تحقیق در مورد تشیع و تحول تاریخى

word قابل ویرایش
18 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

تشیع و تحول تاریخى

مذهب شیعه در طول تاریخ حیات خود تحولات سیاسى و اجتماعى بسیارى را پشت‏سر گذاشته که در سرنوشت آن از نظر فعالیت‏هاى مذهبى و کلامى مؤثر بوده است.

۱- عصر خلفا
در اکثر این دوره شیعه از شرایط اجتماعى و سیاسى مطلوبى برخوردار نبود، ولى در دوران خلافت ظاهرى امام على علیه‏السلام شرایط مطلوبى به دست آورد، و توسط امیر المؤمنین علیه‏السلام معارف توحیدى تبیین گردید و دانشمندان بسیارى در زمینه‏هاى تفسیر، فقه و کلام از دریاى بیکران علوم وى سیراب گردیدند. البته تبیین معارف توحیدى و تربیت دانشمندان توسط امام على علیه‏السلام در دوره قبل از خلافت او نیز انجام مى‏گرفت، ولى در دوران خلافت آن حضرت رشد فزاینده‏اى یافت.

۲- عصر امویان
در اکثر این دوره شرایط سیاسى کاملا علیه شیعه بود و آنان متحمل آزارها و شکنجه‏هاى جسمى و روحى بسیارى از جانب حکام اموى گردیدند. ولى با این حال از رسالت دینى و کلامى خود غافل نبوده و در پرتو هدایت‏هاى آموزگاران معصوم کلام، در حد توان به رسالت‏خویش جامه عمل پوشاندند.

در بخش پایانى حکومت امویان و بخش آغازین حکومت عباسیان، یعنى بخشى از دوران امامت‏حضرت باقر و حضرت صادق علیهما السلام شرایط سیاسى نسبتا خوبى براى اهل بیت و شیعیان فراهم گردید، زیرا حکومت امویان رو به سقوط و انقراض بود و حاکمان اموى در اضطراب روحى و فکر به سر مى‏بردند. در نتیجه، فرصت و مجال اعمال فشار علیه علویان را نداشتند، و در آغاز حکومت عباسیان نیز به خاطر عدم استقرار و ثبات لازم، و نیز به دلیل اینکه آنان به انگیزه و ترفند دفاع از علویان بر امویان غلبه یافته بودند، اهل بیت و پیروان آنان از شرایط خوبى برخوردار بودند، و به همین جهت نهضت علمى و فرهنگى شیعه توسط امام باقر و امام صادق پایه‏گذارى و شکوفا گردید.

۳- از منصور تا هارون
در زمان منصور بار دیگر علویان تحت فشار سیاسى سختى قرار گرفتند، چنانکه سیوطى گفته است:

«منصور اولین خلیفه (عباسى) بود که میان علویان و عباسیان آتش فتنه را برانگیخت. در سال ۱۴۵ (پس از گذشت نه سال از حکومت منصور) محمد و ابراهیم، فرزندان عبد الله بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب، علیه منصور قیام کردند، ولى آن دو و گروه بسیارى از اهل بیت توسط وى به شهادت رسیدند» .

محمد اسقنطورى مى‏گوید: بر منصور وارد شدم و دیدم در فکر عمیقى فرو رفته است. گفتم چرا فکر مى‏کنید؟پاسخ داد: از اولاد فاطمه علیها السلام بیش از هزار نفر را کشته‏ام، ولى بزرگ آنان (حضرت صادق علیه‏السلام) را نکشته‏ام .

آزار و شکنجه‏هاى علویان توسط منصور در زندانهاى تاریک و نمناک و قرار دادن آنان در لاى دیوار مشهور است.

از کسانى که به دستور منصور به شهادت رسید، معلى بن خنیس از شیعیان و اصحاب مقرب و متصدى امور مالى امام صادق علیه‏السلام بود. منصور از داود بن عروه فرماندار مدینه خواست تا وى را به قتل برساند. داود( معلى) را احضار نمود و او را تهدید به قتل کرد و از وى خواست تا نام شیعیان را به او بگوید. معلى مقاومت نموده و گفت: به خدا سوگند اگر نام یکى از آنان در زیر پاى من باشد، پایم را بر نخواهم داشت. داود وى را به شهادت رساند و سرش را به دار آویخت.

او سرانجام امام صادق علیه‏السلام را مسموم کرد و به شهادت رسانید.

این وضعیت در عصر حکومت مهدى عباسى (۱۶۹- ۱۵۸) ، و هادى عباسى (پانزده ماه) و هارون الرشید (۱۹۳- ۱۷۰) نیز ادامه یافت و آنان در اعمال فشار و شکنجه، زندان، تبعید و قتل علویان راه منصور را ادامه دادند. محمد بن ابى عمیر و فضل بن شاذان به دستور او زندانى و شکنجه شدند. وى حکم دستگیرى هشام بن حکم را صادر کرد، ولى او مخفى گردید. و داستان جنایت‏حمید بن قحطبه به دستور هارون مشهور است.

۴- از امین تا واثق (۲۳۲- ۱۹۳)
پس از هارون، محمد امین به حکومت رسید و مدت چهار سال و چند ماه حکومت کرد. ابو الفرج در مقاتل الطالبیین مى‏نویسد: «روش امین درباره اولاد على بن ابى طالب برخلاف گذشتگان بود. علت آن این بود که او به فکر خوشگذرانى و تهیه وسائل آن بود و پس از آن در بحران جنگ خود با مامون قرار گرفت، تا اینکه کشته شد» .

مامون برادر خود را کشت و قدرت سیاسى را به دست آورد و حدود بیست‏سال (۲۱۸- ۱۹۸) حکومت کرد.

در زمان مامون تشیع در اکثر شهرهاى اسلامى نفوذ کرد و اثر آن در در بار مامون نیز ظاهر گردید، چنانکه فضل بن سهل ذو الریاستین، وزیر مامون و طاهر بن الحسن خزاعى فرمانده ارتش وى شیعه بودند.

مامون وقتى کثرت شیعه را دید و دانست که حضرت رضا علیه‏السلام مورد توجه و محبت مردم است و مردم از پدر او (هارون) ناراضى هستند و نسبت‏به حکومت‏هاى قبلى بنى عباس اظهار دشمنى مى‏کنند، ظاهرا روش تفاهم و دوستى با علویان را برگزید و بدین طریق افکار عمومى را متوجه خود ساخت، لذا از در نفاق و ریا اظهار تشیع نموده، از خلافت، حقانیت، و برترى على علیه‏السلام بر ابو بکر و عمر دفاع مى‏کرد، و حتى مساله واگذارى خلافت و سپس ولایتعهدى را مطرح نمود، ولى در حقیقت او هدفى جز حفظ قدرت و تثبیت موقعیت‏خود نداشت، و سرانجام نیز امام رضا علیه‏السلام را به وسیله زهر مسموم ساخت. ولى در هر حال همین ملایمت و نرمش ظاهرى، موجب فراهم شدن زمینه نسبتا مناسبى براى ترویج و نشر عقاید شیعه گردید.

عامل مؤثر دیگرى نیز در این باره وجود داشت، و آن گسترش و افزایش ترجمه کتب فلسفى و علمى بسیار از زبان یونانى و سریانى و غیر آنها به زبان عربى بود که به گرایش مسلمانان به علوم عقلى و استدلالى سرعت‏بخشید، به ویژه آنکه مامون نیز معتزلى مذهب بود و به خاطر علاقه‏مندى به بحث‏هاى استدلالى، مباحث کلامى در زمینه ادیان و مذاهب را آزاد گذاشته بود، و دانشمندان و متکلمان شیعه از فرصت استفاده کرده و به تبلیغ مذهب اهل بیت علیهم السلام همت گماردند.

در عصر معتصم (متوفاى ۲۲۷) و واثق (متوفاى ۲۳۲) نیز تقریبا شرایط سیاسى در مورد اهل بیت همانند زمان مامون بود، به ویژه آنکه آن دو نیز به کلام معتزله گرایش داشته و با بحث‏هاى استدلالى و کلامى موافق بودند. پرسشهاى کلامى و دینى بسیارى که از امام جواد علیه‏السلام شده است نیز گواه بر این است که ارتباط مردم با آن حضرت در عصر معتصم نبود، هر چند معتصم در باطن امر نسبت‏به امام علیه‏السلام عداوت مى‏ورزید و سرانجام نیز دستور قتل وى را صادر نمود. پس از شهادت امام علیه‏السلام، جمعیت انبوهى براى تشییع جنازه آن حضرت اجتماع نمودند. على رغم اینکه معتصم تصمیم داشت آنان را از شرکت در مراسم تشییع منع کند، ولى آنان به تصمیم وى اعتناء نکرده و شمشیر بر دوش بر گرد خانه امام اجتماع نمودند. این مطلب نیز گواه بر قدرت و کثرت شیعه در آن زمان است.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 18 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد