whatsapp call admin

دانلود مقاله خواب در قرآن و روایات اسلامی

word قابل ویرایش
42 صفحه
9700 تومان
97,000 ریال – خرید و دانلود

خواب در قرآن و روایات اسلامی

بخش اول
خواب در قرآن و روایات اسلامی
مردم از قدیم الایام که نمی توان تارخش را مشخص کرد نسبت به رؤیا و خواب عنایت خاصی داشته اند و در هر قوم در هر منطقه و با هر ملیتی قوانین و موازین مختلفی برای خواب و تعبیر خواب بوده است. که با آنها خوابها را تعبیر می کرده اند و در مورد خیر و شرّ خواب ها به بحث می نشسته اند و با انجام مراسم خاص سعی در جلوگیری از وقوع و عملی شدن خوابهای بد و شیطانی داشته اند.

امروزه نیز علی رغم پیدایش مکاتب فلسفی که متافیزیک و روح را کاملاً‌ انکار می کنند دانشمندان و فلاسفه نمی توانند براحتی از این مسئله عبور کنند و بی تفاوت بمانند و همیشه دغدغه خاطر همه بوده است.
در متون مذهبی باقیمانده از مذاهب بسیار قدیمی به روح و ماوراء طبیعت بسیار توجه شده است و عالم متافیزیک بزرگتر و مهمتر از طبیعت ظاهری نشان داده شده است. از جمله در کتاب مقدس قرآن که کاملترین کتاب مذهبی است و در سوره های مختلف آن بصورت های گوناگون در مورد این امر مهم صحبت شده است و اعتنایی خاص شده است. چنانکه رؤیای حضرت ابراهیم (ع) را در مورد فرزندش آورده و می فرماید:

«بعد از آنکه با او به منی رسید (با حضرت اسماعیل) گفت ای پسر من در خواب دیدم که تو را زبح می کنم ببین تا نظرت در این باره چیست؟
گفت ای پدر بجای آر آنچه را که بدان مأمور شده ای … تا آنجا که … ما ندایش کردیم ای ابراهیم رؤیای خود را تصدیق کردی» «صافات ۱۰۵»
و در داستان زیبای یوسف صدیق رؤیای یوسف را نقل کرده اند که می فرماید:

«زمانیکه یوسف به پدرش گفت ای پدر در خواب دیدم یازده ستاره و شمس و قمر را که برایم سجده می کنند» «یوسف ۴»
و همچنین رؤیای دو رفیق زندانی یوسف علیه السلام را چنین حکایت می کند:
«یکی از آندو گفت در خواب می بینم که شراب می گیرم و دیگری گفت می در خواب می بینم که بالای سرم طبقی نان حمل می کنم و مرغان از آن می خورند ما را به تفسیر خبر ده که ما تو را در نیکوکاران می یابیم»

و بعد در ادامه داستان یوسف خواب پادشاه مصر را حکایت می نمایند:
«پادشاه گفت: من در خواب هفت گاو فربه را که هفت گاو لاغر آنها را می خورند و هفت سنبله سبز و سنبله های خشک دیگر. هان ای کرسی نشینان نظر دهید مرا در رؤیایم» «یوسف ۴۳»

و در سوره طه خواب مادر حضرت موسی را حکایت نموده می فرماید:
«و چون وحی کردیم به مادر تو آنچه وحی شدنی است که او را بگذارد در صندوق و بینداز بدریا» «طه ۳۹۰»
در روایات مختلف اشاره شده که این وحی بصورت رؤیا بوده است. و خوابهائی نیز از رسول خدا نقل کرده و می فرماید: «زمانیکه خداوند ایشان را در عالم رؤیا بتو اندک نشان داد، که اگر ایشان بسیار جلوه می کرد هرآینه سست می شدید و در اینکه به جنگشان اقدام بکنید یا نه نزاع می کردید» «انفال ۴۳»
و نیز فرموده: «هرآینه خداوند در عالم رؤیا به رسول خدا بحق راست گفت که بزودی به مسجدالحرام وارد می شوید ان شاءالله در حالیکه ایمن باشید و سرهایتان تراشیده باشید و تقصیر کرده باشید و ترسی بر شما نباشد» «فتح ۲۷»‌

و نیز می فرماید: «ما خوابی که بتو نشان دادیم قرارش ندادیم مگر فتنه و امتحان مردم» »اسواء ۶۰»
عده زیادی از ائمه نیز به خواب توجه زیادی کرده اند از جمله اینکه بسیاری از ائمه این آیه را از سوره یونس که می فرماید:
«لَهُم بشری فی حیات الدنیا و فی الاخره لا تبدیل بکلمات الله ذلک هو الفوز العظیم»
منظور از بشارت در این آیه را بعضی به بشارت فرشتگان در آستانه مرگ به انسان و بعضی آنرا خواب تعریف می کنند.
پیامبر در مورد خواب می فرماید:

«الرؤیاء ثلاثه بشری من الله و لحزین بن الشیطان و الذی بحدت به الانسان نفسه خیره فی منامه»
خواب و رؤیا سه گونه اند گاه بشارت از ناحیه خداوند. گاوه وسیله غم و اندوه از سوی شیطان و گاه مسائلی است که انسان در فکر خود می پروراند و آن را در خواب می بیند.
و باز از ابوذر نقل شده است که فرموده:
«الرؤیا الصالحه جزء فی سته و اربعین جزء النبوه»
خواب صالحه جزئی از چهل و شش جزء پیغمبری است.

و نیز در خبر است در آخرین روزهای زندگی پیغمبر وقتی عده ای بحضور رسیدند و سؤال کردند ای پیامبر اگر اجل شما فرا رسد و رحلت کنید. کارهای دین را چگونه بدانیم و چگونه اخبار را بفهمیم که پیامبر فرمودند: ای یاران بعد از وفات من وحی منقطع شود ولی مبشرات قطع نگردد. پرسیدند: یا رسول الله مبشرات چیست. پیامبر فرمودند:
«الرؤیا الصالحه التی یراها المرء الصالح اویراهاکه»

یعنی دیدن خوابهای صالحی که مردان صالح ببینند یا کسان دیگر و از حضرت علی (ع) نقل شده است چون مؤمنی خواب ببیند واجب است دانستن تعبیر آن تا از بهره نیکوی آن مطلع گردد و از خواب بد باید حذر کرد و به دعا و عبادت و صدقه دادن تا تعبیر نپذیرد و به انجام نرسد.
با اشاراتی که شد لزوم بررسی این موضوع دو چندان می شود پس به بررسی نظرات مختلف درباره حقیقت خواب و رؤیا می پردازیم و تفسیرها و نظرات مختلف را بطور جداگانه مطرح و مقایسه می کنیم.

 تفاسیر خواب:
 تفسیر مادی
 تفسیر روحی

مادیها می گویند خواب دیدن چند علت می تواند داشته باشد:
الف) نتیجه‌ مستقیم کار روزانه

ب) سلسله آرزوهای برآورده نشده که در خواب می بینیم. مثال: تشنه – خواب آب می بیند.
ج) ممکن است از ترس باشد – مثلاً شخص ترسو همیشه خواب دزد و قاتل می بیند.
فروید و پیروانش یکنوع تفسیر مادی دیگری نیز دارند آنها معتقدند «خواب و رؤیا عبارتست از ارضای تمایلات واپس زده و سرکوفته ای که همیشه با تغییر و تبدیلهایی برای فریب (من) به عرصه خودآگاهی روی می آورند»

آنان روان آدمی را به دو بخش تقسیم می کنند. بخش آگاه یعنی آنچه به تفکر روزانه و معلومات ارادی و اختیاری انسان ارتباط دارد.
و بخش ناخودآگاه یعنی بخشی که در ضمیر باطن به صورت یک میل ارضاء نشده پنهان گردیده است. یعنی ما امیال بسیاری داریم و به عللی نتوانسته ایم آنها را ارضاء کنیم و در ضمیر باطن ما جای دارند و به هنگام خواب که هستیم خودآگاه از کار می افتد و برای یک نوع اشباء تخیلی به مرحله خودآگاه روی می آورند و گاهی بدون تغییر منعکس می شوند مثلاً عاشق خواب محبوب از دست رفته اش را می بیند و گاهی این تصاویر تغییر شکل می دهند.

 بنابراین رؤیا همیشه مربوط به گذشته است و هرگز از آینده خبر نمی دهد و تنها می تواند وسیله خوبی برای خواندن ضمیر ناخودآگاه باشد و به همین جهت برای درمان بیماریهای روانی که متکی به کشف ضمیر ناخودآگاهی است از خوابها کمک می گیرند.
بعضی دیگر از دانشمندان میان خواب و نیازهای غذایی بدن رابطه قائلند مثلاً کسی که خواب ببیند موهای سرش سفید شده ویتامین «ب» B کم دارد اما فلاسفه روحی تفسیر دیگری برای خواب دارند.

فلاسفه روحی خواب را به چند دسته تقسیم می کنند:
۱- خوابهای مربوط به گذشته زندگی و امیال و آرزوها که بخش مهمی از خواب های انسان را تشکیل می دهد.
۲- خوابهای پریشان که معلول فعالیت و توهم و خیال است.
۳- خوابهائی که مربوط به آینده است و از آن گواهی می دهد.

بسیاری از دانشمندان رؤیا را یک واقعیت خارجی نمی دانند و برایش ارزش علمی قائل نیستند که درباره حقیقتش و ارتباطش با حوادث خارجی بحث کنند و همه خوابها را به دو دسته اول نسبت می دهند. ولی روحیون علیه دسته اول بپاره ای از رؤیاهای صحیح استدلال کرده اند که از حوادث آینده و یا امور مخفی بطور شگفت انگیزی خبر داده اند. بطوریکه ممکن است حمل بر اتفاق و وصوف تصادف نمایند و اینگونه خوابها آنقدر زیاد و بطرق معتبره نقل شده که دیگر نمی توان درباره آنها تردید کرد.
هیچ کس از ما نیست که در زندگی خود خوابهائی ندیده باشد که بپاره ای از امور مخفی و یا مشکلات علمی و یا حوادث آینده از خیر و شر دلالت نکرده باشد از هر کسی بپرسی یا خودش و یا از دیگران چنین چیزهائی را شنیده است.

البته این هم قابل انکار نیست که رؤیا امری است از این که قوه خیال در آن مؤثر است و این قوه از قوای فعاله ایست که دائماً مشغول کار است و خیلی وقتها اتفاق می افتد که کار خود را در جهت خبرهائیکه از حس های پنجگانه و امثال آن وارد می شود ادامه دهد و آنها را تحلیل می کند. مانند تفصیلی که در صورت انسان تام الخلقه است گرفته به یک یک اعضاء از قبیل دست و پا و غیر آن تحلیل می کند و یا اعضاء جدا جدا از اشخاص مختلف را گرفته و ترکیب می کند. حال بسیار اتفاق می افتد که آنچه ترکیب کرده با خارج مطابقت می کند و

بسیاری مواقع هم مطابقت نمی کند. مانند اینکه انسانی بی سر و دست خلق می کند و سخن کوتاه اینکه اسباب و عوامل خارجیی که در محیط بدن آدمی است از قبیل حرارت و برودت و امثال آن و گاهی نیز اوضاع داخلی از جمله گرمی و سردی، مرض و بیماری و ناملایمات عصبی و خستگی در قوه مغزی تأثیر می گذارد و ما می بینیم که در شخصی مثلاً حرارت اثر کرده و در خواب آتش می بیند و در برف و سرما نیز ممکن است خواب حرارت و بخاری ببیند و اگر مثلاً خوابش دچار اختلال شود خوابهایی پریشان می بیند.
اخلاق و سجایای انسانی نیز تأثیر شدیدی در نوع تخیل آدمی دارد کسی که در بیداری دچار عشق و محبت شخصی شده و یا عملی را دوست دارد بطوریکه هیچگاه از یاد آن غافل نیست در خواب نیز همان شخص و همان عمل را می بیند.

و یا مثلاً شخص ضعیف النفس که همواره دچار ترس است و اگر صدایی ناگهانی را بشنود هزار جور فکر می کند در خواب نیز از همین سنخ ترسها بر او حاکم است و تخیلات عجیب و غریب می کند.
بنابراین اکثر رؤیاها و خوابها از تخیلات نفسانی انسان ناشی می شود که با یکی از این اثبات ذکر شد. شخص را بتصور آن واداشته است. این همان حقیقتی است که منکرین واقعیت رؤیا را به انکار حقیقت خواب واداشته است و غیر آنچه آورده شد دلیل دیگری ندارند و ما هم که به روح معتقد هستیم آنرا قبول و مسلم می دانیم ولی هیچ کس قادر نیست اثبات کند که هر چه رؤیا هست از این سخنند چرا که خوابهایی هست که رؤیای صالحه و صادقه خوانده می شود و از حقایقی پرده بر می دارد که هیچ راهی به انکار آن نیست و نمی توانیم رابطه آن را با حوادث آینده منکر بشویم.

بنابراین می شود این نتیجه را گرفت که بطور کلی هیچیک از رؤیاها خالی از حقیقت نیست به این معنا که این ادراکات گوناگونیکه در خواب عارض بر مغز آدمی می شود و ما آنرا خواب می نامیم ریشه و اسبابی دارند که باعث پیدایش آنها شده است و بصورت خواب در خیال ظهور کرده اند و وجود این ادراکات حکایت از تجسم آن اصول و اسباب می کند که این صحیح است که بگوییم برای هر رؤیا تعبیری هست ولی بعضی تعبیر طبیعی دارند و بعضی غیر طبیعی و ماوراعی.
 خواب های حق

اینگونه خوابها یعنی آنهائیکه با حوادث آینده و مخصوصاً حوادثی که سابقه قبلی ندارند ارتباط دارد از آنجا که یکی از طرفین ارتباط امری است غیر طبیعی و پیش نیامده. مثلاً خواب دیدن اینکه پس از مدتی چنین و چنان خواهد شد و عیناً هم بشود و اشکالی که در اینجا می گیرند اینست که چطور میانه امری وجودی (رؤیا) و امری نیامده (حادثه) ارتباط برقرار شود و یا اینکه معقول نیست میانه رویا و امری که بوسیله یکی از عوامل حسی و اخلاقیات و اختلال مزاج نباشند. مثلاً شخصی بدون هیچ سابقه ای در خواب فلان مکان را ببیند و شیء خاصی

را هم لمس کند و بعد از بیداری به همان مکان برود و همان شیء را ببیند در جواب می توان گفت این ارتباط از این راه برقرار می شود که نفس شخص خوابدیده ابتدا با سبب حادثه ارتباط برقرار می کند. آن سببی که فوق عالم طبیعت است و بعد از برقرار شدن این ارتباط، ارتباط دیگری برقرار می شود بین آن شخص و خود حادثه توضیح اینکه عوالم سه گونه اند. یکی عالم طبیعت که عبارتست از عالم دنیایی که در آن زندگی می کنیم و موجودات در آن صورتهایی مادی هستند که بر طبق نظام حاکم تغییر و تبدیل می شوند.

عالم دوم عالم مثال است که مافوق این عالم قرار دارد به این معنا که وجودش مافوق وجود این عالم است (نه اینکه فوق مکانی باشد) و در آن عالم نیز صور موجودات هست اما بدون ماده که آنچه در اینجا حادث می شود از آن عالم نازل گردیده و باز هم به آن عالم عودت می کند و آن عالم نیست به این عالم علیت و سببیت دارد.

عالم سوم عالم عقل است که مافوق عالم مثال است یعنی وجودش مافوق آنست (نه مکانش) در آن عالم نیز حقایق این عالم و و کلیات شی وجود دارد. اما بدون ماده طبیعی و بدون صورت مثالی چرا که آن عالم نسبت به این عالم مثال نیز سمت علیت دارد نفس آدمی بخاطر تجردش سنخیتی هم با عالم مثال دارد و هم با عالم عقل و وقتی انسان بخواب رفت و حواسش دست از کار کشید طبعاً از امور طبیعی و خارجی منقطع است پس متوجه عالم مثال و عقل که هم سناخ اوست می شود و در نتیجه پاره ای از حقایق آن عالم را به مقدار

استعداد و امکان مشاهده می کند حال اگر نفس کامل و متمکن از درک مجردات عقلیه بود آن مجردات را درک نموده و اسباب کائنات را آنطور که هست بطور کلیت در پیش رویش حاضر می سازد و اگر آنقدر کامل نبود که چطور کلیت و وضوح استحضار کند بصورت حکایات خیالی و بصورتهای جزئی و اشکال مادی که با ذات او مأنوس است بتصویر می کشد. آنطور که خود ما در بیداری مفهوم کلی سرعت را با تصور حرکت سریع جسمی حکایت می کنیم و مفهوم کلی عظمت را به کوه و مفهوم رقعت را به آسمان و شخص مکار را به روباه و حسد را به گرگ و تباع را همیشه بصورت شیر مجسم می کنیم.

اینگونه مشاهدات نوعاً برای نفوسی اتفاق می افتد که سلیم و صادق و با صفا باشند و این همان خوابهایی است که از حوادث خبر می دهند.
و برای مأنوس شدن با تمثیل به شخص خبر می دهد. مثلاً ازدواج را بصورت جامه در تن کردن و افتخار را بصورت تاج بر سر نهادن و جهل را بصورت گوشه نشینی و مرگ بتصویر می کشد و گاهی نیز اتفاق می افتد که هر چه مشاهده کرده ایم از امور آن عالم نفس ما به عکس نشان می دهد. همچنانکه در بیداری با شنیدن ثروت و فقر نیز در ذهن تداعی می شود.

در مورد خوابهائیکه نیز صریح است و نفس صاحب خواب از جهت حکایت در آن تصرف کرده یا به تمثیل و یا با انتقال از معنای خواب به چیزی مناسب اینگونه خوابها محتاج به تعبیر هسند و شخص متخصص باید آنرا به اصل برگرداند.
حال بدلیل اینکه خواب از آینده خبر می دهد از آینده ای که ما هیچگونه اطلاعاتی در مورد آن نداریم چرا که جسم نمی تواند از زمان جلوتر برود پس منشاء و اثر روح است که این عمل را انجام می دهد چرا که روح امر خداست و خدا از نظر فلسفی زمان و مکان ندارد بعضی از بُعد زمان و مکان خارج است. مثلاً برای ما هزار سال پیش و سالهای آینده دارای تفاوت زمانی است ولی برای خداوند نیست چون برای او زمان صفر است.

در بُعد مکان هم همینطور بنابراین برای کسیکه با روح خود رابطه برقرار کرده است همه مکانها و زمانها یکسان است و برای او واقعیت ثابت است.
 روح چیست؟
و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الاقلیلا
از تو درباره روح سؤال می کنند بگو روح از فرمان پروردگار است و جز اندکی از دانش به شما داده نشد. «آیه ۸۵ سوره امراء»
 روح در معنی لغوی:

در معنی لغوی به معنی نَفَس و دویدن است. بخاطر اینکه از جهت تحرک و حیات آفرینی و ناپیدا بودن همچون نَفَس و باد است.
 موارد استعمال در قرآن:
الف) گاه به عنوان روح مقدس پیامبران را در انجام رسالتشان یاری می کرده. مثال: ما دلیل واضح و روشی در اختیار عینی قرار دادیم و او را با روح القدس تقویت نمودیم.«۲۵۲ بقره»
ب) گاهی به نیروی معنوی الهی که مؤمنان را تقویت می کند.

اینها کسانی هستند که خدا ایمان در قلبشان نهاده و به روح الهی تأییدشان کرده است. «۲۲ مجادله»
ج) گاهی به معنی فرشته مخصوص وحی آمده است و به عنوان امین توصیف شده. این گران را روح الامین و قلب نازل کرد تا از انکار کنندگان ناشی
د) گاهی به معنی فرشته بزرگی از فرشتگان خاص خدا یا مخلوقی برتر از فرشتگان آمده است.
در شب قدر فرشتگان و روح به فرمان خداوند و برای تقدیر امور نازل می شوند. «۴ سوره قدر»
در روز رستاخیز روح و فرشتگان در یک صف قیام می کنند. «۳۸ بناء»

هـ) گاهی به معنی قرآن یا وحی آسمانی آمده است.
اینگونه روحی بسوی تو فرستادیم روحی که از فرمان ماست. «۵۲ شوری»
و) زمانی به معنی روح انسان آمده چنانکه در آیات آفرینش آدم می خوانیم.
ثم سواهُ و نفخ فیه من روحی: پس آدم را نظام بخشیدم و از روحم در او دمیدم. «۲۹ سجده»
هنگامیکه آفرینش آدم را نظام بخشیدم و از روحم در او دمیدم برای او سجده کنید. «آیه ۲۹ حجر»

پیامبر در جواب سؤال کنندگان درباره روح می گوید:
روح از عالم احراست و خلقتی اسرار آمیز دارد. دانش شما از روح بسیار اندک است. هر چند روح بشما نزدیک است.
امام باقر و امام صادق علیه السلام در مورد این آیه می فرمایند:
روح از مخلوقات خداوند است و قدرت و قوت دارد و خدا آنرا در دلهای مؤمنان و پیامبران قرار می دهد.
این روایات مختلفی که نقل شد همه با هم هماهنگ است و تناقضی ندارند چرا که روح آدمی مراتب و درجاتی دارد و روح پیامبران و امامان در عالیترین رتبه است.
 اصالت و استقلال روح:

تسلط روح بر بدن و حلول آن همیشه مورد نظر دانشمندان بوده است. عده ای تعلق آنرا به حلول باد در شک شبیه می دانند در صورتیکه پیوند این دو پیوندی است براساس حاکمیت روح بر تن. بهترین صورت مثلی کردن تعلق معنی به لفظ است.

خیلی وقتها دانشمندان روان و روح را با هم اشتباه می گیرند و با انکار روح همه چیز را به روان آدمی نسبت می دهند در صورتیکه هر دوی آنها یک حقیقتند و جدای از هم نیستند.
آنجا که سخن از ارتباط روح و جسم است و تأثیر متقابل این دو به یکدیگر بیان می شود نام روان بر آن می گذاریم و ادبا که پدیده های روحی جدای از جسم مورد بحث قرار می گیرند نام روح را بکار می بریم. خلاصه نمی تواند منکر روح باشد جنگ فلاسفه متافیزیک و روحیون با ماتریالیستها:

فلاسفه روحی معتقدند غیر از جسم و فیزیک حقیقت و گوهر دیگری وجود دارد که در او نهفته است که از جنس ماده نیست. اما مادیها می گویند ما موجود مستقلی بنام روح سراغ نداریم هر چه هست همین ماده جسمانی است و آثار فیزیکی و شیمیایی مربوط به آن.

ماتریالیستها می گویند سلسله اعصاب و مغزها شبیه غده های بزاقی و مانند آن دارای فعالیت های فیزیکی و شیمیایی است و همین فعالیتهای فیزیکو شیمیایی است که ما نام آنرا پدیده های روحی می نامیم و از بحث فرد نتیجه می گیرند:

۱- روح از خواص جسم است.
۲- روح مشمول تمام قوانین حاکم بر جسم است.
۳- روح وجود مستقلی نیست و نمی تواند باشد.
 دلایل مادیها در انکار روح:

۱- به آسانی با از کار انداختن یک قسمت از مراکز عصبی یکدسته از آثار روحی تعطیل می شود.
مثلاً :
قسمتی از مغز کبوتر را برمی دارند بسیاری از معلومات خود را فراموش می کند طوریکه مثلاً غذا خوردن را فراموش می کند و از گرسنگی می میرد در صورتیکه روی غذاها خوابیده است و یا انسانها در بعضی تصادفات فراموشکار می شوند.

۲- هنگام فکر کردن تغییرات شیمیایی در سطح مغز زیاد می شود و موقع خواب برعکس.
۳- مشاهدات نشان می دهد مغز انسانهای متفکر بیش از حد معمول است.
۴- اگر نیروی تفکر و تظاهرات روحی دلیل وجود روح مستقل است باید این معنی را در مورد حیوانات نیز ببینیم. زیرا آنها نیز ادراکات خاصه خود را دارند.
از مجموع استدلالات مادیها می شود نتیجه گرفت رابطه نزدیکی بین روح و مغز و روان وجود دارد اما مادیها چند اشتباه بزرگ می کنند از جمله:
 اینها ابزار کار را با فاعل کار اشتباه می گیرند.

مثال: ما برای مطالعه میکربها از میکرسکوپ کمک می گیریم. حقیقت میکرب و ما هستیم و دستگاه فقط وسیله است و اگر نباشد علم ما قطع می شود و الا هر دو طرف قضیه وجود خواهند داشت. مغز هم ابزار کار روح است و نقش رابط را دارد و مادیها سعی می کنند ثابت کنند بین ادراکات و فعالیتهای مغزی ما ارتباط وجود دارد و نمی دانند که مغز انجام دهنده ادراکات است یا ابزار ادراک.

اینجا مرگ نمونه جالبی است. مغز و همه اجزاء آن سالم هستند ولی روح بدن را ترک گفته است و مغز به تنهایی ضامن بقای انسان نیست.
مادیها سعی می کنند پدیده های روحی چون فکر، حافظه و ابتکار و عشق و نفرت و خشم و ایثار را همگی در ردیف مسائل آزمایشگاهی قرار دهند و مشمول قوانین جهان بدانند ولی فلاسفه روحی با دلایل محکمی این نظریات را رد می کنند:

۱- خاصیت واقع نمایی:
آگاهی از جهان بیرون
برای آگاهی از موجودات و جهان بیرون یک نوع احاطه بر آنها لازم است. و این احاطه داشتن کار سلولهای مغز نیست. سلولهای مغز تنها از جهان مادی متأثر می شوند و این تأثیر از پدیده های روحی است که حاکمیت دارد. خلاصه وضع استثنایی ادراکات ما دلیل بر آن است که حقیقت دیگری در ما نهفته است که نظامش با نظام قوانین فیزیکی و شیمیایی کاملاً تفاوت دارد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 9700 تومان در 42 صفحه
97,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد