دانلود مقاله قرآن منشورهدایت

word قابل ویرایش
37 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

قرآن منشورهدایت

سرآغاز
قرآن منشورهدایت،راهنمای جاوید،مبشّر نور،پدیده ی وحی،رحمت،مهر،عدالت،حریّت،صلح،بهروزی،حیات وسعادت وهدایتگرآرمان خواهان،کمال طلبان،آزادمنشان،ستم ناپذیران،استبدادستیزان وهمه ی آگاه وراستین راه حق وآزادگی وبشردوستی است.

قرآن پیامی است برتارک قرون واعصار،نوری است خاموش ناشدنی،مشعلی است پرفروغ،اقیانوسی است موّ اج وعمیق وبی کرانه،بنیانی است وتزلزل ناپذیر،شاهراهی است راست وبی انحراف،پیشوایی است راستگو وامین،ناصحی است مشفق وبشر دوست،نسخه ای است ملکوتی.شفابخش،ومعجزه آسا برای درد های بی درمان ورنج های جان کاه بشریّت،پیامی است از آسمان به زمین، برنامه ای است جامع ، کامل وزندگی بخش، طبیبی است تضمین کننده ی سلامت اندیشه وجان،ودرخشنده ترین،ارج دارترین،شکوهمند ترین وجاودانه ترین اعجازمحمّد(ص)است.

قرآن،کتابی است که مرزهای زمان ومکان را در هم نوردیده ونورهدایتش دورترین وتاریک ترین افق ها را نورباران ساخته وعصر هاونسل هارا با ندای توحیدی اش بانگ بیداری ونجات داده است.
کتابی است ازسرچشمه ی هستی صادر شده،وبرقلب روشن ونورانی
محمد(ص)نقش بسته است.

کتابی است که آهنگ جذاب ودل نشین،ندای روح بخش ودل نواز، پیام پرمحتوا ونورانی اش،از فروزش گاه فروغ کبریایی برخاسته ، ازپایگاه بلند عرش زجاجه نورانی وپاک جان محمّد(ص)، پیام آور مهروعدل،این وارسته ترین وارستگان وشایسته ترین شایستگان جهان هستی زمزمه شده است.
کتابی است که اگر تمامی موجودات ، نیرو و توان و امکانات خویش را در بعد علمی و عملی بسیج کنند و از هیچ گونه همکاری دریغ نورزند و بکوشند تا با تلاش هماره و خستگی ناپذیر خود کتابی با همان شاه کار و ظرافت ، زیبایی ظاهر و باطن ، قالب و معنا ، سبک و اسلوب ، جامعیت و کمال و

هزاران رموز و اسرار و ویژگی های نهایت ناپذیر دیگر عرضه کنند ، بی تردید نخواهند توانست و اعتراف خواهند نمود که انسان و انسانیت با همه ی علوم و فنون و تجربیاتش ،عاجز تر از آن است که حتی سوره و آیه ای بسان معجزه ی جاودانه ی محمّد (ص)فراهم آورد . این شاهکار وحی ، ساخته ی قلم صنع و دست قدرت ازلی است،نه فراورده وتلاش بشر. ابعاد و ویژگیهای بی شمار قرآن

قرآن،دارای ویژگی ها وابعادبی شماری است.
از جمله ویژگی های این منبع نور ومعرفت،خصیصه ی نهایت ناپذیری آن است.با این که از هنگامه ی فرود قرآن تا کنون،صدها کتاب در تفسیر قرآن به وسیله ی مفسران وقرآن پژوهان نگارش یافته ،و هزاران کتاب ومقاله در رشته های گوناگون

علمی،ادبی،فلسفی،اخلاقی،فردی،خانوادگی،اجتماعی،اقتصادی،حقوقی،دفاعی،
تاریخی،سیاسی و…به وسیله ی پژوهشگران ومحققان برای فهم معارف ومفاهیم،واژه هاومعانی،فصاخت وبلاغت وشناخت ابعادورموز قرآن به بشریت عرضه گردیده،و علوم گوناگون ومتنوّعی از این راه پدید آمده است،با این وصف هر گاه اندیشمند وپژوهشگری به سوی چشمه ی زلال وجوشان قرآن برود،با طراوت و تازگی ،شادابی وعمق و زیبایی ومحتوای جدیدی روبرو می

شود وبه حقایق تازه ونوینی می رسد ! چرا که قرآن کلام حق است ونامتناهی وبی کرانه،واین انتظار که انسان بتواند همه ی ابعاد و چهره های قرآن را بنگرد وبشناسد وبه نهایت آن برسد،بسان انتظار جای دادن آب دریایی موّاج ویا اقیانوسی بی کرانه در کوزه ای ناچیز است.

امیر (ع)-صحیفه ی جان را به نور این پدیده ی شگرف وحی نور باران ساخته است-در اشاره به این حقیقت می فرماید قرآن ظاهری زیبا وشگفت انگیز ودرنی پر مایه وعمیق دارد.اسرار نهفته و شگفتی های آن،پایان پذیر نیست ونوآوری ها وزیبایی های آن هرگز به کهنگی نمی گراید وهرگز تاریکی های جهل وظلم، جزبه وسیله ی آن رفع نخواهدشد

ازبحث های اساسی و بسیار پیچیده
یکی از بحث های اساسی وبسیار پیچیده که درقرآن کریم عنوان شده است،موضوع قانونمندی جامعه وتاریخ، یاسنن وضوابطی است که برجامعه وتاریخ حکومت می کند.آیات بسیاری ازقرآن،به ویژه در بخش تاریخی آن ،بیانگر این حقیقت است که بر روند جامعه وتحوّلات تاریخی ،تصادف واتفاق حکم نمی راند،بلکه تحوّلات ودگرگونی های تاریخ،از حیات ومرگ وصعود وسقوط جامعه هاو سلسله ها گرفته تا درخشندگی وشکوفایی وغروب غمبار تمدّن ها،همه وهمه تابع یک سلسله قالب

ها،ضابطه ها،معیارها ومقررات مشخّصی است،که از آنها به«سنن الهی » یا«قوانین حاکم بر روند جامعه وتاریخ» تعبیر می گردد.سنن وضوابطی که مقتضی نیاز های فطری ومحصول عمل کرد انسان است که به او باز می گردد.ضوابطی که جامعه ی بشری می تواند در پرتو آگاهی وآزادی ،آنها را بشناسد وبا ایجاد رابطه ی مثبت ومطلوب با آنها که جلوه ای از حاکمیت اراده ی خدا بر

تاریخ است ـسر نوشت خود را سعادتمندانه ومترقی وبالنده وهماره رو به رشد واوج ،رقم زند ویا با عدم شناخت آنها وایجاد رابطه منفی ونا مطلوب با آنها،شرایط و مقدّمات عقب گرد،
اسارت وسقوط ونگون بختی خویش را بر اساس سنّت های تخلّف نا پذیر وجهان شمول خدا فراهم آورد.

قرآن وطرح آفرینش انسان

در این که کدام یک از این دیدگاه های سه گانه به واقع نزدیک وکدام بیگانه اند،اظهار نظر قطعی شاید مشکل باشد ،امّا به نظر می رسد نظریه ی نخست ـ که عامل فطری واقتضای طبیعی را ،انگیزه ی گرایش به زندگی اجتماعی عنوان می کند ـ از دو نظریه دیگر دلنشین تر و واقع بینانه تر است،چرا که با تعمّق بیشتر ،به نظر می رسد گویا زندگی اجتماعی طرحی است در آفرینش

انسان وباطبیعت بشری او سرشته شده است .این شیوه ی زندگی گویی ریشه در اعماق جان بشر دارد،به طوری که تا انسان با این ویژگی ها وکشش های انسانی باقی است،این گرایش به سوی جامعه وحیات اجتماعی نیز در او تجلّی خواهد داشت .
این دیدگاه را طرفدارانش از قرآن الهام گرفته وبرای استحکام در یافت واستنتاج
خود ،آیاتی را نیز گواه آورده اند ،برای نمونه:

۱٫قرآن در سوره ی حجرات آیه ی/۱۳ می فر ماید :
هان ای مردم !ما شما را از یک مرد وزن آفریدیم وشما را تیره ها وقبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید،اینها ملاک امتیاز نیست ،بلکه گرا می ترین شما نزد خدا با تقوا تر ین شماست،خداوند دانا وآگاه است.

۲٫در سوره ی فرقان ایه ی/۵۴ می فرماید :
او کسی است که از آب، انسان را آفرید،آن گاه او را نسب وسبب قرار داد ونسل او را از این دو راه ،گسترش دادوپروردگار تو هماره توانا بوده است.

۳٫ونیز در سوره ی زخرف آیه ی/۳۲ می فرماید :
آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم می کنند؟! ما معیشت آنها را در حیات دنیا در میانشان تقسیم کردیم وبعضی را بر بعضی بر تری دادیم،تا یکدیگر را مسخّر کرده وبا هم، تعاون وهمکاری نمایند،ومهرورحمت پروردگارت از همه ی آنچه آنان گرد آوری می کتتد بهتر است.

نکته های ظریف از آیات
. در آیه ی نخست،قرآن درقالب یک دستور پرمحتوای اخلاقی واجتماعی،به فلسفه ی آفرینش انسان،به صورت ملّت ها،وامّت ها وقبیله های گوناگون اشاره دارد،که امکان بازشناسی افرادرا ازیکدیگر آسان می کند وواقعیتی را-که زیر بنا واساس ولازمه ی زندگی گروهی اجتماعی است-بیان می کند.تگر به راستی زندگی اجتماعی به صورت طرحی در آفرینش انسان نبود،پس فلسفه ی
بازشناسی افراد واقوام وامّت ها ازیکدیگریعنی چه؟وچه ضرورتی داشت؟
به عبارت دیگر، اگر اختلاف رنگ ها وچهره ها وقبیله ها،مقدّمه ی بازشناسی افراد از یکدیگر است،واگر این باز شناسی،مقدّمه ی زندگی جمعی وهماهنگ ومشترک است،بر این باور طرح زندگی اجتماعی درآفرینش انسان مورد نظر بوده است
از شاهکارهای قرآن
بر این باور،از شاهکارهای قرآن وپیامبراین بودکه زنجیرهای خرافه واوهام وتحجّر وتاریک اندیشی را از دست و پای خرد واندیشه بشر گشود.انسان را آزاد ساخت،دعوت کرد،ترغیب نمود،ودر آسمان بی کران رشد واوج،به پرواز در آوردتا در کران تا کدان طبیعت وتاریخ سیر کند،بیندیشد،به تفکر برخیزد،
وقوانین ونظامات حاکم برطبیعت وسنن حاکم برجامعه وتاریخ رابشناسد.

شیوه ی قرآن درترسیم رخدادها
قرآن،کتاب تاریخ نیست،به همین جهت در پی انعکاس گسترده ی رویدادها واتفاقات به سبک تاریخ نگاری رایج در میان انسان ها نیست،هم چنان که دربیان حوادث گزیده ی خود نیز،برای خود سبک ویژه ای دارد.
گاهی از کنار یک حادثه ی مهّم تاریخی با اشاره ای پر معنا واندیشاننده به جان مطلب،می گذردوگاهی به طورمتوسط،وگاه هم کمی گسترده به ترسیم رخدادهای عبرت انگیز والهام بخش می پردازد.

برخی رویدادهای مهّم تاریخی در یک سوره وبرای یک بارمنعکس می کند ودر آن انعکاس،ده ها،آری ده ها درس سازنده بیان می کند،برخی دیگر را در
سوره های متعدد وآیات مختلف،امّا با نکات زیبا،ابتکاری وجدید، وبرخی را درحدود سی مرتبه طرح می کند،امّا شگفت انگیز این جاست که نام قهرمان یا
قهرمانان داستان،تکرار می شود امّا محتوا ومعنا ونکات،نه تنها ملال آور نیست،

بلکه به دلیل پیام ها و درس ها ومطالب شنیدنی وجدید ومتنوع ،جالب ودوست داشتنی است و در بردارنده ی درس های نوینی برای فرد،خانواده،حکومت ومدیریت وجامعه ها وتمدّن هاست.
قهرمانان داستان های قرآن نیز،ازنظر جنسیت،نژاد،عمر،موقعیت فکری،فرهنگی،شرایط اجتماعی،سیاسی،اقتصادی و…گوناگونند.
گاهی قهرمان داستان ،پیام آورحق واصلاح طلبی بزرگ است،گاهی پیاده کننده وتحقق بخش دستورات حق.
گاهی کاخ نشین است وگاهی کوخ نشین.
زمانی چوپان است وزمانی باغبان وکشاورز.
گاهی الگویی موفق وسازنده است وگاهی نمونه ای ناموفق وبرای هشدار بیان راز شکست عدم موفقیت.
دربرخی از آیات،قهرمان داستان،فرمانده میدان نبرد است،ودر برخی دیگر ،مدیر کلّ و وزیر کار آمد ودرستکار ودادپیشه.
در جایی،کودک نیل است ودر جای دیگر مرد فرهنگ وروشنگری وتحول وانقلاب.
جایی قهرمان داستان،دختری آزاده وپاک روش ودرست منش است وجایی پسری خوشفکر وکمال جو واوج طلب.

گاهی مرد است وگاهی زن،زمانی میان سال است وزمانی پیر وزمانی جوان.
درمیان قهرمان داستان های قرآن،یهودی هست،نصاراهم هست،روشنفکر وساحر هست،ملکه ی نواندیش وهدایت یافته وترقی خواه واصلاح طلب نیز وجود دارد.انسان درانتظار نوید وامیدوبه چشم می خورد وموردانتظار هم هست،فرد ورژیم گزافه کار،فزونخواه،بی مهار،تبهکار،استبداد گر،تاریک

اندیش،اصلاح ستیز،خشونت کیش،عالم بی عمل،جاهل بی فضیلت،فاسق،زورمدار وگردنکش به چشم می خورد،هم چنان که شایسته کردار،ساخته شده،تربیت یافته،اصلاحگر،پرواپیشه،توحید گرا،پراخلاص،قانون گرا،پاکدامن،نجیب وخداجو وآراسته ی به ارزش های واقعی دیده می شود، ودل خوش دارندگان به ارزش های بدلی وضد ارزش ها نیز بسیارند که خود نمایی می کنند.

روش نمایش داستان ها ورخداد های تاریخی نیز،در قرآن متنوع است ودر مرز واوج بی نظیری از لطافت وظرافت وویژگی های هنری که در هنر داستان سرایی مطرح است،لبریز می باشد.
گاه نتیجه ی داستان در آغاز منعکس می گردد وبه دنبال آن،خود داستان به صورت گسترده وگام به گام ارائه می شود،نظیر جریان موسی در سوره ی قصص ،که جان مطلب وروح داستان ونتیجه ی آن در چند آیه ترسیم می گردد که :هان ای مردم! عنصر فرو مایه وخود کامه ای در نقطه ای از

سرزمین خدا، گردن کشی وطغیان گری پیشه نمود وبه قانون گریزی و حق ستیزی سهمگینی بر خاست. او مردم آنجا را با نواختن مارک ها وانگ ها شقه شقه وفرقه فرقه ساخت،آن گاه گروهی را با پرونده سازی های رسوا قتل عام نمود،گروهی را بست،وگروهی را به زنجیر ستم وخشونت کشید و زندان هارا آکنده از روشنفکران،نواندیشان،آزادی خواهان،اصلاح طلبان،جویندگان حقوق بشر، منتقدان ومخالفان شیوه ی زور مدارانه وددمنشانه ی استبدادی وانحصاری وپراختناق خود ساخت.

او،به راستی تبهکار بود. در این فکر بود که از ظهور یک توحید گرای ضلم ستیز ویک قهرمان آزادی خواه واستبداد ناپذیر وبیداد گر،جلوگیری کند،امّا اراده ی خدا چیز دیگری بود،همان بود که تحّول عظیمی با بعثت موسی پدید آمد وفرعون وگردن کشان واقتدار گرایان و محافظه کاران همراه او-که بر آن شرایط بسته واسارتبار وددمنشانه ی غالب وحاکم، با تاریک اندیشی وتعصبی کور،پای فشرده وبا هر نوع رشد وپیشرفت، آزادی وخردگرایی، مشارکت جامعه در تعیین سرنوشت خویش ونظارت بر قدرت ملّی، در جنگی آشتی ناپذیر بودند-به بوته ی هلاکت سپرده شدند، وحق وعدالت و آزادی پیروز شد

.
آن گاه،پس از ترسیم وگزارش این نتیجه ی درس آموز،عبرت انگیز، نوید بخش وپر جاذبه،وارد اصل داستان می شود.
گاه داستان به طور مستقیم و بدون مقدمه،به طور فشرده وزیبا وابتکاری،
منعکس می شود،همانند جریان ولادت مسیح (ع) یا داستان سلیمان وجست وجوی او از هدهد وبرخورد با مورچه، که این نمونه ها به طور بی مقدمه و غافیل گیر کننده ای ترسیم می شود ،وگاه هدف اذ بیان ماجرا و حادثه ی تاریخی ،روی قهرمان آن حادثه دور می زند،هم چون آوردن نام ابراهیم واسماعیل در بنیاد کهن ترین معبد توحید گرایی وآزادگی در دوّمین از قرآن شریف .

زمانی راز ملاقات یا برخورد،هم بر خود قهرمان داستان پوشیده است وهم بر نظاره گر صحنه،وهم بر شنونده ی جریان .جوّپیچیده ومرموز وغامضی بر حادثه حاکم است وبه نظر می رسد هدف اصلی در داستان ،نمایاندن حکمت خدا در ظاهر کارها وپوشیده بودن ژرفای راز عدالت او بر بندگان است ،وزمانی دیگر درحالی که بازیگران فراموش می شوند ،راز ورمز وثمره ودرس عبرت انگیز داستان بر تماشاگران آشکار می گردد،نظیر باغ داران آزمندی که می خواستند بی سر وصدا ویواشکی میوه ها وفراورده های باغ را بچینند وفقیران مادر مرده را از آنها محروم دارند،که در سو ره ی قلم آمده است.
در جایی اندکی از راز داستان بر تماشاگر آشکار ،وقهرمان داستان مورد بیم وامید است ،ودر جایی دیگر ترس و نگرانی بر هر دو حاکم است،نظیر داستان آوردن تخت ملکه ی(سبا) برای سلیمان ودرآمدن آن بانوی سیاستمدار و نواندیش وآزادمنش بر کاخ بلورین در صحنه ی ملاقات ورویارویی او با سلیمان و بالا زدن ملکه، دامان لباس خود را با این تصوّر که آب ،در کف زمین جریان دارد.
گاه به طور ناگهانی قهرمان وتماشاگر در یک لحظه با یکدیگر برخورد می کنند وراز مطلب بر هر دو معلوم می شود،نظیر ظهور روح خدا بر مریم در هیأت انسانی وروشنگری او در

پاسخ مریم بیمناک که:من از طرف پروردگارم فرمان دارم تا پسری بزرگمنش بر تو عطا کنم .
وسرانجام اینکه :یکی دیگر از ویژگی های هنری ترسیم داستان وسرگذشت در قرآناین است که :گاه یک نمایش از تابلو های مختلف تشکیل شده وفاصله ی میان هر یک از این پرده ها ونشست ها و تابلو ها را حسّ جستجو گر وقدرت خیال پرداز تماشاگر وخواننده ی داستان پر می کند ،هم چنان که با مراجعه به سوره ی یوسف ،ملاحظه می کنیم که این داستان ،از بیست وهشت تابلو یا پرده ،تشکیل شده که به طور مرتب ،پرده می افتد وتابلوی دیگری در برابر دیدگان تماشاگر قرار می گیرد.

در راه هدف های تربیتی وسازنده

این تنوّع واسلوب ویژه وبهره گیری وصف ناپذیر وحیرت آور از ظرافت ولطافت و ویژگی های هنری داستان گویی و داستان سرایی،بدان جهت است که قرآن ،کتاب هدایت است وبرنامه ی تربیت وسازندگی شخصیت بری فرد وجامعه و مدیریت آن .کتاب وارستگی وشایستگی است، کتاب تزکیه یرذیلت ها ونادرستی ها زداینده ی میکروب های اخلاقی واجتماعی و کتاب بهداشت فکر ودل

،زبان وقلم ،منش وعمل ،مدیریت وسیاست وشکوفا وبارور ساختن فضیلت ها وگل بوته ها ولاله های زیبا وخوشبو وعطر آگین مکارم اخلاقی و ارزش های انسانی در کران تا کران مزرعه ی روح

وجان وزبان وقلم وعمل کرد آدمی است، به همین جهت از هر وسیله ی مثبت وهر طریق سازنده وخلّاق و هر ابزار شایسته و کارایی ،از آن جمله تاریخ و داستان سرایی در راه وصول به هدف های تربیتی و والای خود با شایسته ترین اسلوب ومؤثر ترین سبک روش بهره می جوید.قسمت های حسّاسی از تاریخ را که تفکّر انگیز و تدبّر آفرین است وانسان را در جستجوی حق وپذیرش آن مدد

می بخشد ،ترسیم می کند ،به اعماق جان ووجدان انسان هنر دوست وزیبا پسند خطور ونفوذ می کند فشرده ای از تجربیات گرانبهای پیشینیان را در اختیار نسل های کنونی وآینده می نهد ،درس های عبرت انگیزی را به منظور دریدن پرده ها وحجاب های غرور وفریب ،غفلت وهوا ،دنیا پرستی ومستی نعمت ها ،کبر وغرور،جهل و دنباله روی ،تعصّب ولجاجت ،نفاق وناخالصی ،گناه و عصیان ،کفر واغراض ،تجاوز و عدوان ،ظاهر بینی وسطحی نگری ،حجاب ضخیم رهبران فاسد والگو های نا شایسته ،حجاب محیط وجو ناسالم ،حجاب پندارها وآرزو ها ،حجاب وسوسه های شیاطین

وطواغیت ،حجاب دوستان گمراه ودشمنان مکّار ،حجاب ذوب شدن در زور مداران ودیدن رویدادها و حقایق برابر دلخواه ویا با چشم علیل وتحلیل بیمارگونه و انحصارگرانه یآنان و.. آری،برای دریدن این پرده ها و حجاب های ضخیم ،این حقایق عظیم را بیان می کند .انسان نواندیش و کمال جو را در نبرد با ضدّ ارزش ها ،قوّت قلب و ثبات قدم می بخشد وسنّت های حاکم بر جامعه وتاریخ را ضمن این قطعات وفراز های حسّاس تاریخی،ارائه می دهد.

کتاب بزرگ تربیت

آری ،قرآن کتاب تاریخ نیست ،بلکه بیش از هر چیز کتاب بزرگ آموزش و تربیت و سازندگی وعدالت وآزادگی است. کتابی است که رسالت عظیم وشکوهبار خود را به طور روشن وصریح ،این گونه اعلام می کند :
۱٫دعوت به نو اندیشی ،نو پردازی وپرورش فرد وجامعه روشن اندیش وتوحیدگرا وحق طلب ورعایت گر مقررات خدا و حقوق مردم.

۲٫ بیرون بردن ونجات بخشیدن انسان از تنگناها و تاریک اندیشی های ظلم وجور و بلای استبداد و خودمحوری وحق کشی به سوی فراخنای نور ورستگاری و‌آزادی و برابری و حقوق انسان .
۳٫ بنیاد عدل وداد و برقراری قسط وانصاف و توزیع عادلانه ی و بهینه ی فرصت ها ،آگاهی ها و امکانات رشد و اوج و شکوفایی در کران تا کران جان و روح فرد و روابط خانواده و در مناسبات فرهنگی ،فکری ، خبری ،اجتماعی ،اقتصاذی ،سیاسی ومدیریت جامعه بشری .

۴٫ بیان تمامی حقایق و واقعیت ها ضوابط تضمین کننده ی سعادت ورفاه وامنیت وآزادگی انسان .
۵٫ وسرانجام تأمین آرامش روان و صلح وامنیت درون وبرون جان ،برای بشریت ،با اعطای شرح صدر ورفع حرج وتساهل وتسامح وتربیت مترقی و توسعه پایدار.

رسالت قرآن
این رسالت خطیر وعظیم را می توان بدین صورت از خود قرآن دریافت کرد: ۱٫دعوت به توحیدگرایی ویکتا پرستی:
سوره احزاب آیه ۴۵ تا۴۷

هان ای پیامبر !به یقین ما تو را به عنوان گواه والگو ونویدرسان و هشدار دهنده فرستادیم،ونیز به عنوان فراخوان به سوی خدای یکتا به فرمان او،وچراغی تابناک و روشنگر گسیل داشتیم .و به ایمان آوردگان نوید ده که برای آنان از سوی خدا ،فزون بخشی بزرگی خواهد بود.
۲٫ بیرون بردن انسان از تیرگی وتباهی های شرک وکفر وستم و واپسگرایی وجمود وتحجر ،به سوی نور حق وعدالت وآزادی وآزادگی وخردگرایی و نواندیشی:
سوره ابراهیم /۲٫

این کتابی است که آن را به سوی تو فروفرستادیم،تا مردم را از تنگناها وتاریکی ها ی شرک وظلم وجهل ،به سوی روشنایی ایمان وعدل وآگاهی وآزادی به فرمان پروردگارشان در آوری:به سوی آن خدای شکست ناپذیر وستوده.
۳٫ بنیاد عدل وبرقراری قسط وانصاف :
سوره نساء/۱۰۵٫

ما این کتاب را به حقّ بر تو نازل کردیم ،تا به آنچه خدا به تو آموخته،در میان مردم قضاوت وداوری کنی ،واز کسانی مباش که از خیانتکاران حمایت نمایی !
۴٫ بنیاد جامعه وتمدّن بر اساس توحید وتقوا :
سوره انعام /۱۵۵ .
واین کتابی است خجسته که آن را بر تو نازل کردیم ،پس ،از آن پیروی کنید ،وپروای او را پیشه سازید ،باشد که مورد مهر خدا قرار گیرد !
۵٫ بیان حقایق وضوابط ومقررات سعادت آفرین به بشریت وزدودن بلای خرافه ،نادانی وبافته های سلطه جویانه وزورمدارانه :
سوره نحل /۸۹ .
وما این کتاب را بر تو فرستادیم ،که بیانگر همه چیز و مایه هدایت و رحمت وبشارت برای قانون گرایان ومسلمانان است!
۶٫رسالت شرح صدر و رفع حرج وهدیه ی تساهل وتسامح وتا مین آرامش وامنیت درون وبرون برای بشریت :
سوره اعراف/۲ .
این کتابی است که بر تو فرو فرستاده شده است ـ پس نباید از ناحیه آن ،تنگی وناراحتی در سینه داشته باشی تا به وسیله ی آن ،مردم را از فرجام تاریک اندیشی وبیدادشان ،هشدار دهی و برای مؤمنان پند واندرزی باشد.

 

رسالت تاریخی قرآن
اکنونکه به صراحت آیات قرآن ،رسالت آن روشن است ،باید اندیشید که چه رابطه ای میان این هدف بلند ومترقی وآزادمنشانه از یک سو ،وبعد تاریخی قرآن از سوی دیگر وجود دارد؟چه که بی تردید این رسالت بزرگ را تمامی سوره ها ،آیات وحتی واژه های قرآن نیز به دوش دارند ،و کران تا کران قرآن وابعاد آن ،این اهداف بلند وآزادیبخش وانسان ساز وجامعه پرداز ودادآفرین آن را تعقیب می نماید ،وبه طور طبیعی بعد تاریخی قرآن ـ که بیش از یک چهارم آن را شامل می شود ـ نیز با این اصل همسو وهمراه است .
بر این باور ،رسالت وهدف های آیات تاریخی قرآن نیز ،نجات انسان از تاریکی های شرک وظلم به سوی روشنایی های توحید و آزادی و برابری و تقوای راستین است .واز این جا ،راز این تعبیر های شگرف قرآن در مورد داستان ها وقصص و بعد تاریخی قرآن روشن می شود که گاهی می فرماید :
سوره اعراف /آیه ۱۷۶ .

پس این داستان را برای آنان بازگو کن ،شاید آنان بیندیشند وبیدار شوند !
ویا در سوره یوسف /آیه ۱۱۱ می فرماید :
وبراستی که در سرگذشت آنان ،برای صاحبان اندیشه درس عبرتی است !
و در سوره یوسف / آیه ۳٫ می فرماید :
ما زیبا ترین و نیکوترین سرگذشت ها را از راه این قرآن ـکه به تو وحی کردیم بر تو بازگو می کنیم .
ودر سوره کهف / آیه ۱۳٫ می فرماید :
ما ذاستان آنان را به حق بر توبازگو می کنیم .
درس های متنوع وانسان ساز

نکته ی بسیار مهم دیگر در مورد تاریخ در آینه ی قرآن ،پیام ها ودرس های گرانبهایی که بینش تاریخی قرآن برای رشد وتکامل انسان ،نجات بخشیدن او از تنگناها وتاریکی های حق کشی و استبداد به سوی روشنایی ،واز اسارت شرک وکفر وحق ناپذیری تبعیض به توحید وآزادگی ،برابری وعدالت ورعایت مقررات خدا وحقوق بشر به همراه دارد . این درس ها وپیام ها ،بسیار متنوع و عبرت انگیز است ،که مهمترین آنها، این پیام هاست که در فرصتی مناسب بدین صورت قابل ترسیم و تفسیر و درس آموختن است :

۱٫ انگیزش انسان به تفکر و عبرت آموزی و اندیشاندن،
۲٫ ترسیم سرانجام نیک حق طلبان وعدالت خواهان ،شوم زورمداران واصلاح ستیزان .
قرآن واصل عدالت
عدل،در نظام آفرینش وجهان بینی
عدل ،در نظام حقوقی و وضع قوانین و مقررات زندگی
عدل،در مرحله ی اجرا و سیاست و مدیریت وجها نداری،

عدل ،در سیستم اخلاقی و منش انسانی،ودوشادوش آن محکومیت سخت ونکوهش بسیار از ظلم وجور و بیدادگری وخودسری وخود کامگی و بلای انحصار،استبداد واختناق در تمام صحنه ها و میدان ها وابعاد وجنبه ها در انبوهی از آیات قرآن نشانگر این حقیقت است که از دیدگاه قرآن،نظام هستی بر اساس حق وبر محور عدل استوار است وفرد،جامعه،وحکومت وجهان نیز تنها در سایه ی رشد بخش عدل و داد وبر اساس قسط وانصاف می تواند بماند وجای زندگی انسانی و خردمندانه گردد.

قرآن بذر عدالت وداد گری را بر دل ها وقلب ها وجان های عدالت خواه و حق طلب وتعالی جو می افشاند وظلم را در چهره های گوناگونش نفی و طرد می کند،وبرای درمان این بیماری مهلک واین آفت ویرانگر تمدن ها وجامعه ها طرح ها وبرنامه های بی نظیر وجالبی را ارائه می کند ودر این راه مجاهد ومبارزه ی همگانی وهماره می طلبد.

جهاد و تلاش در همه ی چهره ها و جلوه ها ،با همه ی توانایی ها وظرفیت ها وامکانات،با همه ی شیوه های مطلوب ومفید وثمر بخش وانسان ساز و شرافتمندانه ،جهاد با اندیشه ودانش ،قلم وبیان ،مال وجان وهمه ی وجود که : هان ای بندگان ،وضعیت وسرنوشت فرد وجامعه وتمدّن عدالت خواه وآزادمنش وپای بند به قسط وداد ،بسان انسان پراقتدار وتوانمند ،گویا وفصیح ،صاحب بینش ودانش ،باکفایت وکارا وبا درایتی است که با گفتار وعمل کرد شایسته اش مردم را به عدالت فرا می خواند ،وسرنوشت فرد وجامعه وتمدّن ظالم وستم پیشه نیز همچون گنگ مادرزادی است که از سویی ذلیل وناتوان مطلق است ،واز دیگر سو وابسته وسربار دیگران ،واز طرف سوّم فاقد کارایی وکاردانی وتحرک وتلاش .

طبیعی است که سرنوشت گروه نخست ،تعالی وتکامل وپیشرفت وتوسعه وسرنوشت گروه دوّم انحطاط وسقوط ونگونسازی است .
حقیقت این است که قرآن در مورد حاکمیت عدل وقسط در کران تا کران زندگی انسان ،سرمایه گزاری بسیار نموده ودر آیات متعدد ومتنوعی به طرح جامع وکامل وهمه جانبه ی موضوع پرداخته است .برای نمونه ،در آیاتی پی درپی فرمان قیام همگانی به قسط ودادگری را ترسیم می کند ،ودرآیات دیگر هشدار دارد که مبادا از شاهراه عدالت ودادگری انحراف جویید .گاه برخی ملت ه

ا ونظام های پای بند به عدالت را می ستاید واز آنها تجلیل می کند ،وسرانجام سعادتمندانه وفلاح ونجات عدالت خواهان را در نمایشگاه عظیم تاریخ ودر چشم انداز چشم های جستجوگر ودل های پندپذیر قرار می دهد وگاهی در انبوهی از آیات تکان دهنده اش ،سرنوشت غمبار وعبرت انگیز جامعه ها وتمدّن های ظالم وستمکار و حکومت های انحصارگر واستبدادپیشه را ،که به بوته های هلاکت سپرده اند به تابلو می کشد ،وزمانی هم در قالب مثالی جالب وگویا وجاودانه ،این حقیقت را در لباس محسوس تجسم می بخشد.

معبود وسرشته داری،جزخداگرفتن
قرآن معبود وسر رشته دار وسرپر ستی جزخداگرفتن را،باعث پسرفت وتباهی وسقوط می نگرد ازآن بلای هستی سوز سخت هشدار می دهد،برای نمونه:
۱٫ قرآن درسوره ی عنکبوت درآیات متعددی به سرنوشت دردناک وغم انگیز برخی از جامه ها وقدرت های سرکش وطغیانگر وستم پیشه پرداخته ودر پایان،در قالب مثال جالب وگویایی به ترسیم یک قانون کلّی،ویکی ازسنن خدا

می پردازد که:هر جامعه ونظام وتمّدنی جز یکتا آفریدگار هستی را،با هرپوشش وبهانه وتوجیه،معبود وسرپرست و سرشته دار خود قرار دهد وموهبت حق حاکمیت بر سرنوشت فردی و خانوادگی اجتماعی وسیاسی خود را-که خدا به خودش ارزانی داشته است-به یغما بدهد،درحقیقت به سست ترین وپوسیده ترین تکیه گاه ها تکیه نموده است که جزپسرفت ووابستگی واستبداد وفساد و ورشکستگی و فرو پاشی نتیجه ای نخواهد داشت.
سوره عنکبوت/آیه ۳۹ـ۴۳ .

داستان آن کسانی که غیر از خدا برای خود دوستان وسررشته دارانی برگرفته اند ،بسان داستان عنکبوت است که خانه ای سست وبی بنیان از لعاب دهان خویش ،برای خود ساخته است ،وبراستی که سست ترین خانه ها ،همان خانه ی عنکبوت است ،ای کاش این را می دانستند. به یقین خدا هر آنچه را که جز او به خدایی می خوانند ومی پرستند می داند ،واو همان پیروزمند وفرزانه است .واین مثال هاست که آنها را برای مردم می زنیم ،امّا جز دانشمندان کسی پیام آنها را به خردورزی در نمی یابد.

۲٫ در سوره ی بقره این واقعیت را بدین صورت ترسیم می کند که آفریدگار وصاحب اختیار وفرمانده حقیقی توحیدگرایان خداست .اوست که آنان را از ظلمات کفر وحق ناپذیری واسارت رها ساخته وبه سوی نور فلاح ورستگاری رهبری می کند ،اما سرپرست وپناهگاه کفرپیشگان وخودکامگان ،طاغوت وشیطان است که آنها را از نور محروم وبه سوی ظلمت واستبداد می کشاند .
درپذیرش این دین ودین باوری ودینداری،هیچ گونه اجبار واکراهی نیست،چرا که راه رشد،از بیراهه نمایان شده است. پس هر که به طاغوت یاهر بت وگردنکش وابلیسی کفر ورزد وبه خدا ایمان آورد،به راستی به چنان رشته ودستگیره ی نجات استواری چنگ زده است که برای آن گسستنی نیست.وخدا شنوا وداناست.

خداکار ساز ویاورکسانی است که ایمان آورده اندوآنان را از تاریکی های ستم وتباهی به سوی نور وروشنایی آزادی ورستگاری بیرون می برد.وامّاکسانی که کفر ورزیدند،کارسازشان طاغوت های استبداد هستند که آنان رااز نور آزادی وآگاهی بیرون وبه سوی تاریکی ها وتباهی ها می برند.آنان دوزخیانند ودرآن ماندگارخواهند بود.

بینش تاریخی روایات
واقعیت مورد بحث را افزون بر قرآن وتجربیات تاریخی جامعه ها وتمدن ها ،سخنان حکیمانه وستم ستیز پیشوایان حقیقی دین نیز مورد تأیید وتأکید قرار می دهد.
در شماری از روایات ،ظلم وظالم به شدیدترین وجه ممکن مورد نکوهش قرار گرفته ،وستم وبیدادگری مهم ترین آفت دولت ها وجامعه ها وموجب زوال نعمت ها عنوان شده است .به جاست به نمونه های ارزشمندی نظر کنیم :

۱٫ پیامبر گرامی می فرماید: زیان کارترین شما ظالم ترین وبیدادگرترین شماست .
۲٫ ونیز می فرماید : ظلم وبیداد روا داشتن ،بزرگ ترین عصیان ها وگناهان است .
۳٫ ومی فرماید :هر فرد ،جامعه و حکومتی که بر اساس ظلم وجور رفتار کند ،خداوند نابودی او را تسریع می بخشد.
۴٫حضرت صادق (ع) می فرماید :
بندگان خدا ! از ظلم وجور بپرهیزید که باعث ویرانی دل ها وقلب ها وجامعه هاست .
۵٫ ومی فرماید: از ستم کاری وبیدادگری پروا کنید ،چه که ستمکار وبیدادگر ،شقاوت پیشه ای است که حتی از استشمام بوی بهشت هم محروم است .

۶٫ ومی فرماید :با برقراری حاکمیت ظلم وجور است که نعمت های خدا از میان می رود .
۷٫ امیر مؤمنان می فرماید :ظلم وبیدادگری ریشه ومنشأ همه ی رذیلت هاست .
۸ . ومی فرماید :بدترین ذاد وتوشه برای زندگی پس از مرگ،ظلم نمودن در حق بندگان خداست .
۹ . هر انسان وجامعه وحکومتی که راه ستم واستبداد در پیش گیرد ،همان آفت وبلا او را به تباهی وهلاکت سوق می دهد .
۱۰ . ومی فرماید :کسی که نظام وحکومت او ،ظالمانه وزورمدارانه شد ،دولت واقتدار او راه زوال خواهد پیمود .
۱۱٫ پیشوایان بیدادگر شرورترین جامعه هستند ودشمنان امامان راستین .
۱۲٫ ومی فرماید :ستمکاری وظلم ،گام ها را متزلزل ،نعمت ها را سلب ،وامّت ها را به انحطاط و فروپاشی می کشاند .
۱۳٫و می فرماید: ظلم وبیداد دردنیا موجب نابودی وذلّت،ودر سرای آخرت نیز موجب ویرانی ونگونساری است.

قرآن معجزه همیشگی محمّد (ص)
هنگامی که ما مسلمانان از ظاهر قرآن از نظر جنبه های ادبی فصاحت وبلاغت و یا ازباطن قرآن ازنظر قوانین اجتماعی واخلاقی واقتصادی سخن به میان آوریم گویند از روی تعّصب مذهبی وعرق اسلامی است،پس بهتر آن است که تعریف رانگوئیم از زبان دشمن بلکه بگوئیم اززبان آنها که پیرو مذهب اسلام نیستند وشاید روی ادیان دیگری غیر ازاسلام تعّصب دارند بشنویم.برای این کار

مطلبی راکه در روزنامه ی اطلاعات مورخ روز هفتم مرداد ۱۳۵۷نوشته شده در زیر می آوریم:
بعد از جنگ جهانی دوم یک نویسنده ی انگلیسی کتابی تا لیف کرد به نام کتابهایی که دنیا را به حرکت درآورد.وبدون آن که انتخاب خود را به زمان ومکان ویاموضوع خاصّی محدود کند ده کتاب زیر را به عنوان بهترین کتابهای تاریخ بشر معرفی کرد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 37 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد