whatsapp call admin

مقاله درباره اهمیت روش تحقیق و کاربرد آن

word قابل ویرایش
20 صفحه
10700 تومان
107,000 ریال – خرید و دانلود

درباره اهمیت روش تحقیق و کاربرد آن

چکیده
روش تحقیق اساسی ترین مقوله پژوهش است. چنانچه روش متناسبی با موضوع پژوهش انتخاب شود، کار تحقیق سریع تر و مطمئن تر انجام مـی شـود. پـس از روشهای سنتی ارسطویی، اثبات گرایـی از زمـان دکـارت بـه بعـد وجـه غالـب پژوهشها بوده است؛ امااخیراً عدم کارآیی آن، بهویژه در علوم انسانی محققان را به عدول از آن واداشته استاخیراً. تفسیرگرایی و روش انتقـادی درقالـب اقـدام پژوهی بسیار متداول شده است. این مقاله مـدعی اسـت کـه تقـسیم تحقیـق بـه تجربی و عقلانی صحیح نیست. همـه پـژوهشهـا از تجربـه ولـو تجربـه ذهنـی برمیخیزند و با استمداد از عقل به نتیجه مـی رسـند. ممکـن اسـت وجـه غالـب تجربه و عقلانیت در هـر پـژوهش متفـاوت باشـد، امـا خـالی از آن دو نیـست، بنابراین اثبات گرایی اگر به معنای این باشد که ورای تجربه چیزی نیست اشـتباه است و اگر به این معنا باشد که هر پژوهشی ناگزیر از دهلیـز تجربـه مـیگـذرد،

امری پذیرفتنی است. نگارنده مدعی است که همه پژوهش ها را میتـوان از یـک منظر به دو بخش آزمودنی و پیمودنی تقسیم کرد. در این مقاله به اهمیت رویکرد در پژوهش هم اشاره میکند و مطالعه همه پدیـده هـا را در قالـب هـشت محـور پدیداری، پنداری، ساختاری، رفتاری، اسـتقراری، اسـتمراری، مقـداری و آثـاری میسر میداندطبعاً.هر یک از این رویکردها روشی مناسب با خـود را طلـب مـی کند.
کلید واژه ها: روش تحقیق، تحقیق کیفی، تحقیق کمی، اثبات گرایی، واقعیت

مقدمه
روش تحقیق اساسیترین مقولهای است که در هر پـژوهش مـورد توجـه اسـت.

همه به دنبال کشف واقعیت هستند و میخواهند نسبت به خود و محیط پیرامـون خود اطلاع داشته باشند و بر اساس آن ساختمان معرفتی خـود را بـسازند و هـر روز آن را کاملتر کنند. بهعلت تنوع و کثرت موجودات جهان به عنوان متعلقـات شناخت، راه و روش رسیدن به آن و کسب معرفت به آن بسیار مهم اسـت؛ اگـر چه ممکن است راهها با هم تفاوت هایی هم داشته باشند. درجهان، همه فلاسفه و نیز مذهبیون به نوعی به دنبال کشف حقایق بوده و هستند و هـر کـس از دریچـه چشم خود به آن نگریسته است؛اما در اینکه آنها به همه واقعیت دست یافتـهانـد، خود مقولهای است که باید بدان توجه شود. اگر همه بـه واقعیـت رسـیده بودنـد پس این همه اختلاف نظر و گاه مناقشه ها و تخطئه ها برای چیست؟

یکی از فوائد بحث این اسـت کـه چنانچـه روش تحقیـق متناسـب بـا شـناخت واقعیت تعیین شود ما را زود تر به سر منزل مقصود می رساند و بـر عکـس اگـر به این امر توجه لازم نشود، ممکن است نه تنها کـشف واقعیـت نکنـد بلکـه بـر حیرت ما بیفزاید و بناگزیر ما را به انکار واقعیات وادارد. تلاش همه اندیـشمندان جهان از گذشته تا حال صرف این مطلب بوده و هست و هنوز شـناخت بـدیهی ترین امور جزو مشکلترین آنها است. اینکه در جهان کنونی بـا افـرادی مواجـه میشویم که ممکن است اصل واقعیت را انکار کنند یا آن را قائم به وجود انـسان بدانند، اغلب ناشی از همین عدم توجه یا عدم انتخاب روش درست برای تحقیق می تواند باشد.

نکته دیگر در اهمیت این موضوع در علوم انسانی است. همه میدانند که در دنیای امروز وبهویژه پس از دوران نوزایی اروپایی و طرح مباحث شناخت شناسی و به دنبال آن روش تحقیق بر پایه اصول تحقق گرایی(پوزیتیویسم) آنچه بیش از همه آسیب دید علوم انسانی است. رویکرد دو گانهیا یگانه گرایی در

علوم که دکارت و پاسکال مدافع آن بودهاند، شاید ناظر به همین مسأله باشد. بر این اساس (فرجی دانا،۱۳۷۸، (۸-۱۰ دکارت برای بررسی علوم و به ویژه علوم اجتماعی معتقد بود برای تحقیق بر پدیده ها باید آن ها را به اجزاء تبدیل کرد. از نیمه دوم قرن بیستم، روش پاسکال جای آن را گرفت. الگوی پاسکال را میتوان به الگوی پیچیده ارزشی در برابر الگوی ساده ارزشی دکارت تعبیر کرد که نه تنها روشدکارتی را نفی نمی کند، بلکه مکمل آن است. براساس این روش، پژوهشها با ویژگیهای چون تأکید بیشتر بر روابط نه بر شیء، قرائت بر مبنای غایت

»کل«، کثرت سطوح سازمان و منطقها، وابستگی متقابل، گشودگی پویا ، به حساب آوردن رابطه مشاهدهگر با شیء و چند رشتگی انجام می پذیرد (فرجی دانا،۱۳۷۸، .(۱۳-۱۴ آنچه ضرورت بحث را بیشتر نمایان می سازد، بحث های گسترده محققان و دانشمندان قرون اخیر در چیستی علوم انسانی و تفاوت آن با علوم طبیعی است. فروند((۱۳۶۲ در کتاب خویش تحت عنوان »آراء و نظریههای در علوم انسانی« بهخوبی این مسألهرابحث کرده است. سیطره کمیت در علوم و بهویژه علوم انسانی و یک سو نگری جریان پوزیتیویستی آسیب های فراوانی به بار آورده است و ضربه هایی بر شناخت علوم انسانی زده است (گنون،(۱۳۶۵؛ از این رو با باز نگری در روش تحقیق و تبیین جایگاه علوم انسانی و اینکه نباید همه مسائل را از زاویه تنگ کمیت گرایی یا پوزیتیویسم به معنای حاد آن نگریست، میتواند فوائد فراوانی داشته باشد. درهر حال سوالات پژوهش در این مقاله عبارتند از:

۱٫ واقعیت چیستوآیا واقعیت خارجی وجـود دارد یـا متکـی بـر آگـاهی و شناخت ما است؟
۲٫ آنکه واقعیت را درک می کند چیست؛آیا نفس است یا ذهن؟
۳٫ راه رسیدن به واقعیات چیست و به عبارت روشن تر، روش تحقیق کـدام است؟

۴٫ آیا تقسیم روش تحقیق به تجربی و عقلانی جوابگو است؟
۵٫ آیا روش تاریخی به عنوان روشی مستقل وجود دارد؟

۶٫ آیا توصیف و تحلیل به روش بر می گردد یا به هدف محقق؟

برای اینکه بتوان به تحلیل روشهای تحقیق پرداخت، نـاگزیر بایـد از دو مقولـه مهم سخن گفت و به قول معروف باید با دو پیش فرض به بحـث وارد شـد. بـه نظر میرسد تا این دو پیش فرض مشخص نشود بحث درباره تحقیق و روش آن بیهودهاست.

پیش فرض اول این است که آیا واقعیتی وجود داردو آیا این واقعیت مـستقل از ما است یا آنکه واقعیت ساخته و پرداخته ذهن است؟
آنچه در این باره گفتنی است ایـن اسـت کـه اغلـب دانـشمندان قـدیم اگـر چـه درتحلیل واقعیت خارجی با گرفتاری هایی رو به رو بودهاند، به واقع آن را قبـول داشته، عدم قبول آن را مساوی با سفـسطه مـیدانـستهانـد. افلاطـون واقعیـات را پرتوی از واقعیت های مثالی میدانست؛ ولی ارسطو بر خلاف او معتقـد بـود کـه میتوان واقعیات خارجی را ادراک کرد. فلاسفه اسلامی هم، گاه جانـب افلاطـون و گاه جانب ارسطو و گاهی هم هر دو را گرفتهاند (فارابی،۱۴۰۵ ق).

از زمان دکارت به بعد که او »کوژیتوی« خود را مطرح نمود،خواستهیـا ناخواسـته قضیه به شکل بارزی تغییر کرد. به جـای اعتقـاد بـه واقعیـات خـارجی، انـسان، محور همه مسائل شد و وجود او بـه عنوان ادراک کننـده مطلـق جهـان (فاعـل شناسا) مطرح گردید؛ به عبارت روشن تـر، او وجـود خـویش را ناشـی از فکـر کردن خود دانست؛ یعنی چون فکر می کند پس وجود دارد و شناخت خود او بـا فکر و ذهن او که بخشی از وجود و موجودیت اوست،تحقق پیدا میکنـد. مـا در اینجا در صدد بحث درباره صحت گفتار او نیستیم که خود جـای بحـث فـراوان دارد و پارادوکسی ایجاد می کند مبنی بر اینکه چگونه مـی تـوان شـناخت اصـل چیزی را به جزءآن مستند کرد؛اما در صدد بیان این مطلبیم که از این پـس دیگـر

انسان و بهویژه فکر و ذهن او محور شناخت همه چیز قرار گرفت. ذات آگـاه و آگاهی بخش انسان که در گذشته در قالب نفس مطرح بود از این پس با مطالعات روانشناختی در ذهن تجلی پیدا کرد و نفس در مطالعات معرفـت شـناختی رنـگ باخت. دیگر به جای اینکه فلاسفه از نفس و اهمیت آن سخن بگویند از ذهـن و به دنبال آن از حافظه یاد کردند و آن را منبع اصلی شناخت تلقی نمودند؛ بنابراین قضیه به این صورت درآمد که ذهن است کـه مـی شناسـد و اگـر ذهـن نباشـد شناخت امکان پذیر نیست. آهسته آهسته با اظهارات و تعلیقـات فلاسـفه دیگـر چون هیوم و کانت قضیه اصالت ذهن مطرح شد و کار به جایی رسید که وجـود و موجودیت خارجی رامتکی به شناخت ذهن و ادراک ذهنی از اشیاء دانستند؛ به این معنی که اگر انسان با ذهن خود جهان را نشناسد پس ممکـن اسـت واقعیتـی وجــود نداشــته باشــد. هیــوم در منتهــای تردیــد در ایــن مــسأله مــیگویــد

(کاپلستون،(۱۳۶۲ که او ترجیح می دهد مانند افراد عادی به زنـدگی خـود ادامـه دهد و از لذت های دنیا بهره ببرد و خود را اسیر لفاظی هـای منطقـی و فلـسفی نکند.

فلاسفه پس از او چون هگل با آنکه از یک طرف به واقعیت خارجی فی الجملـه تصریح می کنند،با ترفندی خاص از آن می گذرند. هگل نیز سر انجام به اصـالت اندیشه می رسد(استیس،(۱۳۵۵ و باز همان حرفی را می زند که اسـلاف او گفتـه اند. پدیدار شناسان(صانعی دره بیدی،(۱۳۷۶ شاید آخرین گروهی باشـند کـه در این باره اظهار نظر کرده اند. آنان براین تأکید دارند که نباید وقت خود را صـرف آنچه دست نیافتنی است (علوم عقلانی و متافیزیکی) کـرد. آنهـا همـین واقعیـت خارجی را به عنوان پدیده مبنا قرار میدهنـد و از هـر گونـه داوری دربـارهاصـل واقعیت خودداری می کنند و به قول خودشان آن را در پرانتز میگذارند.

پیش فرض دوم این است که ما می توانیم واقعیات خارجی را بشناسیم؛ زیرا اگـر چنین امری میسر نباشد، سخن از روش تحقیق عبث خواهد بـود. بـرای توضـیح

این مسأله باید به ساز و کار شناخت پرداخت و اینکه منبع شناختی که در وجـود آدمی است چگونه با جهان ارتباط بر قرار میکند. این موضوع نیز با همه اهمیتـی که دارد چون خارج از بحث ماست، آن را به مقاله دیگر موکول میکنیم.

با این توضیح وارد بحث اصلی یعنی روش تحقیـق مـیشـویم. روش تحقیـق در واقع راه رسیدن به مطلوب یا کشف واقعیت آنگونه که هست را نـشان مـیدهـد.
نیز روش تحقیق به کلیه تدابیر، ابزار و فنونی برای کشف حقیقت گفته مـی شـود

(دیانی، .(۱۳۸۱ چه بسا با اتخاذ روش نامناسب رسیدن به مطلوب با تـأخیر تـوام شود یا اصلا امکان پذیر نباشد. اگر بپذیریم که امور بر دو قسم مادی و غیر مادی تقسیم می شود آنگاهقطعاً خواهیم پذیرفت که روش برخورد ما با این دو مقوله متفاوت خواهد بود. حتی در امور ملموس و مادی هم با توجه به تفاوت هایی که دارند،روش مطالعه ما متفاوت است. در گذشته (شاله، ۶۱،(۱۳۶۲ تصور میکردند قوانین عالم خارج را میتوان از طریق قیاس و از ذهن استخراج کـرد؛ امـا روش علمی با شکاکیت در همه چیز کار را آغاز نمود و مشاهده و تجربه احیاناًو تأیید یا رد فرضیه را مبنای کار خود قرار داد. روش به اصطلاح علمی هـم از یکجانبـه گرایی بر کنار نبود. شاله((۱۳۶۲ در کتاب روش علمی خود به این مسأله تصریح دارد که بعضی از فلاسفه در سایه پیش داوریها یا علائق خویش در رسـیدن بـه مطلــوب و کــشف واقعیــات راه افــراط پیمودنــد؛ بــه عنوان مثــال دکــارت

(طهماسبی،(۱۳۸۵ با توجه به علاقهای که به ریاضـیات داشـت امیـدوار بـود کـه بتوانــد همــه مــسائل را بــا ســر پنجــه ریاضــیات حــل کنــد. بــه نظــر دکــارت
(دبیری،:(۱۳۸۵

درعرف دانش، روش مجموعه شیوه و تدابیری است که برای شناخت حقیقـت و بر کناری از لغزش به کار برده می شود. بر اساس نظر وی، روش متضمن پوشـش سه فضای عملی است: مجموعه طرقی که انسان را به کـشف مجهـولات و حـل مشکلات هدایت می کنـد، مجموعـه قواعـدی کـه بـه گـاه پژوهیـدن و بررسـی

واقعیات باید به کار روند و مجموعـه ابزاریـا فنـونی کـه فـرد را از مجهـولات و عرصه معلومات رهنمون ساخته و به مدد دراختیار گذاردن تکنیک، جـستجو گـر را هدایت میکند.

هم اکنون(والنر و گرنیر۱،(۲۰۰۶ ضرورت و کلیت به عنوان دو مفهـوم سـنتی در علم اروپایی از جانبدی پست مدرنها نقد شده و به جای آن قابل فهم بـودن مطرح شده است. این مسأله بر نسبیت گرایی بیش از پیش تاکید دارد و در نتیجه پژوهشها را به چالش میکشد و تعمیم ها را خدشه دار مـیکنـد. در هـر حـال، روش تحقیق همانند ابزار های متفاوت در جعبه ابزار است که محقق متناسـب بـا تحقیق خود باید آن را به کار ببرد (موحـدی، نیکجـو،.(۱۳۸۵ در یـک تحقیـق و برای رسیدن به مطلوب و در اسـرع وقـت، دانـشمندان روشهـای گونـاگونی را مطرح نمودهاند. این روشها در یک تقسیم بنـدی کلـی بـه روش ارسـطویی یـا منطق صوری که متکی بر جنس و فصل بود و روش جدید کهعمـدتاً متکـی بـر تجربه و به تعبیر خودشان اصالت تحصل استوار است.

نقد وضع موجود
روش تحقیق به معنای استفاده از راه و روش و حتی ابزاری است تا محقق را هر چه زودتر به جواب برساند، اما پاسخ سوال بدون شک در بستر پیش فرض هایی شکل میگیرد که محقق به آن پای بند است. پـس از دوران کلاسـیک کـه منطـق ارسطویی حاکم بود روش تحقیق راعمدتاً بـه تجربـی تنـزل دادنـد و تـا همـین اواخر، پارادایم اثبات گرایی در مورد همه علوم به کار می رفت و به عنوان مثـال، حتی در علوم اطلاع رسانی نیز مقبولیتآن پذیرفتـه شـده بود؛امـااخیـراً نظـرات برگشته و بسیاری معتقدند که این پارادایم جوابگو نیست.درحال حاضر پـارادایم های تحقیق(محمودی،۱۳۸۵ ،(۱۷۰ بر سه دسته اند: اثبات گرایی، تفسیر گرایی و

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 10700 تومان در 20 صفحه
107,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد