whatsapp call admin

مقاله در مورد اصول عقاید اسلام

word قابل ویرایش
15 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

اصول عقاید اسلام

س: اصول عقاید اسلام کدامند؟
ج: اصول عقاید اسلام شامل سه اصل است(۱) که اعتقاد به آنها لازمه‏اش اعتقاد به چند اصل دیگر نیز مى‏باشد.
س: آن سه اصل که اصول دین هستند کدامند؟
ج: اصل اول. اعتقاد به این است که جهان خدایى دارد دانا، توانا، حکیم، شنوا و بینا. از ازل بوده است و تا ابد هم خواهد بود. همه صفات کمال را داراست، و از هر نقص و عیب مبرا است. این خداى یگانه، شریک ندارد و همانند هیچیک از آفریدگانش نیست. اورا نمى‏توان با چشم سر دید، نه در دنیا و نه در آخرت و فقط از راه دلیل و برهان است که مى‏توان فهمید، او هست و یکتا است.
س: توحید یعنى چه؟

ج: توحید چهار گونه است:
١ ـ توحید ذات. یعنى: خداوند سبحان یکتا و بى‏همتا است و ترکیب یافته از اجزاء نیست، مثلاً مانند انسان از ترکیب جسم و جان، و دست و پا، سر و گوش و غیره درست نشده است.
٢ ـ توحید صفات یعنى: صفات خداوند عین ذات او است. ذات و صفات خداوند از هم جدا نیستند. خداوند سبحان مانند انسان نیست که علمش غیر از خودش باشد. قدرتش غیر ازخودش باشد! ذات خداوند متعال عین علم و عین قدرت اوست.

٣ ـ توحید افعال. یعنى: آنچه در جهان آفرینش است، آفریده خداوند متعال است.
۴ ـ توحید عبادت. یعنى: عبادت و بندگى سزاوار جز خداوند نیست.
س: اصل دوم از اصول عقاید اسلام چیست؟
ج: نبوت. یعنى: خداوند سبحان پیامبرانى را براى هدایت بشر به حق و حقیقت، و نمایاندن راه راست به انسانها فرستاده است.
س: نخستین پیامبر الهى کیست؟
ج: نخستین پیامبر الهى، حضرت آدم (ع) است که خداوند سبحان او را از گل آفرید و سپس همسرش حواء را بیافرید و به آنان دو فرزند عطا کرد: هابیل و قابیل، و براى همسرى آنان دو دختر نه از نسل آدم و حوا، بلکه به صورت خلق ابتدائى آفرید و هابیل و قابیل با آن دو دختر ازدواج کردند و فرزندانى بهم رسانیدند. از آن پس، ازدواج میان دختر عموها و پسر عموها شروع شد و نسل بشر رو به ازدیاد گذاشت.
س: آخرین پیامبر الهى کیست؟
ج: آخرین پیامیر الهى، پیامبر اسلام محمد (ص) است.
س: پیامبران چند نفر بوده‏اند؟
ج:١٢۴٠٠٠ نفر، که از میان آنان نوح و ابراهیم و موسى و عیسى و پیامبر اسلام برتر از دیگر پیامبران بوده‏اند.
س: پیامبران با دیگر افراد بشر چه فرقى دارند؟
ج: فرقشان این است که به پیامبران، از جانب خداوند متعال وحى مى‏رسد و از خداوند فرمانهایى دریافت مى‏کنند، یا براى خودشان، یا براى تبلیغ مردم اما، دیگر افراد بشر به وحى الهى دسترسى ندارند و باید از پیامبران پیروى کنند.

س: از کجا مى‏توان فهمید کسى که ادعاى پیغمبرى مى‏کند، راست مى‏گوید؟
ج: با معجزه. معجزه عبارت است از انجام کارى غیر عادى به دست پیامبر که نشانه آن است که وى از جانب خداوند متعال آمده است وگرنه نمى‏توانست چنان عملى را انجام دهد.
س: مثال بزنید.
ج: مثلاً،
ابراهیم (ع) را در آتش افکندند، نسوخت.
موسى (ع) عصایش را مى‏انداخت، اژدهاى بزرگى مى‏شد، و وقتى آن را باز مى‏گرفت، به حالت اولیه‏اش بر مى‏گشت.
عیسى (ع) به اذن خداوند کور مادرزاد و لک و پیس را شفا مى‏داد و مردگان را زنده مى‏کرد.
محمد (ص) ماه را دو نیم کرد، و قرآن کریم را آورد که جن و انس از آوردن نظیر آن عاجز ماندند.
س: چگونه؟

ج: خداوند متعال، ابتدا براى اثبات حقانیت قرآن کریم و صدق گفتار پیغمبر اکر (ص) از مردم خواست کتاب کاملى نظیر قرآن بیاورند(۲). وقتى برایشان مسلم شد که نمى‏توانند، از آنان خواست که ده سوره مانند سوره‏هاى قرآن بیاورند(۳). باز هم بر ایشان بطور قطع روشن شد که نمى‏توانند، آن وقت از آنان خواست که دست کم یک سوره مانند یکى از سوره‏هاى قرآن بیاورند(۴).
اما باز هم با آنکه معاصران پیغمبر اکرم همه فصیح و بلیغ بودند و در شعر و شاعرى و خطابه و بیان، به اوج زبان آورى رسیده بودند، نتوانستند سوره‏اى مانند یکى از سوره‏هاى قرآن بیاورند، حتى کوتاهترین سوره قرآن، سوره کوثر(۵):
(بسم‏ الله الرحمن الرحیم انا اعطیناک الکوثر، فصل لربک وانحر، ان شانئک هو الابتر).
و کارشان به پیکار و کارزار با پیغمبر اسلام کشید.
س: پیامبران چه صفاتى دارند؟
ج: پیامبران و امامان مانند فرشتگان داراى صفت عصمت اند. یعنى: از آغاز تا پایان عمرشان هیچگاه از فرمان خداوند سرپیچى نمى‏کنند. آنان عظمت خداوند را آنچنان درک کرده‏اند و زشتى معصیت را آنچنان دریافته‏اند، که نمى‏توانند معصیت کنند. پیامبران و امامان، همه فضائل اخلاقى را دارا هستند مانند: شجاعت، سخاوت، غیرت، شهامت و غیره و از همه رذائل اخلاقى نیز بدورند.
پیامبران و امامان، باید از همه اهل زمانشان و معاصرانشان برتر باشند، تا پیروى از آنان بر مردم واجب شود.

س: آیا پیامبران و امامان داراى جنبه الوهیت اند، چنانکه مسیحیان به عیسى (ع) نسبت مى‏دهند؟
ج: نه! پیامبران و امامان بشرند. تنها تفاوتى که با دیگران دارند این است که از سوى خداوند متعال به پیامبران وحى مى‏رسد. پیامبران و امامان معصوم اند. دیگر صفات نیک را نیز دارا هستند. عیسى مسیح (ع) هم یک انسان بود که خداوند سبحان او را از مادر و بدون پدر آفرید، همچنانکه آدم و حواء را بدون پدر و مادر آفریده بود.
س: اصل سوم ازاصول عقاید اسلام چیست؟

ج: معاد. یعنى: خداوند سبحان پس از فانى شدن جهان و مرگ همه جانداران، مردم را بار دیگر زنده مى‏کند تا پاداش اعمالشان در دنیا را به آنان بدهد، هرکه اهل ایمان و عمل صالح بوده باشد پاداشش بهشت است. و هرکه کافر و گهنکار بوده باشد، آتش دوزخ در انتظار او است.
س: بسیارى مردم از دین اسلام بى‏خبرند، و دسترسى به درک حقایق ندارند. یا بعلت کمى فهم و درکشان مانند دیوانگان و ابلهان و یا به علت اینکه از مراکز دینى و مذهبى دورند، از حقایق بى‏خبرند. آیا اینان هم کافر محسوب مى‏شوند و اهل آتش‏اند؟
ج: نه، تا کسى حجت بر او تمام نشده باشد به آتش دوزخ گرفتار نمى‏شود. دیوانگان و بى‏خبران و کسانى که در گوشه و کنار جهان، دستشان از فهم و درک حقایق کوتاه است، در روز محشر آزمایش مى‏شوند. هرکس از عهده آزمایش برآمد به بهشت مى‏رود، و هرکس نتوانست از عهده برآید، به دوزخ رانده مى‏شود.
س: آیا انسان که مى‏میرد، بکلى از میان مى‏رود و با فرا رسیدن قیامت بار دیگر زنده مى‏شود؟
ج: نه، وقتى انسان مى‏میرد جسدش مى‏پوسد و از میان مى‏رود و روح انسان همچنان زنده مى‏ماند. اگر مؤمن بوده باشد، و در دنیا کارهاى نیک کرده باشد، پس از مرگ در ناز و نعمت خواهد بود، و اگر کافر و تبهکار بوده باشد، روح او پس از مرگ دچار عذاب خواهد گردید.
س: نام این عالم پس از عالم دنیا و پیش از عالم قیامت چیست؟
ج: این عالم، برزخ نام دارد.
بطور کلى، انسان از آغاز تا پایان سیر تکاملى خویش از شش عالم مى‏گذرد:
١ ـ عالم پیش از انسان شدن. هر انسانى در آغاز خاک بوده، سپس گیاه شده و سپس حیوان شده و پدر و مادرش از آن گیاه و گوشت خورده‏اند و نطفه او بسته شده است.
٢ ـ عالم انسانى. که با بسته شدن نطفه در رحم مادر آغاز مى‏شود و با ورود انسان به دنیا تولد مى‏انجامد.

٣ ـ عالم دنیا. که ما هم‏اکنون در آن بسر مى‏بریم و تکالیفى داریم و عمل به این تکالیف، سرنوشت ما را مشخص مى‏سازد.
۴ ـ عالم برزخ.
۵ ـ عالم قیامت. که بنا به گفته قرآن کریم پنجاه هزار سال است(۶).
۶ ـ عالم بهشت و جهنم.
س: آیا دلیلى براى بقاى روح وجود دارد؟
ج: امروزه دیگر بحث و تحقیق پیرامون بقاى روح، در ردیف علوم تجربى قرار گرفته و در کشورهاى غربى و جاهاى دیگر، مراکز علمى و تحقیقاتى ویژه‏اى براى این منظور وجود دارد.
در علوم اسلامى هم، علم کلام به جوابگویى از اینگونه اشکالات واستدلال براى اثبات عقاید اسلامى، از جمله بقاى روح پس از مرگ اختصاص دارد(۷).
س: بهشت چیست؟
ج: بهشت محلى است که خداوند سبحان براى مؤمنان و نیکوکاران مهیا ساخته است و انسان پس از آنکه روحش به همین بدن دنیوى بازگشت، وارد بهشت مى‏شود.
در بهشت، همه گونه نعمت‏ها وجود دارد: باغهاى گل، کاخها، هواى تمیز، سلامت بدن، همسران پیراسته و آراسته، خوراکهاى لذیذ و شرابهاى گوارا.
وقتى انسان وارد بهشت مى‏شود، تا ابد در آنجا، جاودانه خواهد ماند.
در بهشت، چیزهایى که به خوشى و شادگامى انسان لطمه بزند، مانند فقر، بیمارى، درد، حسد، مصیبت، ستم، ضعف، گرسنگى، برهنگى، تشنگى، اندوه، دشمنى و کینه وجود ندارد.
اهل بهشت، همیشه جوانند و سرخوش و سرمست.

بهشت بسیار وسیع است. هر نفر از اهل بهشت در آنجا مى‏تواند مالک قسمتى از بهشت باشد که از همه دنیا بزرگتر است. دسته‏هایى از ملائکه در اختیار او هستند.
از همه مهمتر، خداوند از انسان راضى است: (و رضوان من الله اکبر)(۸).
بنا براین، انسان باید در سراسر دقایق و لحظات عمر خویش، تلاش کند و توشه آخرت فراهم سازد، و از دنیا به قدر کفایت بهره‏مند شود و دنبال کفر و معصیت نرود. تا این همه پاداش اخروى و نعمت ابدى از دستش نرود.
س: جهنم چیست؟

ج: جهنم نقطه مقابل بهشت است جهنم را خداوند براى کافران و گناهکاران قرار داده است. در جهنم انواع بدبختى‏ها، دردها، رنجهاى روحى و جسمى وجود دارد.
انسان، در جهنم، همواره در شکنجه و عذاب است و زنجیرهاى آتشین لحظه‏اى او را راحت نمى‏گذارند.
آتش جهنم تا ابد خاموش نمى‏شود. اهل جهنم در ذلت و خوارى بسر مى‏برند، و چون خداوند متعال مقرر فرموده است که اهل جهنم به عذاب ابدى گرفتار باشند، در جهنم مرگ هم وجود ندارد: (کلما نضجت جلودهم بدلناهم جلودا غیرها)(۹) یعنى: هرگاه که پوست بدنشان در آتش جهنم مى‏سوزد، پوست نو روى بدنشان مى‏رویانیم!
بنا بر این، انسان باید در این جهان تمام توان خود را بکار گیرد و بکوشد تا در شمار اهل جهنم قرار نگیرد. جهنم جایگاه کسانى است که بر کارهاى زشت اصرار مى‏ورزیده‏اند، و چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است: (ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه)(۱۰) اگر از آن جهان بار دیگر نیز بر این جهان باز گردند، با آنکه عذاب خداوند را از نزدیک دیده‏اند باز هم به نافرمانى ادامه خواهند داد!
س: قیامت چیست؟
ج: انسان، پس از مرگ مدت زیادى در عالم برزخ بسر مى‏برد تا قیامت فرا رسد و خداوند متعال او را زنده گرداند. در صحراى محشر، همه مردم جمع مى‏شوند. نامه عمل هرکس به دست خودش داده مى‏شود. تمامى اعمال نیک و بد شخص در نامه عملش ثبت شده است: (فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره و من یعمل مثقال ذره شراً یره)(۱۱). وقتى آدمى در نامه عملش نظر مى‏افکند و کوچک و بزرگ و پوشیده و آشکار کردارش و حتى اندیشه و خیالاتش را در آن مجسم مى‏بیند، تعجب مى‏کند

 

و مى‏گوید: (یا ویلتنا ما لهذا الکتاب لا یغادر صغیره ولا کبیره الا احصاها)(۱۲) یعنى: واى بحال ما! این چه نوشته‏اى است که هیچ کوچک و بزرگى را فروگذار نکرده است و همه را به حساب آورده است؟!
میزان‏هاى عمل نصب مى‏شوند. پیامبران و جانشینان پیامبران و شهیدان راه حق، براى داورى در مورد سرنوشت مردمان بپا مى‏خیزند. و بالاخره، مؤمنان و نیکوکاران به بهشت، و کافران و تبهکاران به دوزخ مى‏روند.
آرى، وقت براى همه این کارها هست! مگر نه این که روز قیامت برابر پنجاه هزار سال است؟!
س: دیگر اعتقادات مسلمانان چه چیزهایى هستند؟
ج: عدل، امامت، قضا و قدر، جبر و اختیار.

س: عدل یعنى چه؟
ج: یعنى: خداوند متعال عادل است و به هیچ آفریده‏اى ستم روا نمى‏دارد و کار زشتى از او سر نمى‏زند. ظلم و ستم و کارهاى زشت و ناروا که در این جهان مشاهده مى‏کنیم، کار بندگان خدا است. مثلاً اگر انسانى انسان دیگرى را مى‏کشد، این آدمکشى کار خدا نیست. کار زشت و ناروایى است که از یک فرد بشر سر زده است.
س: درست است ظلم و ستم مردم به یکدیگر ارتباطى به خدا ندارد. اما، در باره سیل، گرد باد، زلزله، بیماریهاى مسرى و امثال آن چه مى‏گویید؟ در اینگونه امور که مردم دخالتى ندارند؟ و غالبا این حوادث باعث مرگ یا صدمه دیدن مؤمنان پاک و افراد شایسته مى‏شود؟
ج: اینگونه حوادث طبیعى که انسان در آن دستى ندارد، براى گنهکاران نوعى تأدیب است و راه توبه را براى آنان باز مى‏کند و پاکان و بیگناهان مقامشان بالا مى‏رود. خداوند به خاطر این مصیبت‏ها به بندگان شایسته‏اش پاداش خیر عنایت مى‏فرماید و موجب آن مى‏شود که انسانها از این پیشامدها درس عبرت بگیرند.
س: امامت یعنى چه؟
ج: یعنى: حضرت رسول اکرم (ص) بفرمان خداوند، براى ارشاد، هدایت مردم و رهبرى مردم پس از رحلت خویش، دوازده نفر را با نام و نشان به مردم معرفى کرده و جانشین خود ساخته است.
س: آن دوازده امام چه کسانى هستند؟
ج: دوازده امام به ترتیب عبارتند از:
اول، امام على امیرالمؤمنین (ع) .

دوم، امام حسن مجتبى (ع).
سوم، امام حسین شهید (ع).
چهارم، امام على بن الحسین زین‏العابدین (ع).
پنجم، امام محمد باقر (ع).
ششم، امام جعفر صادق (ع).
هفتم، امام موسى کاظم (ع).
هشتم، امام على بن موسى الرضا (ع).
نهم، امام محمدالتقى (ع).

دهم، امام على النقى (ع).
یازدهم، امام حسن عسگرى (ع).
دوازدهم، امام زمان، مهدى موعود (ع).
س: خصوصیات این امامان چیست؟
ج: این امامان مانند حضرت رسول اکرم (ص) و دخترشان فاطمه زهرا(س) همه معصوم هستند. یعنى به گناه و خطا آلوده نمى‏شوند. امامان، بالاترین درجه فضائل اخلاقى را دارا هستند. فرق بین پیغمبر اسلام و این امامان فقط در این است که به پیغمبر اسلام از جانب خداوند وحى مى‏رسید ولى و به امامان وحى نمى‏رسد.
س: امامان چه مزیتى بر کاشفان و مخترعان که مورد احترام بشرند دارند؟
ج: امتیاز امامان علاوه براینکه خلفاى خداوند متعال در روى زمین هستند، و بالاترین رتبه انسانیت را دارا هستند دراین است که این پیشوایان انسانیت، راه خوشبخت زیستن در این جهان را به انسانها نشان دهند، و مردم را به راههاى عملى صحیح و روشهاى پسندیده، رهنمون مىسازند که اگر

انسانها به تعالیم آنان توجه کنند و از آنان پیروى کنند، نخست در دنیا و بعد در آخرت خوشبخت و سعادتمند خواهند شد. امتیاز چنین رهبران و امامان که راز و رمز خوشبختى در این جهان و آن جهان را در اختیار بشر قرار مىدهند، بر کسانى که وسیله روشنایى یا وسیله نقلیه راحت و امثال آن را به بشر داده‏اند، نیاز به توضیح ندارد.
س: در باره وجه تمایز امامان با مخترعان و کاشفان توضیح بیشترى بدهید.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 15 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد