مقاله بررسی نقش و جایگاه معیارهای HSE در مدل تعالی سازمانی EFQM

word قابل ویرایش
28 صفحه
دسته : اطلاعیه ها
12700 تومان
127,000 ریال – خرید و دانلود

١- چکیده
در چند سال اخیر که مبحث HSE به طور جدی مدنظر قرار گرفته و در تمامی قراردادها و استانداردهای بین المللی لازم الاجرا می باشد، سعی بر آن می شود که هر سازمان به طور صحیح موارد HSE را اجرا کند. نکته شایان ذکر در این مورد ارزیابی پروژه های HSE در سازمان های مخنتلف می باشد به طوریکه هر سازمان بتواند در زمینه اجرا و بهبود HSE خود را با دیگر سازمان ها و به ویژه با بهترین ها مقایسه کند و جایگاه خود را در این میان پیدا کند. در بین روش های ارزیابی که در سازمان ها انجام می شود مدل EFQM به عنوان سرآمد این مدل ها می باشد که چند سالی است در کشور ما به اجرا در آمده است .
مدل های تعالی سازمانی یا سرآمدی کسب و کار، به عنوان ابزاری قوی برای سنجش میزان استقرار سیستم ها در سازمان های مختلف به کار گرفته می شود. با به کارگیری این مدل ها، ضمن اینکه یک سازمان می تواند میزان موفقیت خود را در اجرای برنامه های بهبود در مقاطع مختلف زمانی مورد ارزیا ی قرار دهد، می تواند عملکرد خود را ا سایر سازمان ها ه ویژه با هترین آ ها نیز مقا سه کند.

مدل EFQM از سال ١٣٨٢ در ایران با نام جایزه ملی بهره وری و تعالی سازمانی مورد توجه بسیاری از شرکت ها قرار گرفت و به عنوان معیار و مدلی برای ارزیابی شرکت ها و امتیازدهی به آنها و رتبه بندی مورد استقبال عمومی شرکت ها قرار گرفته است .
با توجه به فراگیر شدن این مدل و اجرای آن در اکثر شرکت ها و سازمان ها، نقش HSE در معیارها و زیرمعیارهای این مدل کاربردی تر می شود.لذا معیارهای HSE را در قالب مدل EFQM بررسی و تعریف می کنیم .
مدل های سرآمدی سازمانی ، به ویژه مدل EFQM طی چند سال به کارگیری آن در بنگاه های ایرانی ، چارچوب مشخصی برای الگوبرداری و بهینه کاوی ایجاد کرده است .
یکی از مواردیکه مدل EFQM را از دیگر مدل ها متمایز کرده است اشاره به مسئله جامعه بصورت یک بند جداگانه می باشد که این کار در مدل دمینگ و اکثر مدل ها شکل نگرفته است . در این بند یکی از کلیدی ترین نقش ها را HSE ایفا می کند که به تفضیل بیان شده است .

کلمات کلیدی : HSE ،EFQM ، معیار های مدل ، توانمندسازها ، نتایج

٢- مقدمه
٢-١- تاریخچه بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت و مدل سرآمدی EFQM سازمان هایی که حقیقتا سرآمد هستند، می کوشند با دستاوردهایشان و نشان دادن اینکه چگونه به این دستاوردها رسیده اند و اینکه در آینده چه دستاوردهایی خواهند داشت ، رضایت ذی نفعان خود را جلب کنند. انجام اینکار، حتی در مساعدترین شرایط ، کار دشواری است ، از اینرو در شرایطی که رقابت جهانی افزایش می یابد، نوآوری های تکنولوژیکی به سرعت اتفاق می افتند، فرآیندها تغییر می کنند و تغییرات مداوم در اقتصاد، شرایط اجتماعی و محیط پیرامون مشتری رخ می دهند، استمرار اینکار دشوارتر نیز خواهد شد.
با شناخت این چالش ها بود که بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت (EFQM) ایجاد شد تا رهیافتی به مدیریت را بین سازمان های اروپایی ترویج کند که در ابعاد جهانی قابل طرح و راهنمای آنها به سوی سرآمدی پایدار باشد. بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت ، یک سازمان غیر انتفاعی است که در سال ١٩٨٨ میلادی توسط چهارده شرکت معتبر اروپایی و با حمایت اتحادیه اروپا تاسیس گردید. در حال حاضر بیش از ٨٠٠ شرکت اروپایی در این سازمان عضویت دارند. ماموریت این سازمان ایجاد یک نیروی راهبرنده در جهت سرآمدی عملکرد و چشم انداز آن درخشش سازمانهای اروپایی در جهان است .
کار طراحی این مدل به صورت جدی از سال ١٩٨٩ میلادی آغاز شد و مدل سرآمدی (EFQM) در سال ١٩٩١ معرفی گردید. این مدل به سرعت مورد توجه شرکت های اروپایی قرار گرفت و مشخص گردید که سازمان های بخش عمومی و صنایع کوچک هم علاقه دارند از آن استفاده کنند.
در سال ١٩٩۵ ویرایش مربوط به بخش عمومی و در سال ١٩٩۶ مدل مربوط به سازمان های

کوچک (SME) توسعه داده شد. اگر چه این مدل همواره مورد توجه و بازبینی بنیاد اروپایی کیفیت قرار داشته است اما مهمترین بازبینی که منجر به تغییراتی در مدل گردید در سال ١٩٩٩ اتفاق افتاد.
مهمترین تغییرات عبارت بودند از توجه بیشتر به رویکردهایی که می توانست نتایج مربوط به مشتریان را به دنبال داشته باشد و نیز توجه بیشتر به بحث شراکت و مدیریت دانش . در سال ٢٠٠١ مدل سازمان های کوچک و متوسط با مدل سرآمدی EFQM هماهنگی بیشتری پیدا کرد و تحت نام مدل سرآمدی EFQM ویرایش سازمانهای کوچک و متوسط معرفی گردید. در سال ٢٠٠٣ ویرایش جدیدی از مدل EFQM ارائه شد که نسبت به ویرایش سال ١٩٩٩ دارای تغییرات قابل ملاحظه ای در زیرمعیارها و نکات راهنماست .[١]

٣- شرح مقاله
٣-١- بررسی معیارهای مدل EFQM و HSE
مدل سرآمدی EFQM یک مدل غیر تجویزی است که از ٩ معیار تشکیل شده است . این معیارها هسته و قلب این مدل هستند و مبنای ارزیابی یک سازمان قرار می گیرند.
معیارهای مدل EFQM به دو دسته تقسیم می شوند:
٣-١-١- توانمندسازها
پنج معیار اول این مدل بوده و عواملی هستند که سازمان را برای رسیدن به نتایج عالی توانمند می سازد.
٣-١-٢- نتایج
چهر معیار دیگرنتایجی هستند که سازمان سرآمد در حوزه های مختلف به آنها دست پیدا می کند و بیان کننده دستاوردهای حاصل از اجرای مناسب توانمندسازها هستند. در مدل EFQM معیارها روی هم ١٠٠٠ امتیاز دارد ( ۵٠٠ امتیاز برای توانمندسازها و ۵٠٠ امتیاز برای نتایج ). به عبارتی اگر سازمانی موفق شود که این مدل را کاملا در سازمان خود پیاده کند، می تواند ١٠٠٠ امتیاز بگیرد. ( بد نیست بدانیم که گرفتن ٧٠٠ امتیاز از ١٠٠٠ امتیاز، فقط در توان شرکتهایی با کلاس جهانی است ).
در شکل ١ این معیارها و نحوه تعامل و ارتباط آنها با یکدیگر و امتیاز هر کدام را ملاحظه کنید.

« شکل ١» شماتیک مدل EFQM

در HSE معیارها به ترتیب زیر می باشد
عناصر سیستم مدیریت بهداشت ، ایمنی و محیط زیست
١. رهبری و تعهد
٢. خط مشی و اهداف استراتژیک
٣. سازمان ، منابع و مستند سازی
۴. ارزیابی و مدیریت ریسک
۵. طرحریزی
۶. استقرار و پایش
٧. ممیزی و بررسی مجدد
در شکل شماره ٢ شکل شماتیک مدل HSE و معیارهای آن نشان داده شده است .
« شکل ٢ » شماتیک مدل HSE
٣-٢- ساختار مدل EFQM
در توانمندسازها هر کدام از معیارها به تعدادی زیرمعیار و هر کدام از زیرمعیارها به تعدادی نکات راهنما تقسیم می شوند.
ساختار معیارهای نتایج با توانمندسازها قدری متفاوت است . معیارهای ۶ و ٧ و ٨ از نتایج ، به شکلی مشابه به دو زیرمعیار به صورت زیر تقسیم می شوند.
الف – شاخص های برداشتی ب – شاخص های عملکردی
معیار ٩ به دو زیرمعیار به صورت زیر تقسیم می شود:
a٩- دستاوردهای کلیدی عملکرد
b٩- شاخصهای کلیدی عملکرد
٣-٣- بررسی معیارهای HSE با معیار های مدل EFQM
٣-٣-١- رهبری
رهبران سرآمد چشم انداز و ماموریت سازمان را تدوین و زمینه دست یابی به آنها را تسهیل می کنند. آنها ارزش ها و سیستم هایی را که برای موفقیت پایدار سازمان مورد نیازند ایجاد کرده و آنها را با اعمال و رفتارهای مناسب خود اجرا می کنند. در دوره های تغییر و تحول سازمان ، آنها ثبات در مقاصد را حفظ می کنند. هرجا که لازم باشد، این رهبران قادر به تغییر جهت گیری سازمان و ترغیب کارکنان به پیروی از آن هستند.
زیرمعیارهای معیار رهبری موارد زیر می باشند:
a١- رهبران ماموریت ، چشم انداز، ارزشها و اخلاقیات سازمان را تدوین و خودشان به عنوان الگوی فرهنگ سرآمدی ، عمل می کنند.
b١- رهبران از ایجاد، توسعه و به کارگیری سیستم های مدیریت و بهبود مستمر آنها شخصا اطمینان حاصل می نماید.
c١- رهبران با مشتریان و شرکا و نمایندگان جامعه در تعامل هستند.
d١- رهبران فرهنگ سرآمدی را در بین کارکنان سازمان تقویت می کنند.
e١- رهبران ، تحول سازمانی را درک کرده و از آن حمایت می کنند.
در تعریف HSE رهبری اعتقاد نیروی انسانی در سطوح مختلف سازمان از صدر تا ذیل ( بالا به پایین ) و فرهنگ جاری در شرکت برای رسیدن به موفقیت نظام مدیریت بهداشت ، ایمنی و محیط زیست مورد بررسی و ملاحظه قرار می گیرد.
شرکت بایستی نسبت به ایجاد و تداوم فرهنگی که حامی نظام مدیریت HSE براساس :
. اعتقاد به علایق و خواسته های شرکت برای بهبود اجراء اصول بهداشت ، ایمنی و محیط زیست .
. ایجاد انگیزه برای بهبود اجراء اصول بهداشت ، ایمنی و محیط زیست توسط کارکنان .
. پذیرش مسئولیت فردی و پاسخگویی برای اجراء اصول بهداشت ، ایمنی و محیط زیست .
. اعتقاد به یک نظام مدیریت بهداشت ، ایمنی و محیط زیست کار آمد.
باشد اقدام نموده و کارکنان شرکت و پیمانکاران آن بایستی درایجاد و حفظ یک چنین فرهنگ پویایی نقش داشته باشند[٢] .
نشانه های تعهد مدیریت به نظام مدیریت HSE
• تخصیص منابع مورد نیاز اعم از مالی ، پشتیبانی و غیره (نظیر پول و زمان و …) به موضوعات ایمنی ، بهداشت و محیط زیست
• عنوان نمودن موضوعات مربوط به ایمنی ، بهداشت و محیط زیست در ابتدای جلسات مختلف .
• مشارکت فعال در فعالیت های مربوط به ایمنی ، بهداشت و محیط زیست و بررسی های مربوط به آنها در سازمان و بخشهای تابعه آن .
• اهمیت دادن و دخالت ملاحظات ایمنی ، بهداشت و محیط زیست در تصمیم گیریهای مدیریت

• قدردانی از مجریان و برسمیت شناختن موضوعات پس از دستیابی به اهداف ایمنی بهداشت و محیط زیست
• تشویق کارکنان برای ارائه پیشنهادات سازنده در زمینه معیارهای بهبود اجرای ایمنی ، بهداشت و محیط زیست .
• مشارکت و ارزش نهادن به نوآوریهای که در داخل یا خارج سازمان در زمینه موضوعات ایمنی ، بهداشت و محیط زیست حاصل گردیده است .
٣-٣-٢- خط مشی و استراتژی
سازمان های سرآمد ماموریت و چشم انداز خود را از طریق تدوین یک استراتژی متمرکز بر منافع ذی نفعان سازمان پیاده می کند که در آن بازار و بخشی از صنعت که در آن فعالیت می کنند، مدنظر قرار می گیرد. خط مشی ها، برنامه ها، اهداف درازمدت و فرآیندها به نحوی تدوین شده و در سازمان تسری داده شده اند که موجب تحقق استراتژی می شوند.
زیرمعیارهای معیار خط و مشی و استراتژی موارد زیر هستند که در این قسمت به معرفی آنها می پردازیم :a ٢- خط مشی و استراتژی بر نیازها و انتظارات حال و آینده ذی نفعان مبتنی است .
b٢- خط مشی و استراتژی بر اطلاعات حاصل از اندازه گیری عملکرد، تحقیقات ، یادگیری و فعالیتهای بیرونی مرتبط مبتنی است .
c٢- خط مشی و استراتژی ، تدوین شده ، مورد بازنگری قرار گرفته و به روز می شوند.
d٢- خط مشی و استراتژی از طریق چارچوبی از فرآیندهای کلیدی در سازمان اشائه داده شده و جاری می شوند.
در تعریف HSE مدیریت ارشد شرکت بایستی خط مشی ها و اهداف استراتژیک را تعیین و مستند
نموده و اطمینان حاصل کند که آنها:
. با اهداف و خط مشی تعیین شده از سوی شرکت مادر سازگار باشد.
. مرتبط با فعالیت ها، محصولات و خدمات قابل ارائه توسط شرکت بوده و همچنین تأثیرات آنها بر HSE نیز مد نظر قرار گیرد.
. با سایر خط مشی های جاری در شرکت سازگار باشد.
. به همان میزان که به سایر خط مشی ها و اهداف اهمیت داده می شود، مورد توجه قرار گیرد.
. بدرستی استقرار یافته در تمامی سطوح سازمان مورد توجه قرار گرفته و در عمق سازمان جاری گردد.
خط مشی و اهداف استراتژیک
. در دسترس عموم قرار گیرد.
. تمامی الزامات قانون و قوانین مربوطه در آنها رعایت گردد.
. در جایی که قوانین و مقرراتی وجود ندارد، استانداردهایی که خودشان معیار قرار داده اند،
مورد استفاده قرار گیرد.

. شرکت را ملزم به کاهش ریسک ها و عوامل بالقوه آسیب رساندن بهداشتی ، ایمنی و زیست محیطی ناشی از فعالیت ها، تولیدات یا خدمات به پایین ترین حد ممکن نماید.
خط مشی
خط مشی ایمنی و بهداشت به عنوان مثال می تواند در برگیرنده تعهد نسبت به :
. برقراری روشهای اجرایی و ایجاد عادات توجه به ایمنی وبهداشت وجد و جهد در مسیر ایجاد محیط کاری ، عاری از حادثه باشد.
. فراهم نمودن تسهیلات ، تجهیزات و واحدهای تولیدی که براساس اصول مهندسی ساخته شده اند و حفظ نگهداری آنها در شرایط ایمن باشد.
. صراحت در بیان مشکلات و مسائل و همچنین مشارکت در طرح موضوعات ایمنی ، بهداشت را ترویج نمایند.
. فراهم نمودن دوره های آموزشی به منظور توانا نمودن کارکنان برای انجام کار بطریق ایمن و حفظ سلامت آنها باشد.
. انجام سلسله فعالیت های تبلیغی سازمان یافته و منسجم برای بالا بردن دانش و آگاهی ایمنی ، بهداشت باشد.
. توجه صحیح نسبت موضوعات محیط زیست وجد و جهد نمودن به منظور کاهش ریسکهای زیست محیطی به حداقل میزان ممکن باشد.
. کاهش پساب (ضایعات ) و صرفه جویی در مصرف مواد، سوخت و انرژی باشد.
. کاهش و در صورت امکان اجتناب از برون ریز و خروجی های زیان آور برای محیط زیست
. فراهم نمودن شرایط لازم برای برگزاری دوره های آموزشی و همچنین بالا بردن آگاهی کارکنان
. مشارکت در فعالیت های پیشگامان زیست محیطی و تدوین مقررات مربوطه باشد.
. کاهش عوامل بالقوه آسیب رسان و تأثیرات سوء زیست محیطی طرح های جدید و توسعه ای به حداقل میزان ممکن باشد.
. تلاش در جهت آرمان توسعه پایدار اقتصادی بر پایه موضوعات زیست محیطی باشد.
٣-٣-٣- منابع انسانی (کارکنان )
سازمان های سرآمد، دانش و تمامی توان بالقوه کارکنانشان را در تمامی سطوح فردی ، تیمی و سازمانی مدیریت کرده ، توسعه داده و از آن بهره می برند. این سازمان ها عدالت و برابری را ترویج داده ، کارکنانشان را توانمند کرده و در کارها مشارکت می دهند. آنها به نحوی از کازکنان مراقبت کرده ، با آنها ارتباط برقرار کرده ، از آنها قدردانی نموده و به آنها پاداش می دهند که در آنها رغبت و تعهد ایجاد می کند تا از مهارتها و دانش خود به نفع سازمان استفاده نمایند.
زیرمعیارهای معیار منابع انسانی (کارکنان ) موارد زیر هستند:
a٣- منابع انسانی ، برنامه ریزی و مدیریت شده و بهبود می یابند.
b٣- دانش و شایستگی کارکنان شناسایی شده ، توسعه یافته و حفظ می شود.
c٣- کارکنان در مسایل سازمان مشارکت داده شده و توانمند می شوند.
d٣- بین کارکنان و سازمان ، گفتمان دوسویه برقرار است .
e٣- کارکنان مورد تشویق ، تقدیر و توجه قرار می گیرند.
در تعریف HSE منابع انسانی که شامل کارکنان نیز می باشد به صورت اهداف زیر بیان می شود:
. فراهم نمودن منابع و نیروی انسانی مناسب برای توسعه و استقرار نظام مدیریت ایمنی ، بهداشت و محیط زیست .
. اطمینان حاصل نمودن از انطباق هر اقدام با خط مشی HSE ، قبل از آغاز آن .
. دریافت در دسترس قرار دادن اطلاعات موجود در زمینه موضوعات HSE و تفسیر آنها
. تعیین و تثبیت اقدامات اصلاحی و همچنین موقعیت های بهبود کارآیی اجراء HSE.
. پیشنهاد دادن یا فراهم نمودن ساز و کارهای بهبود و تائید نحوه استقرار آنها.
. کنترل فعالیت ها در حالیکه اقدامات اصلاحی انجام می گیرد.
. کنترل موقعیت های اضطراری
٣-٣-۴- شراکتها و منابع
سازمان های سرآمد، شراکتهای برون سازمانی ، تامین کنندگان و منابع داخلی خود را به منظور پشتیبانی از خط مشی و استراتژی سازمان و عملکرد موثر فرآیندهای آن برنامه ریزی و مدیریت می کنند. در خلال برنامه ریزی و مدیریت شراکتها و منابع ، این سازمان ها بین نیازهای حال و آینده سازمان ، جامعه و محیط زیست ، توازن برقرار می کند.
زیرمعیارهای معیار شراکت و منابع ، موارد زیر هستند که در این قسمت به معرفی آنها می پردازیم :
a۴- شراکتهای برون سازمانی مدیریت می شوند.
b۴- منابع مالی مدیریت می شوند.
c۴- ساختمان ها، تجهیزات و مواد مدیریت می شوند.
d۴- تکنولوژی مدیریت می شود.
e۴- اطلاعات و دانش مدیریت می شوند.
در تعریف HSE به این زیرمعیار به صورت دو معیار جداگانه پرداخته شده است .
١. زیرمعیار شراکتها که در HSE با معیاری به نام معیار پیمانکاران سنجیده می شود.
پیمانکاران
. باید یک روش اجرایی وجود داشته باشد تا اطمینان حاصل شود که HSE پیمانکاران در قالب یک نظام مدیریت با الزامات سازگار می باشد.
. روشهای اجرایی باید تسهیل کننده روابط پیمانکاران با شرکت و نیز سایر پیمانکاران باشد.
در روش اجرایی بایستی توجه خاصی به موارد ذیل داشته باشیم :
. انتخاب پیمانکاران ، (علاوه بر سایر موارد) بایستی پس از ارزیابی دقیق خط مشی HSE، شیوه اجراء و کفایت نظام مدیریت بهداشت ، ایمنی و محیط زیست ایشان و متناسب بودن آن با ریسک های موجود در خدماتی که به ایشان محول گردیده ، انجام گیرد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 12700 تومان در 28 صفحه
127,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد