مقاله در مورد کمال الملک

word قابل ویرایش
40 صفحه
18700 تومان

کمال الملک


مقدمه
بسیار پیش از آنکه آدمی خط را بیافریند و از این رهگذر، زبان گفتار را به نوشتار درآورد، هنر نقاشی، در سپیده دم تاریخ، از میان سنگ نگاره های بسیار کهن غارها سربرآورد.نقاشی هنر بیان
اندیشه ها، آرمان ها و عواطف، به یاری آفرینش کیفیت های زیبایی شناختی معین، در زبانی بصری و دو بعدی است؛ زبانی که عناصر اساسی آن را خط، شکل، رنگ، رنگ سایه، بافت و مانند این ها تشکیل می دهند و هنرمند با کاربست آن ها احساس حجم، فضا، نور و حرکت را بر روی سطح می آفریند.


نقاشی از دیرباز وظایف گوناگونی چون روایت، توصیف، مستند نگاری، داستان پردازی و تبلیغ را بر عهده داشت، ولی رفته رفته و به ویژه از اواخر سدة نوزدهم، این هنر با وانهادن وظایف یاد شده، به خلوص و استقلال بیانی دست یافت.
هنر تصویری در ایران نیز پیشینه ای کهن دارد؛ گو این که بحث دربارة نقاشی قدیم ایران غالباً هنر مینیاتور یا نگارگری را به ذهن


می آورد. در واقع، مشهورترین و چه بسا ارزنده ترین نمونه ها هنر تصویری ایران را می توان بر صفحات نسخه های خطی و مرقعات مشاهده کرد. گفتنی است که هنر نگار گری ایرانی ـ اسلامی از سدة هشتم تا یازدهم هجری شکوفایی نمایان داشت، ولی آثار تصویری به جای مانده از دورة بیش از اسلام تا روزگار حملة مغو لان و همچنین آثار دیوار نگاری، پرده نگاری، قلمدان نگاری و جز این ها در سده های متأخر نیز جلوه هایی دیگر از نقاشی ایران به شمار می آیند.
چنین می نماید که تحولات هنر تصویری در ایران، با وجود


گسست های تاریخی، نفوذ فرهنگ های بیگانه و آمیختگی سنت های نامتجانس، کم و بیش دارای پیوستگی و تداوم بوده است؛ هر چند این استمرار را بیش تر در روح فرهنگی و جوهر زیبایی شناسی می توان یافت تا در همانند ی هایی که ممکن است از منظر سبک و اسلوب در آثار دوره های مختلف وجود داشته باشد.
به هر تقدیر، هنر نقاشی ایرانی که گویا ـ در معنای دقیق کلمه ـ از زمان اشکانیان در ایران رواج یافته است، در گذر تاریخ فراز و فرودهای بسیاری را پشت سر نهاده تا به روزگار معاصر و آغاز جنبش نوگرایی در ایران رسیده است نقطه آغاز این جنبش را 1320 شمسی، دانسته اند؛ اندکی پیش از آن، کمال الملک، هنرمند بزرگ و نام آور معاصر ایران، دیده بر جهان فروبست.



کمال الملک (1264 ـ 1359 ق) (1226 ـ 1319 ش). محمد خان غفاری، از مشهورترین و پر نفوذ ترین چهره ها در تاریخ معاصر ایران است که پس از او، جریان دویست سالة تلفیق سنت های ایرانی و اروپایی به پایان می رسد و سنت طبیعت گرایی اروپایی در قالب نوعی هنر آکادمیک تثبیت می شود. پسر میرزا بزرگ کاشانی که پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی در 13 سالگی از کاشان به تهران آمد و در دارالفنون به تحصیل پرداخت، چندی بعد اندیشه های نوینی را در نقاشی ایرانی پایه گذاشت و فصل تازه ای را در بخش هنرهای تجسمی این سرزمین کهن گشود. می گویند در 1298 ق (1259 ش) که
ناصر الدین شاه از مدرسة دارالفنون دیده می کرد، یکی از تابلوهای نقاشی وی را دید و پسندید و او را به دربار فرا خواند. دیری نپایید که شاه به او لقب «نقاش باشی و پیش خدمت حضور همایونی» داد. تابلوهایی که متعلق به این دوره است و امضای نقاش باشی دارد افزون بر 170 قطعه است. فعالیت مستمر وی در مقام نقاش دربار و معلم شاه بسیار مقبول افتاد، چنان که در1310 ق (1271 ش) از ناصر الدین شاه لقب کمال الملک گرفت. تابلوی معروف تالار آینه که وی

مدت 5 سال بر روی آن کرد، نخستین تابلویی است که با امضای کمال الملک تهیه شده است.
کمال الملک در 1314 ق (1275 ش) برای افزودن بر دانسته های خود به اروپا رفت و 3 سال در موزه های فلورانس، لوور ورسای به مطالعة تقاشی پرداخت. در این مدت، بیش از 12 تابلو از روی کارهای رامبرانت و برخی دیگر از نقاشان نامی اروپا تهیه کرد و سرانجام در 1316 ق (1277 ش) به ایران بازگشت. وی در 1321 ق (1282ش) به بین النهرین رفت و نزدیک به 2 سال در عتبات و بغداد اقامت گزید؛ تابلوهای یهودی فالگیر بغدادی ، زرگر بغدادی و شاگردش، میدان کربلای معلا و عرب خوابیده از آفریده های وی در آن دوره اند.


استاد در 1329 ق (1289 ش) مدرسة صنایع مستظرفه را بنا نهاد و در همین روزگار بود که هنرش به اوج کمال رسید. چندی بعد، در پی اختلافاتی که با وزارت معارف و نیز رضا خان پیدا کرد، از خدمت کناره گرفت. پس از این واقعه، به نیشابور تبعیدشد و تا پایان عمر در حسین آباد نیشابور، ملک شخصی خود اقامت گزید. وی در 95 سالگی در گذشت و در کنار آرامگاه عطار نیشابوری به خاک سپرده شد.


آثار کمال الملک در صحت طرح، پختگی رنگ و دقت ساختمان طرح کم نظیرند. وی همة اشخاص و اشیای تابلوهای خود را به یک اندازة دقیق و خوب می ساخت؛ تابلوی زرگر بغدادی که از شاهکارهای استاد است

یکی از این نمونه هاست. وی به سبک رنسانس و به ویژه را فائل، ون دایک، رامبرانت، ولاسکوئز و تیسین معتقد بود و می کوشید هنر خود را ترکیبی از سبک ون دایک و رامبرانت و البته در این راه نیز بسیار توفیق یافت.


سرانجام آن که، کمال الملک با کوشش های خود در مقام نقاش ومعلم، پاسخی متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه اش و ضرورت تحول هنری جامعه داد. بازتاب این کوشش ها در ذهن مردم، خصوصیات اخلاقی، چگونه زیستن و واقعة نابینا شدنش، از او مردی افسانه ای ساخته است.

درآمد
در میان هنرمندان دو سدة اخیرایران چهره ای نامدارتر از محمد غفاری «کمال الملک» نمی شناسیم. با این همه رندگی او در پرده ای از ابهام، پرسش بی پاسخ، حقیقت و اسطوره پیچیده شده و هم امروز پس از گذشت شصت و پنج سال از درگذشت او، درباره اش چنان سخن گفته می شود که در پیرامون یک قهرمان اسطوره ای.
در شرح حال های رسمی او نوشته اند که او بین سال های 1264 تا 1275 ق (1226 تا 1237 ش) دیده به جهان گشود. در کدامین سال نمی دانیم. خود او هم نمی دانست.
مأخذ تاریخ 1264 ق (1226 ش) و تاریخ های دیگر نیز روشن نیست.
محمد غفاری خود در تقریراتش می گوید: «سال تولد من در سفر سلطانیة ناصر الدین شاه است.» سفر سلطانیه ای که او یاد می کند، به سال 1269 ق (1231 ش) رخ داده است. از دورة کودکی او جز آنچه خود گفته است، آگاهی بیشتری در دست نداریم.


محمد غفاری از یک خاندان هنرمند کاشانی برخاست. او دومین پسر میرزا بزرگ و مریم بانو بود. خودش می گوید «... در کاشان انعقاد نطفه ام شده، مادرم حامله به تهران آمده (با پدرم) در تهران متولد شدم. در سه چهار ماهگی باز به کاشانم آورده اند» تا این جا را استاد ظاهراً از گفته های مادرش (مریم بانو) به یاد داشته است. او سپس
می گوید: کودکی را در دهی خوش آب و هوا به نام «کله» در هفت فرسنگی کاشان و در مزرعه ای از آن پدرم به نام «حسکویه» در همان منطقه گذرانده ام.


در دوازده سالگی او را به تهران نزد دایی اش میرزاعلی محمد خان مجیر الدوله شیبانی (معاون بعدی وزارت انطباعات) فرستادند. در تهران به مدرسة دارالفنون رفت و به آموختن نقاشی پرداخت. دربارة استادش میرزا علی اکبر نطنزی که در شمار چهل و دو نفر محصلی بود که در سال 1275 ق (1237ش) برای تکمیل تحصیلات به فرانسه فرستاده شد و سپس در دارالفنون نقاشی و زبان فرانسه تعلیم می داد. می گوید: «اگر چه شخصاً با ذوق نبود، ولی مایة مدرسه ای داشت. » «معایبی هم داشت از جمله حسود بود، نظرش کوچک بود.» گویا کار آموزش او در دارالفنون هشت سال به درازا کشید. بعد از دو سالی 20 تومان مواجب سالیانه برای او برقرار شد و به او یک نشان علمی نقره نیز دادند.



گزارش های نوشته شده در پیرامون راه یافتن میرزا محمد غفاری به دربار ناصرالدین شاه با یکدیگر هم خوانی ندارد. در بیشتر شرح حال های رسمی چنین آمده است که: ناصرالدین شاه در یکی از بازدیدهای پایان سال تحصیل دارالفنون تابلویی از صورت علی قلی خان اعتضاد السلطنه بر دیوار می بیند که شباهت زیادی به او داشته است. شاه از نقاش آن صورت می پرسد و اعتضادالسلطنه میرزا محمد را معرفی می کند. شاه بدون درنگ دستور می دهد:


تا اتاقی در عمارت بادگیر برای او مهیا سازند تا به کار نقاشی در آنجا بپردازد. اما این گزارش با روایت خود استاد هم آهنگ نیست. او می گوید: «من در مدرسه صورتی از اعتضاد السلطنه ساختم از روی عکس، این صورت در مدرسه بود، در توی عکاسخانه نزد میرزا احمد عکاسی که آن وقت لقب صنیع السلطنه ای داشت. شاه این صورت را دیده بود. شاه از آن صورت خوشش آمد، مرا خواستند، یعنی در سن بیست سالگی شاه مرا خواست.» بنا به تقریر استاد: «این قضیه اندکی

بعد (( بعد از وفات اعتضاد السلطنه واقع شده است«و میرزا محمد غفاری تصویر اعتضاد السلطنه را از روی عکس او کشیده و ناصر الدین شاه که نقاشی را از نزدیک دیده گفته است: چقدر شبیه به اعتضاد السلطنه است، عیناً خود اوست» و از نقاش پرسیده و عزیز الدوله میرزا محمد را معرفی کرده است، شاه پس از تشویق و تحسین و برقراری مقرری «چند روز بعد نه بدون درنگ) او را خواسته و در شمس العماره، بعد دربارگیر جای» داده است.


اما روایت استاد نیز از نظر تاریخی درست از آب در نمی آید.
شاهزاده اعتضادالسلطنه عموی ناصرالدین شاه و پسر پنجاه و چهارم از زن پنجاه و دوم فتحعلی شاه قاجار یعنی (گل پیرهن خانم) که از ارامنة تفلیس و به خطا معروف به گرجی بود در شب عاشورای 1298 ق (1259 ش) در تهران در گذشت و در حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد. حال اگر دیدار ناصرالدین شاه و محمد غفاری پس از این سال رخ داده و نقاش چهرة اعتضادالسلطنه در سال 1264 ق (1226 ش) متولد شده باشد، در این هنگام سی و سه ساله بوده و اگر به گفتة خود به سال 1269 ق (1231 ش) به دنیا آمده باشد، بیست و هشت ساله بوده است و این وضع با هیچ یک از شرح احوال های نوشته شده و حتی گفتة خود او هم خوانی ندارد. میرزا محمد غفاری پس از پیوستن به دربار ناصر الدین شاه، به دریافت القاب خان، پیشخدمت حضور همایون و نقاش باشی نائل شد. در سال 1301 ق (1262 ش) با زهرا خانم خواهر مفتاح الملک ازدواج کرد و گاه و بی گاه مورد عنایتی از آن دست که اعتماد السلطنه نوشته، قرار می گرفت.


اعتماد سلطنه در روزنامة خاطرات سال 1308 ق (1269 ش)
می نویسد: در مراسم سلام تحویل سال از جمعیت «ازدحامی شده بود. به زحمت از میان مردم گذشتم، وارد باغ (گلستان) شدم. من مستقیماً خدمت شاه رفتم... قبل از سلام تحصیلی که می نویسیم روی داد. بندگان همایونی در نیک نفسی و سخاوت جبلی وحید عصر خودشان است. هیچ پادشاهی دارای این صفات حمیده نبوده است. لکن هر وقت بدون میل قلبی به اصرار و واسطه امتیازی یا منصبی به کسی می دهد، به قسمی شخص امتیاز گرفته را مفتضح می کند که شخص بیزار از منصب صدارت و نشان اقدس می شود.»


به اصرار نایب السلطنه به ابوالحسن خان فخرالملک تمثال مرحمت شده بود به میرزا محمد نقاش باشی با التماس فخرالملک گل کمر، به علی آقا لال که پیشخدمت و پسر خاله ابوالحسن خان است فرمودند سبیل فخر الملک را بگیرد و مکرر با زبان لالی که دارد می پرسد... داری یا نه بعد همین طور نقاش باشی را مفتضح نمود.
در میان آثاری که از او برجای مانده، تابلوی «تالار آینه» نه تنها به سبب شهرت بسیار آن بلکه به سبب هم زمانی نقاشی آن با حادثة سرقت بخشی از جواهرات تخت طاووس در زندگی او جایگاهی ویژه یافت و خاطره ای دردناک نیز به خاطرات تلخ و شیرین او افزود. ماجرای این سرقت چنین بود که روز دوشنبه 13 ربیع الثانی 1309 ق (1270 ش) ناصرالدین شاه به هنگام قدم زدن در تالار موزه با دیدن خرده های طلا روی قالی متوجة سرقت از تخت طاووس می شود. این حادثه که

خشم شدید ناصر الدین شاه را بر انگیخت، موجب سوء ظن به نقاش باشی نیز شد تا جایی که کامران میرزا نائب السلطنه که از سوی شاه مأمور رسیدگی به این حادثه شده بود، چند ساعتی نیز به بازجویی از نقاش باشی پرداخت و همین عمل سبب وارد آمدن ضربة روحی شدیدی به نقاش باشی شده باشی شد. سرانجام، با پیدا شدن سارق طلا و جواهرات تخت طاووس که

پسر یکی از سرایدارهای سر در باب همایون به نام محمد علی بود، از نقاش باشی رفع شبهه شد. اما خاطرة بد این حادثه و اعدام محمد علی، همواره در ذهن نقاش برجای ماند.در سال 1311 ق (1272 ش) به پیشنهاد میرزا علی اصغر خان امین السلطان صدر اعظم و پرداخت رشوه ای معادل یک صد تومان به شاه برای نقاش باشی در خواست اعطای لقب کمال الملکی شد و شاه نیز با این درخواست موافقت کرد.


با پایان یافتن کار تابلوی «تالار آینه» به سال 1311 ق (1274 ش) که نقاش 5 سال از عمر گران بهای خود را صرف آن کرد، بر زندگی ناصر الدین شاه نیز نقطه پایان گذاشته شد.

سفر کمال الملک به اروپا
مرگ ناصر الدین شاه دوره ای تازه ای در زندگانی کمال الملک گشود. مظفر الدین میرزا ولیعهد که دورة انتظارش برای رسیدن به سلطنت 35 سال به درازا کشید یا بهتر است بگوییم انتظارپیرش کرده بود، با شمار بسیار جویندگان مال و نام و مقام به تهران رسید. وجود میرزا علی اصغر خان امین السلطان و توجهی که او به کمال الملک داشت، برای او پشتوانه ای محکم به شمار می آمد. مظفرالدین شاه نیز چون پدر به نقاش باشی بی توجه نبود.


شاه جدید از کمال الملک درخواست پرده ای کرد که در میان آن صورت ناصر الدین شاه به روزگار ولایت عهدی و گرداگرد آن تصاویری از مظفرالدین شاه و پدرش در سنین تعیین پاداش هنر نقاش را به خود او محول کرد و او که به دنبال راه فراری از دربار جدید بود، در خواست کرد تا برای تکمیل هنر نقاشی به اروپا رود. شاه نیز درخواست او را پذیرفت.


کمال الملک به سال 1315 ق (1276ش) به فرنگ رفت. خود او
می گوید: «چون ناصرالدین شاه کشته شد، به فکر مسافرت اروپا افتادم، زیرا با مظفرالدین شاه افق من نگرفت » او یک سال و نیم بعد از فوت ناصر الدین شاه از راه قزوین و رشت و انزلی و روسیه به وین و از آنجا به ونیر و فلورانس و پاریس رفت.
بخشی از مدت بیش از سه سالی را که او در فرنگ به سر برد، در فلورانس گذشت. در این شهر بود که با نقاش مشهور آن روزهای فلورانس آشنا شد و با او به همکاری پرداخت. آن چه کمال الملک درمورد کار با این نقاش ایتالیایی در تقریرات خود می گوید، به روشنی نشان می دهد که نسبت به او با این نقاش نسبت استادی و شاگردی نیست. چنان که در مورد اساتید خود می نویسد: «اولاً خود فامیل من ... در دارالفنون مزین الدوله ... جز آن هم صورتاً احدی بر من حق تعلیم ندارد، خودم به زحمت هر چه می دانم آموخته ام.» «در فلورانس اتود می کردم، ولی اتود آزاد. البته بسیار آموختم.»


او از فلورانس به رم و از رم به پاریس رفت. در موزة لووربه کار همانند سازی از تابلوهای نقاشان مشهوری چون تیسین و رامبراند پرداخت.
معیر می نویسد: یکی از روزها که در موزة لوور پاریس مشغول تماشای آثار دل انگیز استادان گذشته بودم، به تالاری رسیدم که منجنیق مانندی در آن نصب و بالایش نقاشی مشغول کپی کردن پردة معروف مربوط به گور سپردن مسیح بود. چون نیک نگریستم، کمال الملک را شناختم.
از جایگاه به زیر آمد. با قرار قبلی روز بعد به خانه اش رفتم در کارگاهش چند پردة عالی دیدم.

از جمله یک شبه نیم تنه از دربان منزلش بود که بی اندازه جلب نظر مرا کرد. خود نیز در میان کارهایش آن را از همه بیشتر می پسندید. آن گاه به من گفت: چند روز دیگر به اتریش باز خواهم گشت. اگر گذارت به آنجا افتاد، نزد من بیا تا اثر واقعی مرا ببینی و چندی بعد به اتریش رفتم و به راستی در برابر دو پرده اش واله و حیران ماندم. هر دو اثر از یک دوشیزه ای ایرانی مقیم وین بود که پدرش در آنجا مأموریت سیاسی داشت.


ضمن گفت و گو دربارة این دو اثر گران بها، معلوم شد استاد دلباخته آن دختر زیباست. این دو تصویر که هنوز چشم در پی آن دارم، بدون تردید در رأس آثار کمال الملک قرار دارد و شاهکار مسلم او به شمار می آید.

بازگشت کمال الملک از اروپا
در سال 1318 ق (1279 ش) مظفر الدین شاه به فرنگ رفت. در پاریس کمال الملک با شاه ملاقات کرد و پرده هایی که از روی کارهای تیسین و رامبراند ساخته بود، به نظر او رساند. خود او می گوید که «خیلی مورد توجه شده بود.» شاه او را تشویق کرد و مبلغ پانصد تومان نیز به او انعام داد و دستور داد تا استاد از مناظر اطراف هتلی که شاه در آن اقامت داشت، پرده ای بسازد و پس از انجام این دستور از راه وین و روسیه به ایران بازگشت.
در روزنامة شرافت نمرة شصتم به تاریخ رمضان سال 1319 ق (1280 ش) شرح حالی پر تمجید و تعریف به همراه عکسی از او به قلم اعتماد السلطنه (محمد باقر) به چاپ رسیده که خبر از بازگشت او از اروپا و دریافت نشان درجة اول شیر و خورشید و حمایل سبز و اختصاص «منزله مخصوص» برای او در دربار می دهد. با همة توجهی که مظفرالدین شاه به کمال الملک داشت، درخواست های
نا خوشایند شاه در کشیدن تابلوهای مورد پسندش، برای کمال الملک ممکن نبود و با اخلاق او سازگاری نداشت. به نقل از او نوشته اند که: هر چه در زمان ناصر الدین شاه از من به عناوین مختلف تشویق


می شد، بر عکس در زمان مظفرالدین شاه بی اندازه مرا آزرده خاطر می ساختند و به من تکلیف می کردند تابلوهای ناپسند بسازم. کمال الملک هرگز به خواسته های شاه و اطرافیانش در مورد ساختن تابلوهای نا پسند تن در نداد.
تعارض و وانمود به سکته کردن و فلج شدن نیمه راست بدن و با عصا راه افتادن او در سال های پایانی عمر مظفرالدین شاه و محمد علی میرزا به همین امر مربوط می شد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 18700 تومان در 40 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع

دانلود مقاله کمال‌الملک

word قابل ویرایش
7 صفحه
18700 تومان
کمال‌الملکمحمد غفاری معروف به کمال‌المُلک نقاش ایرانی (حدود ۱۲۲۷ تا ۱۳۱۹ ش) یکی از مشهورترین و پرنفوذترین شخصیت‌های تاریخ هنر معاصر ایران به شمار می‌‌آید.با کار او جریان دویست‌سالهٔ تلفیق سنت‌های ایرانی و اروپایی به پایان می‌رسد و سنت طبیعت‌گرایی اروپایی در قالب نوعی هنر آکادمیک تثبیت می‌شود. کمال الملک• ۱ ز ...

دانلود مقاله گزارش آسیب شناسی و مرمت خانه نصیرالملک

word قابل ویرایش
15 صفحه
18700 تومان
نماي جنوبي حياط جنوبي از نقاط شك برانگيز از نظر الحاقات و دوره بندي تاريخي ، نماي جبهه جنوبي حياط جنوبي منزل نصير الملك مي باشد . همان طور كه در عكس مشاهده مي شود ، اين نما شباهتي با نماي جبهه شمالي حياط كه از آثار ، ارزش دوره قاجار مي باشد ندارد . نيز آجر چيني نعل درگاهها نيز كه به صورت رايج دوران پهلوي اس ...

دانلود مقاله خاتمیت و کمال دین اسلام

word قابل ویرایش
15 صفحه
18700 تومان
خاتميت و كمال دين اسلاممسلمانان، بر اين عقيده اتفاق و اجماع دارند كه پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ آخرين و برترين پيامبر الهي؛ و شريعت اسلام، آخرين و كامل‎ترين شريعت آسماني است. اين عقيده از ضروريات دين اسلام به شمار مي‎رود و هر كس آن را انكار كند، در حقيقت، نبوت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آ ...

دانلود مقاله کمال الملک کمال هنر

word قابل ویرایش
34 صفحه
18700 تومان
فهرست مندرجات مطالب عنوان صفحهمقدمه 3بخش اول : زندگی کمال الملک 4بخش دوم : کمال الملک آفریننده ی زیبائی 8تابلوی تالار آئینه 10بخش سوم : هنر کمال الملک 12بخش چهارم : کمال الملک سنت شکن و سنت گذار 16بخش پنجم : سفر به اروپا و نتایج آن 21بخش ششم : آثاری که در بغداد خلق شد 23بخش هفتم : نقاشی ها و آثار کمال الملک 2 ...

دانلود مقاله بررسی زیبا شناسی در معماری معاصر ایران ( باتاکید بر بناهای آرامگاهی خیام وکمال الملک )

word قابل ویرایش
10 صفحه
21700 تومان
.1 مقدمهیکی از مهم ترین وتاثیر گذارترین ارکان هویت ساز در همه ارکان فرهنگی وانسانی جامعه ر اباید زیباشناسی آن جامعه دانست. زیبا شناسی نمود ظاهری و معرف ومعلول ارزش های زیر بنایی یک فرهنگ است که خود دلالت گر وسمت وسوی تحولات فرهنگی و اجتماعی است.زیباشناسی خود علت شکل دهنده به وهویت آینده است و برای هر تحول فره ...

مقاله مقایسه تطبیقی کاربرد نور در مساجد و کلیساهای گوتیکی ( نمونه موردی : مسجد نصیرالملک شیراز و کلیسای نوتردام پاریس )

word قابل ویرایش
15 صفحه
27700 تومان
دسته بندی : مقالات گوناگون
مقایسه تطبیقی کاربرد نور در مساجد و کلیساهای گوتیکی (نمونه موردی: مسجد نصیرالملک شیراز و کلیسای نوتردام پاریس) چکیده : نـور منبـع غــایی جمـال بصــری و لازمـه دیـدن اســت کـه در ادیــان مختلـف، جایگـاه والایــی بـه خصــوص در امـاکن مـذهبی بــه خـود اختصــاص داده اســت و بــه عنــوان غیرمــادیتــرین عنصــر ط ...

مقاله تحلیل سلسله مراتب بر هویت معماری مسکونی سنتی و تاثیر آن بر معماری مسکونی امروزی ( نمونه موردی خانه زینت الملک شیراز )

word قابل ویرایش
16 صفحه
27700 تومان
دسته بندی : مقالات گوناگون
تحليل سلسله مراتب بر هويت معماري مسکوني سنتي و تاثير آن بر معماري مسکوني امروزي(نمونه موردي خانه زينت الملک شيراز) چکيده : خانه به زبان کارکردگرايانه و با منطق مالينوسکي، خانه نوعي «نياز زيستي» است که «فرهنگ خانه» براي پاسخگويي به اين نياز شکل گرفته است و در کليت نظام اجتماعي و فرهنگ انساني ادغام و سازگار ...

مقاله تاثیر شیشه های رنگی در ایجاد فضای معماری نمونه ی موردی : مسجد نصیرالملک شیراز

word قابل ویرایش
10 صفحه
27700 تومان
دسته بندی : مقالات گوناگون
تاثیر شیشه های رنگی در ایجاد فضای معماری نمونه ی موردی:مسجد نصیرالملک شیراز چکیده نور جوهر وجود هستی است و پنجره روزنی است به سوی معنویت و ارسی پنجره ای است رو به نور و حکمت و معرفت؛ پنجره ای که به نور ماهیت و هویت خاص میبخشد و مایهی امنیت و خیال و تجلی زیباییهااست.هدف از این پژوهش ارتباط شیشههای رنگی ...