از کسر مالیات پرداخت میگردد.نمودار(۶)نحوه تاثیر ساختار سرمایه را بر هزینه سرمایه نشان میدهد.
نمودار۶: رابطه بین ساختار سرمایه و هزینه سرمایه

MCC: هزینه نهایی سرمایه
Kd: هزینه بدهی
Ke: هزینه حقوق صاحبان سهام
Ko: کل هزینه سرمایه که عبارت است از:

در جایی که:
D=بدهی
E=حقوق صاحبان سهام
همانطور که نمودار فوق نشان میدهد، با بالا رفتن اهرم مالی شرکت، حساسیت دارندگان اوراق قرضه وسهامداران نسبت به ریسک مالی شرکت بیشتر می گردد و در نتیجه این امر باعث بالا رفتن هزینه حقوق صاحبان سهام و همچنین هزینه اوراق قرضه می گردد. همجنین با بالا رفتن اهرم مالی در ابتدا مزیت مالیاتی حاصله از افزایش بدهی بیشتر از هزینه سرمایه ناشی از افزایش ریسک مالی است در نتیجه هزینه ((Ko سرمایه روبه کاهش می‌گذارد، اگر نسبت بدهی به

دارایی ها از یک حدی بالاتر رود ، حساسیت دارندگان اورق بهادار به ریسک ایجاد شده از این تغییر نسبت، بطور
فزاینده ای افزایش می یابد که این خود باعث می شود که آنها در قبال تحمل ریسک بیشتر ، بازده بالاتری را مطالبه نمایند .
در نتیجه هزینه سرمایه ناشی ازاین تغییر بیشتر از مزیت مالیاتی افزایش بدهی خواهدشدوازاین روهزینه سرمایهKo افزایش خواهد یافت.بنابراین می توان گفت که تغییر در ساختار سرمایه ، تغییر در میانگین موزون هزینه سرمایه(WACC) را در پی دارد.

ج- ساختار سرمایه و ارزش شرکت :
هدف اصلی واحدهای انتفاعی کسب سود است و هدف مدیران حداکثر کردن ارزش حقوق صاحبان سهام است یک نقطه شروع خوب برای تجزیه و تحلیل، فهم نادرست عمومی درباره بهینه کردن ساختار سرمایه شرکت است.

مدیران می بایستی ارزش حقوق صاحبان سهام را حداکثر نمایند. با وجود اینکه حقوق صاحبان سهام بخشی از ساختار سرمایه است، همچنین بدهی و بسیاری از ابزارهای مالی هم با ترکیبات بدهی و حقوق صاحبان سهام وجود دارند که مدیران می بایستی آنها را به حساب آورند. اگر یک شرکت یک گزینه از ساختار سرمایه که منجر به یک ارزش بالاتر برای کل ارزش شرکت ( جمع کل اوراق بهادار ) می گردد را داشته باشد، این ساختار سرمایه دومی، ساختار سرمایه بهتری می باشد. نکته حائز اهمیت در رابطه با تاثیر ساختار سرمایه بر ارزش شرکت، مسئله هزینه سرمایه است که قبلا” مورد بررسی قرار گرفت . در اینجا با یک مثال ، به تشریح تاثیر ساختار سرمایه بر ارزش شرکت و ارزش حقوق صاحبان سهام می پردازیم .

ارزش یک شرکت عبارت است از ارزش فعلی جریانات نقدی حاصل از فعالیتهای آن شرکت .
جریانات نقدی شرکت شامل ادعاهای دارندگان اوراق بهادار ( دارندگان اوراق قرضه و سهامداران ) می باشد.
فرض کنیم شرکتی به دو طریق تامین مالی نماید:
۱-از طریق انتشار ۱۰۰سهام عادی ۱۰۰ریالی
۲-از طریق انتشار ۵۰ سهام ۱۰۰ریالی و ۵۰برگ اوراق قرضه ۱۰۰ریالی با نرخ بهره ۸%
حال اگرسود قبل از بهره ومالیات۱۰۰۰ریال ونرخ مالیات۴۰% باشد، خواهیم داشت:

شرکت بی بدهی شرکت با بدهی
۱۰۰۰ ۱۰۰۰ سود قبل از بهره و مالیات
۰ (۴۰۰) هزینه بهره
۱۰۰۰ ۶۰۰ سود قبل از مالیات
(۴۰۰) (۲۴۰) مالیات
۶۰۰ ۳۶۰ سود خالص

اگر سود خالص تنها نگرانی ما باشد، ما اعتقاد به شرکت بی بدهی خواهیم داشت. زیرا که بیشترین سود را به ارمغان می آورد. اما از دیدگاه ارزش شرکت وضع چنین نیست .
جریانات نقدی داراییهای شرکت:
شرکت با بدهی = ۴۰۰+۳۶۰= ۷۶۰
شرکت بدون بدهی = ۶۰۰

بنابراین ارزش شرکت برابر است با :
شرکت با بدهی = ( دارایی ها ) + جریانات نقدی فعلی شرکت = ۱۰۰۰۰+۷۶۰=۱۰۷۶۰
شرکت بدون بدهی = (دارایی ها )+ جریانات نقدی فعلی شرکت = ۱۰۰۰۰+۶۰۰=۱۰۶۰۰
بنابراین می توان گفت که :
ارزش شرکت اهرمی = ارزش شرکت بدون بدهی + ارزش سپر مالیاتی
همچنین می توان تاثیر ساختار سرمایه را بر ارزش حقوق صاحبان، از طریق تاثیر آ ن بر سود هر سهم (EPS) سنجید.

شرکت اهرمی= EPS =50/360=7.2
شرکت غیراهرمی=EPS =100/600=6
ملاحظه می شود که با تغییر ساختار سرمایه، سود هر سهم نیز تغییر میکند که این خود باعث تغییر ارزش حقوق صاحبان سهام می گردد.
۶- هزینه سرمایه

هزینه سرمایه عبارت است از حداقل نرخ بازدهی که شرکت باید بدست آورد تابازده موردنظر سرمایه گذاران در شرکت تامین شود . بعبارت دیگر هزینه سرمایه، متوسط هزینه منابع سرمایه مورد استفاده شرکت است.براساس تعریفی که ازهزینه سرمایه شد میتوان از هزینه سرمایه برای بالا بردن ثروت سهامداران و همچنین ارزیابی پروژه های سرمایه گذاری بهره جست. بدین معنی که اگر نرخ بازده شرکت از هزینه سرمایه آن بالاتر باشد، ارزش شرکت افزایش می یابد و همچنین می توان در پروژه هایی سرمایه گذاری کرد که نرخ بازده آنها بیشتر از هزینه بدهی تشکیل شده است که در ادامه به هریک از آنها پرداخته می شود.
۶-۱- هزینه حقوق صاحبان سهام
هزینه حقوق صاحبان سهام عبارت است (Giddy .p.19)
-حداقل نرخ بازده برای ریسک معین

-شامل سود تقسیمی و افزایش قیمت سهام می باشد.
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام عبارت است از:
نرخ بازده بدون ریسک + صرف ریسک
از این رو هزینه حقوق صاحبان سهام به طریق ذیل تخمین زده می شود

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 22000 تومان در 180 صفحه
220,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد