دانلود مقاله برسی تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس دانش‎آموزان

word قابل ویرایش
96 صفحه
10700 تومان

برسی تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس دانش‎آموزان
مقطع راهنمایی شهرستان ایلام

فصــل اول
کلیات
۱- مقدمه
۲- بیان مسأله
۳- اهمیت و ضرورت مسأله
۴- اهداف تحقیق
۵- سؤالات و فرضیات تحقیق
۶- روش تحقیق
۷- تعریف واژه‎ها و اصطلاحات
مقدمه
مطالعه پیرامون نحوه رفتار والدین و ویژگیهای فرزندان موضوع بسیاری از تحقیقات علمی در کشورهای مختلف جهان بوده است از جمله موارد مهم و اساسی در این تحقیق ویژگی عزت نفس کودکان در رابطه با بدرفتاری والدین آنها است.
بدون تردید خانواده عمده‎ترین و مؤثرترین نقش را در فرایند شکل‎گیری شخصیت برای ایجاد حس عزت نفس در کودکان دارد. در خانواده‎ای که صمیمیت، محبت، مهربانی وجود دارد کودک می‎تواند هم عزت نفس بالایی داشته باشد و هم تغییرات مطلوب در شخصیت او ایجاد گردد. از یک سو کودک می‎تواند با اطمینان به شخصیت خود با مشکلات روبرو شود و از سوی دیگر، بدون داشتن اضطراب و تشویش رفتارهای نامناسب خود را مورد تردید قرار داده و سعی می‎کند آنها را به نحو مطلوب تغییر دهد. شکل‎گیری بنیادین عزت نفس در کودکان متأثر از فضای کلی خانواده است.

می‎دانیم که اگر گویا فضای کل خانواده هر حرکت و رفتار کودک را علی‎رغم نادرست بودن پذیرا باشند، کودک به احتمال زیاد دچار اختلال رفتار می‎گردد زیرا تفاوت بین رفتارهای درست و غلط را نمی‎داند و از دیگران نیز انتظار دارد که همچون مادر و پدر هرگونه رفتار او را به گرمی و صمیمیت بپذیرد و چون چنین چیزی مقدور نیست مشکلات و درگیری‎های اجتماعی او آغاز می‎گردد. در نقطه مقابل خانواده‎هایی وجود دارند که رفتارهای کودک را نمی‎پذیرند و در حقیقت دائماً در حال طرد کودک خود هستند در چنین فضای خانوادگی کودک نمی‎داند چه چیزی باعث قبول و تشویق از طرف دیگران می‎گردد و کودک در هر امری دچار بلاتکلیفی است.

عزت نفس مبتنی بر ارزیابی قضاوتهایی است که شخص درباره خصوصیات خود به عمل می‎آورد. روانشناسان و جامعه‎شناسان عزت نفس را از شخصیت و هسته مرکزی سازگاری اجتماعی می‎دانند «اسلامی نسب، ۱۳۷۳».
تحقیقات انجام شده بر ارتباط متقابل بین عزت نفس فرد و تصور فرد از توانائیهای خود تأکید دارد بدین معنا که اگر عزت نفس کاهش یابد، احساس ضعف و ناتوانی در فرد ایجاد می‎شود و بالعکس با افزایش اعتماد به نفس احساس توانمندی به وجود می‎آید.
خانواده‎ها یا والدینی که بطور مستمر کودکان خود را مورد حمایت قرار می‎دهند، با آنها گرم و صمیمی‎اند و کنترل منطقی و متعادل را اعمال می‎کنند، در فرزندان خود اشتیاق ابراز رفتارهای اجتماعی قابل قبول را ایجاد می‎کنند و زمینه را برای بروز استعدادها و توانائیهای کودکان و نوجوانان خود فراهم می‎آورند. برعکس والدین آسان گیر که از کنترل کودکان خود پرهیز می‎کنند، کودکان آنها اشتیاقی ندارند که از رفتارهای قابل قبول و معیارهای تعریف شده گروه‎های مختلف جامعه اطاعت کنند.
والدینی وجود دارند که کارهای کودکان خود را در دوره طفولیت و کودکی به گونه صحیح کنترل نمی‎کنند، در نتیجه در دوره نوجوانی و جوانی از درونی ساختن اخلاقیات و ارزشها در آنها عاجز می‎مانند. این گروه دیر دست به کار می‎شوند و فقط در دوره جوانی اقدام به کنترل جوانان خود می‎کنند، دوره‎ای که مداخلات دیروقت والدین و اختلافات ایجاد شده جوانان را به سوی کژرفتاری اجتماعی و انحرافات اخلاقی سوق می‎دهد.

بیان مسأله
یکی از نیازهای اصلی و اساسی انسان احساس ارزش نسبت به خود و یا بطور کلی عزت نفس ‎(self esteem) می‎باشد در واقع برخوردار از این احساس ارزشمندی و اعتماد به نفس است که برای انسان به مانند یک سرمایه و ارزش حیاتی به حساب آمده و از جمله عوامل مهم و عمده در امر شکوفایی استعدادها و خلاقیت در انسانها محسوب می‎گردد این احساس ارزش بخشی از خودپنداره ‎(self concept) انسان می‎باشد که شامل تصویر خود از خود و احساسی که او نسبت به خویشتن دارد و درجه پذیرش و تأیید شخص نسبت به خویش می‎باشد. نوع نگرش انسان نسبت به خودش، براساس تجربیاتی است که از نگرش دیگران و ارزیابی آنها نسبت به شخصیت خودش دارد (میرزابیگی، ۱۳۷۳).

توجه پژوهشگران به عامل عزت نفس تا آنجا که مورد تحقیق قرار گرفته که بسیاری آن را به عنوان یک نیازمهم و اساسی در وجود افراد با ابعاد فردی و اجتماعی تلقی نموده‎اند در این زمینه می‎توان به افرادی چون: آدلر ۱۹۳۰، آلپورت ۱۹۳۷، مورفی ۱۹۴۷٫ مزلو ۱۹۷۰، راجرز و سالیوان ۱۹۵۹ اشاره نمود. (بیابانگرد، ۱۳۷۳، ص ۱۱)
نقش خانواده در میزان عزت نفس براساس تحقیقات انجام شده قبلی اثبات شده است حال اگر والدین به گونه‎ای رفتار کنند که کودک آزرده خاطر شود در این صورت عزت نفس کودک پایین می‎آید. زیرا یکی از راه‎های ارضای نفس، تکریم افراد و توجه به شخصیت آنهاست.
فردی که در محیط خانواده به اندازه کافی مورد احترام و پذیرش واقع شود و عزت نفس وی بطور مطلوب ارضاء گردد روحیه‎ای طبیعی و روان و معتدل خواهد داشت. برعکس فردی که از پدر و مادر احترام و تکریم ندیده و والدین با او بدرفتاری داشته‎اند عزت نفس او پایین شکل می‎گیرد و کودک در خود احساس پستی و حقارت کرده و شکست خورده و افسرده خواهد شد و به صورت مستقیم و غیرمستقیم دچار مشکلات و اختلالات رفتاری و شخصیتی می‎گردد هیلز و کوپر اسمیت گزارش می‎دهد دختران و پسرانی که از عزت نفس بالایی برخوردار بودند والدین پذیرنده، خوش برخورد، بامحبت و خونگرم داشته‎اند. (بوشهری، ۱۳۷۳، ص ۲۳).

هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس کودکان دختر و پسر می‎باشد و قصد بر آن است که آیا رابطه‎ی بین این دو وجود دارد یا نه. در مکتب اعتقادی اسلام نیز توجه بارزی به ارزشمند بودن انسان و ایجاد یک تصور مطلوب و ارزشمند در انسان نسبت به خودش و دیگر انسانها وجود دارد چنانکه در یک دیدگاه کلی و اساسی انسان به عنوان موجودی در نظر گرفته شده است که دارای ارزش و کرامت است که لازم است درک و احساس عمیق نسبت به عزت و کرامت خود و دیگران داشته باشد در این تحقیق برآنیم که روشن کنیم بدرفتاری والدین به خصوص در دوران کودکی به چه میزانی بر عزت نفس آنها در آینده تأثیر می‎گذارد.

احساس ارزش درجه تصویب، تأیید، پذیرش و ارزشمندی است که شخص نسبت به خویشتن احساس می‎کند (شاملو، ۱۳۷۲، ص ۱۳۷).
اهمیت و ضرورت مسئله
عزت نفس از نظر روانشناسان به میزان ارزشی که فرد برای کفایت و صلاحیت خود در رابطه با اهداف کلی و ایده‎آل‎های خود در نظر می‎گیرد برمی‎گردد.
بنابراین ممکن است فردی از نظر دیگران بسیار موفق ارزیابی شود ولی هنوز در نظر خود او فردی ناموفق باشد. البته زیربنای این نوع تصور به خود پنداشت فرد مربوط است. قضاوت دیگران او را به احساس رضایت از خود نمی‎رساند. البته دیگران در شکل‎گیری این احساس در کودکی مؤثرند. پایین بودن عزت نفس همواره با تعریف بنیادی ناروشن فرد از آینده خود همراه است. برای مثال کسی که دارای عزت نفس پایینی است برای توصیف خود از اصلاحات دوسوگرایانه یا دوگانه استفاده می‎کند بنابراین خود را هم کم‎رو و بزدل و هم بی‎باک و جسور هم سرسخت و نامنعطف و هم انعطاف‎پذیر و ملایم توصیف می‎کند. این درهم شدگی قضاوت با فقدان پایداری بی‎ثباتی و بی‎اعتمادی نسبت به سرشت و سرنوشت بنیادین خود پیوند می‎یابد بر همین اساس این افراد احتمالاً نمی‎توانند تصمیم بگیرند که در چه موقعیت اجتماعی شرکت کنند آنها حتی ممکن است خود رادر موقعیت‎هایی قرار دهند که پیامهای اجتماعی ضد و نقیض و منفی درباره ارزشمندی خود دریافت می‎کنند و بنابراین خود را در معرض در هم‎شدگی بیشتر قرار می‎دهند.
داشتن عزت نفس برای همه انسانها یک ضرورت است. در واقع چیزی است که همیشه در جستجوی آن هستیم با این حال و با همه تلاشها،‌ بعضی از افراد انسانی هرگز به آنچنان اعتماد به نفسی که بتواند احساس واقعی و شادی کنند نمی‎رسند و همیشه در ناراحتی و شک و تردید زندگی می‎کنند و هیچ وقت به موفقیت در زندگی دست پیدا نمی‎کنند.

ما در طول زندگی، انرژی زیادی مصرف می‎کنیم تا اطرافیانمان را وادار به تغییر کنیم. اگر ذره‎ای از آن انرژی را برای کار بر روی خودمان معطوف می‎کردیم، نسبت به دیگران محبت بیشتری در ما به وجود می‎آمد، زیرا عزت نفس قوی به ایجاد احساس قوی‎تری از محبت نسبت به اطرافیان منجر می‎شود، دنیایی که در آن افراد بتوانند واقعاً به خودشان ارزش و احترام قائل شوند، دنیایی خواهد بود که مردم بیشتر به فکر یکدیگر هستند. اگر انسانها به عنوان یک کل بتوانند عزت نفس خود را بالا ببرند ما شاهد تغییر بزرگی در کیفیت زندگی خود و آنها خواهیم بود.

در این تحقیق سعی شده است تأثیر بدرفتاری والدین را بر عزت نفس دانش‎آموزان را بررسی و مشخص کرد. همانطور که می‎دانید خانواده و نحوه برخورد و رفتار آنها کودکان در میزان عزت نفس آنها بسیار مؤثر و تأثیرگذار می‎باشد. بنابراین کودکان باید در محیط گرم خانواده و در کنار والدین خود میزان عزت نفس خود را بالا ببرند تا در دوران جوانی و نوجوانی و بزرگسالی بتوانند زندگی مستقلی داشته باشند.

خانواده‎های قدرت‎طلب
این گروه از والدین سعی می‎کنند رفتارها و نگرشهای کودکان خود را با توجه به معیارهای رفتاری معین شکل داده کنترل و ارزیابی می‎کنند. والدین قدرت طلب کودکان را به اطاعت تشویق می‎کنند و به منظور گردن نهادن، ‌شیوه‎های مختلف تنبیه را ترجیح می‎دهند. والدین قدرت‎طلب کودکان و نوجوانان را پرورش می‎دهند: سرکش، طغیانگر، برخوردار از سطوح بالای کمرویی و اضطراب احساس بی‎کفایتی و حقارت. این نوع کودکان هیچ موافقت و سازش با ارزشها و خواسته‎های والدین خود ندارند

و از گزینش هدفهای منطقی و قابل دسترس عاجزند. بیشتر مشکلات رفتاری، روحی و شخصیتی این نوع کودکان نتیجه رفتار والدین است. از آنجا که عمده‎ترین و مؤثرترین عامل در فرایند شکل‎گیری شخصیت برای ایجاد حس عزت نفس، خانواده است و عزت نفس از اجزای شخصیت و هسته مرکزی سازگاری اجتماعی است.

اهداف تحقیق
الف- هدف کلی:
هدف کلی از این تحقیق بررسی تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس دانش‎آموزان مقطع راهنمایی استان ایلام می‎باشد.
ب- اهداف جزیی:
۱- بررسی میزان بدرفتاری والدین دانش‎آموزان
۲- بررسی میزان عزت نفس دانش‎آموزان
سؤالات و فرضیات تحقیق
در این تحقیق سعی شده است تا به دو فرضیه پاسخ داده شود:
الف: بین بدرفتاری والدین و عزت نفس کودکان آنها (دختر و پسر) رابطه وجود دارد.
ب: بین بدرفتاری والدین پسر با والدین دختر تفاوت معنی‏داری وجود دارد.

روش انجام تحقیق
از آنجائی که این پژوهش بدنبال بررسی تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس دانش‎آموزان مدارس راهنمایی می‎باشد لذا در این پژوهش از روش تحقیق‎ علی یا پس
از وقوع استفاده شده است که در فصل سوم بطور مبسوط بحث خواهد شد.

تعریف واژه‎ها و اصطلاحات
الف) عزت نفس: ارزشیابی فرد درباره خود یا قضاوت فرد در مورد ارزش خود (کوپراسمیت، ۱۹۶۷)
ب) عزت نفس بالا: وضعیت فردی است که نمره او در گروه نمونه نسبت به سایر افراد از میانگین بالاتر است.
ج) عزت نفس پایین: وضعیت فردی است که نمره او در گروه نمونه نسبت به سایر افراد از میانگین پایین‎تر است.

د) بدرفتاری: در این تحقیق نمره‎ای است که آزمودنی از پرسشنامه روانشناسی بدرفتاری فیدل کسب می‎کند.

فصــل دوم

ادبیات تحقیق

مقدمه
الف: پیشینه نظری تحقیق
ب: تحقیقات انجام شده در ایران و خارج از آن

مقدمه:
بررسی و مطالعه دقیق مبانی نظری و تئوریکی هر موضوع تحقیق به محقق اجازه می‎دهد که با دیدی روشن و بدون ابهام و کنترل متغیرهای مختلف که ممکن است به پدیده‎ یا پدیده‎های مورد تحقیق تأثیرگذار باشد اقدام کرده و به نتایجی که بدانها دست می‎یابد. اطمینان و اعتماد بیشتری داشته باشد. در این فصل ابتدا پیشینه نظری موضوع تحقیق و متغیرهای عزت نفس بالا و پایین را بررسی و توضیح خواهیم داد و بعد تحقیقات انجام شده در ایران و خارج از ایران در این زمینه را یادآور می‎شویم.
الف: پیشینه نظری تحقیق
عزت نفس برای روان‎شناسان مهمترین موضوع از جنبه نظر فردی، اجتماعی و روان شناختی است. موضوع عزت نفس سالهاست که ذهن روانشناسان را مشغول کرده است یکی از این روانشناسان «آلفرد آدلر» می‎باشد وی از سه منبع عمده که عزت نفس را کاهش می‎دهد که عبارتند از:
۱- حقارت عضوی: با پدید آمدن نقص جسمانی و احساس کهتری حاصل از آن عزت نفس تحت تأثیر قرار می‎گیرد. آدلر با گسترش این مفهوم اصطلاح عقده حقارت در رابطه با احساس ضعف و بی‎کفایتی که هر کس با آن زاده می‎شود و باید بر آن تسلط یابد را عنوان می‎نماید.
۲- احساس حقارت: تجربه و پیامد این حقارت که دربردارنده احساس اتکایی و انتظار حمایت دیگران یا برعکس نوعی پرخاشگری را به همراه دارد.

۳- نازپروردگی: به نظر آدلر کودکان نازپرورده، نیز دستخوش احساس کهتری می‎باشند و مستبد و خودرأی می‎باشند،‌ از نظر اجتماعی پرورش نایافته‎اند و از بلوغ لازم روانی برخوردار نیستند (اسمیت،‌۱۹۶۷).
به نظر آدلر، محیط عامل اصلی در احساس کهتری می‎شود. که محیط خانوادگی از مهمترین محیط‎هایی است که شخصیت کودک در آن شکل می‎گیرد و تأثیر زیادی در میزان عزت نفس کودکان دارد. در این محیط پدر و مادر در رأس قرار می‎گیرند که در صورت عدم رفتار صحیح و اعمال رفتار مستبدانه کودک از عزت نفس مناسب و بالایی برخوردار نخواهد شد.

در واقع هر چه میزان ارتباطات و تعاملات کودک با والدینش بیشتر و صمیمانه‎تر باشد، به آسانی شیوه‎های کنترل رفتار خود را فرامی‎گیرد و از سویی دیگر پذیرفته شده در بین همسالان و ارتباطات اجتماعی مداوم موجب عزت نفس مثبت می‎گردد (هارتر، ۱۹۸۳). بدرفتاری والدین در محیط خانواده، کوچک شمردن نوجوانان. عدم نشان دادن محبت و مورد تأیید قرار ندادن حرفهایی که باید والدین آنها را قبول کند، احساس ضعف و ناتوانی و کمبود عزت نفس را در وجود آنها می‎گذراند، که این کار خود باعث می‎شود که نوجوان به سمت بزهکاری گرایش پیدا کند.

عزت نفس بالا و عزت نفس پایین
عزت نفس بالا به عنوان یک دیدگاه سالم از خود مورد بررسی قرار گرفته است. بطور واقع‎گرایانه کمبودها و نکات ضعف را دربرمی‎گیرد و نه ؟؟ که منجر به انتقاد شدید از فرد شود. شخصی که عزت نفس مثبت دارد. خودش را به طریق مثبتی ارزشیابی می‎کند و نظر مناسبی در مورد نکته نظرات مثبت خود و دیگران دارد. در مقابل کسی که به عزت نفس پایین مبتلا است، اغلب یک نگرش مثبت مصنوعی نسبت به دنیا از خود نشان می‎دهد و در ناامیدی تلاش می‎کند تا به دیگران و خودش نشان دهد که او شخص لایقی است و یا ممکن است در درون خودش انزوا گزیند و از ارتباط با دیگرانی که از آنها می‎ترسد اجتناب نماید. شخص مبتلا به عزت نفس پایین فردی است که احساس غرور کمی در خودش ادراک نموده است.
کارل راجرز: هسته مرکزی شخصیت به نظر راجرز «خود» است که مفاهیم دیگر پیرامون آن قرار می‎گیرد. خود یا خویشتن شامل تمام افکار، ادراکات و ارزشهایی است که من را تشکیل می‎دهد. من شامل آنچه هستم و آنچه می‎توانم انجام دهم می‎شود و این خویشتن ادراک شده به نوبه خود بر ادراک فرد از جهان و هم بر رفتار او تأثیر می‎گذارد. فردی که از یک خودپنداره قوی و مثبت برخوردار باشد در مقایسه با فردی که خودپنداره ضعیف دارد،‌ نظرگاه کاملاً متفاوتی نسبت به جهان خواهد داشت.

تحقیقات انجام شده در ایران
خادمیان (۱۳۷۲) در تحقیق خود اظهار می‎دارد که بین نگرش تربیتی والدین و عزت نفس کودکانشان رابطه معنی‎داری وجود دارد وی ابراز می‎دارد که رابطه نگرش تربیتی والدین با عزت نفس پسران بیشتر و قوی‎تر از رابطه تربیتی والدین با دختران است وی در بررسی فوق دریافت که در مناطقی که وضعیت اجتماعی خانواده‎ها متوسط و بالا بوده است رابطه بین نگرش تربیتی والدین و عزت نفس دخترها معنی‎دار است و در مناطقی دیگر که خانواده‎ها از وضعیت اجتماعی پایین برخوردار بوده‎اند، رابطه معنی‎داری بین عزت نفس کودکان و نگرش تربیتی والدین آنها مشاهده نشد

. تحلیل میانگین نمرات دو گروه نشان داد که میانگین نمرات عزت نفس پسران بیشتر از دختران است و میانگین و میانگین نمرات عزت نفس در مناطقی که از وضعیت اجتماعی اقتصادی بالاتری برخوردارند از مناطق سطح پایین بیشتر بوده است.
معماریان، بابایی، زنده‎طلب (۱۳۷۷) گزارش دادند که در بسیاری از موارد عدم آگاهی والدین از نحوه (صحیح) رفتار با کودک علت اصلی پایین بودن میزان عزت نفس کودکان است. در این تحقیق، نگرش منفی و مثبت والدین در زمینه عزت نفس نوجوانان قبل و بعد از برنامه مشارکت والدین مقایسه شده،‌ نشان داد که نگرش منفی والدین بعد از شرکت در برنامه مشارکت به صفر رسید و نگرش مثبت والدین نیز چند برابر شد. در نتیجه بعد از شرکت والدین در برنامه آ‌موزش مهارتهای رفتاری عزت نفس فرزندان آنان افزایش یافت.

تحقیقات انجام شده در خارج از ایران
هیگنز و مارینا (۱۹۹۸) یک نمونه پنجاه نفری والدین کودکان بین سنین ۱۲-۵ سال را مورد بررسی قرار دادند. این والدین رفتارهایی از قبیل خشونت و بدرفتاری با کودکان مرتکب شده بودند این تحقیق نشان داد که بدرفتاری والدین تأثیر بسزایی بر ابعاد مختلف شخصیت کودکان از جمله عزت نفس آنان گذاشته و باعث کاهش عزت نفس در کودکان شده است.
لوز، ماری و دیگران (۱۹۹۷) بدرفتاری والدین از قبیل سوء استفاده جسمی آنها و سوء استفاده گفتاری، غفلت احساس و دیگر گونه‎های بدرفتاری را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که سوء‌ استفاده جسمی والدین و سوء استفاده گفتاری آنان، موجب خشم و غفلت احساسی موجب تنهایی و انزواطلبی اجتماعی می‎شود. که این فراتر و ماوراء دیگر گونه‎های تأثیر بدرفتاری جلوه کرد. این محققان بیان کردند که بین بدرفتاری والدین و عزت نفس کودکان رابطه منفی وجود دارد و این رابطه در پسرها قوی‎تر است.
واریا، ریچارد، واس (۱۹۹۶) در پژوهش خود به بررسی ادراک از سوء استفاده «روانی،‌جسمانی و جنسی» می‎پردازند و همچنین تأثیر روانی و سازگاری اجتماعی را در یک گروه نمونه مورد بررسی قرار می‎دهند. در این میان دیگر موارد بدرفتاری عزت نفس و مسائل جمعیت‎شناسی مورد بررسی قرار گرفت،‌ تحلیل‎ها نشان داد که افرادی که مورد سوء استفاده و بهره‎کشی قرار گرفته بودند مشکلات زیاد سازگاری روانی و اجتماعی داشتند که به مراتب پیش از گروهی بود که مورد سوء استفاده قرار نگرفته بودند که این افراد «‌سوء استفاده شدگان» نسبت به دیگر موارد بررسی شده مشکلات بیشتری داشتند از جمله عزت نفس بسیار پایینی داشتند.

کوپر اسمیت (۱۹۶۷) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که کودکان با عزت نفس بالا افرادی هستند که احساس عزت نفس، استعداد، خلاقیت و ابراز وجود می‎کنند و به راحتی تحت تأثیر عوامل محیطی قرار نمی‎گیرند. وی اظهار نمود در بررسی‎های خود دریافتم که عزت نفس قابل تعریف و اثبات شدنی است. او عزت نفس را به عنوان بازخوردهای ارزیابی کننده‎ای که فرد نسبت به خود دارد تعریف نمود که حوزه‎ای از باورهای فرد را پیرامون توانمندیها، ارزشمندیها، تأیید، عدم تأیید و مؤثر بودن را دربرمی‎گیرد بنابر دیدگاه وی عزت نفس قضاوت شخص پیرامون و ارزشمندی خود است این تجربه ذهنی است که موجب افتراق گزارشهای کلامی و رفتار آشکار افراد از یکدیگر است.

فصــل سوم
روش تحقیق
۱- مقدمه
۲- روش تحقیق
۳- جامعه و نمونه
۴- روش نمونه‎گیری
۵- ابزار اندازه‎گیری
۶- چگونگی گردآوری داده‎ها
۷- روش آماری

مقدمه
مراد از انتخاب روش تحقیق این است که مشخص کنیم چه روش تحقیق برای بررسی موضوع خاصی لازم است. یک روش تحقیقی مناسب، با اهداف،‌ ماهیت موضوع پژوهش و امکانات اجرایی آن همگونی دارد. هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که محقق با انتخاب شیوه پژوهش مناسب به صورت دقیق‎تر، آسانتر، سریعتر و ارزانتر به پژوهش‎های تحقیق مورد نظر پاسخ دهد و براساس ماهیت موضوع تحقیق و وسعت امکانات اجرایی روش تحقیق مناسب با تحقیق را انتخاب کند.

روش تحقیق
در تحقیق انجام شده از روش علی مقایسه‎ای استفاده شده است به این صورت که در پژوهش تجربی در آن اطلاعات و نتایج مورد نظر تحت شرایط جاری و کنترل شده بدست می‎آید ولی در روش تحقیق علی پژوهشگر به دنبال کشف و بررسی روابط بین عوامل و شرایط خاص یا نوعی رفتار که قبلا وجود داشته یا رخ داده از طریق مطالعه نتایج حاصل از آنهاست مثلا در این تحقیق انجام شده بدرفتاری رخ داده است و ما به دنبال نتایج و اثرات بدرفتاری بر روی عزت نفس دانش‎آموزان هستیم (نادری،‌ نراقی،‌ ۱۳۸۰).

از ویژگی‎های این نوع تحقیق این می‎باشد که اطلاعات لازم جهت بررسی علل وقوع یک حادثه هنگامی جمع‎آوری می‎شود که آن حادثه رخ داده است و بنابراین پژوهشگر هیچگونه دخالتی در بروز آن حادثه نداشته است. به عبارت دیگر علت را پس از وقوع مورد بررسی و ارزیابی قرار می‎دهند.

جامعه و نمونه
جامعه مورد پژوهش مدارس راهنمایی شهرستان ایلام می‎باشد. برای انتخاب گروه نمونه، به آموزش و پرورش مقطع تحصیلی راهنمایی مراجعه شد و از میان کلیه مدارس راهنمایی شهرستان ایلام دو مدرسه دخترانه و دو مدرسه پسرانه انتخاب شد.

روش نمونه‎گیری
از میان مدارس دو مدرسه دخترانه و دو مدرسه پسرانه به طور تصادفی انتخاب شدند،‌ با یاری و همکاری مدیران مدارس از هر مدرسه ۵۰ نفر بطور تصادفی انتخاب شدند. میانگین سنی گروه نمونه ۱۵ سال می‎باشد.
ابزار اندازه‎گیری
ابزار جمع‎آوری اطلاعات عبارت بود از مقیاس عزت نفس جنیس فیلد (۱۹۰۰) متشکل از ۲۰ سؤال که ۱۰ سؤال آن منفی و ۱۰ سؤال آن مثبت است و آزمودنی در مقابل هر عبارت تنها به یکی از پنج عنوان همیشه، ‌اغلب، بعضی اوقات، هر از گاهی، هرگز پاسخ می‎دهد، ‌ارزش نمره‎ای هر عرابت به ترتیب از یک تا ۵ است. بنابراین حداکثر نمره‎ای که هر فردی می‎توانست بدست آورد ۱۰۰ و حداقل آن ۲۰ می‎توانست باشد پایایی این تست ۸۸% و روایی آن ۸۴%‌ است. (پایان‎نامه کارشناسی، اسد جهانی، ۱۳۸۰).
همچنین از پرسشنامه روانشناسی بدرفتاری فیدل (۱۹۸۹) استفاده شد که حاوی ۲۵ آیتم بود. آزمودنیها در برابر هر آیتم تنها به یکی از شش گزینه‌ می‎توانستند پاسخ دهند ۱- برایم اتفاق نمی‎افتاد، ۲- تأثیری بر من نداشت، ۳- تأثیر منفی کمی بر من داشت، ۴- تأثیر منفی متوسطی بر من داشت، ۵- تأثیر منفی زیادی بر من داشت و ۶- تأثیر منفی خیلی زیادی بر من داشت. ارزش نمره‎گذاری گزینه‎های فوق به ترتیب از ۰ تا ۵ می‎باشد.
پایایی این تست ۹۴ و روایی دو عامل مقیاس غفلت احساسی و مقیاس بی‎تفاوتی ۸۳ و روایی دو عامل مقیاس طرد و مقیاس پرخاشگری ۸۸ است (پایان‎نامه کارشناسی،‌ اسد جهانی،‌ ۱۳۸۰).

چگونگی گردآوری داده‎ها
جامعه نمونه عبارت است از ۱۰۰ نفر آزمودنی دختر و ۱۰۰ نفر آزمودنی پسر «در مجموع ۲۰۰ نفر» بود با همکاری مسئولان مدارس در هر مدرسه آزمودنیها در یک سالن گرد آمدند و دو پرسشنامه را همزمان پر کردند. ابتدا برای آنها توضیح داده شد که این یک کار تحقیقی است دانش‎آموزان با خیال راحت و بدون اینکه خود را معرفی کنند به پرسشنامه جواب دهند.

همچنین از دانش‎آموزان خواسته شد که قسمت بالای پرسشنامه را با دقت بخوانند و با صداقت به گزینه‎هایی که در مورد آنها صدق می‎کنند پاسخ دهند. چون آزمودنیهای تحقیق معار دانش‎آموزان مدارس راهنمایی بودند در بعضی موارد لازم شد قسمت بالای پرسشنامه توسط محقق برای آنها خوانده شود. در موارد لزوم توضیحات بیشتری داده شد و مدت زمان آزمون برای هر چهار گروه ۲۵ دقیقه طول کشید و بعد از اتمام ۲۵ دقیقه پرسشنامه‎ها جمع‎آوری شدند. پرسشنامه‎ها نمره‎گزاری شد و پرسشنامه‎های نیمه تمام جدا و کنار گذاشته شد و در نهایت پرسشنامه ۱۶۰ نفر آزمودنی مورد بررسی قرار گرفت.

روش آماری
در تحقیق حاضر برای بررسی میزان تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس کودکان از دو آزمون زیر استفاده شد که عبارتند از :
۱- ضریب همبستگی پیرسون
۲- آزمون ‎t.test
از ضریب همبستگی پیرسون ‎(r) برای بدست آوردن رابط بین بدرفتاری والدین و عزت نفس کودکان استفاده گردید.
‎t.test به کار برده شد برای دست یافتن به این موضوع که:
آیا بین تأثیر بدرفتاری والدین در پسرها و دخترها تفاوت معنی‎دار است یا نه؟
آیا بین عزت نفس دخترها و پسرها تفاوت معنی‎داری وجود دارد؟

فصــل چهارم
یافته و نتایج تحقیق

مقدمه
یافته‎ها

مقدمه
هسته اساسی تحقیق مربوط به تجزیه و تحلیل یافته‎هاست این قسمت شامل بحث‎های کلامی، جداول و نمراتی که آزمودنیها از پرسشنامه گرفته‎اند و همچنین تجزیه و تحلیل اطلاعات است. در این بخش سعی شده است که بحث‎های کلامی و جداول بصورت مستقل و جدا برای خوانندگان قابل درک باشد و یافته‎های تحقیق را به خوبی توصیف کند.

یافته‎ها
همانطور که قبلاً ذکر شد موضوع تحقیق بررسی تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس دانش‎آموزان و وجود تفاوتهای احتمالی بین عزت نفس دو گروه از دانش‎آموزان دختر و پسر در شهرستان ایلام بوده است.
اولین سؤال تحقیق این بود که‌ آیا بین بدرفتاری والدین و عزت نفس کودکان آنان «دختر و پسر در مجموع و به تفکیک» رابطه وجود دارد.
بدین منظور ضریب همبستگی بین بدرفتاری والدین و عزت نفس کودکان پسر و دختر در مجموع بدست آمد. یافته‎ها نشان داد که بین این دو متغیر رابطه معکوس وجود دارد به این معنی که هر جه بدرفتاری والدین بیشتر باشد، بر عزت نفس کودکان بیشتر تأثیر می‎گذارد این رابطه در سطح ۱/۰ معنی‎دار است.
جدول ۱- تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس دانش‎آموزان «کل نمونه»
میانگین ‎DF R ‍P
عزت نفس دانش‎آموزان
بدرفتاری والدین ۳۱/۶۹ ۱۵۹ ۲۷/۰- ۱/۰
۳۳/۱۷
بین بدرفتاری والدین و عزت نفس کودکان پسر از ضریب همبستگی استفاده شده نتیجه نشان داد که در این مورد نیز رابطه معکوس و معنی‎دار وجود دارد. در اینجا نیز افزایش بدرفتاری والدین باعث کاهش یا پایین بودن عزت نفس در کودکان می‎گردد این رابطه در سطح ۱% معنی‎دار است.
جدول ۲- تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس دانش‎آموزان دختر
میانگین ‎DF R ‍P
بدرفتاری والدین
عزت نفس دانش‎آموزان ۸/۲۰ ۸۲ ۵۶/۰- ۱%
۱۱/۶۷

بین تأثیر بدرفتاری والدین و عزت نفس دانش‎آموزان دختر ضریب همبستگی گرفته شد که نتایج نشان داد بین دو متغیر رابطه معکوس وجود دارد یعنی هر چه بدرفتاری والدین بیشتر باشد عزت نفس دانش‎آموزان دختر کمتر است این رابطه در سطح ۵% معنی‎دار است.

جدول ۳- تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس دانش‎آموزان پسر
میانگین ‎DF R ‍P
بدرفتاری والدین
عزت نفس دانش‎آموزان ۶۱/۱۳ ۷۶ ۲۴۵/۰- ۵%
۶۸/۷۱
فرضیه دوم تحقیق این بود آیا بین بدرفتاری والدین در دختران و پسران تفاوت معنی‎داری وجود دارد. برای رسیدن به جواب این سؤال بین میانگین‎های حاصله ‎t.test گرفته شد یافته‎ها نشان داد که تفاوت حاصله در سطح ۱/۰ معنی‎دار است.
جدول ۴- تفاوت میانگین بدرفتاری والدین پسر و دختر
میانگین ‎DF ‍P
بدرفتاری والدین پسر
بدرفتاری والدین دختر ۸/۲۰ ۲ ۱/۰
۶۱/۱۳

فصــل پنجم

بحث یافته‎ها و تجزیه و تحلیل آنها

در تحقیق حاضر تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس کودکان مورد بررسی قرار گرفت متغیرهای سن و جنس، کنترل شدند. آزمودنی‎ها دانش‎آموزان پسر و دخترهای ۱۴ تا ۱۵ سال بودند که بطور تصادفی انتخاب شدند در این بررسی نتایج نشان می‎دهد که بین بدرفتاری والدین و عزت نفس پسرها و دخترها رابطه وجود دارد و این رابطه هم در پسرها و هم در دخترها معنی‎دار است. البته این رابطه معکوس است یعنی هر چه بدرفتاری والدین بیشتر باشد عزت نفس کودکان پایین‎تر است.
یافته‎های حاضر با نتایج پژوهش خادمیان (۱۳۷۲) مبنی بر اینکه نگرش تربیتی والدین بر عزت نفس کودکان تأثیر می‎گذارد همسو می‎باشد یعنی هر چه نگرش تربیتی والدین مثبت‎تر باشد عزت نفس کودکان آنها بالاتر است و در واقع یک نوع رابطه مستقیم وجود دارد.
یافته‎های تحقیق حاضر همچنین با نتایج بابایی،‌ زنده‎طلب، معماریان (۱۳۷۷) نیز همسو است. آنان بیان می‎کنند که والدینی که در آموزش مهارتهای رفتاری مشارکت داشتند عزت نفس فرزندانشان افزایش یافت. لذا هر چه رفتار منفی والدین کاهش یابد و رفتارهای مناسب ومثبت بیشتری جایگزین شود، عزت نفس کودکان آنان بالاتر می‎رود.
تحلیل میانگین نشان داد که میانگین تأثیرپذیری پسران از بدرفتاری والدین بیشتر از دختران است. یعنی پسران در برابر بدرفتاری والدین عکس‎العمل شدیدتری نشان می‎دهند. همچنین خادمیان (۱۳۷۲) ابراز می‎دارد که رابطه نگرش تربیتی والدین با عزت نفس پسران بیشتر و قوی‎تر از رابطه نگرش تربیتی والدین با دختران است که یافته مذکور با یافته تحقیق حاضر همسو است در این تحقیق نیز رابطه بدرفتاری والدین با عزت نفس پسران قوی‎تر و بیشتر بدست آمده است.

یافته‎های تحقیق حاضر یا یافته‎های هیگنز، ماریتا (۱۹۹۸) نیز همسو است. یافته‎های این محققان نشان داد که بدرفتاری والدین، عزت نفس کودکان را تا حد زیادی کاهش می‎دهد و بر ابعاد مختلف شخصیت کودکان تأثیر می‎گذارد.
همچنین یافته‎های حاضر با نتایج لوز، ماری (۱۹۹۷) همسو است. نتیجه این پژوهش نیز نشان داد که بین بدرفتاری والدین و عزت نفس کودکان رابطه منفی وجود دارد. یافته‎های واریا، ریچارد، واس (۱۹۹۶) نشان داد که افرادی که مورد سوء استفاده و بهره‎کشی قرار گرفته بودند و از اطرافیان بدرفتاری دیده بودند مشکلات زیاد سازگاری روانی اجتماعی داشتند. از مشکلات عمده این افراد داشتن عزت نفس پایین بود در این تحقیق بیان شد که عزت نفس افرادی که مورد استفاده قرار نگرفته بودند اگرچه بدرفتاری‎های دیگری چون غفلت احساسی، تحقیر و ‎… را تجربه کرده بودند و این یافته‎ها با یافته‎های حاضر مبنی بر اینکه هر چه بدرفتاری بیشتر باشد عزت نفس پایین‎تر است همسو است.
فحاشی، بدگویی و بدزبانی کردن نسبت به فرزندان، عزت نفس و کرامت آنان را پایین می‎آورد و باعث احساس حقارت و رذالت در آنان می‎گردد. در روش صحیح تربیتی جایی برای تنبیه، خشونت و تحقیر وجود ندارد. وقتی در انسانی احساس عزت نفس شکل گرفت کمتر اتفاق می‎افتد که به کارهای پست و پلید تن دهند «مظاهری، ۱۳۷۷»‌.
تنبیه و خشونت عامل و وسیله تربیت نیست. فقط ممکن است در مواردی خاص برای جلوگیری از طغیان و سرکشی مؤثر باشند. تربیت یعنی فراهم کردن زمینه رشد استعدادها و فضایل انسانی، تنبیه و خشم و هرگونه بدرفتاری دیگر از سوی والدین نمی‎تواند در فراهم کردن چنین زمینه‎ای مؤثر باشد. برخوردها و روشهای توهین‎آمیز کودکان را حقیر و عقده‎ای بار می‎آورد و شخصیت آنها را دچار تزلزل می‎کند و عزت نفس آنان را پایین می‎آورد. چنین افرادی دیگر چیزی ندارند که از آن حفاظت کنند و از این‎رو به هر کار خلاف و اشتباهی تن می‎دهند و در مقابل هر کار زشت نیز تنبیهات و تحقیرها و خشونت‎های بزرگترها می‎آید و این دو ادامه می‎یابد. چنین افرادی یا خود باخته و ذلت‎پذیر می‎شوند یا مشرور و جنایتکار و پرخاشگر «مظاهری، ۱۳۷۷».

کاپلان و پوکوری (۱۹۷۱) گزارش دادند که طیفی از حوادث منفی باعث ایجاد حس کم‎ارزش بودن در کودک می‎شود و بالعکس احساسات مثبت باعث افزایش عزت نفس می‎گردد. این گزارش یافته‎های فوق را تأیید می‎کنند. بدون شک مهمترین عامل شکل‎گیری اعتماد به نفس در کودک، خانواده است. در خانواده‎ای که صمیمیت، محبت و مهربانی وجود دارد کودک می‎تواند هم اعتماد به نفس بالایی داشته باشد و هم تغییرات مطلوب در شخصیت او ایجاد گردد و بالعکس در خانواده‎هایی که والدین از روی بی‎اطلاعی یا هر عامل دیگر مرتکب رفتارهای بد می‎شوند و جو فشارزای روحی برای کودکان خود در خانه ایجاد می‎کنند. کودک اعتماد به نفس خود را از دست می‎دهد یا عزت نفس او پایین می‎آید. نتایج پژوهشگران نشان داده است که توجه افراطی مادر که متناسب با سن و وضعیت رشدی فرزند نباشد باعث کاهش اعتماد به نفس، عدم بلوغ عاطفی و نیز اضطراب در کودک می‎گردد. نوزاد انسان موجودی بسیار وابسته و متکی است و لذا ما در یا جانشین وی بایستی تقریباً بطور تمام وقت در اختیار نیازها و تأمین احتیاجات جسمی و روانی اولیه نوزاد باشد. با رشد و نمو جسمی رشد و نمو ذهنی و روانی نیز تحقق می‎پذیرد و آرام، آرام وابستگی به عدم وابستگی و متکی بودن به غیر، اتکا به خود و عدم تحمل محرومیت به تحمل مشکلات تبدیل می‎شود این جریان تحول طبیعی می‎تواند توسط مادرانی که بیش از حد به کودکان خود توجه می‎کنند و به گونه‎ای افراطی از آنان نگهداری می‎نمایند و به فرزندان اجازه انجام وظایف و مسئولیتهایی را که می‎توانند به راحتی به عهده بگیرند نمی‎دهند، با دشواری و مشکلات توأم می‎گردد زیرا اینگونه مادران با دخالتها و مواظبتهای بیش از حد، اجازه رشد طبیعی روانی را از کودکان خود سلب می‎کنند.
میزان یا کمیت وجودی مادر یا پدر با کودک مطرح نیست، بلکه آنچه بیشتر در رشد روانی کودک حایز اهمیت است کیفیت رابطه بین پدر و مادر و فرزند می‎باشد. برای مثال مادرانی که کار می‎کنند و به علت گرفتاری شغلی نمی‎توانند زمان زیادی را با کودکان خود بگذرانند اما اوقات کوتاهی که با کودکان خویش هستند از نظر عاطفی و ابراز محبت رفتاری مناسب دارند. کودکانشان به اندازه کافی احساس امنیت می‎کنند و دچار کمبود نمی‎شوند.
«سنگرووین» از مطالعات خود به این نتیجه رسیدند که اگر احیاناً یکی از والدین دارای مشکلات روانی خاصی بوده اما دیگری از سلامت روانی برخوردار باشد امکان پناه بردن کودک به ولی سالم و تأمین سلامت روانی وجود دارد. زیرا آنچه کودک بیشتر درون فکنی می‎کند، ساخت کلی خانواده و روابط بین اعضاء است نه فقط ویژگی‎های یکی از اولیاء اما اگر والدین هر دو دچار مشکلات شدید رفتاری باشد بطور کلی فضای روانی حاکم بر خانواده ناسالم باشد، احتمال اختلالات رفتاری کودک از نظر آماری بسیار بالا می‎رود. چرا که کودک الگوی مناسب برای تثبیت وضعیت خود ندارد لذا می‎توان با توجه به اختلالات روانی و رفتاری والدین مشکلات رفتاری آینده کودکان را تا اندازه‎ای پیش‎بینی نمود ضعف در عزت نفس، احساس عدم ارزشمندی، عدم اعتماد و اتکاء به خود از جمله این مشکلات است.

محدودیت‎های تحقیق
۱- به دلیل طولانی بودن سؤالات پرسشنامه افراد علاقه‎ای به پاسخگویی به سؤالات نداشتند.
۲- عدم اطمینان به صداقت آزمودنی‎ها در پاسخ دادن به سؤالات و متفاوت بودن میزان آگاهی و آمادگی جسمانی و روانی آنان

۳- عدم دسترسی زیاد به جامعه نمونه به دلیل مسافت زیاد و محدودیت زمانی
۴- از آنجایی که تحقیق حاضر در سطح کوچک و محدودی انجام شده است و همچنین به دلیل نتایج همبستگی‎هایی که به دست آمده باید در تعمیم نتایج آن به جامعه هدف قدری احتیاط به عمل آید.
۵- همکاری دانش‎آموزان بعضی از دانش‎آموزان به نحو مطلوبی به سؤالات آزمونها پاسخ نداده و همکاری لازم را نداشتند.
۶- عدم همکاری معاونین دبیرستانهای دخترانه برای اجرای پرسشنامه.

پیشنهادات تحقیق
۱- نحوه رفتار والدین با کودکان خود عامل اصلی شکل‎گیری شخصیت کودک می‎باشد در این تحقیق فقط یکی از اجزای شخصیت کودکان (عزت نفس) بررسی شد.
پیشنهاد می‎شود در تحقیقات آ‌ینده ابعاد دیگر شخصیت کودکان در رابطه با بدرفتاری والدین مورد بررسی قرار گیرد مثل انعطاف‎پذیری، پرخاشگری و غیره
۲- گروه سنی بررسی شده ۱۴ تا ۱۵ سال بودند پیشنهاد می‎شود این تحقیق در مقاطع سنی دیگر نیز انجام گیرد خصوصاً سنین بالاتر چون تأثیر سوء بدرفتاری والدین در درازمدت نیز ماندگار است.
۳- پیشنهاد می‎شود در تحقیقات بعدی متغیرها و عوامل تأثیرگذار دیگر نظیر شخصیت والدین میزان درآمد، طبقه اجتماعی و ‎… کنترل شود.
۴- همچنین می‎توان فقط با به کار بردن پرسشنامه بدرفتاری تحلیل عامل کرد و فاکتورهای مختلف این پرسشنامه را تجزیه و تحلیل کرد.

فهرست منابع و ضمائم

ضمیمه الف
فهرست منابع
ضمیمه ب

ضمیمه الف:
جدول داده‎های خام پسر آن و دختران

۱- جدول نمرات خام آمودنی‎های پسر
۲- جدول نمرات خام آزمودنی‎های دختر

۱- جدول نمرات خام آزمودنی‎های پسر
رتبه عزت نفس بدرفتاری والدین رتبه عزت نفس بدرفتاری والدین
۱ ۶۴ ۱۴ ۲۲ ۵۹ ۶۳
۲ ۵۳ ۲۷ ۲۳ ۸۶ ۱
۳ ۷۳ ۱۱ ۲۴ ۷۲ ۲۹
۴ ۶۸ ۳۶ ۲۵ ۸۸ ۳

۵ ۶۸ ۲۵ ۲۶ ۸۵ ۲
۶ ۷۱ ۲۴ ۲۷ ۷۴ ۲۷
۷ ۴۶ ۴۴ ۲۸ ۶۷ ۱۷
۸ ۶۸ ۲ ۲۹ ۸۵ ۱۳
۹ ۷۸ ۶۶ ۳۰ ۶۶ ۲۰
۱۰ ۷۸ ۰ ۳۱ ۶۵ ۳۵

۱۱ ۴۸ ۴۹ ۳۲ ۶۴ ۰
۱۲ ۷۴ ۴۷ ۳۳ ۵۴ ۳۰
۱۳ ۵۸ ۳۷ ۳۴ ۶۲ ۱۵
۱۴ ۷۸ ۷ ۳۵ ۸۸ ۰
۱۵ ۵۵ ۴۷ ۳۶ ۷۰ ۵
۱۶ ۴۷ ۲۰ ۳۷ ۸۰ ۱۰
۱۷ ۷۰ ۰ ۳۸ ۵۱ ۷
۱۸ ۶۰ ۳۷ ۳۹ ۶۵ ۵
۱۹ ۸۴ ۹ ۴۰ ۶۶ ۳۰
۲۰ ۶۳ ۲۳ ۴۱ ۸۸ ۲
۲۱ ۵۳ ۱۹ ۴۲ ۸۲ ۷
رتبه عزت نفس بدرفتاری والدین رتبه عزت نفس بدرفتاری والدین
۴۳ ۸۱ ۰ ۶۵ ۸۰ ۵
۴۴ ۶۱ ۳۲ ۶۶ ۷۱ ۱۷
۴۵ ۶۸ ۱۷ ۶۷ ۶۶ ۲۸
۴۶ ۸۳ ۰ ۶۸ ۵۲ ۷
۴۷ ۶۶ ۱۹ ۶۹ ۵۸ ۷۴
۴۸ ۶۶ ۲۲ ۷۰ ۷۷ ۹۸

۴۹ ۶۹ ۴۵ ۷۱ ۶۶ ۸
۵۰ ۷۶ ۶ ۷۲ ۶۷ ۱۵
۵۱ ۷۸ ۱۸ ۷۳ ۸۵ ۰
۵۲ ۶۹ ۲ ۷۴ ۷۳ ۰
۵۳ ۷۴ ۱ ۷۵ ۷۶ ۹
۵۴ ۷۶ ۱۷ ۷۶ ۷۴ ۶
۵۵ ۷۴ ۵۰ ۷۷ ۶۴ ۸
۵۶ ۵۷ ۴۳ ۷۸ ۷۵ ۱۱
۵۷ ۷۴ ۷ ۷۹ ۷۴ ۹
۵۸ ۷۵ ۱۶ ۸۰ ۸۵ ۰
۵۹ ۷۰ ۷۹ ۸۱ ۷۸ ۵
۶۰ ۷۷ ۵ ۸۲ ۶۶ ۷۲
۶۱ ۸۰ ۵۰ ۸۳ ۴۶ ۱۲
۶۲ ۸۰ ۲
۶۳ ۶۹ ۳۵
۶۴ ۷۹ ۳

۲- جدول نمرات خام آزمودنی‎های دختر
رتبه عزت نفس بدرفتاری والدین رتبه عزت نفس بدرفتاری والدین
۱ ۵۴ ۲۸ ۲۲ ۷۶ ۵
۲ ۷۰ ۱۳ ۲۳ ۷۳ ۰
۳ ۷۰ ۱۲ ۲۴ ۹۱ ۰
۴ ۶۱ ۷ ۲۵ ۸۳ ۰
۵ ۵۴ ۵۱ ۲۶ ۹۰ ۰
۶ ۵۴ ۶۵ ۲۷ ۹۱ ۰
۷ ۵۴ ۴۲ ۲۸ ۶۵ ۱۵

۸ ۶۸ ۲۱ ۲۹ ۷۵ ۰
۹ ۷۴ ۱۲ ۳۰ ۸۰ ۰
۱۰ ۷۹ ۱۱ ۳۱ ۷۸ ۳
۱۱ ۷۲ ۱۴ ۳۲ ۷۵ ۱۰
۱۲ ۷۶ ۷ ۳۳ ۸۲ ۰
۱۳ ۷۸ ۷ ۳۴ ۶۳ ۲
۱۴ ۷۴ ۱۷ ۳۵ ۸۸ ۰
۱۵ ۷۶ ۹۱ ۳۶ ۷۷ ۲۳
۱۶ ۶۸ ۱۵ ۳۷ ۵۵ ۳۶
۱۷ ۵۰ ۳۸ ۳۸ ۵۶ ۵۰
۱۸ ۶۹ ۲۵ ۳۹ ۵۷ ۸۰
۱۹ ۶۸ ۱۰ ۴۰ ۹۱ ۰
۲۰ ۹۷ ۰ ۴۱ ۹۱ ۰
۲۱ ۹۰ ۰ ۴۲ ۵۶ ۸

رتبه عزت نفس بدرفتاری والدین رتبه عزت نفس بدرفتاری والدین
۴۳ ۶۸ ۶ ۶۵ ۷۲ ۳۱
۴۴ ۷۶ ۰ ۶۶ ۶۲ ۳
۴۵ ۷۱ ۳ ۶۷ ۷۸ ۱
۴۶ ۸۴ ۴ ۶۸ ۸۸ ۷
۴۷ ۷۸ ۱ ۶۹ ۷۰ ۱۹
۴۸ ۶۲ ۲ ۷۰ ۵ ۰

۴۹ ۶۳ ۰ ۷۱ ۵۶ ۸
۵۰ ۵۵ ۳۹ ۷۲ ۷۵ ۰
۵۱ ۹۰ ۶ ۷۳ ۸۱ ۰
۵۲ ۶۸ ۹ ۷۴ ۵۴ ۳۷
۵۳ ۶۰ ۰ ۷۵ ۶۵ ۳۴
۵۴ ۷۳ ۶ ۷۶ ۶۴ ۱۳
۵۵ ۹۰ ۱ ۷۷ ۵۵ ۲۳
۵۶ ۶۸ ۸
۵۷ ۷۲ ۱۴
۵۸ ۸۳ ۹
۵۹ ۸۹ ۵
۶۰ ۸۱ ۰
۶۱ ۹۱ ۶
۶۲ ۶۱ ۶
۶۳ ۷۷ ۲
۶۴ ۷۶ ۳

منابع و مآخذ فارسی
۱- اسلامی‎نسب، علی، روانشناسی اعتماد به نفس، انتشارات مهرداد، ۱۳۷۳٫
۲- مظاهری، علی‎اکبر، هشدارهای تربیتی، موسسه انتشارات هجرت، ۱۳۷۷،صفحه ۸۰-۷۹ و ۸۵-۸۳٫

۳- معماریان، بابایی، زنده‎طلب، ربابه، غلامرضا، بررسی تأثیر برنامه «مشارکت والدین در زمینه مهارتهای رفتاری بر عزت نفس نوجوانان»، ۱۳۷۷، فصل‎نامه علمی،‌ پژوهش دانشگاه شاهد، شماره ۲۵، سال هفتم، پاییز ۱۳۷۸، صفحه ۶۲-۵۷٫

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 10700 تومان در 96 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد