مقاله بررسی تامین مالی اسلامی و مالیات متعارف

word قابل ویرایش
29 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
12700 تومان
127,000 ریال – خرید و دانلود

چکیده
یکی از منابع مالی مهم دولت ها از جمله حکومت اسلامی مالیات است . نظام مالیاتی به عنوان یک خرده نظام ، باید در راستای پاسخ گویی به نیازها و تکفل مسؤولیت مربوط به خویش ، متحول شود. این مقاله با همین نگاه تلاش می کند تا لایحه تحول نظام مالیاتی کشور را بر اساس آموزه های اسلامی مورد بازخوانی قرار دهد.در واقع این نوشتار درصدد است که نظام مالیاتی مدنظر لایحه اصلاحیه قانون مالیات های مستقیم را که به عنوان یک خرده نظام از نظام مرجع اقتصاد اسلامی شکل می گیرد از منظر شریعت اسلامی مورد مطالعه قرار دهد. بر این اساس تلاش شده است با استخراج اهداف میانی و معیارهای حاکم در نظام مالیاتی اسلامی بر پایه آموزه های دینی ،مالیات های متعارف در این لایحه مورد بررسی قرار گیرد. در این مقاله به بررسی مالیات های اسلامی و مالیات های موجود در نظام مالیاتی ایران می پردازیم و با ملاک قرار دادن مالیات های اسلامی به عنوان مبنا و پایه ، مالیات های متعارف را مورد بررسی قرار داده ایم .
واژه های کلیدی : مالیات اسلامی ، مالیات متعارف ، فقه
مقدمه
نیازهای مالی حکومت اسلامی علاوه بر راه های شرعی تامین آن مانند خمس ، زکات و انفال می تواند از طریق وضع مالیات نیز تدارک یابد، زیرا ولی امر درحکومت اسلامی از جانب خداوند بر اموال مردم ولایت دارد و می تواند بر خلاف میل آنان در اموالشان برای حفظ مصالح دین و مردم تصرف کند. ضرورت بهبود وضعیت مالیاتی کشور با توجه به نیاز به درآمدهای جایگزین نفت و افزایش ظرفیت مالیاتی کشور و تأمین حداقل هزینه های جاری دولت از طریق مالیات مورد تأکید اندیشمندان است (مومن قمی ،١٣٨۵).
از آنجا که اجرای قوانین و مقررات کشور باید با مبانی دینی مخالفت نداشته باشد لازم است تدوین مقررات جدید برای اصلاح ساختار مالیات ها از جهت سازگاری با مبانی شرعی مورد بررسی قرار گیرد. حوزه اختیارات ولایت فقیه این اجازه را به دولت می دهد که بر اساس مصالح اجتماعی مسلم در حد لزوم -به جهت هزینه های اساسی که قانون بر عهده دولت نهاده است – به تأمین درآمد دست بزند. دولت در کسب درآمد باید ملاحظات اجتماعی ، اقتصادی را رعایت نماید و در چارچوب فقه اسلامی از اختیارات خود استفاده کند. یکی از نکاتی که لازم است در تدوین مقررات مالیاتی مورد توجه قرار گیرد آن است که نظام مالیاتی با نظام مالیات های اسلامی سازگار و هماهنگ باشد . سازگاری و هماهنگی ابعادی دارد. گاه مالیات حکومتی در کنار مالیات اسلامی به عنوان مکمل انجام وظیفه می کند، گاه از روش های مالیات اسلامی بهره برداری می کند و گاه نظام مالیاتی به گونه ای سامان می یابد که به یک پایه مالیاتی وقتی مالیات اسلامی آن پرداخت شود مالیات حکومتی آن نیز پرداخت شده باشد(رضایی دوانی وخادمی جامخانه ،١٣٩٠).
١. انواع مالیات های اسلامی
مالیات ها در اسلام در یک تقسیم بندی کلی به مالیات های ثابت و مالیات های متغیر تقسیم می شوند:
١-١. مالیات های ثابت :
مالیات هایی است که بر حسب تشریع اولی و مستقیما از طرف شارع وضع شده اند و مورد و مقدار و یا نسبت خاصی برای آن ها در نظر گرفته شده است . این مالیات ها شامل موارد زیر است (مدرس ، ١٣٨١):
زکات ؛ در کلام عرب از ماده «ز ک و» گرفته شده و دو معنی برای آن ذکر شده است : رشد و نمو و طهارت (پاکی ). زکات یکی از مهم ترین دستورات دین اسلام است که در بسیاری از موارد همراه با نماز ذکر شده است (کیاالحسینی ،١٣٧٧). زکات بر دو نوع است :
١) زکات فطره ؛ کسی که موقع غروب آفتاب شب عید فطر بالغ و عاقل و هوشیار است و فقیر و بنده کس دیگری نیست ، باید برای خودش و کسانی که نان خور او هستند، هر نفری یک صاع گندم که تقریبا سه کیلو است ، گندم ، جو، کشمش ، برنج یا ذرت و مانند این ها به مستحق به عنوان زکات بدهد(مدرس .١٣٨١).
٢) زکات اموال ؛ مقصود از زکات اموال ، زکاتی است که سالانه به برخی از اموال تعلق می گیرد. زکات در
٩ چیز واجب گشته است که عبارتند از: غلات اربعه (گندم ، جو، خرما و کشمش ) انعام ثلاثه (گاو، گوسفند و شتر) و نقدین (طلا و نقره )(غفاری ،١٣٨۶).
در قرآن هشت مورد مصرف برای زکات ذکر شده است : فقرا و مساکین ، عاملان زکات ، ایجاد الفت ، آزادگی بردگان ، بدهکاران ، در راه خدا و در راه ماندگان (لشکری ،١٣٨٠).
خمس ؛ در لغت به معنای یک پنچم و در اصطلاح شرعی ، مالیاتی معادل یک پنجم است ؛ که شریعت ، آن را در مواردی تعیین کرده است . با ملاحظه خصوصیاتی چون لزوم پرداخت و نرخ ثابت و پرداخت سالانه ، می توان خمس را از جمله مالیات های ثابت دانست که بخش مهمی از هزینه های حکومت اسلامی از طریق آن تأمین می شود( غفاری ،١٣٨۶). خمس به هفت مورد تعلق می گیرد که عبارتند از: «منفعت کسب ، معدن ، گنج ، مال حلال مخلوط به حرام ، جواهری که به وسیله غواصی در دریا به دست می آید، غنیمت جنگی و زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد». یک پنجم این موارد، متعلق به بیت المال است و باید صاحب مال ، آن را از خود جدا کرده و به قصد قربت ، تحویل بیت المال دهد( یوسفی ،١٣٨۶).
خمس در قرآن به شش سهم و به شش مورد اختصاص داده شده است : سهمی برای خدا، سهمی برای رسول خدا (ص ) و سهمی دیگر برای ذی القربی که مقصود امام معصوم از اهل بیت پیامبر (ص ) است و سه سهم برای یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان اختصاص دارد(کرمی ،١٣٨۵).
جزیه ؛ مالیات سرانه ای است که از اهل کتاب ساکن سرزمین های اسلامی و از کفاری که در پناه و ذمه دولت اسلامی زندگی می کنند، اخذ می شود. دولت اسلامی در برابر حفظ جان و مال این گونه از شهروندان ، از ایشان مالیاتی را تحت عنوان جزیه مطالبه می نماید. جزیه توسط آیه ٢٩ سوره توبه وضع گردیده است . جزیه می تواند به صورت مالیات سرانه وضع شود و از هر نفر از اهل ذمه ، سالانه مبلغی دریافت شود و نیز می تواند به صورت مالیات بر اراضی تحت تصرف آنان وضع گردد. در هر صورت مقدار جزیه بستگی به حاکم دولت اسلامی دارد(غفاری ،١٣٨۶).
خراج ؛ خراج از مهم ترین منابع دولت اسلامی در طول تاریخ بوده است ؛ که با فتح زمین های غیر مسلمانان و الحاق آن ها به سرزمین های اسلامی ، ملکیت آن ها دچار تغییر شد. این زمین ها چند قسم بودند(رضایی ،١٣٨٣):
١. اراضی طلوع ؛ زمین هایی که اهالی آن با رغبت اسلام آوردند و زمین ها در دست خودشان باقی ماند.
٢. اراضی مفتوح العنوه ؛ زمین هایی که با پیروزی در جنگ به دست مسلمانان افتاد.
٣. اراضی صلح ؛ زمین هایی که ساکنان آن ، بدون جنگ حاضر به صلح شدند.
۴. انفال ؛ زمین هایی که اهالی آن ، بدون جنگ زمین های خود را رها کرده ، به دست دولت اسلامی سپرده و یا اهالی آن منقرض شده اند.
این زمین ها به تملک دولت اسلامی در می آید و دولت اسلامی با در اختیار نهادن زمین های مفتوح العنوه و صلحی و فی ء(انفال ) به افراد از آن ها خراج می گرفتند. شواهد تاریخی حاکی از آن است که میزان خراجی که گرفته می شده ، ثابت نبوده ، بلکه با نوع محصول و حاصل خیزی زمین تناسب داشته است .
١-٢. مالیات های متغیر:
مالیات هایی هستند که حاکم اسلامی در موارد و شرایط خاصی وضع نموده و از طرف شارع مقدس ، مقدار و نسبت خاصی برای آن ها درشرع مقدس درنظر گرفته نشده است ؛ بلکه تابع هزینه های ضروری و یا مطابق مصلحتی است که حاکم اسلامی در نظر دارد. به عبارت دیگر مالیات متغیر، ابزاری است که در شرایط متحول ، به حاکم اجازه می دهد تا با استفاده از آن ، مشکلات برطرف گردد و در مواردی که هماهنگ و همسو با حرکت نظام اسلامی است ، به کار گرفته شود( لشکری ، ١٣٨٠). این مالیات ها که تحت عنوان مالیات های حکومتی نام برده می شود، بسیار محدود بوده و سهم ناچیزی را دربر می گیرد. اخذ مالیات هایی تحت عنوان زکات مال التجاره در زمان پیامبر و برخی خلفا، وضع مالیات بر اسب ها در زمان حضرت علی علیه السلام و … از جمله مالیات های حکومتی هستند(غفاری ،١٣٨۶).
١-٣. شبه مالیات ها:
در اسلام پرداخت های مالی دیگری نیز وجود دارد که جنبه مالیاتی ندارند؛ به این معنی که یا به طور معمول به وسیله دولت دریافت و هزینه نمی شوند و یا پرداخت هایی هستند که بر اساس الزام و قانون انجام نمی گیرد؛ بنابراین یکی از دو مشخصه اساسی که مالیات ها دارند در این گونه پرداخت ها وجود ندارد؛ ولی در عین حال از نظر عملکرد و نتیجه شباهت های فراوانی با مالیات دارند. البته برخی به صورت وجوبی و برخی به صورت مستحبی انجام می گیرد. پرداخت کفارات مالی ، نذورات مالی و هدی ، شبه مالیات های واجب هستند؛ اما صدقه ، اطعام ، بخشش ، دین ، وقف ، هبه ، هدیه و … مستحب هستند(دفتر همکاری حوزه و دانشگاه ).
٢. انواع مالیات های موجود(قانون مالیات های مستقیم )
مالیات را بر پایه مبانی ملاک ها واعتبارات گوناگون می توان تقسیم بندی کرد وانواع آن را مشخص نمود .
مالیات مستقیم و غیرمستقیم
براساس این تقسیم بندی مالیات از نظرچگونگی تعلق گرفتن به کالاهای موردمالیات دونوع می تواند باشد: مستقیمیا غیرمستقیم .
٢-١. مالیات مستقیم :
بدون هیچ واسطه ای روی درآمد افراد و یا سازمان ها و موسسات اقتصادی بسته شود و توسط مامورین دولتی به طور مستقیم وصول شود؛ مانند مالیات سرانه ای که دولت بر اساس افراد ساکن در کشور و طبق آمار افراد هر خانوار مالیات می گیرد ازاین قبیل مالیاتی که دولت به طور مستقیم از حقوق کارمندان خود کسر می کند. مالیات مستقیم اگر بر اساس میزان دارایی و یا درآمداشخاص و موسسات استوار باشد و شامل درآمدهای سطح پائین نگردد در تامین عدالت اجتماعی نقش بسزایی خواهد داشت .
اگر به طور مستقیم از دارائی درآمد افراد وصول و شامل مالیات بر دارائی مالیات بر درآمد می باشد.
الف : مالیات بر دارائی :
١ – مالیات سالانه املاک ٢ – مالیات بر ارث ٣ – حق تمبر ۴ – مالیات بر درآمد اتفاقی
ب: مالیات بر درآمد:
١ – مالیات بر درآمد اجاره املاک ٢ – مالیات بر درآمد کشاورزی ٣ – مالیات بر درآمد حقوق ۴ – مالیات بر درآمد مشاغل ۵ – مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی ۶ – مالیات بر درآمد اتفاقی
٢-٢. مالیات غیرمستقیم :
آنست که با واسطه و به طور غیرمستقیم ازاصل در آمد شهروندان گرفته می شود و اغلب پرداخت کننده می تواند آن ها را به اشخاص دیگری منتقل کند و خود وسیله پرداخت مالیات باشد. مالیات غیرمستقیم در شکل های گوناگونی قابل پیاده شدن می باشد و پرداخت آن نیز بااینکه بر دوش همگان می باشد ولی محسوس نیست به طور معمول عموم مردم وجود آن را احساس نمی کنند. مانند عوارض گمرگی که بر ورود و صدور کالاها بسته می شود که در نهایت از نوع مالیات غیرمستقیم بشمار می آید؛ زیرا وارد کننده کالا به میزان عوارضی که ازاین بابت به دولت می پردازد به نرخ فروش کالا در بازارهای داخلی می افزاید چنانکه صادرکنندگان کالاهای داخلی به خارج نیز در هنگام خرید و فروش میزان عوارضی را که باید بابت صدور کالا بپردازند از نظر دور نمی دارند. مالیات بر فروش از دیگر شکل های مالیات غیرمستقیم می باشد؛ و آن باین صورت است که ابتدا دولت روی یک کالای ویژه مالیات می بندد و در نتیجه به طور قهری قیمت آن برای مصرف کنندگان افزایش می یابد و در مجموع باید گفت : سنگینی مالیات های غیرمستقیم بر دوش اکثریت قشرهای کم درآمد و فقیر جامعه می باشد: زیرا در پرداخت این مالیات آن کس که دارد و آن کس که ندارد هر دو باید زیر یک بار بروند در این صورت فشار بر کسی است که ندارد .
مالیاتهای غیر مستقیم که بر قیمت کالاها و خدمات اضافه شده و به مصرف کننده تحمیل می گردد بر دو نوع است :
الف : مالیات بر واردات :
١- حقوق گمرکی ٢- سود بازرگانی ٣- ٣ ٪ از مبلغ اتومبیل های وارداتی ۴- ١۵٪ حق ثبت
ب: مالیات بر مصرف و فروش :
١- مالیات بر فرآورده های نفتی ٢- مالیات تولید الکل طبی و صنعتی ٣- مالیات نوشابه های غیر الکلی ۴- مالیات فروش سیگار ۵- مالیات اتومبیل ۶- ١۵٪ مالیات اتومبیل های داخلی ٧- مالیات فروش خاویار ٨- مالیات حق اشتراک تلفن خودکار و خدمات بین الملل ٩- مالیات ضبط صوت و تصویر
٣. انواع مالیات از نظر میزان و نرخ مالیات (فراهانی فرد،١٣٨١)
١) مالیات مقطوع ؛ مانند زکات فطره که هر شخص واجد شرایط باید بپردازد. همچنین بعضی از موارد جزیه و خراج ، از مالیات های مقطوع محسوب می شوند.
٢) مالیات تناسبی ؛ یعنی مالیات هایی که بر اساس نسبت معینی باید پرداخت شوند و کم یا زیاد شدن متعلق مالیات ، در کاهش یا افزایش نرخ اثری ندارد؛ مانند خمس .
٣) مالیات تصاعدی ؛ هیچ یک از مالیات های ثابت اسلامی به شکل تصاعدی وضع نشده است .
۴) مالیات تنازلی ( مدرسی ،١٣۶٧)؛ یعنی مالیات با درآمد رابطه عکس دارد. این قسم از مالیات فقط در زکات حیوانات در برخی نصاب ها متصور است .
۴. تقسیمی دیگراز مالیات متعارف : ازاین دیدگاه که چند درصد مالیات گرفته شود واز چه نوع درآمدی و با چه محاسبه ای مالیات به سه نوع تقسیم می شود .
مالیات تصاعدی : به این صورت است که آنانی که از درآمد بیشتری برخور دارند به صورت تصاعدی مالیاتش افزایش می یابد و درصد بیشتری از درآمدشان را بایستی به عنوان مالیات پرداخت کنند. ازاینرو میزان مالیات هماهنگ با میزان رشد درآمد افزایش می یابد. در نوع تصاعدی ثروتمندان به مراتب بیشتراز فقرا مالیات می پردازند و قشرهای فقیر جامعه در بلند کردن اهرم سنگین مالیات سهم بسیار کمتری دارند.
مالیات تنازلی : عکس روش تصاعدی است ؛ یعنی نظام مالیاتی کشور بگونه ای تنظیم شده است که هر چه درآمد پائین تر باشد مالیات بیشتری باید بپردازد و در برابر آنانی که از ثروت بیشتری برخوردارند مالیات کمتری می پردازند. البته این چنین مالیاتی همیشه با ظاهری مردم پسند و در زیر شعارهای زیبا انجام می گیرد به عنوان نمونه می توان از مالیت های غیرمستقیم سخن راند که بسیاری آن را طرح می کنند در نتیجه بار سنگین مالیات به طور عمده بر دوش محرومان و کم درآمدهای جامعه خواهد بود. گرچه روش مالیات تنازلی می تواند هم به طور مستقیم و هم بطورغیرمستقیم قابل اعمال باشد.
مالیات تعادلی : حد میانگین روش های تصاعدی و تنازلی است ؛ یعنی درآمدهای بالا و درآمدهای پائین هر دو به طور مساوی مالیات می پردازند که البته این نوع مالیات نمی تواند روشی عدالت خواهانه باشد زیرا چگونه کسانی که از ثروت بیشتری برخوردارند و هر روز براندوخته های خود می افزایند همانند کسانی که اندک درآمدی داشته باشند به طور مساوی مالیات بپردازند.
۵. انواع مالیات از جهت مبنای مالیاتی (فراهانی فرد،١٣٨١)
١. مالیات بر درآمد؛ مانند زکات گندم ، جو، خرما و کشمش .
٢. مالیات بر ثروت (دارایی )؛ مانند زکات طلا و نقره .
٣. مالیات بر پس انداز؛ مانند خمس .
۴. مالیات بر استفاده از منابع طبیعی ؛ مانند خمس معادن و زکات شتر و گاو و گوسفند.
۵. مالیات سرانه ؛ مانند زکات فطره .
۶. مالیات بر مصرف ؛ در صورتی که فرد، کالایی را مصرف کند که خارج از نیازهای واقعی او باشد، باید خمس آن کالا را بپردازد.
۶. مبنای مالیات های متعارف (تهذیبی .١٣٩٠)
مبنا وچیزهایی که مالیات به آن ها تعلق می گیرد، سه چیز است :١- ثروت ٢- درآمد ٣- مصرف .
مبنای قوانین موجود در ارتباط با مالیات های متعارف که مالیات بر ثروت و درآمد را در قالب قانون مالیات های مستقیم ، ومالیات بر مصرف در قالب مالیات های غیر مستقیم مطرح گردیده است .
الف ) مالیات بر ثروت : این مالیات در قانون مالیات های مستقیم و پس از اصلاحات اخیر، به دو فصل منحصر شده است : ١- مالیات حق تمبر ٢- مالیات بر ارث .
ب) مالیات بر درآمد: در قانون مالیات های مستقیم ، برای مالیات بر درآمد، فصول و منابع مختلفی ذکر شده
است :
١- مالیات بر درآمد املاک (اجاره ، نقل وانتقال ، سرقفلی و…) ٢- مالیات بر درآمد حقوق ، ٣- مالیات بر درآمد مشاغل ، ۴- مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی ، ۵- مالیات بر درآمد اتفاقی .
ج) مالیات بر مصرف : مبنا را مصرف قرار داده و مالیات ، جزئی از بهای کالایی است که نهایتا از مصرف کننده اخذ می شود وشامل مواردی مانند مالیات بر مواد سوختی ، دخانیات ؛ واردات وصادرات (حقوق وعوارض گمرکی )، خودرو، تلفن و غیره بوده که در سالهای اخیر در قالب قانون تجمیع عوارض و مالیات بر ارزش افزوده مصوب شده است (تهذیبی ،١٣٩٠).
٧. صفات وشرایط مالیات های اسلامی (پیرنیا،١٣۵۵)
برای وضع مالیات های اسلامی ، صفات و شرایطی تعیین شده است تا بر اساس آن ، مالیات اخذ گردد؛ این شرایط عبارتند از:
الف ) عدالت ؛ مقصود، تناسب مالیات با توانایی پرداخت مالیات دهندگان است .
ب) معین بودن ؛ مالیات ها به طور دقیق ، واضح و معین و زمان پرداخت هر یک نیز معلوم است .
ج) سهولت در پرداخت ؛ یعنی در مناسب ترین موقع و مساعدترین شرایط و با ایجاد حداقل نارضایتی و مزاحمت برای مؤدیان گرفته شود.
د) صرفه جویی ؛ هزینه وصول مالیات حداقل است .
ه) نتیجه و کارکرد مالیات قابل ملاحظه است .
ه) نداشتن آثار منفی اقتصادی ؛ یعنی مانع تولید ثروت و فعالیت های اقتصادی نیست .
و) دارای هدف اجتماعی است .
٨. عوامل مؤثر در شکل گیری (وضع و تعلق ) مالیات های اسلامی (لشکری ،١٣٨٠)
١. عدالت اجتماعی ؛ تأمین عدالت اجتماعی و توازن ، عامل اساسی در وضع مالیات ها بوده است . یکی از بزرگ ترین دغدغه های نظام اسلامی رخت بستن عدالت از ساحت اجتماعی و پیدایش اختلاف های طبقاتی است .
٢. کنز؛ راکد گذاشتن دارایی و کنز پول ، عاملی برای تعلق مالیات است . اسلام در نفی کنز اموال موضع قاطعی را اتخاذ نموده است .
٣. انفال ؛ استفاده از انفال و منابع طبیعی در تعلق مالیات مؤثر است ؛ مانند استخراج مواد معدنی ، غوص و گنج
٩. اهداف مالیات های متعارف (تهذیبی .١٣٩٠)
١- مالیات وسیله ای برای کسب درآمد جهت تأمین هزینه های خدمات دولتی و عمومی .
٢- مالیات وسیله و ابزار حرکت دولت به سوی قسط ، عدالت اجتماعی و اقتصادی .
٣- مالیات وسیله وابزار مهم سیاست های مالی و اجرای آن ها.
در واقع علاوه بر اینکه مالیات ابزار مهم تأمین درآمد در اقتصاد هر کشور به شمار می آید که این نقش را از دیر باز در کلیه جوامع و در قرن های گذشته برای مالیات در نظر گرفته اند. امروزه در اقتصاد و بعد از انقلاب صنعتی ، مالیات علاوه بر تأمین درآمد برای دولت ها، ایفا کننده نقش مهم تری نیز می باشد که می توان به ابزار مهم سیاست های مالی و یا اجرای آن اشاره کرد که بهره گیری از مکانیسم تغییر مالیات ها (افزایش یا کاهش نرخ مالیاتی ) یکی از شیوه های اعمال سیاست های مالی بشمار می رود.
١٠. نظارت
نظارت قضایی بر عملکرد مالیاتی دولت ها ضرورت وجود جامعه ای قانون مدار و دموکراتیک است چرا که رعایت حقوق فردی و اجتماعی افراد یک جامعه ارتباط مستقیم با عملکرد قوه مجریه دارد. عملکرد سازمان امور مالیاتی در کشور ما به عنوان یکی از ارکان قوه مجریه توسط دیوان عدالت اداری که زیر نظر رئیس قوه قضائیه است نظارت قضایی می شود؛ به عبارت دیگر نظارت قضایی بر عملکرد مالیاتی توسط دیوان عدالت اداری در مرحله پس از قطعیت اوراق مالیاتی صورت می پذیرد.
هر چند در قانون مالیات های مستقیم مصوب ١٣٨٠ مراجع ذی صلاح مالیاتی جهت رسیدگی به اعتراض و شکایت مودیان مالیاتی از نحوه تشخیص و رسیدگی از قبیل هیات حل اختلاف مالیاتی موضوع ماده ٢۴۴ قانون مالیات های مستقیم و کمیسیون موضوع ماده ٢١۶ قانون مزبور و هیات [همعرض ] موضوع ماده ٢۵٧ قانون فوق الذکر و شورای عالی مالیاتی و نهایتا کمیسیون ٢۵١ مکرر قانون مزبور، پیش بینی شده است لیکن ، مردم می توانند در صورت عدم حصول نتیجه ، از تصمیمات و آرای هر کدام از مراجع مذکور به دیوان عدالت اداری شکاینت کنند. چرا که شأن قضایی دیوان عدالت اداری و به طریق اولی وصف قضایی یافتن آراء و تصمیمات آن مرجع حمایت از حقوق بنیادین شهروندان در برابر دولت و دستگاه های حاکمیتی است . اداره امور مالیاتی .

نمودار١:نمودار انواع نظارت در مراحل اخذ مالیات شعب (منبع محققین )
دیوان عدالت اداری یک دادگاه عالی کاملا جدا از دادگاه های عمومی دادگستری است که به موجب اصل
١٧٣ قانون اساسی ، شکایات ، تظلمات و اعتراضات مردمی علیه دستگاه اداری و ماموران آن در صلاحیت ذاتی و اصلی این دیوان است . به این معنا که هیچ مرجعی به موجب قانون برای این کار معین نشده باشد، دیوان عدالت اداری صلاحیت رسیدگی خواهد داشت (طباطبایی موتمنی ، ١٣٨٧).
دیوان عدالت اداری ، تنها، صلاحیت رسیدگی شکلی به دعاوی را دارد و صلاحیت رسیدگی ماهوی به موضوعات مطروحه در مراجع اداری را ندارد، به بیانی دیگر، رسیدگی ماهوی به دعاوی در صلاحیت مراجع اداری بوده ، لیکن ، دیوان مرجع نقض یا ابرام آرای قطعی آن مرجع شناخته می شود(موسی زاده ، ١٣٨۶).
هر گاه از طرف مودی یا اداره امور مالیاتی شکایتی در موعد مقرر از رای قطعی هیات حل اختلاف مالیاتی واصل شود که ضمن آن با اقامه دلایل و یا ارائه اسناد و مدارک صراحتا یا تلویحا نقض قوانین و مقررات موضوعه یا ادعای نقض رسیدگی شده باشد، رئیس شورای عالی مالیاتی شکایت را جهت رسیدگی به یکی از شعب مربوط ارجاع خواهد نمود.
شعبه مزبور موظف است بدون ورود به ماهیت امر صرفا از لحاظ رعایت تشریفات و کامل بودن رسیدگی های قانونی مطابقت مورد با قوانین و مقررات موضوعه به موضوع ، رسیدگی و مستندا به جهات اسباب و دلایل قانونی رای مقتضی بر نقض آرای هیات های حل اختلاف مالیاتی و یا رد شکایت مزبور صادر نماید، رای شعبه با اکثریت مناط اعتبار است و نظر اقلیت باید در متن رای ذکر شود(مالکی مقدم ، ١٣٨٢).
«در مواردی که رای مورد شکایت از طرف شعبه نقض می گردد. پرونده امر جهت رسیدگی به هیات حل اختلاف مالیاتی دیگر ارجاع خواهد شد.»

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12700 تومان در 29 صفحه
127,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد