دانلود مقاله چرا بازارهای مالی قانونمندند

word قابل ویرایش
81 صفحه
13700 تومان
137,000 ریال – خرید و دانلود

چرا بازارهای مالی قانونمندند

یک تحقیق تجربی از اعتبار تئوریهای قانون
ایرن . اس . آلدریج
سوم آوریل سال ‏۲۰۰۴‏‏-‏۰۷‏‏-‏۱۷‏ چکیده
بر طبق قانون عمومی تئوری معیار کارایی بازار (بوچانان و کولاک سال۱۹۶۲) در بخش مالی و تضمین آن و تبادل کارمزد (SEC). پیکره اصلی قانونگذاری بازارهای مالی در ایالات متحده اولین و مقدم ترین مسؤولیت قانونگذاری، حمایت از منافع و حقوق محققان است. بر طبق فرضیه قانون گزینش عمومی (شیکاگو)، وضع شده توسط استیگلر (۱۹۷۱) و پلزمن (۱۹۷۶)، آمده است که قانونگذران که در ایالات متحده و دیگر کشورها انتخاب می شوند نهایتاً مسؤول انتخاب سیلستمداران هستند و قانونگذاری یک مزیت است که گروههای متمایل به انجام

آن با کمک سیاست و آراء، بدست می آید. در ادامه تئوری گزینش عمومی، تصمیمات امنیتی و تبادل کارمزدها باید به منافع تدارک دهندگان بازارهای مالی و شرکتهای سرویس دهنده مالی کمک کند. هنوز مطابق با فرضیه قانون رشد یکنواخت (آلدریج، ۲۰۰۴)، تدارک دهندگان قانون منافع بازار البته نه فقط به معنی زیر بیان می کنند که: قانونگذاری یک دوره رشد کوتاه مدت هموار را طی می کند، خود به خود نوسان می کند و بصورت یک ابزار رشد مالی ایمن در مقابل ریسک درمی آید که تدارک دهندگان بازار (مانند شرکتهای مالی) آنرا در طی تبلیغات و جمع آراء بدست می آورند. در این مقاله، من سه فرضیه که از اطلاعات تصمیمات قانونگذاری SEC استفاده می کنند و از پایگاه اطلاعاتی ثبت شده در دولت فدرال در دوره سالهای ۱۹۷۷ تا ۲۰۰۳ بدست می آیند را آزمایش می کنم. من پشتوانه تجربی محکم برای فرضیه رشد یکنواخت قانون پیدا می کنم.

I. مقدمه
بیشترین فرضی که آزمایش نشده، بر این است که نقش امنیت قانون بازار یک ارتقا در کارآیی بازار است. این دیدگاه بطرز نزدیکی منعکس کننده فرضیه معیار قانونگذاری بوچانان و تولاک (۱۹۶۲) می باشد که وضع کرد که کارآیی بازار باید هدف اولیه نمایندگان قانونگذاری دولت باشد حتی اگر این کارایی یک هزینه اجتماعی بدست آید.

بطور شگفت انگیز، تعداد کمی از فرضیه های مثبت قانون در کاربرد داشتن برای بازارهای مالی مورد بررسی قرار گرفتند. فرضیه گزینش اجتماعی (شیکاگو) که توسط استیگلر (۱۹۷۱) و پلزمن (۱۹۷۶) گسترش یافت، وجود قانون (در هر بازار، شامل یک بخش مالی) را بعنوان یک انتخاب برای شرکتهای قانونمند بیان می کند. از دیدگاه آنان، شرکتهای قانونمند، قانون از سیاستمداران در حین تبلیغات حاشیه فروش و آراء مستقیم بدست می آورند.

هر کسی می تواند در مورد دلایل اینکه چرا فرضیه گزینش اجتماعی در رشد سریع مالی با شکست مواجه شد بیاندیشد و واضح ترین پاسخ بعنوان فرضیه محکم متکی بر کنترل قیمت بعنوان ابزار اولیه قانون ظاهر می شود و این عقیده غیرقابل تطبیق با مقصود تبادل امنیتی می باشد. هنگامیکه فرضیه گزینش اجتماعی در بازارهای مالی مورد آزمایش قرار نگرفته باشد، مطالعات متعددی در دیگر صنایع با درجات پشتیبانی مختلف صورت می گیرد (جسکو و رز (۱۹۸۷) برای حسابداری جامع در بسیاری مطالعات تجربی را ببیند)

بطور کلی، یکی از نتایج غالب در مطالعات انجام شده، اثرات بیان شده قانون است که توسط هر یک از تئوری بالا بخاطر کاهش یافتن رشد مفید (غیر وابسته به پیشرفت فنی) همراه با صنعت اقتصاد قانونمند که با همان واحدهای اقتصادی صنعتی اما بصورت غیرقانونمند مقایسه می شود (برای مثال بیلی و دیگران در ۱۹۸۵) می باشد. این ارتباط منفی تولید و قانون بصورت یک مانع در کنار تئوریهای کارآیی بازار و گزینش اجتماعی برای سالیان طولانی درآمده است و دلیل وجود قانون نشان داده شده برای سرکوب کردن رشئ تولید، بصورت یک معما باقی مانده است.

آلدریج (۲۰۰۴) یک تئوری پیشنهاد می کند که بر معمای تجربی اخیر غلبه می کند. مطابق با مقاله آلدریج (۲۰۰۴)، قانون یک ارتقای پابرجا (یا چرخه یکنواخت تجارت) از سودها و منافع است که بطور وسیعی توسط تجارتهای قانونمند به تنهایی می تواند بعنوان یک امنیت عالی دیده شود که توسط جامعه در سطح وسیعی برای هموار و یکنواخت ساختن شکلهای فنی نامساعد در هموارسازی هزینه شکلهای مثبت برای واحد خروجی بدست آید. بنابراین، یک امنیت مطلوب اشخاص ریسک پذیر را در بازارهای ناکامل (در غیاب قدرت شخصی برای بررسی رشد فنی) فراهم می کند.

در مقاله مذکور، من کارآیی سه فرضیه را در بازارهای مالی در آمریکا توسط کمیسیون امنیت و تبادلات قانونمند شده اند مورد آزمایش قرار می دهم. من فرضیه ارتقای پایدار آلدریج (۲۰۰۴) را آنطور دریافتم که بالاترین شایستگی قابل احترام را برای تصمیمات SEC تضمین می کند. مقاله فوق به ترتیب زیر سازمان یافته است: بخش II فرضیه ها را به تفصیل توضیح می دهند و نیز به جزئیات ابزارهای این تحقیق می پردازد. بخش III نتایج را عرضه می کند و بخش IV نتیجه گیری می کند.
II. شیوه شناسی و اطلاعات

در این مطالعه، من سه فرضیه قانونی زیر را در بازارهای مالی امریکا مورد آزمایش قرار می دهم:
۱) بازارهای مالی برای جلوگیری از بی کفایتی قانونمند یا غیرقانونمند (بوچامان و تولاک، ۱۹۶۲)
۲) بازارهای مالی برای منافع شرکتهایی که دارای قوانینی با تابعیت بی واسطه هستند قانونمند یا غیر قانونمند (استیگلر (۱۹۷۱) و پلزمن (۱۹۷۶)). مؤسسات مالی که تأمین کننده امنیت هستند روشن ترین نامزدها برای بهره برداری از قانون SEC هستند بشرطی که این فرضیه درست باشد.

۳) بازارهای مالی برای هموارسازی چرخه های تجارت در صنعت مالی، قانونمند یا غیرقانونمند هستند ]آلدریج (۲۰۰۴)[. همانطور که در ۲ قسمت ذکر شد، شرکتهای مالی که بی واسطه توسط قوانین SEC متأثر می شوند دارای ثباتی می گردند که تجارت ابتدایی آنها مستقیماً مرتبط با بازارهای مالی است. برای مثال، حق الزحمه امنیت.

در ادامه در مقاله پوزند (سال ۱۰۷۴، صفحه ۳۳۵) و آلدریج (سال ۲۰۰۴)، من قانون را بعنوان مالیاتها و مساعدتهای همه گونه ها، برای آشکارسازی کنترل قوه مقننه و حکومتی بر نرخها، ورودی (درآمد) و دیگر جنبه های فعالیت اقتصادی تعریف می کنم. بنابراین، من «قانون» را بعنوان هر تصمیم قوه مقننه که تولید را مقید به ثبات در هر راهی نمی کند مورد بررسی قرارمی دهد مشابهاً، من هر تصمیم قوه مقننه که یک درجه افزایش آزادی عمل را برای یک «قانون زدایی» استحکام می بخشد ملاحظه می کنم. برای اهداف این مطالعه، به منظور تسهیل جداسازی تصمیمات چند گانه یک روزه قوه قانونگذاری، من «درجه قانون» را بعنوان تناسب تصمیمات قوه مقننه که در هر تاریخ داده شده گرفته می شوند و بعنوان تصمیمات قانونگذاری مشخص می گردند تعریف می کنیم.

من روش تحلیل استاندارد مطالعه رویدادها را برای ارزیابی تأثیر تصمیمات قانونگذاری SEC بر اعتبار بازار (که برمی گردد) به حق الزحمه امنیت که بطور آشکار در امریکا بکار گرفته شده و خصوصاً بطور آشکار در مورد «امنیت شکنان، دلالان، و شرکتهای انتشار اوراق بهادار» (کد SIC مطابق با کدهای XXX523NAISC) بکار می رود.
فرضیه ها:

۱) اگر تأثیر قانون بر طبق فرضیه بوچامان و تولاک (۱۹۶۲)، بازدهی بیشتر بازارها باشد، نه تصمیمات برای قانونمندی و نه غیرقانونمندی که توسط SEC گرفته می شوند هیچ تأثیری بر بازگشت سرمایه موضوع محکم سازی بلاواسطه قانون (حق الزحمه امنیت) نباید داشته باشند. بنابراین، تحت شرایط این فرضیه، بازگشتهای غیرعادی بلاواسطه شرکتها که تاوسط هر دوی تصمیمات قانونمندی و غیرقانونمندی متأثیر می شوند باید بطور عادی در هر پیامدی توزیع شوند و بازگشتهای عادی انباشته رویدادها با «درجه» یا شدت قانون همبستگی نداشته باشند (همینطور برای غیرقانونمندی).

۲) اگر در ادامه مقاله استیگلر (۱۹۷۱) و پلزمن (۱۹۷۶)، هر دوی تصمیمات قانومند و غیرقانونمند، محکم کننده منافع در صنعت (حق الزحمه امنیت در این مورد) باشند ما باید شاهدذ بازگشتهای مثبت غیرعادی در هر دوی تصمیمات قانونمند و غیرقانونمند باشیم. علاوه بر این، طبق این فرضیه، در تجزیه و تحلیلی به روش مقطع عرضی بازگشتهای رویدادهای انباشته غیرعادی از حق الزحمه ها، غیرهمبسته با درجه قانومندی مورد تصمیم در هر روز داده شده است.

۳) دیگری آنکه اگر مطابق با مقاله آلدریج (۲۰۰۴)، قانون برای هموارسازی چرخه های تجارت (رشد) باشد ما باید شاهد بازگشتهای غیرعادی منفی در تصمیمات قانونمند برای مقید کردن واحدهای خروجی و بازگشتهای غیرعادی مثبت آرام و ملایم در تصمیمات غیرقانونمند برای واحدهای خروجی باشیم. بنابراین بازگشتهای تجمعی غیر نرمال حق الزحمه رویدادها بطرز منفی با «درجه قانون» (در مقایسه با غیرقانونمندی) که بطور روزانه تصمیم گیری شده است غیر مرتبط می باشد. علاوه بر این، تحت این فرضیه، بازگشتهای تجمعی غیرعادی از هنگامی که توزیع، بستگی به توزیع متغیر درجه قانون داشته باشد می تواند بصورت نرمال یا غیر نرمال توزیع شود.
نمونه:

برای تعیین اینکه کدام یک از فرضیه ها در رسیدگی به بازارهای مالی مؤثر است، من دو آزمایش در اینجا انجام می دهم:
a) برای طبیعی بودن بازگشتهای تجمعی غیر نرمال رویدادها و
b) برای همبستگی بازده تجمعی غیرنرمال رویدادها با درجه قانون.

با استفاده از روش تحلیل استاندارد مطالعه رویدادها، من پارامترهای مدل بازار را در طی دویست و پنجاه روز مقدم بودن هر رویداد قانونمند با هر دو اندیس بازده روزانه هم وزن و هم ارزش در پرتفوی بازار که بعنوان معیار سنجش پرتفوی بازار مورد استفاده قرار گرفته است تخمین می زنم. دریچه رویدادها برای استفاده دو روز انتخاب می شود: روز «صفر» عبارتست از تاریخ تصمیم قانونگذاری، و روز «یک» عبارتست از روز تجاری بلافاصله بعد از تاریخ روز «صفر». دلیل اصلی برای انتخاب یک دریچه رخداد دو روزه در تصمیم قوه مقننه برای پردازش توزیع وجود دارد که عبارتست از: تمام تصمیمات قانومنمند و غیرقانونمند، تا ساعت ۶ صبح روز بعد از تصمیم گیری برای عموم قابل اجرا و آماده است، اگرچه منطقی است فرض کنیم که بسیاری از تصمیمات در همان روزی که گرفته می شوند توسط SEC آشکار می‌شوند.

بنابراین، در پنجره تخمین که در آن هر رویداد i و I مقدم است، من از OLS برای تخمین ضرایب زیر استفاده می کنم:

و در جائیکه ، بازده روزانه یکی از شاخصهای هم وزن یا میانگین موزون ارزش، و بازده روزانه کل برای صنعت حق الزحمه امنیت است.
بعنوان یک تغییر روزانه نرمال شده در سرمایه ای کردن کل بازار در صنعت محاسبه می شود و بعداً در تعیین بازده های غیر عادی در صنعت در طی دوره رویداد بکار می رود. بازگشتهای غیرنرمال در حسابرسی هر رویداد i به شرط زیر تخمین زده می شد.

و مطابق بازگشتهای تجمعی غیر نرمال به شرح زیر محاسبه می شود:

از مثال مقطعی با هر دو وسیله، اختلافهای مستقیماً تخمین زده شده سنجیده می شوند.
برای امتحان وابستگی بازگشتهای غیرعادی مقطعی در قانون، من «درجه قانون» را یک معیار از تصمیمات گرفته شده قانونمند و غیرقانونمند که در هر تاریخ داده شده گرفته می شوند تعریف می کنم.درجه قانون، یک نسبت از تصمیمات قانونمند (واحد خروجی مقید شده) گرفته شده در یک تاریخ داده شده است به تمام تصمیمات (هم قانونمند و هم غیرقانونمند) اخذ شده در آن روز:

هنگامی که تعداد تصمیمات قانونمند گرفته شده در تاریخ t باشد و تعداد تصمیمات غیرقانونمند گرفته شده در همان تاریخ t باشد. بنابراین، اگر فقط یک تصمیم در تاریخ t گرفته شده باشد و این تصمیم بصورت یک تصمیم قانونمند (در مقابل غیرقانونمند) باشد، آنگاه درجه قانون در تاریخ t، برابر است با یک.
با استفاده از OLS، من پارامترهای وابسته مدل مقطعی را با استفاده از بازده غیرعادی تجمعی دو روزه، در رویداد حسابرسی هر تاریخ با حداقل یک تصمیم قانونمند تخمین می زنم:

برای بدست آوردن خطاهای تصادفی سازگار با تخمینهای و ، من از تخمینهای آماری دو مرحله ای از روش کمترین مربعات واریانس ضرایب استفاده کرده ام.
فرضیه های a و b همراه با سه فرضیه مورد بحث بالا سرانجام به نتیجه زیر می رسند:

برای پابرجا ماندن نظریه کارآیی بازار، باید هر دو فرضیه و ارضا شوند برای غالب شدن تئوری گزینش اجتماعی ما باید بتوانیم فرضیه را رد کنیم ولی فرضیه را باید ثابت کنیم. سرانجام، برای اثبات فرضیه هموارسازی چرخه تجاری باید بتوانیم فرضیه را رد کنیم؛ در مجموع، ارزش تخمین برای پذیرفتن تئوری اخیر باید منفی باشد.
داده ها:
ما فرضیه های استفاده کننده از بازگشتهای سهام روزانه CRSP طی سالهای ۱۹۹۶-۲۰۰۳ با کد (NAISC Code 523XXX)SIC6211 آزمایش می کنیم: «امنیت شکنان، دلالان، و شرکتهای تانتشار اوراق بهادار. تجارتهای با سرمایه گذاری بانکداری تحت شرایط کد مذکور و امنیت معامله کنندگان، حق الزحمه تأمین کنندگان امنیت، فعالیتهای سرمایه گذاری های مالی متفرقه و واسطه های متفرقه.
واحدهای اقتصادی با قیمتهای صفر یا زیر صفر ثبت شده در CRSP در طی دوره نمونه، از نمونه a در هنگامی که سرمایه زیر ۲۰ میلیون دلار در هر زمان در طی دوره نمونه پاک شد. نمونه CRSP شامل ۲۰۱۶ مشاهدات روزانه برای واحدهای اقتصادی در رده SIC211T بود.
تصمیمات کمیسیون قانونگذاری در مورد امنیت و تبادلات طی سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۳ از دفتر ثبت فدرال پایگاه اطلاعاتی مستمر بیرون کشیده شد. هر ۱۱۳ تصمیم گرفته شده توسط SEC در طی دوره مذکور بطور دستی به گروههای «قانونمند»، «غیرقانونمند» و «بی اأثیر»، بسته به اینکه آیا به ترتیب تصمیم به واحد خروجی مقید دشه است، تسهیل در تجارت بوجود آمده است یا خیر، تقسیم شده است. تمام تصمیمات SEC در این دوره و تقسیم بندیهای آنان که توسط مؤلف فهرست شده است در ضمیمه I آمده است.
III. نتایج
جداول، نتایج آزمایشات تئوری را خلاصه می کند.
جدول I
حق الزحمه ایمنی شغلی در بازگشتهای غیر نرمال در تصمیمات در بر گیرنده حسابرسی رویدادها توسط قوه مقننه که توسط کمیسیون ایمنی و تبادلات صورت می گیرد.
مقادیر t در پرانتزها نوشته شده است.
معیار سنجش پرتفومی میانگین موزون ارزش در تخمین بازگشتهای غیر نرمال معیار سنجش هم وزن پرتفومی در تخمین بازگشتهای غیر نرمال
میانگین تجمعی بازده غیرنرمال میانه بازده
غیرنرمال میانگین بازده
غیرنرمال میانگین تجمعی بازده غیرنرمال میانه بازده
غیرنرمال میانگین بازده
غیرنرمال
۰٫۰۰۰۶۸۱
(۰٫۰۳۹۹) -۰٫۰۰۱۵ -۰٫۰۰۰۶۸۱
(۰٫۳۹۹)۱ -۰٫۰۰۰۲۷۵
(-۰٫۰۱۳۷) -۰٫۰۰۴۲ -۰٫۰۰۰۲۷۵
(۰٫۰۱۳۷) روز
“۰”
۰٫۰۰۱۱۲۷
(۰٫۰۵۴۴) -۰٫۰۰۰۳ ۰٫۰۰۰۴۶۶
(۰٫۰۳۱۳) -۰٫۰۰۰۵۹۹
(۰٫۰۲۳۶) -۰٫۰۰۰۸ -۰٫۰۰۰۳۲۴
(-۰٫۰۱۸۶) روز
“۱”

هیچکدام از نتایج عرضه شده در جدول ۱ مهم نیستند و از این رو نرمال بودن یا غیرنرمال بودن بازگشتهای غیرنرمال تجمعی می تواند مورد قبول واقع نگردد.
نتایج آزمایشات فرضیه در جدول ۲ عرضه شده است.
جدول ۲
وابستگی بازگشتهای غیر نرمال تجمعی به درجه قانون

تخمینهای بی غرض برای میانگینهای شامل استفاده از OLS شد. واریانسهای سازگار غیر هم نوع با استفاده از ۲SLS تخمین زده شد.
مقادیر آماره های Z هم در پرانتزها گزارش شده اند.
معیار سنجش پرتفوی میانگین موزون ارزش در تخمین بازگشتهای غیرنرمال معیار سنجش هم وزن پرتفوی در تخمین بازگشتهای غیرنرمال
۰٫۰۰۲۶***
(۵٫۹۷۸۰) ۰٫۰۰۴۳***
(۷٫۲۹۷۹)
-۰٫۰۰۳۱***
(-۴٫۰۳۷۷) -۰٫۰۰۹۸***
(-۹٫۸۰۳۰)

*** اهمیت ضریب اطمینان بالای ۹۹ درصد را نشان می دهد.
از جدول ۲، روشن است که داده ها با اینکه با قاطعیت فرضیه (استقلال بازگشتهای غیرنرمال در بر گیرنده یک تصمیم قوه مقننه و مطابقت داشتن آن با درجه قانون) را رد می کند اما همچنین بازگشتهای تجمعی غیرنرمال در حسابرسی رخدادها بطور منفی با درجه اعلام شده قانون مرتبطند: هرچه صنعت معاملات قانونمندتر شود، ارزش بازار در صنعت پایینتر می آید (بطور بالعکس، هرچه نتایج تصمیمات SEC غیرقانونمندتر شود، بازده غیرنرمال متعاقب معاملات بیشتر می شود).
بنابراین، نتایج جدولهای ۱ و ۲ هر دو نظریه کارآیی بازار و گزینش اجتماعی که وابسته به بازارهای مالی هستند را رد می کنند و بطور محکم بجای آن، از فرضیه چرخه تجاری هموارسازی قانون پشتیبانی می کنند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 13700 تومان در 81 صفحه
137,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد