دانلود مقاله بررسی پوسترهای «رزماری تیسی» و تأثیرگذاری آن در کاربرد آموزه‌های پست‌مدرنیسم در سبک سویس

word قابل ویرایش
28 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

بررسی پوسترهای «رزماری تیسی» و تأثیرگذاری آن در کاربرد آموزه‌های پست‌مدرنیسم در سبک سویس

«رزماریسیتی » در سیزدهم فوریه سال ۱۹۳۷ در زوریخ به دنیا آمد و در همان شهر به زندگی ادامه داد، و بکار مشغول شد. دوره آموزش مقدماتی را در مدرسه طراحی زوریخ گذراند. و سپس به مدت ۴ سال کار آ‌موزی طراحی گرافیک بود. او از سال ۱۹۶۸ با زیگفرید او درمات (متولد ۱۹۲۶) در یک استردیو شریک می باشد.

او تا کنون سه مرتبه برنده بورس تحصیلی فدرال سوئیس شده است. از سال ۱۹۷۴ عضو اتحادیه بین المللی طراحان گرافیک می باشد و از سال ۱۹۹۲ به عضویت باشگاه مدیران هنری نیویورک درآمده است. در سال ۱۹۸۶ نفر اول یازدهمین بینال بین المللی پوستر و رشو شد و مدال طلای این بنیال را دریافت کرد. و در سال ۱۹۸۸ جایزه اول مسابقه پوستر و تصاویر گرافیکی کیلر وش سال ۱۹۹۰ را از آن خود کرده است.

در سال ۱۹۸۹ نفر دوم مسابقه ایده برای اسکناسهای جدید سوئیس شده در سال ۱۹۹۰ مدال نقره تولوز لوترک را در ششمین سه سالانه اِسن از آن خود کرد. همچنین او در مسابقات و جشنواره های زیادی از اعضای هیأت داوران بوده است.

از جمله مسابقه پوستر صدسال ا تومبیل «در اشتوتگارد آلمان در سال ۱۹۸۵ و سومین مسابقه بین المللی طراحی داشنجوی هرب لو بالین در سال ۱۹۸۷ در نیویورک. و مسابقه طراحی حروف آلمان در سال ۱۹۸۷ و پنجمین دو سالانه پوستر درفورت کالینز ایالت کلرادو آمریکا در همان سال. مسابقه پوستر در سال ۱۹۹۱ آلمان.

و سومین سه سالانه پوستر تویاما در سال ۱۹۹۱ در کشور ژاپن و تصاویر گرافیکی برای کیلروش در سال ۱۹۹۲ کیل آلمان،‌ و ششمین نمایش باشگاه مدیران هنری در نیویورک در سال ۱۹۹۲ در بهترین پوسترهای سویس سال در برن در سال ۱۹۹۳ .

همچنین او در سال ۱۹۹۲ در آمریکا سخنران مهمان در مدرسه طراحی در ایسلند بود.
در سال ۱۹۹۳ به عنوان استاد مهمان به دانشگاه ییل و دانشگاه طراحی گرافیک نیوهاون آمریکا دعوت شد. تیسی در نمایشگاههای متعددی نیز شرکت کرده است. که از میان آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد.

نمایشگاه گرافیک دیداری در نیویورک در سال ۱۹۶۶٫ نمایشگاه مرکز بین المللی هنرهای مربوط به طراحی حروف در اشتوتگارد آلمان به سال ۱۹۶۷ و ووپرتال آلمان در سال ۱۹۶۸ گالری پلکان مانیسیپال ترداسکول در هاف سال آلمان ۱۹۷۲، و نمایشگاه پوستر گردشگری شهرهای ایتالیا در سال ۱۹۸۲٫

پیکر بندی برای دانشگاه رد اوفنباخ آلمان در سال ۱۹۸۴ گالری پوستر باشگاه میگرس در برن به سال ۱۹۷۸٫ موزه پوستر ورشو به همراه دو برنده یازدهمین دو سالانه پوستر ورشو در سال ۱۹۸۶ موزه بین المللی هنرهای مدرن توکیو به عنوانی یکی از بیت طراحی ژاپنی، آمریکایی و اروپایی در سال ۱۹۹۰ و گالری رینهولد براون نیویورک در سال ۱۹۹۲ (اودرمات، ۱۹۹۳: ۱۷۵ و ۱۷۴) در بررسی آثار یک هنرمند، آگاهی از مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که او با آنها درگیر بوده اهمیت بسزایی دارد. «ژولان بارت» نخستین معنایی را که از هر تصویر به دست می آید.

معنای اطلاعاتی می دانست یعنی معنایی که درباره زمینه، اطلاعاتی به تماشاگر می دهد» (پهلوان، ۱۳۸۴: ۵۱) جرج در سال ۲۰۰۴ در مورد سویس می گوید.

زمینه های پیدایش مکتب سویس:
سبک سویسی که به سبک طراحی حروف بین المللی هم معروف است، پس از جنگ چهانی دوم در سویس شکل گرفت. «این سبک که بر نوآوریهای مربوط به ساختار گرایی، داستیل، باهاوس و طراحی حروف نوین دهه ۱۹۳۰ مبتنی بود. تلاش داشت تا اطلاعات پیچیده را در قالبی ساختار یافته و منسجم ارائه دهد.»

(لیونیگ استون، ۱۳۸۳)
پس از جنگ جهانی اول هنرهای دیداری مانند دیگر عرصه های هنری رشد کردند و ارنست کیلر «از چهره های شاخص در پیشبرد طراحی گرافیک سویس و سبک طراحی حروف بین المللی [است] پس از آموزشهای مقدماتی به عنوان استادکار چاپ سنگی، بین سالهای ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۴ در لایپریک به عکس طراحی حروف پرداخت.

 

در سال ۱۹۱۸ به مدرسه هنر و صنایع زوریخ پیوست تا به آموزش طراحی تبلیغات بپردازد».

(پیشین : ۱۵۶)
او برای بیش از سی سال [تا ۱۹۵۶] در مدرسه هنر و صنایع زوریخ به تدریس گرافیک مشغول بود. استعداد او بیش زا همه در پوسترهایش نمایان بود. وی طراحی هایش را در سطوح گسترده، با اداراکی عالی از کشش بصری و منطق هنری بدون نقص اجرا می کرد.

رنگ و فرم هر دو بیانگر سوژه بودند و در حد اقل ممکن بکار می‌رفتند. وی حروف را با دستان خود می نوشت و به ندرت از حروف استفاده می کرد.

(براکمن، ۱۹۷۱ : ۲۶۵)
«هانس ارنی با استعدادترین طراح سویسی، طراحی کتاب و پوستر می کرد، مشخصه کارهای وی موقعیتهایی با بافت زمانی- فضایی متنوع و در ترکیب با ساختارهای هندسی است. بدین ترتیب ارنی عنصر جدیدی را به ارتباط تصویری افزوده است.»

(پیشین : ۲۶۵)
ساختار گرایی روسی :
شکل گیری این جنبش هنری در مدت زمان اندکی پیش از انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه آغاز شد «انقلاب اکتبر (۱۹۱۷)، پایه های این جنبش جدید را استحکام بخشید، و هدفهای اجتماعی آن را مشخص نمود.
(پاکباز، ۱۳۸۳ : ۸۲۰)
«این گروه هنرمندان در تلاش برای تعریف مجدد نقش هنرمند و مشارکت در «ساخت» دولت کمونیستی جدید، مفهوم «هنر برای هنر» را تحکیم بخش سوپره ماتیسم بود به کنار نهادند»

(لیونیگ استون، ۱۳۸۳ :۱۰۷)
هنرمندان ساختارگرا که علم و صنعت را وسیله پرورش هنرمندان می دانستند، در مورد خواص مواد و کارکردهای گوناگون آنها تحقیق کردن و به نتایج عملی بسیاری در هنرهای کابردی دست یافتند.

آنها که زیبایی شناسی اشکال هندسی را منطبق با اصول فنی علوم جدید می دانستند به منظور ایجاد ارتباط بیشتر بین هنرمندان و مردم جامعه، به طراحی صنعتی، طراحی گرافیک، تئاتر، سینما و معماری روی آوردند و خود را کانستر اکتیویسم یا هنرمند مهندس نامیدند.

(پاکباز ، ۱۳۸۳)
نخستین نمونه های هنر ساختگرا در کنستر و کسیون های تاتیلن رخ نموند (۱۹۱۳-۱۹۱۷). ولی اصول آن در زمانی متبلور شد که میان تجریدگران روسی بر سر هر (تاب) و هنر «مفید» اختلاف افتاد (۱۹۲۱-۱۹۲۲).

(پیشین ، ۱۳۸۳ : ۴۲۴)
گنجینه بصری غیر تصویری این جنبش که تحت رهبری و لادیمیر تاتلین (۱۸۸۵-۱۹۵۳) الکساندر رودچنکو وال لیسیتزکی بود، عمدتاً بر شکل های با رنگ روشن، معمولاً از جنس موادی چون شیشه، ورق فلز و مقوا متکی بود. رودچنکو و لیسیتزکی که خود را ملزم به ارائه آثارشان در منظر عموم و خیابان ها می دیدند، روش های کلاژ، عکاسی، فتومونتاژ،

طراحی حروف درشت و روش های جدید چاپ را به خدمت گرفتند. کیفیت بیانی طراحی حروف ساختگرا، باتکا به حروف بدون سریف به این تحول نوعی هویت ممتاز بخشید. نظریات ساختگرایی تاثیر پر نفوذی بر ویژگی های آموزشی باهاوس نهاد،

و سرانجام از طریق آثار منتشره، نمایشگاهها و ملاقات های مختلف در سرتاسر اروپا گسترش یافت طی اوایل دهه ۱۹۲۰ دولت سیوسیالیستی ارتباط فزاینده ای با جنبش یافت و بر نیاز به هنر تصویری در خدمت دولت تاکید نهاد. (لیونیگ استون، ۱۳۸۳ : ۱۰۶)
اِستیل :
« در سال ۱۹۱۷، تئوان دوزبرگ ، پیت موندریان ،‌ویلموس هوزار ، اوود و آنتونی کوک گروه استیل را در هلند … تشکلی داده اند که دنباله رو مجله ای هفتگی به همین نام بود. دو عنصر اساسی کارل «استیل را تشکیل می داد … وزایای قائمه و به کارگیری رنگهای اصلی» (براکمن، ۱۹۷۱ :۲۱۰» به اضافه سیاه، سفید و خاکستری اینان که با اینگونه هنر انتزاعی سعی در بیان ارزشهای معنوی داشتند. با جذب هنرمندان دیگر جنبه بین المللی پیدا کردند و نظرات آنها بر با هاوس و جریان هنر انتزاعی هندسی دهه ۱۹۳۰ تأثیر گذاشتند.

(پاکباز، ۱۳۸۳ : ۲۱۰) جنبش داستیل برمند سابجکتیویزم و بکارگیری منحنی ها،‌ خطوط مورب، خطوط درهم تنیده و استفاده از رنگهای متنوع عمل می کرد و برای ایجاد یک هارمونی جهان شمول به دور از هیجانهای شخصی تلاش می کردند آنها خطوط منحنی را حذف کردند و حروف بدون سریف را بشکل کاپیتال در آثارشان بکاربرند طراحی حروف از قطعات مستطیل شکل گرفته شده بود و ترکیب بندی آثار تعادل غیر قرینه داشت.

آنها زا رنگهای اصلی و سفید و سیاه و خاکستری استفاده می کردند. (براکمن، ۱۹۷۱: ۲۱۰) «ظهور نقاشی آبستره در لهستان، در سال ۱۹۲۳ با طراحی گرافیک رسمی همراه بود. هنر یک برلوی پس از بازگشت از برلین به ورشو در سال ۱۹۲۴» گروه هنر ساختارگرای آبستره را تأسیس کرد و تحت نفوذ ال لزیستکی، وایکینگ اگلیننگ، موهولی ناگی، وان دوز بورگ، رائول هاوزمان و هانس ریحتر تئوری خود ار در مورد باز تولید ماشینی منتشر ساخت» (پیشین ۲۱۰)

با هاوس:
باهاوس نام مدرسه معماری، طراحی و هنرهای کاربردی آلمان است ک در سال ۱۹۱۹ با تلاش والترگرو پیوس معمار با ادغام آکادمی هنرهای زیبا و مدرسه هنرها وپیشه ها در وایمار آغاز بکار کرد و در دهه ۱۹۲۰ مرکز طراحی نوین رد آلمان شد.

«گروپیوس در نخستین بیان نامه خود، نظر ویلیام ماریس درباره تعالی صنایع دستی را با فکر وحدت همه هنرها (با رعایت تقدم معماری) در آمیخت، و مرزبندی میان جنبه های تزیینی و ساختاری در هنرها را مردود شمرد (۱۹۱۹) او چندی بعد اهمیت طراح- صنعتگر در تولید صنعتی کلان در مورد تأکید قرار داد (۱۹۲۳) که به عنوان اصل عمده آموزه با هوس دانسته شد.» (پاکباز، ۱۳۸۳ : ۱۰۳)

«در بیانیه با هاوس ادعا شده بود: «ساختمان کامل، هدف نهایی تمامی هنرهای تجسمی است» این تمایل و گرایش مسلط به معماری موجب ارج نهادن و بکارگیری ایده های جدید مرتبط با داستیل و ساختاگرایی روشی شد. »

(لیونیگ استون ۱۳۸۳ : ۳۷)
«با هاوس مهمترین مؤسسه آموزشی پیشرو ود که در استحکام، رشد و گسترش جنبش مدرن در معماری نقش مهمی ایفا کرد. منشاء بسیاری از ایده های آن به جنبش هنر و صنایع دستی و کارگاههای هنری آلمان مربوط می شود.» هنوز طراحی گرافیک در دروس آموزشی مدرسه در وایمار لحاظ نشده بود ولی دروسی همچون عکاسی و طراحی حروف به ویژه توسط موهولی ناگی آموزش داده می شد.

در اولین اثری که در انتشارات باهاوس (مدرسه باهاوس در وایمار منتشر شد «موهولی ناگی نوشت: «طراحی حروف ابزاری برای ارتباط است. حروف باید در اغراق آمیزترین فرم خود ارتباط ایجاد کند، تأکید باید بر صراحت مطلق باشد» این گرایش به سمت طراحی حروف نوین بخشی از آرمان جنبش مدرن در کشف طرق متفاوت زندگی، به ویژه در ارتباط با تحولات فن آورانه محسوب می شود» (پیشین: ۳۷)

در سال ۱۹۲۵ باهاوس به دنبال یک دوره فشارهای سیاسی و اقتصادی به تعدادی ساختمان تازه ساز در دسائو که نتیجه کار گروهی گروپیوس،‌ معلمان و شاگردان بودند، منتقل شد. سیستم قدیمی اداری آن مبتنی بر استاد و شاگرد تغییر یافت و نام مدرسه نیز به دانشگاه طراحی تبدیل شد.

هربرت بایر که پیش تر دانشجوی مدرسه بود رئیس دفتر چاپ شد و نام دپارتمان وی به «طراحی تبلیغاتی و تایپوگرافی» بدل شد. در این زمان طراحی گرافیک به برنامه آموزشی اضافه شد. تایپو گرافی بر مبنای اصول ساختارگرایی و کاربردی بودن با استفاده از حروف بدون سریف توسط هر برت بایر تدریس می شد. بایر در سال ۱۹۲۵ طراحی بدون حروف کاپیتال را بکار برد.

تغییر دائمی شکل حروف باعث تقویت تایپوگرافی شد و تأثیر دیداری آن را افزایش داد. تعداد پوینتهای بکار در نوشتار کاهش یافتند و غالباً به رنگ سیاه و یک رنگ دیگر که معمولاً روشن بود چاپ می شدند.

راستاهای افقی و عمودی در آثار غالب شدند. استفاده اقتصادی از منابع، و بکارگیری ساختار مناسب برای هر عملکرد، کپی بر مبنای الگوهای تایپو گرافی برای ایجاد تطابق با محتوا و تقسیم بندی دینامیک سطوح، آثاری بدیع را خلق کرد.

بایر غالباً زا زمینه ای با ته رنگ متفاوت استفاده می کرد تا بر یک کلمه تأکید کند و یا عکسی را که با رنگی غیر واقعی چاپ شده بود بکار می برد.

در ۱۹۲۸، بایر با هاوس را ترک کرد و در دفتری تبلیغاتی در برلین بکار مشغول شد. و یوست اشمیت جای او را گرفت. اشمیت مجدداً استفاده از کاراکترهای تایپی متفاوت را باب کرد ولی با استفاده از یک سیستم شبکه ای هماهنگی کل اثر را حفظ می کرد. (براکمن، ۱۹۷۱ : ۲۱۶)

در سال ۱۹۳۰ بایر کناره گیری کرد و میس وان دروهه جانشین او شد. با تسلط نازیها بر شورای شهر در ۱۹۳۲ ، میس وان دروهه مکان مدرسه را به برلین منتقل کرد ولی در ۱۲ آوریل ۱۹۳۳ باهاوس توسط نازیها تعطیل شد. «آموزه ای که در این مدرسه شکل گرفت، پس از اتخلال به بسیاری از کشورها راه یافت، و در دهه های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ ، به عنوان نماد «مدرنیته» شناخته شد و در سالهای بعد نیز پیروانی داشت» (پاکباز، ۱۳۸۳ : ۱۰۳)

چندی بعد موهولی نالی و بعضی دیگر از معلمان باهاوس، مدرسه جدیدی به هیمن نام در شیکاگو بر پا کردند. تا اواخر دهه ۱۹۶۰ دست کم بخشی از آموزه های با هاوس در مدارس طراحی و معماری اروپا و آمریکا تدریس می شد. (پیشین : ۱۰۴)

طراحی حروف نوین:
رویکردی انقلابی به طراحی حرولف بود که طی دهه ۱۹۲۰ و اوایل ۱۹۳۰ در اروپا شکل گرفت.
پیشگامان طراحی ساختارگرایی در دهه های بیست و سی که بخشی به عنوان طراحان آزاد و بخشی به عنوان معلم کار می کردند نگرشی جدید و عینی به مسائل داشتند. عکاسی را رسانه ای برای باز سازی محیط به صورتی واقع گرایانه می دانستند.

عکاسی به عنوان ابزاری برای ارتباط بصری، بایستی پیامی مختصر و مفید به بیننده می داد. تایپوگرافی هم باید منطقی و مناسب می بود و موضوع چاپ شده هم باید کاملاً مشخص بود و به سادگی درک می شد. نوع تکثیر هم نباید تأثیری بر طبیعت ماد تایپی می گذاشت. (براکمن، ۱۹۷۱ : ۲۲۲)

«طراحی حروف نوین که بخش بسیار محسوس و مرئی مدرنیسم در طراحی گرافیک محسوب می شود، تلفیقی است از آثار و نوشته های ویلیام موریس (یعنی ارج نهادن به مواد و صنعتگری دستی ماهرانه) با جنبه هایی از جنبش ه

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 28 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد