مقاله در مورد نماز جماعت و اهمیت، آثار، امام جماعت

word قابل ویرایش
16 صفحه
8700 تومان

نماز جماعت و اهمیت، آثار، امام جماعت

آئین اسلام،از بعد اجتماعى مهمى برخوردار است و با عنایت‏به‏برکات آثار وحدت و تجمع و یکپارچگى،در بسیارى از برنامه‏هایش‏بر این بعد،تکیه و تاکید کرده است.
برگزارى نمازهاى روزانه واجب نیز به صورت جماعت و گروهى،یکى از این برنامه‏هاست.
در اینجا به اهمیت‏«نماز جماعت‏»و آثار گوناگون آن اشاره‏مى‏کنیم:

اهمیت نماز جماعت
غیر از آثار فردى و اجتماعى نماز جماعت(که به آنها اشاره خواهدشد)پاداش‏هاى عظیمى براى آن بیان شده که در اینجا به بعضى ازروایات،اشاره مى‏شود. از رسول خدا(ص)نقل شده که:«من سمع النداء فلم یجبه من غیرعله فلا صلاه له‏» (۱) نماز کسى که صداى اذان را بشنود و بى دلیل،در نماز جماعت‏مسلمانان شرکت نکند،ارزشى ندارد.

در حدیث،تحقیر نماز جماعت،به منزله تحقیر خداوند بشمار آمده‏است:«من حقره فانما یحقر الله‏» (۲) شرکت دائم در نماز جماعت،انسان را از منافق شدن بیمه مى‏کند. (۳) و براى هر گامى که به سوى نماز جماعت و مسجد برداشته شود،ثواب‏و حسنه در نظر گرفته شده است. (۴) همین که

کسى براى شرکت در نماز جماعت از منزل خارج‏مى‏شود،یا در مسجد،در انتظار نماز جماعت‏به سر مى‏برد پاداش کسى‏را دارد که در این مدت،به نماز مشغول بوده است. (۵) تعداد حاضران در نماز جماعت،هر چه بیشتر باشد،پاداش آن بیشتراست.این کلام رسولخداست که فرمود:«ما کثر فهو احب الى الله‏» (۶) حدیث جالبى در بیان فضیلت نماز جماعت است که قسمتى از آن‏در رساله‏هاى عملیه هم ذکر شده است.ترجمه تمام حدیث چنین است:

اگر اقتدا کننده ۱ نفر باشد،پاداش ۱۵۰ نماز داده مى‏شود.
اگر اقتدا کننده ۲ نفر باشد،پاداش ۶۰۰ نماز داده مى‏شود.
اگر اقتدا کننده ۳ نفر باشد،پاداش ۱۲۰۰ نماز داده مى‏شود.
اگر اقتدا کننده ۴ نفر باشد،پاداش ۲۴۰۰ نماز داده مى‏شود.

اگر اقتدا کننده ۵ نفر باشد،پاداش ۴۸۰۰ نماز داده مى‏شود.
اگر اقتدا کننده ۶ نفر باشد،پاداش ۹۶۰۰ نماز داده مى‏شود.
اگر اقتدا کننده ۷ نفر باشد،پاداش ۱۹۲۰۰ نماز داده مى‏شود.
اگر اقتدا کننده ۸ نفر باشد،پاداش ۳۶۴۰۰ نماز داده مى‏شود.
اگر اقتدا کنندگان و امام جماعت‏به ۱۰ نفر رسیدند،پاداش‏۷۲۸۰۰ نماز دارد.
ولى،همین که عدد افراد از ده نفر گذشت،حساب آنرا جز خداکسى نمى‏داند. (۷) در حدیث دیگر است:هر که نماز جماعت را دوست‏بدارد،خدا وفرشتگان او را دوست مى‏دارند. (۸) در زمان پیامبر(ص)هرگاه افراد نماز جماعت کم مى‏شدند، آنحضرت به جستجو و تفقد از افراد مى‏پرداخت و مى‏فرمود:شرکت درنماز صبح و عشاء،بر منافقان از هر چیز سنگین‏تر است. (۹) قرآن نیز،از اوصاف منافقان،بى حالى و کسالت هنگام نماز را بیان‏کرده است. (۱۰ چرا که سحر خیزى و حضور در جماعت مسلمین،آن هم ازراه‏هاى دور و در گرما و سرما،نشانه صداقت در ایمان و عشق نمازگزاراست.
حضور در نماز جماعت،خاص یک منطقه نیست.انسان در هر جا که باشد،خوب است‏به فکر نماز جماعت و حضور در آن و تشویق‏دیگران باشد.
رسول خدا(ص)در باره اهمیت جماعت،فرمود:
«صلاه الرجل فى جماعه خیر من صلاته فى بیته اربعین‏سنه.قیل:یا رسول الله!صلاه یوم؟فقال(ص):صلاه‏واحده‏» (۱۱) یک نماز با جماعت،بهتر از چهل سال نماز فرادى در خانه‏است.پرسیدند:آیا یک روز نماز؟فرمود:بلکه یک نماز.
و مى‏فرمود:صف‏هاى نماز جماعت،همانند صف‏هاى فرشتگان درآسمان چهارم است. (۱۲) اولین نماز جماعتى هم که بر پا شد،به امامت رسول خدا و شرکت‏حضرت على(ع)و جعفر طیار(برادر حضرت على(ع))بود.همین که‏ابوطالب،فرزندش على(ع)را دید که به پیامبر اقتدا کرده،به فرزنددیگرش جعفر گفت:تو نیز به پیامبر اکرم اقتدا کن و این جماعت دو سه‏نفرى،پس از نزول آیه «فاصدع بما تؤمر» بود،که فرمان به علنى ساختن‏دعوت و تبلیغ مى‏داد. (۱۳)

آثار نماز جماعت
بر پایى فریضه‏هاى دینى به صورت دسته جمعتى،غیر از پاداش‏هاى فراوانى که یاد شد،در زندگى فردى و اجتماعى امت مسلمان نیز،آثارمثبت و فراوانى دارد که به برخى اشاره مى‏شود:
۱- آثار معنوى
بزرگترین اثر معنوى نماز جماعت،همان پاداش‏هاى الهى است که گفته شد.روایت است که شبى،على علیه السلام تا سحر به عبادت‏مشغول بود.چون صبح شد،نماز صبح را به تنهائى خواند و استراحت‏کرد.

رسولخدا(ص)که آنحضرت را در جماعت صبح ندید،به خانه اورفت.حضرت فاطمه(ع)از شب زنده‏دارى على(ع)و عذر او از نیامدن به‏مسجد سخن گفت.پیامبر فرمود:پاداشى که بخاطر شرکت نکردن درنماز جماعت صبح،از دست على(ع)رفت، بیش از پاداش عبادت تمام‏شب است. (۱۴) رسول خدا(ص)فرموده است:
لان اصلى الصبح فى جماعه احب الى من ان اصلى لیلتى‏حتى اصبح (۱۵) اگر نماز صبح را به جماعت‏بخوانم،در نظرم محبوب‏تر ازعبادت و شب زنده‏دارى تا صبح است.
بخاطر همین فضیلت و پاداش‏هاست که اگر تعداد نمازگزاران از ده نفربیشتر شود،اگر تمام آسمان‏ها کاغذ،و دریاها مرکب و درخت‏ها قلم شودو فرشتگان بنویسند،پاداش یک رکعت آنرا نمى‏توانند بنویسند. (۱۶) . و نماز جماعت‏با تاخیر،بهتر از نماز فرادى در اول وقت است. (۱۷)
۲- آثار اجتماعى
نماز جماعت،مقدمه وحدت صفوف و نزدیکى دلها و تقویت کننده‏روح اخوت است.
نوعى حضور و غیاب بى تشریفات،و بهترین راه شناسائى افراداست.
نماز جماعت،بهترین،بیشترین،پاکترین و کم خرج‏ترین‏اجتماعات دنیاست و نوعى دید و بازدید مجانى و آگاهى از مشکلات ونیازهاى یکدیگر و زمینه ساز تعاون اجتماعى بین آحاد مسلمین است.
۳- آثار سیاسى
نماز جماعت،نشان دهنده قدرت مسلمین و الفت دلها و انسجام‏صفوف است.
تفرقه‏ها را مى‏زداید،بیم در دل دشمنان مى‏افکند،منافقان را مایوس‏مى‏سازد،خار چشم بدخواهان است.
نماز جماعت،نمایش حضور در صحنه و پیوند«امام‏»و«امت‏»
است.
۴- آثار اخلاقى،تربیتى
در نماز جماعت،افراد در یک صف قرار مى‏گیرند و امتیازات موهوم صنفى،نژادى،زبانى،مالى و…کنار مى‏رود و صفا و صمیمیت ونوعدوستى در دلها زنده مى‏شود و مؤمنان،با دیدار یکدیگر در صف‏عبادت،احساس دلگرمى و قدرت و امید مى‏کنند.

نماز جماعت،عامل نظم و انضباط،صف‏بندى و وقت‏شناسى‏است.
روحیه فردگرایى و انزوا و گوشه‏گیرى را از بین مى‏برد و نوعى مبارزه‏با غرور و خودخواهى را در بر دارد.
نماز جماعت،«وحدت‏»در گفتار،جهت،هدف و امام را مى‏آموزدو از آنجا که باید پرهیزکارترین و لایق‏ترین اشخاص،به امامت نمازبایستد،نوعى آموزش و الهام دهنده علم و تقوا و عدالت است.
نماز جماعت،کینه‏ها و کدورت‏ها و سوء ظن‏ها را از میان مى‏برد وسطح دانش و عبودیت و خضوع را در جامعه اهل نماز، افزایش مى‏دهد.
به خاطر اینهمه آثار است که به نماز جماعت،آنهمه توصیه شده‏است.حتى نابینایى وقتى از حضور پیامبر،اجازه خواست که به مسجدنیاید،آنحضرت فرمود:از خانه تا مسجد،ریسمانى ببندد و به کمک آن،خود را به نماز جماعت‏برساند. (۱۸) و نیز، نابینایانى که اجازه ترک شرکت‏در نماز خواستند،رسول خدا(ص)اجازه نفرمود. (۱۹) از طرف دیگر،برخورد شدید نسبت‏به کسانى که به نماز جماعت‏اهمیت نمى‏دهند،نشان دیگرى بر اهمیت و سازندگى آن است.
در حدیث است که به چنان کسان،همسر ندهید (۲۰) و معرف آنان‏نشوید. (۲۱)
امام جماعت
در نماز جماعت،آنکه جلو مى‏ایستد و مردم به او اقتدا مى‏کنند،«امام‏»نام دارد.بعضى نیز به او«پیشوا»مى‏گویند.در نظام اجتماعى‏سیاسى اسلام،آنکه پیشوایى جمعى را به عهده دارد،باید از یک سرى‏فضیلت‏ها و برترى‏ها برخوردار باشد،تا فضایل او،الهام‏بخش دیگران نیزباشد.در نماز جماعت نیز،پیشنماز،باید در علم و عمل و تقوا و عدالت،برتر از دیگران باشد.
در حدیث مى‏خوانیم:«فقدموا افضلکم‏» (۲۲) و«فقدموا خیارکم‏»، (۲۳) یعنى با فضیلت‏ترین و بهترین خودتان را جلو بیندازید و به او اقتدا کنید.
احادیث،در این باره،بسیار است.به چند نمونه اشاره مى‏کنیم:
امام جماعت،باید کسى باشد که مردم به ایمان و تعهد او اطمینان‏داشته باشند. (۲۴) امام صادق(ع)فرمود:امام جماعت، رهبرى است که شما را به سوى‏خدا مى‏برد،پس بنگرید که به چه کس اقتدا مى‏کنید. (۲۵) ابوذر فرمود:امام شما،در قیامت، شفیع شماست.پس شفیع خودتان‏را از افراد سفیه و فاسق قرار ندهید. (۲۶) اقتدا کردن به افراد ناشناخته و آنان که در دین یا امامت،غلومى‏کنند،نهى شده است. (۲۷) افرادى که در جامعه،بخاطر گناه علنى، شلاق

خورده‏اند،یا از طریق نامشروع،بدنیا آمده‏اند،حق امام جماعت‏شدن ندارند. (۲۸) امام جماعت،باید مورد قبول مردم باشد،و گرنه آن نماز،مورد قبول‏درگاه خداوند نیست. (۲۹) امام صادق(ع)در تفسیر این آیه شریفه (خذوا زینتکم عند کل‏مسجد) (۳۰) هنگام رفتن به مسجد، ینت‏خود را همراه داشته باشید(
فرمود:زینت مسجد،پیشواى شایسته و امام جماعت مسجد است. (۳۱) البته پوشیدن لباس پاک و داشتن وقار و عطر زدن و. ..نیز درروایاتى به عنوان‏«زینت مسجد»آمده است.
امام باقر(ع)فرمود:امام جماعت‏باید از افراد اندیشمند و صاحب‏فکر باشد. (۳۲) رسول خدا(ص)فرمود:کسى که پشت‏سر امام عالم نماز بخواند،گویا پشت‏سر من و حضرت ابراهیم،نماز خوانده است. (۳۳) امام جماعت،باید مراعات ضعیف‏ترین افراد را بکند و نماز را طول‏ندهد. (۳۴) از مجموع این احادیث،موقعیت‏حساس امامت جماعت‏شناخته‏مى‏شود.
انتخاب امام جماعت
از آنجا که در امام جماعت،برترى و فضیلت‏بر دیگران شرط است،اگر در موقعیتى،چند نفر شایستگى آنرا داشتند که به آنان اقتدا شود،باز هم اوصاف و شرایطى به عنوان اولویت در روایات مطرح است که‏آموزنده است و گرایش به ارزشها و انتخاب بهتر را مى‏آموزد.از جمله:
۱- کسى که قرائت نمازش بهتر باشد(اقرئهم)
۲- کسى که در هجرت،پیشقدم باشد(اقدمهم هجره)
۳- کسى که دین‏شناس‏تر و در مراتب علمى برتر باشد (اعلمهم‏بالسنه و افقههم فى الدین)
۴- کسى که سن بیشترى داشته باشد(فاکبرهم سنا)
۵- کسى که انس او با قرآن بیشتر باشد.

۶- کسى که زیباتر و خوشروتر باشد. (۳۵)
۷- صاحب منزل،از مهمان در امام جماعت‏شدن مقدم است.
۸- امام جماعت دائمى،بر افراد تازه وارد به مسجد،مقدم است.
در میان امتیازات،به مسئله‏«عالم بودن‏»بیش از هر چیزى تکیه شده‏است.این دانایى و اعلمیت،در همه مواردى که نوعى رهبرى و پیشوایى‏در کار است،شرط و امتیاز است.
در حدیث است:
«من صلى بقوم و فیهم من هو اعلم منه لم یزل امرهم الى السفال الى‏یوم القیامه‏» (۳۶) کسى که امامت نماز و پیشوایى گروهى را به عهده بگیرد،در حالیکه میان آنان،داناتر از او هم باشد،وضع آن جامعه تا قیامت،همواره رو به‏سقوط و پستى است.
البته همچنانکه در حدیثى گذشت،امام جماعت‏باید مورد پذیرش وقبول مردم باشد.این مقبولیت،از راه علم و پاکى و عدالت و تواضع واخلاق نیکو بدست مى‏آید.
نباید غفلت داشت که گاهى دشمنان و اهل نفاق،براى ضربه زدن‏به اسلام و روحانیت،امام جماعتى را با شایعه و تهمت و دروغ،بدنام‏مى‏کنند تا او را به انزوا بکشند.هشیارى مردم،خنثى کننده این نقشه‏شیطانى است.پشت‏سر کسى نباید به جماعت ایستاد که با فسق و گناه وبدرفتارى،مقبولیت‏خود را از دست داده است،نه آنکه دستهاى مرموزدشمن،او را از نظرها انداخته باشد!…
عدالت در امام جماعت
از شرایط امام جماعت،عادل بودن است.
عدالت را در کتب فقهى تعریف کرده‏اند.فقهاى گرانقدر،از جمله‏حضرت امام خمینى(قدس سره)مى‏فرمایند:
عدالت،یک حالت درونى است که انسان را از ارتکاب گناهان‏کبیره،و تکرار و اصرار نسبت‏به گناهان صغیره باز دارد. (۳۷) پاکى،تقوا،دورى از گناه،از نشانه‏هاى عدالت است.بنا به‏اهمیت این صفت،در نظام اسلامى یکى از امتیازات به حساب آمده ودر فقه اسلامى و قانونى اساسى،داشتن آن براى مسئولان بلند پایه ومشاغل حساس،شرط است و کارهاى مهم کشور و امور مردم،باید بدست افراد عادل انجام گیرد.
به برخى از این موارد که عدالت‏شرط است،توجه کنید:

در مسائل عبادى،امام جماعت‏باید عادل باشد.
در مسائل سیاسى عبادى،مثل نماز جمعه،خطیب و امام جمعه بایدعادل باشد.
در مسائل سیاسى و حقوقى،(همچون نمایندگى مجلس و تصویب‏قوانین)نظر فقهاى عادلى بنام‏«شوراى نگهبان‏»معتبر است.
در مسائل حقوقى،گرفتن و دادن هر حق به صاحبش،باید با گواهى‏افراد عادل باشد.
در مسائل تربیتى،اجراى حدود اسلامى و تادیب ظالم و خلافکار،وقتى است که افراد عادل،به خلاف و گناه او شهادت دهند.
در مسائل اقتصادى،بیت المال باید دست افراد عادل باشد.
در مسائل اجتماعى و فرهنگى،پخش و نشر خبرها،باید دست افرادعادل باشد و به خبر افراد فاسق،اعتماد نمى‏توان کرد، مگر پس ازتحقیق و تفحص.
در مسائل نظامى،فرمانده کل قوا،با رهبرى است،که عدالت‏شرط‏آنست.
پس عدالت،از ارکان مهم در نظام حکومتى اسلام و واگذارى‏مسئولیت‏هاى اجتماعى و تنظیم امور زندگى است.
راه شناخت عدالت
گرچه برخوردارى از عدالت،و داشتن ملکه ترک گناه،از اموردرونى افراد است،ولى با علائم و نشانه‏هایى که در زندگى و عمل افرادبروز مى‏کند،مى‏توان به بود و نبود آن در افراد،پى برد.در روایات، برخى از این علائم به چشم مى‏خورد و بعضى ملاک‏ها بیان شده که باوجود آنها،مى‏توان کسى را عادل شمرد.
از امام صادق(ع)پرسیدند:عادل کیست؟
فرمود:
«اذا غض طرفه من المحارم و لسانه عن الماثم و کفه عن‏المظالم‏» (۳۸) کسى که چشمش را از نامحرم،زبانش را از گناه، ودستش را از ظلم حفظ کند:
پیامبر خدا(ص)نیز در حدیثى انسان جوانمرد و عادل را چنین معرفى‏مى‏کند:
«من عامل الناس فلم یظلمهم و حدثهم فلم یکذبهم و وعدهم‏فلم یخلفهم فهو ممن کملت مروته و ظهرت عدالته…» (۳۹) کسى که با مردم،در معاملات،ستم نکند و در سخن،دروغ نگوید و در وعده‏هایش تخلف نکند،او از کسانى‏است که مروتش کامل و عدالتش آشکار است.
از امام صادق(ع)سؤال شد:عدالت انسان را از کجا بشناسیم؟

فرمود:همین که کسى اهل حیا و عفت‏باشد و در خوراک و گفتار وشهوت،خود را به گناه نیالاید،و از گناهان بزرگى مثل زنا،ربا،شراب،فرار از جنگ،…(که مورد تهدید قرآن است)بپرهیزد،و جز در مواردى‏که عذر دارد،از شرکت در جماعت مسلمین دورى نکند،چنین انسانى‏عادل است و تفتیش از عیوب او و غیبت او بر مردم حرام است… (۴۰) در روایات دیگرى مى‏خوانیم:
به آنکس که نمازهاى پنجگانه را به جماعت‏بخواند،خوشبین باشیدو گواهى او را بپذیرید. (۴۱) شاید آنچه را که فقهاء،به عنوان‏«حسن ظاهرى‏»در عدالت‏بیان‏مى‏کنند،همین باشد که با حضورش در مراسم و جماعت مسلمین ونبودنش در مراکز فساد و گناه،مایه اعتماد مردم شود و او را از این‏طریق،انسان عادل و درست کارى بشناسند.
امام باقر(ع)در مورد عدالت زنان مى‏فرماید:
همین که اهل حجاب و از خانواده‏هاى محترم بود و از شوهر خویش‏اطاعت مى‏کرد و از کارهاى ناپسند و جلوه‏گرى‏هاى ناروا پرهیز داشت،عادل است. (۴۲) در بعضى روایات،«فاسق‏»را کسانى مى‏داند که به خاطر گناهان‏زشت علنى،در جامعه شلاق خورده،یا میان مردم مشهور به خلاف وبدکارى یا مورد سوءظن باشند. (۴۳) البته معناى عدالت در یکنفر،آن نیست که در طول عمر،مرتکب‏گناهى نشده باشد،چرا که این ویژگى،تنها در انبیاء و اولیاء معصوم‏است،ولى همین که ما،در ظاهر،از او گناه بزرگى ندیده باشیم،کافى‏است.

این نیز ناگفته نماند که:اگر کسى خود را عادل نمى‏داند،و حتى به مردم بگوید که من عادل نیستم،اما مردم او را عادل و با تقوا بشناسند،مى‏تواند امام جماعت‏شود و مردم نیز مى‏توانند به او اقتدا کنند و اگرمردم،مایل به اقتدا باشند،نباید سرپیچى کند. (۴۴) و حتى اگر پس ازنماز جماعت،معلوم شود که امام جماعت،عادل نبوده،نمازهایى را که‏پشت‏سر او خوانده‏اند صحیح است و اعاده لازم نیست. (۴۵)

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 16 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد