دانلود مقاله ژاپن

word قابل ویرایش
45 صفحه
9700 تومان
97,000 ریال – خرید و دانلود

مقدمه
ژاپن کشوری است که با رشد صنعتی خود در سطح جهان نظر همه محققان را به سوی خود جلب کرده است ، هر فردی خواهان آن است که بداند این کشور کوچک چگونه در مدت کمتر از یک قرن توانسته است بازارهای بزرگ جهان را تسخیر نماید حتی اگر خودمان به پیرامون محل زندگی خویش نیم نگاهی بیندازیم آثار تلاش ها و اختراعات و ابتکارات مردم این کشور را خواهید دید . شکی نیست که پیشرفت هرکشور ریشه عمیق در آموزش و پرورش آن کشور دارد و این امر در کشور آفتاب تابان به خوبی توانسته است با برنامه ریزی دقیق و آموزش جدی بر همه مشکلات فائق آمده و تکنولوژی و صنعت خود را به اعلاء ترین درجه از پیشرفت رساند و نظر محققان آموزشی را به خود جلب نماید .
از آنجایی که یکی از اهداف مقدس نظام جمهوری اسلامی ساختن جامعه ای ایده آل و موفق و الگو می باشد و این امر بدون توجه به آموزش و پرورش امری غیرممکن خواهد بود لذا آشنایی و شناخت آموزش و پرورش کشورهای درحال توسعه و پیشرفته بسیار ضروری بوده و راهگشای ما در پیشرفت علمی و صنعتی کشورمان می باشد . لذا بر آن شدم تا با مطالعه و تحقیق پیرامون سازمان آموزش و پرورش این کشور قدمی هرچند ناقص برداشته و به این ترتیب شناختی مختصر در این زمینه بدست آورم .
این تحقیق شامل سه بخش عمده می باشد . که بخش اول آن به شناخت وضعیت جغرافیایی و تاریخی و خصوصیات فردی ژاپنی ها می پردازد و بخش دوم آن که خود شامل دو بخش دیگر است به آشنایی با آموزش و پرورش گذشته ، قبل از عصر می جی ( miji ) ، سالهای (۱۸۶۸ ۱۶۳۰) م و در عصر « می جی » ( ۱۹۴۵ ۱۸۶۸ ) م ، پرداخته شده است و در بخش سوم که شامل آموزش و پرورش ژاپن امروز و نظام فعلی می باشد پرداخته شده است .
قابل توجه است که در این نوشته بیشتر سعی بر اختصار و فهرست نگاری از نظام آموزشی کشور ژاپن با مختصری از وضعیت هر موقعیت شده است هرچند که هر عصری دارای فلسفه ها و تعلیم و تربیت خاص مربوطه به خود است که در این تحقیق مجال به پرداختن گسترده آن نبود و بیشتر بر نظام فعلی تأکید شده است .
از خداوند متعال توفیق روزافزون و کسب تجارب ارزنده و پیشرفت همه جانبه همه
دست اندرکاران تعلیم و تربیت را خواستارم .
« و به امید روزی که نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران الگویی برای همه
نظام های دنیا باشد »
هاشم جعفرزاده ـ آبان ماه ۸۵

قسمت اوّل

شامل مشخصات :
۱ـ جغرافیائی
۲ـ تاریخی
۳ـ خصوصیات فردی اجتماعی

۱) آشنایی مختصر با وضعیت جغرافیایی ، اقتصادی ژاپن :
ژاپن ، با وسعت ۳۷۲٫۳۱۳ کیلومتر مربع پنجاهمین کشور جهان است که در نیمکره شمالی و نیمکره شرقی در شرق قاره آسیا بصورت مجمع الجزایر در شمال غرب اقیانوس کبیر و در کنار دریای ژاپن و نزدیکی سواحل روسیه و کره جنوبی واقع شده است و در کمربند زلزله ای اقیانوس کبیر که قسمت اعظم آن را جنگل ها با آب و هوای نسبتاً گرم و پر باران می باشد وجود دارد .

 جمعیت آن در سال ۱۹۰۰ میلادی بالغ بر ۱۸۰ میلیون نفر و تراکم جمعیت ۳۱۳ نفر در کیلومتر مربع می باشد . ۷۶% مردم کشور ساکن شهرها بوده و پرجمعیت ترین شهر آن توکیو با بیش از ۱۰ میلیون نفر جمعیت می باشد . ۳/۲۴% جمعیت را افراد کمتر از ۱۴ سال و ۴/۶۴% را افراد بالاتر از ۶۰ سال تشکیل داده است ، متوسط عمر مردان در سال ۱۹۸۳ معادل ۵/۷۲ سال و زنان ۸۰ سال است . ۴/۹۹% مردم این کشور از نژاد ژاپن بوده و ۵/۰% از نژاد کره می باشند .
 زبان رسمی و رایج ژاپنی بوده که با خط مخصوص به خود نوشته می شود .
 دین اکثر مردم بودایی و شینتو بوده و ۸/۰% مسیحی می باشد و ۲/۰% مسلمان

می باشند .
 حکومت این کشور امپراطوری است و نخست وزیر و وزراء در عین حال عضو مجلس می باشند . قوه مقننه از دو مجلس که یکی مجلس نمایندگان با ۵۱۱ عضو که به مدت چهارسال انتخاب شده و دیگری مجلس مشاورین با ۲۵۲ عضو که به مدت ۶ سال انتخاب می شوند ، تشکیل شده است .
 قانون اساسی که در سال ۱۹۴۷ تدوین شد ژاپن را که از ۴۳ ناحیه که هرکدام بوسیله یک فرماندار انتخاب می شود و دارای یک شورای محلی می باشد و اداره می شود به دو ناحیه شهری و یک ناحیه پایتخت نشین تشکیل یافته است قرار داده است .

 صنعت و کشاورزی عبارت است از فولاد سازی ، ماشین آلات ، کشتی سازی ،
هواپیماسازی ، شیمیایی ، الکترونیک ، برنج ، غلات ، سبزیجات ، میوه جات ، سیب زمینی ، توتون مهمترین محصولاتش را تشکیل می دهد .
 نیروی کار بالغ بر ۷۰٫۰۰۰٫۰۰۰ نفر است که ۳۶% آن در صنایع ۱۲% آن در کشاورزی و ۵۲% در بازرگانی و تجارت مشغول می باشند .
 میزان تولید ناخالص ملی در سال ۱۹۸۵ حدود ۱۰۵۷ میلیارد دلار بوده که درآمد سرانه به ۱۷۰٫۰۰۰ دلار که ۸/۳۶% از صنایع ۱/۸% از کشاورزی ۲۳% از تجارت و ۱۱% از خدمات می باشد بدست می آید .

 ارتباطات در ژاپن به صورت دولتی و خصوصی اداره می شود ، در سال ۱۹۷۶ تعداد ۹۴۴ فرستنده رادیویی ۶۱۱۷ فرستنده تلویزیونی و ۵۹٫۶۵۰٫۰۰۰ گیرنده رادیویی و ۲۶٫۵۴۵٫۰۰۰ گیرنده تلویزیونی بوده است ( آمار مربوط به سال ۱۹۸۴ می باشد ) در سال ۱۹۷۵ تعداد ۱۴٫۲۸۳٫۰۰۰ رادیو و ۱۲٫۴۵۳٫۰۰۰ تلویزیون تولید شده است .
 نشریات در این کشور بطور متوسط ۲۵۰ نشریه روزانه با تیراژی حدود ۶۱٫۰۸۱٫۰۰۰ و سرانه ۵۲۶ روزنامه برای هر هزار نفر منتشر می گردد که مقیاس آن براساس سیستم متریک می باشد ؟

۲- تاریخچه مختصر ژاپن :
تاریخ روشن و واضح ژاپن به سال ۶۶۰ قبل از میلاد برمی گردد که امپراطور ژاپن در این سال بوسیله جیموتنو تأسیس شد و از همان سال امپراطوران ژاپن به خود جنبه الهی دادند ، در قرون اولیه میلادی قبایل مختلفی در جزایر ژاپن سکونت داشتند که حکومت هریک از آنها در دست کاهنان بود . نخستین اروپایی هایی که به ژاپن راه یافتند پرتقالی ها بودند که در سال ۱۵۴۲ با این کشور روابط بازرگانی برقرار نمودند ، در اواسط و اواخر قرن شانزدهم مسیحیت به ژاپن وارد شد در اواخر قرن ۱۶ سه جنگجوی بزرگ یعنی « بوتوناگا ، هیدیوشی ، وایباسو » یکی بعداز دیگری ژاپن را به تسلط خود درآوردند .

ایباسو ، مؤسس سلسله « شوگویی توکوگاوا » بود که در سال « ۱۸۶۷ ۱۶۰۳ » بر ژاپن فرمانروایی کرد .
جامعه ژاپن در دوره خاندان « توکوگاوا » طبقه بندی شده بود و حدود و اختیارات آنها سخت رعایت می شد . این طبقات عبارت بودند از : فئودال ها ، سامورایی ها ، دهقانان ، صنعت کاران ، تجار . در قرون ۱۷ و ۱۸ شهرها رونق گرفت و طبقه بازرگانان بر کشور مسلط شدند .

در اواسط قرن ۱۹ رژیم « شوگوتی توکوگاوا » که از داخل و خارج در معرض تهدید بود از پا درآمد و درسال ۱۸۶۸ « شوگون » وقت ناچاراً استعفا کرده و در سال ۱۸۶۸ امپراطوری « موتسوهیتو» به عنوان اولین امپراطوری پس از ۷۰۰ سال قدرت را در دست گرفت و از این زمان دوره معروف بازگشت « می جی » آغاز گردید . در این دوره فرمانروایان ژاپن به جای خودداری از ورود بیگانگان و عدم تجارت با آنان ، سعی درا ستفاده از فنون و صنایع و تمدن مغرب زمین کرده و در این راه به پیشرفت های فراوانی نائل شدند و به خاطر وجود رهبرانی لایق ژاپن به سرعت به یک مملکت صنعتی نوین و یک قدرت نظامی و قطب اقتصادی مبدل شد .
۳) خصوصیات فردی و اجتماعی مردم ژاپن :

به لحاظ اینکه در رابطه با خصوصیات فردی و اجتماعی ژاپنی ها در مقالات ، کتابها ، نقل قولها ، کنجکاوی زیادی نشان داده می شود در این قسمت سعی شده است باتوجه به سخنان وگفته های هیئت های اعزامی ، و فیلم های ژاپنی ، نوشتجات و مجلات و کتابهای گوناگون چکیده ای از این خصوصیات فردی ، اجتماعی را بیان کنیم . اما باید اذعان کنم که هرچند جامعه کنونی ژاپن رفته رفته دچار سرمایه داری غربی گردید . آموزش و پرورش ژاپن هنوز هم نتوانسته است مفاسد اجتماعی که خودبخود در نظام های سرمایه داری بوجود می

آید را به کلی از بین ببرد و می توان گفت که مجموعه مفاسدی که در جامعه های غربی سرمایه داری به عیان مشاهده می گردد ، در جامعه ژاپن به صورت جوانه های ناپیدا و مخفی و یا به شکل عیان به چشم می خورد و برنامه های رادیو و تلویزیون و دیگر وسایل ارتباط جمعی خاصه مجلات و روزنامه های خاص در تقویت و اشاعه آن در بین جوانان بسیار فعال هستند ، بدیهی است خصوصیاتی که در ذیل آمده است عموماً به نکات مثبت اشاره شده است ولی به این معنا نیست که کشور ژاپن هیچ مشکلی ندارد بلکه چون ذکر علل پیشرفت مادی و فنی ژاپن مورد نظر بوده است فقط به موارد مثبت اشاره شده است .

به طور خلاصه و کلی خصوصیات فردی ، اجتماعی مردم ژاپن را می توان در موارد ذیل خلاصه کرد :
۱) سخت کوشی و خود اتکایی
۲) نظم پذیری و رعایت ضوابط و دستورالعمل ها بطور مؤثر و خودکار
۳) برخورداری از روحیه قناعت و صرفه جویی

۴) جمع گرایی و وابستگی به خانه و گروه و توجه به « ما » در مقابل دیگران که در سطح ژاپن وجود دارد .
۵) رعایت سلسله مراتب و احترام به تجارب و سابقه کار و اطاعت از همدیگر از روی احترام نه ترس .
۶) آگاهی دادن و مطلع کردن افراد همه جامعه یا گروه و شرکت از فعالیت ها و اهداف مربوطه و برقراری نوعی سابقه پدرانه .
۷) برخورداری از وجدان کاری بسیار بالا و اهمیت قائل شدن برای کار و ارجح شمردن مصالح شرکت و مؤسسه بر منافع شخصی .
۸) توجه به نظافت و بهداشت و سرزندگی و نشاط و خنده رویی

۹) توجه خاص به زیبایی و طبیعت و گل
۱۰) وطن دوستی و دارابودن عرق مذهبی .
۰۰۰ با توجه به این اصول درمی یابیم که رمز موفقیت و پیشرفت این کشور چه می تواند باشد .
مقدمه کوتاه :

دلائل انتخاب پرداختن به آموزش و پرورش ژاپن در زمان گذشته بدین علت است که چون پایه و اساس آموزش فعلی بر همان چهارچوبه های نظام آموزشی قبل می باشد . لذا شناخت و آشنایی با نظام گذشته ضروری می نمود به گفته « آقای محمد تقی زاده » استاد ایرانی دانشگاه چیبای ژاپن « شناخت ژاپن امروز» بدون شناخت ژاپن دیروز امکان پذیر نیست ، درواقع آنقدر که « دیروز ژاپن » از نظر بنیادی برای ما آموزنده است « امروز ژاپن » چندان چیزی برای آموختن ندارد » . لذا لازم دیدم مختصری هرچند کوتاه و گذرا از نظام گذشته آموزش و پرورش ژاپن داشته باشم که در ذیل از نظرتان می گذرد .

قسمت دوّم

شامل : آموزش و پرورش ژاپن در گذشته :
۱ـ قبل از عصر می جی
( ۱۸۶۸ ـ ۱۶۳۰ )
۲ـ در عصر می جی
( ۱۹۴۵ ـ ۱۸۶۸ )

۱) آموزش و پرورش قبل از عصر می جی « miji »
« ۱۸۶۸ تا ۱۶۳۰ میلادی »

در سال ۱۶۱۵ جنگهای داخلی قبیله ای ژاپن پایان یافت و حکومت سلسله « توکوگاوا » آغاز شد . بنیانگذاران این سلسله دستورالعملی برای ایجاد سربازخانه ها داده بود که به « سامورایی » دستور می داد ، آموختن را مقدم دارند و بدین ترتیب درسال « ۱۶۳۰ م» اولین آکادمی تعالیم کنفوسیوس پایه گذاری شد و سپس بقیه مؤسسات آموزشی جهت پرورش « سامورایی ها » و فئودال ها ایجاد شد . هرچند در این زمان آموزش و پرورش ژاپن بر پایه سلسله مراتب طبقاتی بنا شده بود و فقط برای سامورایی ها آموزش بالاترین رتبه ای بود که بتوانند به عنوان طبقه حاکم کارایی خود را حفظ کنند .

بنابراین آموزش آنها رسماً و دقیقاً تحت کنترل بود و برای عوام هرچند که آموزش برایشان منع شده بود اما از کمک دولت برخوردار نبودند ، آموزش نخبگان دربار در یک مدرسه خاص که تعالیم کنفوسیوس و هنرهای باب طبع درباریانبود به آنها آموخته می شد ، تربیت سامورایی ها با حکمرانان و طبقه اداره کننده کشور در مدارس خاصی که به نام « شوگونالS ho-gunal » شناخته می شدند انجام می گرفت و سامورایی ها مجبور بودند بین ۸ تا ۱۵ سالگی این مدارس را طی کنند این مدارس بعدها با پذیرفتن برخی جنبه های غربی از اولین پیشروان معروف آموزش و پرورش غرب در ژاپن شدند که منحصراً جنبه حرفه ای و کاربردی داشتند .

در سال ۱۷۴۰ این مدارس اجازه یافتند که زبان آلمانی تدریس کنند و از آن پس آموزش به طریق غربی آغاز می گردد ، در سال ۱۷۵۶ یک دانشکده طب به شکل غربی گشایش می یابد که بعداً هسته اصلی ایجاد دانشگاه توکیو می شود . در قلمرو هر فئودال که تعدادشان به ۲۸۰ می رسید حداقل یک مدرسه خاص به عنوان مدارس ایالتی ایجاد گردید که در قرن ۱۹ توسعه فراوان یافت و کلیه مطالب تدریس آن از تعالیم کنفوسیوس مایه گرفته بود و تاریخ چین ، خط ، انشاء ، آداب و تشریفات را شامل می شد ، این مدارس برای هر طبقه از سامورایی ها کلاس خاصی داشت و از لحاظ محتوی نیز آموزش طبقاتی بود . آموزش دیگر مردم ، در مدارس خصوصی بسیار متفاوت صورت می گرفت . مدارسی که تحت عنوان « شی جوکو » خوانده می شد و در آن همه رقم آموزش ابتدایی تاعالی ترین درجات دانش را تدریس می کردند هرچند بسیاری از آنها به سامورایی ها تعلق داشت ولی به تدریج درهای خود را بر روی مردم عادی گشودند .

آموزش مردم عادی تر در مکتب خانه هایی که به نام « تراکویا ـ Terakoya » خوانده می شد صورت می گرفت و کلاً غیرمذهبی بودند و زائیده اشتیاق مردم برای تحصیل بود و از خانه معلم برای مدرسه استفاده می شد و محصلین آن را فرزندان عوام شهری ، تجار ، در شهر و در روستاها فرزندان خانواده های مرفه تشکیل می دادند . این مدارس بطور متوسط بین ۳۰ تا ۶۰ شاگرد داشت که دختران و پسران را با هم می پذیرفتند ورودی به این کلاس ها بین ۶ تا ۸ سالگی بود و در ۱۱ تا ۱۳ سالگی کارآموزی آنها شروع می شد . در این مدارس کلاس بندی وجود نداشت و عموماً خواندن ـ نوشتن و حساب را آموزش می دادند و حدودی هم درس اخلاق و حسابداری را می آموختند و برخی زبان چینی ، جغرافیا ، و تاریخ را آموزش می دادند . معلمین از احترام خاصی برخوردار بودند و شهریه منظمی را دریافت نمی کردند . در پایان سلسله « توکوگاوا » که یک سلسله فئودالی بود وضع سواد بدین شرح بود :

درصد کل جمعیت
مردان سامورایی ۱۰۰% طبقات صاحبان حرفه در شهر ۵۰ ۶۰
۷% ۲%
زنان سامورایی ۵۰% طبقات صاحبان حرفه در روستا ۴۰ ۵۰%

بازرگانان ۸۰ ۷۰% بزرگان دهات ۱۰۰%
زنان بازرگانان ۶۰ ۵۰% ۳% طبقه متوسط دهات ۵۰ ۶۰% ۸۷%
بازرگانان شهرهای کوچک۵۰ ۶۰% روستائیان دورافتاده ۲۰%

۲) وضعیت آموزش و پرورش درعصر می جی۱ « miji »
( ۱۹۴۵ تا ۱۸۶۸ ) میلادی

با سقوط فئودالیسم و استقرار امپراطوری می جی ، فصل جدیدی در آموزش و پرورش ژاپن گشوده می شود و در همین دوره است که باید ریشه های آموزش و پرورش ملی را جستجو کنیم . باید گفت که تعلیم و تربیت در طی دوره امپراطوری « می جی » هدف خود را تربیت انسانهایی ، درست کار ، میهن پرست و باسواد و عاقل قرار داده بود و به تجدید نظر در نظام آموزش و پرورش قبل اقدام کرد و مبنای کار خود را بر دو اصل استوار ساخت .

۱- اصل سونو ـ Sonno ـ به معنای تقدس امپراطور و پیروی از تعالیم امپراطوران سابق .
۲- اصل ـ کای کوکوـ Kaikoku ـ به مفهوم گشودن درهای باز کشور و بطور خاص غربی کردن جامعه ژاپن می باشد .
در سال ۱۸۷۱ برای آموزش کلیه مردم وزارت آموزش و پرورش تأسیس شد و در سال ۱۸۷۲ فرمان انقلابی « گاکوسه ای » یا فرمان تعلیم وتربیت صادرشد فرمانی که نشانه تغییر اساسی عبور از آموزش و پرورش فئودالی به تعلیم و تربیت انفرادی و نوین بود ـ درهمین سال وزارت آموزش و پرورش فرمان ترجمه آثار ادبی وقانون آموزش کشور را صادر کرد که اقتباسی از آموزش و پرورش فرانسه بود . اما نظریه ها ، روشها و مواد آموزشی از تعلیم و تربیت آمریکایی ها بود .

در این فرمان نخستین دستورالعمل مهم درباب نظام آموزشی بود ، دارای روحیه ترقی خواهی و درصدد آن بود تا علوم نوینی را به کشور ژاپن وارد نماید ، براساس این فرمان کشور ژاپن به ۸ بخش دانشگاهی تقسیم شده بود و از نظر آموزش متوسطه شامل ۳۲ بخش می شد و هریک شامل ۲۱۰ بخش ابتدایی بود که بدین ترتیب در دهه ( ۱۸۷۲ تا ۱۸۸۰ ) م کشور ژاپن دارای ۵۳٫۷۶۰ مدرسه بود ، تا سال ۱۸۷۳ تنها ۲۴/۴% دختران به مدرسه راه یافتند اما درسال ۱۸۹۱ با اجرای این طرح می توان ادعا کرد که ۵۰% پسران و ۵۰% دختران به مدرسه می رفتند .

 

۱- کتاب تاریخ جهانی آموزش و پرورش – جلد اول – تالیف «گاستون میالاره – ژان ویال » و ترجمه آقای محمد رضا شجاع نوری – صفحه ۴۵ .
با توجه به این سرعت ژاپنی ها تغییرات جدید را به سادگی نپذیرفتند و تعلیم و تربیت سنتی را ترجیح دادند تا آنجا که مدارس دولتی مضر تشخیص داده شدند و در این زمان وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد بهتر است خود را درگیرآن نکند ، این وضع سبب شد که قانون جدیدی به نام « کیوئی کورئی » در سال ۱۸۷۹ وضع شود که ریشه در قوانین تعلیم و تربیت غرب داشت و آزاد منشانه تر از فرمان قبلی بود و درهمین سالها بود که سیاست اندیشه تعلیمات اجباری شکل می گیرد ، در سال ۱۸۸۱ م مجموعه قوانین ومقررات برای معلمان مدارس ابتدایی تنظیم شد که به موجب آن فعالیت سیاسی ممنوع شده بود . در ماه مارس سال ۱۸۸۶ م حکم تأسیس دانشگاه امپراطوری از طرف وزارت آموزش و پرورش صادر شد که نقش اصلی آن را اشاعه ملی گرایی تعیین می کرد و در سال ۱۸۸۷ م فرمان تأسیس دانشسراهای آموزش متوسطه و بسیاری از مدارس دیگر صادر شد .

نظرات تربیتی در این عصر بیشتر نظرات آمریکایی ها بود که بیشتر از « هربارت » و مکتب او به درون آموزش و پرورش ژاپن نفوذ کرد ، هرچند که نظرات او پس از وصول به نهایت اعتلای خود در سال ۱۸۹۹ با افولی تدریجی مواجه شد و از سال ۱۹۰۱ م اندیشه تربیت و آموزشی اجتماعی مورد قبول مردم واقع شد که بوسیله « کئورک میکائیل و جان دیوئی » وارد شده بود ، در سال ۱۸۷۷ با ترجمه کتاب « قراردادهای اجتماعی ژان ژاک روسو » و کتاب « امیل » که با موفقیت چشمگیری مواجه شد نهضت جدیدی در آموزش و پرورش ژاپن بوجود آمد . در سال ۱۸۸۵ م نقطه عطفی در آموزش و پرورش ژاپن بوجود آمد و آن حضور فردی به نام « اری نوری موری » بود که به وزارت آموزش و پرورش ژاپن برگزیده شد ، وی که در اروپا و آمریکا

تحصیل کرده بود اصلاحات چندی را در آموزش و پرورش آغاز کرد که ساختار و کیفیت دوگانه ای داشت یکی برای پرورش نخبگان و دیگری برای عامه مردم بود و این سیستم تا پایان جنگ جهانی دوم پابرجا بود . در این نظام آموزش ابتدایی غیرطبقاتی بود و هزینه مدارس توسط دولت پرداخت می شد . در سال ۱۹۰۷ م تحصیلات اجباری از ۴ سال به ۶ سال افزایش یافت و در سال « ۱۹۱۰ م » نرخ ثبت نام در آموزش ابتدایی به ۹۸% رسید و بدین ترتیب مدرسه جای خود را در زندگی روزمره باز کرد و تقریباً در شروع قرن بیستم هر طفلی که متولد شده بود آموزش اجباری را گذرانده بود .

تا سال ۱۹۲۰ م ژاپن به هدف خود مبنی بر غربی کردن صنعت و بازرگانی دست یافته بود و آشکارا بود که همراه با تکنولوژی غرب به آرامی اندیشه های فرهنگ غربی وارد می شد یکی از وظایف اساسی دست اندرکاران آموزش و پرورش ژاپن در دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ م پیداکردن راهی بود که به وسیله آن بین فرهنگ ژاپنی و غربی در راستای توسعه اقتصادی صنعتی پیوند برقرار کند راهی که انتخاب شده بود در عین حفظ روح فرهنگ ژاپنی از دستاوردهای ممالک غربی بطور معقول استفاده شود ، در سال ۱۹۲۵م تعداد دانش آموزان دختر و پسر در ژاپن یکسان بودند و این کشور در سال ۱۹۳۰م در زمینه آموزش عالی با کشورهای پیشرفته اروپایی برابری می کرد ، در دهه ۱۹۲۰م – ۹۹% کودکان سنین ۷ تا ۱۳ سال در ژاپن به مدرسه راه یافتند اما این مسائل در سال ۱۹۲۷م ، که رکود اقتصادی ژاپن را درپی داشت تغییر اساسی کرد .

پیروزی ژاپن در جنگ جهانی با چین در سال ۱۹۳۱ و وارد شدن در جنگ جهانی دوم ، سبب بیداری روحیه وطن پرستی در این کشور شد و با توجه به حکومت سخت و افراطی ارتشیان باعث بوجود آمدن تسلط بسیار شدید ژاپن و باعث ارتش سالاری شدن جامعه ژاپن شد و علاقه به تقویت روحیه ملی در برنامه های آموزشی تقدم پیدا کرد تا جایی که در سال ۱۹۳۵م ارتشیان وارد مدارس شدند و فنون نظامی و مهارت های شمشیربازی را به دانش آموزان آموختند ـ در سال ۱۹۳۵م ـ انجمنی تحت عنوان «انجمن اصلاحات آموزشی» دایرشد تا وزیرآموزش و پرورش را برای یافتن راههای تحکیم روحیه ژاپنی یاری دهد . در سال ۱۹۴۱م ـ طرح بهسازی مدارس ژاپن اعلام شد و دوره ابتدایی را از یک دوره ۶ ساله اجباری و یک دوره ۲ ساله فوق ابتدایی به یک دوره هشت ساله تبدیل نمود و تعلیمات اجباری را به ۸ سال رساند و سهم ملیت گرایی را افزایش داد ، اما این طرح به علت نیاز جنگ به نیروی انسانی و اقتصاد زمان جنگ عملی نگشت و به علت فشار وارده برمدارس ژاپن موجب کوتاه شدن دوره های آموزشی گردید .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 9700 تومان در 45 صفحه
97,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد