دانلود فایل پاورپوینت حکایت عاشقی با خدا

PowerPoint قابل ویرایش
30 صفحه
8900 تومان

لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود فایل پاورپوینت حکایت عاشقی با خدا توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود فایل پاورپوینت حکایت عاشقی با خدا قرار داده شده است

2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید

4-در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد

5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

— پاورپوینت شامل تصاویر میباشد —-

اسلاید ۱ :

 
 
در یکی روز عجیب، مثل هر روزِ دگر، خسته و کوفته از کار، شدم منزل خویش.
منزلم بی غوغا، همسر و فرزندان، چند روزی است مسافر هستند، توی یک شهر غریب.
فرصتی عالی بود، بهرِ یک شکوۀ تاریخی پر درد از او . . . . . . . 

اسلاید ۲ :

 
 
پس به فریاد بلند، حرف خود گفتم من:
با شما هستم من!
خالق هستیِ این عالم و آن بالاها . . . .!
من چرا آمده ام روی زمین؟ 

اسلاید ۳ :

 
 
شده ام بازیچه؟       که شما حوصله تان سر نرود؟   
     بتوانید خدایی بکنید؟    و شما ساخته اید این عالم،   
 با همه وسعت و ابعاد خودش،    تا به ما بنمائید،
                       
 قدرت و هبیت و نیروی عظیم خودتان؟؟؟

اسلاید ۴ :

 
 
هیبتا،     ما همگی ترسیدیم!          به خداوندیتان،   
     تنمان می لرزد . . .!
 
چون شنیدیم ز هر گوشه کنار، که شما دوزخِ سختی دارید،…………
آتشی سوزنده و عذابی ابدی!
 

اسلاید ۵ :

 
 
و شنیدیم اگر ما شب و روز،     زِ گناهان و زِ سرپیچی خود توبه کنیم،       چشممان خون بارد  و بساییم به خاکِ درتان پیشانی، 
      و به ما رحم کنید،    و شفاعت باشد و صد البته کمی هم اقبال،   
      حور و پردیس و پری هم دارید……………………..
تازه غلمان هم هست،     چون تنوع طلبی آزاد است!

اسلاید ۶ :

 
 
من خودم می دانم که شما از سر عدل، بخت و اقبال مرا قرعه زدید،   
همه چیز از بخت است!         شده ام من آدم،
 اشرف مخلوقات، ( راستی حیوانات، هرچه کردند ندارد کیفر؟) 

اسلاید ۷ :

 
 
سرنوشتم این بود. جنگ و تحریم و از این دست نِعَم . .  . . !     هرچه شد قرعۀ من این آمد!  
راستی باز سؤالی دارم،          بنده را عفو کنید.                          توی آن قرعه کشی،           ناظری حاضر بود؟

اسلاید ۸ :

 
 
من جسارت کردم، آب هم کز سر من بگذشته، پاسخی نیست       ولی می گویم: من شنیدم که کسی این می گفت:
چشمِ تنها ز خودش بی خبر است.     
                        چشم را آینه ای می باید، تا خودش دریابد،
 تا بفهمد که چه رنگی دارد، تا تواند ز ِخودش لذّت کافی ببرد.

اسلاید ۹ :

 
عجبا فهمیدم، شده ام آینه ای بهر تماشای شما!
به شما بر نخورد . . . . . .!   از تماشای قد و قامتتان سیر نگشتید هنوز؟
ظلم و جور ستمِ آینه را می بینید؟                     
شاید این آینه، معیوب و کج است، خط خطی گشته و پُر گرد و غبار!
یا که شاید سر و ته آینه را می نگرید!   
       ور نه در ساحتتان، این همه زشتی و نا زیبایی؟

اسلاید ۱۰ :

 
کمی از عشق بگوییم با هم.
عرفا می گویند، که تو چون عاشق من بوده ای از روز ازل، خلق نمودی بنده!
  عجبا!    عشق ما یک طرفه ست؟
به چه کس گویم من؟    
 می شود دست زِ من برداری؟           بی خیالم بشوی؟
مطالب فوق فقط متون اسلاید های ابتدایی پاورپوینت بوده اند . جهت دریافت کل ان ، لطفا خریداری نمایید .
PowerPointقابل ویرایش - قیمت 8900 تومان در 30 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد