مقاله در مورد اهمیت و آثار نماز در اسلام

word قابل ویرایش
26 صفحه
8700 تومان

اهمیت و آثار نماز در اسلام
تمام کوشش و تلاش ما در این بخش از بحث بر این است که فضیلت نماز را در دین اسلام تبیین نموده و اهمیت و جایگاه آن را روشن سازیم، به این معنی که اگر خواسته باشیم تعالیم و دستورات الهی را در دین از حیث درجه و مرتبه مورد ارزیابی قراردهیم نماز در چه مرتبهای از مراتب قراردارد و جایگاه آن در چه حدّی است؟ آیا میتوان آن را در عرض سایر تعالیم دینی قرارداد یا خیر نماز از جایگاه ویژهای در دین برخوردار میباشد؟ 

عناوینی که در این فصل مورد بحث قرار خواهند گرفت در راستای همین هدف انتخاب شدهاند.
انشاء الله که بتوانیم در تعقیب این هدف خوانندگان محترم را مددی رسانده باشیم.
۱ ـ ارزش و جایگاه نماز
نماز در مکتب انسان ساز اسلام از جایگاه ویژهای برخوردار بوده و هیچ عملی از اعمال دینی و افعال عبادی با آن قابل مقایسه نمیباشد و اگر خواسته باشیم تعالیم و دستورات دین را درجه بندی نموده و مراتبشان را مشخص نمائیم نماز در بالاترین درجه و مرتبه تعالیم دینی قراردارد. و از چنان ارزشی برخوردار است که سایر ارزشهای دینی در عرض آن قرار نمیگیرند.

اگر درک و معرفت به ارزش نماز برای کسی حاصل گردد هرگز در آن کوتاهی نکرده و یا آن را ترک نخواهد نمود. در روایتی از امام صادق(علیه السلام)چنین آمده است که: «هر گاه کسی به نماز ایستد رحمت الهی از آسمان بر او نازل میشود و فرشتگان اطراف او را احاطه میکنند و فرشتهای گوید: اگر این نماز گزار ارزش نماز را میدانست هیچ گاه از نماز منصرف نمیشد»
و یا علی(علیه السلام) در حدیثی میفرمایند: اوصیکم بالصلاهِ التی هی عمود الدین وقوام الاسلام فلا تغفلوا عنها.
«شما را سفارش میکنم به نمازی که ستون دین و قوام اسلام است پس از نماز غافل نشوید»
خداوند در شب معراج به نبی مکرّم اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) حقایق بسیاری را نمایان و متجلی ساخت که یکی از آن حقایق که بر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) آشکار گردید نماز بوده است که بصورت محملی از نور که چهل نوع از انواع نور در آن بود و اطراف عرش خدا را احاطه کرده بود ظاهر گردید. و به همین جهت آن سفیر الهی فرمودهاند الصلاه نورٌ. «نماز نور و روشنایی است»
پس کسی که با نماز مأنوس است در قلمرو نور و روشنایی قراردارد و آنکه با نماز فاصله دارد از نور و روشنایی دور افتاده و خود را در محیط تاریکی و ظلمت انداخته است.

بنابر این میتوان نتیجه گرفت که مفهوم کلام نبی(صلی الله علیه وآله وسلم) این است که تارکین نماز در تاریکیاند و چونبه ارزش نماز در زندگی خود ارجی ننهادهاند نزد مسلمین فاقد اعتبار و ارزش اجتماعی بوده و ایشان را در زندگی دنیا و آخرت سعادتی نیست. ارزش و شخصیت آدمی به میزان اهمیت دادن او به ارزشهای دینی است و مؤمن واقعی از بیتوجهی و بیمبالاتی نسبت به تعالیم دینی و ارزشهای الهی مبرّاست. پس نماز را در دین جایگاهی بس بلند است به منزله سر در بدن و روح در کالبد جسم، همانگونه که بدن بیسر و جسم بیروح را ارزشی نیست دین بینماز را خیری نخواهد بود.

۲ ـ اهمیت نماز در ایجاد ارتباط خدا و خلق
فریضه نماز امری نیست که فقط بنده را به خالق و پروردگارش نزدیک سازد و حلقه اتصال بین عبد و معبود را شدّت بخشد و عشق به خدا را در قلب و باطن او زنده سازد بلکه این یکی از آثار و نتایج مطلوبی است که در زندگی نمازگزار ظاهر میشود. اثر دیگری که نماز در حیات مسلمین ایجاد میکند این است که در عین قرب الهی او را با جامعه انسانی پیوند داده و نسبت به سایر انسانها بلکه تمام همنوعانش ولو غیر مسلمان یک فرد مسئول بار میآورد. و این است روح نماز و تعبد به خدا که هرگز نمیگذارد فرد در مقابل خلق خدا بیتفاوت باقی بماند. و احساس مسئولیت اجتماعی نداشته باشد.
پس در نماز دو اثر عمده نهفته است یکی اثر فردی که موجب نزدیکی او با خدایش میگردد و دیگر اثر اجتماعی است که او را در جامعه فرد مسئول بار میآورد. یعنی نمیشود کسی اهل نماز و عبادت باشد و در عین حال نسبت به جامعه بشری و همنوعان خویش هیچ وظیفهای را احساس نکند.

فلذا به همین خاطر میبینیم که در آیات متعدد قرآن زکات در کنار صلاه (نماز) آمده است و این بدان معناست که اهل نماز اهل صدقات و زکات نیز هستند یعنی اهل نماز به فکر اجتماع خویش بوده و تلاش دارند که با دادن زکات و اعطای صدقات، جامعه را از فقر بیرون آورند.
واقیموا الصلاه وآتوا الزّکاه وماتقدّموا لانفسکم من خیر تجدوه عند الله.
«و نماز را به پا دارید و زکات را ادا کنید. هر کار خیری برای خود از پیش فرستید آن را نزد خدا خواهید یافت»

و در آیه دیگر میفرماید: الذین یؤمنون بالغیب ویقیمون الصلاه وممّا رزقناهم ینفقون.
«(تقوا پیشگان) کسانی هستند که ایمان به غیب دارند و نماز را بپا میدارند و از آنچه روزیشان کردیم انفاق میکنند»
و در آیهای بسیار زیبا چنین میفرمایند: الذین اِنْ مکنّاهم فی الارض اقاموا الصلاه وآتوا الزّکاه وامروا بالمعروف ونهوا عن المنکر.
«یاران خدا کسانی هستند که اگر در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را به پا میدارند و زکات میدهند و امر به معروف و نهی از منکر میکنند»

و از پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) منقول است که فرمودند: لاتتمّ صلاهٌ إلاّ بزکاه. «نماز کامل نمیشود مگر با پرداختن زکات»
یعنی انسانهای نمازگزار همیشه به فکر سعادت و تعالی جامعه خویشند و نمیتوانند نسبت به آینده مردم جامعه خود بیتفاوت باشند. اگر مشاهده کنند که فقیرند به آنها زکات پرداخت میکنند و اگر ببینند که از سعادت و کمال خویش منحرف شدند آنان را امر به نیکی کرده و از اعمال

زشت باز میدارند و در همه حال و همه جا به نیکبختی و سعادت اجتماعی انسانها میاندیشند و معتقدند که سعادت بشر در پرتو خوبیها و اعتقاد به خدا و عمل به تعالیم دین نهفته است. و بقول اقبال لاهوری اهل نماز معتقد است که زندگی و حیات حمیده در خیمه ایمان لمیده است آنکه این ندیده گلی از باغ آن نچیده است.

لا اله باشد صدف گوهر نماز***قلب مسلم راجح اصغر نماز
در کف مسلم مثال خنجر است***قاتل فحشا و بغی و منکر است
هر که پیمان با هوالموجود بست***گردنش از بند هر معبود رست
بنابر این وصلت به معشوق و رستن از غیر معبود و تلاش در راه وصول به سعادت برای مخلوق دو اثر اصلی و عمده در نماز است که نمازگزار واقعی به آن واصل میگردد.

۳ ـ نماز اولین فریضه الهی
قبلاً به این نکته اشاره شد که نماز مهمترین امر الهی است امّا جالب است که بدانیم نماز نه تنها مهمترین و مؤثرترین امر و دستور الهی است بلکه اولین حکمی است که از طرف خداوند بر بندگان واجب شده است. چنانچه در روایتی از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) چنین آمده است که:
اوّل ما افترض الله علی امّتی الصلواتُ الخمس.

«اولین چیزی که خداوند بر امّت من واجب کرد نمازهای پنجگانه است»
و نیز در حدیثی دیگر فرمودهاند:
انّ اوّل مافرض الله علی عباده الصلاه وآخرُ مایبقی عند الموت الصلاه.
«همانا اولین فریضهای که از طرف خداوند بر بندگانش واجب شد نماز بود و آخرین فریضهای که تا دم مرگ از او ساقط نمیگردد و وجوبش همچنان باقی است نماز است»
شاید به خاطر اهمیت زیاد و نتایج مفیدی که در این فریضه الهی وجودداشته موجب شده است که جزء اولین دستور و امر الهی قرار گیرد و اگر سئوال شود که آیا این نکته در همه ادیان و مذاهب الهی کلیت دارد و یا اینکه فقط اولین حکم الهی در دین اسلام بوده است. پاسخ این است که این امر اختصاص به دین اسلام ندارد بلکه دستور به اقامه نماز و برپایی آن، اولین امر الهی تشریعی در زمان وضع شریعت بوده است و این نکتهای است که از قرآن در فرمان به حضرت موسی فهمیده میشود. در ابتدای پیامبری حضرت موسی خداوند خطاب به او فرمود: إننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی واقم الصلاه لذکری.
«من الله هستم معبودی جز من نیست مرا پرستش کن و نماز را برای یاد من برپا دار»
بنابر این نماز نه تنها مهمترین رکن دین است بلکه اولین دستور و حکم الهی در دین نیز میباشد
۴ ـ نماز اولین عمل خیری که نزد خدا بالا میرود
اعمال خیر و افعال پسندیده در دین بسیارند و هر یک از اعمال نیک آثار خاص خود را دارند و بُرد هر کدام از واجبات الهی به مقدار اهمیتی است که در دین برای آنها تعیین و مشخص گردیده است.
از آن جهت که نماز از اهمیت ویژه و خاصی برخوردار است بُرد او نسبت به سایر عبادات هم بیشتر است.
از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل شده که فرمودند: اوّل مایُرفَعُ مِنْ اعمالهم الصلوات الخمس. «اولین عملی که از انسانها بالا برده میشود نمازهای پنجگانه است»

پس میتوان گفت از آن جهت که نماز اولین عمل خیری است که نزد خدا بالا میرود مهمترین عمل خیر هم میتواند باشد و شاید بخاطر اهمیت والای آن و جایگاه رفیعی که در دین دارد این همه به آن اهتمام شده و شارع مسلمانان را به آن توجه داده است. چنانچه رسول بزرگوار اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودهاند:
«همه دستورات اسلام را از کوچک و بزرگ آشکار کن ولی بیشترینهمت تو درباره نماز باشد»
۵ ـ نماز اولین پرسش در قبر
در اخبار و روایات بسیاری وارد شده است که اولین پرسش و سئوالی که خداوند در قیامت از بندگانش مینماید نماز است و در واقع نماز همان عددی است که همه اعداد در کنار او قابل شمارش میباشند و اگر آن عدد نباشد سایر اعداد به حساب نمیآیند.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: حافظوا علی الصلوات الخمس فانّ الله ـ عزّ وجلّ ـ إذا کان یوم القیامه یدعوا العبد فاوّل شیء یُسأل عنه الصلاه فان جاء بها قامهً والاّ رُخّ به فی النّار.
«نمازهای پنجگانه را محافظت کنید زیرا روز قیامت که میشود خداوند بندهاش را فرا میخواند

 نخستین چیزی که از او میپرسد نماز است اگر آن را بطور کامل انجام داده باشد (به بهشت میرود) و گر نه در آتش افکنده میشود»
و نیز فرمودند: «اوّل چیزی از عمل بنده که در روز قیامت در آن نظر شود نماز است اگر به کمال و تمام آراسته باشد قبول واقع گردد و عملهای دیگر به تبع آن هم مقبول گردد و اگر ناقص بود مردود شود و دیگر اعمال در رد شدن به آن ملحق شوند»
و از امام صادق(علیه السلام) رسیده است که فرمودهاند: «وقتی بنده فردای قیامت در مقابل خدای عز وجل قرار گرفت اولین چیزی که از او سئوال میکنند نمازهای واجب، زکات واجب، روزه واجب، حج واجب و ولایت ما اهل بیت است»

نقل است که مردی نزد پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) رسید و عرضه داشت ای رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) دعا کن که خدا مرا به بهشت داخل کند پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)فرمودند: مرا با زیادی سجده کردن همراهی کن». یعنی مهمترین عاملی که موجب رفتن به بهشت میشود نماز است. و نیز از خاتم رسولان(صلی الله علیه وآله وسلم)نقل شده که: «همانا ستون دین نماز است و آن اوّل چیزی است که به آن از عمل فرزند آدم رسیدگی میشود. اگر صحیح باشد به سایر اعمال رسیدگی میشود و اگر صحیح نباشد به سایر اعمال او توجهی نمیشود»
۶ ـ برتری نماز بر سایر اعمال آدمی
از مطالب مذکور میتوان چنین نتیجه گرفت که نماز د

ر میان اعمال خیر دیگر جزء برترین آنهاست. وقتی به کتب روائی مراجعه شود و روایات باب نماز را مشاهده کنیم میبینیم که از نماز بعنوان پایه و ستون دین، نشانه ایمان، نور مؤمن، پرچم اسلام و تعابیری از این قبیل یاد شده است که همه این تعبیرها نمایانگر برتری نماز بر سایر اعمال عبادی است.
از پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) حدیث شده است که فرمودند: الصلاه خیرٌ موضوع فَمَنْ شاءَ استقلّ ومَنْ شاءَ استکثر.

«نماز بهترین چیزی است که مقرر شده پس هر که خواهد کم بخواند و هر که خواهد زیاد کند»
و نماز نه تنها بهترین اعمال در دنیا بلکه بهترین اعمال در قیامت نیز میباشد یعنی برتری و امتیاز نماز بر سایر اعمال نیک و پسندیده محدود و منحصر به دنیا نیست بلکه این برتری برای نماز در آخرت نیز محفوظ میباشد. در همین زمینه امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: اِنَّ افضل الاعمال عند الله یوم القیامه الصلاه. «همانا بهترین عمل در روز قیامت نزد خداوند نماز است»

و نیز نماز محبوبترین عمل نزد باری تعالی است. چنانچه علی(علیه السلام)فرمودند: احبّ الاعمال الی الله الصلاه. «محبوبترین اعمال نزد خداوند نماز است»
روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل شده که حاوی نکات دقیق و ظریفی است در این روایت که از مضامین بلندی برخوردار است از حضرتش سئوال شد که یا رسول الله چه عملی نزد خدا با فضیلتتر است؟
پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: نماز به وقت آن. و در ادامه کلامش فرمودند: هرکس بر نماز محافظت نماید در قیامت همراه وی نوری است و هر کس که نماز را ضایع نماید با فرعون و فرعونیان محشور گردد. و اگر عملی نزد خداوند بر تر و بالاتر از نماز بود خداوند فرشتگان خود را به انجام آن امر میکرد در حالیکه همه فرشتگان در حال نمازند برخی در حال قیامند و برخی در حال قعود، برخی در رکوعند و بعضی در سجود»

بنابر این بهترین عمل که نزد خداوند تجلی یافته نماز است. حتی حج با آن همه اعمال و مناسکی که دارد و آن همه آثار اجتماعی که بر او مترتب است به اهمیت نماز نمیرسد و در روایات نماز برتر از حج شمرده شده است. امام صادق(علیه السلام) فرمودهاند:
اَمّا انّه لیس شیءٌ افضل من الحج الا الصلاه. «بدرستی که هیچ عملی بالاتر از حج نیست مگر نماز»

نتیجه اینکه نماز بهترین وسیله نزدیکی بنده به خدا بوده و با این همه تأکیداتی که برای نماز شده است بدون تردید میتوان گفت که همه اعمال خیر آدمی تابع نماز اویند سعی کنیم که بخوبی از این بهترین عمل حراست و پاسداری نمائیم.
۷ ـ نماز آخرین وصیت انبیاء و اولیاء الهی
توجه به این نکته بسیار جالب است که بدانیم آخرین توصیه و کلامی که از پیامبران و سفرای الهی و اولیای دین به ما رسیده است نماز است. بسیار روشن است که انسان در آخرین لحظات حیاتش که میخواهد به دنیای ابدی و جاودانی سفر کند هر سخنی را به زبان نمیآورد و سعی دارد که مهمترین مطلب را در اواخر عمر از خود به یادگار بگذارد. وقتی به وصایای انبیاء الهی و اولیای دین

رجوع میکنیم میبینیم که همیشه پیروان خود را به نماز توجه میدادند و همه انبیای الهی آن را بعنوان آخرین وصیت خویش قراردادهاند. چنانچه در روایتی از امام صادق(علیه السلام) به این نکته اشاره شده که فرمودند: اَحَبُّ الاعمال الی الله ـ عزّ وجلّ ـ الصلاه وهی آخِرُ وصایا الانبیاء.
«نماز بهترین کارها نزد خداوند و آخرین وصیتهای پیامبران الهی است»

آخرین فرستاده خداوند یعنی پیامبر بزرگوار اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) به تبعیت از سایر رسولان الهی امت خویش را به همین نکته توجه دادند و بسیار بر این امر تأکید داشتند. امام صادق(علیه السلام) میفرماید:
علیک بالصلاه فاِنّ آخر ما اوصی به رسول الله وحَثّ علیه الصلاهُ. «بر تو باد به نماز زیر آخرین چیزی

که رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) به آن سفارش نموده و بر آن تأکید داشت نماز بود»
و نه تنها تأکید بر اقامه نماز از سفارشات اکید پیامبران الهی بود بلکه همه اولیای الهی و جانشینان پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) به مواظب از این دستور الهی سفارش میکردند. علی(علیه السلام) در هنگام شهادتش بعنوان آخرین وصیت و توصیه بر فرزندان و پیروان خویش فرمودند: الصلاهَ الصلاهَ الصلاهَ. یعنی شما را سفارش میکنم به نماز، نماز، نماز»
و این چنین بود وصیت سایر اولیای الهی و خلفای بحق مقام نبوی.
۸ ـ نماز یعنی تمام دین

همه دین در نماز خلاصه شده است و در حقیقت نماز تجلی واقعی دین است و به همین جهت گفته شد که هر کس اهل نماز نباشد اهل دینداری نیست و دیندار کسی است که قائم به نماز باشد. و شایدبه همین خاطر بود که پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) ملاک و معیار بین ایمان و کفر را در نماز دانستهاند. و فرمودند کسی که نماز را ترک کند دین خود را ویران و نابود ساخت. الصلاه عماد الدین فمن ترکها فقد هدم الدّین. «نماز پایه دین است پس کسی که نماز را ترک کند بتحقیق دین را نابود نمود».
و یا اینکه فرمودند: من ترک الصلاه متعمّداً فقد کفر. «هرکس نماز را عمداً ترک کرد کافر است»
اگر دین را به منزله خیمهای فرض کنیم که حافظ سعادت انسان باشد و آدمی برای وصول به

سعادت خویش به آن خیمه پناه برده باشد نماز پایه و ستون آن خیمه خواهد بود و اگر ستون نباشد قطعاً خیمه استوار نخواهد بود. پس تا ستون نماز نباشد خیمه دینی در کار نخواهد بود و این بهترین تشبیهی است که در فرمایشات رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) آمده است. و نماز علامت اصلی و نشانه واقعی دین است و اگر نماز نباشد هیچ وجه امتیازی برای شناخت دین حق از باطل نخواهد بود. چنانچه امیر بیان علی(علیه السلام)فرمودند:
واقام الصلاه فانّها الملهُ. «برپا داشتن نماز نشانه اصلی دین است».
و همچنین در روایات مشاهده میشود که نماز را به چهره اصلی دین تشبیه کردهاند. و اگر هر پدیدهای با چهرهاش شناخته شده است، چهره دین با نماز شکل گرفته و آن را باید با نماز

شناخت.
پس اگر کسی نمازش را ترک نماید و یا از آن فاصله بگیرد دین مشخصی ندارد. چون دین او بدون چهره واقعی است. و این است کلام گوهر بار رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) که: الصلاهُ وجهُ دینکم. «نماز سیما و چهره دین شماست»
این تشبیه و تعبیر نه تنها از بیانات بزرگان دین بکار رفته بلکه تلقی و برداشت عرفی مردم و امت پیامبران هم این چنین بوده است. و این نکتهای است که از توجه و دقت در آیات قرآن بدست میآید بعنوان نمونه وقتی قرآن کریم داستان و قصه شعیب پیامبر(علیه السلام) را نقل میکند در احتجاج این پیامبر الهی با قوم خودش چنین میفرماید: «و بسوی قوم مَدْیَن برادرشان شعیب را برای هدایتشان فرستادیم شعیب خطاب به قومش فرمود: ای قوم من، خدا را بپرستید و خدایی جز او برای شما نیست و پیمانه و ترازو را کم نکنید بدرستی که من خیر و صلاح شما را میخواهم و از عذاب روزی که بر شما احاطه کند میترسم. با مردم به عدالت برخورد نمائید و اشیای مردم را کم

ارزش نکنید و در زمین به فساد مشغول نشوید. مردم در پاسخ به نصایح حضرت شعیب(علیه السلام) گفتند: ای شعیب آیا نماز تو به تو دستور میدهد که ما از عبادت بتها دست برداریم آنچه را که پدرانما انجاممیدادند. قالوا یاشعیب اصلاتک تامرک أننترک مایعبد آباؤنا»(
مقصود از اینکه آیا نماز تو به تو امر میکند این است که آیا دین تو به تو دستور میدهد که مراد از نماز همان دین است. پس نماز مساوی با دین است و دین مساوی با نماز.
۹ ـ نماز و رابطه آن با حاکمیت دینی

یکی از علائم و نشانههایی که در حاکمیت و حکومت دینی وجوددارد و شاید یکی از بارزترین شاخصه و امتیاز حاکمیت الهی بر سایر حکومتها بحساب آید این است که حاکمان در حکومت دینی برای برپایی و نشر تعالیم دین و از بین بردن مناهی و زشتیهای فردی و اجتماعی که موجب فساد جامعه میگردد تبلیغ میکنند و آنان که حکومت را برای خود هدف میدانند از چنین همتی برخوردار نبوده و نیستند.
آنان که داعیه پیروی از دین خدا را دارند و خود را جانشین اولیای خدا و حکومت و حاکمیت خویش را همان حاکمیت الهی دانسته و خود را در این راستا پیرو ائمّه(علیهم السلام) میدانند همه همتشان در قلمرو تعالیم دین خداست. یعنی وجه تمایز این نوع حکومت با حکومتهای دیگر در این است که در حکومتهای غیر دینی حاکمان به مصالح و منافع فردی یا گروهی میاندیشند و همه تلاش و کوشش حاکمان در این مسیر سوق داده میشود. امّا در حکومت دینی همه اهتمام حاکمان دین در راستای مصالح مسلمین و تحقق و اعتلای کلمه توحید میباشد.

حاکم دینی وقتی مصالح دیگران را با اجرای احکام و تعالیم دین در تعارض ببیند. مصالح گروه را نادیده گرفته و اقامه دین را ترجیح میدهد. یکی از وظایف مهم حاکمین دینی تبلیغ و هدایت مردم بسوی عبودیت الهی و بندگی خداوند خصوصاً اقامه نماز در جامعه است. الذین ان مکنّاهم فی الارض اقاموا الصلاه. مؤمنان کسانی هستند که هر گاه در زمین آنان را قدرت بخشیم نماز را بپا میدارند»
این آیه بدان معنی نیست که وقتی حاکمان دینی به حکومت رسیدند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 26 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد