دانلود مقاله روابط فرهنگی ایران در عصر پهلوی

word قابل ویرایش
38 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

– چالشها وچشم اندازروابط ایران وامریکا
زمانی که میرزا ابوالحسن شیرازی اولین فرستاده سیاسی یا سفیر ایران در عهد ناصری با حکم ناصر الدین شاه مامور به تاسیس سفارت درینگه دنیا یعنی ممالک امریکا یا ایالات متحده امریکا شد تصور نمی کرد که روزی مسائل فیمابین تهران – واشنگتن انقدر پیچیده وبغرنج شود که گره گشایی تئوریک ازان ؛ موضوع صدها سمینار و پژوهش قرار گیرد تا بلکه کور سویی برای گره گشایی عملی بتوان تصور کرد. این ابهام و حیرت منحصر به حاجی واشنگتن نبود که مردی ساده وسنتی وبیگانه ازدنیای مدرن بود و می نمود؛ ساموئل بنجامین اولین سفیر امریکا درایران نیز چنین چشم اندازی را در روابط فیمابین تصور نمی کرد. بهرحال با گذشت بیش از۱۵۰ سال از اولین ارتباطات وتعاملات ملتین و دولتین ایران وامریکا امروز سطح و نوع این روابط دروضعیت ویژه ای است که ویژگی این وضعیت معلول عوامل گوناگونی است که دراین نوشتار به اختصار به برخی ازانها ومهمترین چالشهای موجود وچشم انداز قابل تصور اشاره خواهم کرد.

– پیشینه تاریخی روابط ایران وامریکا :
دریک سطح کلان روابط ایران وامریکا به ۳دوره قابل تقسیم وتفکیک است ومولفه اصلی سازنده هردوره ؛ ویژگیهای مشترک حاکم براین روابط می باشد . این دوره ها عبارتند از:

الف : دوره روابط ابتدایی ؛ محدود وخنثی : این دوره نزدیک به ۱۰۰سال ازعهد ناصری تا اشغال ایران توسط متفقین درسال ۱۳۲۰برابر با ۱۹۴۱میلادی ادامه داشت . دران زمان اصل بی طرفی وانزوا مبتنی بردکترین مونروئه برسیاست خارجی امریکا حاکم بود ازاین رو واشنگتن اساسا درصحنه بین المللی سودایی درسر نداشت وتمام هم وغم دولتهای ملی وایالتی توسعه همه جانبه این کشور درچارچوب مرزهای کشوری بود و دورافتادگی جغرافیایی این سرزمین نوعی فرصت تاریخی برای امریکاییان ایجاد نمود تا فرایند ملت سازی دراین کشور دور از بحرانهای شایع قرن نوزدهم سامان یابد . ایران نیز دراین سالها محل تنازع وکشاکش منافع دولتین روس وبریتانیا بود و دول دیگر ی که سیاستهای توسعه طلبانه واستعماری داشتند مثل فرانسه وپرتغال و…

نیز براساس قرارداد نانوشته با متحدین قدرتمند خود درمسکو ولندن؛ چشم طمع از ایران بریده بودند و المان نیز زمانی که جای پایی درایران یافت وچراغ سبزی ازجانب رضا شاه دید وارد چالشهای جدی با دول روسیه وبریتانیا شد که شرح ان درقالب دوجنگ جهانی قرن بیستم قابل جستجو ست .بهرحال چنین شرایطی موجب شد روابط دوکشور دراین دوره طولانی به تبادل سفیر ؛ برخی سفرهای اتباع دوکشور وبرخی فعالیتهای علمی وفرهنگی واقتصادی محدودامریکاییان در ایران منحصر شود. برای نمونه می توان به سفر جاستین پارکینز (Justin parkins) و آساهیل گرانت (asahil grant) دونفر ازمیسیونرهای معروف امریکایی به ایران درسال ۱۸۳۴میلادی برابر با ۱۲۱۳هجری شمسی اشاره کرد. مورد دیگر ارتباط مستقیم امیر کبیر با امریکاییان برای احداث پایگاه دریایی دربوشهر بود .احداث راه اهن ازخلیج فارس به تهران نیز ازدیگر محورهای مذاکره برای همکاری دولتین ایران وامریکا دراواخر قرن نوزدهم بود که به علت فشار بریتانیا به سرانجام نرسید وماجرای استخدام مورگان شوستر وآرتور میلیسپوی امریکایی نیزبرای اصلاح امور مالی وگمرکی ایران دردوره مشروطه نیز به اولتیماتوم روسها وانگلیسی ها انجامید .اما دراین دوره علی رغم سطح محدود مناسبات فیمابین ؛ تصور مثبتی ازدوکشور نزد افکار عمومی وصاحب منصبان سیاسی ایران وامریکا وجود داشت که یکی از دلایل عمده ان اشتراک دوکشور دربدبینی وخصومت با انگلستان وسابقه استعماری بریتاینا دردوکشور بود ضمن انکه امریکای تاسیس شده دراواخر قرن هجدهم واستقال یافته در۱۷۷۶سابقه بدی در روابط بین المللی نداشت وکشور ازدیخواهی واستقلال طلبی محسوب می شدو ایران به امریکا بعنوان نیروی سوم نگاه می کرد.

ب : دوره روابط گسترده و راهبردی : این دوره مربوط به سالهای بعد ازجنگ جهانی دوم است .سالهایی که سیاست خارجی امریکا کاملا ازپیله انزوا خارج شده بود . امریکای نو با ورود به جنگ جهانی دوم حضور قدرتمندی درصحنه بین المللی را نشانه رفته بود . تئوریسین های امریکایی معتقدند قدرت وتوان ملی امریکا انقدر زیاد بود که نمی توانست منحصر به مرزهای جغرافیایی این کشور بماند واهداف برون مرزی برای سرمایه گذاری ونفوذ جستجو می کرد.اعطای وام های کلان برای بازسازی اروپای ویران شده در جنگ جهانی دوم درقالب طرح مارشال یک نمونه ازاین حضور جدید امریکا درصحنه بین المللی است .ایران نیز شرایط نوینی را تجربه می کرد

.۱۰ سال نخست حکومت محمد رضا پهلوی یعنی سالهای ۱۳۲۰ تا۱۳۳۰که با ضعف و درحاشیه بودن شاه جوان ومیانداری احزاب وگروههای سیاسی همراه بود با ملی شدن صنعت نفت واوج گیری نهضت ملی واتحاد بی نظیر طیفهای میهن گرا و مذهبی به جایی رسید که هم نظام استبدادی داخلی با نماد حکومت شاهی وهم مناسبات استعماری خارجی با نماد سلطه بریتانیا دراستانه فروپاشی قرار گرفته بود ودراین مقطع حساس روی دیگر چهره ایالات متحده برای ایرانیان به منصه ظهور رسید .روی مداخله جو واستعماری نوین که درقالب طرح انگلیسی کودتای ۲۸ مرداد (عملیات آژاکس )علیه دولت ملی دکتر مصدق تجلی یافت و حرکت بزرگ ملتی که استقلال وازادی وتوسعه ملی را وجهه همت خود قرارداده بودند به نام امریکا وبه کام انگلستان وامریکا و حکومت پهلوی وبه زیان ملت ایران متوقف شد .

این مقطع حساس توام بود با ایجاد شکاف ساختاری در نظام اجتماعی وسیاسی ایران . یعنی شکاف دولت – ملت . درسطح مناسبات خارجی بویژه درارتباط با امریکا رژیم پهلوی استمرارحاکمیت خود را مدیون واشنگتن می دانست و در۲۵سال پس از کودتا تمام تلاش خود را برای تعریف رابطه راهبردی با امریکا بکار گرفت هرچند دراین مسیر با تناقض های ساختاری فراوانی روبرو شد که بعلت بیگانگی کارگزاران پهلوی دوم از علوم سیاسی و نظریه های نوین سیاست گذاری ازیکسو و عدم رابطه ساختاری رژِیم پهلوی با نخبگان مستقل ازسوی دیگر رابطه تهران – واشنگتن در این دوره ۲۵ساله نیز با فراز ونشیبهای جدی مواجه شد که مهمترین انها به دوران کندی دراوایل دهه ۴۰ شمسی وکارتر درسالهای پایانی حاکمیت پهلوی باز می گردد.یعنی تحمیل انقلاب سفید درزمان کندی .فشارهای حقوق بشری درزمان کارتر. شاه وکارگزاران او ایران را تابعی ازقدرت جهانی امریکا تعریف کرده بودند وامریکا نیز درچارچوب جنگ سرد واستراتژی کلان مهار کمونیسم ؛ایران را به جهت موقعیت ژئو پلتیک ؛

ساختار حکومتی وسابقه تاریخی بهترین ابزار منطقه ای برای تضمین تامین وانتقال انرژی ومهار کمونیسم می دانست. ازهمین روی وبراساس دکترین دوستونی نیکسون ژاندارمی خاورمیانه ازجانب امریکا به ایران واگذار شد که پیامد ان افزایش قدرت نظامی واقتصادی رژیم پهلوی ( نه ملت ) دراویل دهه ۷۰ میلادی بود . این اتحاد راهبردی بین دولتین ایران وامریکا ازیک پشتوانه عنکبوتی وسست تهدید می شد. یکی ساختار استبدادی حکومت پهلوی که با فرهنگ واررشهای دموکراتیک ولیبرال امریکایی سازگار نبود ودیگری سیاست خارجی سلطه جویانه ومداخله گر دولت امریکا که باخوی استقلال طلبی وازادی خواهی ملت ایران تطابق نداشت .بویژه که بعد ازکودتا وبرخی رویدادهای دیگر مثل کشته شدن دانشجویان دانشگاه تهران که به سفر نیکسون معاون وقت رئیس جمهور امریکا معترض بودند و.. نوعی کینه وعداوت نیز درفلب وروح ایرانیان بویژه دانشگاهیان ؛ روشنفکران وروحانیان نسبت به دولت امریکا شکل گرفته بود .ازسوی دیگر اقدامات سرکوب گرانه رژیم پهلوی بویژه ازسال ۱۳۳۹به بعد که ساواک شکل گرفت نیز به پای حماتهای دولت امریکا گذاشته می شد. دراین میان تبلیغات گسترده توده ایها وچپها که درقالب ادبیات مارکسیستی وارد گفتمان اغلب محافل سیاسی وروشنفکری شده بود وجبهه سرمایه داری وامپریالیسیتی را هدف قرار داده بود درتشدید این بدبینی موثر واقع افتاد.

بدین صورت همانگونه که بسترهای تاریخی موجبات گذارازمرحله اول مناسبات ایران وامریکا را با رویکرد مثبت فراهم کرد مجددا بسترهای تاریخی موجبات گذار ازمرحله دوم به سوم مناسبات تهران وواشنگتن را البته این بار با رویکرد منفی فراهم ساخت و فصل سوم مناسبات دوکشور رقم خورد.ج : سالهای پس
این دوره ۲۷ ساله هرچند با فراز ونشیبهای فراوانی روبرو بوده است اما ویژگی قالب بران تقابل ورجز خوانی متقابل وانکار حقوق ومنافع یکدیگر بوده (به جهت قدرت مادی برتر امریکا بیشتر ازجانب واشنگتن ) به گونه ای که درمقاطعی روابط دوکشور که رسما ازجانب امریکا قطع شده بود دراستانه رویارویی نظامی قرار گرفته است . برخلاف دوره اول روابط ایران وامریکا که دولتین وملتین نسبت به یکدیگر مثبت اندیشی داشتند ودوره دوم که این مثبت اندیشی به سطح دولتین تقلیل یافت دردوره سوم این مثبت اندیشی به نقطه صفر نزدیک شد. وجای ان را تقابل ورویارویی درهمه عرصه ها گرفت به گونه ای که ایرانیان امریکا را شیطان بزرگ (great satan) نامیدند که همه فتنه های عالم زیرسر ان است و امریکا نیز ایرانیان را تروریست و حکومت جمهوری اسلامی را موجب نا امنی وبرهم زننده صلح جهانی وحتی محور شرارت (exis of evil)خواند. مهمترین رویدادهای موثر برمناسبات ایران وامریکا دراین دوره که مجال شرح انها نیست جهت یاداوری وکمک به تحلیل این نوشتارعبارتند از:

۱- حمایت امریکا از دولت بختیار درماههای پایانی حکومت پهلوی وعدم همکاری یا حمایت ازانقلابیون ومردم
۲- سازماندهی فعالیتهای ضد انقلابی علیه نظام تازه استقرار یافته درسفارت امریکا که منجر به تسخیر وتصرف ان ازجانب دانشجویان رادیکال وانقلابی شد.
۳- بلوکه کردن بیش از ۱۲میلیارد دلار ازاموال وداراییهای ایران
۴- حمله نظامی به ایران برای ازادی گروگانهای امریکایی وماجرای طبس
۵- طراحی وکمک به چند کودتا علیه جمهوری اسلامی که مهمترین انها کودتای نوژه بود
۶- تبلیغات گسترده رسانه ای علیه انقلاب اسلامی برای ارتجاعی نشان دادن انقلاب وارزشهای انقلابی موردنظر مردم ( البته برخی تندرویها وکج سلیقگی ها همواره بهانه خوبی به رسانه های غربی داده است )

۷- تحریک عراق برای بهانه قراردادن اختلافات دیرین با ایران وسوء استفاده ازبی ثباتی داخلی کشور برای تجاوز نظامی به ایران وحمایت اشکار ازعراق ازسال سوم جنگ به بعد برای جلوگیری از پیروزی هریک ازطرفین و تحقق استراتژی تضعیف دوجانبه برژینسکی .
۸- افشای ماجرای ایران کنترا درسال ۱۹۸۶که براساس ان قرار بود امریکا با واسطه ؛ تسلیحات نظامی دراختیار ایران قرار دهد ودرازای ان ایران برای ازادی گروگانهای امریکایی درلبنان میانجیگری کند . سود حاصل ازفروش تسلیحات به ایران نیز دراختیار مخالفان شبه نظامی دولت نیکاراگوئه موسوم به کنترا قرار گیرد.
۹- ورود مستقیم به جنگ به نفع عراق درخلیج فارس با هدف قراردادن ناوچه ها ونفتکش های ایرانی و هواپیمای مسافری
۱۰- اعمال تحریمهای اقتصادی همه جانبه

۱۱- پیگیری استراتژی مهاردوگانه و قانون داماتو ( تحریم کشورها وشرکتهایی که درصنایع نفت وگاز ایران سرمایه گذاری کنند )
۱۲- متهم کردم دائم جمهوری اسلامی به حمایت ازتروریسم ونقض حقوق بشر وتلاش برای دستیابی با بمب اتم
درواقع این دوره ازمناسبات ایران وامریکا خود به دومرجله اصلی تقسیم می شود. دوره اول که تا پا یان جنگ ادامه داشت و۱۰سال بطول انجامید که امریکا برای براندازی جمهوری اسلامی تلاش می کرد ودردوره دوم که نه به انتخاب بلکه به جبر درراس سیاست امریکا قرارگرفت تلاش برای تغییر رفتار ایران صورت می گیرد.
– چشم انداز مناسبات ایران وامریکا

گیرندگان وناظران طرفین قرارنگرفته وموجب شکنندگی این رابطه شده است پیچیدگی منحصر به فرد ملتین ایران وامریکا وبالتبع ساختار های اجتماعی وسیاسی وفرهنگ وارزشهای متقابل است . تقلیل دادن ملت ایران وابعاد گوناگون جامعه ایرانی به برخی شعارهای سطحی نخ نما مثل طرفداری ازتروریسم وبنیاد گرایی و.. همان قدر ناپخته و ناشیانه وبرامده ازاذهان سطحی است که جامعه بزرگ وپیچیده امریکایی (ازنظر مناسبات نه فردی وشخصیتی ) به برخی سیاستهای دولتی برخی گرایشهای سیاسی مثل نو محافظه کاران جمهوریخواه تقلیل یابد. به تعبیر دیگر پس ازگذشت سالیان مدید شکنندگی وناپایداری روابط دوکشور ضروری است تجزیه وتحلیل وضع موجود برای شناخت رهیافت وضع مطلوب متناسب با منافع ملی دو طرف ؛ از شعارزدگی وسطحی نگری ماجراجویان رادیکال و مصالحه جویان مرعوب که درایران وامریکا مصداق های قابل اشاره دارند خارج شودودر دستور کار نخبگان شجاع ؛ ازاد اندیش و معتقد به ارزشهای عمیق دینی وملی دوکشور قرار گیرد .

( فراموش نکنیم .جامعه امریکا نیز دینی وپایبند با اموزه های دینی یعنی مسیحیت است .) زیرا طرفین بویژه امریکاییها که ازشاخص قدرت مادی برتری برخوردارند به شدت نیازمند رها نمودن ذهنیت های کلیشه ای از یکدیگر هستند تا بتوانند درفضایی معقول وواقع گرایانه تصمیم سازی وتصمیم گیری کنند. یکی از ذهنیت های کلیشه ای مورد اشاره تعریف بازی برد – باخت یا بازی با حاصل جمع جبری صفر درمناسبات ایران وامریکاست .(نظریه بازیها ) به عبارت دیگر براساس این رویکرد بازی دوکشور نمی تواند دو برنده داشته باشد ودرهر تعامل ومناسباتی قطعا یکی بازنده وخائن به ملت خود خواهد بود زیرا منافع ملی را زایل کرده است

. درحالی که این رویکرد متعلق به دوران پیشا سنتی در روابط بین المللی است که همه چیز درصحنه نبرد تن به تن سربازان تعیین می شد واستیلای مطلق ؛ مطلوب طرفین نزاع واختلاف ها بود.درحالی که امروز هنر سیاستمداران نگاه سیاه وسفید به مناسبات بین المللی نیست زیرا این نگاه بسیار عوامانه وسطحی است ونیازمند روش شناسی ؛ بینش تاریخی ؛ ارزش گرایی ؛ ومیهن دوستی نمی باشد .این نگاه تکلیف پیچیده ترین مسائل را با پاک کردن صورت مساله یا وارونه سازی مساله یکسره می کند بدون انکه برای ان راه حلی بیابد.زیرا اغلب خود مساله برای این ذهن های سطحی روشن نشده است وتلاش می شود با تغییر درمساله ؛ مساله قابل فهم شود. رویکرد براندازانه برخی لایه های تندروی امریکایی علیه جمهوری اسلامی شاهدی براین مدعاست . یعنی راحت حل کردن مساله مهمی به نام انقلاب اسلامی و تغییرات فرهنگی درایران وتاثیرات ان بر دیگر کشورهای اسلامی .ازهمین روی است که جوزف نای ازتئوریسین های برجسته امریکا تعجب می کند که چرا تنها ۲۶صدم درصد ازبودجه نظامی امریکا به قدرت نرم یعنی نفوذ فرهنگی ومشروع امریکا اختصاص یافته است ؟ یعنی حدود ۱میلیارد دلار از بودجه ۴۰۰میلیارد دلاری نظامی امریکا.بدیهی است این تصمیم یعنی تخصیص بودجه برامده ازذهنیتی پیشینی است که متناسب با واقعیتهای ایران وخاورمیانه نیست .

نکته مهم دیگر که درروابط ومناسبات ایران وامریکا نقش متغیر مخرب را بازی کرده است بی اعتنایی وحتی بی احترامی طرفین به ارزشهای وفرهنگ یکدیگر است .صحنه رواباط بین الملل صحنه موعظه های اخلاقی و تربیت واصلاح واحد های تشکیل دهنده نظام بین الملل یعنی کشورها توسط یکدیگرنیست .بلکه صحنه بازی وتعامل برای حداکثر سازی منافع ملی درچارچوب صلح وامنیت است . امریکاییها باید ازخواب جهانی سازی ( بخوانید غربی سازی وامریکایی سازی )بیدار شوند . جهانی شدن را به جهانی سازی تحویل (reduction)نکنند یا فرونکاهند. لازمه جهانی شدن به رسمیت شناختن فرهنگها وارزشهای متکثر وپراکنده است تاحدی که صلح وامنیت وحقوق بشر خدشه دار نشود. امروز اکثریت صاحب نظران مدل های تعریف شده ووارداتی مفاهیمی مثل دموکراسی و حفوق بشر ودینداری را فاقد جاذبه وکارامدی می دانند وتجربه عراق وافغانستان با هزینه ای بالغ بریک میلیارد دلاردرسالهای اخیر ازمایشگاه تایید این نظر است .

ونکته اخر اینکه نمی توان تحث شعارهای جذابی مثل گسترش دموکراسی ؛ استقلال طلبی ؛ دفاع ازحقوق بشر ؛ عزت خواهی و… برخی خواسته ای محدود سیاسی ؛ حزبی و حتی قدرت طلبانه را به منافع ملی تعمیم داد ودرواقع منافع ملی را پشت پروپاگاندای سیاسی قربانی کرد . زیرا درجهان کنونی ونقش فزاینده ارتباطات و سهم روز افزون دیپلماسی عمومی درروابط بین المللی ( شاخه ای ازدیپلماسی که ملتها وبخش های غیر دولتی را مخاطب قرار می دهد) نمی توان خارج ازمنافع ملتها که درواقع نقش ذاتی درکشورها دارند ( حکومتها نقش عرضی دارند)عمل کرد واستمرار وپایداری داشت . دولتها همواره می ایند می روند واین ملتها هستند که می مانند وضمن بهره گیری ازتجارب گذشته درباره دولتها قضاوت می کنند .

دراین نوشتار تلاش شد درحد امکان روباط ومناسبات ایران وامریکا درسه دوره تصویر شده مذکور ازمنظری صریح وواقع بینانه والبته دوسویه بازنگری ومورد تجزیه وتحلیل قرار گیرد .بدیهی است نکات وموضوعات ورویکردهای فراوان دیگری به این موضوع می توان داشت که راهگشای شناخت بهتر ودقیق تر ازمساله است وایران امروز به جد نیازمند رویکردهای متفاوت والبته واقع بینانه به موضوعات مبتلابه کشور بویزه درحوزه سیاست است .

ازدواج سیاسی، طلاق سیاسی
هم ازدواج فوزیه و محمد‌رضا پهلوی و هم جدائی آنها یک تصمیم واحد میان رهبران دو کشور نبود بلکه اراده انگلستان و محاسبات آن کشور در سیاستهای خاورمیانه‌ای خود در سالهای جنگ دوم جهانی نقش اساسی دراین ازدواج کم دوام داشت.
در حالی که رضا شاه پهلوی، دوران اقتدار سیاسی بلامنازع خود را طی می‌کرد و در اندیشه ادامه سلطنت خود به دست پسر ارشدش محمد‌رضا پهلوی بود، فکر ازدواج محمد‌رضا با یک خانواده اصل و نسب‌دار که بتواند اساس نظام نوبنیاد سلطنت پهلوی را استحکام بخشد، گوشه‌ای از افکار او را به خود مشغول کرده بود. محمد‌رضا در آن زمان بیش از علاقه‌مندی به امر تشکیل خانواده، به اقتضای جوانی خود به خوشگذرانی علاقه داشت و روابط اجتماعی نامناسبی با زنان برقرار کرده بود که رضا شاه را ناخرسند می‌کرد. رضا شاه بر این باور بود که با ترتیب دادن ازدواجی شایسته برای ولیعهد نوزده ساله خود و پایبند کردن او به خانواده، می‌تواند اورا برای امور جدی‌تر از جمله مملکت‌داری پس از خود آماده کند. از اینرو گام نخست عبارت بود از اینکه بتواند همسر مناسبی برای او بیابد و چه بهتر اینکه همسر ولیعهد از یک خانواده سلطنتی مناسب برای این منظور برگزیده شود.

به گفته مورخان رضا شاه بدون اعتنا به علاقمندی فرزندانش، خود اقدام به انتخاب همسر مناسب برای یکایک فرزندان دختر و پسرش می‌کرد. از سوی دیگر اکراه رضا شاه برای ازدواج پسرش با دختران اعیان و اشراف قاجار، سلسله‌ای که به دست خود او منقرض شده بود، باعث شد تا او تمایل نداشته باشد نوعی اختلاط خونی با ‌آنان برقرار کند. به این ترتیب این شانس از دایره دختران ایرانی دارای اصل ونسب خانوادگی قاجار به خارج از مرزهای ایران منتقل گردید تا همسر آتی ولیعهد ایران و ملکه آتی کشور از میان یک خانواده سلطنتی غیر ایرانی برگزیده شود.علاوه بر اکراه شخصی رضا شاه از ازدواج پسرش با دختران قاجاری، قانون اساسی ایران نیز تصریح داشت که ولیعهد نمی‌تواند از خاندان قاجار باشد.۱

با وجود علاقه رضا شاه برای وصلت پسرش با غیر ایرانیان، دایره انتخاب یک همسر غیر ایرانی اصیل، بسیار محدود بود. از طرفی در ترکیه یک نظام غیر سلطنتی به سر کار آمده بود و از طرف دیگر در عراق نیز نظام سلطنتی نوپا به وجود آمده بود که همسر شایسته‌ای برای ولیعهد در میان آنان یافت نمی‌شد. اما در حالی که در همسایگی شرقی ایران یعنی افغانستان دخترانی از خانواده سلطنتی برای این منظور وجود داشت، رضا شاه به دلیل آنکه افغانها را بی‌ تمدن می‌انگاشت هرگز رغبتی از خود برای انتخاب همسر از میان افغانها نشان نداد. علیرغم میل وافر رضا شاه برای انتخاب همسری مناسب از خانواده‌های سلطنتی اروپایی برای پسرش، این آرزو نیز عملاً به دلیل مسیحی بودن خانواده‌های سلطنتی اروپایی ناممکن بود.

بدین ترتیب، سرنوشت به گونه‌ای رقم خورد که شاهدختی از سرزمین فراعنه برای این منظور مدنظر قرار گیرد: فوزیه، خواهر ملک فاروق.
ماجرای این وصلت بدین گونه رقم خورد که دو کشور ایران و مصر که تا آن زمان از مناسبات سیاسی بسیار عادی برخوردار بودند، به تازگی رایزنی‌هایی را در زمینه پیوستن مصر به پیمان «سعد‌آباد»۲ آغاز کرده بودند. پیش از این، پیمان مذکور، ‌میان کشورهای ایران، ترکیه، عراق و افغانستان منعقد شده بود.
انعفاد این پیمان، به اراده دولت انگلیس بر می‌گشت که مترصد آن بود تا ضمن برطرف کردن اختلاف کشورهای خاورمیانه که سرتاسر تحت نفوذ این کشور بودند، نوعی پیمان نظامی را میان آنان به وجود آورد که در واقع هدف از آن ایجاد سد دفاعی در برابر گسترش شوروی در خاورمیانه بود.

کابینه ‌مصر در سال ۱۹۳۹ درصدد تصمیم‌گیری برای پیوستن به این قرارداد، برآمد و به همین منظور گفتگوهایی بین دو کشور ایران و مصر آغاز شد. وزرای مصر برای تصمیم‌گیری روی این مسئله به دو دسته موافق و مخالف تقسیم شده بودند. ولی سرانجام از الحاق به پیمان سعد‌آباد منصرف شدند. ۳
تقدیر چنین بود که گرچه مصر حاضر نشد به پیمان سعد‌آباد بپیوندد ولی رفت و آمدهای مقامات دو کشور ایران و مصر بدانجا منجر شد که جواد سینکی، ۴ سفیر مورد اعتماد رضا شاه در قاهره با فوزیه خواهر جوان و زیباروی ملک فاروق پادشاه مصر آشنا شود. وی با اطلاع از قصد شاه ایران برای یافتن همسری شایسته برای محمد‌رضا طی تلگرامی فوزیه را برای همسری محمد‌رضا به دربار ایران پیشنهاد می‌کند و از اینجا به بعد برگ مهمی از تاریخ مناسبات ایران و مصر ورق خورد که به وصلت میان دو دربار ایران و مصر در ۲۴ اسفند ۱۳۱۷ / ۱۵ مارس ۱۹۳۹ منجر شد.
در واقع، هدف از انتخاب فوزیه برای ولیعهد ایران به سیاست انگلیس بر می‌گشت که با هدف نزدیک کردن کشورهای خاورمیانه برای تأسیس پیمان سعد‌آباد، درصدد بود دو کشور مهم خاورمیانه یعنی مصر و ایران را به هم نزدیک کند.۵

دو سال پس از این ازدواج، در حالی که شعله‌های جنگ جهانی دوم سراسر اروپا را فرا گرفته و ایران به اشغال نیروهای متفقین درآمده بود محمد‌رضا به پادشاهی ایران برگزیده و فوزیه به مقام شهبانوی ایران۶ نائل می‌شود؛ کشوری که در فقر مطلق و اشغال بیگانه قرار داشت و با زادگاه فوزیه یعنی شهر قاهره که در کمال زیبائی بود، تفاوت فاحش داشت. فوزیه می‌بایست دوران سختی را تجربه می‌کرد که جز کانون گرم خانواده، هیچ عامل دیگری نمی‌توانست سعادت او را تأمین کند. اما در این دوران، شاه جوان در حالی بر تخت سلطنت نشست که کانون خانوادگی او دستخوش تلاطمهای سهمگینی قرار گرفته بود که آینده خوشی را برای فوزیه نوید نمی‌داد.

با آغاز جنگ جهانی دوم در ۱۲ شهریور ۱۳۱۸ / ۴ سپتامبر ۱۹۳۹ و نفوذگسترده آلمان هیتلری در ایران به دلیل سیاست‌های متمایل رضا شاه به هیتلر، نیروهای متفقین (شوروی، انگلیس و آمریکا) ایران را که از آن به عنوان پل پیروزی نام می‌بردند،‌ در تاریخ ۳ شهریور ۱۳۲۰ / ۲۵ سپتامبر ۱۳۴۱ به اشغال خود درآوردند. متفقین، ادامه سلطنت پهلوی را مشروط به کناره‌گیری رضا شاه از سلطنت و واگذاری آن به پسر جوانش نمودند. محمد‌رضا در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰/ ۱۶ اوت ۱۹۴۱ در سن بیست و یک سالگی بر تخت سلطنت نشست و زمام کشور را در دوران سختی که بر ایران می‌گذشت بر عهده گرفت. در همین روز در حالی که شاه جوان در حال ادای سوگند در مجلس بود، نیروهای شوروی و انگلیس که از شمال و جنوب خاک ایران را اشغال نموده بوده بودند وارد تهران شدند. در ۹ آذر ۱۳۲۲ / ۱ دسامبر ۱۹۴۳ سران سه کشور انگلیس، آمریکا و شوروی (چرچیل و روزولت۷ و استالین) در تهران با یکدیگر دیدار می‌کردند در حالی که هیچ وقعی به پادشاه جدید نگذاشتند. شاه جوان بخوبی آگاه بود که هرگونه مخالفت با اراده متفقین، سقوط سلطنت پهلوی را به همراه خواهد داشت. از این دوران به بعد، نفوذ آمریکا به عنوان ابرقدرت جدید جهان در ایران روز به روز شدت گرفت

با به قدرت رسیدن محمد‌رضا شاه و همسو شدن سیاستهای ایران با دولتهای اشغالگر، یکی از اولین اقدامات شاه جوان، اعلام جنگ به دولت آلمان بود که پیش شرطی از سوی متفقین برای ایران به حساب می‌آمد تا بتواند در میان کشورهای مؤسس سازمان ملل، در کنفرانس سانفرانسیسکو حضور یابد. به موازات این اقدام ایران، مصر نیز که تحت نفوذ انگلیس قرار داشت، ناگزیر شد به آلمان و ژاپن اعلام جنگ دهد و دو کشور توانستند در اجلاس تأسیس سازمان ملل در سانفرانسیسکو حضور یابند. ۸ بدین ترتیب، مشاهده می‌شود که سیاست خارجی ایران و مصر در این مقطع تاریخی خود، شدیداً تحت نفوذ انگلیس و آمریکا و همسو با یکدیگر قرار داشت.

علل ازدواج
رضاشاه دو دلیل عمده برای این انتخاب خود در سر داشت. نخست اینکه وی به دنبال راهی برای برقراری ایجاد وصلتهای خانوادگی برای یکایک فرزندانش با خانواده‌های اصل و نسب‌دار بود تا بدین وسیله موجبات تقویت پایه‌های سلطنت نوپای خود را فراهم آورد. ۹ افزون بر دخالت رضا شاه در انتخاب همسر برای شمس و اشرف، او همین کار را در انتخاب همسر برای ولیعهد خود والبته با حساسیت بسیار بیشتر به کار بست، تا آنجا که خود محمد‌رضا اساساً در جریان مراحل برگزیدن همسر آینده و شریک زندگی خود قرار نگرفت و صرفاً پس از جلب موافقت خانواده سلطنتی مصر و شخص فوزیه، از این تصمیم آگاه شد. به این ترتیب فوزیه بیشتر از خود محمد‌رضا از برنامه ازدواج با او خبردار شده بود. تنها پس از موافقت دربار مصر بود که روزی رضا شاه، عکس فوزیه را به او نشان داد و به وی خاطرنشان ساخت، این همسر آینده توست. ۱۰
در سوی دیگر این ازدواج، خاندان سلطنتی مصر قرار داشت که از هنگام تأسیس آن به دست محمد‌علی‌پاشا تا آن زمان، صدو پنجاه سال می‌گذشت.

محمد‌علی پاشا، بنیانگذار این سلسله که خود از تبار اروپایی و از نژاد مسلمانان آلبانی بود، فردی جنگجو و در عین حال مستبد بود که توانسته بود فرمانروایی مصر را که در قلمرو امپراتوری عثمانی قرار داشت، طی فرمانی از سوی سلطان عثمانی در تاریخ ۵ ژوئن ۱۸۰۵ به دست آورد. ۱۱ با این اوصاف، فوزیه فرزند دوم ملک فؤاد اول و ملکه نازلی۱۲ که از زیبایی بهره کامل داشت و ویژگی‌های نژاد اروپایی با پوست سفید و چشمان آبی در او بارز بود، برای منظور رضا شاه، می‌توانست انتخاب مناسبی باشد. فوزیه دختر زیبایی بود که رضا شاه گمان می‌کرد این ویژگی باعث خواهد شد پسرش راغب به این ازدواج باشد. در آن زمان، فوزیه هفده سال و محمد‌رضا نوزده سال داشت. معروف است، محمد‌رضا به آینده این ازدواج خوشبین نبود و صرفاً به علت ناتوانی در مخالفت با رأی پدرش به این ازدواج تن داد. به منظور دیدار با فوزیه، سفری به قاهره برای محمد‌رضا ترتیب داده شد تا طی آن خواستگاری رسمی در ۵ خرداد ۱۳۱۷/ ۲۶ مه ۱۹۳۸ به عمل آید. محمد‌رضا در این سفر به منظور احترام به پدر فوزیه، بر سر قبر او در مسجد رفاعی حاضر شد و ادای احترام کرد. ۱۳

در آغاز، ‌دربار مصر برای اتخاذ چنین تصمیمی دو دل بود. نخست اینکه، خانواده سلطنتی مصر با ۱۵۰ سال سابقه حکمروایی از قدمت زیادی در خاورمیانه برخوردار بود، در حالی که خانواده سلطنتی پهلوی از یک اصل و نسب معمولی به شمار می‌رفت که بیش از چهارده سال از عمر تأسیس آن نمی‌گذشت.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 38 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد