دانلود مقاله فلسطین و منطقه خاورمیانه

word قابل ویرایش
43 صفحه
8700 تومان
97,000 ریال – خرید و دانلود

فلسطین و منطقه خاورمیانه
سخن ما
منطقه خاور میانه سالهاست که بازیچه دست استعمارگران اروپایی و آمریکایی بوده است. اساسا نام این منطقه به تقسیم بندی استعماری استعمار پیر انگلیس باز می گردد که کشور خود را مرکز عالم دانسته و سایر کشورها به تناسب دوری و نزدیکی خود مناطق خاصی نام گذاری می کردند. منطقه خاورمیانه درنظر استعمارگران همواره از اهمیتی فوق العاده برخوردار بوده است. موقعیت ژئوپلیتیک آن و واقع شدن در کنار اقیانوس اطس و پنج دریای مهم جهان (احمر- سیاه- مدیترانه- خزر- خلیج فارس) که

مرکزیت ارتباطات و تجارت جهانی بوده است ۲- خصوصیت فرهنگی این کشورها که از جنوب غرب آسیا تا شمال شرق آفریقا امتداد یافته اند عرب و مسلمان بودن تمامی این ۱۸ کشور می‎باشد ۳- وضعیت انرژی و منابع عظیم نفتی و گاز دنیا که در این منطقه بوده است از این رو استعمار پیر انگلیس همواره چشم طمع به منابع عظیم آن داشته است اما از طرفی این منابع عظیم در قلب دنیای اسلام جای گرفته بود لذا با نامیدن این منطقه به عبارت استعماری خاورمیانه اولین توجهات خود را بدان معطوف کرد. استعمارگران که بدنبال غارت این منابع و تسلط بر مسلمانان همواره باشد محکم اما پر اشتباه امپراطوری عثمانی مواجه بودند با ترفندهای گوناگون موجبات تجزیه آن را فراهم کرده و سرانجام پس از جنگ جهانی اول که تمامی کشورهای جهان بین دول متحدین و متفقین تقسیم بدنی شد انگلیس یا زیرکی هر چه تمام تر ابتکار عمل را در تفسیم سرزمینهای امپراطوری عثمانی بدست گرفته و با نوع تقسیم بندی این مناطق و دادن سهم هر یک از این مناطق به یک دولت استعمارگر مقدمات شکل گیری

خاورمیانه فعلی را فراهم کرد انگلیس کشور ‌بین النهرین را مستعمره خود ساخت و فرانسه سرزمین سوریه و اطراف آن را و وضع به گونه است شد که کشور عثمانی که در سال ۱۹۱۲ در مقابل پیشنهادات وسوسه انگیز از برخی متصرفات خود چشم پوشی کرده عملا در سال ۱۲۲۰ سه چهارم آنها ر ا از دست داد و کشور جدید ترکیه بر خرابه های امپراطوری عظیم عثمانی که همواره نقش مزاحم برای فزودن خود استعمارگران اروپایی برداشت شکل گرفت. بدنبال آن کشورهای عراق و سوریه و اردن و لبنان و فلسطین از این تجزیه شکل گرفتند.

سرزمین فلسطین تحت قیمومیت انگلستان قرار گرفت. از این زمان به بعد شاهد ظهور استراتژی جدید استعمارگران می باشیم بدین ترتیب که آنها بتمرین راه برای تسلط برای منابع عظیم نفت و انرژی در خاورمیانه و از طرفی مقابله با توده های مسلمان را در آن دیدند که در قلب خاورمینه و در سرزمین فلسطین که از نظر جغرافیایی نیز قلب پیکره است جهانی اسالم بود رژیمی کاملاً در جهت منافع خود را روی کار‌آوردند. بدین ترتیب بود که مقدمات تحریک یهودیان وشکل گیری پدیده صهیونیسم آغاز شد و

یهودیان راسالهای سال در اروپا تحت تحقیر و سرکوب اروپاییان بودند و بدنبال سرزمینی خاص یهودیان بودند یافتن آن اقدام کردند. اما باعث جریان صهیونیسم به آنها این سرزمین حتی در اغاز از آرژانتین و دیگر نقاط جهان سخن گفته می شد به ناگهان درقلب است اسلام جای پیدا کرد. سیر مهاجرت غاصبان صهیونیست از سرتاسر جهان و سالها پیش از شکل گیری رژیم صهیونیستی در فلسطین آغاز شد و پس از کشتار ویرانی اکثرنقاط سرزمین فلسطین بود که سرانجام این رژیم جعلی در کنار بی تفاوتی جامعه جهانی و خصوصا حمایت دولتهای استعماری و طبقه سرمایه داران صهیونیست آنها شکل گرفت. از این لحظه به بعد و با شکل گیری این رژیم که دقیقا به مثابه خنجری در قلب امت اسلام بود سرنوشت منطقه دستخوش تغییراتی شد و نزاع خونین و بی پایان در آن شکل گرفت.

همه این حوادث در حالی شکل گرفت که سرزمین کهن فلسطین شهر قدس و مسجد الاقصی اساسا یکی از مقدس ترین مکانهای روی زمین برای مسلمانان بوده است. در قرآن کریم بارها- به این سرزمین اشاره شده بنام سرزمین مقدس و مبارک نامیده شده که صریحترین این اشارات در سوره اسراء باشد:
مردم منطقه و مردم فلسطین در واکنش به این حوادث از همان ابتدا شروع به مخالفت و مقاومت نمودند. اما در این میان کشورهای عربی خصوصا کشورهای همجوار فلسطین که همواره دایعه دار مبارزه با این رژیم غاصب بودند بتدریج از آرمانهای خود دست کشیده و سرانجام درحالیکه تا قبل از آن سخن از مقابله و نابودی با این رژیم تهدید کننده منافع جهان و عرب می دادند دست در دست مقامات این رژیم نهاده و روند سازش آغازشد.

از همین منظر است که به رسمین شناختن اسرائیل از سوی مصر اهمیت اساسی پیدا نماید. مهر به دلیل وضعیت خاصی جمعیتی و نظامی خود همواره بعنوان داعیه های رهبری اعراب مطرح بود و چندین جنگ آن را با رژیم اسرائیل نیز همواره حرکتی در راستای بر آمده ساختن این انتظار اعراب بوده و جمال عبید الناصر که داعیه دار پان عربیسم بود از محبوبیت بالایی در بین مردم منطقه برخوردار بو دو با این جایگاه و اهمیت بود که به ناگاه رژیم سادات با خیانت به آرمان فلسطین بعنوان اولین کشور عربی اسرائیل را در اجرای کمپ دیوید به رسمیت شناخت. از این مقطع به بعد بود که مردم فلسطین احساس کردند که باید خود حرکتی را آغاز کنند. این مسائل بسترهای احتماعی وص سیاسی شگل گیری گروههای مقامت و اقبال مردم از آنها را تشکیل می داد. بدین ترتیب فتح و سازمان آزادی بخش فلسطین و در طی آن یاسرعرفات که

در آن زمان از دانشجویان پرشور و مبارز علیه فاسد عربی بود خودنمایی کرد. سیر مبارزات ساف در کنار اقدامات شعاری و بسیار ناچیز دولتهای عرب و بی تفاوتی شدید قدرتهای جهانی که مایل نبودند که پایگاه استعماری خود در منطقه یعنی اسرائیل دچار تزلزل شود ادامه یافت تا اینکه تحولی اساسی در خاورمیانه بوقوع پیوست با پیروزی انقلاب اسلامی ایران وسقوط رژیم پهلوی که همواره از متحدان استراتژیک اسرائیل و بلوک غرب بود معادلات منطقه تغییر یافت و بارقه امید مردم منطقه که زیر سرکوب رژیمهای فاسد و دست نشانده بودند بوجود آمد. از همه مهمتر آنکه پیروزی انقلاب اسلامی ‌به گفتمان بان عربیسم وارد کرده و مردم منقطه دریافتند که مهمتری

ن منبع مبارزات آنها همانا اسلام می‎باشد که می‎تواند تحولاتی چشمگیر را بوجود آورد و نه تعصبات قومی و نژادی. از اینرو بتدریج جریانات اسلامی و مبارزات به نام اسلام و با گفتمان متاثر از انقلاب اسلامی درجاجای کشورهای منطقه خاور میانه شروع به رشد و نمو کرد. در این میان در سرزمین فلسطین نیز دو جریان عمده اسلامی حماسی و جهاد اسلامی شکل گرفت که در کنار گروههای ملای موج جدیدی از مقاومت را آغاز کردند این روند ادامه یافت تا آنکه انتفاضه اول در آخرین روزهای سال ۱۹۸۷ بوقوع پیوست موج ناآرامی سرزمینهای اشغالی را فرا گرفت. توجه مردم منطقه و جهان به ناگاه همگی به فلسطین معطوف شد، و چون این مساله رسوایی رژیم صهیونیستی را در پی داشت دستهای استعمار به تکاپو افتاد و با ترغیب و تحریک صدام به حمله به کویت و وقوع جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و ابقای جهانی به مساله فلسطین کمرنگ گردید. این مساله در ‌دیگر ضعفهای انتفاضه اول آن را ناکام گذارد. در واقع مردم فلسطین در این انتفاضه اول مطالبات کوتاه مدت را خواستار بودند تا مسائلی اساسی بعنوان نمونه گفتمان مهم فلسطین در انتفاضه اول هرگز مساله بازگشت نزدیک به ۴ میلیون آواره فلسطینی از سرتاسر جهان مطرح نبود.

پس از انتفاضه اول اولین مذاکرات طرفهای فلسطین و اسرائیل شکل گرفت. در کنفرانس صلح مادرید گروهی مردمی به مذاکره با طرف اسرائیلی پرداخت اما به دلیل آنکه از هیچیک از خواسته های به حق خود عقب نشینی نکرد این مذاکرات به شکست انجامید. درهمین زمان به ناگهان طرفهای اسرائیلی از آغاز مذاکرات محرمانه خود با ساف خبردادند ساف که همواره دشمن شماره یک اسرائیل به حساب می آمد ناگهان بعنوان شریک خوبی برای مذاکرات تشخیص داده شد و از مقطع به بعد با شروع روند سازش از سوی عرفات و تشکیلات خود گردان وضعیت سیاسی اجتماعی و اقتصادی مردم فلسطین پس ازمذاکرات صلح اسلو ۱۹۹۳ رو به وخامت نهاد اساسا در نتیجه سالها دوری از وضعیت مدرم کمتر مطلع بودند این جریان را به تونسی ها معروف گشت با پذیرش شرایط اسرائیل به رسمیت شناختن آن و حتی حذف بند اساسنامه

ساف در مورد بعنوان تروریست بین المللی شناخته می شد ناگهان در کنار شیمون پرز (پدر برن امه های هسته ای اسرائیل ) بعنوان مرد صلح سال لقب گرفت و جایزه صلح نوبل به او اعطا شد. وی در واقع با دور شدن از توده های مردم و اتکا به حامیان اسرائیل خصوصات آمریکا دچار اشتباهات و خیانتهای چشمگیری شد مردم فلسطین که تا قبل از اسلو فقط از جانب اسرائیل سرکوب می شدند حال از طرف تشکیلات خود گردان نیز سرکوب می شدند، وضعیت اقتصادی بسیار وخیم گردید محاصره ها کشتارها، اشغال، توسعه شهرک های یهودی نشثین و هزاران بی عدالتی دیگر مردم را به وضعیت انفجار نزدیک گردانید. ورود شارون به مسجد الاقصی جرقه ای این مخزن آماده اشتغال وا ‌کرد و سرانجام درآستانه به اصطلاح مذاکرات نهایی عرفات و اسرائیل انتفاضه مبارک الاقصی در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۰ آغاز شد و تا به حال ادامه دارد.

این انتفاضه در مقایسه با انتفاضه قبلی با درس گرفتن از شکستهای خود از تفاوتهای اساسی مساله آوارگان فلسطظینی که به نظر اسرائیل تحقق آن به معنای نابودی این رژیم بود را در میان کشیدند. جریانات ملی بتدریج به گفتمان اسلامی نزدیک شدند و ائتلاف نیروهای مقاومت اسلامی و ملی شکل گرفت. از همه مهمتر پدیده عملیاتهای ملی نیز با الهام از عملیاتی استشهادی خزب الله لبنان این شیوه را بعنوان استراتژی اصلی خود برگزیدند. این استشهادیون درقالب گروههای عزالدین قسام (شاخه نظامی حماس) گروههای قدس (شاخه نظامی و جهاد اسلامی) گردانهای شهدای الاقصی (شاخه نظامی ) گردانهای ناصرالدین شاخه نظامی کمیته اهی مردمی مقاومت و دیگر گروههای مبارز خواب را از چشمان غاصبان صهیونیست گرفتند و آنها را هر لحظه با کابوس عملیاتی شهادت طلبانه مواجه کردند.

این پدیده معادله قدرت بین گروههای فلسطین که از کمترین تجهیزات نظامی ممکن برخوردار بود رژیم صهیونیستی که خود ارتش و شکست ناپذیر می نامید را به توازن سوق داد. ترس از این عملیاتهای و آماده باشهای همیشگی رژیم صهیونیستی موجب وخامت شرایط اقتصادی و رکود درانی رژیم گردید حال دیگر ازاسطوره ها امنیت و رفاه که مقامات صهیونیست با بوق و کرنا کردن آن درصدد جذب مهاجرین از دیگرکشورها بودند خبری نبود ازاین رو مهاجرت معکوس شکل گرفت و رسوایی فرار فرزندان مقامات بلند پایه این رژیم به خارج ازکشور و امتناع یهودیان از مهاجرت به این رژیم شرایط را برای اسرائیل دشوار گردانید.

صهیونیستها که زوال خود را نزدیک می بینند از هیچ جنایتی در حق مردم مظلوم و بی دفاع فلسطین فرو گذار نگردیدند. نزدیک به ۴ هزار شهید و بیش از ۴۰ هزار مجروح که بیشتر آنها را کودکان و زنان تشکیل می دهند و ویرانی هزاران خانه فلسطینی ازابتدای انتفاضه الاقصی گوشه ای از تبکهاری این رژیم می‎باشد.
به رغم این جنایات وسرکوبها مردم فلسطین از مظلومیتی دیگر نیز رنج می‌برند و آن انعکاس وارونه این جنایات در رسانه های بزرگ بین المللی می‎باشد. در واقع نوع پوشش خبری رسانه های غربی درمساله فلسطین آنچنان یک بوده است که همواره در سطح افکار عمومی دنیا از خشونت طلبی فلسطینی ها و مظلومیت و صلح

طلبی اسرائیلها سخن به میان رفته است ! مستثنی کنیم تصویر ارائه شده و متعارف از یک فلسطینی در جهان غرب برابر و انسانی خشونت طلب و عامل ارعاب و اخلال در زندگی مرم بی گناه و معصوم شهرهای متمدن می‎باشد! این تصویر که در امتداد تبلیغات و جنگ روانی هماهنگ کلیه رسانه های غربی اعم از شبکه های رادیوتلویزیون و مطبوعات و نشریات علیه جهان اسلام می‎باشد به گونهه ای همه‌جانبه و عمیق انجام می‎شود که حتی امروزه در انبوهی از فیلمهای سینمایی غربی یگانه مانع در برابر قهرمانان این فیلمها آشوبگران و تروریستهای مسلمان و فلسطینی به سر می باشند. این تحریفات رسانه ای تا بدان جا پیش رفت که لحظاتی پس ازوقوع خوادث بسیار مشکوک ۱۱ سپتامبر بر آمریکا اولین انگشتهای به سوی اعراب خصوصا فلسطینی نشانه رفت و با پخش مکرر تصاویر آنها بعنوان متهمان و مجرمان اصلی تعریف شدند.

اما در ماین این فضای یک طرفه و اتحاد بلوک غرب بر علیه مردم مظلوم فلسطین معدود روشنفکران آزاده و مستقل دنیای غرب هرگز سکوت نکرده و به این جو مسموم اعتراض کرده اند با روشنگریهای خود اما از انجا که حق همواره غالب خواهد بود فعالیت این عده که همواره توسط رسانه های غربی بایکوت شده اند را خود را برای جای گذارده شاهد بیداری افکار عمومی در غرب می باشیم. تظاهرات راهنماییهای مردمی در کشورهای غربی همگی نشانه هایی از این پدیده خجسته می‎باشد.
کتاب حاضر از جمله این تلاشها در باز شناخت و بررسی منصفانه مساله فلسطین می باشد که ازسوی عده ای از اندیشمندان غربی تهیه شده و در آن از مقالات افراد عرب نیز استفاده شده است این کتاب که در ماههای آخرسال ۲۰۰۱ و در لندن به چاپ رسد به جرات می‎توان گفت یکی از بی نظیرترین منابع غربی در مساله فلسطین خصوصا انتفاضه الاقصی می‎باشد که منبعی مفید در جهت شناخت مسایل انتقاضه علل وقوع آن و شبهات مطروح در آن می‎باشد. این کتاب بدلیل آنکه از مجموعه ۲ مقاله در تحلیل و بررسی انتقاضه شکل گرفته بود رویکردهای مختلف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی به تحلیل انتقاضه الاقصی پرداخته است. گزارشهای روایی و بازخوانی

خاطرات درجای جای کتاب ازدیگر خصوصیات این کتاب است که خواننده را با مسائل جذاب وجود چهره های برجسته در ماین نویسندگان کتاب این اثر را به اثری بی نظیر در تحلیل انتفاضه تبدیل کرده است درمیان حدود بیست نفر نویسنده کتاب می‎توان از منتقد برجسته سیاستهای آمریکا مرحوم ادوارد سعید اندیشمند مقیم آمریکا، رابرت فیدک (از خبرنگاران منفور جریان رسانه های غرب) از نمایندگان عرب ) و عمو برغوثی و … نام برد، درمجموع تدوین کننده آمریکایی کتاب در جای جای کتاب و به کمک نویسندگان مقالات در تکاپوست تا تحریفات راکنار نهد و به خوانندگان غربی خود حقایق را نشان دهد. خواننده کتاب این شور و هیجان در قالب مقالات مختلف و با رویکردهای متفات را درحین مطالعه کتاب لمس می کنند.

در پایان ضمن تشکر از دکتر قاسم زاده که کتاب را معرفی و در اختیاربنده قرار دادند و در ادامه مرا از راهنماییهای خود بهره مند نمودند و نیز تمامی دوستان و که مرا در انجام این اثر یاری دادند خصوصا والدین گرامی که مشوق من بودند و همسرم که مرا در انجام این اثر همراهی کرد تشکر می نمایم.
البته با تمام نقاط مثبت کتاب نباید این واقعیت رتا از ذهن داشت که کتاب عمدتا توسط اندیشمندان امریکایی و غربی به رشته تحریر در آمده اند در پاره ای قسمتها شاهد قضاوتی نه چندان متعارف و مطابق با باورهای مشترک جوامع اسلامی می باشیم. بعنوان نمونه در بحث اشغالگری اسرائیل نویسندگان کتاب وارد سرزمینهای اشغالی را فقط برای کرانه باختری- نوار غزه و قدس شرق که در سال ۱۹۶۷ توسط اسرائیلب اشغال شد به کار می برند در حالیکه از نظر ما وجب به وجب سرزمین فلسطین توسط غاصبان صهیونیست به اشغال در آمده است و اشغال آنها از هیچ مبنایی مشروع برخوردار نیست. مساله دیگر راه حلهایی است که در برخی مقالات و در اشارات

مستقیم یا غیرمستقیم بدان پرداخته شده است که از نظر نویسندگان نهایت صلح همانا برپایی یک دولت فلسطینی در کنار اسرائیل می‎باشد که این نیز به هیج وجه با باورهای ایدئولوژیک ما سازگار نمی باشد از نظر ما صلح واقعی همانگونه که رهبر معظم انقلاب اشاره کرده اند تنها با رفراندوم و با حضور تمام ساکنان اصلی و اولیه این سرزمین اعم از مسلمانان مسیحیان و یهودیان و شکل گیری حکومت برآمده از آن امکان پذیر است. اما در مجموع این نقایص باعث نمی‎شود تا چشم را بر نقاط مثبت بی شمار و مطالب کتاب که کمتر در منافع فارسی بدان پرداخته شده و از جدید بودن اینچنین برخوردار بوده ببنیدیم.
در مجموع کتاب سیر بازگویی جنایات اسرائیل و مظلومیتهای غیرقابل تصور مردم فلسطین و اثبات تبهکاری این رژیم می‎باشد این تبهکاری طغیان به نظر می‌رسد طبع منافع دینی از جمله مقدمات ظهور حضرت ولی عصر (عج) باشد چنانکه در کتاب ارزشمند عصر ظهور به قلم علامه کورانی درباره سرنوشت مساله فلسطین و طغیان صهیونیستها آمده است:

اگر مجموع اقدامات فوق ناکارآمد باشند زمین خاردار برای تکمیل آنها به پاکسازی محله های معینی در منطقه حملات نظامی و اشغال مجدد (موقتی یا دائم) یک یا چند یا تمامی سرزمینهای تحت کنترل حکومت فلسطینی، نابودی کامل حکومت فلسطینی بعنوان یک موجودیت سیاسی، حذف ساختار تشکیلاتی آن و قلع و قمع نیروهای امنتیی اش می پردازد. (۴۳) با ارتقای این اقدامات رویارویی بیشتری در چالش مستقیم با حکومت فلسطینی را موجب خواهد شد.

مشکل اسرائیل آن است که رویکرد خود را مخصوصات برای حفظ و تداوم وضعیت سابق طراحی کرده است. درحالیکه وضعیت سابق است که دقیقا مشکل فتح و حکومت فلسطین دیگر گروههاست و مخالفت با آن است که این گروه را با هم متحد می‎کند. از این منظر ادعای اسرائیل در آنکه این قیام کاملاً و به تفضیل از جانب حکومت فلسطینی و یاسر عرفات و با توجه به آخرین امتناع وی از پذیرش صلح طراحی و رهبری شده است قابل پذیرش نیست با توجه به سیر تکوینی جنبش ملی فلسطین از اواسط دهه ۱۹۷۰ فرایند سیاسی صلح آغاز شده در اکتبر ۱۹۹۱ درمادرید و به پایان رسیده در جولای ۲۰۰۰ در کمپ دیوید و مساله عمق و گستردگی مخالفت فلسطینی ها به استیلای مداوم اسرائیل.(۴۴)

این استدلال که حکومت فلسطینی تعهدی روشن و بی قید و شرط درسرکوب هر فرد ای سازمانی دارد که اسرائیل آنها را تهدیدی بالقوه یا بالفعل نسبت به امنیت خود تلقی کند فقط در چارچوب اسلو منطقی می‎باشد به طریق مشابه این استدلال را نگرش بی تفاوت حکومت فلسطین نسبت به مقاومت فلسطینی تجدید قوا شده در برابر اشغالگری اسرائیل نقض آشکار تعهدات طرف فلسطینی در توقف و خاموش کردن این حرکتها می‎باشد و بی توجه به امتناع اسرائیل از انجام تعهدات خویش- کاملاً ساده انگارانه می‎باشد. واکنش فلسطینی ها که آنها حقی مشروع و ژ ناپذیر طبق قوانین بین المللی در مقاومت در برابر اشغالگری غیرقانونی را حفظ کرده است قطعا صحیح می‎باشد. هر چند این مساله این نیست که بتوان با وفاداری به حکومت فلسطینی که خود اساسا بعنوان نتیجه اسلو و متعاقب اسناد ۱۹۹۳ به رسمیت شناخته شده به پیش برده شود.

با توجه به مطالبی که گفته شد موضع عملی حکومت فلسطینی نه مخالفت و نه شرکت فعال در این قیام بلکه تن دادن به دخالت شخصی پرسنل خود می‎باشد. بدون کمک افسران پایه بلند امنیتی در طراحی و انجام چندین عملیات دخیل بوده اند و کاملاً روشن است که نیروهای متعدد امنیتی فعالیتهای معینی را که مهمترین آنها مربوط به تظاهرات می‎باشد)را بعهده گرفته اند. رهبری فلسطینی در پیگیری این سیاست اساسا با عقو اعمالی که جلوگیری از انجام آنها ناتونا می‎باشد حداقلهایی ضروری برای حفظ سطح اعتماد سیاسی خود با مردم حاضر در خیابانها و دسته بندیهای سیاسی لازم برای مشروعیت فعالیتهای دیپلماتیک را تقبل کرده است که گاهگاهی اسرائیل را به یاد ظرفیتهای باقیمانده نظامی خود بیاندازد.

حکومت فلسطینی در حالی به رویکرد ابزاری به قیام فعلی در جهت بهره بردن از آن ارتقای موضوع خود مذاکرات واکنش نشان داده است (که با توجه به اینکه در مذاکرات تابا در ۲۰۰۱، ۸۵ درصد کرانه باختری پیشنهاد شده در حالیکه این رقم در مذاکرات کمپ دیوید سال قبل ۶۵ درصد بود به نظر رسید موفق شده است که فتح و فراتر از آن نیروهای اصلی و اسلامی بدنبال باز تعریف ادبیات مناقشه فلسطین و اسرائیل بوده اند تا به موافقتنامه نایل شوئند که به جای حدود اسلو بر پایه خطوط قرمز مشروعیت فلسطینی ها مبتنی باشد.

برای به نتیجه رساندن این رویکرد بیش از همه نیاز یک استراتژی در تبدیل ادامه قیام به یک مبارزه منضبط و مداوم برای آزادی ملی است. در واقع تحقق این هدف تنها از طریق بسیج هدفمند قسمتهای مختلف جامعه فلسطینی اعلام اهداف سیاسی روشن و قابل دستیابی و انتخاب برنامه ای دقیق و همه جانبه دو کاملاً انعطاف پذیر) برای رسیدن به این اهداف امکان پذیر است. این مسیرباید به شیوه ای دنبال شود که حمایت اعراب و مردم منطقه را از خود به حداکثر برساند که در اینصورت اجماعیبرای مشارکت را بر رژیم خود تحمیل می کنند. (من جمله رژیم فلسطین) که با عمل اسرائیل را متوجه کنند که صلح و امنیت و حقوق مسایلی تفکیک ناپذیر و غیرقابل جعل و

بی توجهی از سوی سیاستهای اسرائیل نستب به فلسطینی ها و فراتر از آن جهان عرب می باشد، و استیلای اسرائیل را به تعهدی رنج آور برای حامیان آن تبدیل کنند و همزمان ائتلاف بین المللی را برای فرسایش موضع غیرقابل انتقاد اسرائیل تشکیل دهند و یکبار دیگر وضعیت نفرت بار آن را محکوم کنند. این مبارزه ایی است که در آن استفاده از قدرت نظامی باید تابع اهداف سیاسی باشد تا اینکه بخواهد پایان داده شود. و اگر مبارزات نافرمانی مدتی براستی هدایت شوند می‎تواند بیشتر از حملات نظامی برعلیه مواضع شدیدا سنگربندی شده موثرتر باشد. در هریک از موارد بالا و به رغم تفاوتهای بدیهی و پراهمیت آنها در خور توجهی از تصمیمات استراتژیک و تاکتیکی اتخاذ شده انهم با نتایجی موفقیت با آز نمونه های کنگره ملی آمریکا، جبهه متحد دموکراتیک در آفریقای جنوبی و حزب الله لبنان وجود دارد.

پیشرفت نیروهای ملی و اسلامی در اوایل دولت پرز- شارون نشان می‎دهد که آگاهی فزاینده ای نسبت به نیاز توسعه یک برنامه مرسوم وجود دارد. این جریان شروع به سازماندهی فعالیتهایی کرد که مشارکت بخشهای وسیعتر مدرم را تشویق می کرد (بعنوان نمونه تظاهرات مردمی علیه سنگربندیهای جدید از سوی اسرائیل) و سازمانهای فعال جامعه مدنی را به مشارکت و برنامه های خود دعوت می کرد و به توضیح مشکلات مربوط به تأمین سرویسهای عمومی و دیگر مسائل مرتبط با منافع شهروندان می پرداخت که به حد کافی از سوی حکومت فلسطینی مخاطب قرارداده نشده بودند.

هنگامیکه شماری از دسته جات نیروهای ملی واسلامی ازسوی دیگران برای تقبل پستهای وزارتی در یک کابینه اضطراری دولت اتحاد ملی دعوت شده بودند با این استدلال مخالفت کردند که قبل از تخصیص این پستها ابتدا باید یک برنامه سیاسی و اقتصادی – اجتماعی مشترک مورد توافق قرارگیرد.
با این حال نیروهای ملی و اسلامی با تکرار تجربه ساف در اجازه دادن به هر یک از دسته جات خود در پیگیری یک استراتژی مستقل نظامی با تعارضات و هرج و مرج های مربوطه هنوز نتوانسته اند خود را به سطح بالاتری از هماهنگی سیاسی برسانند از این منظر بنای ایجاد شده از سوی ح و جهاد اسلامی در مارس ۲۰۰۱ بواسطه مجموعه پمپ گذاریها در اسرائیل آن هم هنگامیکه یک نا فرمانی مدنی عمومی برعلیه محاصره در حال شدت اسرائیلها درحال شکل گیری بود و اسرائیل را به طرز ملموسی بی پناه می نمود- مستقیما نصیب شارون شد و تلاش او برای از سرگرفتن حملات به بمبارانها و ترورهای زمان باراک را تسهیل کرد و در نتیجه فرصت را ازمبارزات مدنی گرفت و جنگ پراصطکاک فلسطینی ها برعلیه اشغالگری را به جنگ پراصطکاک اسرائیل برعلیه حکومت فلسطینی تبدیل کرد. این اشتباهی است که حزب الله هرگز مرتکب آن نمیشد. به طریق مشابه این قیام بستری برای شبه نظامیان جدید اغلب محلی و گروههای مسلح شده که فقط خود و محیطهای سیاسی خود را درنظر می گیرند تا یک حکومت ملی سیاسی.

تاریخچه جنبش ملی فلسطین، جای خای مانورهای قابل انجام توسط رهبری، نبود نظم استراتژیک در فتح و فراتر از آن در نیروهای ملی و اسلامی و روندی که اسلو توانایی اسرائیل دراجرای سیاست زمین خاردار(۴۵) را تسهیل کرده است (برنامه ۱۰۰ روزه شارون که از این سیاست مشتق شده و از مارس ۲۰۰۱ آغاز شد) چشم انداز خوبی از انتفاضه الاقصی را نشان نمی دهد. همزمان با احتمالات برای دستیابی به بین اسرائیل و فلسطین یا ادامه ترتیبات انتقالی در واگذاری مناطق فلسطینی، مناقشه طولانی اما کم شدت و ناتوان از خروج بن بست سیاسی که با کشمکشهای از خونریزیهای شدید بحرانهای خانگی (ضد فلسطینی یا اسرائیلی) و دیپلماسی ضعیف نمایان می‎شود احتمال وقوع سناریوهای کاملاً دور ازذهن را تشدید می‎کند. احتمال وقوع اعمال هماهنگ نشده در تسریع در پایان این حرکت و حتی گسترش آن به مناقشه ای با ابعاد منطقه ای نیز باید مورد غفلت واقع شود. هنوز زود است که نتیجه گیری شود که قیام نقاط تیره موجود در فضای سیاستهای فلسطین یا روابط اسرائیل و فلسطین را نشان دهد. برای انجام این مساله یک استراتژی جایگزین طراحی شده توسط دیگر نیروها (ضد اسلامگر خود سکولار، خواه اسرائیلی) می باید انجام شود تا به استیلای سیاسی نائل شود.(۴۶)

انتفاضه الاقصی بالاتر از همه آنچه که گفتهشد نفی همه آن چیزی است که در طول سال بعد از اسلو روی داد. قیام خود بی تفاوت به دیگران- ودر صورت نیاز در مخالفت مستقیم با توافقات و تعهدات سیاسی تایید شده از سوی رهبری خود- هر روز این مساله را یادآوری میک ند که فلسطینی از مبارزه ملی خود دست نخواهد کشید و اسرائیل هنوز می‎تواند بین یک توافق تاریخی با آنها و مناقشه ایی آشتی ناپذیر با تما جهان عرب یکی را انتخاب کند درهمین حال، اسرائیل به هیچ وجه درصدد واگذاری هیچ یک از خواسته های اساسی فلسطینی ها در آینده نزدیک نیست. و برای تاکید بر این مساله اسرائیل موجی بی سابقه از خشونتها را در تاریخ اشغالگری آغازکرده است و محاصره ایی را بر فلسطینی ها تحمیل کرده است که روند زندگی عادی را کاملاً متوقف کرده است. به هر حال این ازمون دوباره در / اما با هزینه ایی بسیار بالاتر و همین است که پیش بینی اینکه در کجا این مساله به پایان خواهد رسید رابسیار مشکل می نماید.

پی نوشتها:
۲- عرفات بلافاصله پس از بازگشت از کمپ دیوید سفر دوره ای به کشورهای عرب به اضافه ایران را آغاز کرد. هدف مخصوص او در فراخوانی بر پای نشست سران عرب و سازمان کنفرانس اسلامی به منظور تحکیم موضع خود با قطعنامه های درتاکید بر واگذاری قدس شرقی به حکومت فلسطینی ناکام ماند. بعنوان نمونه محمد پنجم پادشاه مراکش درفراخوانی نشست کمیته قدس سازمان کنفرانس اسلامی که ریاستش را بر عهده داشت ناکام ماند و در عوض اظهار داشت که او مشتاقانه هر درخواست فلسطینی ها برای برپایی این نشست را پیگیری خواهد کرد.

۴- درگیریهای سپتامبر ۱۹۹۶ پرخشونت بارترین حوادث ازسال ۱۹۶۷ درسرزمینهای اشغالی بود که توانایی نیروهای امنیتی حکومت فلسطینی آنهم سلاحهای سبک در اختیار خودرا دربه چالش طلبیدن همتایان اسرائیلی خود را حتی در صورتیکه به قیمت پرداخت هزینه بالا باشد نشان داد. انتفاضه همچنین ظرفیت بالقوه رهبری فلسطینی در سرازیر کردن مردم به خیابناها و شعله ور کردن یک بحران هنگامیکه راه حل سیاسی وجود نداشته باشد و اقدام از طریق نیروهای امنیتی خود در فرونشاندن سریع ناآرامیها و هدایت آنها به فرایند صلح را ناشن می داد یعنی تایید مجدد ترتیبات سیاسی که تظاهر کنندگان ظاهرا علیه آن به مخالفت می‌پرداختند. درگیریهای می ۲۰۰۰ که تظاهرات سراسری در حمایت از حق بازگشت آوارگان فلسطینی بدنبال داشت که از خشم شدید در مورد وخامت مساله زندانیان سیاسی ناشی شده بود (که در آن زمان در اعتصاب غذا بودند) نیزی به طریق مشابه بعنوان یک محصول زمان بندی شده سوی حکومت فلسطینی برای ملاحظات داخلی وسیاسی بین المللی تفسیرشد. گزارشهایی مبنی بر حملات مسلحانه فلسطینی ها بر علیه مواضع اسرائیل – هر چند که دستورات دقیقی از طرف اسرائیلها برای حملات بر ضد فلسطینی ها صادر می شد- و انتقاد فزاینده از جنبش فتح نتوانست نظر آن دسته از اسرائیلی ها ، فلسطینی ها ودیگرانی که مدام برایند کلی اوضاع سیاسی فلسطین را به ذهن محاسبه گر عرفات محدود می کردند تغییر دهد.

۵- من در این خصوص کاملاً مدیون اورتل حامی عضو دفتر سیاسی جبهه مردمی آزادی بخش فلسطین می باشم.
۶- فراگیر ترین و مداوم ترین نظرسنجی ها از افکار عمومی در کرانه باختری و نوار غزه ازسال ۱۹۹۳ تا به حال از سوی مرکز رسانه ایی قدس و مرکز ارتباطات انجام شده است.
۸- باید یادآورشود که اقدام آریل شارونن درنوامبر ۱۹۸۷- در تصاحب کی خانه در بخش قدیمی شهر قدس درحالیکه حتی یک شب را هم در آن سپری کرده است- که کامال حساب شده و با پشتیبانی حکومت بود به شروغ انتفاضه ۹۳-۱۹۸۷ کمک کرد. به طریق مشابه اسرائیل در هر دو مورد و با توجیهات قابل توجه ادعا کرد که فلسطینی ها بدلیل حوادث لبنان برای قیام های خود را تشویق شده بودند: در سال ۱۹۸۷ در نتیجه عملیات نیروهای جبهه مدرمی آزادی بخش فلسطین شاخه فرماندهی کل در مرز لبنان و اسرائدیل ۶ سرباز اسرائیلی کشته شدند. و درسال ۲۰۰۰ نیز جنبش حزب الله اسرائیل را از جنوب لبنان بیرون راند.
۹- برای ملاحظه استنادهای متعدد در مطبوعات فلسطینی در ماههای جولای تا سپتامبر ۲۰۰۰ به بولتن انگلیثس روزانه مطبوعات خاورمیانه بنام میدل ایست مونیتور مراجعه نمایند.

۱۰- این مساله تا اواخر می ۲۰۰۰ معتبر می‎باشد.
۱۲- اسرائیل این مساله را تکذیب نمی کند که از اجرای مواد کلیدی توافقات اسلوسر باز زده است اما ادعا می‎کند که این اقدام خود بدلیل تخلفات فلسطینی ها از این توافقات بوده است. اما به هر حال اسناد نشان میدهد که به رغم تخلفات آشکار فلسطینی ها جاه طلبی های سرزمین اسرائیل و مسایل سیاسی داخل آن توضیح دقیقتری برای توجیه اسرائیل است. دو ماهنامه میدل ایست اینترنشنال و مخصوصا مقالات گراهام آشر) وسلسله مطالب روند صلح و روند شهرک سازی در نشریه مطالعات فلسطین اسناد بسیار عالی از اسلو در این خصوص و جبهه های دیگر را درخود دارد.
۱۳- بیانیه اصول ، بند ۳-۱۳

۱۴- توافقنامه انتقالی، بند ۲-۹
۱۵- توافقنممه های ریور بندهای ۱ – A- 1 و ۲- A – 1 خواه این درصدها در کل منطقه کرانه باختری (هر چند که اینگونه شد) یا صرفا سرزمینها در محدوده زمانی معین اعمال شود به هرصورت این مساله معین نگردید.
۱۶- همان ، بند ۱- A-1 . این بند درباره بدبینی اسرائیل، ناکارآمدی طرف فلسطینی و طرفداری و تبعیض آمریکا می باشد.
۱۷- همان، بندهای ۲ تا ۴ که به محدوده زمانی تعریف شده در مقدمه توافقنامه ها بعنوان ضمیمه جلاناپذیر آن تعریف شده است.
۱۸- همان بند B- 1

۲۱- فرایند نفوذ مستقیم لابی های اسرائیل در بین اعضای بلندپایه نهاد تعیین کننده خطی مشی سیاسی آمریکا که از دوره دوم دولت ریگان آغاز شد و در دوران کلینتون به اوج خود رسید کاملاً بصورت یک در آمریکا در آمده است. ازمیان مقامات دولت کلینتون که نقش مستقیم در شکل گیری و اجرای سیاست خاور میانه ایی آمریکا داشته اند که سابقه رهبری لابی اسرائیل یا رهبری سازمانهای طرفدار را بعهده داشته اند می‎توان افراد زیر را نام برد. ساموئل برگر مشاور امنیت ملی مارتین ایندایک کارشناس خاورمیانه شورای امنیت ملی که بعدها سفیر آمریکا در اسرائیل شد (لازم به ذکر است او یک استریالیایی بود که بلافاصله بعد از به قدرت رسیدن کلینتون شهروند آمریکا گردید با لایحه ویژه کنگره) ؛ دنیس راس هماهنگ کننده ویژه وزارت امور خارجه و خاورمیانه و قائم مقام وی آرون دیوید میلره می‎توان جنجال مطبوعات را در صورتیکه جورج بوش مقامات جامعه ملی اعراب آمریکا یا موسسه اعراب آمریکا به این ستمها منصوب می کرد تصور کرد.

۲۲- ابهام های موجود در جمله شرطی مربوط به عقب نشینی اسرائیل درقطعنامه ۲۴۲ با توجه به مقدمه صریح آن قابل حل است. مقدمه بی اعتباربودن تصاحب سرزمین توسط زور تاکید می‎کند. مهمتر آنکه آمریکا هنگامیکه در حمایت از این قطعنامه در سال ۱۹۶۷ رای داد آن را بعنوان الزام عقب نشینی کامل اسرائیل تفسیر کرد و رسما این موضع را به کشورهای دیگر ازجمله اردن که اسرائیل کرانه باختری متعلق به آن را تصاحب کرده بود اعلام کرد. به مقدمه چامسکی در اول کتاب مراجعه کنید.

۲۴- دراین خصوص اسرائیل و ساف همواره بر تفاسیر مناقشه آمیز و سازش ناپذیر خود به تنها ابزار معرفی شده در اسلو بعنوان مبنای یک توافقنامه دائمی یعنی قطعنامه ۲۴۲ (قطعنامه ۳۳۸ نیز اساسا دوباره آن را تایید می‎کند) تکیه کرده اند، ساف با توجه به پذیرش رسمی قطعنامه ۲۴۲ در سال ۱۹۸۸ اصرار می‌روزد که جمله شرطی مربوط به عقب نشینی این قطعنامه کامل به سرزمینهای اشغالی ۱۹۶۷ ناظر است. اسرائیل به مقابله با این موضع پرداخته و ادعا می‎کند که قبلا تعهدات خود طبق قطعنامه ۲۴۲ را در آوریل ۱۹۸۲ و هنگامی اجرا کرده است که عقب نشینی خود از صحرای سینا (که ۹۰ درصد سرزمینهای اشغالی ۱۹۶۷ را تشکیل می‎دهد) بصورت کامل انجام داده است و نیز ساف بدلیل آنکه یک دولت نیست نمی تواند طرف اجرای قطعنامه تلقی شود. اما با توجه به متن اسلو، مطلب صحیح و تفسیر درست از قطعنامه ۲۴۲ اقدامی بی فایده است چرا که این توافقنامه هیچ تلاشی برای معین کردن قطعنامه انجام نمی دهد و هیچ ماه ای در خصوص مکانیسم داوری معین و مستقل ار در بر نمی گیرد به هر حال به پی نوشت ۲۲ مراجعه کنید.

۲۶- در این زمینه به مقاله هگن رابینسون در همین کتاب مراجعه کنید.
۲۹- پدیده تبعیض نژادی یا آپارتاید غالباً به طور نادرست تنها با قوانین مصوب مخرب نژادی به مانند آفریقای جنوبی ویا جداسازی شدید که در آمریکای جنوبی اعمال شد ارائه می‎ شود. این در حالی است که طبق تعاریف مربوط سازمان ملل که تبعیض نژادی را بعنوان جنایت علیه بشریت تلقی می‎کند این پدیده (همچنانکه خود وارد آن تصریح دارد) دارای این خصوصیت است که دولتهای مجزا در یک سرزمینی واحد بر مبنای نژاد یا قومیت. به طور واضح قوانین نژاد پرستانه ای که این نوع سیاستها را تایید کند واشکال نهادینه شده ایی از تبعیض که از این نوع جداسازی حکومتی ناشی شود پیامدهای تبعیض فردی است .

از این رو ادعاهای مداوم اسرائیل از ۱۹۶۷ تا کنون این که جداسازی شهروندان فلسطینی و یهودیان شهرک نشین در سرزمینهای اشغالی ۱۹۶۷ طبق رژیم حقوقی مجزا و اختصاص کارتهای هویت، گواهی نامه ها رانندگی و دیگر موارد همگی فقط بدلایل اجرایی انجام می‎شود تایید رسمی اعمال تبعیض نژادی اسرائیل است. و در حالیکه تبعیض آفریقای جنوبی دون بودن اکثریت را قانونی کرد نسخه اسرائیلی آن برتری اقلیت را رسما اعلام کرد و به انحاء مختلف آن را انجام می‎دهد. از این نظر تاسیس حکومت فلسطینی بعنوان یک حکومت نژادی محدود شده از نظر سرزمینی و با حیطه قدرت محدود شده که از کنترل اسرائیل ناشی می شود (که آن را از هر طرف محاصره کرده است) کاملاً از سیاست اسکان آفریقای جنوبی متمایز است و سیاست جداسازی اسرائیل که مبنای اقدامات آن است نهادینه شدن تبعیض نژادی را در پی دارد.

۳۶- در این خصوص لازم به یادآوری است که قیمومیت انگلیس بر فلسطین، استقلال فلسطین را دقیقا به منظور پنهان کردن خصوصیت ذاتی استعماری این ترتیبات به طور مشروط به رسمیت شناخت.
۳۸- برخلاف وجود ائتلاف رهبری ملی متحد قایم در انتفاضه قبلی تنها شامل برخی از گروههای مقاومت بود ائتلاف نیروهای ملی – اسلامی از تمامی شاخه های ساف (به ترتیب الفبایی مورد ‌بغداد و دمشق) در تمام گروههای اسلامی است و حزب کمونیست به رهبری عربی عواد می‎باشد در بین گروههای اسلامگرا نیز حزب آزادیبخش اسلامی (التحریر) که طرفدار اندکی کرانه باختری دارد جنبشی منزوی می‎باشد که خود را کنار کشیده است.
۳۹- شهرک نشینان پس از اخراجشان از این مکان در اکتبر سال ۲۰۰۰ فاش کردند که هرگز به طورجدی فکر نمی کردند که حضرت یوسف در این مقبره ادعایی دفن شده باشد و این ادعا را به این علت پیش کشیده بود تا حکومت اسرائیل که بطور فزاینده ای مرهون بنیادگرایان یهودی بود را مجبور به حفظ کنترل مکانی در مکزیک شهر عربی نمایند.
۴۰- جناح خودمختار فتح بیشتر به تنزیم شناخته می‎شوند هر چند که به طور رسمی فتح در تمامیت خود بعنوان حرکت فتح یا تنزیم فتح در سازمان فتح شناخته می‎شود و عضویت در فتح و تنزیم در حقیقت عضویت در یک سازمان واحد (فتح) است. (کادرهای فتح اغلب بعنوان ابن تنزیم خطاب می‎شوند.)
بعلاوه در حالیکه فتح شماری از شبه نظامیان رسمی و مخفی را در خود دارد اما هیچیک بعنوان تنزیم سازمانی مجزا و جداگانه از فتح شناخته نمی‎شوند با همه این تفاصیل اسامی در حال تثبیت شدن می باشند. برای مطالعه بیشتر درباره این جناح در فتح به مقاله زیر مراجعه کنید.
*****
۴۱- براای روشنتر کردن موضوع، حکومت فلسطینی، مجرمان، مشارکت کنندگان در ترور را سرزنش کرد. روز بعد واحد مبارزه با فسادان گردانهای شهدای الاقصی شاخه نظامی فتح مسئولیت این ترور را بعهده گرفت.
۴۲- برای اطلاع دقیقتر از اشکال مختلف سیاست بستن مناطق فلسطینی که از سال ۱۹۹۳ تا به حال اعمال می‎شود به مقاله بعدی کتاب یعنی مقاله سارا روی مراجعه کنید. در جریان انتقاضه فعالی، اسرائیل همچنین بستن گسترده مناطق را نیز اعمال کرده است به طوریکه فرد ‌بین الملللی غزه، محدوده هوایی برفراز مناطق فلسطینی و آبهای ساحلی نیز بسته شده و مجوزهای تشریفات مختص مقامات بلند پایه فلسطینی که آنها را همواره از بستن مناطق مستثنی می کرد نیز لغو شدند و تانکها تقاطع های اصلی درون شهرهای تحت کنترل فلسطینی را به منظور تشدید تکه تکه کردن جغرافیایی آنها اشغال کردند. در مارس ۲۰۰۰ دولت شارون ۹۱ پست ایست و بازرسی جدید را در کرانه باختری بر پا کرد بطوریکه این منطقه را به ۶۴ محدوده مجاز و محصور تبدیل کرد که هر یک از آنها می‎توانند در هر لحظه ای گشوده یا بسته شوند. نوار غزه که بسیار کوچکتر از کرانه باختری می‎باشد نیز به حداقل به ۴ منطقه محصورتبدیل شد. این پستها شامل ایحاد شده در میان جاده ها، خاکریزها و بلوکهای بتونی می‎باشد که با تانک یادگیر خودروهای سنگین و مسلح و همراه با تخریب گسترده ‌، پوشش گیاهی انجام می‎شود که اغلب آن محدود را به یک زمین بایر تبدیل می کند.

۴۶- همچننی ارتقا و افزایش کاربرد و تاثیر حماس در اوایل دهه ۱۹۹۰ عامل اساسی در کنار تصمیمات اسرائیل و ساف در اسلو بود، شاید این ارزیابی اغراق نباشد که ذکر شود حماس در آن زمان قادر به چیره شدن بر ساف بود.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 43 صفحه
97,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد