دانلود مقاله انقلاب

word قابل ویرایش
19 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

مقدمه :
انقلاب ایران همگان را شگفت زده کرد . کشوری که فرض می شد با ثبات ترین رژیم در منطقه باشد صحنه ی جنبش توده ای علیه رژیم شاه شد . همچنین پیامدهای انقلاب نیز اعجاب برانگیز بوده است . چه حکومت دین سالار جانشین حکومت پادشاهی شد و نیروهای سکولار برکنار شدند .

تصرف قدرت دولت توسط روحانیون منتج به درگیری آنها از یک سو و متحدان سکولار و مخالفانش از سوی دیگر شد . ولی ، گروههای سکولار موفق نشدند جهت دفاع از اقتدارشان در کشور حمایت مردمی را کسب کنند عوامل متعددی چون رژیمی فاسد ، دیکتاتور ، بیگانگی مردم با رژیم ، سوء تدبیر اقتصادی در سالهای میانی دهه ی ۱۳۵۰ بعد از یک دوره توسعه ی اقتصادی وضعیت را برای انقلاب مهیا ساخت .

انهدام همه سازمانهای سیاسی توسط رژیم ، به مقام های روحانی که تماس های گسترده ای با مردم در سراسر کشور داشتند اجازه داد تا رهبری مبارزه علیه نظام سلطنتی را به دست بگیرند . آموزه های تشییع انقلابی ، همراه با شعائری که از شهادت و فداکاری تجلیل می کرد ، به طور مؤثری در بسیج توده ها علیه رژیم مورد استفاده واقع شد . همچنین اعتصاب درازمدت شش ماهه ی کارگران و کارمندان دولت نقشی قاطع در فلج کردن حکومت ایفا کرد . در پایان سال ۱۹۷۸ سقوط حکومت پادشاهی تنها به نخی بند بود . چنان که بهمن ۱۳۵۷ ، بشارت دهنده سرنگونی حکومت سلطنتی و پیدایی جمهوری اسلامی ایران بود . موضوع اثر حاضر این است که دسته ای از تحولاتی را که منجر به سرنگونی حکومت پادشاهی و پیدایش حکومت دین سالار در ایران شد تجزیه و تحلیل کند .

انقلاب :
انقلاب ایران یکی از فراگیرترین جنبشهای توده ای تاریخ بشریت است . ریچارد فالک از آن به عنوان « یکی از بزرگترین پدیده های تاریخ مدرن » نام برده است . در این بخش به بررسی عواملی که موجبات انقلاب ایران را فراهم آورد می پردازیم.

به طور کلی چهار نظریه درباره ی انقلاب ایران وجود دارد . سلطنت طلبان و موافقانشان انقلاب را به عنوان توطئه قدرتهای خارجی و آیت الله خمینی و واکنش جامعه ی سنتی به کوشش های مدرنیزاسیون شاه مورد سرزنش قرار می دهند . هواداران نظریه توطئه ادعا می کنند که سقوط حکومت سلطنتی توطئه ای انگلیسی بود و سرنگونی شاه به خاطر سیاست مستقل وی و « ملی کردن » صنعت نفت بود . آنها طرفداران رویکرد ساختاری – کارکردی به انقلاب و نیز سلطنت طلبان مدعی اند که مدرنیزاسیون سریع منجر به تجزیه جامعه و گسیختگی فرهنگ ایرانی شد . بنابراین نظریه ، نتیجه این رخدادها تغییر ناگهانی و انقراض حکومت پادشاهی بود .

برخی نیز معتقدند که انقلاب نتیجه مستقیم سرشت ضد اسلامی رژیم شاه بود . این نظریه مدعی است که انقلاب اسلامی هم مقدر و هم اجتناب ناپذیر بود . طرفداران این رویکرد انقلاب ایران را به مثابه ی جهاد مردم مسلمان علیه طاغوت در نظر می گیرند . و معتقدند که انقلاب یک معجزه بود و مردم فقط اراده الهی را به اجرا درآوردند .
نظریه سومی که بین نیروهای لیبرال رایج است ، بر دیکتاتوری شاه به عنوان علت اصلی انقلاب ایران تأکید می ورزد جبهه ملی سکولار نهضت آزادی ایران و مجتهدان لیبر

ال مشروطه خواه مانند آیت الله شریعتمداری ، آیت الله قمی و آیت الله خویی در میان هواداران این نظریه هستند .
نیروهای چپ گرای ایران عموماً بر نقش اقتصاد تضاد طبقاتی به عنوان عوامل اصلی انقلاب ایران تکیه می کنند . آنها استدلال می کنند که کاهش رشد اقتصادی میانه دهه ی ۱۳۵۰ موجب بیکاری شمار بسیاری از طبقه ی کارگر و قیام آنها علیه رژیم شد . آنها همچنین استدلال می کنند که انقلاب نتیجه ی رکود اقتصادی بین المللی و ناتوانی سرمایه داری وابسته ی ایران بود .

بعضی از این نظریه های یاد شده تا حدودی مقبولیت و اعتبار دارند ، اما نمی توانند به درستی پیچیدگی های انقلاب ایران را تبیین کنند . لازم به یادآوری است که نظریه های اول و دوم به هیچ وجه ریشه در واقعیت ندارند . تا آنجا که به توطئه ی کشور های خارجی مربوط می شود ، هم برتانیا و هم ایالات متحده ، پشت سر شاه ایستادند و تا لحظه ی آخر از او حمایت کردند . آن طور که آنتونی پارسونز سفید برتانیا در ایران گزارش می دهد ، او و ویلیام سولیوان سفید ایالات متحده در ایران در تماس روزانه با شاه بودند و در اداره بحران او را یاری می کردند . اسنادی که دانشجویان پیرو خط امام از تسخیر سفارت ایالات متحده در ایران به دست آوردند نشان می دهد که مقامات امریکایی در ایران سعی داشتند تا مخالفان را متقاعد سازند که با شاه کنار آیند .

از طرف دیگر ، ویرانی همه سازمانهای سیاسی و یک دوره ی طولانی سرکوب از رشد سازمانهای سیاسی جلوگیری کرده بود . نتیجه این وضعیت ظهور نهادهای مذهبی به عنوان یگانه منبع علنی مخالفت با شاه بود . با این همه در سراسر سال ۱۳۵۶ طبقه ی متوسط حقوق بگیر و روشنفکران تظاهرات ضد شاه را سازماندهی می کردند. تنها در اواخر سال ۱۳۵۶ بود که گروههای مذهبی شروع به بسیج نیروهایشان علیه رژیم کردند . لیبرالها با تأکید زیاد بر نقش کشمکش برای آزادی عنایت چندانی به عامل اقتصادی ندارند . از طرف دیگر نیروهای چپ گرا ، عوامل سیاسی و فرهنگی و نیز نقش نیروهای خارجی مانند فشار بین المللی بر شاه برای ایجاد فضای باز سیاسی را ناچیز می شمرند . در نتیجه هر دو دسته از مشاهده همه عوامل که همراه با هم منجر به انقراض حکومت پادشاهی شد ناتوان اند .

انقلاب ایران بسیار پیچیده تر از این دیدگاه هاست . علل انقلاب را باید در یک سری عوامل پیچیده اجتماعی – اقتصادی مانند تضاد طبقاتی ، کاربرد مستبدانه ی قدرت توسط شاه ، سوء مدیریت اقتصادی ، نابودی کشاورزی ، مهاجرت جمعیت بومی روستایی به شهرها و افول سریع اقتصادی بعد از یک دوره رفاه روزافزون جستجو کرد .
در کنار عوامل داخلی ، فشار بین المللی بر شاه از نیمه دهه ۱۳۵۰ برای لیبرالیز کردن سیاستهایش شرایط مساعدی برای مخالفین او آماده کرد . تا بدون هراس از مجازات های سنگین به مبارزه با شاه بپردازند . با شروع سیاست های لیبرالی شاه در اوایل ۱۳۵۶ مخالفین شجاعت آن را پیدا کردند تا حضور خود را علنی کنند وفعالیتهای خود را علیه رژیم سازماندهی کنند . ترکیبی از این عوامل به انقراض حکومت پادشاهی منجر شد .

 

بررسی تأثیر عوامل داخلی بر انقلاب ایران
سازمان های سیاسی زیرزمینی :
قیام خرداد ۱۳۴۲ نقطه ی عطفی برای سازمان های سیاسی بود . سرکوب جنبش خردادماه به بسیاری از هواداران جوان حزب توده و جبهه ی ملی به این نتیجه رساند که هیچ یک از این دو سازمان نمی تواند توده ها را علیه رژیم بسیج نماید .
پس از قتل عام خرداد ۱۳۴۲ ، جبهه ی ملی همه فعالیتهایش را متوقف کرد و تا سال ۱۳۵۶ خاموش باقی ماند . حزب توده تقریباً عملیاتش را از نیمه ی دهه ی ۱۳۳۰ متوقف کرده بود و به مخالفت ملایمی در خارج تنزل یافته بود . پیروزی جنبش های مسلحانه در الجزایر و کوبا و همچنین تجربه ی جنگ چریکی در ویتنام و امریکای مرکزی تأثیری اساسی بر بسیاری از فعالان سیاسی جهان داشت . در آن سالها چندین سازمان چریکی با هدف به زیر کشیدن رژیم از طریق یک جنبش مسلحانه دراز مدت ایجاد شد . در بین تمام این گروه ها تنها سازمان چریک های فدایی خلق ایران و سازمان مجاهدین خلق توانستند در بین مردم شهرت کسب کنند .

سازمان فدایی توسط اعضای سابق سازمان جوانان حزب توده و حامیان چپ گرای جبهه ی ملی تأسیس شد . این سازمان در سال ۱۳۴۹ از ترکیب گروهی که توسط بیژن جزنی و حسن ضیاظریفی ( هر دو اعضای سابق سازمان جوانان حزب توده بودند ) تأسیس شده بود . با گروه امیر پرویز پویان و مسعود احمدزاده ( گروه اخیر یک پیش زمینه مذهبی داشت و سابقاً با جبهه ی ملی مربوط بود ) پدیدار گشت . احمدزاده و پویان با نگرش اصلاح طلبانه حزب توده و جبهه ی ملی مخالف بودند و استدلال می کردند که فقط از طریق نبرد مسلحانه می توان دوست پهلوی را سرنگون ساخت .

سازمان فدایی مارکسیست بود . اما اتحاد شوروی را به خاطر برقراری روابط نزدیک با شاه مورد سرزنش قرار می داد . با این همه این سازمان مائوئیست نبود وانگ سوسیال امپر یاسیت به شوروی نمی زد . سازمان فدایی سخت تحت تأثیر فرانسوی مدافع جنبش مسلحانه بود که فکر می کرد که سازمان چریکی هسته ی حزب انقلابی است و در جریان مبارزه مسلحانه حزب ایجاد خواهد شد . تا انقلاب را هدایت کند . جزنی نیز استدلال می کرد که جنبش مسلحانه ابزار اصلی سازماندهی توده ها علیه رژیم است . بر عکس احمدزاده و پویان جزنی استدلال می کرد که نقش چریک ها آماده سازی شرایط برای برپایی و چیرگی طبقه کارگر است .

سازمان چریک های فدایی فعالیتهایش را در ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ با حمله به یک پاسگاه ژاندارمری در سیاه کل روستایی نزدیک دریای مازندران آغاز کرد . این حادثه مورد استقبال بسیاری از جوانان به ویژه دانش آموزان و دانشجویان جوان قرار گرفت . بسیاری سیاه کل را با مونکادا جایی که انقلاب کوبا در آنجا شروع شد مقایسه کردند و انتظار داشتند مردم به جنبش بپیوندند تا رژیم سرنگون گردد . لکن رژیم نیروهایش را در منطقه دریای مازندران بسیج کرد و بسیاری از چریک ها را دستگیر و اعدام کرد .

علی رغم کشتار بیشتر اعضای اصلی سازمان فداییان شهرت و هواداران بسیاری پیدا کردند . از جمله آنها فداییان توانستند چندین حمله ی موفق شامل بمب گذاری در مرکز پلیس تهران ، تبریز ، رشت و آبادان به نیروهای امنیتی رژیم ترتیب دهند . آنها همچنین دادستان نظامی تهران ، چندین عامل ساواک و یک کارخانه دار را ترور کردند و به هشت بانک دستبرد زدند .

سازمان مجاهدین خلق نیز معتقد به جنبش مسلحانه در ایران بود . این سازمان در سال ۱۳۴۴ توسط سعید محسن محمد حنیف نژاد و علی اصغر بدیع زادگان تأسیس شد . این افراد از اعضای سابق نهضت آزادی ایران بودند . اما از این گروه کناره گرفتند زیرا معتقد بودند که نهضت آزادی برای رهبری انقلاب اجتماعی در ایران به قدر کافی رادیکال نیست . مجاهدین معتقد بودند که اسلام راستین و مارکسیسم با هم سازگاری هایی دارند . آنها نتیجه گرفتند که اسلام راستین طرفدار سوسیالیستی کردن ابزار تولید ، محو استثمار ، برابری مردان و زنان و خلق جامعه ای بی طبقه است . تفسیر مجاهدین از یک جامعه بی طبقه مبتنی بر محو طبقات به علاوه اعتقاد به خدا بود . شعار پیش به سوی جامعه بی طبقه ی توحیدی آنها ناشی از این تلقی بود .

مجاهدین مانند فدائیان ، جاذبه ی زیادی در میان دانشجویان دانشگاه داشتند لکن مجاهدین به علت تمرکز بر روی عدالت اجتماعی و انقلاب در یک بستر اسلامی فرصت رشد بهتری داشتند . در نتیجه حامیان آنها به حلقه های روشنفکری منحصر نبودند . بعضی از بازاریان و چندین مجتهد مانند آیت الله محمود طالقانی ، آیت الله حسین علی منتظری ، آیت الله مرتضی مطهری گاه گاه از آنها هواداری می کردند . فعالیتهای مجاهدین علیه رژیم شامل ترور یک ژنرال شهربانی و سه مستشار نظامی آمریکایی و حمله به چندین بانک بود .

علی رغم قهرمانی ها ، فداکاریها و از خود گذشتگی های اعضای این دو سازمان ، آنها موفق به بسیج توده ها علیه رژیم نشدند . ناتوانی آنها ناشی از عواملی چند بود . اول ، سرکوب شدید توسط رژیم ، تا ۱۳۵۵ بیش از ۹۰ درصد بنیانگذاران و اعضای اصلی هر دو سازمان کشته یا زندانی شدند . دوم ، آنها به جای کار کردن در میان توده ها و آماده ساختن آنها برای یک خیزش مردمی ؛ ذهنشان را به فعالیتهای چریکی مشغول می ساختند . سوم ، انشعابات در هر دو سازمان نیز تا حد زیادی آنها را ضعیف ساخت . به هر روی این دو سازمان سیاسی به اندازه ای ضعیف شدند که تا اواخر ۱۳۵۵ از عملیات باز ایستادند . در نتیجه هنگامی که انقلاب شروع شد آنها در موقعیتی نبودند که توده ها را علیه رژیم بسیج کنند .
بازاریان :
بازاریان قربانی صنعتی شدن و رشد روابط تولید سرمایه داری بودند . افزایش نقش بانکها و پیدایش سوپر مارکت های مدرن به بازاریان آسیب های جدی وارد ساخت . علی رغم این ، بازاریان نقشی برجسته در فعالیتهای اقتصادی ایران ایفا می کردند . گراهام یادآور می شد که « علی رغم نوسازی اقتصادی ، بازار هنوز بیش از دو سوم تجارت عمد فروشی داخلی و بالغ بر ۳۰ درصد از همه واردات را کنترل می کند .»

نباید از یاد برد که شاه احساس می کرد که بازاریان به واسطه استقلال از دولت و قدرت اقتصادی شان و نیز ارتباط نزدیکشان با روحانیون ، تهدیدی جدی علیه وی به شمار می روند . علاوه بر آن ، او بازار را حقیر می شمرد و آن را به عنوان علامتی از عقب ماندگی جامعه ایران تلقی می کرد و طرحهایی برای جایگزینی آن با سوپر مارکت ها داشت .

یادآوری این نکته نیز مفید است که بازار به خاطر بافت سنتی خود هنجارها ، ارزشها و مناسبات اجتماعی خاص خود را داشت . بازار از لحاظ ایدئولوژیکی به روحانیون وابسته بود . از سوی دیگر ، روحانیون از لحاظ اقتصادی تا حد زیادی متکی به بازار بودند . استقلال روحانیون و بازاریان از دولت و دیدگاه سنتی آنها اتحادی پایدار بین آنها ایجاد می کرد . ایجاد حزب رستاخیز که تضعیف موقعیت بازاریان و روحانیون را هدف قرار داده بود اتحاد بین این دو گروه را محکم تر ساخت . به عنوان نتیجه ای از فشار دائمی دولت بر روی بازاریان ، آنها شروع به نبرد علیه رژیم کردند .

طبقه متوسط حقوق بگیر :
طبقه متوسط جدید مرکب از یک میلیون نفر از کارمندان دولت ، آموزگاران ، پزشکان ، مهندسان ، حقوق دانان ، اساتید دانشگاه ها از سیاست های اقتصادی – اجتماعی رژیم آسیب فراوان دیدند . گر چه قشر این طبقه از ترقی ناگهانی بهای نفت بهره مند شدند ، اما آنها هم مخالف افزایش دخالت دولت در زندگیشان بودند . بقیه طبقه متوسط حقوق بگیر هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ سیاسی از وضعیت نابهنجار عصر پهلوی رنج می بردند . چنانکه بالا رفتن نرخ تورم افزایش هزینه و مسکن ناکافی کینه ی آنها را نسبت به رژیم شدیدتر می ساخت .

در ۱۳۵۵ خانواده های طبقه متوسط ۵۰ درصد از درآمد سالانه شان را برای اجاره مسکن می پرداختند . آمارها و اطلاعات منابع دولتی نشان می دهد که فقط در دوره ۱۳۵۵- ۱۳۵۴ متوسط شاخص قیمت مصرف کننده ۶/۱۶ درصد افزایش داشته . بنابراین باید گفت که افزایش هزینه زندگی متعاقب بحران اقتصادی نیمه ی دهه ی ۱۳۵۰ ، این طبقه را بیشتر از پیش از دولت ناامید ساخت

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 19 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد