مقاله مدل راهبردی نرم افزاری برای توسعه و امنیت پایدار در نظام بین الملل

word قابل ویرایش
23 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
12700 تومان
127,000 ریال – خرید و دانلود

مدل راهبردی نرم افزاری برای توسعه و امنیت پایدار در نظام بین الملل
چکیده
سرمایه داری جهانی ، به رغم اصطلاحات و آرایش های جدید، مفهوم جدیدی نیست ؛ اما سرعت ، اندازه و دامنه جهانی آن پس از جنگ سرد عمیق و گسترده شده است . ابعاد جغرافیایی سرمایه داری جهانی بسیار مهم اند؛ زیرا با عبور از مرزهای ملی کشورها و ایجاد کنش و واکنش های بسیاری در سطوح ملی ، منطقه ای و جهانی ، تأثیرات متفاوتی در بخش های مختلف بر جای گذاشته اند. سرمایه داری مراحل بسیاری را طی کرده است : از سرمایه داری مرکانتی تا سرمایه داری صنعتی ، سرمایه داری پولی ، سرمایه داری رفاه ، سرمایه داری دولتی و هم اکنون سرمایه داری جهانی . سرمایه داری جهانی بر این فرض بنا شده که بشریت به مرحله ای رسیده است که با عنوان «پایان تاریخ » توصیف می شود؛ لذا به زعم خود به یک مدل اقتصادی جهانی برای همه جهان تبدیل شده است . یک جهان باز و عادلانه ماهیتا و به معنای واقعی ، تکثرگرا با ارتباطات و وابستگی های گسترده خواهد بود که همه مردم ، جوامع ، کشورها و دولت ها را قادر می سازد منافع و مزایا را از طریق همکاری و رقابت سالم به دست آورند.
این نگاه اکثر متفکران اسلامی ، جهان سوم و برخی متفکران منتقد غرب است : دارایی های غیرمادی فرم مسلط ثروت است و عدالت و برابری در قلمرو فرهنگی در حال تبدیل شدن به موضوعی داخلی و نیز بین المللی است . اسلام به دنبال اصول اخلاقی ، ارزش ها و دستورهایی است که بر انگیزه نهادها و فرایندهای انسانی در همه سطوح تأثیرگذار باشد؛ لذا اسلام به طور عادلانه علاقه مند تعدیل منافع فردی است تا این پدیده با خیر عمومی و صلاح عمومی تجانس پیدا کند.
جهت گیری اخلاقی فردی و اجتماعی از طریق نهادهای قانونی و اجتماعی مورد حمایت قرار می گیرد.
آزادی فردی ، حقوق بشر و فرصت های نامحدود برای عمل اقتصادی درون هنجارهای اخلاقی ، ضرورت های اخلاقی و چارچوب حقوقی رخ می دهد. در این راستا آموزه های اسلامی سیستمی تشکیل می دهند که اجزای اصلی آن ، یعنی تعهد، شخصیت ، خلاقیت ، رقابت ، همکاری ، همگرایی و همزیستی با یکدیگر محیطی خلق می کنند که توسعه ، صلح و امنیت پایدار جهانی را در پی دارد. روش تحقیق مد نظر کیفی و انتقادی است . پس از بررسی تأثیرات نظام سرمایه داری ، ریشه های نظری و بنیان های فکری مسئله بررسی و قابلیت های آموزه های اسلامی برای تدوین الگوی جهانی توسعه پایدار تحلیل و با تکیه بر استدلال عقلی و مسئله نظری تبیین شده و نتیجه گیری صورت می گیرد.
واژگان کلیدی
سرمایه داری ، رویکرد اسلامی ، بحران اقتصادی ، توسعه نابرابر، عدالت ، اخلاق ، امنیت

مقدمه
سرمایه داری جهانی هم اکنون در دو جبهه با چالش روبه رو است : یکی ، به علت ضعف ها، تضادها و نابرابری های خود و دیگری در برابر واکنش کشورهای اسلامی و کشورهای موسوم به جهان سوم که به لحاظ فرهنگی ، دیدگاه های جهانی گوناگون ، ارزش های اجتماعی و اخلاقی مختلف و نیز سنت های تمدنی مختلف دارند و چهارپنجم جمعیت جهان را تشکیل می دهند. چالش داخلی سرمایه داری ، نبود جامعه بازی است که در آن تکثری از سیستم ها و گزینه ها وجود داشته باشد تا دامنه ای نامحدود برای همکاری به منظور پیگیری ارزش ها و منافع مشترک ارائه دهد.
به علت تسلط و گسترش این سیستم ، افزایش صادرات کالا و خدمات به بزرگ ترین ارزش و بالاترین افتخار در زندگی تبدیل شد؛ روح کسب به انگیزه دستیابی به ارزش های اصلی جامعه بدل شد؛ نقش دولت ها به خلق زیرساخت های ابزاری مناسب و محیط معرفتی و اطلاعاتی برای عملکرد سیستم بازار محدود شد؛ سیستم لسه فر اصل هادی و پیش برنده هم در سطح ملی و هم در سطح جهانی شد و سرمایه داری به عنوان یک سیستم جدید ائتلافی قدرتمند میان طبقه سرمایه داران و نخباگن حاکم ریشه دواند. این ائتلاف سیستم را قادر ساخت با سرعت بالا عمل کند و به میزانی بی سابقه به رشد و گسترش جهانی برسد. سرمایه داری و امپریالیسم به یکدیگر گره خوردند و هر کدام حامی و تقویت کننده دیگری شدند. وقتی با تعدد عوامل اجتماعی ، فکری و فرهنگی روبه رو شدند، سکولاریزاسیون جامعه را برای حذف این موانع انتخاب کردند و به جای مذهب و ارزش های اخلاقی سنتی ، ثروت و رفاه نوبنیاد سبک زندگی شد که به مصرف گرایی ، خرامیدن ، جولان ، رفاه ، ثروت و لذات گرایی انجامید. علاوه بر این ، روح فردگرایی لجام گسیخته به عنوان ستون اصلی سیستم اجتماعی ، یک محیط اجتماعی مملو از برخورد، جنگ ، نابرابری و بی عدالتی ایجاد کرد. این آزادی و فرصت نوبنیاد جریان قدرتمندی از خلاقیت ، نوآوری ، سرمایه گذاری و مدیریت را آزاد کرد که موجب توسعه اقتصادی بی سابقه و رفاه مادی غرب شد (٢٠۵ :٢٠٠٣ ,Kurshid).
سرمایه داری قطعا حاوی عناصری است که جهانی هستند و با سایر سیستم ها مشترک اند؛ هم چنین دربرگیرنده مسائل خاص مربوط به فرهنگ و تاریخ خود است .
به علت پیوند کنونی سرمایه داری با غرب ، به خصوص آمریکا، گسترش آن در جهان اسلام و کشورهای غیرغربی بی ثبات کننده و مشکوک است . تلاقی منافع ، خواسته ها و چارچوب های ارزشی نه فقط موانعی ممنوعه برای سیستم جهانی گسترده و واحد جهانی ایجادکرده ، بلکه سؤال های بسیاری درباره مطلوبیت آن مطرح ساخته است . لذا به سیستمی نیاز است که حاوی یک شبکه فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی جهانی باشد که فرصت هایی مانند همزیستی ، همکاری و رقابت سالم را برای بشریت تأمین کند که نباید به معنی نسبی کردن معیارهای ارزشی ، اخلاقی ، حقیقت و خوبی و بدی باشد، بلکه باید همزیستی و همکاری را در عین تکثر و تفاوت تشویق کند. چنین نگرانی هایی اصیل و گسترده بودند، هر چند خطاها و انحرافاتی غیرقابل قبول و بیاناتی خودسرانه از چپ افراطی شنیده و دیده شد. آنچه مورد سؤال است ، سلطه این سیستم و رابطه وابسته ای است که به آزادی سیاسی ، یکپارچگی فرهنگی ، خودکفایی اقتصادی و شاید و مهم تر از همه هویت معنوی و اخلاقی حمله ور شده است . سؤال هایی که این تحقیق در پی پاسخگویی به آنهاست عبارت اند از: آیا مدرنیته به طور حتم هادی و سوق دهنده کشورها به سمت سیستم مسلط اقتصادی سرمایه داری جهانی بدون توجه به تنوعات گوناگون موجود در محیط ها و زمینه های فرهنگی و جغرافیایی گوناگون است ؟ آیا کشورها با الگوهای جایگزین و جهان بسیار تکثرگراتر با چشم انداز اسلامی ، وضعیت بهتری خواهند داشت ؟
بنیان های نظری
اد. دینر معتقد است که «ماتریالیسم و مصرف گرایی برای خوشبختی سم است »؛ با این حال ، مصرف گرایی در آمریکا و جهان افزایش روزافزون می یابد. طبق نظرسنجی آموزشی در شورای آمریکایی ، یک چهارم دانشجویان تازه وارد به دانشگاه در پاسخ به این سؤال «که از نظر آنها چه چیز بسیار مهم است ؟» گفته اند «ثروتمند شدن از نظر مالی » برایشان اهمیت دارد. این تعداد از ۴۰ درصد در دهه ۱۹۷۰ به ۷۴ درصد در دهه ۱۹۸۰ افزایش یافت ؛ در حالی که تعداد کسانی که برایشان بسیار مهم است که به «فلسفه ای معنادار در زندگی دست پیدا کنند» رو به کاهش شدید است .
ارنست بکر در کتاب انکار مرگ و کتاب های دیگرش می گوید که همه ما تلاش می کنیم مرگ خود را انکار کنیم و از میرندگی خود فراتر برویم . برخی از ما از طریق بچه هایمان ، برخی از طریق شاگردان مان ، کتاب هایمان یا مذهب مان و برخی دیگر از
طریق انباشت هر چه بیشتر کالاهای مادی ، ثروت و قدرت این کار را می کنیم . در این دیدگاه ، دلبستگی به مصرف ، الگویی آسیب شناختی متعلق به مدیریت ترس از مرگ خودمان است .
«اوزیماندیسن شلی » به بیهودگی تلاش برای انکار مرگ از طریق ثروت و قدرت می پردازد: «اسم من اوزیماندیس است ، یعنی شاه شاهان . به کارهای من نگاه کنید، یعنی قدرت و ناامیدی ! هیچ چیز در کنار آنها باقی نمانده است . اطراف بقایای آن خرابه عظیم که نامحدود و عریان است ، ماسه های مسطح تا دوردست امتداد یافته است .»
روان شناسان مردم را سخت ناآرام و بی قرار می بینند که سعی دارند امنیت را با «جدا کردن خود از جمع » یا «جای گرفتن میان جمع » پیدا کنند. مصرف به هر دو هدف کمک می کند: فرهنگ سرمایه داری و مصرف گرایی هم بر «جدا شدن از جمع » و هم
«هم رنگ شدن با جمع » از طریق کسب مایملک و به نمایش گذاشتن آنها تأکید دارد.
این فرهنگ تعادل را از طریق تعلق به یک اجتماع ، همدلی اجتماعی و ارتباط با طبیعت به سود «هم رنگی با جمع » برقرار می کند (۴۵-۴٠ :٢٠٠۴ ,Deshalit).
مکتب دوم تحلیلی ، رفتار مصرفی را به عنوان سازگاری تکاملی در نظر می گیرد.
روان شناسان تکاملی معتدقند که دلبستگی ما به مصرف برای موفقیت ژنتیک نیاکان ما ضروری بود؛ به ویژه که ما شرطی شده ایم و تلاش می کنیم جای خود را در ارتباط با جنس مخالف تعیین و وضعیت قدرت و موقعیت اجتماعی خود را مشخص کنیم .
رفتارهای مصرفی مشهود این تلاش ها را برآورده می کند. «کالاهای تعیین کننده موقعیت و مقام » به ما امکان می دهد جای بهتری نسبت به دیگران برای خود پیدا کنیم ، چون دیگران ممکن است رقبا باشند. عوامل تبلیغات به این امر واقف اند و جنسیت خوب عرضه می شود (۴۵-۴٠ :٢٠٠۴ ,Deshalit & ١٠-١ :٢٠٠٣ ,Griffths).
مکتب سوم متشکل از آنهایی است که به شکل خشک و رسمی تر تأکید می کنند که بخش اعظم هزینه های مصرف کننده در واقع توسط سنت های اجتماعی و دستکاری از طرف داد و ستد در محدوده ای خاصی قرار می گیرد. آنها این مسئله را «مصرف غیربرجسته » و در مقابل «مصرف برجسته » مد نظر Veblen می نامند که شامل هزینه های مراقبت بهداشتی ، آموزش و قیمت های انرژی می شود. در اینجا آسیب شناسی نه در فرد بلکه درون معماری نهادهای انتخاب هر روزه نهفته است .
چهارمین و آخرین مکتب بر نقش نمادین کالاهای مصرفی تأکید دارد. مایملک ما به ما معنا و هویت می بخشد؛ داشته های ما هم در مقابل خود ما و هم دیگران عرض اندام می کنند. جکسون می گوید: مهم ترین درسی که از این حجم بزرگ کار می گیریم این است که کالاهای مادی برای ما حایز اهمیت اند؛ نه فقط برای کاری که انجام می دهند، بلکه به علت چیزی که مظهر آن (درباره خودمان و درباره زندگی مان ، عشق مان ، علاقه هایمان و موفقیت ها و شکست ها) از نظر دیگران و از نظر خودمان به شمار می روند. این داشته ها صرفا مزایای کارکردی ندارند. آنها اهمیت خود را از نقش نمادین خود در واسطه گری و انتقال معنای فردی ، اجتماعی و فرهنگی به دست می آورند (۴۵-۴٠ :٢٠٠۴ ,Deshalit).
نظام سرمایه داری و چالش های آن
سرمایه داری ممکن است به عنوان سیستمی اقتصادی توصیف شود که مبتنی بر مالکیت خصوصی و سرمایه گذاری خصوصی است که در آن اشخاص و نهادها دست کم سهم بزرگ تری از حیات اقتصادی را به طور ابتدایی از طریق رقابت اقتصادی و تعداد بی شماری از مبادلات بازار برعهده گرفته اند. اصولی که سرمایه داری جهانی بر مبنای آن تأسیس شده است ، ارزش ها و فرضیاتی هستند که به طور شخصی در نظر گرفته شده اند؛ با وجود این ، مبهم جلوه داده شده اند و جهت و هویت جدیدی را تحت تأثیر نیروهای اقتصادی ، تکنولوژیکی ، فرهنگی ، سیاسی و فکری در عصر پس از رنسانس در اروپا ارائه داده اند. از جمله این ارزش ها و فرضیات می توان به منافع شخصی ، مالکیت خصوصی و سرمایه گذاری خصوصی ، انگیزه سود، سازگاری بازار، جامعه مدنی که تأمین کننده حمایت نهادی برای سرمایه گذاری آزاد باشد، قابلیت دسترسی به چارچوب حقوقی قضایی برای حقوق تجاری و تقویت قراردادها، میانجی گری پول و نیز ثبات سیاسی و دولت خوب که فراهم کننده امنیت داخلی و خارجی است ، اشاره کرد. افول فئودالیسم ، شروع رنسانس و روشنگری اصلاحات در اروپا و ظهور تکنولوژی ها و توسعه مرزهای سیاسی قدرت های مهم اروپایی زمینه ای فراهم کرد که در آن سرمایه داری مدرن شکل گرفت . نقش خاص روندها و جریان ها و نگرش فرهنگی به گونه ای است که محققانی چون سومباری ، ماکس وبر، ریچارد نوئی ، ولتر، هیوم ، روسو، هابز، بنتام و آدام اسمیت نقش اساسی در پیدایش عادات و صفات جدیدی داشتند که راه را برای سیستم اقتصادی جدید باز کرد. می توان این سیستم را «سرمایه داری مسیحی شدن » دانست .
نه تنها طرفداران ، بلکه دشمنان و رقبا به آن چنین لقبی داده اند.
الگوی جدید سرمایه داری جهانی بر کسب بیش از اندازه قدرت برای تولید سود، تولید ثروت و رفاه ، جست وجوی ثروت و فراوانی و قدرت بسیار تأکید می کند (,Dunning ٨-١ :٢٠٠٣). ویژگی مشخص این سیستم جدید علاوه بر صفات و آداب مسلط فوق ، این حقیقت بود که سازندگان واقعی سیستم جدید طبقه ای سرمایه دار بودند که توانستند رفاه را از طریق تجارت و استثمار امپریالیستی انباشت کنند و نیز در نوآوری و به کارگیری تکنولوژی های جدید و شیوه های سازماندهی جدید که موجب پیشتازی و آغاز انقلاب صنعتی ، شهرنشینی و تجارت جهانی شد، کاملا توانمند بودند. تعادل قدرت به نفع این طبقه جدید تغییر کرد و همه روابط دیگر، به خصوص روابط اقتصادی و سیاسی ، به نفع نقش سرمایه و سرمایه دار دوباره تعریف شد. رقابت به یک شیوه رفتار اقتصادی تبدیل شد و نیز سازوکارهای بازار یا بازارگرایی به عنوان فرایند مؤثر برای تصمیم سازی ظهور یافت . جامعه به میزان زیادی بین بورژوازی ها و شهرنشینان ثروتمند و طبقات کارگری تقسیم شد. فرضیاتی که سیستم جدید بر مبنای آنها بنا شده بود این بود که فرد سنگ بنای اقتصاد است و هم چنین منفعت فرد یا سود فرد که بر مبنای به حداکثر رساندن رضایت برای پاداش مالی بود، به عنوان روح واقعی سیستم به کار رفت . ادعا شد که این سیستم بهترین شیوه تخصیص منابع در همه سطوح در اقتصاد خواهد شد و پاداش مشارکت کنندگان در فرایند تولید رفاه را بهینه خواهد کرد (۵ :١٩٨٠ ,Khurshid).
اما در کنار این تحولات مادی مناسب برای غرب و برای عده ای قلیل از مردم جهان ، این سیستم به افول و تنزل بسیار دامن زد. در حقیقت ، جامعه ویکتوریا به بخش رسیده سیستم بدل شد و نابرابری درآمد رفاه ، سناریویی را خلق کرد که جامعه شناسان آن را «داروینیسم اجتماعی » خواندند. حداکثری از اهداف که ابزارهای تجاوز بیشتر این فرایند را توجیه می کرد و همه اینها موجب ایجاد جامعه ای شد که در آن ثمرات توسعه نمی توانست به طور مشترک و عادلانه بین همه اعضای آن توزیع شود. به لحاظ جهانی ، این سیستم «بهره کشی » یا «استثمار امپریالیستی » لقب گرفت . در ابتدای قرن ۲۱ بشریت با یک سناریو روبه روست ؛ در شرایطی که سرمایه داری جایگاه سیستم اقتصادی مسلطی را در جهان اشغال کرده است ، بخش عظیمی از انسان ها گرفتار فقر، گرسنگی ، بیماری و محرومیت ، به خصوص در آفریقا، جهان اسلام و بخش هایی از آمریکای لاتین و آسیای جنوبی هستند. به نظر ما، چالش های نظام سرمایه داری دو بعد دارد: نخست ، چالشی که برای کشورهای غیرغربی ایجاد کرده و دیگری ، چالشی که برای وجود خود، یعنی درباره چگونگی حل و برخورد با مشکلات درونی خود ایجاد کرده است . ضرب المثلی مبهم می گوید: «هر چالش ، فرصتی را فراهم می کند» (٨-١ :٢٠٠٣ ,Loy ;۴ :٢٠٠١ ,Hertz).
سرمایه داری به سبک غربی نعمتی برای همه بخش های جهان نبوده است ؛ به خصوص مردمان بسیاری ازکشورهای غیراروپایی و امریکایی از مزایای آن محروم شده اند. هم چنین اجرای آن در اروپا و آمریکا رضایت بخش نبوده است . فقر نیمی از نژاد انسانی را صید کرده است ؛ بیکاری در کشورهای سرمایه داری بزرگ نیز اوج گرفته است ؛ مقادیر بدهی در حال شکستن نه تنها استخوان های مردم مناطق فقیر جهان است ، بلکه این معضل دامن مردم کشورهای صنعتی را هم گرفته است ؛ نابرابری ها گسترده در حال سرعت بخشیدن به تلخی ها، سختی ها و مشکلات برای جامعه بشری است . سرمایه داری باید کارهای بسیاری انجام دهد تا خانه خود را درست کند لذا ما به دنبال جهانی شدن و سرمایه داری جهانی مسئول هستیم . سرمایه داری باید ثابت کند که می تواند به معنی درست کلمه مسئول باشد. جهان نیازمند چشم انداز و نوعی سیستم جهانی مسوئل تر است تا فرصت های عادلانه برای سایر سیستم های اقتصادی مبتنی بر سیستم های عقیده و فرهنگ های مختلف به وجود آید. تا جایی که به امت اسلامی و اسلام مربوط می شود، وابستگی درونی میان غرب و جهان اسلام وجود دارد؛ گفت وگو، سرمایه گذاری های اقتصادی مشترک ، افزایش تجارت ، حرکت ایده ها، کالاها و انسان ها می تواند سازنده مبناها و زمینه هایی برای همکاری آینده باشد. اما همان طور که ابن خلدون تأکید می کند، بدون عدالت و بدون ایجاد زیربناهای مدیریتی و سیاسی که عدالت را کاربردی و در روابط میان حکومت ها، اقتصادها و مردم جهان محقق کند، صلح ، شکوفایی ، جامعه جهانی مبتنی بر تعاون و همگرا یک رؤیا باقی می ماند. مصرف یکی از ستون های سرمایه داری مدرن است . مصرف مستلزم تعهد قدرتمندانه به خرید هر چه بیشتر کالاها و خدمات از بازار است . در این معنا مصرف گرایی با ماتریالیسم ، یعنی رویکردی به زندگی و رفاه اجتماعی که در آن شرایط مادی زندگی بر ابعاد معنوی و اجتماعی ترجیح دارد، جفت شده است (١٩٧ :٢٠٠٣ ,Hamlin).
در نتیجه ، سرمایه داری مولد جامعه ای مصرفی شده است که در آن مصرف گرایی و مادی گرایی جنبه های اصلی فرهنگ غالب اند؛ یعنی جایی که کالاها و خدمات نه تنها برای رفع نیازهای مشترک بلکه برای تضمین هویت و معنا کسب می شوند. جامعه مصرفی را می توان به عنوان جامعه ای در نظر گرفت که در آن حاکمیت مصرف کننده مطرح است . الگوهای مصرفی را نیروهایی غیر از مجموعه از قبل شکل گیری شده اولویت های فردی ، شکل می دهند که از جمله آنها تبلیغات ، هنجارهای اجتماعی ، فشارهای اجتماعی و تداعی های روان شناختی هستند. هزینه های مصرفی ، نیروی اصلی انحطاط محیط زیست است و وضعیت دیگری را نمی توان تصور کرد؛ زیرا گفتمان غالب به امنیت زیست محیطی ، گفتمان سلبی است که با برداشتی واقع گرایانه و توانایی محور درصدد افزایش تولید و مصرف است . برای مثال ، مخارج مصرفی خصوصی در ایالات متحده حدود ۷۰ درصد تولید ناخالص داخلی توسعه آن به شمار می رود. خانواده ها احساس می کنند که جریان پایان ناپذیری از نیازها وجود دارد و «جدا از آن اقتصاد متکی به مصرف است » (٣-١ :٢٠٠٩ ,Hizbut, Tahrir). فایننشال تایمز می نویسد: «نیروهای خریدکننده برای رشد جهانی بسیار مهم اند.» تأکید بر این است که مصرف کننده به اقتصاد خدمت می کند و عکس آن صدق نمی کند؛ به خصوص نیروی مصرف کننده آمریکایی و غربی در محافل تجاری سراسر جهان مورد تحسین است . مصرف کننده آمریکایی ، به رغم دستمزدهای واقعی راکد خود، مخارج خود را افزایش داده و این افزایش ، بدهی خانوارها را به همراه داشته است . بدهی مصرف کننده در ایالات متحده از ۵۲۵ میلیارد دلار در سال ۱۹۷۰ به ۲.۲۲۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۴ رسید.به طوریکه ممکن است آمریکایی ها به شدت بدهکار شوند و خانه های خود را بفروشند.
اغلب طرفداران اصلی محیط زیست معتقد نیستند که موضعی که آنها طرفدار آن هستند نیازمند تغییرات جدی در سبک زندگی افراد است و اقتصاددان های محیط زیستی معتقدند که تمرکز بر امر مصرف یک انحراف بوده است . مطابق دیدگاه آنها، قاعده کلی پرداختن به مصرف و رشد این است که «قیمت ها را مناسب کنیم ».
این کار باعث می شود که مصرف کالاها و خدمات زیان بار برای محیط زیست جای خود را به کالاهایی بدهد که برای محیط زیست بی خطرند. بدون تردید اقتصاددان ها درباره این تغییر جهت دیدگاه درستی دارند؛ اما همان طور که بحث شد، رویکرد آنها به رغم باارزش بودن ، کافی نیست .
این عدم تمایل به دست و پنجه نرم کردن مستقیم با امر مصرف اشتباهی بزرگ است و دلیل آن هزینه های محیط زیستی و اجتماعی رو به افزایش ثروت آمریکایی و اروپایی است . از سال ۱۹۷۰ اندازه یک خانه جدید در آمریکا حدود ۵۰ درصد و مصرف
برق هر نفر بیش از ۷۰ درصد، و ضایعات شهری ایجادشده توسط هر فرد ۳۳ درصد افزایش داشته است . ۸۰ درصد تمام خانه های جدید از سال ۱۹۹۴ Exurban و بیش از نصف پارکینگ ها بیش از ۱۰ جریب بوده اند. با این وصف ، خانه ها و پارکینگ های بزرگ تر و کوچک تر از آن بوده اند که وسایل رو به افزایش را در خود جای دهند.
صنعت «خودانباری » تا اوایل دهه ۱۹۷۰ راه اندازی نشد، اما با چنان سرعتی رو به رشد بوده است که اکنون ساختمان های آن بیش از هفتاد مایل مربع را اشغال کرده است .
مصرف نفت تا حدودی به موازات رشد جمعیت افزایش یافته است . استفاده از آب و نفت و سایر منابع هم چنان به شکل اسراف آمیزی بالا مانده است . به رغم دوره جدید محیط زیستی که در دهه ۱۹۷۰ آغاز شده است ، ثروت رو به افزایش آمریکایی ها و سیاست های ناقص دست به دست می دهند و در جبهه ای وسیع محیط زیست را رو به انحطاط می برند (٣ :١٩٩٠ ,McCracken, Grant).
دومین چالش که اساسی تر از مورد اول است ، آنکه سطوح فعلی مصرف هم برای محیط زیست و هم برای جامعه زیان بار است و می توان با کاهش مصرف به زندگی و محیط زیست بهتر دست یافت . در گذشته بخش اعظم توجه محیط زیست معطوف قطع رابطه تولید از منابع داده ای و بنابراین «غیرمادی کردن » اقتصاد با استفاده مؤثرتر از منابع بوده است . اکنون توجه معطوف آن است که رفاه اجتماعی را از تولید تفکیک کنند.
توسعه و زیست محیط در بستر سرمایه داری
روند تحولات رشد و توسعه در طول تاریخ ، روندی تکاملی بوده است . در دهه های گذشته ، توسعه ، افزایش فعالیت اقتصادی در نظر گرفته می شد و با معیار رشد تولید (درآمد) ملی مورد سنجش قرار می گرفت . پس از دهه ۱۹۶۰، در دهه ۱۹۷۰، علاوه بر شاخص های کمی اقتصادی ، شاخص های اجتماعی نیز مورد استفاده قرار گرفت و شاخص های رشد و توسعه جنبه کیفی بیشتری یافت . در دهه ۱۹۸۰ مرحله جدیدی از توسعه با عنوان «توسعه پایدار» مطرح شد. این مرحله دربرگیرنده ابعاد اقتصادی ، اجتماعی و زیست محیطی توسعه بود (رحمانی ، ۱۳۷۸: ۴۱)؛ بنابراین توانایی نظام سرمایه داری برای استقامت و پایایی به گونه ای اجتناب ناپذیر به میزان ارتباطی وابسته است که نظام با محیط بیرونی برقرار می کند؛ بدون اینکه به اجبار در نتیجه تحلیل منابعی که نظام به آن وابسته است یا به دلیل تحمیل بار بیش از اندازه روی آنها (تولید ناعادلانه و مصرف انبوه )، به ضعف کشیده شود. از سویی پافشاری نظام سرمایه داری بر کارایی ، به پیدایش رشدپرستی انجامیده است (حیدر نقوی ، ۱۹۹۳: ۶۹). در چنین ساختاری ، خودخواهی امری طبیعی و مطلوب است . این خودخواهی تنها در سطح فردی ظاهر نمی شود بلکه حاکمیت ارزش های بازار، به خودخواهی ملی نیز کشیده می شود. جدا از سلطه طلبی های سیاسی ـ اقتصادی ، حوزه مسائل محیط زیست یکی از جلوه گاه های این «خود ملی » است .
دولین و گرفتن ضمن بحث از مشکلات دولت های غربی در برابر معضلات زیست محیطی ، می گویند مردم غرب همان قدر که با آگاهی ، خواهان دفع فضولات زیان بار برای محیط زیست و انباشت مناسب آن هستند، با قدرت بیشتری می خواهند این کار «در حیاط خلوت خانه آنها نباشد». به عبارت دیگر مرگ خوب است اما برای همسایه . این گرایش در غرب ، رفتاری نهادی است ؛ چنان که این دو محقق از عبارت Not in My Back” Yard“ ism (گرایش ، نه در حیات خلوت من ) یا به طور خلاصه NIMBYism استفاده می کنند (١٣٩-١٣٨ :١٩٩٩ ,Grafton &Devlin ). نظام سرمایه داری با فقدان نگرش راهبردی به توسعه ، نقش و اهمیت قدرت و ملاحظات زیست محیطی و غیراقتصادی را در مفهوم و ویژگی های توسعه و امنیت پایدار نادیده می گیرد و از این رو، نگرشی ساده انگارانه به روابط بین الملل در برخی ارزیابی ها و برنامه ریزی ها حاکم می شود.
همان طور که ارتباط بین دستاوردهای اقتصادی و ضررهای زیست محیطی طبق گفته های مک نیل ، بسیار نزدیک است ، اقتصاد، مصرف کننده منابع طبیعی است ، زمین را اشغال می کند و آزادکننده آلاینده هاست . از آنجا که اقتصاد درحال رشد است ، منابع استفاده شده و آلاینده ها تنوع بیشتری دارند. همان طور که پاول اکین درباره رشد اقتصادی و پایایی محیطی گفته است ، قربانی کردن محیط زیست در برابر رشد اقتصادی به طور حتم ویژگی توسعه اقتصادی از زمان رشد صنعتی بوده است . رشد به عنوان افزایش تولید ناخالص داخلی در نظر گرفته شده است و رشد تولید ناخالص داخلی در اینجا معادل رشدی است که می توان آن را پیشرفت قابل ملاحظه موادی به شمار آورد که باعث تولید اقتصادی و خرید به وسیله پول شده است (:٢٠٠٣ ,lal ۶١-۴١). گزارش اقتصادی مک نیل از دهه ۱۸۹۰ تا ۱۹۹۰ درباره رشد به شرح زیر بوده است :

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12700 تومان در 23 صفحه
127,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد